|
|
|
گرایش استراتژیک
۰٫۵۸
۰٫۷۷
۴٫۷۵
***
عملکرد
<—
نوآوری
۰٫۴۵
۰٫۶۴
۸٫۲۶
***
با توجه به نتایج تحلیل ارتباط بین متغیر های تحقیق فرضیات زیر تایید گردید: رابطه معنی داری بین مدیریت دانش و گرایش استراتژیک در شرکت دخانیات وجود دارد. رابطه معنی داری بین مدیریت دانش و نوآوری در شرکت دخانیات وجود دارد. رابطه معنی داری بین گرایش استراتژیک و نوآوری در شرکت دخانیات وجود دارد. رابطه معنی داری بین مدیریت دانش و عملکرد در شرکت دخانیات وجود دارد. رابطه معنی داری بین گرایش استراتژیک و عملکرد در شرکت دخانیات وجود دارد. رابطه معنی داری بین نوآوری و عملکرد در شرکت دخانیات وجود دارد. فصل پنجم بحث و نتیجه گیری ] ۵-۱٫ مقدمه این تحقیق شامل ۵ بخش اصلی بوده است. در فصل اول به بررسی کلیاتی از طرح تحقیق پرداختیم. در این بخش بیان مسئله تحقیق، اهمیت موضوع، اهداف و سوالات و فرضیات تحقیق ارائه گردید. در فصل دوم مبانی نظری مرتبط با مدیریت دانش، عملکرد و گرایش استراتژیک و هر یک از این ابعاد مورد بررسی قرار گرفت. در فصل سوم روش شناسی تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق روش تحقیق، پرسشنامه و هم چنین ابزار تحقیق معرفی گردید. روش گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه و مطالعات کتابخانه ای بوده است. هم چنین بیان نمودیم که در این تحقیق از روش رگرسیون به منظور بررسی روابط بین متغیر های تحقیق استفاده می شود. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده خواهد شد. نرم افزار مورد استفاده برای این کار SPSS خواهد بود. در نهایت در فصل چهارم در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی به بررسی وضعیت نمونه تحقیق و همچنین روابط بین متغیر های تحقیق در قالب فرضیات پرداختیم. در این فصل تلاش می شود تا نتایج این تحلیل ها مورد بررسی قرار گیرد.
 ۵-۲٫ نتایج آمار توصیفی در بخش جنسیت مشخص گردید می توان بیان نمود که مردان با تعداد ۹۳ درصد و زنان با ۷ درصد در توزیع جنسیتی این گروه قرار داشته اند. در بخش تحصیلات می توان بیان نمود که افراد فوق دیپلم ۵۵٫۰۸ درصد، دیپلم و پایین تر ۲۲٫۴۲ درصد، لیسانس ۱۷٫۰۸ درصد و فوق لیسانس ۱٫۶۹ درصد می باشند. در بخش سن نیز مشخص گردید که که ۲۱٫۱۹ درصد زیر ۳۰ سال، ۴۷٫۴۶ درصد بین ۳۰ الی ۴۰ سال، ۲۴٫۵۸ درصد بین ۴۰ الی ۵۰ سال و ۶٫۷۸ درصد نیز بالای ۵۰ سال سن داشته اند. بررسی وضیعت سابقه کاری نشان می دهد که ۴۷٫۴۶ درصد دارای ۵ الی ۱۰ سال سابقه کاری، ۳۰٫۵۱ درصد دارای زیر ۵ سال سابقه، ۱۲٫۷۱ درصد دارای سابقه بین ۱۰ الی ۱۵ سال، ۶٫۷۸ درصد بین ۱۵ الی ۲۰ سال و ۲٫۵۴ درصد بالاتر از ۲۰ سال سابقه کاری داشته اند. از نظر وضیعت تاهل مشخص گردید که متاهلان با تعداد ۸۳ درصد و مجردان با ۱۷ درصد در توزیع جنستی این گروه قرار داشته اند. هم چنین نتایج وضیعت سمت سازمانی در نمونه آمار تحقیق نشان داد که ۱۲ درصد افراد مورد مطالعه قرارداد کار، ۴۴ درصد رسمی و ۴۴ درصد نیز پیمانی می باشند. ۵-۳٫ نتایج آمار استنباطی نتایج تحلیل عاملی تائیدی مدیریت دانش موثر این بعد دارای ۴ سوال می باشد. این مولفه ها در قالب ۴ سوال ارائه شده است. نتیجه بررسی برازش این مدل نشان داد که مقدار کای دو بر درجه آزادی ۱٫۰۲ و مقدار مجذور ریشه مربعات نیز ۰٫۰۱۷ محاسبه گردید که در این مرحله نشان دهنده برازش مناسب مدل تحقیق می باشد. نتایج تحلیل عاملی تائیدی عوامل گرایش استراتژیک این بعد دارای ۴ سوال می باشد. این مولفه ها در قالب ۴ سوال ارائه شده است. نتیجه بررسی برازش این مدل نشان داد که مقدار کای دو بر درجه آزادی ۱٫۸۴۵و مقدار مجذور ریشه مربعات نیز ۰٫۰۲۰ محاسبه گردید که در این مرحله نشان دهنده برازش مناسب مدل تحقیق می باشد. نتایج تحلیل عاملی تائیدی عوامل نوآوری این بعد دارای ۷ سوال می باشد. این مولفه ها در قالب ۷ سوال ارائه شده است. نتیجه بررسی برازش این مدل نشان داد که مقدار کای دو بر درجه آزادی ۰٫۶۲۸و مقدار مجذور ریشه مربعات نیز ۰٫۰۷۵ محاسبه گردید که در این مرحله نشان دهنده برازش مناسب مدل تحقیق می باشد. نتایج تحلیل عاملی تائیدی عوامل عملکردی این بعد دارای ۴ سوال می باشد. این مولفه ها در قالب ۴ سوال ارائه شده است. نتیجه بررسی برازش این مدل نشان داد که مقدار کای دو بر درجه آزادی ۰٫۹۷۵ و مقدار مجذور ریشه مربعات نیز ۰٫۰۲۴ محاسبه گردید که در این مرحله نشان دهنده برازش مناسب مدل تحقیق می باشد. ۵-۳-۱٫ نتایج بررسی فرضیه های تحقیق نتیجه بررسی فرضیه ارتباط بین گرایش استراتژیک و مدیریت دانش در بررسی این فرضیه آماره آزمون این رابطه مقدار ۵٫۸۸ محاسبه شده است که بیش از معیار ۱٫۹۶ می باشد، بنابراین وجود ارتباط بین این متغیر ها تایید می شود. از سویی ضریب این ارتباط ۰٫۷۳ می باشد که نشان از قوت رابطه بین دو متغیر دارد، هم چنین مثبت بودن ضریب رابطه حکایت از مستقیم بودن ارتباط بین دو متغیر دارد. نتیجه بررسی فرضیه ارتباط بین نوآوری و مدیریت دانش در بررسی این فرضیه آماره آزمون این رابطه مقدار ۶٫۵۰ محاسبه شده است که بیش از معیار ۱٫۹۶ می باشد، بنابراین وجود ارتباط بین این متغیر ها تایید می شود. از سویی ضریب این ارتباط ۰٫۳۵ می باشد که نشان از شدت متوسط رابطه بین دو متغیر دارد، هم چنین مثبت بودن ضریب رابطه حکایت از مستقیم بودن ارتباط بین دو متغیر دارد. نتیجه بررسی فرضیه ارتباط بین نوآوری و گرایش استراتژیک در بررسی این فرضیه آماره آزمون این رابطه مقدار ۲٫۵۹ محاسبه شده است که بیش از معیار ۱٫۹۶ می باشد، بنابراین وجود ارتباط بین این متغیر ها تایید می شود. از سویی ضریب این ارتباط ۰٫۸۶ می باشد که نشان از شدت بالای رابطه بین دو متغیر دارد، هم چنین مثبت بودن ضریب رابطه حکایت از مستقیم بودن ارتباط بین دو متغیر دارد. نتیجه بررسی فرضیه ارتباط بین عملکرد و مدیریت دانش در بررسی این فرضیه آماره آزمون این رابطه مقدار ۳٫۰۴ محاسبه شده است که بیش از معیار ۱٫۹۶ می باشد، بنابراین وجود ارتباط بین این متغیر ها تایید می شود. از سویی ضریب این ارتباط ۰٫۶۹ می باشد که نشان از شدت بالای رابطه بین دو متغیر دارد، هم چنین مثبت بودن ضریب رابطه حکایت از مستقیم بودن ارتباط بین دو متغیر دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[دوشنبه 1400-08-03] [ 12:12:00 ق.ظ ]
|
|
فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش و سایر مقامات کلیدی ارتش بدون ارتباط با یکدیگر مستقیماً از شاه دستور گرفته و با او ملاقات مجزا داشتند و فقط هماهنگی آنان به وسیله ارشدترین نظامیان مورد اعتماد و منتخب شاه زیر عنوان رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران انجام می گرفت فرمانده کل قوا کراراً فرماندهان عالی رتبه خود را تعویض می نمود که آنان نتوانند در موقع فرماندهی و ریاست خود قدرتی ایجاد کنند و حتی انتصابات کلیدی آنان در رده های مختلف صرفاً بنا بر اعتماد صددرصد و مستقیم شاه بدون توجه به دانش و تخصص و بینش و شایستگی و حتی حسن شهرت و پاکی و درستی و محبوبیت آنان تعیین می گردید. در میان افسرانی که بنابر تلاش فردی و خصوصی از دانش عمومی و محبوبیت و احترام نسبی بین دیگر پرسنل ارتش برخوردار می گردیدند از عنایت دربار و فرماندهان منتخب آن محروم بوده و با پیشرفت در پست های غیرمهم و حاشیه ای، بدون ارتقاء به درجات بالاتر امیری، زودتر از موقع تصفیه و با ایجاد برچسب و مستمسکی به بازنشستگی زودتر نائل می گشتند.[۲۶۹] با توجه اهمیت و وسواسی که پدر و پسر پهلوی به ارتش و امور مربوط به آن از خود نشان می دادند، می توان گفت که سرنوشت ارتش و رژیم شاهنشاهی و به ویژه شخص پادشاه به یکدیگر گره خورده بود. به طوری که ارتش در دوره پهلوی به قابل اعتمادترین نیرو و سازمان برای شخص پادشاه درآمده بود.
 ارتش در دوره رضا شاه انگیزه تشکیل قوای نظامی ایران در ادوار مختلف تاریخی به طور کلی از دو حال خارج نیست به این معنا که از آغاز پیدایش سلطنت در ایران تا سال های اول دوره قاجاریه یعنی در حدود دو هزار و پانصد سال، تشکیل ارتش های ایران همیشه معلول نظریات پادشاهان و حکومت های وقت بوده است که به خاطر حفظ امنیت در قلمرو و خود و یا به منظور جهان گشایی به تشکیل و تقویت آن سازمان دست زده اند. ولی از اوایل دوره قاجاریه که کار رقابت های دول اروپایی در ایران بالا گرفت، رقابت های دول مزبور رفته رفته بر سرنوشت ارتش ایران نیز تاثیر گذارد و در سیر طبیعی آن، تحولاتی که حاصل همان رقابت ها بود، به وجود آورد. می بینیم این رقابت ها گاهی در به وجود آوردن سازمان های نظامی ایران، زمانی در پیشرفت و هنگامی در انحطاط و شکست آن عامل مؤثری بوده اند. چنان که در دوره پادشاهی فتحعلی شاه، ارتش ایران بنابر مصالحی به سبک نظام فرانسوی تشکیل شد و یک هیات نظامی فرانسوی به ریاست ژنرال گاردان به ایران آمد و طولی نکشید که هیات سرجان ملکم و سرگوراوزلی نیز آمدند و سال ها در ایران ماندند تا باز هیأت دیگری از فرانسه اعزام شدند و در خلال اقامت آن ها در ایران کوشش های بسیاری برای طرد آنان می شد.[۲۷۰] کوشش و تلاش برای اصلاحات نظامی بر اساس الگوهای کشورهای اروپایی در قرن نوزدهم و در دوران قاجار صورت گرفت. می توان گفت تا قبل از انجام این اصلاحات از سوی پادشاهان قاجار، ارتش ایران هنوز شکل قدیمی خود را حفظ کرده بود و بر افراد ایالات و عشایر اتکا داشت و رهبران ایلات و قبایل در قبال خدمات نظامی و فراهم آوردن سربازان مورد نیاز شاه به خرج خود از حق تیول بهره می بردند.[۲۷۱] نیروهای مسلح در ایران در دوره قاجار را چهار دسته تشکیل می دادند: - تفنگچیان پلیس جنوب، مرکب از ۵۴۰۰ سرباز ایرانی، ۴۷ صاحب منصب انگلیس، ۱۹۰صاحب منصب ایرانی و ۲۵۶ صاحب منصب جزء انگلیسی و هندی. مخارج این گروه سالیانه هفت کرور تومان معین شده بود. - دسته قزاق که عبارت بود از ۷۸۵۶ نفر قزاق ایرانی، تحت حکم ۵۶ صاحب منصب روس، ۶۶ صاحب منصب جزء روسی و ۲۰۲ صاحب منصب ایرانی با مخارج ۱۹۱۵۰۰۰تومان. - دسته ژاندارم با صاحب منصبان سوئدی که عبارت بود از ۸۴۰۰ نفر و مخارج آن در سال هفت کرور تومان بود. - به علاوه، بریگارد مرکزی و نظامی ولایتی و امنیه و نظمیه و غیر.[۲۷۲] پس از امضای معاهده برست - لیتوسک با آلمان در ۱۵ دسامبر ۱۹۱۷م/۱۲۹۷ش، روسیه مقدمات خروج نیروهایش را از ایران فراهم آورده و راه برای به وجود آمدن ارتش بومی ایران هموار شد. فکر ایجاد ارتش واحد و تحت فرماندهی ایرانی، برای جلوگیری از ادعاهای جدایی طلبانه و استقلال جویی اقوام گوناگون و برای پاسخگویی به تمایل نخبگانی که خواستار ایجاد یک دولت ملی تام الاختیار بودند، تقویت شد. طی جنگ جهانی اول برای نخستین بار بحث بنیانگذاری ارتش ملی مطرح شد. این ایده با پافشاری انگلیسی ها که مایل بودند تا دولت های آینده ایران هم وجود تفنگداران جنوب را بپذیرند، گسترش یافت. در واقع از ابتدای قرن بیستم انگلیس نیز خواستار تشکیل ارتش واحد در ایران بود. علت اصلی علاقه آن ها نیز این بود که روسیه در آن هنگام از نظارت مستقیم بر تیپ قزاق دسته برداشته بود و قزاق ها فقط به دولت تهران وابسته بودند. در ماده سوم قرارداد شش ماده ای نهم اوت ۱۹۱۹م/تابستان ۱۲۹۸ش بین ایران و انگلیس که یک رژیم تحت الحمایه پنهانی را بر ایران تحمیل می کرد به طور آشکار بیان شده بود: دولت انگلیس به خرج دولت ایران صاحب منصبان و ذخایر و مهمات سیستم جدید را برای تشکیل قوه متحد الشکلی که دولت ایران آن را برای حفظ نظم در داخله و سرحدات در نظر دارد تهیه خواهد کرد. عده و مقدار ضرورت صاحب منصبان و ذخایر و مهمات مزبور توسط کمیسیونی که از متخصصین انگلیس و ایرانی تشکیل خواهد گردید و احتیاجات دولت را برای تشکیل قوه مزبور تشخیص خواهد داد معین خواهد کرد.[۲۷۳] با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش رضاخان، ایده تشکیل ارتش نوین جامه عمل پوشانده شد. رضاخان سردار سپه که دست یابی به قدرت و حفظ آن را، منوط به وجود نیروهای مسلح تحت فرمان خود می دانست، حدود دو ماه پس از کودتا فرمان تشکیل سازمان جدید قشون را صادر کرد. پس از سازماندهی ارتش جدید ایران، نخست خلع سلاح و جابجایی عشایر و ایلات و سرکوب گردنکشانی که سالیان دراز، به خصوص در اواخر دوره قاجاریه از دولت ها فرمان نمی بردند، شروع شد. جنگ هایی در آذربایجان و کردستان و لرستان به وقوع پیوست و ارتش با ایجاد امنیت اعتبار خاصی به دست آورد و در عین حال، به عنوان عامل اجرای مقاصد سردار سپه، راه را برای پادشاهی او هموار ساخت. بیشتر نظامیانی که در شبیخون سوم اسفند ۱۲۹۹ و حمله به تهران، رضاخان میرپنج را یاری کردند و سپس مجری او در دوران وزارت جنگ و نخست وزیری و پادشاهی او بودند، در شمار نخبگان کشور درآمدند و گروهی از اهرم های سلطنت استبدای او بودند و عده ای نیز در هموار ساختن رژیم خودکامه پسرش، محمدرضا شاه نقش اساسی داشتند.[۲۷۴] رضا شاه از همان ابتدا توجه و اهمیت ویژه ای برای ارتش و نیروهای نظامی قائل شد. محمدرضا شاه پهلوی در کتاب مأموریت برای وطنم در اهمیت دادن پدرش به سازمان ارتش بیش از سایر نهادهای مملکتی می نویسد: پدرم با تمامی قوا به اصلاحات داخلی ایران پرداخت. اولین تصمیم او که از دیرباز مورد علاقه و آرزوی او بود، این بود که قسمت های پراکنده و از هم گسیخته ایران را بار دیگر به صورت واحد کاملی درآورد و برای انجام این منظور به ارتش نیرومندی احتیاج داشت. از همان روزی که وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا به او محول گردید، شروع کرد بریگارد قزاق، پلیس جنوب، ژاندارمری و سایر عناصر نظامی و انتظامی را با یکدیگر پیوسته و ارتش واحدی از مجموع نیروهای ایران تشکیل دهد. ترتیب غذا، لباس و حقوق سربازان و مدرن کردن تعلیمات نظامی و خرید تجهیزات و ساخت کارخانجات اسلحه سازی را مورد توجه قرار داد و در بالا بردن روحیه آنان که از خدمت به کشور و ایرانی بودن خود سرافزاری داشته باشند، مساعی جمیله به کار برد.[۲۷۵] با به قدرت رسیدن رضاخان، اصلاحاتی برای تجدید سازمان و تشکیلات ارتش آغاز شد. هزینه های نظامی به طرز چشمگیری افزایش یافت و در سال ۱۹۲۲م/۱۳۰۱ش، حدود ۴۷ درصد از کل بودجه دولت مرکزی را تشکیل می داد. دیویزیون قزاق ایرانی، واحد تفنگداران جنوب، ژاندارمری و سایر واحدهای نظامی در نیروهای مسلح واحدی متحد شدند. در سال ۱۹۲۴م/۱۳۰۵ش، رضاخان فرماندهی یک ارتش ۸۰۰۰۰ نفری را برعهده داشت. در سال ۱۹۲۶م/۱۳۰۵ش، با تأیید مجلس گروهی از افسران ایرانی بر گذراندن دوره های آموزشی به مدارس نظامی اروپای غربی به ویژه فرانسه فرستاده شدند.[۲۷۶] در سال ۱۳۰۴ش اولین قانون نظام وظیفه عمومی وضع شد. رضاخان در تهران دو مدرسه نظامی دایر کرد. رضاخان در سال ۱۳۰۳ش یک نیروی هوایی کوچک و در سال ۱۳۱۱ یک نیروی دریایی تأسیس کرد.[۲۷۷] در زمان برکناری رضا شاه از سلطنت در سال ۱۹۴۱م/۱۳۲۰ش، ارتش ایران به ۱۲۰ هزار نفر رسیده بود. رضاخان مردی سخت کوش، صریح و بی رحم بود که حافظه ای بسیار قوی و اعتماد به نفسی سرشار داشت. او دو کیفیت، متضاد را که به ندرت در یک فرد دیده می شد، در خود جمع داشت؛ از طرفی تندخویی و صراحت لهجه ای تا سر حد بی نزاکتی و حتی گاه دریدگی و از سوی دیگر پنهان کردن نظرها و نقشه ها و حتی کینه های شخصی. او هیچ دلبستگی به آزادی نداشت، اشرافیت قدیمی را به دیده تحقیر می نگریست و همه آنان را برای نجات کشور ناتوان می دانست.[۲۷۸] خصوصیاتی که ذکر شد به نحو مؤثری در ساختار ارتش تأثیر گذاشت و بسیاری از افسران ارتش چنین خصوصیاتی را نشان می دادند؛ زیرا سردار سپه سمبل ارتش و محور قدرت به حساب می آمد و تأسی و تبعیت از او موجب صعود از پلکان قدرت بود.[۲۷۹] در دوره رضا شاه کادر افسران ارتش منشأ یکسانی با صاحبان قدرت اقتصادی در کشور نداشتند. در دهه های ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰ش فرزندان ملاکین ثروتمند و تجاری شهری وارد ارتش نمی شدند و بنابراین پیوند اجتماعی و سیاسی نزدیکی میان دستگاه سرکوب و طبقه حاکم وجود نداشت.[۲۸۰] رضا شاه به فرماندهان و نظامیان بالا رتبه توجه خاصی داشت. نظامیان ارشد به پیروی از رضا شاه از طریق مالکیت زمین، ثروت هنگفتی به دست آوردند و وضعیت خود را از حالت افرادی نوکیسه و فقیر به یک عنصر اساسی اولیگارشی حاکم که مقامات عالی دولت و نهادهای اقتصادی را احراز کرده بودند، تغییر دادند.[۲۸۱] با وجود اصلاحاتی که رضا شاه در ساختار و تشکیلات ارتش طی دو دهه به وجود آورد تا ارتشی مدرن و کارآمد ایجاد کند، اما ارتش در جریان حمله متفقین در سوم شهریور ۱۳۲۰ نتوانست در مقابل نیروهای متفقین مقاومت کند. با ورود نیروهای متفقین به کشور جزء مقاومت های پراکنده، با فرار افسران و سربازان از پادگان ها، ارتش شاهنشاهی فروپاشید. ارتش در دوره محمدرضا شاه طی ماه های بعد از شهریور ۱۳۲۰، دولت ایران، برای حفظ امنیت داخلی کشور با موافقت مقامات اشغالگر درصدد نوسازی ارتش و نیروهای انتظامی برآمد. پس از مدتی تلاش، یگان های پراکنده نیروی زمینی، جمع آوری شدند. به رغم تغییرات ناشی از رفتن رضا شاه و انتقاد مطبوعات از رژیم گذشته و نابسامانی های موجود، برنامه نوسازی ارتش و سازماندهی آن، با همان شیوه پیشین، همراه با دسته بندی و بی نظمی صورت گرفت. فرماندهان و روسای نهادهای ارتش و نیروهای انتظامی، غالباً از افسران دوره رضا شاهی و یا از قماش آن ها بودند، با این تفاوت که اگر در گذشته به علت ترس از رضا شاه، با احتیاط سوء استفاده می کردند، اکنون با بهره گیری از هرج و مرج ناشی از اشغال کشور و ضعف دولت آزادی عمل کافی داشتند.[۲۸۲] محمدرضا شاه به دلیل فقدان پایگاه قدرت سیاسی گسترده و وجود ارتشی متلاشی شده، با کار دشواری در بازسازی ارتش روبرو بود. با توجه به پندار عمومی و غالباً صحیح از ارتش به عنوان ابزار وحشیانه حفظ یک رژیم استبدادی، طرفداری مردمی از ارتش وجود نداشت. شاه جدید به منظور فاصله گرفتن از نظامیان اروپایی در ۱۹۴۲م/۱۳۲۰ش از ایالات متحده دعوت به عمل آورد تا یک هیات مستشاری نظامی برای کمک به تلاش های نوسازی ارتش به ایران اعزام کند. با صلاحدید امریکایی ها، تاکید بر کیفیت بیش از کمیت بود. ارتش کوچک اما مطمئن تر و به اندازه کیفیت ایران، دارای توانایی مشارکت در نبرد ۱۹۴۶م/ ۱۳۲۵ش در آذربایجان برای مبارزه با شورش جدایی طلبانه تشویق شده توسط شوروی بود.[۲۸۳] می توان گفت ارتش ایران در واقع پس از خاتمه جنگ و هنگامی که شرایط بین المللی امکان باز پس گرفتن آذربایجان از تجزیه طلبان را فراهم ساخت تجدید حیات کرد. پیروزی ارتش در آذربایجان، با اینکه بیشتر به تحولات بین المللی و امتناع شوروی ها در حمایت از تجزیه طلبان بستگی داشت. اعتبار و حیثیت تازه ای برای نیروهای مسلح ایران به وجود آورد و موجبات تقویت آن را در سال های بعد فراهم ساخت.[۲۸۴] در دهه ۱۳۲۰ش و اوایل دهه ۱۳۳۰ که شاه در موقعیت ضعیفی بود، ارتش به جناح های سیاسی آشکاری تقسیم شده بود.[۲۸۵] در سال های بعد از شهریور ۱۳۲۰، دو سازمان مخفی در نیروهای مسلح ایجاد گردید، یکی سازمان نظامی حزب توده که چند ماه پس از تشکیل حزب توده در سال ۱۳۲۲ تشکیل شد و دیگری سازمان افسران ناسیونالیست که همزمان با نخست وزیری دکتر مصدق بوجود آمد. ناگفته نماند که دارودسته افسران وابسته به سرلشکر حسن ارفع و آریانا (حزب آریا) پس از برکناری ارفع از ریاست ستاد ارتش متلاشی شد.[۲۸۶] برخلاف مجلس ۱۹۲۵م/۱۳۰۴ش، مجلس ۱۹۴۶م/۱۳۲۵ش، به نقشه های شاه برای ارتش قدرتمند مشکوک بود. بسیاری از نمایندگان مجلس بیم داشتند که از ارتش بار دیگر به عنوان ابزار قدرت سیاسی استفاده شود. به این جهت آن ها برای محدود کردن تسلط بالقوه شاه بر کشور، بودجه های نظامی وی را محدود کردند. اگر چه شاه مصمم بود که تشکیلات نظامی مؤثری تأسیس کند، اما مجبور به پذیرش نظارت مدیریتی روبه افزایش مجلس شد. نخست وزیر ایران، محمد مصدق با حمایت نمایندگان مجلس در ۱۹۵۲م/۱۳۳۱ش به مقام وزارت جنگ رسید. برای مدت کوتاهی، مصدق تغییرهایی را در فرماندهی عالی به وجود آورد. افسران وفادار به شاه را اخراج کرد و به جای آن ها ملی گرایان طرفدار خود را گمارد.[۲۸۷] سازمان افسران ناسیونالیست که در اواخر سال ۱۳۳۰ پایه گذاری شده بود، نقش تعیین کننده ای در پیروزی قیام سی ام تیر ۱۳۳۱ داشت. گروهی از افسران سازمان در نیروی زمینی فرماندهان یگان هایی بودند که برای سرکوب مردم تهران، به خیابان ها اعزام شده بودند، ولی نه تنها دستور تیراندازی به مردم را نادیده گرفتند، بلکه در چند مورد به صف قیام کنندگان پیوستند و دلیل پیوستگی خود را با مردم شرح دادند. خلبانان نیروی هوایی، فرمان آماده باش برای پرواز برفراز آسمان تهران و تهدید قیام کنندگان سی تیر را اجرا نکردند و دیگر افسران را به اهمیت وظیفه شان درآن روز تاریخی آگاه ساختند. محمدرضا شاه پس از آگاهی از سرپیچی فرماندهان یگان های پیاده و زرهی در سرکوب قیام کنندگان و خودداری خلبانان از پرواز بر فراز شهر تهران، از بیم توسعه نافرمانی در ارتش و پیوستن افسران و درجه داران به صفوف مردم، دستور بازگشت نیروهای مسلح را از داخل تهران به پادگان ها صادر کرد. محمدرضا شاه که به سبب از دست دادن نفوذ و اقتدارش در ارتش، ناامید و نگران شده بود در مذاکرات روز ۲۰ مه ۱۹۵۳م/۹ خرداد ۱۳۳۲ش با هندرسن سفیر امریکا در مورد براندازی دولت مصدق پیشنهاد نخست وزیری سرلشکر فضل الله زاهدی از سوی امریکا چنین می گوید: گمان نمی کنم زاهدی بتواند از طریق کودتا موفق شود. ژنرال امینی نفوذ خود را در سطوح بالای ارتش توسعه داده. رابطه کنونی من با ارتش غیرقابل تحمل شده است. نه گزارشی دریافت می کنم. نه افسران به ملاقاتم می آیند. اگر این وضع ادامه یابد، در ماه جولای به عربستان سعودی خواهم رفت.[۲۸۸] شرایط و وضعیت برای محمدرضا شاه غیرقابل تحمل بود. نهایتاً در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، محمدرضا شاه با همکاری سازمان های اطلاعاتی انگلیس و امریکا و استفاده از نیروهای مسلح، کودتا علیه دکتر مصدق را به اجرا گذاشت و دولت دکتر مصدق سقوط کرد. ارزش این کودتا برای رژیم پهلوی و شخص محمدرضا شاه به اندازه ای بود که روز ۲۸ مرداد به نام قیام ملی جشن گرفته شد و شاه پس از پیروزی بر مخالفان خود را منتخب مردم نامید.[۲۸۹] بنابراین دوران جدیدی در سلطنت محمدرضا شاه پهلوی آغاز گردید که اقتدار دوباره خود را مدیون وفاداری نیروهای نظامی و ارتش بود. شاه که در این زمان حامی قدرتمندی چون امریکا داشت و مسأله نفت نیز با تشکیل کنسرسیوم نفت در دوره حکومت نظامی حل شد، به فکر برکناری زاهدی افتاد. شاه زاهدی را از سمت نخست وزیری برکنار کرد و او را به عنوان سفیر فوق العاده ایران به سوئیس فرستاد.[۲۹۰] محمدرضا شاه پس از بازگشت به ایران در سال ۱۹۵۳م/۱۳۳۲ش به این نتیجه رسید که قدرت اقتصادی، بدون قدرت نظامی وجود خارجی ندارد و تصمیم گرفت که چه در داخل کشور، چه در منطقه و چه در جهان قدرت مطلق باشد.[۲۹۱] ارتشبد حسین فردوست نکات اصلی در دکترین امنیت ملی محمدرضا شاه را پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بدین گونه توصیف می کند: محمدرضا شاه مانند رضاخان پایه اصلی قدرت خود را بر ارتش گذارد و همان رویه پدرش را انتخاب نمود. فرماندهی کل قوا شاید مهم ترین شغل او محسوب می شد. او با پول نفت ارتش را با مدرن ترین و گران ترین تجهیزات مسلح می کرد و از مستشاران امریکایی به وفور در امر آموزش ارتش استفاده می نمود. هیچ مقامی به جزء محمدرضا حق دخالت در امور ارتش را نداشت، حتی نخست وزیر. محمدرضا از سلسه مراتب دولتی فقط وفاداری محض به خود او را می خواست و تخصص و صحت عمل تحت الشعاع وفاداری بود. محمدرضا از سازمان های دولتی بیمی به خود راه نمی داد و خود را به حد کافی قدرتمند می دانست تا جلوی هرگونه مخالفت علنی را بگیرد.[۲۹۲] شاه با کسب تجاربی در طی دوران کوتاه پادشاهیش، به خوبی دریافته بود که دوام قدرت و پادشاهی او در قبضه کردن نیروهای مسلح کشور است. از اینرو با بهره گرفتن از عنوان تشریفاتی فرماندهی کل قوا، فرماندهی نیروهای نظامی را به انحصار خود درآورد و از اعمال نفوذ دیگران، حتی نخست وزیران منتخب خود در امور قوای مسلح جلوگیری می کرد. بدین سان دستورها و اوامر شاه، نه تنها در برگیرنده سیاست ها، بلکه مسؤولیتهایی می شد که در همه ارتش های جهان، از طریق سلسله مراتب در اختیار فرماندهان قرار گرفته است. محمدرضا شاه پس از قتل رزم آرا- به جزء چهارده ماه دوره دوم زمامداری دکتر مصدق که نخست وزیر به عنوان مسؤول اداره کشور عهده دار مقام وزارت و مسؤول امور انتظامی کشور بود- تا انقلاب سال ۱۳۵۷، با عنوان فرمانده کل قوا به ارتش و نیروهای مسلح کشور فرمان می داد و در کلیه امور مربوط به ارتش شخصاً تصمیم می گرفت.