مجله اینترنتی کاوش - مجله علمی و آموزشی

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



آخرین مطالب


جستجو


 



به بیان دیگرتاب آوری،سازگاری مثبت درواکنش به شرایط ناگواراست (شهبازی راد،۱۳۹۱).

 

در واقع «تاب آوری» یکی ازمهمترین توانایی انسان است که باعث سازگاری مؤثر او باعوامل خطرآفرین واسترس زا می شود .تاب آوری جایگاه ویژه ای درحوزه روان شناسی تحول،روان شناسی خانواده وبهداشت روانی دارد.گارمزی[۱] ماستن[۲] (۱۹۹۱)، تاب آوری رابه عنوان نوعی فرایند،توانایی یاپیامدسازگاری موفقیت ‌با داشتن موقعیت تهدیدکننده تعریف کرده‌اند.به عبارت دیگرتاب آوری عاملی است که به افراددر رویارویی وسازگاری باموقعیت های سخت وتنش زای زندگی کمک می‌کند (ایزدیان،امیری، جهرمی و حمیدی ،۲۰۱۰)، افسردگی راکاهش می‌دهد (وایت[۳]،درایور[۴]وارن[۵]،۲۰۱۰)، توانایی سازگاری بادرد (اسمیت[۶]،تولی[۷]،مونتاگیو[۸]، رابینسون[۹]، کاسپر[۱۰]وپائول[۱۱]،۲۰۰۹)،وکیفیت زندگی راافزایش می­دهد (رنجبر، کاکاوند، برجعلی وبرماس،۱۳۹۰).

کانر ودیویدسون (۲۰۰۳)،معتقدند،تاب آوری توانایی فرددربرقراری تعادل زیستی-زیستی درشرایط خطرناک است.تاب آوری هم چنین بازگشت به تعادل اولیه یارسیدن به تعادل سطح بالاتر(درشرایط تهدیدکننده)است واز این روسازگاری موفق درزندگی را فراهم می‌کند.در واقع تاب آوری شرکت فعال وسازنده فرد درمحیط خودمحسوب می شود.علاوه براین تاب آوری نوعی ترمیم خودباپیامدهای مثبت هیجانی،عاطفی ‌و شناختی است.کامفر[۱۲](۱۹۹۹)‌به این نکته اشاره می کندکه سازگاری مثبت بازندگی می‌تواند به عنوان پیامد تاب آوری درنظرگرفته شودوهم به عنوان پیشایند،موجب سطح بالاتری ازتاب آوری شود.وی این مسأله راناشی ازپیچیدگی تعریف تاب آوری ونگاه فرآیندی به آن می‌داند.افرادتاب آور انعطاف پذیری بیشتری ‌در مقابل‌ شرایط آسیب زادارندوخودرادربرابراین شرایط حفاظت می‌کنند. عوامل متعددی ازجمله:ویژگی های درونی/روانی-اجتماعی،حمایت اعضای خانواده ‌و دوستان وحمایت سیستم های اجتماعی درایجادوارتقای میزان تاب آوری نقش دارند..یکی ازعوامل که ‌بسیار مورد توجه قرارگرفته است،شیوه های فرزندپروری است.کودک درخانواده پندارهای اولیه رادرموردجهان فرامی گیرد،ازلحاظ جسمی وذهنی رشد می­یابد، شیوه های سخن گفتن می آموزد، هنجارهای اساسی رایاد ‌می‌گیرد و سرانجام نگرش­ها، اخلاق وروحیاتش شکل ‌می‌گیرد (اقلیدس؛ هیبتی،۱۳۸۳).

روابط والدین وفرزند،نظام ‌و شبکه ی درهم پیچیده است که دراثرکنش متقابل شکل می‌گیرد. جوحاکم ‌بر خانواده ورفتاروالدین ‌در چگونگی احساس فردازخودوتوانایی هایش مؤثراست. مهارت های فرزند پروری شامل یادگیری مطالبی درباره چگونگی رشد ورفتارکودکان ودرک این که درهرسنی چه رفتاری رابایداز آن هاانتظارداشت،یادگیری راه های مثبت ومؤثربرای کنارآمدن ‌با رفتارهای ناشایست،کسب مهارت دراطمینان خاطردادن ومحبت کردن به فرزندان وقاطع صحبت کردن می شود (شریعتمداری،۱۳۸۸).