[۲۹۳] در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ ارتش توانست قیام مردم را در هم شکند. در طول این قیام شاه برای سرکوبی تظاهرات در تهران و در دیگر شهرها، ارتش را به میدان زورآزمایی فرستاد و قیام مردم را سرکوب کرد. طی این فراخوانی از ارتش، یک بار دیگر ارتش معادله قدرت را به نفع شاه تغییر داد. از این تاریخ به بعد شاه دارای قدرتی بلامنازع شد و درحقیقت اوج قدرت مطلقه شاه از این تاریخ به بعد آغاز می شود. می توان گفت از این دوره به بعد با توجه به قدرت اقتصادی نفت و انجام اصلاحات ارضی، پهلوی دوم هرچه بیشتر از طبقات جامعه مستقل می شود و اتکای بیشتری به ارتش برای حفظ موجودیت خود پیدا می کند. بنابراین ارتش بیش از پیش مورد توجه محمدرضا شاه قرار می گیرد. شاه از این دهه به بعد تسلط خود را بر نیروهای مسلح کشور تثبیت کرد و تعیین تمام پست های حساس را در ارتش در انحصار خود قرار داد. او در مقام فرمانده کل نیروهای مسلح ایران، ارتش را طوری سازمان داد که هرگونه اقدام هماهنگی را از سوی فرماندهان قسمت های مختلف بر علیه خود غیر ممکن می ساخت. شاه برای تأمین این هدف اولاً با دقت و مراقبت افسران وفادار و مورد اعتماد خود را در رأس کارهای حساس گذاشت و لیاقت و توانایی آن ها در درجه دوم اهمیت قرار گرفت. ثانیاً کلیه انتصابات تا سطوح پایین را تحت نظارت شخصی خود قرار داد و حتی ترفیع درجات افسران هم که یک روال عادی بود، بدون تصویب و فرمان او عملی نمی شد. ثالثاً با جدا کردن سازمان نیروهای مسلح از یکدیگر و تشکیل سرفرماندهی جداگانه برای نیروهای زمینی، هوایی و دریایی تماس مستقیم بین آن ها را قطع کرد و هر سه نیرو را به طور جداگانه تحت نظر و فرمان خود گرفت. وحدت و فرماندهی در وجود شاه تحقق می یافت و فرماندهان نیروها هرگز بدون حضور او جلسه مشترکی تشکیل نمی دادند. رئیس ستاد مشترک واقعی این نیروها خود شاه بود و نام ستاد مشترک بزرگ ارتشتاران اسم بی مسمایی به نظر می رسید. هیچ گونه کنترل و نظارت غیر نظامی بر نیروهای مسلح اعمال نمی شد و پست وزارت جنگ در کابینه معمولاً به یک ژنرال سالخورده یا بازنشسته تفویض می شد که فقط رابط میان دولت و ارتش را بازی می کرد. نیروهای مسلح ایران یک طبقه ممتاز و نازپروده جامعه را تشکیل می دادند. آن ها غرق در تجهیزات مدرن و پیچیده نظامی، کاملاً از غیرنظامیان جدا نگاه داشته می شدند. بخش عمده نیروهای مسلح را سربازان و افسران وظیفه تشکیل می دادند. بسیاری از مناطق کشور و شهرهای بزرگ پادگان مخصوص خود را داشتند. مراکز نظامی شهرها معمولاً در حومه شهرها قرار داشتند و با احداث خانه های سازمانی و فروشگاه های ارزان قیمت و مدارس و تأسیسات ورزشی و تفریحی در این مراکز، افسران و خانواده های آن ها نیازی نداشتند به شهرها و بین مردم غیرنظامی بروند. شاه با اتخاذ چنین تدابیری نه فقط می خواست رضایت کامل افراد نیروهای مسلح را جلب کرده وفاداری بی چون و چرای آنها را نسبت به خود تضمین نماید، بلکه دشمنان و مخالفان خود را نیز در داخل و خارج ایران از وجود چنین قدرتی بترساند.[۲۹۴] شاه در تلاش بود تا فرماندهان ارشد را از جریان های اجتماعی، مذهبی و سیاسی تأثیرگذار بر غیرنظامیان دور نگه دارد. رژیم شاهنشاهی تأکید بسیاری بر جدایی نظامیان از سیاست داشت و کادر نظامی ایران از شرکت در انتخابات و عضویت در احزاب سیاسی منع شده بودند. با وجود تلاش های شاه برای غیرسیاسی کردن ارتش، نیروهای مسلح نقش مهمی را در پشتیبانی از سیاست های خارجی و داخلی شاه ایفا می کرد. پس از برنامه اصلاحات انقلاب سفید مسؤولیت های بیشتری به نیروهای مسلح در زمینه های غیرنظامی گوناگون در کابینه، ارگان های دولتی و سفارت خانه های ایران در خارج می گمارد. مشاغل مهم در نهادهای امنیت داخلی و اجرای قانون به کادر نظامی وفادار و مورد اعتماد شاه واگذار می شد. استانداران و شهرداران مراکز شهری عمده، تیمسارهای ارتش شاه بودند. افزایش نفوذ و آشکار شدن نقش ارتش در دهه ۱۹۷۰م/۱۳۵۰ش به خاطر پویایی و یا همبستگی آن نبود در واقع ارتش فاقد وحدت لازم برای تبدیل شدن به یک مرکز قدرت در سیاست ایران بود.[۲۹۵] ارتش و نیروهای انتظامی، حافظ تاج و تخت سلطنت و عامل پرتوان اجرای مقاصد رژیم و نیروی سرکوبگر مخالفان بود. محمدرضا شاه تقویت و قدرتمند شدن هرچه بیشتر نیروهای مسلح را وجه همت خود قرار داده بود. در تجدید سازمان ارتش تعداد افراد یگان ها از ۲۰۰۰۰۰ تن در سال ۱۳۴۲ به ۴۱۰۰۰۰ تن در سال ۱۳۵۶ رسید. تعداد افراد ژاندارمری از ۲۵۰۰۰ تن به ۶۰۰۰۰ تن افزایش یافت. ناوگان جدید خریداری و سفارش داده شد و سازمان یگان های گارد شاهنشاهی توسعه یافت. بودجه ارتش از ۲۹۳ میلیون دلار در سال ۱۳۴۲ به ۱۸۰۰ میلیون دلار در سال ۱۳۵۲ رسید و پس از چهار برابر شدن قیمت نفت، بودجه ارتش در سال ۱۳۵۶ بالغ بر ۳/۷ میلیارد دلار گردید. بین سال های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۲ بیش از ۱۲ میلیارد دلار گردید. در سال ۱۳۵۶ ایران صاحب بزرگ ترین نیروی دریایی بین کشورهای خاورمیانه در خلیج فارس بود. نیروی هوایی ایران پس از اسرائیل قدرتمندترین نیروی هوایی خاورمیانه و خاورنزدیک به شمار می رفت. در زمینه تولید انرژی اتمی ایران مبلغ ۲۰ میلیارد دلار برای احداث ۱۴ طرح، طی ۱۰ سال بعد در نظر گرفته شده بود. شاه سرنوشت و آینده کشور و سلطنت را در وجود و قدرت نیروهای مسلح می دانست. وی در مصاحبه با یکی از استادان دانشگاه های ایالات متحده امریکا گفته بود: من مانند لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه نیستم که می گفت: دولت منم. من می گویم: ارتش منم.[۲۹۶] چشم امید محمدرضا شاه به ارتش تا جایی بود که با اطمینان کامل از عملکرد ارتش در حمایت از بقای رژیم و شخص خود، در مصاحبه با نیویورک تایمز گفته بود: من و ۷۰۰ هزار سرباز و افسر نیروی نظامی چطور اجازه خواهیم داد که ایران ملعبه دست مخالفین شود.[۲۹۷] نفس داشتن تجهیزات و سازمان وسیع، این تصور را پدید آورده بود که این ارتش در شمار معدود ارتش های قدرتمند جهان است. تا جایی که ادعا می شد به زودی پنجمین قدرت نظامی جهان خواهد شد. اما ارتشبد فریدون جم رئیس پیشین ستاد ارتش می گوید: این تصور واهی بود. ارتش ایران، حداکثر در حدود شش لشکر داشت. مگر با شش لشکر می شود پنجمین قدرت جهان بشوی. اینکه بخواهد ارتش ایران نیروی پنجم جهان بشود، این حرف بی معنایی بود که می گفتند، آخر یک ارتش برای اینکه نیروی پنجم جهان بشود باید یک زیربنای محکمی داشته باشد. یک اتکای به یک ملت مبارز متحدی داشته باشد. یک سیستم صنعتی داشته باشد که بتوان تمام احتیاجات جنگ را تأمین بکند. یک ارتشی که حتی برای نفت یک روز که اعتصاب کردند بنزین نبود که مجبور شدند از امریکا بنزین بیاورند، چه طور نیروی پنجم جهان می شده است؟ یا اینکه تمام قطعات یدکی آن باید از امریکا می آمد و اگر نمی آمد باید این ارتش بخوابد، یا از آلمان نیامد یا از فرانسه نیامد.[۲۹۸] علاوه بر بلندپروازی های شخصی محمدرضا شاه، دکترین نیکسون-کیسینجر فرصت را برای به عهده گرفتن نقش ژاندارمری در منطقه خلیج فارس برای او فراهم کرد. نقشی که عهده دارشدن و انجام آن نیازمند قدرت نظامی بود. به نوشته محمدرضا شاه ایران در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس تنها کشوری بود که می توانست به عنوان قدرت بازدارنده با کمک گرفتن از نیروهای مسلح هرگونه ناآرامی محلی که در تعارض با منافع استراتژیک و مالی غرب است نابود سازد. تأمین امنیت از دیدگاه شاه در اولویت قائل شدن برای تأمین امنیت نظامی خلاصه می شد و بدین خاطر استقلال و تحصیل آن از تحقق سیاست مستقل ملی تنها در گرو مسلح شدن و تقویت ارتش بود. وی می گوید: می خواستم طوری مسلح شویم که امنیت ما در آن بخش از جهان اقتضا می کرد. نقشه های من در این زمینه پنهان نگه داشته نمی شد و بلکه برعکس همه از آن خبر داشتند. و بعد علت اصلی سقوط خود را تنها ناشی از همین آگاهی کشورهای جهان از برنامه های تسلیحاتی خود ارزیابی می کند.[۲۹۹] وابسته کردن توسعه صنعتی با تقویت توان نظامی در روند تکاملی خود در نهایت منجر به میلیتاریزه شدن تمام بخش های صنعتی- فرهنگی و اقتصادی شد. در هر حال افزایش قدرت نظامی ایران از طریق استخدام مستشاران خارجی، انتقال کارخانه های تسلیحاتی به داخل کشور و خرید اسلحه سیاستی بود که با آگاهی تمام توسط حکومت تا اواخر سلطنت محمدرضا شاه دنبال شد. مخصوصاً تهیه اسلحه برای شاه جنبه مرگ و زندگی داشت. اسدالله علم در خاطرات خود گفته شاه را به سفیر امریکا نقل می کند که او گفت: من بودجه دفاعی ممکلتم را تأمین می کنم، حتی اگر به قیمت گرسنگی مردم باشد.[۳۰۰] اکنون با توجه به آنچه بیان داشته شد می توان گفت که چنین بود ماهیت ارتش شاهنشاهی، ارتشی که افسران و درجه داران آن مطیع و بله قربان گو بودند. خصلت نوکرمآبی داشتند و چون به شیوه اطاعت کورکورانه تربیت شده بودند، ابتکار، جرأت و جسارت نداشتند و همواره گوش به فرمان شاه بودند. تعجب آور نبود هنگامی که بزرگ ارتشتاران ناچار به ترک مملکت گردید، دستگاه عظیم نیروی مسلح بدون فرمانده و در شرف فروپاشی قرار گرفت تا جایی که ارتشبد عباس قره باغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران با همان روحیه نوکرمآبی به ژنرال هایزر فرستاده رئیس جمهوری امریکا گفت: اعلی حضرت به ما دستور داده اند به حرف شما گوش کنیم، به شما اعتماد نمائیم و با شما کار کنیم.[۳۰۱] اکنون این سؤال مطرح است که چرا ارتش رژیم پهلوی چنین راهی را می پیماید که به این شدت نیاز به فرماندهی را در انجام دستورات در خود احساس می کند؟ نگارنده بر این نظر است که آنچه سبب شد ارتش رژیم پهلوی در چنین موقعیتی قرار گیرد که ابتکار عمل از آن گرفته شود، ناشی از سیاست هایی بود که شخص شاه برای کنترل ارتش بر آن اعمال کرده بود. اعمال چنین سیاست های سبب شده بود که وجود ارتش در وجود محمدرضا شاه تحقق پیدا کند. ارتش ایران شبیه به کالبد انسان شده بود که مغز و مرکز فرماندهی آن شخص شاه بود و سایر نیروها اعم از فرماندهان ارشد و افسران و نیروهای وظیفه همگی تن آن را شکل می دادند. در ادامه به طور مبسوط سیاست های محمدرضا شاه در نظارت و کنترل بر ارتش مورد بررسی قرار می گیرد. شاه و نظارت بر ارتش وابستگی ارتش به محمدرضا شاه همراه با وابستگی و علاقه محمدرضا شاه به ارتش شرایطی را در ساختار نظامی ارتش بوجود آورده بود که شاه با تمام وجود ارتش را می پرستید. شاید اغراق نباشد که اگر گفته شود شاه به هیچ یک از ارکان سیستم حکومتی اش مانند ارتش دلبستگی نداشت، به طوری که می توان گفت مهم ترین مسائل در حوزه منویات و خواست های محمدرضا شاه رسیدگی و رتق و فتق امور مربوط به ارتش بوده است. در سیستمی که در آن شاه قبله عالم و مرکز ثقل همه چیز بود نمی توان انتظاری غیر از این داشت. در قبال همه توجه و رسیدگی که شاه نسبت به ارتش داشت، تنها یک چیز از ارتش طلب می شد و آن هم تبعیت کامل ارتش و امرای ارتش از اوامر و دستورات شخص اعلی حضرت بود. به عبارت دیگر ساختار ارتش طی بیش از دو دهه چنان پی ریزی شده بود که چیزی جزء اطاعت و سرسپردگی کامل از شخص اول مملکت را طلب نمی کرد. برون داد ارتش طی این سال ها تنها تسلیم بودن و مطیع بودن در برابر آنچه بود که شخص شاه از نظامیان درخواست می کرد. بنابراین در چنین سیستمی ابتکار، جرأت، استقلال و یا اظهار نظر برخلاف آنچه اعلی حضرت طلب می کرده است محلی از اعراب نداشته و با شدت با آن برخورد می شده است. در این سیستم تنها و تنها شخص شاه بود که دستی بالاتر و تواناتر از همه بر سر ارتش داشت. شاه مطابق اصل۵۰ قانون اساسی مشروطه، فرمانفرمایی کل قشون بری و بحری را برعهده داشت.[۳۰۲] اما چنین اختیار و رابطه ای بین شخص اول مملکت و ارتش در سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به رابطه ای ورای قانون اساسی تبدیل شده بود. در این رابطه شاه ارتش و مسائل مربوط به آن را به نوعی قلمرو و ملک شخصی خود می دانست که هیچ کس را شریک در آن نمی دانست و تعدی و تجاوز به آن را به قاطع ترین شکل پاسخ می داد. اکنون با توجه به آن چه که بیان داشته شد می توان مهم ترین ویژگی ارتش در دوره محمدرضا شاه را تهی بودن آن از استقلال و تبعیت کامل آن از اوامر و دستورات شخص اعلی حضرت دانست. به عبارت دیگر می توان گفت ارتش در شخص محمدرضا تجسم یافته بود و با نبود شخص شاه، ارتش فاقد ابتکار عمل و موجودیت و توانایی و قابلیت برای کنش بوده است. شاه برای اینکه چنین ساختاری را در نیروهای مسلح بوجود آورد، سیاست های گوناگونی را در نظارت و کنترل بر ارتش به وجود آورده بود که عبارتند از: پاکسازی فرماندهان و افسران متمرد و نافرمان انتخاب فرماندهان معرفی خود به عنوان مرد شماره یک در تصمیم گیری های مربوط به ارتش سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن در میان ارتشتاران به موازات گسترش نیروهای مسلح و افزایش قدرت آنها، شیوه های نظارت شاه بر ارتش نیز متنوع تر و شدیدتر شد. با تصفیه افسران ناسیونالیست و کشف شبکه نظامی حزب توده، دسته بندی های سازمان یافته مخالف شاه در ارتش از میان رفت. با این وجود احتمال وقوع نافرمانی های موردی و کوشش برای ایجاد گروه های مستقل نظامی منتفی نبود. ایجاد واحدهای اطلاعاتی و ضداطلاعاتی در درون ارتش، تشکیل رکن دو در ستاد بزرگ ارتشتاران، تأسیس دفتر ویژه اطلاعات، تفکیک نیروهای سه گانه از یکدیگر و ارتباط مستقل آن ها با ستاد بزرگ ارتشتاران، اختلاف افکنی و ایجاد و رقابت های کاذب و اداری و تصفیه نظامیان قدیمی، ابزارها و شیوه های گوناگون بودند که برای کنترل ارتش و خنثی کردن تهدیدهای احتمالی به کار گرفته می شدند. ساده ترین ابزار کنترل ارتش و کشف توطئه ها و نافرمانی های احتمالی رکن ۲ ستاد ارتش بود. رکن ۲ چشم و گوش شاه در ارتش بود.[۳۰۳] در مرحله پاکسازی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، چند صد نفر از افسران طرفدار دکتر مصدق به جرم عضویت در حزب توده دستگیر شدند. تقریباً ۲۰ نفر به اعدام محکوم شدند تا به مردم نشان داده شود که شاه در صدر قرار دارد.[۳۰۴] اداره ضداطلاعات ستاد بزرگ ارتشتاران از واحدهایی بود که به وظایف اطلاعاتی در درون نیروهای مسلح می پرداخت. این اداره در ابتدا بخشی از رکن دوم ستاد ارتش بود اما سپس به ستاد بزرگ ارتشتاران منتقل شد. بر اساس گزارش کمیته اطلاعات نظامی ایالات متحده، اداره ضداطلاعات تشکیلات نسبتاً کوچکی بود اما از قابلیت، تحرک، نظم و کارایی بالا بهره مند بود. مهم ترین وظیفه این اداره که استقلال عمل قابل ملاحظه ای داشت، تأمین و تضمین وفاداری نیروهای مسلح به شاه بود. پاکسازی و تصفیه پرسنل نظامی، زیر نظر قراردادن فعالیت های اطلاعاتی بیگانگان در ارتباط با تأسیسات نظامی ایران و حفاظت از اسناد و مدارک موجود در نیروهای مسلح بر عهده این اداره بود. ضداطلاعات می توانست پرسنل ارتش و افرادی عادی را بازداشت کند. در این گونه موارد ضداطلاعات تنها در مقابل شاه پاسخگو بود.[۳۰۵] بنابراین می بینیم که قدرت عالی و مافوق تصوری که شاه در ساختار زندگی نظامی از آن برخوردار بود، سبب شده بود که از چنین جایگاهی در نظارت و کنترل بر ارتش برخوردار باشد. شاه هیچ مقامی را در تقابل با قدرت خود در کنترل ارتش پذیرا نبود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در اینجا لازم است درمورد یک جدول توضیح بیشتری داده شود و آن سنجش نظر افراد درمورد معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج است که برخلاف تحلیل ما بین سالهای ۷۴ و ۸۲ است. اما اگر نگاهی دقیقتر به گویههای این دو پیمایش بیندازیم میبینیم که در سال ۸۲ همراه کلمه معاشرت کلمه دوستی نیز به کار رفته است که بار منفی بسیاری را در جامعه داراست. به همین دلیل است که موافقین این گویه در سال ۸۲ کمتر از ۷۴ بودهاند ۴-۳-۲-۳-۳-رضایت از زندگی: در مورد رضایت از زندگی و مولفه های آن همچون وضع مالی ، خانوادگی، محیطی، شغل، سلامتی، شانس و اقبال،، وضع مسکن و عوامل موفقیت و خوشبختی سوالات مشابهی را در این ۴ پیمایش میتوان یافت.نمودارهای زیر بیانگر تغییرات این شاخصها طی ۳۰ سال اخیر هستند: -وضع مالی: نتایج را در پیوست،جداول(۴۲و۴۳) و نمودارهای(۴-۴۷و۴۸) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۴۷: درصد افرادی که از وضع مالی خود اظهار رضایت نمودهاند(طولی)
نمودار ۴-۴۸: درصد افرادی که از وضع مالی خود اظهار رضایت نمودهاند(نسلی)
-رضایت از زندگی(در مجموع): نتایج را در پیوست،جداول(۴۴و۴۵)) و نمودارهای(۴-۴۹و۵۰) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۴۹: درصد افرادی که در مجموع از زندگی خود اظهار رضایت نمودهاند(طولی)
نمودار ۴-۵۰: درصد افرادی که در مجموع از زندگی خود اظهار رضایت نمودهاند(نسلی)
- وضع سلامتی: نتایج را در پیوست،جدول(۴۶و۴۷)و نمودارهای(۴-۵۱و۵۲) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۵۱: درصد افرادی که از وضع سلامتی خود اظهار رضایت نمودهاند(طولی)
نمودار۴-۵۲: درصد افرادی که از وضع سلامتی خود اظهار رضایت نمودهاند(نسلی)
- وضع محیط اجتماعی: نتایج را در پیوست،جداول(۴۸و۴۹)و نمودارهای(۴-۵۳و۵۴) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۵۳: درصد افرادی که از وضع محیط اجتماعی خود اظهار رضایت نمودهاند(طولی)
نمودار ۴-۵۴: درصد افرادی که از وضع محیط اجتماعی خود اظهار رضایت نمودهاند(نسلی)
- زندگی خانوادگی: نتایج را در پیوست،جداول(۵۰و ۵۱)و نمودارهای(۴-۵۵و۵۶) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۵۵: درصد افرادی که از زندگی خانوادگی خود اظهار رضایت نمودهاند(طولی)
نمودار ۴-۵۶: درصد افرادی که از زندگی خانوادگی خود اظهار رضایت نمودهاند(نسلی)
- شانس و اقبال: نتایج را در پیوست،جدول(۵۲)و نمودار (۴-۵۷) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۵۷: درصد افرادی که از شانس و اقبال خود اظهار رضایت نمودهاند(طولی)
- موقعیت شغلی: نتایج را در پیوست،جدول(۵۳)و نمودار (۴-۵۸) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۵۸: درصد افرادی که از موقعیت شغلی خود اظهار رضایت نمودهاند(طولی)
- وضع مسکن: نتایج را در پیوست،جدول(۵۴) و نمودار (۴-۵۹) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۵۹: درصد افرادی که از وضع مسکن خود اظهار رضایت نمودهاند(طولی)
- عوامل موفقیت: نتایج را در پیوست،جداول(۵۵و۵۶) و نمودارهای(۴-۶۰و۶۱) مشاهده میکنید. نمودار ۴-۶۰: عوامل موفقیت از دیدگاه افراد(طولی) نمودار ۴-۶۱: عوامل موفقیت از دیدگاه افراد(نسلی) درمورد رضایت، در این قسمت نیز نظریه اینگلهارت (آرزو – تطبیق) بر میزان رضایت ایرانیان طی سالهای ۵۳-۸۲ اثبات میگردد. همانگونه که مشاهده میکنید ما در سال ۷۴ با افزایش رضایت و سپس با کاهش آن در سالهای ۷۹ و ۸۲ مواجهیم (به غیر از رضایت از سلامت). جنگ و ناامنیها و سپس تغییر به سمت امنیت و رفاه رضایت از زندگی را در این مرحله به شدت بالا برده است اما پس از مدتی و تطبیق محیط و افراد از این رضایت کاسته شده است.در مورد عوامل موفقیت نیز مشاهده میشود درصد کسانی که عوامل اقتصادی را انتخاب کردهاند در سال ۵۳ بسیار بیشتر از سال ۸۲ بودهاند. که ناندهنده افزایش فرامادیون در این سالها است. ۴-۳-۳- روش سوم مقایسه زمینه های اقتصادی - اجتماعی یکی دیگر از روشهای دور زدن نظریه اینگهارت برای تطبیق نظریهاش بر فرهنگ ایرانیان استفاده از زمینههای اجتماعی- اقتصادی افراد و مقایسه آن طی سالهای گذشته است. همانطور که در بخش (۴-۳-۲) مشاهده کردید یکی از روشهای تطبیق در این تحقیق استفاده از نتایج شاخصسازی (مادی / فرامادی) اینگهارت بود. به این صورت که به جای اینکه از مقایسه مادیون فرامادیون (براساس تعریف و شاخصسازی خود اینگهارت) استفاده شود، به مقایسه نمودهای این شاخص در ارزشها و نگرشها پرداخته شده در واقع به جای مقایسه خود شاخص به مقایسه نتایج و اثرات آن بر ارزشهای دیگر افراد استفاده شد و تغییرات آن اثرات به عنوان تغییرات در خود سنخهای ارزشی عنوان شد.
 این قسمت نیز همانند بخش (۴-۳-۲) است با این تفاوت که به جای مقایسه و سنجش نمود شاخصها (مادی/فرامادی) به زمینههای بروز این شاخصها یا به عبارتی زمینههای شغلی، مالی، تحصیلی افراد میپردازیم. در این مرحله میسنجیم که کدامیک از زمینههای فوق در بروز افراد فرامادی مؤثر است. پس از یافتن مؤثرترین (همبستهترین) زمینه با این شاخص به سنجش تغییرات این زمینه طی ۳۰ سال گذشته میپردازیم پایه این بخش نه از تعریف ارزشهای مادی / فرامادی (که در بخش به آن پرداختیم، استنباط میشود و نه از نتایج تحلیلهای بعدی اینگهارت (که در بخش قبل به آن پرداختیم) بدست میآید. اساس این بخش از چارچوب نظری اینگهارت به صورت منطقی نتیجه میشود. به این معنی که براساس فرضیه اول اینگهارت (فرضیه کیمیایی) اولویتهای فرد بازتات محیط اقتصادی – اجتماعی وی است، شخص بیشترین ارزشها را برای آن چیزهای قائل میشود که عرضه آن نسبتاً کم است، بنابراین یکی از راههای یافتن تغییرات این سنخ ارزشی (مادی / فرامادی) شناختن تغییرات در زمینههای اجتماعی، اقتصادی است. در میان مؤلفههای موقعیت اجتماعی – اقتصادی، برخی اهمیت بیشتری از خود نشان میدهند و البته در بعضی موارد به تناقضهایی نیز بر میخوریم. فرامادیون دارای مشاغل بهتر – تحصیلات بیشتر و پر درآمدتر از مادیون هستند اما ارزشهای فرامادی موجب تاکید بر موفقیت اقتصادی نمیشود زیرا بیش از آن که به درآمد اهمیت بدهند به سبک زندگی و کار جالب و با معنا (و نه الزاماً پر درآمد) اولویت میدهند، به بیان دیگر ارزشهای فرامادی فرد را کم درآمد میسازد. اینگهارت سه نمایه موقعیت اقتصادی اجعتماعی و تاثیرات آنها را بر سنخهای ارزشی در نظر میگیرد، وجهه شغل (طبقه اجتماعی)، تحصیلات و درآمد. در میان این سه وجه، تحصیلات بیشتر از همه تبیین کننده نوع سنخ ارزشی فرد است پس از آن وجهه شخصی و در آخر درآمد. در این میان موقعیت اقتصادی – اجتماعی پدر تبیین کننده قویتری نسبت به موقعیت خود فرد میباشد. در مورد تحصیل یک احتمال میتواند این باشد که فراگرد تحصیل خود به خود ارزشهای فرامادی را تشویق میکند اما احتمال دیگر این است که تحصیلات به این علت شاخص پیشبینی کننده قویتری به شمار میرود که به عامل مهم “امنیت سازنده“ نزدیکتر است. منطقاً شغل پرسش شوند شاخص خوبی است برای سطح اقتصادی کنونی فرد اما تحصیلات فرد شاخص میزان رفاه والدین است. (البته که این دو یعنی وجه شغلی و تحصیلات نیز با هم رابطههای قوی دارند)(اینگلهارت،۱۹۹۰،ص۱۸۹). اثر بیشتر موقعیت اقتصادی اجتماعی پدر نیز هم به همین صورت تبیین میشود. البته در مورد شغل نتایج اینگهارت نشان دهنده این موضوع است که مادیون در شغل خود بیشتر به دنبال دستمزد خوب و امنیت شغلی هستند در صورتیکه فرامادیون در این زمینه، احساس رضایت و کار با افرای که دوستشان دارند را میبینند(اینگلهارت،۱۹۹۰، نمودار ۵-۱). برای تاکید بیشتر بر نتایج اینگهارت طی سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ مقایسههای بالا را در پیمایش سال ۲۰۰۰ به دو صورت (در همه کشورها و در ۱۰ کشور غربی) انجام میدهیم و البته این مقایسهها در ایران نیز بسیار به آمارهای جهانی نزدیک است : -آمارهای جهانی(۲۰۰۰-۲۰۰۳): این آمارها را در جداول(۴-۷۳ تا ۴-۷۵)مشاهده میکنید. جدول ۴-۷۳: فراوانی نسبی سنخهای ارزشی بر حسب تحصیلات، پیمایشهای جهانی(۲۰۰۰-۲۰۰۳)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نیکوتین مواد افیونی (اپیوئیدها) فن سیکلیدین (PCP)[87] داروهای رخوت زا (سداتیو)، خواب آورها، ضد اضطراب: این داروها بسته به مقدار مصرف ممکن است به جای همدیگر به کار روند و موجب رخوت (اثر آرام بخش) خواب آلودگی (تسهیل به خواب رفتن)، یا از بین رفتن اضطراب (تخفیف اضطراب) میشوند. داروهای نسخه شده یا بدون نسخه: عبارتند از داروهای ضد درد، مثل اکسی کونتین(یک ماده شبه افیونی)، فرآوردههای بدون نسخه مثل افدرا (یک داروی محرک که اکنون مصرف آن در ایالت متحده ممنوع شده است). استروئیدهای آنابولیک-آندروژنیک. تستوسترون وهورمون رشدانسانی(HGH)[88] (کاپلان وسادوک، ۲۰۱۰، ترجمه ارجمند و همکاران، ۱۳۹۰). همچنین در تقسیمبندی دیگر مواد مخدر به چند گروه اصلی به شرح ذیل تقسیم میشوند: الف- مواد مخدر افیونی: تخدیر یا احساس آرامش، بیدردی و بیغمی، تاثیری است که گروهی از مواد روانگردان به نام مواد مخدر افیونی در روح و روان انسان ایجاد میکنند. این گروه که تریاک(افیون)، هروئین و کراک معروفترین اعضای آن میباشند، در ایران بیشترین شیوع مصرف را دارند. چون عموم این مواد از گیاه تریاک، که به لاتین اپیوم خوانده میشود، گرفته میشوند، به این خانواده، اپیوئیدها نیز اطلاق میشود. اعضای این گروه علاوه بر آ نکه در پزشکی به عنوان داروهای ضد درد (مثل مورفین، کدئین و ترامادول)، داروهای ضد اسهال و داروهای ضد سرفه کاربرد دارند، بالاترین خاصیت اعتیاد زایی را نیز دارا هستند (آذری، ۱۳۹۲). ب- مواد محرک: این مواد باعث احساس انرژی و شادی،بزرگ پنداری ،بیش فعالی وبی قراری و بازداری اشتها در فرد مصرف کننده میشوند(بارت[۸۹] ، ۱۹۹۶). کوکائین و ترکیبات آمفتامینی مانند ((شیشه)) به این گروه تعلق دارند. اعضای این گروه اعتیادزایی جسمی بالایی ندارند، ولی مصرف آنها با اعتیاد روحی و عوارض جسمانی بسیاری همراه است. ج- مواد خوابآور: بعضی از معتادان، قرصهای خوا بآور و آرامش بخش از جمله دیازپام، کلونازپام، لورازپام و فنوباربیتال را خارج از کاربردهای پزشکی آنها مورد سوء مصرف قرار میدهند. این مواد، خاصیت اعتیادزایی زیادی دارند، اما عوارض جسمانی کمتری به همراه دارند(آذری، ۱۳۹۲). د- مواد توهم زا: به این گونه مواد وداروهای،روانپریش زا نیز گفته می شود زیرا علاوبر توهمات ، موجبات قطع تماس فرد با واقعیت وبسط وگسترش وهوشیاری نیز می شوند(کاپلان وسادوک ۲۰۰۰) توهم به معنای دیدن، شنیدن، لمس و یا چشیدن چیزی است که در واقع در دنیای خارج وجود ندارد. برای مثال در توهمات بینایی، فرد تصاویر یا افراد یا اشیایی را میبیند که در واقع وجود ندارند. خاصیت توهمزایی، عموما با خاصیت تحریک نیز همراه میباشد. بسیاری از مواد محرک، توانایی توهمزایی نیز دارند. برای مثال حشیش، شیشه و اکستاسی (قرصهای اکس) هر کدام به میزانی متفاوت توانایی تحریک و توهمزایی دارند. البته بعضی از مواد مانند ال اس دی تقریبا به طور خالص فقط توانایی توهم زایی دارند.
 ر- مواد متفرقه: الکل، که یکی از مهمترین موادی است که مورد سوء مصرف قرار میگیرد، در مقادیر کم، خاصیت تحریک کنندگی و در مقادیر بالاتر، خاصیت آرامش بخش و خوابآوری دارد، و در نهایت میتواند باعث ایجاد بیهوشی و حتی مرگ شود. در بسیاری از کشورهای غربی، برخی از مواد شیمیایی معمولی مانند لاک، تینر و بنزین نیز به صورت استنشاقی سوء مصرف میشوند. قرصهای نیروزا و آمپولهای هورمونی (استروئیدهای آنابولیک) که در باشگاههای بدنسازی مورد استفاده قرار میگیرند نیز، مثالهایی از مواد مورد سوء مصرف هستند (آذری، ۱۳۹۲). تعریف هریک از اصطلاحات وابستگی و سوء مصرف مواد به شرح زیر می باشد: ۲-۱-۳ وابستگی[۹۰] اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یک اختلال روانپزشکی ،با ابعاد زیست شناختی ،روانشناختی ،اجتماعی ومعنوی یکی از مشکلات عصر حاضر است .اعتیادعبارتست از وابستگی به موادی که تکرار مصرف آن با کمیت مشخص ودر زمان های معین از نظر مصرف کننده ضروری بوده ودارای ویژگیهای زیر است -ایجاد وابستگی جسمانی (فیزولوژیکی) - ایجاد وابستگی فکری (روانی ) - پیدایش پدیده تحمل دربدن نسبت به موادمصرفی -به دست آوردن مادهی مورد نیاز به هر شکل وطریق ممکن -تاثیر مخرب برمصرف کننده ،خانواده واحتماع کلمه اعتیاد یا واژه ی معتاد ،مفهوم نامناسب وتحقیرآمیزی است که ازنظر علمی وپزشکی نمی تواند مفهوم سوء مصرف مواد را بعنوان یک اختلال مشخص کند. سازمان بهداشت روانی (WHO)[91]وابستگی را بجای اعتیاددر سال ۱۹۶۴ جایگزین کرد. وابستگی به مصرف مکرر یک دارو یا ماده شیمیایی، با یا بدون وابستگی جسمی. وابستگی جسمی نشان دهندهی تغییر در حالت فیزیولوژی است که به دلیل مصرف مکرر یک دارو رخ داده و با قطع مصرف دارو منجر به یک سندرم خاص میشود.براساس سیستم DSM-IV_TRبرای تشخیص وابستگی به مواد وجود حداقل سه نشانه از ۱۱نشانه مرضی اصلی ضروری می باشد ،نشانه های بالینی اصلی برای تشخیص وابستگی به مواد بشرح زیر می باشد : ۲-۱- ۳-۱ ملاک های تشخیصی DSM_IV_TRبرای وابستگی به مواد یک الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشمگیر بالینی یا ناراحتی می شود وبا سه مورد از موارد زیر تظاهر می کند که زمانی در یک دوره ۱۲ماهه بروز می کنند: تحمل که به یکی از دو صورت زیر دیده میشود: نیاز به افزایش مقدارماده برای رسیدن به مسمومیت یا تاثیر دلخواه کاهش قابل ملاحضه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر تظاهر می کند: سندرم ترک مشخص برای آن ماده همان ماده (یا مادهای مشابه آن) برای رفع یا جلوگیری از علایم ترک مصرف شود. ماده غالباً به مقادیری بیشتر و برای دوره های طولانی تر از آنچه مورد نیاز است مصرف میشود. میل دایمی برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد ویا تلاش های ناموفقی در این زمینه صورت میگیرد. زمان زیادی در فعالیت های لازم برای بدست آوردن ماده (مثلاً مراجعه به اطباء متعدد یا رانندگیهای طولانی)، مصرف ماده (مثلاً تدخین پیاپی) یا رهایی از آثار ماده صرف میشود. فعالیتهای مهم اجتماعی، شغلی، وتفریحی بخاطر مصرف ماده کنار گذاشته میشود. ادامه مصرف علیرغم آگاهی از مشکلات روانشناختی یا جسمانی مستمر یا عود کنندهای که احتمالاً از مصرف ماده ناشی شده و یا در نتیجه آن تشدید میشوند (مانند ادامه مصرف کوکائین علیرغم وجود افسردگی ناشی از کوکائین، یا ادامه مصرف الکل علیرغم شناخت این موضوع که زخم گوارشی یا ادامه مصرف آن شدت مییابد) (کاپلان وسادوک، ۲۰۱۰، ترجمه ارجمند و همکاران، ۱۳۹۰). والبته باید مشخص شود که : با وابستگی فیزیولوژیک : شواهد تحمل یا ترک (یعنی یکی از موارد ۱ و ۲ وجود دارد). بدون وابستگی فیزیولوژیک : فقدان شواهد تحمل یا ترک (یعنی هیچ یک ازموارد ۱ و۲ وجود ندارد) (کاپلان وسادوک، ۲۰۱۰، ترجمه ارجمند و همکاران، ۱۳۹۰). ۲-۱-۴ سوء مصرف مواد اختلالات مربوط به سوء مصرف مواد شیوع بالایی داشته و عوارض زیادی را ایجاد میکنند. طیف درمانهای دارویی و روان درمانی مربوط به این مشکلات رو به گسترش است. پیچیدگی عوامل زیست شناختی ژنتیک و اجتماعی - محیطی در ایجاد این اختلالات، هر فردی را مستلزم داشتن مهارتهای ویژه با این بیماران میکند.مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد باعث ناتوانیهای چشمگیری در درصد بالایی از مردم میشوند. سوء مصرف مواد غیرقانونی بر زمینههای متعدد عملکرد افراد تاثیرگذاشته و تشخیص همزمان[۹۲] بیماریهای دیگر در ۶۰ تا ۷۵ درصد بیماران مبتلا به اختلال های مربوط به مواد دیده میشود. حدود ۴۰درصد جمعیت آمریکا حداقل یک بار از یک ماده غیرقانونی استفاده کردند و در بیش از ۱۵درصد جمعیت بالای ۱۸ سال، تشخیص این اختلالها دیده میشود. سندرمهای ناشی از مصرف مواد میتوانند تابلوی کامل بیماریهای روانپزشکی از جمله اختلالات اساسی خلقی، روانپریشی، و اضطرابی را تقلید کنند (کاپلان وسادوک، ۲۰۱۰، ترجمه ارجمند، رضایی و فغانی جدیدی، ۱۳۹۰).سوء مصرف یعنی استفاده معمولاً سر خود، از هر دارو یا ماده گفته می شود که مغایر با الگوهای مورد تایید جامعه یا علم طب باشد. ۲-۱-۴-۱ملاک های تشخیصی برای سوء مصرف مواد به شرح زیر می باشد: الف) الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که موجب ناراحتی یا تخریب قابل ملاحضه بالینی شده و با یک یا چند علامت از علایم زیر که در طول یک دوره ۱۲ ماهه روی میدهند تظاهر می کند : مصرف مکرر مواد که منجر به ناتوانی در برآوردن تعهدات عمده مربوط به نقش فرد در کار، مدرسه یا خانه میشود(مانند غیبتهای مکرر یا عملکرد ضعیف شغلی مربوط به مصرف ماده؛ غیبت تعلیق یا اخراج از مدرسه به دلیل مصرف مواد ؛ مسامحه نسبت به فرزندان وخانه). مصرف مکرر مواد در موقعیتهایی که در آنها مصرف ماده از نظر فیزیکی خطرناک است (مثلاً رانندگی یا کار با ماشین آلات تحت تاثیر مواد). مشکلات قانونی تکراری مربوط به مواد (مثلاً دستگیری به دلیل رفتارهای نادرست مربوط به مصرف مواد). مصرف مداوم مواد علیرغم مشکلات مکرر یا عود کننده اجتماعی یا بین فردی که ناشی از تأثیرات ماده بوده یا بر اثر آن تشدید شدهاند (مانند مشاجره با همسر در مورد نتایج مسمومیت، نزاع فیزیکی) ب) نشانههای فوق هیچگاه واجد ملاکهای وابستگی به این خانواده از مواد نبودهاند (کاپلان وسادوک، ۲۰۱۰؛ ترجمه ارجمند و همکاران، ۱۳۹۰). تشخیص سوء مصرف مواد ،از وابستگ به مواد متفاوت است .در سوء مصرف مواد به تعداد کمتری از ملاک های تشخیص نیازمندیم ،امادر تشخیص وابستگی به مواد ،ملا کهای تحمل وعلایم قطع دارو (ترک) برای تشخیص ضروری می باشد. کاپلان وسادوک، ۲۰۱۰؛ ترجمه ارجمند و همکاران، ۱۳۹۰). ۲-۱-۵ قطع مصرف یا ترک مواد قطع مصرف[۹۳] یا ترک مواد، یک سندرم مربوط به مواد که پس از قطع یا کاهش مقدار دارو یا ماده ای که بطور مرتب در یک دورهی طولانی مصرف می شده ، روی می دهد . این سندرم متشکل از علایم ونشانه های جسمی توام با تغییرات روانشناختی مثل اشکال در تفکر ،احساس ورفتار می باشد. به آن سندرم پرهیز هم گفته می شود . ۲-۱-۵-۱ ملاک های DSM_IV_TRبرای ترک مواد: الف)پیدایش یک سندرم مختص ماده ای خاص در نتیجه قطع (یا کاهش) مصرف زیاد وطولانی یک ماده ب)سندرم مختص به ماده ناراحتی قابل ملاحضه بالینی ایجاد کرده یا موجب تخریب عملکرد اجتماعی ،شغلی یا سایر حوزه های مهم عمکرد می شود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به اینکه اندازه قطعه حدود ۱۵۰۰ نوکلئوتیدی موردنظر بوده است، و کلونهای مشاهده شده تفاوتی ندارند، یکی از کلونها برای تعیین توالی انتخاب شد. تأیید استخراج پلاسمید با ژل آگارز ۱% صورت گرفت.
 ۴-۴-بررسی تعیین ترادف پلاسمید حاوی ژن PCR جدایه UTMC2299 پس از استخراج DNA ژنومی، واکنش PCR بوسیله پرایمرهای ۹F و ۱۵۴۱ جهت تکثیر ۱۶srDNA با بهره گرفتن از DNA ژنومی انجام شد. طول قطعه ۱۶srDNA به دست آمده و در حدودbp 1500 میباشد، که حاکی از درست بودن واکنش PCR در تکثیر ۱۶srDNA بوده است. توالی نوکلئوتیدی ۱۶srDNA باکتری جداسازی شده در این پروژه و نتایج حاصل از بررسی همولوژی بهدست آمده با کمک نرم افزار Chromas pro خوانده شده است. GAGTTTGATCATGGCTCAGAACGAACGCTGGCGGCGTGCCTAACACATGCAAGTCCGACGTGAAAGGGGAGCAATCCCCCGGTAGGGTGGCAAACGGGTGAGTAAGACATGGGTGATCTACCCTGGAGATGGGGATATCCCTCCGAAAGGGGGGGCAATACCGAATAGAGTCCGGTTCCGTGAAGGGGACCGGGGAAAGGGAGGCCTCTGGAACGAGCTTCCGCTCCTGAATGAGCCCATGGCCCATCAGCTAGTTGGTAGGGTAAAGGCCTACCAAGGCGACGACGGGTAGCTGGTCTGAGAGGACAACCAGCCACACTGGCACTGAGACACGGGCCAGACTCCTACGGGAGGCAGCAGTGAGGAATATTGCGCAATGGGGGCAACCCTGACGCAGCAACGCCGCGTGTGGGAAGAAGGCTTTCGGGTTGTAAACCACTTTTGCCCGGGACGAAAAGGGGCGTCAGAATACGGCGCTTCGATGACGGTACCGGGAGAATAAGCCACGGCTAACTCTGTGCCAGCAGCCGCGGTAAGACAGAGGTGGCAAGCGTTGTTCGGAGTTACTGGGCGTAAAGAGTCTGTAGGTGGTTTGTCAAGTCTTTGGTGAAAGGCCGTGGCTTAACCATGGGAATGCCAAAGAGACTGGCAGACTGGAGGCTGGGAGAGGGAAGCGGAATTTCTGGTGTAGCGGTGAAATGCGTAGATATCAGAAGGAAGGCCGGTGGCGAAGGCGGCTTCCTGGAACAGGCCTGACACTGAGAGACGAAAGCGTGGGGAGCAAACAGGATTAGATACCCTGGTAGTCCACGCCCTAAACGATGGGTACTAAGTGTGGGAGGGTTAAACCTCCCGTGCCGCAGCCAACGCAGTAAGTACCCCGCCTGGGGAGTACGGCCGCAAGGTTGAAACTCAAAGGAATTGACGGGGGCCCGCACAAGCGGTGGTGCATGTGGTTTAATTCGACGCAACGCGAAGAACCTTACCTGGGCTTGACATACCGCGAGTAGGGAACTGAAAGGGGACCGACCGGTTCAGTCCGGAAGCGGAACAGGTGCTGCATGGCTGTCGTCAGCTCGTGCCGTGAGGTGTTGGGTTCAGTCCCGCAACGAGCGCAACCCTCGCCCTCTGTTGCCACCGGGTCATGCCGGGCACTCTGAGGGGACTGCCAGCGACAAGTTGGAGGAAGGAGAGGATGACGTCAAGTCATCATGGCCCTTATGCCCAGGGCCACACACGTGCAACAATGGCCGGTACAGACGGATGCGAGACCGAGAGGTGGAGCAAATCCGAGAAAGCCGGTCCCAGTTCGGATTGAGGTCTGCAACTCGACCTCATGAAGTCGGAATCGCTAGTAATCGCGTATCAGCACGACGCGGTGAATACGTTCCCGGGCCTTGTACACACCGCCCGTCACACCACGAAAGTCTGTTGTACCTGAAGTCGGTGCCCCAACCGGAAACGGAGGGAGCCGCCCAAGGTATGGCCGGTAATTGGGGTGAAGTCGTAACAAGGTAG این نوکلئوتیدها در بانک ژنی از نظر تطابق با کمک سایتEZ- taxon biocloud مقایسه شده و مشخص گردید که باکتری مورد نظر با شباهت۳۴/۹۸ درصدی باکتری Leptospirillum ferriphylum میباشد. بررسی شباهت باکتری با باکتری های مشابه EZ- taxon biocloud بررسی شد و نتایج آن مطابق با جدول زیر میباشد. جدول ۴-۳) میزان تشابه باکتری جدا شده با سویههای مشابه
| Name |
Strain |
Author |
Accession |
Pairwise similarity (%) |
Diff/ total nt |
Complte (%) |
| Leptospirillum ferriphilum |
AtCC 49881 |
Coram and rawling 2002 |
AF356829 |
۹۸٫۳۴ |
۲۵/۱۵۰۶ |
۱۰۰ |
| Leptospirillum ferrooxidans |
L15(T) |
(ex markosyan 1972) Hippe 2000 |
X86776 |
۹۲٫۹۰ |
۱۰۵/۱۴۷۹ |
۱۰۰ |
| Nitrospira defluvii |
|
Spieck et al.2006 |
DQ059545 |
۸۲٫۹۲ |
۲۵۵/۱۴۹۳ |
۱۰۰ |
| Nitrospira moscoviensis |
NSP M1(T) |
Ehrich et ai.2001 |
X82558 |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۵ مدل کاهل ۲۶ ۲-۲-۶ماشین بردارپشتیبان ۳۲ ۲-۳ مقدمهای بر تقلب ۳۶ ۲-۳-۱ ساختن مدل برای تقلب ۳۶
 ۲-۳-۲ اصول کلی تقلب: ۳۶ ۲-۳-۳ چگونگی شناسایی تقلب: ۳۷ ۲-۳-۴ چگونگی ساخت مدل تقلب: ۳۷ ۲-۴ مقدمهای بر سیستم تشخیص نفوذ ۳۸ ۲-۴-۱ تعاریف اولیه ۳۹ ۲-۴-۲ وظایف عمومی یک سیستم تشخیص نفوذ: ۳۹ ۲-۴-۳ دلایل استفاده از سیستم های تشخیص نفوذ: ۴۰ ۲-۴-۴ جمع آوری اطلاعات ۴۱ ۲-۴-۵ تشخیص و تحلیل: ۴۱ ۲-۴-۶ تشخیص سوء استفاده: ۴۱ ۲-۴-۷ تشخیص ناهنجاری: ۴۲ ۲-۴-۸ مقایسه بین تشخیص سوء استفاده و تشخیص ناهنجاری: ۴۲ ۲-۴-۹ پیاده سازی سیستمهای تشخیص نفوذ: ۴۲ ۲-۵ تعاریف برخی مقادیر ارزیابی مورد استفاده در سیستم داده کاوی: ۴۴ ۲-۵-۱Confusion matrix: 46 ۲-۵-۲ درستی ۴۷ ۲-۵-۳ میزان خطا ۴۷ ۲-۵-۴ حساسیت، میزان مثبت واقعی، یاد آوری ۴۷ ۲-۵-۵ ویژگی، میزان منفی واقعی ۴۸ ۲-۵-۶ حساسیت: ۴۸ ۲-۵-۷دقت ۴۹ ۲-۵-۸ معیار F: 49 ۲-۶ پژوهشهای انجام شده در این زمینه: ۵۰ ۲-۶-۱ پژوهش اول: کشف تقلب در سیستمهای مالیبا بهره گرفتن از داده کاوی ۵۱ ۲-۶-۲ پژوهش دوم: کشف تقلب در کارت اعتباری با بهره گرفتن از شبکه عصبی و بیزین ۵۳ ۲-۶-۳پژوهش سوم: شناسایی تقلب بیمه با بهره گرفتن از تکنیکهای داده کاوی ۵۶ ۲-۶-۴ پژوهش چهارم: استفاده از الگوریتم ژنتیک برای تشخیص تست نفوذ ۶۲ ۲-۶-۵ پژوهش پنجم: شناسایی ترافیک غیرنرمال در شبکه با الگوریتم خوشه بندی ۶۵ ۳-۱ روش تحقیق ۷۱ ۳-۲ داده های آموزشی و تست: ۷۳ ۳-۲-۱ ویژگیهای داده ها ۷۳ ۳-۲-۲ ویژگیهای اساسی مجموعه داده ها: ۷۳ ۴-۱ الگوریتمهای مدل بیزین و ارزیابی آنها ۸۳ ۴-۲ مدل کاهل ۹۲ ۴-۳ شبکه عصبی ۹۹ ۴-۴ مدل قانون محور ۱۰۸ ۴-۵ درخت تصمیم ۱۱۸ ۴-۶ ماشین بردار پشتیبان ۱۳۰ فصل پنجم ۱۳۹ ۵-۱ مقدمه ۱۴۰ ۵-۲ مزایا ۱۴۱ ۵-۳ پیشنهادات ۱۴۱ فصل ششم ۱۴۳ فهرست منابع ۱۴۴ پیوستها ۱۴۸ پیوست الف -مجموعه داده نوع اول: ۱۴۸ پیوست ب-مجموعه داده نوع دوم ۱۵۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د- تکلیف بانک به اتخاذ ترتیب های مناسب جهت بیمه کردن واحدهای مسکونی فروخته شده حداقل به میزان ماندۀ مطالبات در هر سال. ه- در صورت پرداخت قبل از موعد تمام یا قسمتی از بدهی، بانک ها مکلف اند تخفیف لازم را از محل سود متعلقه متناسب با مدت باقی مانده تا سر رسید قسط یا اقساط واریز شده اعطاء نمایند. فروش اقساطی سهم الشرکه مسکن، تولیدی، خدمات مشارکت مدنی یک تأسیس حقوقی است که در فقه و قانون مدنی مرادف با شرکت عقدی یا اکتسابی است که به شرکت اموال معروف است که موضوع آن در قانون عملیات بانکی بدون ربا می تواند در مورد مسکن یا تولیدات یا خدمات بین بانک و مشتریان منعقد شود ویژگی های مشارکت مدنی به شرح زیراست: الف- عقد جایز است مگر آن که ضمن عقد لازم اختیار فسخ از طرفین سلب شود. ب- در این عقد سرمایه نقدی یاغیر نقدی توسط بانک و مشتریان تأمین می شود. ج- در آمیختن سهم الشرکه نقدی طرفین به نحو مشاع می باشد. د- مشارکت مدنی در تأمین منابع مالی مورد نیاز در امور تولیدی، بازرگانی وخدماتی وحتی مسکن مورد استفاده قرار می گیرد. ه- نحوه تسویه مشارکت به شرح زیر است: و- شریک، کالای احتمالی باقی مانده در پایان مدت قرارداد را به قیمت فروش روز از اموال خود خریداری و قرارداد را تسویه می کند. ز- یا شریک، کالای احتمالی باقی مانده در پایان مدت قرارداد را به قیمتی که بنا بر توافق تعیین خواهد شد خریداری می کند. ح- در مواردی که مشارکت مدنی برای امور تولیدی صنعتی، معدنی، کشاورزی، احداث مسکن وساختمان وطرح های جدید خدماتی صورت می گیرد موضوع مشارکت می باید حداکثر ظرف سه سال تسویه شود.
 ط- فروش اقساطی سهم الشرکه بانک در مشارکت های مدنی تولیدی صنعتی، معدنی، کشاورزی، احداث مسکن، ساختمان وطرح های جدید خدماتی در زمان خاتمۀ قرارداد ممکن است. باتوجه به موارد فوق و بالحاظ اینکه در مورد فروش اقساطی مسکن بحث مشارکت مدنی را به میان آوردیم رویۀ بانک ها در تحصیل شرکت در مورد مسکن یا ساختمان را بیان می کنیم. فروش اقساطی سهم الشرکه ناشی از مشارکت مدنی در احداث و تکمیل ساختمان در این روند مشتری مالک زمین یا خانۀ نیازمند به تکمیل یا ساخت است اما هزینۀ تکمیل یا ساخت را ندارد. لذا با بانک توافق می کند که با سرمایۀ بانک تکمیل یا ساخته شود.پس از تکمیل ساخت هر دو در ساختمان شریک می شوند مشتری مالک عرصه و بانک مالک اعیانی می شود سپس بانک سهم خود را در ساختمان که از آن به سهم الشرکه تعبیر می شود به صورت اقساطی به مشتری مذکور می فروشد. فروش اقساطی سهم الشرکه ناشی از مشارکت در خرید ملک دراین روند مشتری ملکی را می یابد که سرمایۀ لازم برای خرید آن را ندارد.لذا با بانک توافق میکند که مثلاً پنجاه درصد دیگر را بانک بپردازد و خانه را به صورت شراکتی می خرد. آن گاه پس از خرید ملک و پرداخت ثمن معامله به فروشنده، بانک طی قرارداد فروش اقساطی ملک مذکور را نسبت به سهم خود که سهم الشرکه بانک نام دارد به شریک خود یعنی مشتری می فروشد که البته همراه با سود مرابحه می باشد. ۱-۲ تاریخچه بحث سابقه تحقیق سابقه پژوهش و تحقیق در زمینه معاملات فروش اقساطی را می توان از دو بعد فقهی و اقتصادی مورد اشاره قرار داد. بدین معنا که از لحاظ مطالعات فقهی تحقیق و تفحص نسبت به حکم شرعی این معاملات، هم به صورت شفاهی و هم مکتوب و نوشتاری صورت پذیرفته است. آن دسته از تحقیقات شفاهی که در قالب سؤال و جواب انجام پذیرفته است مربوط به نخستین مرحله از تحقیقات در این زمینه می باشد که در زمان معصومین (ع) توسط شاگردان و راویان آنان رخ داده است. در واقع این راویان از طریق طرح صورت مسأله مربوط به معاملات مرابحه سفارشی، و بیان آن در قالب مثال، حکم شرعی آن را از معصومین (ع) جویا می شدند. روایات باب هشتم از ابواب احکام العقود چنین امری را منعکس می کند. از سوی دیگر بخش مطالعات نوشتاری از زمان اولین فقها و مجتهدین مرحله آغازین دوران غیبت همچون شیخ کلینی و صدوقین و شیخ مفید شکل گرفته است که البته بعضی در قالب نقل متن روایات باب و بعضی در قالب طرح یک مسأله فقهی به این امر پرداخته اند. اگر چه این مسأله فقهی در متون فقهی متأخرین کمتر مورد عنایت قرار گرفته است. اما از منظر مطالعات معاصر در این زمینه چون معاملات مرابحه سفارشی امروزه در قالب تسهیلات اعطائی بانکی سهم عمده ای از معاملات نظام بانکداری بدون ربا را به خود اختصاص داده است لذا مورد توجه محققان معاصر اعم از اقتصاددانان مسلمان و پژوهشگران حوزه فقهی قرار گرفته است، که تفصیل آن به شرح ذیل می آید: بیع مرابحه سفارشی در فقه شیعه بیع مرابحه سفارشی در خلال مباحث فقه شیعه از سابقه بسیار درازی برخوردار است و فقهای بزرگوار شیعه در ضمن مباحث بیع یا ملحقات آن به این بحث پرداخته اند و مراجعه به کتب قدمای فقهای شیعه و تتبع در آرای آنان مثبت این حقیقت است که بیع مرابحه سفارشی بدون آنکه گسستی بین ادوار فقه امامی واقع شود در تمامی این دوران مورد توجه فقها بوده و از آن غافل نگشته اند.به گونه ای که در دوران شکل گیری اجتهاد در فقه شیعه، شیخ کلینی[۱۲] (۲۶۰- ۳۲۹ هـ) و شیخ صدوق[۱۳] (۳۰۶- ۳۸۱ هـ) و شیخ مفید[۱۴] (۳۳۶- ۴۱۳ هـ ) و ابوالصلاح حلبی[۱۵]</sup > (۳۷۴- ۴۴۷ هـ) و بالاخره شیخ طوسی[۱۶] (۳۸۵- ۴۱۰ هـ) در این بحث، کم نیاورده و هریک به سبک خاص خود در قالب روایت یا فتوا متعرض حکم معامله مزبور شده اند. بیع مرابحه سفارشی در فتاوای فقه اهل سنت بیع مرابحه سفارشی در نزد اهل سنت را از دو دیدگاه میتوان مورد بررسی قرار داد؛ دیدگاه قدما و دیدگاه محققان معاصر. نظر قدمای اهل سنت نظر غالب در نزد قدمای اهل سنت در مورد بیع مورد بحث، عدم جواز آن در صورت ملزم شدن یک طرف یا هر دو طرف است که در این صورت می توان نظر آنها را همان نظر امامیه بر طبق لسان روایات اهل بیت(ع)دانست اگرچه وجه منع آنها از چنین معامله الزام آوری، استناد به نهی از بیع عینه یا دو بیع در یک بیع و غیره است. مالک در موطأ [۱۷]، شافعی در الأم[۱۸]، محمد بن الحسن شیبانی از شاگردان بارز ابو حنیفه در کتاب"الحیل"[۱۹]، ابن قیم جوزیه در"اعلام الموقعین” و قاضی اندلسی در"المنتقی بشرح الموطأ"[۲۰] به تبیین این مسأله پرداخته اند. دیدگاه محققان معاصر محققان معاصر اهل سنت در این باره به سه دسته تقسیم شدهاند عدهای بیع مرابحه سفارشی را در صورت الزامآور بودن نسبت به یکی از طرفین یا هردو، باطل دانستهاند و به ادله ذیل تمسک جستهاند: ۱-بیع مالایملک است ۲-بیع عینه است ۳-بیعتین در یک بیع است.۴-مخالف نص صریح:"البیّعان بالخیار مالم یفترقا"است.۵- بیع کالی به کالی است.۶-در واقع بیع مذکور،قرض ربوی است.۷- معامله مزبور،بیع معلق است.[۲۱] در مقابل این دسته، عده دیگری قائل به جواز بیع مرابحه سفارشی شده اند منتها به استناد عبارت شافعی معتقدند که بیع دوم تنها از ناحیه بانک(بایع)الزامی است اما مشتری، مختار بین خرید یا نکول است.[۲۲] اما گروه سومی با استناد به ادله ذیل، قائل به جواز عقد مزبور به طور مطلق شده اند با این نکته که وعده بر انجام بیع را برای هریک از طرفین لازم الوفا دانسته اند: ۱- با توجه به عمومات حلیت انواع بیع و اصل صحت معاملات، این معامله جایز و لازم الوفاست.۲- نصوص فقهی فقهای قدیم نظیر شافعی و ابن قیم و حنابله که صریح در مشروعیت اصل معامله است.۳- فتاوای معاصرین که قائل به جواز شده اند.۴- مصالح زمان و مکان که مقتضی صحت این معامله مورد نیاز مردم است.۵- قیاس این معامله به عقد استصناع و بیع سلم و فروش اقساطی که همگی جایز است.۶- اسلام دین یسر و آسان گیری است و ابن یسر با قول به جواز معامله مزبور سازگارتر است.[۲۳] راجع به بیع مرابحه سفارشی نیز از سوی معاصرین اهل سنت فتاوای متعددی صادر شده است که از جمله آن می توان به فتوای شیخ بدر المتولی عبدالباسط، مشاور «بیت التمویل الکویتی» (۴ جمادی الاخر۱۳۹۹ ه ـ ق)، فتوای صادره از شرکت کنندگان در نخستین همایش بانکداری اسلامی در دبی( جمادی الثانی ۱۳۹۹ ق ـ می ۱۹۷۹م)، فتوای شرکت کنندگان در دومین همایش بانکداری اسلامی در کویت( بند ۸ پیام همایش، جمادی الثانی ۱۴۰۳ه ـ ق مارس ۱۹۸۳ م.)، فتوای شیخ عبد العزیز بن باز، مفتی عام عربستان (۱۶/جمادی الثانی/۱۴۰۲ق-۱۰/آوریل/۱۹۸۲م). * نکته قابل توجه اینکه مباحث انجام شده در فقه سنتی ماعقد مزبور را به عنوان قرارداد و معامله بین اشخاص حقیقی مورد لحاظ قرار داده است، درحالی که امروزه قرارداد مورد نظر در معاملات افراد حقوقی همچون بانکها جای خود را پیدا کرده ولذا از لحاظ جنبه بانکی نیازمند تحقیق و پژوهشی متناسب با واقعیت روز می باشد. بلی در عرصه تحقیقات آکادمیک اقتصاد دانان اسلامی قرارداد مزبور مورد توجه بوده است اما اولا: اکثر مباحث انجام شده در این زمینه مربوط به محققان اهل سنت بوده فلذا احکام فقه شریف اهل بیت مورد لحاظ قرار نگرفته است، ثانیا: تحقیقات به عمل آمده از سوی اقتصاددانان ایران در این زمینه بسیار گذرا و بیشتر جنبه تعریف این قرارداد بر اساس مواد قانون بانکداری بدون ربا دارد. ثالثا مباحث فقهی واظهارنظر فقهای شیعه در فقه سنتی در زمینه بیع مرابحه برای دستوردهنده به خرید بدون لحاظ پیچیدگیهای حاکم برنحوه انعقاد این قرارداد در نظام بانکی صورت گرفته است. زیرا امروزه ظاهرا یک قرارداد منعقد می شود اما در واقع قراردادها و تعهدات دیگری در حاشیه قرارداد مزبور شکل می گیرد که اظهارنظر در خصوص حکم این قرارداد بدون لحاظ چنین تعهدات و قراردادهایی همچون نقش بر آب می ماند.مسائلی همچون وکالت بلا عزل، اشتراط جریمه یا خسارت تأخیر تأدیه، شرط محدودیت تصرف در کالا والزام به تعهد و ضمانت شخص ثالث و ضمانت حسن انجام کار و رهن وثیقه از جمله چالشهای فراروی قرارداد فروش اقساطی یا همان بیع مرابحه برای دستوردهنده به خرید است. در میان محققان معاصر اهل سنت،یوسف قرضاوی معامله مزبور را از معاملات پویا و همگن با نظام معاملاتی معاصر دانسته و مهر تایید شرعی بر آن نهاده و شبهات وارد بر آن را به هیاهوی رسانهای تشبیه کرده تا شبهات علمی.محقق دیگری به نام فیاض حسنین نیز مشکلات بیع مرابحه را در بانک در سه دسته دانسته است: افراد،سازمان و شیوه ارائه تسهیلات به علاوه عوامل محیطی ما نند قوانین و اوضاع اقتصادی و فرهنگ و اعتقادات مردم. .