 

هرخانواده ای شیوه های خاصی رادرتربیت فردی واجتماعی فرزندان خویش به کار می‌گیرد.این شیوه هاکه شیوه ­های فرزندپروری نامیده می شوندمتأثرازعوامل مختلف ازجمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی وغیره می‌باشد.دانش آموزی که ‌و کودکی موردبی توجهی والدین قرارگرفته یا خانواده اش اوراترک کرده‌اند، در مرکز خودپنداره اش به جای مفهوم موفقیت،مفهوم شکست جای گرفته است.این خودپنداره ی منفی موجب تثبیت شدن پیام هایی چون «من دوست داشتنی نیستم،من خواستنی نیستم، یامن بد هستم» می­ شود که نتیجه این تفکرات در سازگاری دانش آموز درشرایط بحران واسترس زا خلل ایجاد می­ کند (حسینی نسب،احمدیان وروان بخش،۱۳۹۱).

کودک عالی­ترین امکانات رشد را دارد و ظرفیت آن را دارد که به بهترین وجهی تربیت شودبه شرط آن که خانواده ومحیط مناسب دراخیارش قرارگیرد. فرزندپروری،به شیوه ی غالب برتربیت فرزندان ازسوی والدین اشاره دارد و بر چگونگی رشدو تکوین شخصیت کودک تأثیر بسزایی دارد. با توجه به تحقیقات انجام شده چهارسبک فرزندپروری مطرح شده که عبارتند از: فرزندپروری مقتدرانه، فرزندپروری مستبدانه،فرزندپروری سهل گیرانه،فرزندپروری مسامحه کارانه(حسینی نسب و همکاران،۱۳۹۱).

 

۱- فرزندپروری مقتدرانه

 

این روش موفق ترین روش فرزندپروری است که پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب را شامل می شود.برای مطیع‌ سازی از استدلال و منطق بهره می‌جویند،با کودک گفت‌وگو می‌کنند و در عین گرم و صمیمی بودن با فرزند خود، کنترل کننده و مقتدرهستند(خاندل،۱۳۸۷).

 

۲- فرزندپروری مستبدانه

 

این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد، سرد و طرد کننده هستند،برای کنترل کودکان خود از شیوه های ایجاد ترس استفاده می‌کنند.این والدین انتظار دارند فرمان­های آن ها بدون چون و چرا اطاعت شود. والدین ‌در شیوه‌ استبدادی کمترین مهرورزی و محبت را از خود نشان می‌دهند(سرکاری فر،۱۳۹۱).

 

۳- فرزندپروری آسان گیرانه

 

در این سبک، والدین مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند، کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می‌کنند و به آن ها اجازه می‌دهند در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند.آن ها از روش‌های احساس گناه و انحراف استفاده می‌کنند.معمولاً به جای یک والد جایگاه یک دوست را دارند(سرکاری فر،۱۳۹۱).

 

۴- فرزندپروری بی اعتنا

 

در این روش، پذیرش و روابط پایین، کنترل کم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن وجود دارد. این والدین اغلب از لحاظ هیجانی جدا و افسرده هستند و وقت و انرژی کمی برای فرزندان صرف می‌کنند عموماً از زندگی فرزندان شان گسسته هستند(خاندل،۱۳۸۷).

 

نقش مذهب دررابطه بابهداشت وشفاازقرون بسیاردورشناخته است.درطول هزاران سال مذهب ‌و پزشکی درمداوا وکاهش رنج های انسان شریک یکدیگربوده اند.عقاید وباورهای مذهبی ‌و دلبستگی به خداوند به عنوان منبع ومبنای امنیت برای افرادهنگامی که دچاراسترس ‌و آشفتگی روانی می شوندودیگراین که خداوند به عنوان منبع حمایت کننده ‌و مطمئن برای کشف و جست جو درمحیط اطراف برای افراد نقش تعیین کننده ­ای دارد (صولتی،ربیعی وشریعتی،۱۳۹۰).

 

لو وسیم(۲۰۰۳)،براین ‌باورند که داشتن دلبستگی ایمن به افزایش ویژگی های روان شناختی وعواطف مثبت مانندامید وخوش بینی به ویژه درموقعیت های دشوارمنجرمی ‌شود چون احساس می کندتکیه گاه ایمن وقدرتمندی دارد که از او حمایت می‌کند.بک معتقد است افرادی که دلبستگی بیشتری به خدا دارندواین دلبستگی نیزازنوع ایمن است کمتردچارتنش وافسردگی می شودوازاحساس رضایت ‌و صمیمیت بیشتری برخوردارند.اسوینگتون(۲۰۰۱)،دریافت که معنویت رابه عنوان «یک نیازبسیارگسترده بشری می توان جدای از ساختار متداول مذهبی» موردبررسی ومداقه قرارداد.وی می‌گوید«معنویت»جنبه ای ازوجودانسان است که به آن«انسانیت»می بخشد. معنویت باساختارهای بااهمیتی که به زندگی فردمعنا وجهت می‌دهند درارتباط است وبه فرد ‌در رویارویی ومقابله باپستی ‌و بلندی های زندگی کمک می‌کند(صولتی وهمکاران۱۳۹۰).