در مقاله"تمویل المشاریع من خلال بیع المرابحهللآمر بالشراء"محمد بکری الفیوم در بیان فرق عملکرد بانکهای متعارف و بانکهای اسلامی در خصوص فروش اقساطی سفارشی مینویسد:"بانک اسلامی کالا را برای خود می خرد و مادام که آن را به مشتری نفروخته است تمام تبعات و عهده ضمان آن را پذیرا می شود آنگاه آن را با سودی مشخص به صورت قسطی به مشتری سفارش دهنده می فروشد. اما بانک ربوی به صرف مشاهده کالا توسط مشتری و پیش از آنکه آن را به تملک خود در آورد کالا را ضمن ابرام عقد بیع به مشتری منتقل مینماید بدین نحو که خود بانک ثمن کالا را می پردازد سپس در مقام وام دهنده معادل ثمن پرداختی به ضمیمه سودی مشخص را از مشتری به صورت قسطی دریافت می نماید بدون آنکه نسبت به تبعات کالا و عهده ضمان آن مسؤلیتی تقبل نماید. در نتیجه بحث، مؤلف سه اشکال اساسی بر معامله فوق رایج در بانکهای اسلامی واردکرده و آن را زیر سؤال می برد و معتقد است که اگر قائل به الزام مشتری به خرید کالای سفارشی نشویم بانک را قربانی سهل انگاری و عدم تقید بعضی مشتریان خواهیم کرد که مخالف قاعده لاضرر است. واگر قائل به الزام مشتری شویم مخالف مؤدای تجارت عن تراض خواهد بود، و اگر قائل باشیم که بانک برای فرار از چالشهای فوق، عقد بیع را قبل از تملک کالا ابرام نماید مصداق بیع مالایملک خواهد بود. محقق دیگری به نام خیر الدین مبارک عویر در مقاله"بیع المرابحهللآمربالشراء"نقش بانک در این عقد را در سه فرض به تصویر می کشدیعنی بانک یا وام دهنده است یا وکیل در خرید یا اصیل در خرید در فرض نخست عقد جایز نیست و مصداق قرض ربوی است. در فرض دوم که مشتری سفارش دهنده فاقد سرمایه باشد عقد تلفیقی از قرض و وکالت خواهدبود، که چون مشتری ملتزم می شود که کالا را با پرداخت زیاده بر قیمت پرداختی بانک به خاطر تاجیل پرداخت، از این نهاد مالی دریافت نماید حرام است و مصداق “اجل و ازیدک” خواهد بود. در فرض سوم نیز یا مواعده الزام آور است و مقدار سود هم تعیین می شود که حرام است. یا مقدار سود تعیین نمی شود که مکروه است. آنگاه متذکر می شود که مرابحه به دو شرط صحیح است: بانک کالای سفارشی را برای خود بخرد به شرط آنکه خیار در انجام مواعده برای بانک و مشتری باشد. در همین راستا ایشان عقد بیع مرابحه خودرو مورد عمل بانک اسلامی برکت الجزایر را تحایل بر ربا و نوعی قرض ربوی دانسته چرا که بانک خودرو سفارشی را با پرداخت ۳۰درصد قیمت آن توسط مشتری و۷۰ درصد مابقی توسط بانک می خرد در حالیکه تمامی عهده ضمان مبیع و عیوب آن متوجه خود مشتری می نمایدودر قبال دیرکرد اقساط جریمه دریافت مینماید و این بر خلاف مؤدای مشارکت طرفین در خرید خودرو می باشد!! دکتر حسام الدین عفانه رئیس کمیته شرعی شرکت بیت المال فلسطین در کتاب"بیع المرابحهللآمربالشراء"عقد فروش اقساطی سفارشی در بانکهای اسلامی و شرکت متبوع خود را شرعی دانسته و متذکر میشود که می بایست سود را متناسب با میزان ریسک بانک و مراعات وضعیت مالی مشتریان لحاظ نمود. ایشان در فرضیه ای دیگر نرخ سود حلال شرکت متبوع را متفاوت با نرخ بهره بانکهای ربوی معرفی و آن را دارای چند مشخصه میداند: الف- همیشه کمتر از نرخ بهره متعارف است چون در بانکهای متعارف محاسبه مقدار سود دریافتی از بانک تا بانک متفاوت است و به تناسب حجم معاملات مشتری با بانک یا روابط شخصی می باشد اما در شرکت بیت المال همه مشتریان برابر هستند. ب- بانک متعارف اوضاع مالی ناشی از عسر مشتری را لحاظ نمی کند لذا در هر حال جریمه دیر کرد دریافت می کند اما شرکت بیت المال مطلقا هیچ خسارت تاخیری دریافت نمی کند. ج- بانک متعارف در همان وهله نخست پرداخت تسهیلات وام، مقداری از بهره و کارمزد عملیات بانکی وام را از مبلغ وام پرداختی کسر می کند. دکتر رفیق المصری و دکتر محمد الاشقر نیز در این خصوص اظهار نظرهائی نموده که با نوعی تامل و احتیاط به قضیه نگاه داشته اند. در میان معاصران شیعه آیت الله حسن جواهری، قرارداد فروش اقساطی سفارشی را به چهار دسته تقسیم کرده و نوع اول آن که رایج است را بر اساس قاعده اولیه معاملات به شرط عدم الزام به بیع صحیح دانسته و طبق قاعده"لایجوز مواجبه البیع قبل أن تستوجبه"الزام در چنین معامله ای را موجب بطلان دانسته است بدون آنکه در این میان واقعیت موجود در عملکرد بانکهای بدون ربا را به تصویر بکشد. به علاوه دکترحسن آقانظری در رابطه با این قرارداد مقاله ای با عنوان"چالش نرخ فروش اقساطی در بانکداری"[۲۴] نوشته است که در آن بر وابستگی نرخ نسیه و نرخ سود سرمایه به نرخ بهره تاکید فراوان داشته و معتقد است که تعیین نرخ سود سرمایه از طریق نرخ نسیه بدون لحاظ نرخ بهره در جامعه کنونی ما ممکن نیست و تنها راه حل را جایگزینی نرخ سود واقعی سرمایه در بازار بورس سهام،به شرط شفافیت این بازار دانسته است.متاسفانه ایشان عرصه اقتصاد را جدا از فقه و قابلیتهای آن دانسته و معتقد است که مشکل اقتصادی را نباید بر فقه عرضه کرد وراه حل فقهی برای آن جستجو کرد بلکه تنها راه حل اقتصادی می طلبد و بس. اما به هر حال بیشتر مطالعات داخلی انجام شده در این زمینه بدون طرح نکات فقهی و شبهات شرعی وارد بر عملکرد بانک در زمینه قرارداد فروش اقساطی می باشد. با توجه به این مطالب ضروری به نظر می رسد که قرارداد مزبور هم از لحاظ فقهی وهم ازلحاظ نحوه عمل بانکها در تعامل با چنین قراردادی وهم ازلحاظ چگونگی اجرای مواد مربوطه در قانون بانکداری مورد کاوش و بررسی قرار گیرد تا تکلیف اتهام وارده به نظام بانکداری کشور ما روشن شود و صبغه شرعی آن بیش از پیش برای دست اندرکاران بانکها و مشتریان آنها تجلی یابد. فصل دوم: احکام و شبهات فقهی بیع مرابحه سفارشی ۲-۱:مستند و حکم فقهی ۲-۲:شبهات فقهی مقدمه در این فصل که دارای دو مبحث می باشد هدف این است که در مبحث نخست حکم فقهی بیع مرابحه بسیط و سفارشی را از طریق بررسی روایات و فتاوای فقهی موجود با تحلیل ونقد آراء موجود مورد کنکاش قراردهیم. بدیهی است که چون قراردادمذکور ترکیبی از وعده و عقد میباشد طبعا مبحث شرط ابتدائی جهت بررسی حکم وعده به انجام عقد را متعرض خواهیم شد. در مبحث دوم سعی بر این داریم که شبهات فقهی مطرح در خصوص عقد مرابحه سفارشی را مورد بررسی و تحلیل قراردهیم تا میزان صحت وسقم آن روشن شود. البته گرچه مبحث ما در این جا مربوط به حکم کلی این قبیل بیعهاست صرفنظر از آنچه در نظام بانکداری میگذرد اما باید دانست که هر نتیجه ای که دراین مبحث به آن می رسیم بدون شک اصل قرارداد و تعهد به انجام آن در بانک را تحت الشعاع قرار خواهد داد. ۲-۱ مستند و حکم فقهی بیع مرابحه سفارشی مرابحه در لغت و اصطلاح
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۷- ویژگیهای ساختمان خاک پناه ساختار معماری خاک پناه ویژگیهای متنوعی دارد که هم ذات با نوع ساختارش با احداث آن متولد می شود. گونه های متنوع این ساختار هریک ویژگی خاصی دارند که شاید گونه دیگر این ویژگی را نداشته باشد. اما بسیاری از این ویژگیها ممکن است اثرات مثبتی نداشته باشند و به عنوان عاملی آزار دهنده ساکن خود را ناراضی نگه دارد. درک و فهم فضاهای خاک پناه مبنی بر واکاوی عمیق آن از جنبهسهای مختلف و با بهره گیری از تجربه زندگی در آن است. چه بسا ایدهای که به نظر مزیت این ساختار محسوب می شود، با گذر زمان و اتفاق زندگی در آن، کارایی خود را از دست بدهد و بلعکس عمل نماید. با مطالعه کار محققانی که بر روی ویژگیهای متفاوت این ساختار کار کرده اند نکاتی از دیدگاه آنها گرد آوری شده است. بدیهیاست که برخی از این نکات در مورد برخی از گونه های خاک پناه صدق نکند اما با اینحال طرح تمامی ویژگیهای این ساختار بنا به مطالعه دقیق آن الزامی است. در ادامه شرحی از مزایا و معایب این گونه ساختمانی به تفصیل بیان خواهد شد. ۲-۷-۱- بررسی مزایای ساختمان خاک پناه ۲-۷-۱-۱- مزایا از حیث بهره وری انرژی حضور گسترده خاک در اطراف ساختمان رفتار متفاوتی از لحاظ انتقال حرارت به ما ارائه می کند. پتانسیل مختلف خاک، به صورت توده ای صلب و فشرده، نقش بسیار مهمی در ارائه ی این رفتار بازی می کند. تمام خواص فیزیکی این ماده مزیتهای متنوعی از لحاظ مصرف انرژی ارائه می کند که مجموع این مزیتها عامل حضور موثر خاک را اثبات می کند. ۲-۷-۱-۱-۱-کاهش انتقال حرارتی خاک بهواسطه جامد بودن خاک پیرامون بناهای خاک پناه، عمدهی انتقال حرارت از بنا با محیط اطراف از طریق هدایت حرارتی است. در ابتدا شاید خاصیت عایق بودن خاک آن را به عنوان مهمترین عامل در کاهش مصرف انرژی نمایان کند. اما در حقیقت ضریب هدایت حرارتی خاک که در اغلب موارد ، بسیار بیشتر از هوا می باشد. این موضوع در صورتی که چگالی خاک بیشتر شود بسیار وخیم تر می شود و عملا خاک به عنوان یک مصالح با هدایت حرارتی بالا محسوب می شود Barker,1986)). با این حال تغییر ضریب هدایت حرارتی خاک، به عنوان یک عامل جامع نمیتواند مورد قضاوت قرار گیرد. بنابراین از آنجایی که مقاومت حرارتی نسبت ضخامت لایه به ضریب هدایت حرارتی آن تعریف می شود پس میزان مقاومت حرارتی[۱۵] رابطه مستقیم با ضخامت آن دارد (دفتر مقررات ملی ساختمان،۱۳۸۹). درنتیجه از آنجا که ساختار برپایی این ساختمانها با محصور شدن در میان لایهای ضخیم از خاک تعریف می شود، میزان عایق بودن این ماده را به عنوان یک عامل موثر توجیه می کند.
 ۲-۷-۱-۱-۲- اینرسی حرارتی قابلیت کلی پوسته خارجی و دیوارهای داخلی در ذخیره کردن انرژی و بازپس دادن آن، برای به حداقل رسانیدن نوسانهای دما در فضاهای کنترل شده ساختمان اینرسی حرارتی ساختمان تلقی میگردد (دفتر مقررات ملی ساختمان،۱۳۸۹). خاک از مصالحی مهمی است که اینرسی حرارتی بالایی نسبت به مصالح دیگر نظیر هوا دارد (دفتر مقررات ملی ساختمان،۱۳۸۹) . بالابودن اینرسی حرارتی خاک که یک پتانسیل بالقوه محسوب می شود، آن را به یک انبارهی حرارتی بدل می کند. به اینصورت که با افزایش حرارت در دوره گرم سال انبارهی خاکی زمین از گرمای تابیده شده از سمت خورشید و هواکره و سایر سطوح مجاور پر میگردد و در زمانهای سرد سال این انباره حرارت خود را به سطوح در تماس باز میگرداند (El-Hamid & Khair-El-Din,1991). لذا این ویژگی خاک را به یک انباره ی حرارت در دسترس تبدیل مینماید. ۲-۷-۱-۱-۳- ثبات دمای زمین با فرورفتن در دل زمین، دمای لایه های زیرین خاک نوسان کمتری دارند. به عبارت دیگر، هرچه تودهی خاک عمیقتر گردد خاک دمای ثابت تری را در طول بازهی زمانی تجربه میکندCarmody & et al.,1994)). این موضوع بنا به ویژگیهای فیزیکی برای خاکهای مختلف، متفاوت است و شرایط ثبات دمایی برای جنس مختلف خاک،در ارتفاع متفاوت ظهور می کند. ۲-۷-۱-۱-۴- کنترل میزان هوای نفوذی[۱۶] فاکتور مهم دیگر در صرفه جویی مصرف انرژی از طریق ساختمان خاک پناه، کاهش تهویه هوای نفوذی است. با قرارگرفتن ساختمان در میان انبوه تودهی خاک بیشترین سطح پوستهی ساختمان هوابندی می شود. در اینصورت ممکن است تنها از جبههی نور گذر ساختمان احتمال نشت هوا وجود داشته باشد. در ساختمانهای معمولی احداث شده بر روی سطح زمین بیش از ۳۵% اتلاف حرارت، از طریق تهویه هوای نفوذی است Barker,1986)). در حالیکه درزها و منفذهای سطوح ساختمانهای خاک پناه با حضور خاک پوشیده میشوند و بار مصرفی انرژی ساختمان را میکاهند .(van Dronkelaar,2013) ۲-۷-۱-۱-۵- کاهش دریافت حرارت پوشش خاک بر روی پوستهی ساختمان خاک پناه مانع از رسیدن مستقیم اشعهی خورشید می شود. تودهی زمین می تواند میزان قابل توجهی تابش خورشید را پیش از آنکه به پوسته ساختمان برسد، جذب کند. میزان حرارت جذب شده با تاخیر زمانی قابل ملاحظهای به داخل بنا نفوذ می کند و آن را تحت تاثیر قرار می دهد. تنها سطوح نور گذر هستند که میتوانند به طور مستقیم به درون بنا دست پیدا کنند Carmody & et al.,1994)). علاوه بر مانع خاک، در دسترسی مستقیم حرارت بیرون، حضور گیاهان سبز بر روی سطح خاک نفوذ، حرارت اشعه خورشید را به نحو قابل ملاحظه ای میکاهد که این موضوع علاوه بر سطح سبزینه به رطوبت موجود در سطح نیز بستگی دارد ( . (Bonan,2002 ۲-۷-۱-۲- مزایا با رویکرد بهره وری از سطح زمین و محیط زیست ۲-۷-۱-۲-۱- مزایای زیبایی شناسی اثرات بصری: ساختمانی که تمام یا بخشی از آن در زیر سطح زمین قرار دارد در مقایسه با ساختمانی مشابه که بر روی سطح زمین قرار گرفته، به لحاظ بصری، دید محدودتری در محیط دارد. این مساله در مواردی که بناها در مناطق حساس قرار می گیرند از اهمیت بسزایی برخوردار است (ابراهیمی،۱۳۸۸). بنابراین در مجاورت مناطق تاریخی، طبیعی، بناها و بافتهای خاص معماری، حوزه های استحفاظی، نظامی و غیره میتوانند از این مزیت بهره بگیرند. ۲-۷-۱-۲-۲- شکل گیری کانسپت خاص معماری یک ساختمان زیرزمینی می تواند ماهیت درونی کاملا متفاوت از آنچه که در یک ساختمان روسطحی وجود دارد، پیدا کند. ترکیب تونلها، دالانها و سازههای سنگی طبیعی در محیط کاملا مجزا و آرام، منبع الهام بسیاری از بیانات و امور مذهبی بوده است. از طرف دیگر این ایده می تواند گریزی از وجود تنش، سر و صدا و آلودگی هوا باشد و تجربه ای زیبا و بیاد ماندنی برای افرادی که از آن عبور می کنند، خلق کند. علاوه بر آن محدودیتی که از لحاظ رخنه در میان بافت برای بناهای روسطحی وجود دارد در این مورد کمرنگ تر است و آزادی عمل بیشتر به طراح میدهد (Fairhurst,1976) . این موضوع چه از لحاظ داخل بنا و چه از لحاظ استفاده و دید از خارج بنا می تواند منبع الهام بسیاری از بناهای معماری گردد. ۲-۷-۱-۳- مزایای زیست محیطی ۲-۷-۱-۳-۱- حفظ منظر طبیعی ساختمانی که دید محدودتری در محیط دارد، به نمایان شدن منظر طبیعی و محیط زیست سبز کمک شایانی میکند. در این صورت بهجای اشغال شدن فضا از توده ساختمانی، طبیعت سطح زمین برای احیای منظری مناسب باقی می گذارد(Al-Temeemi & et al,2004). ۲-۷-۱-۳-۲- حفظ اکولوژی هنگامیکه فضای سبز و درختان منطقهای بهعلت استفاده از فضای زیرزمینی، در ساخت و ساز دست نخورده باقی میمانند، آسیب کمتری به چرخه اکولوژیکی منطقه و سطوح بالاتر وارد میگردد. در این گزینه حیات گیاهان، زیستگاه حیوانات و تنفس و تعرق گیاهان، در مقایسه با ساخت و ساز روزمینی بیشتر محافظت می شود. این یکی از راههای مسالمت آمیز همزیستی ساختمان با محیط زیست طبیعی است که هم ساختمان و هم محیط زیست پیرامون از آن سود میبرد (Al-Temeemi & et al,2004) (Walton,1978), . ۲-۷-۱-۳-۳- کارآیی در مصرف زمین توسعه ساخت و ساز سطح زمین و گسترش شهر، موجب از بین رفتن زمین های کشاورزی و مناطق فراغتی و تفریحی می گردد. کارخانجات واقع در حومه ی شهرها با توسعه ی خود زمینهای بزرگ را تصرف می کنند و ساختمانهای صنعتی و پارکینگها را به وجود میآورند. گسترشهای نامنظم، نیازمند زمینهای بیشتری است تا به تجهیزات سبک و سنگین اختصاص داده شود. تعبیه بناهای خاص که پتانسیل ساخت در زیر سطح زمین را دارند، سطوح مورد نظر بر روی زمین را جهت استفادههای دیگر از آن احیا می کند و امکان اصلاح مشکلات موجود کاربریهای سطح زمین را فراهم میگرداند Carmody & et al.,1994)). ۲-۷-۱-۴- مزایا با رویکرد اهمیت چرخه زندگی بنا ۲-۷-۱-۴-۱- محافظت جدا بودن فضاهای خاک پناه، بدلیل خواص فیزیکی آنها و حفاظت آنها در زیر سطح زمین مزیتهای زیادی را بوجود می آورد. این موضوع از جوانب مختلفی به شرح زیر قابل تامل و بررسی است. ۲-۷-۱-۴-۱-۱- عوامل طبیعی ساختمانهای خاک پناه طبیعتا در برابر گردبادها، تند بادها، توفان، صاعقه، تگرگ و اکثر پدیده های جوی دیگر محافظت می شود. در مواقع آتش سوزی، ساختمانهای خاک پناه به طور بالقوه در برابر آتش سوزی بیرونی محافظت می شوند. سطح زمین غیرقابل اشتعال بوده و عایقی بسیار مطلوب برای سازه ی زیرین خود محسوب می شود Carmody & et.al,1994)). آسیب پذیرترین بخش ساختمانهای خاک پناه، نقاط دسترسی و ورودی ها و نورگیر ها و پنجره ها هستند. لذا در نظر گرفتن تمهیداتی برای اجرای مناسب و دقیق آنها ضرری است(همان) . ۲-۷-۱-۴-۲- آلودگی صوتی و ارتعاش لایه های خاک مانع بسیار موثری در جلوگیری از نفوذ سر و صدا به داخل بناهای زیر سطحی به شمار میروند. این خاصیت برای ساختمانهایی که در مجاورت مناطق پر سرو صدا مانند آزادراهها و فرودگاههای بزرگ قراردارند، بسیار موثر است. ورودیهای روسطحی در ساختمانهای خاک پناه ، عمده مسیر انتقال سر و صدا به داخل بنا میباشد (Staniec & Nowak ,2011),، .(Godard,2004) ۲-۷-۱-۴-۳- حفاظت کالبد بنا پوشش ضخیم خاک پیرامون ساختمان، کاهش اثرات نوسان دما، فرسودگی ناشی از اشعه ی فرابنفش خورشید، آسیب ناشی از انجماد و ذوب شدن آب بر سازه و عدم تجزیه مصالح با ماورا بنفش را در پی دارد. به این ترتیب لایهی ضخیم خاک چون لایه ای محافظ بنا را در بر میگیرد (Al-Temeemi & et al,2004) . ۲-۷-۱-۴-۴- حفاظت از مواد داخل بنا ساختمانهای خاک پناه در زمینه حفاظت از خود و از اجسام ذخیره شده در داخل خود محاسنی دارند. برای مثال، مومیایی کردن و سپس دفن اجساد روش کاملا موفقی جهت حفظ اجساد از تمدنهای باستانی تاکنون بوده است. به همین طریق، حفظ مواد غذایی در محیطی که دمای معتدل و ثابت دارد و محصور بودن، رشد حشرات موذی و قارچ ها را محدود می کند بصورت مطلوب تری انجام می پذیرد Carmody & et al.,1994)) . ۲-۷-۱-۴-۵- امنیت ۲-۷-۱-۴-۵-۱- دسترسی محدود مزیت اصلی امنیتی ساختمانهای زیرزمینی آناست که نقاط دسترسی به طور کلی محدود و بهراحتی قابل کنترل می باشند. این محدودیت در ورود و خروج، در منع افرادی که قصد سرقت و مزاحمت در داخل این بناها را دارند موثر است. ۲-۷-۱-۴-۵-۲- پناهگاه سازههای زیر زمینی، خصوصا اگر قابلیت دفع یا فیلتر کردن هوای آلودهی بیرونی را داشته باشند، پناهگاههای بسیار ارزشمندی برای مواقع ضروری محسوب می شوند. این موضوع برای بسیاری از کاربریها و مقاصد نظیر زندانها و مناطق امن جنگی و عملیاتی مسئله مهم و استراتژیکی میباشد Carmody & et al.,1994)) . ۲-۷-۱-۴-۵-۳- مواد و فرآیندهای خطرناک ذخیره سازی مواد خطرناک در زیر سطح زمین مزایایی ازجمله حفاظت، امنیت و جداسازی را به همراه دارد. طراحی و شرایط زمین شناختی مطلوب باعث می گردد که احتمال نشت مواد خطرناک و انتقال آن به محیط سطح زمین به حداقل ممکن کاهش یابد. مواد خطرناک شامل ضایعات و مواد خطرناک شیمیایی است که با فرایندهای شیمیایی و سوزاندن از بین نمی روند. همچنین جلوگیری از واکنشهای خطرناک( برای مثال فرآیندهای انفجاری) در زیر سطح زمین، خطر وقوع انفجار را در محلات اطراف کاهش می دهد. ۲-۷-۲- معایب ساختمانهای خاک پناه ۲-۷-۲- ۱- معایب با رویکرد بهره وری انرژی هر پدیدهای از دو خلقتش با حسن و معایبی همراه است که هم ذات بااو هستند. اگر چه ساختارهای خاک پناه مزیتهای بسیاری از جهت مصرف انژی دارند اما این موضوع نباید باعث غفلت از برخی مسائل ریز گردد که شاید مشکلی بزرگتر را ایجاد کنند. دانستن بسیاری از این مسائل کوچک می تواند در بدو مطالعه و طراحی این گونه معماری مد نظر قرار بگیرد و از بسیاری از صدمات جلوگیری کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تدوین استراتژی به منظور بهبود وضعیت برند و رسیدن به طنین برند در یکی از بخش های بزرگ و مهم در حوزهی خدمات و کشور که در آینده تاثیر بسزایی را در کسب درآمد و توسعه کشور خواهد داشت را امکان پذیر می کند. از آنجایی که دانشگاه های دولتی در کشور مجوز تبلیغات به طور مستقیم در رسانه ها جهت اطلاع رسانی را نداشتهاند، دانشجویان کنونی و فارغ التحصیلان دانشگاه میتوانند در ایجاد و توسعه طنین برند دانشگاه نقش مهمی را ایفا کنند. مطالعات قبلی نشان میدهد که افزایش قدرت و رابطه برند و مشتری سودهای زیادی را برای هم برای مصرفکنندگان و هم شرکتها دارد. بسیار مهم است که به صورت تجربی به بررسی این موضوع بپردازیم که محرک های ارزش ویژه برند مثل آگاهی برند[۶] و تداعی[۷] برند چگونه میتوانند بر گرایشات مصرف کنندگان رفتاری و ایجاد یک رابطه قوی بین مصرف کننده و برند و که نهایتا منجر به طنین برند شود، بپردازیم. بنابراین ما در این تحقیق، محقق قصد دارد با تاکید بر مدل گوردن(۲۰۱۰) نسبت به موضوع ارزش ویژه برند و طنین برند مطالعهای را در خصوص طنین برند دانشگاه های کشور از دید دانشجویان انجام دهد
 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق امروزه باتوجه به افزایش رقابت بین دانشگاه ها این موسسات را مجبور به صرف هزینه های زیادی برای فعالیت های برندسازی خود در بین دانشگاه های جهانی جهت جذب دانشجویان در سطح بین الملل و جذب منابع مالی کرده است (Tas, 2012). همچنین اهمیت ایجاد رابطه بین مصرف کننده و برند که در آخر منجر به طنین برند می شود به قدری مهم است که شرکت های بزرگ هر ساله میلیون ها دلار برای ارتقاء رابطه شان با مشتریانشان صرف می کنند(Gordon, 2010) . از طرفی دیگر دانشمندان تاکید می کنند که شرکت ها باید فعالیتهای خود را در جهت افزایش آگاهی بخشی به مصرف کنندگان و افزایش اطلاعات آنها درباره در زمینه بازار و برند که می توانند تصمیمات مشتری را هدایت کنند(Faircloth, Capella, & Alford, 2001; Keller, 2006). اما با این وجود دانشمندان تاکنون مدارک قابل توجهی را در زمینه رابطه بین آگاهی از برند و تداعی برند و رفتار مصرف کننده ارائه نکرده اند(Gordon, 2010) . شواهد تجربی نشان می دهند که آگاهی از برند و تداعی های برند بر رفتار مصرف کننده موثر بوده و می تواند وظایف بازاریابی را در جهت توسعه آگاهی و بهبود تصور مشتری از یک برند را مورد تائید قرار دهند. همچنین مطالعات قبلی نشان می دهد که پاسخ هاس شناختی و موثر مشتری می تواند تاثیر مهمی را بر ارزش ویژه برند داشته باشد(Gordon, 2010). در محیط نهایتا مشخص شده است که رابطه دقیقی بین گرایشات رفتاری مصرف کنندگان و افزایش عملکرد مالی یک شرکت وجود دارد و تعداد زیادی از محققان بیان می کنند که ادراک مشتری از یک برند بر پیامدهای مالی شرکت مثل: قیمت و سهم بازار شرکت تاثیر خواهد داشت (Aaker, 1996; Baldinger & Robinson, 1996; Keller, 1993). همچنین یافته بیانگر این موضوع است که چگونه شرکت ها می توانند با انجام استراتژی های مدیریت فعالیت های برند می توانند بر گرایشات رفتاری مشتری موثر باشند(Gordon, 2010). از طرفی در مطالعاتی که گوردن در سال ۲۰۱۰ انجام داد تنها به بررسی طنین برند به طور کلی پرداخته است و از بررسی تمام ابعاد فرعی طنین برند شامل: ۱- وفاداری ۲- وابستگی روانی[۸] ۳- حس تعلق اجتماعی[۹] ۴- مشارکت فعال[۱۰] و تاثیر سایر عوامل بر این ابعاد فرعی چشم پوششی کرده است. موارد بالا به خوبی اهمیت بررسی رابطه بین محرک های ارزش ویژه برند و گرایشات رفتاری مصرف کنندگان و توسعه طنین برند را برای موسسات نشان می دهد. با توجه به وجود اهمیت در تعیین رابطه بین محرک های ارزش ویژه برند و گرایشات رفتاری مشتری، لذا این مطالعه با هدف تقویت و پوشش ضعف های مطالعات قبلی در مفهوم سازی در این زمینه صورت می گیرد. مطالعات قبلی در زمینه ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری(Bauer, et al., 2008; Gladden & Funk, 2002; Ross, James, & Vargas, 2006 ) تنها به بررسی عوامل ارزش ویژه مانند آگاهی و تداعی برند پرداخته اند و تاکنون به ندرت سایر عوامل که می توانند نقش مهمی را برگرایشات رفتاری مشتری داشته باشد در نظر نگرفته اند. در محیط آموزشی جهانی دانشگاه ها باید به دانشجویان توجه بسیاری داشته و همواره نحوه ادراکات مختلف دانشجویان از برند دانشگاه ها و نحوهی انتخاب دانشگاه ها را مورد بررسی قرار دهند (Tas, 2012). بسیاری از دانشگاه ها برای ارتقاء رتبه برند خود در سطح بین المللی تلاشهای فراوانی را در زمینه مدیریت استراتژیک برند انجام می دهند (Brunzel, 2007). علارقم اهمیتی که برند دانشگاهی می تواند بر انتخاب دانشجویان داشته یاشد مطالعات تجربی محدودی در زمینه ارزش ویژه برند و محرک های ارزش ویژه برند در برند دانشگاهی صورت گرفته است (Mourad et al, 2011). از طرف دیگر باتوجه به بررسی های محقق مشخص شده است که فرایند ایجاد طنین برند با ابعاد آن هم در بین پژوهش های داخلی و خارجی بررسی های بسیار کمی صورت گرفته است علاوه براین درسال های اخیر شاهد افزایش تقاضا رفتن به خارج از کشور جهت ادامه تحصیل در دوره تحصیل تکمیلی در بین دانشجویان هستیم این افراد که عموما حائز رتبه های برتر در آزمون ورودی دوره کارشناسی هستند که بعد از گذراند دوره کارشناسی در دانشگاه های برتر هستند. قصد مهاجرت می کنند و گاهاً بعد از گذراندن دوره های تحصیلات تکمیلی به کشور باز نمی گردند که این موضوع می تواند برای آینده کشور مناسب نبوده و از سرعت رشد علمی کشور کاهش دهد و نبود آگاهی و تداعی برند دانشگاه های داخلی نقش مهمی را در این تصمیم گیری برای ادامه تحصیل در خارج از کشور می تواند ایفا کند. بنابراین ارتقاء طنین برند دانشگاه های کشور می تواند نقش مهمی را در این کاهش تقاضا داشته باشد. همانطور که بیان شد، زیربنای اصلی و چهارچوب مفهومی این پژوهش، سه مدل ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری، شناخت برن دو فرایند استراتژیک مدیریت برن داست. مدل ارزش ویژه برند متبنی بر مشتری به دو سوأل چگونه م یتوان یک برند قدرتمند » و «؟ چه چیز برند را قدرتمند م یسازد » اساسی پاسخ می دهد که عبارتند از مدل شناخت برند، منحصراً بر سوأل اول تمرکز دارد و جنب ههای مختلف آنرا نمایان می سازد. همچنین .«؟ ساخت مدل فرایند استراتژیک مدیریت برند، بر سوأل دوم متمرکز بوده و نحوه ایجاد و گسترش یک برند توسط شرکت را آشکار می سازد. بر اساس نظر پرفسور کلر، مدیریت استراتژیک برند (در راستای ایجاد یک برند قدرتمند) شامل تدوین و اجرای برنام هها و فعالیت های بازاریابی در رابطه با ایجاد، انداز هگیری و مدیریت ارزش ویژه برند است. در واقع می توان مدیریت استراتژیک برند را یک فرایند چهار مرحله ای دانست که به شرح زیر است:
-
- شناسائی و تدوین هویت و موضع برند: فرایند مدیریت استراتژیک برند با درک اینکه برند نماینده چه چیزی باید باشد، ارائ هدهنده چه ویژگی هایی باشد، ارضا کننده چه نیازی باشد، موضع آن نسبت به رقبا چگونه قرار گیرد و به طور کلی هویت برند چگونه باشد، شروع می شود.
-
- برنامه ریزی و اجرای برنام ههای بازاریابی برند: در واقع بعد از تدوین هویت برند، کلیه فعالیت های بازاریابی برند (به طور کلی عناصر معنابخش برند)، باید در راستای تحقق هویت برند و ایجاد ارزش ویژه برند، برنامه ریزی و هماهنگ گردند. این فعالیت ها و عناصر معنابخش برند در برگیرنده فعالیت هایی همچون انتخاب عناصر برند (نام برند، سایت الکترونیکی، نشان، سمبل ها، ویژگی های، بسته بندی، شعار و …)، مرتبط ساختن برند با فعالیت های یکپارچه بازاریابی و برنامه های حمایتی بازاریابی (آمیخته بازاریابی) و ارائه ویژگی های ثانویه در راستای ایجاد برند (مثل مرتبط بودن برند با عواملی چون شرکت تولیدکننده، کشور یا ناحیه جغرافیائی و کانال های توزیع) می باشد.
-
- انداز هگیری و تفسیر عملکرد برند: اما آنچه که سبب ارزش آفرینی برند می شود، ذهنیت های شکل گرفته در مخاطبان به واسطه احساسات، تجارب و طرز تفکرات ایجاد شده از عناصر معنابخش برند است؛ این ذهنیت ها خارج از کنترل مستقیم مدیریت هستند. به این خاطر اندازه گیری و تفسیر عملکرد برند ضرورت می یابد. در حقیقت در این مرحله، باید از صحت و درستی برند در اذهان اطمینان حاصر شده و منابع پوشش داده نشده ارزش ویژه برند شناسائی گردند و راه ح لهایی به منظور بهبود و افزایش ارزش ویژه برند تبیین گردد (ممیزی برند).
-
- رشد و حفظ ارزش ویژه برند: اما با درک وضعیت برند، مدیریت می تواند راهکارهایی در راستای
گسترش و رشد برند ارائه دهد. در این راستا، سازمان باید استراتژی ایجاد برند خود را درک کرده و کلیه فعالیت های خود را با آن سازگار سازد و ارزش ویژه برند را مدیریت کرده و در بخش های مختلف بازار گسترش دهد. (الهیاری، ۱۳۸۸) فرایند بالا، از منظر سازمان ها است. در حالی که ارزش واقعی برند در ذهن مشتری قرار دارد. به این خاطر مدل ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری نحوه جهت گیری هر یک از چهار مرحله بالا را در جهت ایجاد ارزشی واقعی و طنین برند هدایت می کند. این مدل بیان م یدارد که یک برند، برای قدرتمند شدن باید شش دارائی ذهنی (بلوک های ایجاد برند[۱۱]) به ترتیب در ذهن مخاطبان خود ایجاد کند ( چگونگی ایجاد برند قدرتمند). به این منظور باید کلیه فعالی تهای بازاریابی، و عناصر معنابخش برند (به طور کلی فرایند مدیریت استراتژیک برند) بسته به شرایط در راستای ایجاد آنها هم راستا گردند در ابتدای فرایند مدیریت استراتژیک برند، هدف و مسیر اصلی برند و به طور کلی هویت برند[۱۲] تعیین گردد .اما در این مرحله، کلیه فعالیت های ایجاد برند باید به گونه ای عمل کنند که سبب ایجاد برجستگی برای هویت تعیین شده گردد. به عبارت دیگر عناصر معنابخش برند باید هویت اتخاذ شده را به مخاطبان خود بفهمانند و برند را در ذهن مشتریان، به طبقه کلی نیاز یا محصول مرتبط سازد (چگونگی ایجاد برند قدرتمند). اما این برجستگی، در ذهن مشتریان به صورت آگاهی از برند تداعی می یابد. در واقع در اینجا، مخاطبان قادر به تشخیص برند در شرایط مختلف بوده و ویژگی ها، نیازها و هویتی که برند در صدد ارائه آن است را تشخیص م یدهند و در صورت مواجه با نیاز، آن برند را به یاد م یآورند ( چگونگی قدرتمند شدن برند). در بخش بعد، فرایند مدیریت استراتژیک برند، باید به گونه ای باشد که برای برند ایجاد معنا کند . در این مرحله، کلیه فعالیت های مدیریت استراتژیک برند باید به گونه ای عمل کنند که سبب ایجاد تصویر ی از عملکرد برند (مزیت های کارکردی) در رابطه با محصولات یا خدمات شده و تصویری از برند (مزیت های غیرکارکردی) در ذهن مخاطبان شود ( چگونگی ایجاد برند قدرتمند). اما این تصویرات، در ذهن مخاطبان به صورت تصویر برند شکل می گیرد. در واقع آنچه که با دیدن یا شنیدن برند، یا تفکر از آن، در ذهن مخاطبان خطور می کند، بیان کننده تصویر برند است. این ذهنیت ها می تواند هم در مورد ویژگی های ملموس باشد و هم ویژگی های ناملموس( چگونگی قدرتمند شدن برند). در بخش بعد، فرایند مدیریت استراتژیک برند، باید به گونه ای باشد که پاسخ، واکنش، تفکر و احساسات مطلوبی را از مخاطبان دریافت کند. در این مرحله، کلیه فعالیت های مدیریت استراتژیک برند باید به گونه ای عمل کنند که سبب ایجاد قضاوت (بعد منطقی ذهن) و احساسات (بعد احساسی ذهن) مطلوب در ذهن مخاطبان گردد ( چگونگی ایجاد برند قدرتمند). تداعی این قضاوت های و احساسات در ذهن مشتریان، سبب بروز نوع رفتار و پاسخ های آنها نسبت به برند و فعالیت های بازاریابی آن می گردد ( چگونگی قدرتمند شدن برند). در نهایت فرایند مدیریت استراتژیک برند باید به گونه ای باشد که سبب ایجاد رابطه ای مناسب و عمیق با مخاطبان خود گردد و وفاداری به برند شکل گیرد. در این مرحله، کلیه فعالیت های مدیریت استراتژیک برند باید به گونه ای عمل کنند که سبب ایجاد طنین (رابطه عمیق) برند گردد ( چگونگی ایجاد برند قدرتمند). اما بازتاب این طنین در ذهن مشتریان، سبب بروز نوع و کیفیت رابطه مشتری – برند شده و وفاداری به برند و درگیری با آنرا به همراه خواهد داشت. ( چگونگی قدرتمند شدن برند) همانطور که ملاحظه شد، ایجاد یک برند از دو جنبه اساسی قابل مشاهده است. این پژوهش بر روی رابطه بین دو جنبه درون سازمانی و بیرون سازمانی متمرکز است. البته تمرکز اصلی این تحقیق، در سطوح اولیه و بنیادی این رابطه قرار دارد. در واقع در این پژوهش در صدد بودیم تا به بررسی وضعیت تصورات دانشجویان از عناصر معنابخش برند در رابطه وضعیت ذهنیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی از برند دانشگاههای مورد نظر را مورد سنجش قرار گرفته و رابطه و شکاف میان این دو بعد شناسائی گردد
: ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری و فرایند استراتژیک مدیریت برند(کلر، ۲۰۰۸) علی رغم تأکید فراوان بر اهمیت مشتریان در بخش خدمات اندازه گیری ارزش ویژه برند و در نظر گرفتن جنبه های شناختی آن تقریباً موضعی جدید در مفهوم بازاریابی خدمات در مقایسه با بازاریابی محصول است،که باید بیشتر مورد توجه قرارگیرد.ارزیابی ارزش برند به مدیران عالی در بخش خدمات این امکان را میدهد که قدرت برند هایشان را در مجموعه رقابتی مقایسه کنند و از نتایج آن برای کسب ارزش برندو توسعه طنین برند دانشگاهها در طی زمان و به منظور فرموله کردن استراتژی های بازاریابی استفاده کنند. با توجه به اینکه، مهمترین دارایی ها در بخش خدمات ، ناملموساند و شامل وفاداری مشتری، برندها، نمادها و شعارهای شرکت، تصویر برند، شخصیت برند، تداعی و آگاهی از برند است. این داراییها همراه با سایر ابعاد ملموس، ارزش برند را در بر دارد و منبع اولیه ایجاد مزیت رقابتی محسوب میگردند. ایجاد تصویری پایدار و قدرتمند هنگام داشتن ارزش برند بالا منابع پنهانی است که میتواند متمایزکننده یک ارائه دهنده خدمت از رقبایش گردد. (رحیم نیا، ۱۳۹۱) از اینرو با توجه به اهمیت برندسازی در بخش خدماتی بخصوص در زمینه دانشگاهی که علارغم نقش مهمی که درتوسعه کشور و کسب درآمد دارد اما متاسفانه خیلی جزئی در پژوهش های داخلی مورد بررس قرار گرفنته است، از طرفی امروزه افزایش رقابت بین دانشگاه ها این موسسات را مجبور به صرف هزینه های زیادی برای فعالیت های برندسازی خود در بین دانشگاه های جهانی جهت جذب دانشجویان در سطح بین الملل و جذب منابع مالی کردهاست (Tas, 2012). همچنین اهمیت ایجاد رابطه بین مصرف کننده و برند که در آخر منجر به طنین برند می شود به قدری مهم است که شرکت های بزرگ هر ساله میلیون ها دلار برای ارتقاء رابطهشان با مشتریانشان صرف می کنند(Gordon, 2010) . از طرفی دیگر دانشمندان تاکید می کنند که شرکت ها باید فعالیتهای خود را در جهت افزایش آگاهی بخشی به مصرفکنندگان و افزایش اطلاعات آنها درباره در زمینه بازار و برند که میتوانند تصمیمات مشتری را هدایت کنند(Faircloth, Capella, & Alford, 2001; Keller, 2006). اما با این وجود دانشمندان تاکنون مدارک قابل توجهی را در زمینه رابطه بین آگاهی از برند و تداعیهای برند و رفتار مصرف کننده ارائه نکرده اند(Gordon, 2010) . شواهد تجربی نشان میدهند که آگاهی از برند و تداعیهای برند بر رفتار مصرف کننده موثر بوده و میتواند وظایف بازاریابی را در جهت توسعه آگاهی و بهبود تصور مشتری از یک برند را مورد تائید قرار دهند. همچنین مطالعات قبلی نشان میدهد که واکنش های شناختی و موثر مشتری میتواند تاثیر مهمی را بر ارزش ویژه برند داشته باشد(Gordon, 2010). در محیط نهایتا مشخص شده است که رابطه دقیقی بین گرایشات رفتاری مصرفکنندگان و افزایش عملکرد مالی یک شرکت وجود دارد و تعداد زیادی از محققان بیان میکنند که ادراک مشتری از یک برند بر پیامدهای مالی شرکت مثل: قیمت و سهم بازار شرکت تاثیر خواهد داشت (Aaker, 1996; Baldinger & Robinson, 1996; Keller, 1993). همچنین یافته پژوهشی بیانگر این موضوع است که چگونه شرکتها می توانند با انجام استراتژی های مدیریت فعالیت های برند میتوانند بر گرایشات رفتاری مشتری موثر باشند(Gordon, 2010). از طرفی در مطالعاتی که گوردن در سال ۲۰۱۰ انجام داد تنها به بررسی طنین برند به طور کلی پرداخته است و از بررسی تمام ابعاد فرعی طنین برند که شامل: ۱- وفاداری رفتاری ۲- وابستگی روانی ۳- حس تعلق اجتماعی ۴- مشارکت فعال است و تاثیر سایر عوامل بر این ابعاد فرعی چشم پوششی کرده است. موارد بالا به خوبی اهمیت بررسی رابطه بین محرک های ارزش ویژه برند و گرایشات رفتاری مصرف کنندگان و توسعه طنین برند را برای موسسات نشان می دهد. با توجه به وجود اهمیت در تعیین رابطه بین محرک های ارزش ویژه برند و گرایشات رفتاری مشتری، لذا این مطالعه با هدف تقویت و پوشش ضعف های مطالعات قبلی در مفهوم سازی در این زمینه صورت می گیرد. مطالعات قبلی در زمینه ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری(Bauer, et al, 2008; Gladden & Funk, 2002; Ross, James, & Vargas, 2006 ) تنها به بررسی عوامل ارزش ویژه مانند آگاهی و تداعیهای برند پرداخته اند و تاکنون به ندرت سایر عوامل که میتوانند نقش مهمی را برگرایشات رفتاری مشتری داشته باشد در نظر نگرفته اند. در محیط آموزشی جهانی دانشگاه ها باید به دانشجویان توجه بسیاری داشته و همواره نحوه ادراکات مختلف دانشجویان از برند دانشگاه ها و نحوهی انتخاب دانشگاه ها را مورد بررسی قرار دهند (Tas, 2012). بسیاری از دانشگاه ها برای ارتقاء رتبه برند خود در سطح بین المللی تلاشهای فراوانی را در زمینه مدیریت استراتژیک برند انجام می دهند (Brunzel, 2007). علیرغم اهمیتی که برند دانشگاهی می تواند بر انتخاب دانشجویان داشته یاشد مطالعات تجربی محدودی در زمینه ارزش ویژه برند و محرک های ارزش ویژه برند در برند دانشگاهی صورت گرفته است (Mourad et al, 2011). از طرف دیگر باتوجه به بررسی های محقق مشخص شده است که ( در زمان تحقیق) در بین خارجی موضوع طنین برند با تمام ابعاد آن به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته است و در بین پژوهش های داخلی تنها یک مقاله با موضوع"طنین برند: کاربرد هرم کلر در بانک صادرات ایران"در اواخر ۱۳۹۱توسط شهریار عزیزی صورت گرفته است. اهداف
-
- بررسی وضعیت طنین برند دانشگاههای تهران
-
- تحلیل روابط بین محرکهای ارزش ویژه برند و طنین برند
-
- اولویت بندی ابعاد طنین برند در بین دانشگاههای مورد مطالعه
سؤالات تحقیق
-
- عوامل موثر بر طنین برند دانشگاههای تهران(تهران، تربیت مدرس، شریف و امیرکبیر) کدامند؟
۱-۱: تاثیر آگاهی برند بر تداعی برند چگونه است؟ ۱-۲: تاثیر تداعی برند بر برتری برند چگونه است؟ ۱-۳: تاثیر برتری برند بر طنین برند چگونه است؟
-
- تاثیر عوامل موثر بر طنین برند دانشگاههای تهران از دید دانشجویان تحصیلات تکمیلی چگونه است؟
۲-۱: تاثیر تداعی برند بر طنین برند چگونه است؟ ۲-۲: تاثیر تداعی برند بر واکنش احساسی موثر به برند چگونه است؟ ۲-۳: تاثیر واکنش احساسی موثر به برند بر طنین برند چگونه است؟ ۲-۴-:: تاثیر برتری برند بر واکنش احساسی موثر به برند تاثیر مثبت دارد باتوجه به اینکه تحقیق حاضر علاوه بر عوامل تعیین شده در ادبیات تحقیق که منجر به مدل مفهومی تحقیق شدهاست در نظر دارد سایر عوامل یا شاخصهای متاثر از شرایط بومی بر جامعه تحقیق را مورد بررسی قرار دهد، لذا سئوال ذیل نیز مطرح میگردد.
-
- سایر عوامل موثر بر طنین برند دانشگاههای تهران (باتوجه به شرایط بومی) کدامند؟
فرضیات تحقیق فرضیه اصلی۱ : آگاهی برند بر تداعی برند تاثیر مثبت معنادار دارد فرضیه اصلی۲ : تداعی برند بر برتری برند تاثیر دارد فرضیه اصلی۳ : تداعی برند بر واکنش احساسی موثر به برند تاثیر دارد فرضیه اصلی۴ : تداعی برند بر طنین برند تاثیر دارد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب- تفاوت حمله سایبری با جنگ سایبری جنگ سایبری، با هدف ازهم گسیختن سیستمهای اطلاعاتی و مخابراتی، سیستمهای کنترل و فرماندهی، ارتباطات و جاسوسی نیروی نظامی دشمن در هنگام یک مخاصمه مسلحانه و در فضای سایبر صورت میگیرد. درواقع جنگ سایبری اشاره به علمیات نظامی براساس اصول اطلاعاتی و شبکههای الکترونیکی دارد.[۹۲] ریچارد کلارک میگوید : جنگ سایبری شکل جدیدی از مبارزه است که ما هنوز نمیتوانیم آن را درک کنیم درعین حال میتوانیم فضای مجازی را پنجمین عرصه نبرد بدانیم.[۹۳] فناوری نوین اطلاعات و ارتباطات، مفاهیم و مبانی متعددی از زندگی دوران صنعتی را دستخوش تغییر و تحول قرار داده است که از جمله آن میتوان به بحث جنگ اشاره کرد. آن چه که ما به عنوان جنگ سایبری میشناسیم درواقع هدایت عملیات نظامی براساس قوانین حاکم براطلاعات است. هدف از این نوع جنگ درواقع تخریب سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی است و تلاش این جنگ دستیابی به مسائلی است که دشمن از آن به شدت محافظت میکند. بنابراین جنگ سایبری متفاوت از حمله سایبری است. جنگ سایبری در اغلب موارد شرایط حمله سایبری را دارا میباشد ولی همه حملات سایبری جنگ سایبری محسوب نمیشوند.
 درواقع جنگ سایبری میتواند دربردارنده حمله سایبری باشد اما حمله سایبری اختلال در صحت یا درستی دادهها است که معمولاً از طریق کدهای مخرب، تغییر در برنامه های رایانهای و کنترل دادهها که منجربه خروجی اشتباه میشود صورت میگیرد.[۹۴] باید تأکید نمود که فقط آن دسته ازحملات سایبری که پیامدهایی برابر با پیامدهای حملات مسلحانه دارند یا در بستر مناقشهای مسلحانه رخ میدهند درسطح جنگ سایبری قرار میگیرند. به بیانی دیگر، اگر در یک حمله سایبری، آسیب ها به حدی شدید بوده باشند که قابل مقایسه با آسیبهای معمول در جنگ ها باشند، در این صورت، حمله سایبری در حکم جنگ سایبری خواهد بود. طبعاً هر حمله سایبری یا هر نفوذ سایبری را نمیتوان مساوی با جنگ سایبری تشخیص داد، به دلیل اینکه روزانه حجم بسیار زیادی از حملات سایبری اتفاق میافتد که اینها میتوانند سطوح دیگری از تهدیدات را در برگیرند، برای جنگ سایبری، پنج شاخص تعریف شده که با بهره گرفتن از آنها مشخص کرد که آیا کشور درگیر حمله سایبری شده یا حملهای معمولی و کوچک در کار است.[۹۵] ۱- منشأ تهدید: در طبقهبندی که برای تهدید انجام گرفته منشأ تهدید میتواند یک فرد و یا یک یا چند کشور باشد و این اولین شاخصی است که میتوان عنوان جنگ سایبری بر روی آن گذاشت. ۲- سطح تولید خطر: سطح تولید خطری که این نوع حملات ایجاد مینمایند، میتواندسطح امنیت ملی و سطح بالاتر از امنیت ملی یعنی امنیت بینالمللی را در برگیرد. طبعاً اگر اندازه خطری که برای کشورها تولید میکند در سطح امنیت ملی و امنیت بینالمللی باشد و آنها را به خطر بیندازد، میتواند بهعنوان یک نوع توسل به زور قلمداد گردد.
۳- حوزههای مورد تهاجم: معمولاً کشورها حوزههایشان را به لحاظ ارزش آن حوزه برای امنیت ملی کشورشان به انواع حیاتی، حساس و مهم و قابل حفاظت دستهبندی میکنند، معمولاً این دسته از حملات سایبری به حوزههای دارای اهمیت زیاد، یعنی حوزههای حیاتی و حساس، مربوط میگردد. طبعاً اگر یک تعرض سایبری به حوزهای با اهمیتِ کم اتفاق بیفتد آن را حمله سایبری از نوع توسل به زور نمیدانند.
۴- ابزار تهاجم: چهارمین شاخص، نوع ابزار تهاجم است. باید بین یک ویروس یا تروجان معمولی با سایر ابزارهای متداول حمله و سلاح سایبری و ویروس معمولی یا سایر ابزار جنگی تمایز قائل شد. ویروسها معمولاً کمحجم و ساده هستند و حملات ویروسی در حوزههای مختلف اتفاق میافتد، ولی سلاحهای سایبری معمولاً دارای پیچیدگی زیادی هستند، از چندلایه تشکیل میشوند، قدرت پنهان شوندگی، آشکار شوندگی دارند، قابلیت رمز شوندگی چندلایه دارند، دارای ظرفیتهای قدرتمند هستند و قابلیت شناخت محیط را دارند، یعنی محیط مورد عمل خودشان را میشناسند، مثلاً «استاکس نت» محیط هستهای را میشناخت. بنابراین هوشمندی، یک ویژگی بارز این دسته از سلاحهاست.
۵- شدت حمله:شدت یک حمله را با سطح پیامد و آثار آن میتوان تعیین کرد. بند سوم: تاریخچه و سوابق حمله سایبری در این قسمت تاریخچه و برخی از حملات سایبری انجام شده را مرور مینماییم. الف- تاریخچه از زمان ابداع رایانه و اینترنت تا امروزه که استفاده از اینترنت شکل عمومی پیدا کرده، تصور از پیش تعیین شدهای درباره این امکان ارتباطاتی و اتفاقاتی که در آن خواهد افتاد وجود نداشته و به همین دلیل بسیاری از اتفاقات ابتدا رخ داده و سپس دولتها به دنبال تبیین و در مواردی برخورد یا جلوگیری از آن برآمدهاند. جرایم رایانهای اولین نوع اینگونه سوء استفادهها بوده است. اما با توجه به تهدیدات جدیدی همچون حملات سایبری، لازم دانسته شد که در این بخش از تحقیق، مرور کوتاهی بر تاریخچه این حملات داشته باشیم چراکه هر اندازه بر قدرت و نفوذ شبکههای ارتباطی و ابزارهای پیام رسان افزوده میشود دامنه آسیب پذیری آن نیز بالا می رود. به گفته متخصصان فناوری، هر کشف و ابتکار جدید در فناوری ارتباطات و اطلاعات، فرصتی تازه برای هکرها و مجرمان سایبری ایجاد میکند که به اطلاعات بیشتری دسترسی داشته باشند و به فکر راهکارهای تازه برای سرقت اطلاعات شرکتهای بزرگ، حسابهای مردم معمولی و یا حمله به زیرساختهای حیاتی یک کشور باشند؛ راهکارهایی که گاه سبب میشود حتی بزرگترین شرکتهای فناوری نیز از مقابله با اینگونه جرایم و حملات سایبری ناکام بمانند. مشکلاتی که از ابتدای قرن ۲۱ تاکنون اتفاق افتاده، همه نشان از ناامن بودن فضای سایبر داشته و در عمل سیستمهای امنیتی و نظامی کشورها را به چالش کشیده است. به خصوص حملاتی همچون حمله سایبری به استونی، حمله سایبری به ایران مخصوصاً قضیه “استاکس نت” و همچنین مشکلاتی که در سال گذشته(۲۰۱۴)، برای شرکتهای بزرگی همچون سونی پیکچرز و شرکت امنیتی WhiteHatو همچنین برخی سیاستمداران و بازیگران هالیوود پیش آمد. ب- نمونههایی از حملات انجام شده لازم به ذکر است که از آنجایی که بیشتر حملات در گروه جرایم سایبری قرار گرفتهاند لذا در اینجا تنها به حوادثی اشاره میگردد که در چارچوب یک حمله سایبری به زیرساختهای یک کشور انجام گرفته است. - در سال ۲۰۰۶ در جریان جنگ حزبالله و اسراییل، دولت صهیونیستی اعلام کرد که مورد حملات سایبری سازمان یافته از طرف کشورهای خاورمیانه و روسیه قرار گرفته است. - در سال ۲۰۰۷ این بار کشور «استونی» بود که خبر از حملهی سایبری به خود داد. در این سال کشور استونی در معرض سیلی از حملات سایبری قرار گرفت که کل زیرساختهای اینترنتی آن کشور را تحت تأثیر خود قرار داد و البته هدف اصلی، وب سایتهای دولتی، سازمانی، بانکها و روزنامهها بودند. با توجه به زمان حملات که در زمان مجادله این کشور و روسیه، بر سر برداشتن یادبود شوروی از پایتخت استونی بود، مقامات استونی روسها را عامل اصلی این حملات میدانند. - در سال ۲۰۰۷، تارنمای انتخابات کشور «قزاقستان» در جریان یک حملهی سایبری از کار افتاد. - در سال ۲۰۰۸، سایتهای کشورهای روسیه، گرجستان و آذربایجان در جریان درگیریها در اوستیای جنوبی مورد حملهی هکرها قرار گرفتند. البته همانند قضیه استونی، در این قضیه نیز روسیه از مظان اتهام خارج نبود. - در سال ۲۰۰۹، حملات گستردهای به بخشهای دولتی، رسانهای و تارنماهای مالی دو کشور ایالات متحده و کره جنوبی صورت پذیرفت. - در ماه می۲۰۱۰، در پاسخ به حملهی سایبری هند، تارنماهای سازمان موشکی هند، بنیاد ملی علوم هند، دفتر چندین حزب و … توسط هکرهای پاکستانی مورد حمله قرار گرفتند. - در سپتامبر ۲۰۱۰، تأسیسات اتمی ایران توسط ویروس استاکس نت مورد هجوم قرار گرفت. این ویروس یکی از پیشرفتهترین ویروسهای رایانهای بود و برگ جدیدی را در مبارزههای سایبری گشود. - در سال ۲۰۱۰ دوباره دولت انگلیس اعلام کرد که در هر ماه، هدف بیش از ۱۰۰۰ حملهی سایبری قرار میگیرد. -نمونهای از حملات سایبری که اخیراَ اتفاق افتاد مربوط به چین میباشد که با رخنه در بانک اطلاعات گوگل[۹۶] در سال ۲۰۱۰ با ادعای اینکه نقض مالیکت معنوی و نظارت غیرقانونی بر فعالان حقوق بشر صورت گرفته این عمل را انجام داد. - درسال ۲۰۱۱ هکرها به بیش از ۲۴۰۰۰ فایل مربوط به پنتاگون دسترسی پیدا کردند که این خود باعث نگرانی زیاد وزارت دفاع آمریکا گردیده است. - در ژوییهی ۲۰۱۱ تارنمای شرکت ارتباطاتی (SK) کره جنوبی هک شد و اطلاعات شماره تلفن، پستهای الکترونیک و آدرس منزل ۳۵ میلیون نفر سرقت شد. - در اکتبر ۲۰۱۱، دولت آمریکا پذیرفت که کنترل هواپیمای جاسوسی خود را در یک حملهی سایبری از سوی ایران از دست داده است. - در سال ۲۰۱۲ بیان شد که هند اطلاعات کمیسیون دوجانبهی اقتصادی بین چین و آمریکا را هک کرده است. - در سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ شرکت نفت، پتروشیمی، شهرداری، وزارت علوم و برخی از سازمانهای دیگر ایران مورد حمله سایبری قرار گرفتند. -همچنین، حمله سایبری به شرکت سونی در سال ۲۰۱۴ نیز نمونهای دیگر از حمله سایبری میباشد. مبحث دوم: انواع عملیات سایبری باید حملات سادهای را که بهوسیله نرمافزارهای ارزان قیمت قابل دانلود از اینترنت انجام میشوند، از حملات پیشرفتهای که نقاط ضعف جدیدی را روی سیستمها آشکار میکنند متمایز کرد. انتشار ویروسهای جدید و “حملات روز صفر” (حملاتی که برای بار اول استفاده میشوند) در زمره حملات پیشرفته محسوب میشوند. این حملات به مهارتی بیش از هک کردن ساده نیاز دارند. البته در یک تقسیم بندی کلی، حملات سایبری شامل گونههای ذیل میباشند: بهرهبرداری سایبری، تروریسم سایبری، جاسوسی سایبری و حملات سایبری با اهداف تخریبی. بند اول: بهرهبرداری سایبری: CNE[97] بهرهبرداری از شبکههای رایانهای، یک تکنیک برای نفوذ به شبکههای رایانهای هدف، به منظور استخراج و جمع آوری دادههای اطلاعاتی از طریق شبکههای رایانهای میباشد. اینگونه عملیات، حمله کننده را قادر میسازد تا هر گونه اطلاعات حساس و محرمانه که به طور معمول پنهان نگه داشته شده، از رایانههای شخصی و شبکههای رایانهای یک سازمان یا کشور خارجی جمع آوری نماید. اینگونه عملیات بیشتر علیه مؤسسات نظامی و دولتی انجام میپذیرد. بند دوم: تروریسم سایبری به طور معمول تروریست ها از اینترنت برای اهداف خود استفاده میکنند. در واقع سایبر تروریسم به روشهایی گفته میشود که با هدف از کارانداختن عملیات زیرساختهای حیاتی یک کشور صورت میگیرد.[۹۸] گروههای تروریستی از ابزار سایبری به شکلی فعالانه استفاده میکنند، با این وجود تروریسم سایبری به معنای استفاده از ابزار مجازی برای ایجاد تخریب، تاکنون نادر بوده است. با اینکه هیچ چیز نمیتواند مانع از تلاش گروههای تروریستی برای استخدام متخصصان رایانه، یا خرید بدافزارها از گروههای جنایی در اینترنت گردد، “حملات سایبری بیفایدهتر از حملات فیزیکی به نظر میرسند: این حملات قربانیان بالقوه خود را آکنده از وحشت نمیسازند، فوتوژنیک نیستند، و از نظر بسیاری از مردم رویدادهایی به شدت احساسی قلمداد نمیشوند.[۹۹] اما این بدین معنا نیست که گروههای تروریستی از اینترنت برای ترویج تروریسم استفاده نمیکنند. همانطور که قبلاً دیدیم، اینترنت به ابزاری مهم تبدیل شده است که آنان را قادر میسازد به صورت شبکههای نامتمرکز فعالیت کنند، برای خودعلامت مشخصهای بهوجود بیاورند، هوادار جذب کنند، منابع مالی جمع آوری نمایند، جزوههای آموزشی ارسال کنند و عملیاتها را بگردانند. به لطف ابزار سایبری، برخی از گروههای تروریستی با یک تشکیلات هرمی و با سازماندهی جغرافیایی، توانستهاند خود را به یک شبکه افقی جهانی تبدیل کنند که داوطلبان محلی میتوانند خود را در آن عضو کنند. در واقع محل کلیدی برای تندرو کردن افراد میتواند یک کشور نبوده بلکه تجربه یک جامعه مجازی باشد. به عنوان مثال، سوء استفاده از فضای سایبر توسط گروه تروریستی داعش در سه جنبه قابل بررسی میباشد. ۱٫استفاده ازفضای سایبر برای ادامه حیات : با بهره گرفتن از فضای سایبر، گروههای تروریستی همچون داعش، تبلیغات زیادی داشته و جذب نیرو را از طریق این فضا انجام میدهند و بنابراین طول عمر این گروه افزایش میباشد. ۲٫تبلیغات هراس انگیز: یکی دیگر از سوء استفادههای فضای سایبر توسط اینگونه گروههای غیرقانونی، ایجاد خوف و ترس در دل مردم با تبلیغات واهی و نشان دادن صحنههای خشن و دلهره انگیز میباشد.
- آمادگی جهت انجام حملات سایبری : شاید یکی از بدترین تهدیدات در این خصوص، آمادگی و حضور این نوع گروهها جهت انجام حملات سایبری میباشد چراکه این نوع افکار تروریستی بالاترین انگیزه را برای انجام حملات سایبری دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اساساً ۲ نوع مس ۴ آمونیاکی وجود دارد(ACQ) (AWPA P5)
-
- نوعD (ACQ-D) (پایه آمینی)
ACQ برای بسیاری از کاربرد های مشابه، به جای ACZA , CCA استفاده شده است، اما این ماده برای استفاده در آبهای شور پیشنهاد نشده است. ACQ-B با فرمول بندی آمونیاکی بهتر قادر به اشباع گونه های سخت اشباع از قبیل دوگلاس فر میباشد.ACQ-D سطح ظاهری یکنواخت تر و هموارتری را ایجاد میکند. محصولات چوبی تیمار شده با ACQ –B,D در استانداردهای کالایAWPA آورده شدهاند.