 

هم چنین با پذیرش اینکه «مذهب» یک متغیر مهم در زندگی افراد است می توان گفت نفوذ باورها،نگرش ها،رفتارها و ویژگی های ارزشی درونی افراد مذهبی در حوزه زندگی آن ها بایدجزئی از تحلیل روان شناختی باشد. به عقیده گورساچ[۱۳] (۱۹۹۸) ،آگاهی ‌در مورد مذهب به اندازه سایر ضمایم پایگاه های اطلاعاتی روان شناختی ارزشمند است و نیازی نیست که اهمیت مذهب را در زندگی افراد نشان داد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 01:28:00 ق.ظ ]




 

۱-۹ متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی‌

 

در این تحقیق پیش رو دو متغیر اصلی داریم که متغیر رهبری تحول آفرین به عنوان متغیر مستقل و متغیر بهبود مزیت رقابتی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته می‌شود‌. ابعاد مؤثر بر مزیت رقابتی در این تحقیق بر اساس تحقیق لی و ژائو[۷] (۲۰۰۶) شامل : کارایی هزینه، انعطاف پذیری فرایند/ تولید خدمات، کیفیت خدمات و زمان مورد استفاده، در نظر گرفته شده اند. همچنین برای شناخت تاثیر مثبت و معنادار رهبری تحول آفرین بر بهبود مزیت رقابتی از مدل مربوط به تحقیق شهزادخان و محمد آسیف[۸] (۲۰۱۳) استفاده می‌شود‌. در شکل زیر مدل مفهومی تحقیق و نحوه تاثیر متغیر‌های مستقل بر متغیر وابسته ترسیم شده است.

 

کارایی هزینه

 

انعطاف پذیری

 

کیفیت خدمات

 

زمان

 

شکل ۱-۱ : مدل مفهومی تحقیق

 

H2-1

 

H2-2

 

H1

 

H2-3

 

H2- 4

 

 

 

(منبع مدل مفهومی : لی و ژائو، ۲۰۰۶؛ شهزاد خان و محمد آسیف، ۲۰۱۳).

 

۱-۱۰ تعریف واژه‏ ها و اصطلاحات فنی و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی)

 

۱-۱۰-۱ مزیت رقابتی

 

تعریف مفهومی : مزیت رقابتی ارزش‏های قابل ارائه شرکت برای مشتریان است به نحوی که این ارزش‏ها از هزینه‏ های مشتری بالاتر باشد (پورتر[۹]، ۱۹۹۰). در تعریفی دیگر؛ مزیت رقابتی، وضعیتی است که یک بنگاه را قادر می‌سازد با کارایی بالاتر و به کارگیری روش‌های برتر، محصول را با کیفیت بالاتر عرضه نماید و در رقابت با رقبا سود بیشتری را برای بنگاه فراهم آورد. یک واحد اقتصادی زمانی دارای مزیت رقابتی است که بتواند به دلایل خاص که ناشی از ویژگی‌های آن واحد است )مانند وضعیت مکانی، فناوری، پرسنلی و. . . ) به طور پیوسته تولیدات خود را نسبت به رقبایش با هزینه پایین تر و کیفیت بالاتر عرضه کند (رود ساز و دیگران، ۱۳۹۱).

 

تعریف عملیاتی : امروزه تجزیه وتحلیل عملکرد در بنگاه های رقابتی و موفق در سطحی فراتر از رویکردهای مالی و رویکردهای بهره وری محور در جریان است و مدیران بنگاه ها از شاخص های متنوعی برای سنجش عملکرد استفاده می‌کنند. بعضی از این شاخص ها که در گذشته نیز مورد استفاده قرارمی گرفت، مستقیماً با فرایند تولید در ارتباط هستند که از آن جمله می توان به ظرفیت، کارایی و بهره وری اشاره نمود. اما دسته دیگری از شاخص ها برای تحلیل عملکرد وجود دارد که با رویکرد استراتژیک سازمان ارتباط تنگاتنگی داشته و امروزه به طور وسیعی مورد استفاده است. از این موارد تحلیل عملکرد رقابتی بنگاه بر اساس ابعاد چهارگانه رقابت در حوزه های کیفیت، قیمت، سرعت تحویل و انعطاف پذیری است (کریمی دستجردی و دیگران، ۱۳۸۹).

در تحقیق حاضر مزیت رقابتی به شاخص‌های کسب جایگاه ویژه شرکت‌های همراه اول و ایرانسل که نزد مشتریان به دست می‌آورند اطلاق می‌شود‌. مزیت رقابتی در این تحقیق به وسیله چهار شاخص شناسایی می‌شود‌ که از تحقیق لی و ژائو(۲۰۰۶) استخراج شده اند. این شاخص‌ها شامل : کیفیت خدمات، زمان مناسب ارائه خدمات، ارائه خدمات منعطف و کارایی هزینه می‌باشد. به عبارت دیگر، بهبود مزیت رقابتی از طریق این شاخص‌ها بررسی و اندازه گیری خواهد شد.

 

در این تحقیق متغیر بهبود مزیت رقابتی از طریق پرسش نامه و سوالات ۲۲ و ۲۳ و ۲۴ پرسش نامه سنجیده می شود.

 

۱-۱۰-۲ رهبری تحول آفرین

 

تعریف مفهومی : رهبری تحول آفرین را فرایند نفوذ و تغییرات اساسی در نگرش‌ها و مفروضات اعضای سازمان و ایجاد تعهد برای مأموریت‌های سازمان و اهداف آن تعریف کرده‌اند (تریسی و هینکین[۱۰]، ۱۹۹۴).

 

رهبری تحول آفرین فرایند نفوذ آگاهانه در افراد یا گروه‌ها برای ایجاد تغییر و تحول ناپیوسته در وضع موجود و کارکردهای سازمان به عنوان یک کل است. رهبری تحول آفرین از طریق گفتار و کردارش کل جامعه را دچار تحول می‌کند و نفوذ فراوانی در میان پیروانشان دارد (تونکه نژاد، ۱۳۸۵).

 

تعریف عملیاتی : رهبران تحول آفرین به آن دسته از رهبرانی اطلاق می‌شود‌ که درصددند تا با خلق ایده ها و چشم اندازهای جدید، مسیر تازه ای از رشد و شکوفایی را فراروی سازمان قرار دهند و با ایجاد تعهد و اشتیاق وافر در بین مدیران و کارکنان، اعضاء سازمان را برای ایجاد تغییرات بنیادین و تحول در ارکان و شالوده سازمان به منظور کسب آمادگی‌ها و توانمندی‌های لازم جهت حرکت در مسیر جدید و فتح قله های بالاتر عملکرد آرمانی بسیج نماید (سنجقی، ۱۳۸۰).

 

در تحقیق حاضر با بهره گرفتن از مطالعه مبانی نظری رهبری تحول آفرین به شناخت تاثیر مثبت و معنادار رهبری تحول آفرین بر بهبود مزیت‌ رقابتی می‌پردازیم و از عوامل مؤثر مذکور در طراحی سوالات پرسشنامه استفاده خواهیم کرد. این عوامل به مواردی اشاره دارد که با بهره گرفتن از آن ها می‌توان‌ به تحول و بهبود مزیت رقابتی در کارکنان و خدمات ارائه شده توسط شرکت‌های مورد مطالعه دست یافت.‌بنابرین‏ در این تحقیق متغیر رهبری تحول آفرین از طریق پرسش نامه و سوالات ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶ و ۷ و ۸ پرسش نامه سنجیده می شود.

 

۱-۱۰-۳ کارایی هزینه

 

تعریف مفهومی:

 

مدیریت هزینه به عنوان یک سیستم اطلاعاتی برای ایجاد مزیت رقابتی در قسمت هزینه مورد استفاده قرار می‌گیرد.هدف کلی نظام مدیریت هزینه، شناسایی تأثیر هزینه بر تصمیمات مدیریت و بالا بردن توان رقابتی شرکت است(رهنمای رودپشتی، ۱۳۸۷).

 

تعریف عملیاتی :

 

در این تحقیق متغیر کارایی هزینه از طریق پرسش نامه و سوالات ۹ و ۱۰ و ۱۱ پرسش نامه سنجیده می شود.

 

۱-۱۰-۴ انعطاف پذیری

 

تعریف مفهومی:

 

می توان انعطاف پذیری را این گونه تعریف کرد: تغییرات سریع ظرفیت در صورت بروز تغییر در تقاضا، توانایی تولید محصولات متنوع، تغییرات سریع در طراحی محصولات، معرفی سریع محصولات جدید، توانایی تولید محصولات مطابق با نیاز مشتریان، توانایی تغییر در آمیخته محصول (رمضانیان و دیگران، ۱۳۹۳).

 

تعریف عملیاتی :

 

در این تحقیق متغیر ارائه انعطاف پذیر خدمات از طریق پرسش نامه و سوالات ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ پرسش نامه سنجیده می شود.

 

۱-۱۰-۵ کیفیت

 

تعریف مفهومی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:52:00 ق.ظ ]