 عملکرد این ماده در برابر قارچها بستگی به تعداد کربن و گروه آلکیل آن دارد. وقتی یک آلکیل دارد، وجود ۱۲ تا ۱۴ کربن میتواند کارایی را در برابر قارچها افزایش دهد و وقتی دو گروه آلکیل دارد ۸ تا ۱۰ کربن میتواند کارایی مناسبی در برابر قارچها داشته باشد. نوع B وD دو آلکیل دارد پس با داشتن ۸ تا ۱۰ کربن عملکرد مناسبی در برابر قارچها خواهند داشت و نوع C دارای یک آلکیل و وجود ۱۲ تا ۱۴ کربن عملکرد در برابر قارچها را بهبود میبخشد(وارشا، ۲۰۰۴). میتوان از این فرمول بندیها در غوطهوری، اسپری کردن و فشار و خلاء در اتوکلاو، همچنین در تماس با آب و خاک استفاده نمود. تنوع ترکیباتACQ سبب شده تا در برابر گونه های چوبی متفاوت و کاربردهای متفاوت بتوان ترکیبات متفاوت را به کار برد. وقتی از ترکیب آمونیاکی استفاده میگردد، میتوان گونه های سخت اشباع مثل درون چوب کاج جنوبی و یا دوگلاس فر را اشباع نمود؛ ترکیب آمونیاکی دارای عمق نفوذ بیشتر است. درحالیکه ترکیب آمینی دارای توزیع یکنواختتر میباشد. در فرمول بندی جدیدACQ از تکههای کوچک مس محلول در اتانول آمین استفاده میگردد. البته باید توجه داشت که وجود تکههای مس در ماده حفاظتی میتواند سبب بروز مشکلاتی در اشباع گردد. از چوب تیمار شده در تماس مستقیم با آلومینیوم استفاده نشود. در صورت رشد کپک در سطح چوب تیمار شده بهترین را برای بر طرف کردن آن استفاده از پودر صابون و برس میباشد. میزان خورندگی فلزات در ACQ بالاتر از CCA است که این امر دلیل میزان بیشتر مس در ACQ نسبت به CCA است. پیش از رنگ کاری چوب تیمار شده؛ باید سطح آن خشک گردد. AWPA میزان جذب ۴ کیلوگرم بر متر مکعب یا ۰٫۲۵ پوند بر فوت مکعب را در بالای زمین، جذب ۶٫۴ کیلوگرم بر متر مکعب و یا ۰٫۴۰ پوند بر متر مکعب را برای کاربرد در تماس با زمین، میزان جذب ۰٫۶ پوند بر فوت مکعب را برای فونداسیون ساختمانها و تیر مخابرات و میزان جذب ۰٫۱۵ پوند بر فوت مکعب ماده حفاظتی همراه با مواد ضد آب را برای محیطهای آبی، را تعیین نموده است. این تیمار را میتواند در بالای زمین، در تماس با زمین و همچنین در تماس با آب تازه مورد استفاده قرار داد(لیبو، ۲۰۰۴؛ مدیسون، ۲۰۰۴). ۳-۱-۴- کوات مس مایکرونایز شده[۶۵] MCQ ماده حفاظتی ساخته شده بر پایه ACQمیباشد. قطعات جامد مس(اغلب کربنات مس)سریعتر از ترکیبات مس به صورت آمینی و آمونیاکی در آب به صورت ذرات معلق تبدیل میگردند. البته باید توجه داشت که اندازه ذرات نیز مهم است. به طوری که اندازه بهینه ذرات ۱۹۰ نانو متر باید باشد. اندازه کوچک ذرات سبب افزایش نفوذ و افزایش عمق نفوذ، کاهش شستشوی ماده حفاظتی و کاهش ایجاد مشکلات برای انسان و حیوانات است. خوردگی این ماده همانند چوبهای تیمار شده با CCA است.چوبهای تیمار شده با MCQ از نظر خورندگی فلزات بسیار شبیه به چوبهای تیمار نشده میباشند و به همین دلیل در استفاده از این ماده نیاز به اتصالات با جنس استیل نمیباشد. همچنین این تیمار رنگ طبیعی چوب را حفظ میکند و توانایی بالاتری برای نگه داری رنگها و پوششها داشته و نیز میزان مس کمتری برای کمک به کاهش آبشویی دارد. قابل استفاده در تماس با زمین و نیز در مصالح ساختمانی است. مناسب برای تیمار نرده های چوبی، عرشه، ریل راه آهن، ایوان و در کل محیطهایی با ریسک بالای تخریب. چوبهای تیمار شده با MCQ مشکلات زیست محیطی و حمل و نقل را ندارند. چوب تیمار شده با MCQ بی بو، بدون لکه رنگی و برای انسان، حیوان و گیاهان بی خطر است. محصولات تیمار شده با این ماده به طور تجاری از سال ۲۰۰۶ استفاده گردید(پرستون و همکاران،۲۰۰۹). ۴-۱-۵- مس قلیایی DCOI (ACD)[66] این ماده حفاظتی یکی از مواد محلول در آب است که به تازگی معرفی شده وبا وزن مولکولی۲۸۲٫۲۳، حاوی مس قلیایی اتانول آمین میباشد. که در آن از ۴ و ۵-دیکلرو-۲-ان-اکتیل-۴-ایزوتیازولین-۳-یک (DCOI) استفاده شده. فرمول شیمیایی این ماده(C11H17Cl2NOS) بوده و از نامهای تجاری آن میتوان به، کاتون[۶۷]، دورآسید[۶۸]، کاتون ۲۸۷[۶۹] اشاره نمود. شکل ۳-۱-۴- مس قلیایی DCOI (ACD) این مایع زلال زرد رنگ، عمدتاً با یک حشره کش به صورت ترکیبی برای مقابله با قارچهای مقاوم به مس مورد استفاده قرار میگیرد. این ترکیب عموماً به نسبت ۲۰ تا ۲۵ واحد مس به یک واحد DCOI، استفاده میگردد.ACD به عنوان یک ماده حفاظتی که هم برای مصارف بالای سطح زمین و هم در تماس با سطح زمین کاربرد دارد و درAWPA استاندارد گذاری شده است. DCOI یک ماده حفاظتی مناسب در برابر حفاران دریایی میباشد. تیمار با این ماده رنگ چوب را به رنگ قهوهای روشن تبدیل میکند. چوب تیمار شده با این ماده دارای بوی قابل توجهای است، که شدت آن بستگی به محلول تیمار دارد و با توجه به محلول تیمارامکان حساسیت پوستی وجود دارد(لیبو، ۲۰۰۷). DCOI اغلب به صورت ترکیبی همراه با یک حشرهکش مورد استفاده قرار میگیرد. ایزوتیازولین عموماً به عنوان ماده ضد کپک با DCOI به صورت ترکیبی مورد استفاده قرار میگیرد. مقاوم به آبشویی و قابل حل در حلالهای آلی و مناسب برای مقابله با حملات قارچی از خصوصیات این ماده میباشد. هم برای مصارف بالای سطح زمین و هم در سطح زمین کاربرد دارد. بسیار شبیه تیمارMCQ وACQ میباشد. چوب تیمار شده با این ماده برای انسان و محیط زیست خطری ایجاد نمیکند. ۳-۱-۶- مس دو ظرفیتی (دی متیل دی تیو کاربامات)(CDDC)[70] مس دوگانه (دی متیل دی تیو کربامید) (CDDC) محصولی است که در نتیجه واکنش در چوب به عنوان نتیجه تیمار دوگانه با دو محلول جداگانه ایجاد شده است. اولین محلول تیمار حاوی حداکثر ۵% مس اتانول آمین ۲ ظرفیتی( ۲- آمینو اتانول) و دومین محلول تیمار دارای حداقل ۲٫۵ % سدیم دی متیل دی تیو کربامید میباشد(AWPA P5).از مواد حفاظتی بر پایه آب به فرمول C6H12N2S4Cu با جرم ویژه ۱٫۷۵ و وزن مولکولی ۳۰۳٫۹۸ و دمای ذوب ۲۶۰ درجه سانتیگراد به صورت پودر قرمز تیره مایل به قهوه ای میباشد. میزان مصرف اکسید مس در این ماده حفاظتی ۱۷-۲۹% و میزان مصرف سدیم دی متیل دی تیو کربامت(SDDC) 71-83% میباشند(لیبو، ۲۰۰۴). شکل ۳-۱-۵- مس دوگانه (دی متیل دی تیو کربامید) (CDDC) یکی از نامهای تجاری این ماده کودیاک[۷۱] میباشد در اثر واکنش مس اتانول آمین و سدیم دی متیل دی تیوکربامتSDDC و نسبت یک واحد مس و دو واحد در تیوکربامات سبب تولید این محصول نامحلول در آب میگردد(فریمن، ۱۹۹۴). چوبهای تیمار شده با این ماده مقاومت مناسبی در برابر حشرات و قارچها دارند. تحقیقات نشان میدهد که در صورتیکه نسبت Cu:SDDC به ۱:۱ تغییر یابد میزان آبشویی مس افزایش مییابد که این مسئله نشان میدهد، افزایش میزان مس نمیتواند سبب تثبیت بهتر این ماده در چوب گردد، البته قسمتی از مس میتواند با مبادله یونی با دیواره سلولی واکنش دهد و در آن تثبیت گردد (کوپر، ۱۹۹۳). استفاده از میزان SDDC بیشتر سبب کاهشPH محلول تا نزدیکی خنثی میگردد(آرسنائولت و همکاران، ۱۹۹۳). میزان جذب این ماده در مصارف بالای سطح زمین باید حداقل ۱٫۶ کیلوگرم بر مترمکعب و در تماس با سطح زمین ۳٫۲ کیلوگرم بر متر مکعب باشد. چوبهای تیمار شده با این ماده را نباید در آب دریا استفاده نمود. میتواند سبب سوزش چشم و پوست گردد که در این صورت باید دستها و صورت را با آب و صابون شستشو داد. همچنین تنفس این ماده میتواند سبب تحریک مجاری تنفسی گردد. CDDC دارای ماندگاری بالا و مقاوم در برابر عوامل اکسیداسیون میباشد. البته این تیمار هنوز به صورت تجاری استفاده نمیگردد. این ماده به عنوان یک ماده قابل استفاده در محیطهای داخلی در AWPA استاندارد گذاری شده است.بهتر است از اتصالاتی با جنس گالوانیزه و یا استیل در برابر این ماده استفاده گردد. چوب تیمار شده با این ماده به رنگ قهوه ای بوده و معمولاً بدون بو یا با بوی بسیار کم میباشد. همچنین اغلب چوب کاج با نفوذ بالا با این ماده حفاظتی تیمارمیگردد. یکی از مشکلات اصلی این تیمار، دو مرحله ای بودن فرایند آن است. ۳-۱-۷- تبوکونازول[۷۲] از سال ۱۹۹۱ به صورت تجاری مورد استفاده قرار گرفت. تبوکونازول(TEB) یک بیوسید تری آزول آلی است که در برابر قارچهای پوسیدگی چوب موثر است اما تأثیر آن در برابر سوسکها هنوز محاسبه نشده است. در حلالهای آلی محلول است ولی در آب محلول نمیباشد، در چوب پایدار است و در مقابل آبشویی مقاوم است. به طور رایج TEB کاربرد تجاری ندارد. حلالهای استفاده شده در فرمول بندی این ماده حفاظتی نیز در AWPA P9 نوع C یا نوعF مشخص شده است. پودر بی رنگ کریستالی تا قهوه ای روشن به فرمول مولکولی C16H22ClN3O با نام آیوپاک این ماده به صورت زیر است: (RS)- 1- (4-ChloroPHenyl)- 4,4-dimethyl- 3- (1,2,4-triazol-1-ylmethyl)pentan- 3-ol میباشد. یکی از زیستکشهای آلی بر پایه تریزل بوده که مناسب برای تیمار چوب در برابر قارچهای بیماری زا میباشد. از نامهای دیگر این محصول میتوان به فنترازول[۷۳]، تربو کنازول[۷۴]، تربوترازول[۷۵] و اتیل تری یانول[۷۶]را نام برد. این ماده حفاظتی دارای جرم مولکولی۳۰۷٫۸۱۸۳۸ و در ۲۰ درجه سانتیگراد دارای دانسیته ۱٫۲۹ گرم بر سانتی متر مکب و وزن مخصوص ۱٫۲۴۹ میباد(EPA، ۱۹۹۹). شکل ۳-۱-۶- تبوکونازول تبوکونازول در لیست سازمان غذا و دارو در آمریکا به عنوان یکی از مواد بی خطر برای انسان میباشد. اما از دیدگاه EPA این ماده امکان بروز سرطان برای انسان را فراهم میکند و بر اساس ادعای سازمان سلامت جهانی[۷۷] این ماده در طبقه سه از لحاظ سمیت قرار دارد که این امر به معنای سمیت بسیار کم میباشد. اما به طور کل دارای سمیت بسیار کمی برای انسانهاست. از این ماده به عنوان قارچکش در مواد حفاظتی محلول در حلالهای الی در مقابل بازیدیومیستها استفاده میگردد(FAO، ۲۰۰۰). TEB در آب به صورت تکه های جدا از هم حل شده و در استن قابل حل میباشد. به طور کل حلالیت در آب ۳۲ میلیگرم در لیتر، در دی کلرو متان کمتر از ۲۰۰ گرم در لیتر در ان – هگزان ۲ تا ۵ گرم در لیتر، در ۲ پروپانول ۱۰۰ تا ۲۰۰ گرم درلیتر و در تلوئن ۱۰۰ تا ۲۰۰ گرم در لیتر میباشد. دارای دمای ذوب ۱۰۲٫۴-۱۰۴٫۷ درجه سانتیگراد میباشد. بر پوسیدگی قارچی اثر داشته اما در برابر حشرات بی اثر میباشند. (AWPA P5,P8) در حلالهای آلی قابل حل هستند. اما دارای حلالیت کمی درآب بوده و در چوب تثبیت شده و مقاوم به آبشویی میباشند. این مواد از برای تیمار تحت فشار درآمریکا، اروپا و کانادا استفاده میگردند. اغلب برای مقابله با کپکها و بیماری لکهآبی و تیماری مناسب برای کنترل لکههای سیاه رنگ ایجاد شده توسط قارچها و تیمار بذر گیاهان کاربرد دارند. LD 50 برای تبوکونازول، از راه خوردن برای موش صحرایی ۱۷۰۰ میلی گرم درکیلوگرم و برای موش خانگی از راه خوردن۳۰۰۰ میلی گرم در کیلوگرم و از راه تماسی برای موش صحرایی بیش از ۵۰۰۰ میلی گرم بر کیلوگرم و از راه تنفس برای موش صحرایی ۰٫۳۷ میلی گرم بر لیتر در ۴ ساعت میتواند خطرناک باشد(ویلیامز، ۲۰۰۵). ۳-۱-۸- پروپیکونازول[۷۸] پروپیکونازول یک بیوسید تری آزول آلی است که در برابر قارچهای پوسیدگی چوب موثر است اما در برابر سوسکها موثرنمیباشد( AWPA P8). این ماده در بعضی از حلالهای آلی محلول میباشد، اما در آب حلالیت پائینی دارد و در چوب پایدار و در مقابل آبشویی مقاوم است. بدون خورندگی برای فلزات و همچنین حلالهای استفاده شده در فرمولبندی این ماده حفاظتی در نوع F یا C AWPA P9 مشخص شده است(EPA، ۱۹۹۳). یکی از زیستکشهای آلی بر پایه تریزل بوده که مناسب برای تیمار چوب و بذرگیاهان در برابر قارچهای بیماری زا، باکتریها و ویروسها میباشد. این ماده در سال ۱۹۷۹ توسط جانسن فارماتئوتیکا[۷۹]در بلژیک کشف گشت (تومسون، ۱۹۹۷). شکل ۳-۱-۷- پروپیکونازول نام آیوپاک این ماده به صورت زیر است: [۲- (۲,۴-dichloroPHenyl)-4-propyl-1,3-dioxolan-2-yl]methyl-1,2,4-triazole فرمولاسیون مولکولی آن C15H17Cl2N3O2، وزن مولی ۳۴۲٫۲۲۰۳۸ با دمای جوش ۱۸۰ درجه سانتیگراد و حلالیت ۱۰۰ ppm در دمای ۲۰ درجه سانتیگراد در آب میباشد و ۱۰۰ % قابل حل در متانول، استون، اتر، کلورفرم و بنزن در دمای ۲۰ درجه سانتیگراد و ۶% قابل حل در هگزان (EPA، ۱۹۹۶). از جمله نامهای تجاری این ماده میتوان به بنر[۸۰]، بنیت[۸۱]، دسمل[۸۲]، اربیتو … اشاره کرد اما معروفترین نام تجاری این ماده سیبا[۸۳] میباشد. پروپی کنازول بر اثر متیل زدایی از کربن ۱۴ در طول فرایند بیوسنتز ارگوسترول و انباشتگی متیل استرول روی کربن ۱۴ میباشد. بیوسنتز این ارگوسترول میتواند سبب تخریب دیواره سلولی قارچها گردد. فقدان تولید نرمال استرولها سبب کند شدن یا توقف رشد قارچها میگردد. گیاهان توانایی متابولیزم پروپیکنازول را با هیدرولیز گروه ان- پروپیلدر حلقه دی اکسالان و تبدیل آن به بتا- هیدروکسی ایزومر ها که به شکل مخلوطی شیرین هستند، میشوند (ورتان، ۱۹۹۳؛ توموسون، ۱۹۹۷). تحریک کننده چشم نمیباشد و از سوزاندن و نگهداری محصول در محیطی که احتمال آتش سوزی وجود دارد جدا خودداری گردد. LD 50 برای پروپیکونازول؛ از راه خوردن برای موش صحرایی بیش از ۲۰۰۰ میلی گرم درکیلوگرم و برای اردکها بیش از ۲۵۱۰ میلی گرم در کیلوگرم و برای ماهیها بیش از ۱۰۰ میلی گرم بر کیلوگرم و از راه تنفس برای موش صحرایی ۰٫۳۷ میلی گرم بر لیتر در ۴ ساعت میتواند خطرناک باشد (ویلیامز، ۲۰۰۵). ۳-۱-۹- ایمیداکلوپراید[۸۴] ایمیداکلوپراید در سال ۱۹۸۶ توسط یک ژاپنی به نام نیون توکوشو نو یاکو سیزو[۸۵] کشف و در سال۱۹۹۲ یک شرکت آلمانی به نام بای[۸۶] حق امتیاز این ماده را دریافت نمود و در سال ۱۹۹۴ در EPA استاندارد گذاری شده است. یکی از حشرهکشهای محلول در آب با پایه نیکوتین حاصل از تنباکو که به صورت نئوروتوکسین[۸۷] فعالیت کرده که در دسته نئونیکوتینوئ[۸۸] در شیمی قرار میگیرد. نام آیوپک این ماده به صورت زیر است: ۱- (۶-chloro-3-pyridylmethyl)-N-nitroimidazolidin-2-ylideneamine و نام شیمیایی آن عبارت است از: ۱-[ (۶-chloro-3-pyridinyl)methyl]-N-nitro-2-imidazolidinimine به فرمول مولکولی C9H10ClN5O2 و جرم مولی ۲۵۵٫۶۶۱ و به صورت کریستال بی رنگ، دمای جوش۱۳۶٫۴-۱۴۳٫۸ درجه سانتیگرادو حلالیت ۰٫۵۱ گرم در لیتر در صفر درجه سانتیگراد در آب میباشد. از نامهای تجاری این ماده میتوان به، ادمایر[۸۹]،کندیفور[۹۰]، گا اچو[۹۱]، پرمیر[۹۲]، پرمیس[۹۳]، پرووادا[۹۴] و مارتن[۹۵] اشاره نمود. شکل ۳-۱-۸- ساختار مولکولی ایمیداکلوپراید در کلاسه بندی سمیت EPA این ماده در کلاسه ۲ و ۳ قرار دارد و بایستی روی محصولات آن علامت خطر زده شود. یک حشره کش سیستماتیک حاوی کلرو – نیکوتینیل است که برای تیمار خاک، برگ و دانه مورد استفاده قرار میگیرد. عموماً در کشاورزی برای حبوبات، برنج، ذرت، سیب زمینی و سبزیجات استفاده دارد. در کل این ماده دارای سمیت متوسطی است و توانایی ایجاد جهش زنی را دارد(FAO، ۲۰۰۸). میتوان این ماده را برای تیمار تزریقی خاک و درختان استفاده نمود به طوری که ۶ تا ۸ اینچ برای درختان و ۳ تا ۴ اینچ برای بوته ها مورد استفاده قرار میگیرد. از این ماده نباید در کندوهای عسل استفاده نمود. از مواد مناسب برای محافظت در برابر موریانه، کک و سوسک حمام میباشد. برای پرندگان سمی و برای ماهیها از سمیت کمتری برخوردار است. سمیت متوسطی پس از خورده شدن و سمیت کم در تماس برای پستانداران دارد (USDA، ۲۰۰۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این قسمت الگوریتم پیشنهادی PDTA(Prediction Based Dynamic Tracking Algorithm) شرح داده میشود که به منظور بالا بردن طول عمر شبکه و رهگیری مفید اهداف متحرک طراحی گردیده است. از مزایای این الگوریتم میتوان به رهگیری چندین هدف به صورت همزمان، مقاوم بودن آن در برابر خطاهای احتمالی حسگرها و شناسایی مجدد هدف گمشده به وسیله رویه تصحیح خطا اشاره کرد. در الگوریتم PDTA به دلیل اینکه هر کدام از حسگرها با توجه به اطلاعات خود و مستقل از حسگرهای دیگر مسیر حرکت هدف را تشخیص می دهند به این دلیل الگوریتم PDTA با توجه به طبقهبندیهای ارائهشده در فصل دوم در دسته الگوریتمهای توزیعشدهای قرار میگیرد که در آنها خوشهبندی اصلیترین راهکار برای رهگیری هدف است. دیاگرام کلی الگوریتم PDTA در شکل۵-۱۰ نشان داده شده است. همان طور که در شکل۵-۱۰ مشاهده میگردد الگوریتم PDTA دارای دو بخش کلی رویه خوشهبندی و رویه رهگیری هدف میباشد.

شکل۵-۱۰: دیاگرام کلی الگوریتم PDTA الگوریتم PDTA از یک طرح خوشهبندی پویا به منظور خوشهبندی حسگرهای زنده استفاده میکند تا به دلیل مدیریت بهتر منابع، مصرف انرژی کاهش یابد و در نتیجه مدت زمانی که شبکه قادر به رهگیری اهداف متحرک است، افزایش مییابد. دیاگرام الگوریتم خوشهبندی در شکل۵-۱۱ نشان داده شده است.
شکل۵-۱۱: دیاگرام رویه خوشهبندی رویه رهگیری هدف در الگوریتم PDTA به دو بخش رویه رهگیری هدف توسط حسگرهای عضو خوشه و حسگرهای سرخوشه تقسیم میگردد که رویه رهگیری هدف توسط حسگرهای سرخوشه به سه بخش انتخاب حسگرهای شایسته، پیشبینی موقعیت آینده هدف و تصحیح خطای گم شدن هدف نیز تقسیم گردیده است. این روند در شکل۵-۱۲ نشان داده شده است.
شکل۵-۱۲: دیاگرام رویه رهگیری هدف ۵-۳-۱- رویه خوشهبندی در الگوریتم PDTA شبکه به صورت یک گراف G=(V,E) مدل گردیده است که در این گراف دو حسگر توسط یک یال به یکدیگر متصل میگردند اگر و تنها اگر این دو حسگر توانایی ارتباط با یکدیگر را داشته باشند. در این رویه همان طور که ذکر شد ابتدا تمامی حسگرها در حالت خوابیده بسر میبرند. به منظور رهگیری اهداف متحرک از رویه خوشهبندی پویایی استفاده گردیده است که حسگرها توسط الگوریتم PDTA بهتر مدیریت میگردند و بدین ترتیب انرژی کمتری مصرف خواهد گردید. در این رویه خوشهبندی هر کدام از خوشهها شامل موارد زیر میباشند: برد خوشه[۷۴]: میزان فضایی که توسط حسگرهای درون خوشه پوشش داده میشود. شعاع خوشه[۷۵]: حداکثر فاصله بر اساس تعداد یال، بین حسگرهای عضو خوشه تا حسگر سرخوشه. به منظور سادهسازی شعاع خوشه را با k به آن اشاره میشود. درجه حسگر[۷۶]: تعداد حسگرهایی که همسایه یک حسگر میباشند. منظور از همسایه حسگرهایی میباشند که در فاصله یک یالی تا آن حسگر قرار دارند. در رویه خوشهبندی پیشنهادی هر حسگر در شبکه به صورت مستقل از حسگرهای دیگر تصمیمگیری را انجام می دهند و بنابراین رویه خوشهبندی پیشنهادی جزء الگوریتمهای توزیعشده در نظر گرفته می شود. در رویههای خوشهبندی هر کدام از حسگرها دارای حالت عضو خوشه(CM) و یا حالت سرخوشه(CH) میباشند. در رویه خوشهبندی پیشنهادی در ابتدا فرض میگردد که حالت همه حسگرها حالت عضو سرخوشه است و هر حسگر با احتمال P می تواند به عنوان حسگر سرخوشه انتخاب گردد. مقدار P برابر با نسبت تعداد سرخوشهها به تعداد کل حسگرها در نظر گرفته میشود که این مقدار با اندازه شبکه رابطه مستقیم دارد. هر حسگر مستقل از حسگرهای دیگر باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند حالت خود را به سرخوشه تغییر دهد و یا خیر. بدین منظور هر کدام از حسگرها یک عدد تصادفی r بین ۰ تا ۱ تولید میکنند و در صورتی که مقدار تولیدشده از مقدار P کمتر باشد حالت خود را به عنوان سرخوشه تغییر میدهد ولی در صورتی که مقدار تصادفی تولیدشده از مقدار P بیشتر باشد حالت خود را تغییر نداده و در همان حالت عضو خوشه باقی میماند. در مرحله بعد هر حسگری که سرخوشه گردیده است، زمانسنجی را راه اندازی میکند و بعد از راه اندازی زمانسنج پیام ADV را به تمام حسگرهایی که در فاصله k یالی[۷۷] خود قرار دارند به صورت سیلآسا ارسال میکند. بدین منظور حسگر سرخوشه به حسگرهای همسایه خود پیام ADV را ارسال می کند. هنگامیکه حسگری پیام ADV را دریافت کرد در جدول سرخوشه خود، شماره شناسایی حسگر سرخوشه را جستجو می کند. در صورت عدم وجود شماره شناسایی حسگر سرخوشه اطلاعات HC، شماره شناسایی حسگر و شماره شناسایی حسگر ارسالکننده پیام ADV را در جدول سرخوشه خود ذخیره می کند. در غیر این صورت فیلد HC در جدول سرخوشه با فیلد HC پیام ADV مقایسه میگردد. در صورت بیشتر بودن فیلد HC جدول سرخوشه، اطلاعات جدید HC، شماره شناسایی حسگر سرخوشه و شماره شناسایی حسگر ارسالکننده پیام جایگزین اطلاعات قبلی در جدول سرخوشه میگردد. بنابراین کوتاهترین مسیر تا حسگر سرخوشه به عنوان مسیر ارتباطی حسگر تا سرخوشه انتخاب میگردد. این روند در شکل۵-۱۳ نشان داده شده است.
شکل۵-۱۳: روند اجرای ارسال پیام ADV در رویه خوشهبندی بعد از اینکه تمام حسگرهایی که در فاصله k یالی تا حسگرهای سرخوشه قرار دارند پیام ADV را دریافت کردند، در صورتی که حسگری وجود داشته باشد که پیام ADV سرخوشهای را دریافت نکرده باشد حالت خود را به حالت سرخوشه تغییر میدهد و روند مرحله قبل تکرار میگردد. بعد از اتمام مرحله قبل تمامی حسگرها دارای حالت سرخوشه و یا حالت عضو خوشه میباشند. حسگرهایی که دارای حالت عضو خوشه میباشند، خود را به عضویت یک خوشه در میآورند. بدین منظور حسگرهای حالت عضو سرخوشه با توجه به اطلاعات بدست آمده توسط جدول سرخوشه، حسگر سرخوشهای که به آن حسگر نزدیکتر است را به عنوان حسگر سرخوشه خود انتخاب میکند و پیام JREQ را به صورت unicast به حسگر سرخوشه انتخابشده ارسال میکند. بدین منظور، بعد از انتخاب مناسبترین حسگر سرخوشه، پیام JREQ توسط حسگر ارسالکننده پیام JREQ به حسگرهای همسایه ارسال میگردد. زمانی که پیام JREQ توسط حسگری دریافت گردید، آن حسگر پیام JREQ دریافت شده را به حسگر همسایه خود ارسال میکند و این روند ادامه مییابد تا پیام JREQ به سرخوشه مربوطه تحویل داده شود. شماره شناسایی حسگر همسایه برابر با فیلد SID رکوردی از جدول سرخوشه میباشد که فیلد CHID آن با شماره شناسایی مناسبترین حسگر سرخوشه برابر میباشد. هر سرخوشه به منظور ذخیره اطلاعات حسگرهای سرخوشه خوشههای مجاورش بعد از دریافت پیام JREQ توسط “حسگرهای مرزی بین خوشهها"، شناسه “حسگرهای مرزی بین خوشه” را در جدول AC-Table ذخیره میکنند. همچنین به منظور ذخیره اطلاعات حسگرهای عضو اطلاعات حسگرهای ایجادکننده پیام JREQ را در جدول CM-table خود ذخیره میکند. دیاگرام حالت و شبه کد رویه خوشهبندی را به ترتیب در شکلهایشکل۵-۱۴و شکل۵-۱۵ نشان داده شده است.
شکل۵-۱۴: ماشین حالت نشاندهنده سازوکار خوشهبندی الگوریتم پیشنهادی در جدول ۵-۱رویدادهای دریافتی و صادره و حالت بعدی به تفکیک حالات نشان داده شده است. جدول ۵-۱: رویدادهای بین حالات و حالات بعدی در هر یک از حالات
| حالت فعلی |
شرایط موجود |
کارهای انجام صورت گرفتهشده |
حالت بعدی |
| خواب |
شروع خوشهبندی |
رفتن به حالت بعد |
تولید عدد تصادفی |
| تولید عدد تصادفی |
r<=p |
رفتن به حالت سرخوشه |
سرخوشه |
| سرخوشه |
دریافت پیام ADV |
بروزرسانی جداول کلاسترهای مجاور و سرخوشهها |
- |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاریها سرقفلی ثبت نشده خالص داراییهای نامشهودسرمایه ای شده سود و زیان انباشته غیر مترقبه سایر ذخایر: ذخیره مطالبات مشکوک الوصول ذخیره تضمین محصولات ذخیره درآمد معوق افزایش در معادلهای سرمایه افزایش در ذخیره مالیات بر درآمد افزایش ذخیره LIFO هزینه استهلاک سرقفلی افزایش درذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری ها افزایش درخالص دارایی های نامشهود سرمایه ای سود وزیان غیر مترقبه افزایش در سایر ذخایر اضافه می شود به NOPAT: ۱۵-۲ استاندارد سازی EVA علیرغم مزایای EVA بهعنوان معیار ارزیابی عملکرد، در بهکارگیری آن یک ضعف وجود دارد و آن اینکه ارزش افزوده اقتصادی (EVA) شرکتهایی با اندازههای متفاوت را نمیتوان با هم مقایسه کرد. این ضعف را میتوان از طریق استانداردسازی EVA برطرف نمود. بهطوری که EVA استاندارد شده میتواند نشاندهنده سطحی عمومی از سرمایه بهکار گرفته شده باشد. برای هر سال مالی، EVA استاندارد شده برابر حاصلضرب تفاوت بین نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه همان سال (r-c) در سرمایه استاندارد شده اول دوره سال مذکور میباشد. اگر تجزیه و تحلیل برای اولین سال صورت میگیرد، میزان سرمایه استاندارد شده اول دوره را میبایست برابر ۱۰۰ درنظر گرفت.
 ۱۶-۲ اهمیت و کاربرد EVA کاربرد ارزش افزوده اقتصادی در ارزیابی طرحها بسیار شبیه به محاسبه نرخ بازدهی داخلی[۱۸]۱ طرح است، با این تفاوت که به جای درصد نرخ بازدهی، ارزش افزوده اقتصادی با واحد پولی (تومان) معین میشود. در شکل متفاوت با ارزش افزوده اقتصادی، نسبت سود عملیاتی خالص بعد از مالیات به هزینه سرمایهگذاری را در انتهای طول مدت طرح، اندازه میگیرند. دلیل افزایش کاربرد ارزش افزوده اقتصادی در دو دهه اخیر بهوسیله شرکتهای بزرگ و کوچک و حتی شرکتهای غیرانتفاعی، در اندازهگیری عملکرد مالی، آسانی محاسبه آن و همینطور ارتباط مستقیم آن با ثروت صاحبان شرکت است. طرفداران استفاده از این روش در ارزیابی طرحها معتقدند که EVA با تغییر قیمت سهام ارتباط داشته و شرکتهای بزرگ که این روش را به کار بردهاند در افزایش قیمت سهام خود بسیار موفق بودهاند. مدیرانی که ارزش افزوده اقتصادی را بهکار میگیرند به تخصص و مدیریت داراییها بیشتر توجه میکنند و فقط سود حسابداری را در نظر نمیگیرند. شرکتهایی که در صنایع سرمایه بر فعالیت داشتهاند کاربرد ارزش افزوده اقتصادی را بیشتر مفید دانستهاند . ( مهدی زاده ، روزنامه آسیا) یک شرکت میتواند بهعنوان مجموعهای از قراردادهای متنوع درنظر گرفته شود که با ذینفعان زیادی سروکار دارد. این ذینفعان شامل کارمندان، مشتریان، عرضهکنندگان، اعتباردهندگان، اجتماع و سهامداران میباشند. ذینفعان به شرکت منابع اقتصادی و خدمات ارائه میدهند و درعوض انتظار دارند که پاداش (بازده) بهدست آورند. سهامداران شرکت ریسکی را میپذیرند که این ریسک در ارتباط با عملکرد شرکت و قابلیت اجرای قراردادها با سایر ذینفعان میباشد. شرکت بعد از پرداخت به سایر ذینفعان میتواند مبلغ باقیمانده را بین سهامداران تقسیم کند. براساس تابع ریسک و بازده، سهامداران از طریق تحصیل حقوق داراییها برای سود باقیمانده، بازده بالقوه نامحدودی بهدست میآورند. سهامداران بهعنوان حاملان ریسک شرکتها، درجهت افزایش کارایی عملکردشان باید در شرکتهای مختلف سرمایهگذاری کنند. بنابراین از طریق تنوع بخشیدن به پرتفوی خود، بخش اعظم ریسک خود را کاهش میدهند. در یک بازار رقابتی، قیمت ریسک بوسیله سهامدارانی که بهتر قادرند ریسک را تحمل کنند، تعیین میشود. برای مثال سرمایهگذارانی که دارای پرتفوی خوب هستند. پس قیمت بازار ریسک فقط ریسکی را منعکس میکند که در پرتفوی نمیتوان آن را حذف کرد (به آن ریسک سیستماتیک میگویند و از شرایط کلی اقتصاد ناشی میشود). این حقیقت که سرمایهگذاران باید ریسکشان را از طریق متنوعسازی سرمایهگذاریشان کاهش دهند، مشکل تامین مالی شرکت را بهوجود آورد. هنگامی که سهامداران متنوعسازی میکنند و در شرکتهای متعددی سرمایهگذاری میکنند، نمیتوانند درمورد تمام سرمایهگذاریشان اطلاعات کافی (اطلاعات درونی) بهدست آورند. از طرفی مقرون به صرفه نیست که هر سهامدار منابعش را برای بهدست آوردن اطلاعات کافی درمورد عملیات یک شرکت صرف کند، زیرا در این صورت هر سهامدار متحمل هزینه زیادی خواهد شد در حالیکه سود اندکی بهدست خواهد آورد. از طرف دیگر بازار از ارائه اطلاعات کافی به سهامداران کوتاهی خواهد کرد[۱۹]. تفکیک مالکیت سرمایه از کنترل سرمایه بوسیله مدیران حرفهای، تضاد منابع را بهوجود آورد. مدیرانی که شرکت را هدایت میکنند، الزاماً انگیزهای برای افزایش ثروت مالکان (سهامداران)[۲۰] ندارند. لذا، تنها عاملی که دو مشکل فوق را حل میکند معیاری بهنام EVA میباشد. مدیریت شرکتها براساس EVA, ثروت سهامداران را حداکثر خواهد کرد. برای رسیدن به این هدف (حداکثر کردن ثروت سهامداران) سهامداران باید براساس افزایشی که در EVA ایجاد شده است به مدیران پاداش دهند. EVA مدیران را نه تنها نسبت به نتایج حاصله، بلکه نسبت به منابعی که برای رسیدن به آن نتایج بهکار گرفته شده، پاسخگو میکند. برای مثال بدون یک سیستم مبتنی بر EVA، مدیران شرکت منابع بیشتری برای فروش بیشتر و تحصیل پاداش بیشتر (براساس فروش) میخواهند در حالیکه ممکن است در رابطه با فروش اضافی، سود نهایی (نرخ بازده) شرکت کمتر از هزینه نهایی (نرخ هزینه سرمایه) آن باشد. بسیاری از شرکتها سود نهایی (نرخ بازده) محصولاتشان را بدون درنظر گرفتن هزینه فرصت سرمایه، برآورد میکنند. تجزیه و تحلیل مبتنی بر EVA همیشه جوابی ارائه میدهد که با حداکثر کردن سود سهامداران همسو و سازگار میباشد. برای اینکه مدیران انگیزه داشته باشند تا درجهت افزایش سود سهامداران عمل کنند، پاداش آنها میبایست مبتنی بر افزایش در ارزش افزودهای (EVA) باشد که آنها ایجاد کردهاند. اهداف مدیریتی مبتنی بر افزایش سود یا سهم بازار، افزایش بازده داراییها یا حقوق صاحبان سهام یا سایر معیارهای تجاری، میتواند انگیزههایی ایجاد نماید که با حداکثر کردن ثروت سهامداران ناسازگار باشد. حداکثر کردن EVA همواره انگیزههایی درجهت حداکثر کردن ثروت سهامداران ایجاد میکند( خبرگزاری سنا ، ۷/۱۱/۱۳۸۵ )۱. به طور خلاصه می توان به کاربردهای EVA در دو گروه زیر اشاره نمود . الف – کاربردهای داخلی
-
- ابزار مدیریتی سنجش عملکرد ( چو، ۱۹۹۷ )[۲۱]۲
-
- معیار جامع سنجش بهره وری ( دراکر ،۱۹۹۵)[۲۲]۳
-
- ابزار تبیین رابطه مالکیت با مدیریت شرکت ( روجرسون ولفکوتیس، ۱۹۹۹ )[۲۳]۴
-
- ابزار تطابق هزینه ها با درآمد ( لفکوتیس، ۱۹۹۹ )[۲۴]۵
ب – کاربردهای خارجی
-
- ابزاری برای تصمیم گیری در سرمایه گذاری ( تولی ولفکوتیس، ۱۹۹۹ )[۲۵]۶
-
- معیار پیش بینی قیمت سهام ( تیتل جام، ۱۹۹۷ )[۲۶]۷
-
- ابزار سنجش خلق ارزش ( استرن – استوارت، ۲۰۰۱ )[۲۷]۸
-
- چارچوبی برای مدیریت مالی ( موریس، ۲۰۰۱ )[۲۸]۹
- چارچوب موثر بر فرهنگ سازمانی و ارتقا کیفیت کاری شاغلین(همان منبع)۱۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جمع
۱۵۹۵۰۶۸
۱۰۰
-
بر اساس نقشه های با مقیاس ۱:۵۰۰۰۰ سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، نقشه شیب شهر یزد تهیه شده است، علاوه بر این، مساحت محدوده بین هر طبقه شیب اندازه گیری شده است. جدول شماره ۳-۱توزیع جدول۳-۱: توزیع طیقات شیب و مساحت آن در حوضه آبخیز یزد – اردکان(منبع: اختصاصی، ۱۳۷۵) طبقات مختلف شیب با مساحت آن را نشان می دهد. چنانچه در جدول آمده، شیب کمتر از ۱ درصد بیشترین مساحت و طبقه شیب بیشتر از ۵۰ درصد، کمترین مساحت را اشغال می کند. اراضی با شیب کمتر از ۱۵ درصد (دشتها) بیش از ۸۴ درصد مساحت و اراضی با شیب بالاتر از ۱۵ درصد که برای شهرسازی نامناسب هستند مساختی در حدود ۱۵ درصد سطح محدوده را در بر می گیرد.
 ۳-۳-منابع آب بی شک در مکان گزینی و هسته اولیه شهر یزد و نیز گسترش فضایی شهر، منابع آب بخصوص مظهر قناتهای احداث شده در طول زمان های تاریخی نقش مهمی ایفا نموده اند(شماعی، ۱۳۸۳). در حدود نیم قرن قبل در اطراف شهر کوچک یزد ، آبادیها و روستاهای متعددی قرار داشت ، که با توسعه فیزیکی شهر در آن ادغام شده اند و امروزه به صورت محله های شهری با همان نامهای قدیمی خود شناخته می شوند مانند اکبر آباد ، خیرآباد ، مهرآباد ، محمودآباد که مهمترین عوامل در پیدایش و توسعه این سکونتگاه ها عبارتند از : ۱- مظهر قنات یا محلی که سفره های آبدار زیر زمینی توسط قنات امکان برداشت از آنها فراهم می شده است. ۲- کمیت و کیفیت سفره های آب زیر زمینی. که این دو عامل یاد شده از عوامل تعیین کننده وسعت آبادیها و تعداد جمعیت گردآمده در اطراف آنها بوده است. از آنجا که نوعی تعادل در میزان بهره برداری و تغذیه سفره های آب زیر زمینی در گذشته می بایست وجود داشته باشد ، گسترش شهر و آبادیها چندان سریع نبودو مشکلی هم از این جهت به وجود نمی آمد. اما با گذشت زمان های طولانی و توسعه روابط بین جوامع و بالا رفتن سطح تکنولوژی و نیز نیاز به دسترسی منابع آب بیشتر ، استفاده از چاه های عمیق و نیمه عمیق در دشت رایج شد و چون این امر تسهیلات بیشتری جهت استفاده از منابع آب زیر زمینی در اختیار گروه های انسانی قرار می داد. به سرعت در تمامی سکونتگاه های واقع در دشت ، چاه های دستی خانگی به عنوان به عنوان راهی برای استحصال آب زیر زمینی در کنار قنوات مرسوم گشت و امروزه انتقال آب از سرشاخه های کارون از طریق زاینده رود ، امید به توسعه شهر و جذب گردشگران را در دلها بیشتر کرده است. تا نیم قرن پیش، آب مورد نیاز شهر یزد به وسیله قناتهایی که بیشتر در کوهپایه های غربی و جنوب غربی شهر حفر شده بودند تامین می شد، اما به تدریج با پیدایش ئتکنولوژی چاه های عمیق و نیمه عمیق و با گسترش بی رویه پدیده حفر چاه ها و تسهیل در استحصال آبهای زیر زمینی، در حال حاضر متاسفانه اکثر یا تمام قناتها خشک شده و یا آبدهی چندانی ندارند، در نتیجه هم اکنون بیش از ۸۵ درصد آب مورد نیاز خود را از چاه های عمیق و انتقال آب از طریق زاینده رود تامین می کنند. ۳-۴- زمین شناسی محدوده حوضه آبخیز یزد – اردکان از لحاظ زمین شناسی جزیی از کویر های فلات ایران است، بخش انتهایی این حوضه توسط کویر سیاه کوه اشغال شده است و یا به عبارتی آبراهه های این حوضه به کویر سیاه کوه منتهی می شوند. در استان یزد علاوه بر کویر سیاه کوه کویر های دیگری مانند: کویر ساغند، کویر ریگ زرین، کویر اله آباد، کفه مهدی آباد، کویر مروست، کویر ابرقو و کفه طاقستان که هر چند قسمتهایی از این کویرها در استانهای مجاور واقع شده است، اما بخش عمده آنها در محدوده استان یزد قرار دارد. مساحت کویرساحت کویرهای استان در حدود ۹۲۱۴ کیلومتر مربع برآورد شده که حدود ۷/۱۳ درصد از سطح استان را فرا گرفته اند. قدیمی ترین سازندهای زمین شناسی مربوط به پرکامبرین و جوانترین آنها مربوط به دوران هولوسن است، همچنین تشکیلات پرمین، دوونین و کربونیفر در مقیاس محدودتری وجود دارند، سازندهای کرتاسه و ژوراسیک قسمت اعظم سازندهای زمین شناسی منطقه را تشکیل می دهند. سازندهای کرتاسه در شیرکوه و ارتفاعات غربی انتهای شهرهای هرات و مروست، گسترش نسبی خوبی دارند و به همین خاطر نقش اساسی را در تغذیه آبهای زیر زمینی این منطقه ایفا می کنند، به طوری که در حوضه یزد – اردکان چشمه های کارستی تا ۶۰۰ لیتر در ثانیه از آهکهای منطقه خارج می شود. وضعیت سازندهای آهکی از نظر وسعت و شکل سفره آبدار طوری است که در ارتفاعات شیرکوه چشمه ها به صورت موقتی هستند(نقشه زمین شناسی ۱:۱۰۰۰۰۰). در قسمتهای شمال و شمال شرقی و شرق منطقه مورد مطالعه، سازندهای زمین شناسی میوسن و نئوژن از جنس مارن، ماسه سنگ و کنگلومرای حاوی سیمانی ضعیف و در ارتفاعات، سازندهای آهکی به صورت موضعی دیده می شوند. تشکیلات آذرین گرانیتی و آندزیتی تا حد زیادی در نواحی شمالی شیرکوه و همچنین در ارتفاعات ساغند بافق گسترش دارند که گواه بر وجود فازهای تکتونیکی در اغلب این نواحی بوده و باعث ایجاد کانسارهای معدنی زیادی است که این معادن متعدد در جذب جمعیت و رونق اقتصادی شهر بهویژه توسعه بافت جدید شهر که متاسفانه غیر منسجم هم بوده نقش بسزایی دارد(درویش زاده، ۱۳۷۴). تمامی ناودیسهای بین ارتفاعات در منطقه مورد مطالعه تسوسط آبرفتهای از نوع قلوه سنگ، شن، ماسه و رس پوشانده شده اند. این آبرفتها در مجاورت بلافصل بلندیها و مخروط افکنه های تعدادی از دشتها نسبت به ماهیت سنگ مادر، دانه درشت بوده و حاوی رس کمتری است، ولی به طور عموم در مراکز دشت از قطر دانه ها کاسته می شود به طوری که از شن و ماسه و بالاخره در نواحی کویری فقط از مواد رسی شور تشکیل شده است. شوری نواحی کویری در طول سالیان دراز به حدی بالا رفته که اغلب در رسهای کویری، بلورهای حاوی سنگ نمک تشکیل می شود. ضخامت آبرفتها از روی داده های حفاری اکتشافی – بهره برداری در حوضه یزد – اردکان حدود ۲۲۰ متر برآورد شده است.(سازمان مدیریت و برنامه ریزی، آمارنامه استان یزد، ۱۳۷۸، ص۴و۵). ۳-۵- وضعیت تکتونیکی شکستهای پوسته جامد زمین که در راستای آنها جابایی روی می دهد گسل نام دارد. معمولا جنبش برشی در هر گسل از زمین تا عمق ۳۰ کیلومتر یا بیشتر ادامه می یابد. مهمترین گسلهای منطقه مورد مطالعه عبارتند از: گسل شمال یزد(در شمال شهر یزد واقع است و با طول تقریبی ۴۵ کیلومتر موجب بریدگی رسوبات مارنی، ماسهای، کنگلومرایی گچدار و نمکدار نئوژن با راستای شمالغربی – جنوبشرقی است)، گسل کلمرود، گسل کوهبنان و گسل دهشیر. بررسی لرزه شناسی استان یزد، نشان از آن دارد که از نظر لرزه خیزی جز در نواحی ابرگسله زاگرس و گسلهای وابسته به آن که لرزه خیزی کمی دارند، این منطقه آرامتر از دیگر مناطق ایران است(پهنهبندی خطرنسبی زمین لرزه در ایران، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، ۱۳۷۶، ص۴۴). ۳-۶-خاک در دشت یزد و مناطق اطراف آن، به علت نزولات جوی کم و نامنظم همراه با تبخیر شدید، امکان تجزیه و فعل الانفعالات شیمیایی که اساس تجزیه و تشکیل خاک است بسیار ضعیف می باشد، اما تخریب فیزیکی و مکانیکی به عنوان فرایند عمده تشکیل خاک در منطقه وجود دارد، در نتیجه پوشش خاکی به صورت مجموعه ای از مواد تخریبی ناشی از تخریب فیزیکی سنگهاست که در اثر انباشته شدن بر حسب شرایط محل به انواع گوناگون خاک درآمده است( کردوانی، ۱۳۸۶). تشکیلات گچی و نمکی، ترکیب غالب خاکهای این منطقه را تشکیل می دهد، در دشت یزد از نظر تیپولوژی، تشکیل و تکامل خاک با پروفیلی که دارای افقهای مشخص باشد، بندرت دیده می شود. با توجه به اینکه خاکهای کویری عمدتا دارای املاح نمکی و گچ هستند، در مرکز دشت و انتهای حوضه آبخیز، این خاکها شوری را در سطح خود ظاهر می کنند، از طرف دیگر، در قسمتهای کوهپایهای، خاک درشت بافت از شوری کمتری برخوردار است( کردوانی، ۱۳۸۲). شکل ۳-۲: نقشه شیب حوضه دشت یزد - اردکان شکل۳-۳: نقشه جهت شیب در حوزه یزد-اردکان شکل۳-۴: نقشه سطوح ارتفاعی در حوضه دشت یزد- اردکان ۳-۷- تحلیل ویژگیهای اقلیمی شهر یزد ۳-۷-۱-منشا و نوع توده های هوا اگر هوا بمدت زیاد روی سطح زمین ساکن بماند کم کم از نظر دما و رطوبت خصوصیات مربوط بهمان سطح را به خود گرفته و در نهایت یک توده هوای مشخص را بوجود می آورد. بنابراین توده های هوا خصوصیات اولیه خود را از محلی کسب می کنند که روی آن بوجود آمده اند. بدین ترتیب که دما ورطوبت توده هوا مستقیما از سطحی که زیر آن قرار گرفته است اخذ می شود(جعفرپور، ۱۳۷۷. علیجانی، ۱۳۸۱). با توجه به بزرگی توده هوا و قابلیت بسیار کم هدایت گرما در هوا مسلم است که تشکیل یک توده هوا نمی تواند بسرعت شکل گیرد. یعنی حجم وسیع هوا می بایست برای مدت بسیار طولانی به صورت ساکن و یا بصورت چرخش در بالای یک سطح باقی بماند تا بتدریج خصوصیات دما و رطوبتی ویژه ای بخود بگیرد. آنوقت است که یک توده هوا شکل گرفته و بحرکت در می آید(بوشر، ۱۳۷۳). با توجه به سر چشمه توده های هوا در نیمکره شمالی شش نوع توده هوا طبقه بندی شده اند که عبارتند از(فرجی،۱۳۷۸): هوای شمالگان: توده هوای شمالگان همانطور که از اسم آن مشخص است از قسمتهای شمال کر ه زمین و مناطق قطبی یعنی نواحی اقیانوس منجمد شمالی و یخچالهای گرینلند، منشا می گیرد. و با علا مت اختصاری A شناسایی می شود. هوای قطبی – بری: توده هوای قطبی –بری توده هوایی هستند که از قسمتهای قطبی ولی بروی خشکیها سر چشمه می گیرند. این توده ها سرد و خشک می باشند. در زمستان این هوا از مناطق سرد، واغلب یخ زده آسیای مرکزی و کانادا سرچشمه می گیرند. در طول دوره تابستان این توده هوای سرد محدود تر می شود. علامت اختصاری این توده هوا CP است. هوای قطبی - در یایی: هوای قطبی – در یایی هوای است که در عرضهای جغرافیایی بالا و برای مدت طولانی بروی سطوح دریا ها باقی می ماند تا مقادیر نسبتا زیادی رطوبت جذب نماید و با علامت اختصاری mp معرفی می شود. هوای بری – تروپیک: هوای بری - تروپیک گرم و بسیار خشک است. این توده هوا از مناطق صحرایی آفریقای شمالی منشا گرفته و، وضعیت هوای مدیترانه را تحت تاثیر قرار می دهد. این نوع توده هوا با علامت اختصاری cT معرفی می شود. هوای حاره ای – دریایی: هوای حاره ای– دریایی ازمناطق پرفشار نیمه گرمسیری اقیانوسها سرچشمه می گیرد. وضعیت هوا در اینجا اساسا آرام و صاف است و با علامت mT شناسایی می شود. هوای استوایی: هوای استوایی، نقش برجسته ای در وضعیت هوای دریاهای مناطق استوایی و گرمسیری دارد و با علامت E معرفی می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶) پیشبینی شرایط آینده ۷) ساخت زنجیرههای متفاوتی از اقدامات مبتنی بر تصمیمات متوالی ۸) رتبهبندی و انتخاب گزینهها ۹) تعریف سیاست ها ۱۰) تعریف معیارهای ابزار ارزیابی برنامه ۲-۱۳- انواع برنامه ریزی برنامه ریزی را از دیدگاه مسائل اجتماعی و اقتصادی، به منظور ارتقاء سطوح مختلف زندگی جامعه، می توان به چند نوع تقسیم کرد: الف) برنامه ریزی کلی ( کلان): به منظور رسیدن به هدف های کلی و عمومی اقتصادی و اجتماعی انجام می گیرد. ب) برنامه ریزی بخشی : بیشتر در بخش های مختلف تولیدی و اجتماعی صورت می گیرد. ج) برنامه ریزی در سطح خرد: در طرح ها و پروژه های داخل بخش صورت می گیرد. ۲-۱۳-۱- انواع برنامه ریزی از نظر مدت زمان اجرا الف) برنامه ریزی بلند مدت : ۱۰ تا ۲۰ سال و گاهی تا ۲۵ سال.آینده نگری و چارچوبهای کلی اساس کار است. ( طرح ملی گردشگری ایران) ب) برنامه ریزی میان مدت : ۳ تا ۷ سال و گاه تا ۱۰ سال.( طرح ملی گردشگری ایران و طرح های جامع استانی) ج) برنامه ریزی کوتاه مدت : ۱ تا ۲ سال ۲-۱۳-۲- انواع برنامه ریزی از نظر وسعت اجرا الف) برنامه ریزی جامع ( طرح های گردشگری تهیه شده در ایران ) ب) برنامه ریزی غیر جامع ( طرح های تفصیلی توسعه گردشگری شهرها) ۲-۱۳-۳- انواع برنامه ریزی از نظر هدف الف) برنامه ریزی توسعه ب) برنامه ریزی اقتصادی ج) برنامه ریزی کالبدی د) برنامه ریزی ارشادی و اجباری و) برنامه ریزی اختصاصی ۲-۱۳-۴- انواع برنامه ریزی از نظر سطوح مکانی الف) برنامه ریزی ملی ( در سطح کشور) مثال طرح ملی گردشگری ایران ب) برنامه ریزی منطقه ای ( در سطح استان) مثال طرح جامع گردشگری استان تهران یا استان خراسان رضوی و …. ج) برنامه ریزی ناحیه ای ( در سطح شهرستان) مثال طرح جامع توسعه گردشگری شهرستان نیشابور د) برنامه ریزی شهری ( در سطح شهر) و) برنامه ریزی روستایی ( در سطح دهستان و روستا) مثال طرح های گردشگری روستاهای گردشگری کشور ه) برنامه ریزی در سطح نقطه و سایت، مثال طرح های جامع مناطق نمونه گردشگری کشور و یا سایت های توریستی و تفریحی ۲-۱۳-۵- انواع دیگر ـ طرح های مکانیابی ـ طرح های امکانسنجی ـ طرح های توجیهی ـ طرح های بازاریابی منبع : (جواهری ، ۱۳۸۷، ص ۱۴) ۲-۱۴- رویکرد های برنامه ریزی گردشگری یکی از موضوعات مهم در برنامه ریزی گردشگری، شناخت رویکرد ها می باشد. در این قسمت به توضیح مهمترین این رویکردها پرداخته می شود. ۲-۱۴-۱- رویکرد سیستمی یک مفهوم اساسی در برنامه ریزی گردشگری آن است که گردشگری را باید ب صورت سیستمی مرکب از عوامل عرضه و تقاضا در نظر گرفت که به یکدیگر مرتبط می باشند. عوامل تقاضا شامل بازارهای داخلی و بین المللی گردشگری و ساکنین محلی است که از جاذبه ها، امکانات و خدمات گردشگری استفاده می نمایند. عوامل عرضه گردشگری نیز شامل جاذبه ها و فعالیت ها اعم از جاذبه های فرهنگی و طبیعی و جاذبه های خاص، واحدهای اقامتی و سایر امکانات و خدمات گردشگری نظیر دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی، رستوران ها، مراکز خرید، مراکز اطلاع رسانی، خدمات بانکی و ارزی، خدمات بهداشتی و خدمات پستی، حمل و نقل و سایر زیر ساخت ها مانند تامین آب، تامین برق، سیستم دفع زباله و فاضلاب و ارتباطات راه دور و عناصر سازمانی مشتمل بر ساختارهای سازمانی موسسات بخش گردشگری، برنامه ها و موسسات آموزشی، قوانین و مقررات مرتبط با گردشگری، سیاست های سرمایه گذاری و راهبردها و برنامه های بازاریابی می شود. در برنامه ریزی گردشگری، درست همانند یک سیستم، توسعه عوامل از جمله عوامل عرضه و تقاضا و عناصر فیزیکی و سازمانی باید به صورت منسجم در نظر گرفته شود. اگر سیستم به صورتی منسجم ضمن توسعه هماهنگ کلیه اجزاء برنامه ریزی شود، آنگاه بسیار اثربخش تر عمل خواهد کرد و منافع مطلوب را حاصل خواهد کرد. ۲-۱۴-۲- رویکرد توسعه پایدار روش توسعه پایدار مستلزم این است که منابع طبیعی و فرهنگی و سایر منابع جهانگردی برای استفاده دائم در آینده حفظ گردند، درهمین حال که منافعی را برای جامعه امروز داشته باشد.
 بر اساس مفاهیم این رویکرد، بایستی تمامی ابعاد و متغیرهای درون زا و برون زا در جریان توسعه مداخله داده شده و از محیط طبیعی ـ انسانی به نحوی بهره برداری شود که به نابودی، تخریب و آسیب بدان ها منجر نشود. در این الگو، ارتباط انسان با محیط طبیعی ـ اجتماعی ـ انسانی، ارتباطی ارگانیک، دینامیک و پویا است. مداخلات مخرب صورت نمی گیرد و از تمامی منابع موجود نیز در چارچوب مفاهیم و شاخص های پایداری بهره برداری می شود. هر دو گروه جامعه میزبان و میهمان از تعاملات فی مابین منتفع شده و مطلوبیت نهایی حاصل خواهد شد. ۲-۱۴-۳- رویکرد برنامه ریزی جامع برنامه ریزی جامع بلند مدت متضمن تعیین اهداف و مقاصد و الگوهای ترجیحی آینده است. سیاست های برنامه های توسعه گردشگری باید برای دوره های نسبتاً بلند مدت(معمولا بین۱۰تا۱۵ و گاه ۲۰ساله) و برمبنای قابلیت پیش بینی رویدادهای آتی در منطقه و کشور تهیه گردد. این دوره های زمانی ممکن است طولانی بنظر برسند ولی اجرای سیاست های اساسی و طرح های ساختار معمولا به زمانی این چنین نیازمند است. حتی توسعه و گسترش طرح های خاص نظیر گردشگاه های عمده و پارک های ملی برای مقاصد توریستی نیز می تواند مستلزم صرف زمان طولانی باشد. ۲-۱۴-۴- رویکرد راهبردی یک رویکرد به برنامه ریزی جهانگردی که اخیرً توجه خبرگان برنامه ریزی جهانگردی را جلب کرده، برنامه ریزی راهبردی است. در حالیکه نتایج کار یک برنامه راهبردی و یک برنامه فراگیر بلند مدت ممکن است بسیار مشابه باشند، اما برنامه راهبردی به جهت انطباق با شرایط بحرانی کمی متفاوت است. برنامه ریزی راهبردی نوعاً بیشتر جنبه عملیاتی دارد و رویدادهای خلاف انتظار را مطمح نظر قرار می دهد.برنامه ریزی راهبردی فی النفسه شیوه ای است که از جامعیت کمتری برخوردار می باشد. توجه و تمرکز بر موضوعات مقطعی سبب می شود تا برنامه ریزی راهبردی از دستیابی به اهداف بلند مدتی همچون توسعه پایدار منحرف گردد اما اگر برنامه ریزی راهبردی در چارچوب سیاست و برنامه ریزی منسجم بلند مدت بکار برده شود آنگاه می تواند شیوه بسیار مناسبی باشد. ۲-۱۴-۵- رویکرد مشارکت مردم در برنامه ریزی ( رویکرد اجتماعی) از آنجا که گردشگری برای منفعت مردم انجام می گیرد باید آنها را در فرایند برنامه ریزی مشارکت داد. یکی از روش های مشارکت مردم تشکیل کمیته راهبردی می باشد این کمیته، راهبردهایی را به تیم برنامه ریزی ارائه می دهد و گزارشات، سیاست ها و برنامه های پیشنهادی آنها را بررسی می نماید. این کمیته عموما متشکل از سازمان های دولتی مرتبط با گردشگری، بخش خصوصی و سازمان های محلی، مذهبی و سایر سازمان های مرتبط می باشد. شیوه مرسوم دیگر برگزاری همایش پس از تکمیل برنامه می باشد. این گردهم آیی، موجب آگاهی عموم مردم درباره اهمیت توسعه کنترل شده گردشگری و سیاست های طرح می شود.( شاهد ، ۱۳۸۸ ، ص ۳۶) ۲-۱۵- برنامه ریزی گردشگری - برنامه ریزی گردشگری از نظر گتس (GETS ) : توریسم فرآیندی است براساس تحقیق وارزیابی ومبتنی برجستجوی شرایط بهینه در ایجاد روابط بین توریسم ،رفاه وحفظ محیط زیست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نامه همراه، در این قسمت هدف از گردآوری داد ها به وسیله پرسشنامه، ضرورت همکاری پاسخ دهنده در عرضه داده های مورد نیاز بیان شد. برایی این منظور بر با ارزش بودن داده های حاصل از پرسشنامه تاکید گردیده تا پاسخ دهنده به طور مناسب پاسخ سوال ها را عرضه کنند.
 سوالات عمومی: مشخصات فردی پاسخ دهنده گان را در بر می گیرد. این سوالات عبارتند از سن، جنس، تحصیلات، پست سازمانی، سابقه و….. سوالات تخصصی بخش اصلی پرسشنامه است که بر اساس مولفه های تشکیل دهنده متغیرهای تحقیق طراحی شد که پرسشنامه تحقیق حاضر در پیوست شماره ۱ قابل مشاهده می باشد. در تحقیق پیشرو، دادهها از طریق پرسشنامه بهدست آمده است. پرسشنامه مجموعهای از سؤالهاست که پاسخدهنده با ملاحظه آنها پاسخ لازم را میدهد. این پاسخ، داده مورد نیاز پژوهش را تشکیل میدهد. پاسخ به سؤال استانداردشده ممکن است مستلزم انتخاب یک گزینه از میان یک مجموعه پاسخهای از قبل تعیین شده باشد. پروژههای تحقیقاتی عموماً نیازمند پرسشنامه با ساختار مستقیم است. در جدول ۳-۱ ساختارپرسشنامه قابل مشاهده است: جدول ۳-۱-ساختار پرسشنامه
| نام متغیر |
سؤالات |
منبع |
| سیالی |
۱-۶ |
آمابیل ۲۰۰۱ |
| انعطاف |
۷-۱۲ |
آمابیل ۲۰۰۱ |
| ابتکار |
۱۲-۱۸ |
آمابیل ۲۰۰۱ |
| بسط |
۱۹-۲۳ |
آمابیل ۲۰۰۱ |
| انگیزه |
۲۴-۵۰ |
آمابیل ۲۰۰۱ |
۳-۹اعتبار پرسشنامه
روایی از واژه روا به معنای جایز و درست گرفته شده است و روایی به معنای صحیح و درست بودن است. مقصود از روایی آن است که به وسیله اندازهگیری بتواند خصیصه مورد نظر را اندازهگیری کند. بهبیان دیگر، وقتی که اندازهگیری از اعتبار و روایی لازم برخوردار است که همهی متغیرهای تأثیرگذار در مدل مورد توجه قرار گیرد. اهمیت روایی از آن جهت است که اندازهگیریهای نامناسب و ناکافی میتواند پژوهش علمی را بیارزش و ناروا سازد (خاکی، ۱۳۸۷). چون در این تحقیق ابزار جمع آوری اطلاعات و اندازهگیری متغیرها، پرسشنامه است، روایی پرسشنامه از اهمیت خاصی برخوردار است. روایی تحقیق میزان سازگاری پرسشنامه را با اهداف نشان میدهد. مسئله روایی محتوا (پرسشنامه) این است که آیا پرسشنامه جنبه مهمی از هدف تحقیق را اندازهگیری میکند یا خیر. برخی از مهمترین اقداماتی که جهت افزایش میزان روایی پرسشنامه صورت پذیرفته بهصورت خلاصه در زیر مطرح شده است: مطالعات زیادی از طریق مطالعه کتابها، پایاننامهها و مقالات بهعمل آمد تا بهطور کامل مفاهیم و متغیرهای مهم مورد استفاده در تحقیق و چگونگی اندازهگیری آنها روشن گردد تا بتوان سؤالات را جهت بررسی فرضیات طراحی کرد. پس از طراحی سؤالات جهت اندازهگیری هر متغیر، پرسشنامه ابتدایی در اختیار اساتید راهنما و مشاور قرار گرفت تا اصلاح و تأیید شود. پرسشنامه نهایی تدوین و در میان کاربران بالقوه و بالفعل سیستم ها توزیع گردید. در این پرسشنامه همانگونه که بیان شد از مقیاسهایی استفاده شده که به دفعات توسط پژوهشگران در پژوهشهای قبلی به کار گرفته شده است و روایی و پایایی آن تایید شده است. اما در جهت بومیسازی پرسشنامه و بررسی روایی آن در جامعه آماری پژوهش حاضر در ایران، از تأیید خبرگان شامل بررسی و تایید اساتید راهنما و مشاور استفاده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در صدر برنامه ریزی هر مطالعه یا تحقیقی این سوال که حجم نمونه چقدر باید باشد قرار دارد. انتخاب نمونه بزرگتر از حد نیاز موجب اتلاف منابع می شود و انتخاب نمونه های خیلی کوچک منتج به نتایج غیرقابل اتکا می شود. (عادل آذر، ۱۳۸۸ : ۱۴) مجموعه واحدهائی که حداقل در یک صفت مشترک باشند یک جامعه آماری[۸۱] را تشکیل می دهند. (خاکی، ۱۳۷۸ : ۷۹) جامعه آماری پژوهش حاضر را مصرف کنندگان مواد غذائی در شهر همدان تشکیل میدهند. ۳-۴- نمونه آماری و نمونهگیری نمونه[۸۲] عبارت است از مجموعهای نشانه ها که از یک قسمت، گروه یا جامعهای بزرگتر انتخاب میشود، به طوری که این مجموعه معرف کیفیات و ویژگیهای آن قسمت، گروه یا جامعه بزرگتر باشند و نمونه گیری فرایند انتخاب نمونه است. (همان منبع :۸۱) فرمولهای تعیین اندازه نمونه متفاوت است. یکی از روشهای پرکاربرد در تعیین حجم نمونه زمانی که حجم جامعه مشخص نیست استفاده از فرمول زیر است:
در این فرمول مهمترین پارامتری که نیاز به برآورد دارد S² است که همان واریانس نمونه اولیه است. برای محاسبه S² تعدادی پرسشنامه توزیع شده و واریانس نمونه اولیه محاسبه می شود.
 n = ( Z2α /۲ × S² ) / d2 Zα /۲ = ۱.۹۶ → Z2α /۲ = ۳.۸۴۱۶ d = 0.05 S² = ۰.۰۷۳۲ n = (0.0732 × ۳.۸۴۱۶)/۰.۰۰۲۵ ≈ ۱۱۲.۴۸۲ بنابراین ۱۱۰ نفر یا ۱۱۲ نفر به عنوان نمونه انتخاب کنید. ۳-۵- روش جمع آوری اطلاعات روش های گردآوری اطلاعات در این پژوهش به دو دسته کتابخانهای و میدانی تقسیم میشود. در خصوص جمع آوری اطلاعات مربوط به ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش از روش های کتابخانهای و جهت جمع آوری اطلاعات برای تایید یا رد فرضیه های پژوهش از روش میدانی استفاده شده است. ۳-۶- ابزار گردآوری دادهها و سنجش متغیرها در این پژوهش برای جمع آوری داده های پژوهش از ابزار پرسشنامه[۸۳] استفاده گردیده است. پرسشنامه به عنوان یکی از متداول ترین ابزار جمع آوری اطلاعات در تحقیقات پیمایشی مورد استفاده قرار میگیرد و عبارت است از مجموعهای از پرسشهای هدف دار که با بهره گیری از مقیاسهای گوناگون نظر، دیدگاه و بینش یک فرد پاسخگو را مورد سنجش قرار می دهد. (حافظ نیا،۱۳۸۸ : ۱۲۱) با مطالعه متون متعدد و با عنایت به ادبیات و پیشینه پژوهش، مصاحبههای مفصل با اساتید و متخصصین امر و مدیران رده بالای سازمانهای مورد بحث، در ابتدا مجموعهای طولانی و مفصل از آیتمهای مربوط به هر یک از مؤلفه های بستهبندی محصول بدست آمد. سپس طی چندین مرحله بررسی و غربال آیتمها در نهایت یک مقیاس مرکب از ۱۹ پرسش بدست آمد. پرسشنامه نهائی به صورت آزمایشی توزیع گردید تا پایائی آن مورد سنجش قرار گیرد و در نهایت پرسشنامه نهائی استخراج گردید. در ادامه هر یک از گامهای فوق به صورت مشروح خواهد آمد. ۳-۶-۱- تهیه پرسشنامه همانگونه که در فصل دوم تشریح شده است، مولفههای اصلی بستهبندی محصول عبارتند از رنگ، طرح و اندازه بستهبندی محصول. بنابراین جهت سنجش تاثیر این ابعاد بر رفتار خرید باید اثرات سنجههای هر یک از این ابعاد بر رفتار خرید مصرفکننده مورد سنجش قرار گیرد. برمبنای نظریه چرچیل (۱۹۷۹) برای ایجاد یک مقیاس زمانیکه ابعاد شناسائی شدند باید مجموعه ای از آیتم ها[۸۴] در ارتباط با هر بعد ایجاد گردند(سین و دیگران،۲۰۰۵). براساس مطالعه متون مشابه، مصاحبه و مباحثههای تفصیلی با اساتید راهنما و مشاور و نیز براساس نظر متخصصان و مدیران رده بالای سازمانها، آیتم های مورد نظر جهت سنجش هر بعد شناسائی، تحلیل و غربال شد تا در نهایت یک پرسشنامه چند بعدی که روائی آن از نظر علمی و عملی مورد تائید بوده است، توسعه داده شد. پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش شامل دو دسته سوالات عمومی و تخصصی تقسیم است. سوالات عمومی مانند جنسیت، سن و میزان تحصیلات است که مشخصات فردی پاسخ دهندگان را در بر میگیرد. سوالات تخصصی شامل ۱۹ سوال میباشد که در غالب هشت بعد اصلی مطرح شده اند. این سوالات بر مبنای سنجش و ارزیابی هر یک از فرضیه های پایان نامه در پیوست الف ارائه گردیده است. جهت امتیاز دهی و ارزش گزاری کمی پاسخهای سوالات تخصصی از طیف لیکرت(جدول ۳-۱) استفاده شده است. جدول۳-۱: نمره دهی به سوالات در طیف لیکرت
| گزینه انتخابی |
بسیار کم |
کم |
متوسط |
زیاد |
بسیار زیاد |
| امتیاز |
۱ |
۲ |
۳ |
۴ |
۵ |
۳-۷- روایی و پایائی پرسشنامه مقصود از روائی[۸۵] آن است که وسیله اندازه گیری، بتواند خصیصه و ویژگی مورد نظر را اندازه بگیرد. اهمیت روائی از آن جهت است که اندازهگیریهای نامناسب و ناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد. (خاکی،۱۳۷۸) در این پژوهش برای بررسی روایی پرسشنامه از روش روایی صوری و محتوائی استفاده شده است. بدین صورت که پرسشنامه به تعدادی از صاحب نظران و اساتید مدیریت و علوم رفتاری از جمله استاد راهنما و مشاور داده شده و از آنها در مورد سوالات و ارزیابی فرضیه ها نظرخواهی گردید که به اتفاق پرسشنامه را تایید نمودند. قابلیت پایائی[۸۶] یکی از ویژگیهای فنی ابزار اندازه گیری است که نشان میدهد ابزار اندازه گیری تا چه اندازه نتایج یکسانی در شرایط مشابه به دست میدهد. یکی از روش های محاسبه پایایی، ضریب آلفای کرونباخ است. جهت محاسبه آلفای کرونباخ ابتدا باید واریانس نمرات هر سؤال پرسشنامه و واریانس کل آزمون را محاسبه کرد و سپس با بهره گرفتن از فرمول زیر مقدار ضریب آن را محاسبه نمود (سرمد،۱۳۸۶). چنانچه ضریب آلفای کرونباخ بیش از ۷/۰ محاسبه گردد، پایایی پرسشنامه مطلوب ارزیابی می شود.
α = ضریب آلفای کرونباخ، K = تعداد سوالها ی پرسشنامه، Si² = واریانس سوال iام و Sx² = واریانس کل آزمون جدول ۳-۳- برونداد نرم افزار SPSS برای محاسبه آلفای کرونباخ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پنجشنبه
۴-۵- خلاصه و جمعبندی در این فصل با تشریح کامل مدل طراحی شده، با توجه به الگوریتم حل این مسئله که در فصل سوم، به تفصیل آورده شد، کدهای نوشته شده در نرمافزار MATLAB برای چهار گروه مدیریتصنعتی، مدیریتجهانگردی، مهندسیصنایع و مهندسیمعماری اجرا شد. با توجه به جداول و اشکال آورده شده در این فصل، میتوان به جمعیتهای اولیه تولید شده و مقدار توابع برازندگی آنها اشاره کرد.
 پس از رسیدن به جوابهایی با مقدار تابع هدف بهینه، مسئله برنامه ریزی که اهم آن تخصیص بازههای زمانی به اساتید میباشد، حل شد و با توجه به اینکه در ابتدای حل مسئله فرض شد عدم محدودیت تعداد کلاس وجود دارد، باز هم با رعایت کمینهسازی تعداد کلاس استفاده شده، در نهایت سه کلاس به هر چهار گروه اختصاص داده شد، که از میان ۸ کلاس مختص دانشجویان مقاطع ارشد، دارای مقدار کمینه میباشد. در فصل پنجم، نتایج دست یافته و پیشنهادها، برای سازمان مورد مطالعه و همچنین تحقیقات آینده ارائه خواهد شد. فصل پنجم نتیجهگیری و پیشنهادها ۵-۱- مقدمه مسئله برنامه ریزی دروس دانشگاهی از جمله مسائل NP-hard است که به لحاظ تاثیر عوامل بسیار و وجود محدودیتهای مختلف از مشهورترین مسائل بهینه سازی است، یکی از دسته های خاص مسائل زمانبندی را جدولبندیزمانی مینامند. جدول بندیزمانی، در واقع زمانبندی مجموعهای از رویدادهای هم پیوند، در کمترین بازههای زمانی است به گونهای که منابع مورد نیاز، همزمان توسط بیش از یک رویداد استفاده نشوند. در این مسئله سعی بر این است که مجموعهای از منابع معین، متشکل از کلاسها، اساتید و دروس تحت شرایط خاص به مجموعهای از ساعتهای درسی اختصاص یابد. با توجه به توضیحات و پیچیدگی مسئله، روش های مختلفی برای حل این مسئله در مقالات مختلف پیشنهاد شده است، مانند برنامهریزیهای خودکار و در نظرگیری معیارهای ارزیابی نظیر ترجیحات اساتید (اولویت زمانی و اولویت درسی) و رعایت محدودیتهایی مانند تعداد ظرفیت کلاسها. یکی از روش های حل این مسائل، الگوریتمهای ژنتیک است، که با توجه به تصادفی بودن و همچنین جستجو در فضای وسیعتر، امکان دست یافتن به بهترین جوابها را برای محقق فراهم ساخته است. بنابراین هدف از تحقیق حاضر دستیابی به جوابهای بهینه برای حل مسائل برنامه ریزی دروس دانشگاهی می باشد. ۵-۲- نتیجهگیری به دلیل افزایش تعداد رشته های پذیرفته شده در مقطع ارشد، در دانشکده فنی- مهندسی دانشگاه علم و هنر یزد و همچنین در نظر گرفتن رضایت اساتید و دانشجویان، برای حل مسئله برنامه ریزی دروس دانشگاهی روشی غیر از روش های حلدستی، در نظر گرفته شده است. با توجه به مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی مطالعه شده در تحقیق حاضر، به دلیل جستجو در فضای بسیار گسترده و همچنین تصادفی، روش حل به وسیله الگوریتم ژنتیک انتخاب شده است. اولین مدل نوشته شده در این پژوهش، با توجه به تعداد اساتید و تعداد دروس موجود برای نیمسال دوم دانشجویان مقطع ارشد، به صورت کامل و با در نظر گرفتن کلیه محدودیتهای تعریف شده در مسئله و تاکید بر محدودیتهای سخت طراحی شده است که هدف در این مدل تخصیص اساتید به بازههای زمانی است و مدل دوم نوشته شده، با در نظر گرفتن جوابهای بهینه از مدل اول، هدف تخصیص این بازههای زمانی را به کلاسها دنبال میکند. پس از نوشتن مدلها، با کدهای نوشته شده در نرمافزار MATLAB، برای هر گروه یک کد نوشته شده که در آن کلیه محدودیتها در نظر گرفته شده است و با تنظیمات عملگرهای الگوریتم ژنتیک، این مسئله برای هر چهار گروه حل شد. در این قسمت، اشارهای به مطالعات بسیار مشابه صورت گرفته در زمینه تحقیق حاضر و نتایج حاصل از آنها و در نهایت به خروجی ها و نتایج حاصل از تحقیق حاضر پرداخته میشود. دهقانی و ذاکرتولائی در مقاله خود، ۲۰ نمونه از ترکیبهای مختلف دروس و ساعات استادان یک ترم گروه کامپیوتر دانشگاه امام رضا (ع)، به عنوان ورودی به برنامه داده شده و هر دو روش استاندارد و نوین در مورد تمامی آنها اجرا گردیده، سپس در شرایط یکسان مدت زمان رسیدن به جواب و نیز میزان برازش جواب نهایی استخراج گردیده است. الگوریتم نوین در شرایط یکسان برنامه هفتگی مناسبتری را به خروجی ارسال میکند و همچنین مدت زمان اجرا به مراتب بهتر از روش استاندارد بودهاست. غافری در مقاله خود طبق نتایج به دست آمده از این عملیات اشاره به این دارد که استفاده از الگوریتم ژنتیک در حین به دست آوردن رنگآمیزی گراف برای تشکیل یک جدولزمانی مناسب با رفع تعدادی از محدودیتهای قوی است که با توجه به رفع چند محدودیت قوی با رنگآمیزی گراف و نیز رفع محدودیتهای قوی دیگر، احتمال به نتیجه رسیدن الگوریتمها و بالارفتن سرعت شده است. مسعودیان و استکی به کمک تغییراتی که در روند معمول الگوریتمهای ژنتیک صورت دادهاند، نتایج بسیار خوبی در زمینه طراحی جداول زمانبندی دروس دانشگاهی به دست آوردهاند. اساس کار الگوریتم طراحی شده، حفظ کروموزومهای بهتر جمعیت و اعمال عملگرهای ژنتیکی، بر روی بقیه کروموزومها به منظور بهبود آنها است. در آزمونهای مقایسه بین الگوریتم ژنتیک عادی و پیشنهادی، طی چند مرحله، نقاط قوت الگوریتم پیشنهادی را مشخص کردهاند. با توجه به الگوریتم پیشنهادی مشخصاً نتایج حاصل از این آزمون به مراتب بهتر از استفاده از الگوریتم ژنتیک استاندارد است. نعیمی و منجمی نتایج به دست آمده در این مطالعه نشان میدهد که کارایی این روش به طور متوسط در تمامی نسلها نسبت به حالت تک جمعیتی بهتر است ولی باید دقت داشت که افزایش بیرویه تعداد جمعیت و یا جابهجایی کروموزوم در فواصل نسلی کوتاه به دلیل به وجود آوردن دستورات جانبی زیاد بهره وری را کم میکند. امینطوسی و صدوقییزدی با اعمال الگوریتم پیشنهادی روی مجموعهای از داده های واقعی، نسبت به فرم خوشهبندی بر اساس سال ورود، به کاهش ۸۰ درصدی تعداد تداخلات درسی به طور متوسط دست یافته اند. نتایج در مطالعه راستگارامینی نشان میدهد الگوریتم پیشنهادی در زمان منطقی و بسیار کمتر از زمان لازم برای حل مدل ریاضی در ابعاد کوچک منطبق بر روش دقیق و در ابعاد متوسط با خطایی کمتر از ۴.۵% عمل میکند. خروجی حل مسئله در تحقیق حاضر، ماتریس مرتب شدهای بود که کلیه مقادیر توابع برازندگی برای هر رشته را محاسبه کرده و آنها را از بیشترین مقدار به کمترین آن مرتب کرده است، با دستور نمایش دادن نمودار، برای هر یک از جوابهای تولید شده مقدار تابع برازندگی آن آورده شده که در نهایت به شکلهای موجود در انتهای فصل چهارم می توان اشاره نمود، این شکلها همگرا شدن جوابها را پس از تولید یک جمعیت مشخص و همچنین تعداد مشخصی جستجو در تکتک این جوابهای تولید شده را نشان میدهد. همانگونه که مشخص است جوابها کاملاً رضایتبخش بوده و کلیه محدودیتهای مدل طراحی شده را ارضا میکند. این جدولها نشان دهنده برنامه کلاسی هر یک از چهار گروه مقطع ارشد دانشکده فنی- مهندسی دانشگاه علم و هنر را نشان میدهد، که در این برنامهها، اکثر محدودیتهایی که در مدل مطرح شده است، رعایت گردیده است. با توجه به مقادیر متغیر در الگوریتمهای ژنتیکی که در جدول ۴-۱۷ آورده شده، با تغییر دادن این مقادیر نمودارهای مختلفی استخراج شده تا بهینه بودن برنامههای کلاسی در نظر گرفته شوند. جدول ۵-۱- مقادیر متغیر در الگوریتمهای ژنتیکی
تعداد جواب اولیه
نرخ تقاطع
نرخ جهش
نرخ نخبهگرایی
تعداد تکرار در هر جمعیت
با تغییر مقادیر فوق، به گونهای که تعداد جوابهای اولیه از ۱۰۰ به مقادیری برابر با ۱۲۰، ۱۵۰ و بالاتر باشد و نیز تعداد تکرار در هر جمعیت نیز از مقدار ۵۰ به مقادیر بالاتر از آن، برابر با ۷۰ و ۱۰۰، الگوریتم نوشته شده اجرا شد و میتوان اینگونه گفت که در مقادیری از جمعیت اولیه جوابها، به صورت تکرار شده در جمعیتهای ابتدایی آمده است و با بالا بردن این مقادیر تفاوت چندانی در نتایج ایجاد نمیشود، از این رو با تغییر در نرخ های ژنتیکی به اعدادی که مجموع آنها یک باشد جوابهای به دست آمده را استخراج کرده و به نتایجی دست یافتیم که با بالابردن نرخ نخبهگرایی میتوان به جوابهایی به نسبت بهتری دست یافت و آن جوابهایی با تعداد روزهای کمتر برای ارائه دروس میباشد. در برنامههای کلاسی به دست آمده میتوان این مطلب را عنوان کرد که با توجه به ترجیحات اساتید در برنامهها، اگر بتوان بازههای زمانی ذخیرهای برای هر استاد در نظر گرفت که به نظم این برنامه نزدیکتر باشد میتوان این بازهها را در برنامه دخالت داد و در نتیجه برنامه بهتری استخراج کرد. در مورد برنامه کلاسی واقعی دانشجویان این گروه ها در مقاطع ارشد و مقایسه آن با برنامه کلاسی استخراج شده در این پژوهش میتوان به این نکته اشاره کرد که در برنامههای واقعی حداکثر سه روز در نظر گرفته شده که نسبتاً رضایتبخش است و برنامههای استخراجی این پژوهش نیز با حداکثر سه روز برنامه دانشجویان را به دست آورده است. در مقایسه با مطالعات مشابه صورت گرفته، میتوان نتایج حاصل از تحقیق حاضر را در موارد زیر گنجاند: حل این مسئله با الگوریتم ژنتیک، تزریق کردن محدودیتهای نرم به مسئله را افزایش میدهد. الگوریتم نوشته شده برای تعداد گروه های بیشتر و با تعداد درسهای مختلفی قابل تنظیم میباشد و تحت نرم افزار MATLAB در سرعت نسبتاً کوتاهی معدل ۳ یا ۴ دقیقه قابلیت اجرا دارد. این الگوریتم با عملگرهای ژنتیکی در نظر گرفته شده، در واقع سرعت جستجو در جوابها را بیشتر کرده و امکان جستجو در فضای وسیعتری را به محقق خواهد داد. ۵-۳- پیشنهادها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اینجا رنگهای سه گانه طعم کوارک است. g جفت شدگی QCD است. میدان گلوئون و میدان مجازی یا شبح میدان است. پارامتر پیمانه است و مولدهای که ثابت ساختار می باشند. به واسطه این لاگرانژین ممکن است به دفعات قوانین فاینمن برای QCD ، برای مثال را که برای راس کوارک و گلوئون است را باز خوانی کند به منظور مقابله با واگرایی که در کوانتم(حلقه) اصلاحات و تصحیحات توابع گرین ظاهر می شود تئوری به پارامتری کردن صریح و روشن از نقاط تکین منظم و متعاقبا باز بهنجار به منظور ارائه دادن توابع گرین متناهی باید بپردازد به منظور نیل به این هدف موارد زیر انجام میشود :
 تنظیم ابعادی با حرکت مداوم بسوی ابعاد فضا زمان تفریق از واگرایی در طرح حداقل تفریق MS برای از بین بردن واگرایی باید میدانها وپارامترها در لاگرانژین رابه طور کلی از طریق زیر باز به هنجار نمود.
اندیس "۰" مقدار غیر نرمالیزه را نشان می دهد، ضریب Z ثابت بازبهنجارش است. مقیاسی است که برای بدون بعد ساختن g در بعد معرفی شده است. از آنجا که توابع گرین را با گوست خارجی در نظر نمی گیریم به گوست میدان باز بهنجار نیاز نخواهیم داشت. همچنین به پارامتر پیمانه ای بازبهنجار نیاز نداریم. اگر با کمیت (مقدار) مستقل پیمانه مثل توابع ضریب ویلسون سروکار داشته باشیم راه مستقیم پیاده سازی بازبهنجارش با روش متقابل یا معکوس یا دوگانه فراهم می شود. بدین وسیله میدانها و پارامترها درلاگرانژین اصلی که کمیت غیر بازبهنجار در نظر گرفته می شوند از طریق رابطه از ابتدا بصورت باز بهنجار شده، بیان می شود. ترم کوارک جنبشی بعنوان مثال عبارتست از :
و مزیت آن این است که تنها مقادیر باز بهنجار شده در لاگرانژین حضور دارد علاوه بر این ظاهر می شود که می تواند بعنوان بخش برهم کنش توابع گرین محاسبه شده در تئوری اختلال است، بکار میرود. قوانین فایمن برای ترم در جهت مخالف در رابطه برای مثال اینگونه خوانده می شود.
ثابتهای به گونه ای که واگرایی در توابع گرین را ازبین می برد تعیین می شود براساس طرح بازبهنجارش انتخاب شده که بحث شد با یک راه مشابه تمام ثابتهای بازبهنجار را می توان با درنظر گرفتن توابع گرین مناسب ثابت کرد. اهمیت مرکزی برای مطالعه اثرات اختلال QCD معادلات گروه بازبهنجار است که حاکم بر وابستگی پارامترهای باز بهنجار و توابع گرین واقع بر مقیاس بازبهنجار این معادلات دیفرانسیل از تعریف براحتی بدست می آید، با بهره گرفتن از این واقعیت که کمیتهای غیر باز بهنجار با مقادیر مستقل هستند. این روش موافقت و تبعیت جفت شدگی باز بهنجار را کشف می کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱
فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش تاثیر دارد.
تایید فرضیه
۲
مدیریت دانش بر سرمایه فکری تاثیر دارد.
تایید فرضیه
۳
فرهنگ سازمانی بر سرمایه فکری تاثیر دارد.
تایید فرضیه
۴
فرهنگ سازمانی از طریق مدیریت دانش بر سرمایه فکری تاثیر می گذارد.
تایید فرضیه
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات ۵-۱- مقدمه در پایان هر کار تحقیقاتی با توجه به فرضیات آزمون شده و رد یا قبول فرضیات، محقق باید نتایج کار را ارائه نماید. نتایج حاصل از فرضیات نیز پایههایی هستند که پیشنهادات پایانی تحقیق بر اساس آنها شکل میگیرد.پس از بررسی جامع پیشینه پژوهش، انتخاب پرسشنامه های تحقیق، گردآوری و تحلیل داده، اکنون لازم است تا کلیه آزمونهای آماری و تکنیکهای به کار گرفته شده در فصل چهارم به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد و سپس پاسخ هر یک از فرضیات تحقیق مشخص گردد. فصل حاضر در ابتدا به ارزیابی و تفسیر یافتههای ارائه شده در فصل چهارم می پردازد و سپس نتایج و پیشنهادهای تئوریک و کاربردی تحقیق را تشریح می نماید. در قسمت پایانی نیز پیشنهاداتی به منظور انجام تحقیقات آتی از دیدگاه محقق بیان می شود. ۵-۲- خلاصه تحقیق هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش و سرمایه فکری وهمچنین بررسی نقش میانجی مدیریت دانش در رابطه بین فرهنگ سازمانی و سرمایه فکری بوده است و برای نیل به این اهداف از روش تحقیق کاربردی و همبستگی استفاده شده و جامعه آماری تحقیق پرسنل شعب بانک سپه شهرستان یزد بوده و تعداد۱۵۸ پرسشنامه جمعآوری و جهت تحلیل داده ها با بهره گرفتن از مدل سازی معادلات ساختاری مدل تحقیق نیز مورد تایید قرار گرفت، پس از آن فرضیه های تحقیق مورد آزمون قرارگرفتند. فرضیه های مورد بررسی تحقیق شامل چهار قرضیه بوده است؛ که در ادامه به بحث درباره تایید یا رد این فرضیه ها پرداخته خواهد شد.
 ۵-۳- نتایج پژوهش ۵-۳-۱- فرضیه (۱): فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش تاثیر دارد. با توجه به مقدار قدرمطلق آماره t برابر ۱۳/۱۰ و بزرگتر از مقدار ۹۶/۱ است پس نتیجه گرفته می شود که فرهنگ سازمانی بر روی مدیریت دانش تاثیر معنیداری دارد و مقدار تاثیر برابر ۸۳/۰و مثبت (مستقیم) است. یعنی با ارتقای سطح فرهنگ سازمانی ، سطح مدیریت دانش نیز افزایش می یابد. این نتیجه با نتایج به دست آمده در تحقیقات کشاورزی و رمضانی (۱۳۸۹)، حقیقت منفرد و هوشیار (۱۳۸۹) ، صادقی و دیگران (۱۳۹۰) ، شافعی و لاوه (۱۳۹۰) ، قلتاش و دیگران (۱۳۹۰) ، جعفری و دیگران (۱۳۹۰) ، امین بیدختی و دیگران (۱۳۹۰) ، فضلی و علیشاهی (۱۳۹۱) ، اخوان و دیگران (۱۳۹۱) ، کوچکی سیاهخالهسر و دیگران (۱۳۹۱) ، مجیبی و دیگران (۱۳۹۲) ، خرم خواه و دیگران (۱۳۹۲) ، رضایی کلانتری و همکاران (۱۳۹۳) ، مینگفونگلای و گوانگلی (۲۰۰۷) و پاندی و دوتا (۲۰۱۳) مطابقت دارد. ۵-۳-۲ فرضیه (۲): مدیریت دانش بر سرمایهی فکری تاثیر دارد. با توجه به مقدار قدرمطلق آماره t برابر ۹۶/۵ و بزرگتر از مقدار ۹۶/۱ است پس نتیجه گرفته می شود که مدیریت دانش بر روی سرمایهی فکری تاثیر معنیداری دارد و مقدار تاثیر برابر ۵۷/۰و مثبت (مستقیم) است. یعنی با ارتقای سطح مدیریت دانش ، سطح سرمایهی فکری نیز افزایش می یابد. این نتیجه با نتایج بدست آمده در تحقیقات علیقلی و همکاران (۱۳۹۰) و کوئینک (۲۰۰۸) مطابقت دارد. ۵-۳-۳- فرضیه (۳) : فرهنگ سازمانی بر سرمایهی فکری تاثیر دارد. با توجه به مقدار قدرمطلق آماره t برابر ۵۱/۴ و بزرگتر از مقدار ۹۶/۱ است پس فرهنگ سازمانی بر روی سرمایهی فکری تاثیر معنیداری دارد و مقدار تاثیر برابر ۴۳/۰و مثبت (مستقیم) است. یعنی با ارتقای سطح فرهنگ سازمانی ، سطح سرمایهی فکری نیز افزایش می یابد. این نتیجه با نتایج بدست آمده در تحقیقات نصیریپور و دیگران (۱۳۹۲) مطابقت دارد. ۵-۳-۴- فرضیه (۴) : فرهنگ سازمانی از طریق مدیریت دانش بر سرمایهی فکری تاثیر می گذارد. با توجه به معنادار بودن رابطه مستقیم بین فرهنگ سازمانی و سرمایهی فکری در مدل، از طرفی با توجه به آماره آزمون سبل (۱۶۱/۵) و سطح معناداری (۰۰۰/۰) که کوچکتر از ۰٫۰۵ می باشد بنابراین متغیر مدیریت دانش نقش میانجی را بصورت جزئی ایفا می کند و اثر غیر مستقیم آن برابر ۴۷۳/۰ است. در نتیجه فرهنگ سازمانی از طریق مدیریت دانش بر سرمایهی فکری تاثیر می گذارد. این نتیجه با نتایج بدست آمده در تحقیقات سید نقوی و دیگران (۱۳۸۹) مطابقت دارد. ۵-۴- پیشنهاداد تحقیق در این بخش از پژوهش ابتدا پیشنهادهای مبتنی بر تحقیق ارائه و در ادامه توصیههایی برای محققان جهت انجام پژوهشهای بیشتر در این حوزه ارائه میگردد. ۵-۴-۱- پیشنهاداتی براساس یافتههای تحقیق همانگونه که نتایج پژوهش نشان داد فرهنگ سازمانی بر روی مدیریت دانش تاثیر معنیدار و مثبتی دارد. تنها با بررسی، تغییر و ایجاد یک فرهنگ سازمانی مناسب و انعطاف پذیر است که میتوان به تدریج الگوی تعامل بین افراد را در سازمان تغییر داد و از مدیریت دانش به عنوان یک مزیت رقابتی بهره گرفت. لذا پیشنهاد می شود مدیران بانک سپه جهت ارتقای سطح مدیریت دانش در سازمان توجه ویژهای به فرهنگ سازمانی داشته باشند، در ضمن جهت ارتقای سطح فرهنگ سازمانی باید به شاخصه رابطه گرایی توجه بیشتری صورت گیرد، بنابراین پیشنهادهای زیر جهت تقویت هر یک از اجرای رابطه گرایی ارائه میگردد:
- مدیران از انتقادات سازنده کارکنان استقبال کنند.
- ارتباط بین کارکنان و مدیران ارشد بانک افزایش یابد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در حقیقت میتوان گفت رفتار(رفتار شهروندی سازمانی) اعضای هیئتعلمی در دانشگاه تابعی از ویژگیهای شخصیتی شغل، چگونگی روابط میان همکاران، چگونگی فرهنگ محیط کار، سیاستها و رفتار مدیریت ارشد با کارکنان، شخصیت و نحوه سرپرستی، چگونگی فرایندهای کاری و ارتباطات، درمجموع جوسازمانی است. جوسازمانی مجموعهای از نگرشها، ارزشها، عقاید و انتظارات محیط کاری است که الگوی فعالیتهای سازمانی را توصیف میکند و تأثیرات معناداری بر روی رفتار کارکنان دارد.(لانگ،۲۰۰۰). ازاینرو میتوان اذعان نمود اگر جو و فضای حاکم بر سازمان مطلوب باشد و کارمندان احساس کنند بهعنوان عنصر اساسی در پیشبرد اهداف و درنتیجه موفقیت سازمان موردتوجه قرار میگیرند و به خواستهها و نیازهای آنان نیز در کنار اهداف و مطلوبیتهای سازمان توجه میشود؛ بهصورت فعال و مشتاقانه در سازمان فعالیت میکنند، در جهت انجام بهتر وظایف با یکدیگر تعامل و همکاری میکنند. همچنین وقتی جوسازمانی سالم و دوستانه در سازمان حاکم باشد اعضای هیئتعلمی رفتارهای از قبیل؛ پرداختن به مسائل کاری در وقتهای شخصی، مشارکت در رویدادهای سازمان، حضور در جلسات و درگیر شدن با مسائل سازمانی، تأکید اعضای هیئتعلمی بر جنبههای مثبت دانشگاه بهجای جنبههای منفی آن، شکیبایی در برابر موقعیتهای نامطلوب و نامساعد، کار کردن در شرایط سخت و دشوار بدون اعتراض و نارضایتی و گلایهمندی، همچنین تمایل به تحمل شرایط ناراحتکننده، کار بدون شکایت و ابراز ناراحتی اعضای هیئتعلمی دانشگاه، فداکاری اساتید درراه منافع سازمانی و حمایت و دفاع از دانشگاه، احساس هویت و پیروی از دانشگاه، فراتر رفتن از علایق فردی و گروهی را از خود بروز میدهند و در کل نسبت به سازمان و اهداف آن احساس وفاداری و تعهد میکنند. اما درصورتیکه جوسازمانی نامطلوب باشد، زمینه برای بروز رفتارهای نامناسب فراهم میشود زیرا در این فضا کارمندان معتقدند سازمان به خواستهها و علائق آنان توجهی نمیکنند، عدالت در رفتار مدیران وجود ندارد و تنها برای تحقق اهداف و مطلوبیتهای تعیینشده سازمان تأکید میشود. در این فضا اعضای هیئتعلمی دانشگاه خواستار تغییر وضع موجود سازمان بر اساس خواستههای خود میباشند(هوی و میسکل،۲۰۰۸). که در این فضا سخن از رفتارهای فرا نقشی در بین اساتید دانشگاه بیمعناست. یافتهها نیز مؤید این نکته است که اگر جو حاکم بر دانشگاه مطلوب نباشد عدم بروز رفتار شهروندی سازمانی در بین اعضای هیئتعلمی دانشگاه موضعیت مییابد. همانگونه که نتایج تحقیق نشان میدهد، جوسازمانی رابطه مثبت و معنادار با رفتار شهروندی سازمانی دارد، اگر جو حاکم بر دانشگاه مطلوب باشد، کارمندان برداشت مثبتی از فضا، جو و محیط دانشگاه دارند، که زمینه برای بروز رفتار شهروندی سازمانی فراهم میگردد.
 ۴-۵ – آیا جوسازمانی در رابطه بین فرهنگسازمانی و رفتار شهروندی سازمانی نقش واسطهگری را ایفا میکند؟ نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل دادههای مربوط به این مورد، حاکی از آن است که نقش واسطه ای جوسازمانی در رابطه بین فرهنگسازمانی با رفتار شهروندی سازمانی معنادار است. با توجه به بررسیهای انجامگرفته در پژوهشهای پیشین تاکنون در هیچ پژوهشی در مورد اینکه آیا ( جوسازمانی در رابطه بین فرهنگسازمانی و رفتار شهروندی سازمانی نقش واسطهگری را ایفا میکند)، بهصورت مستقیم پرداخته نشده است. جوسازمانی هنجارها، ارزشها و نگرشهای غالب در فرهنگ سازمان را منعکس میسازد و بهعنوان منبعی که شکلدهی رفتار را تحت تأثیر قرار میدهد، عمل می کند. یعنی ادراک جمعی افراد از جوسازمانی که موقتی و نسبت به فرهنگسازمانی از پایداری کمتری برخوردار است. چاندان (۱۹۹۵)، معتقد است جوّ مجموعهای از ویژگیها و عواملی است که بهوسیله کارکنان درباره سازمانشان ادراک میشود و میتواند بهعنوان شکلدهنده رفتارشان عمل کند. این عوامل ممکن است شامل توصیفهای شغل، چارچوب ساختار سازمانی، معیارهای عملکرد و ارزشیابی، سبک رهبری، نوآوریها، ارزشها، فرهنگسازمانی و غیره باشد. از طرفی دیگر، لوئیس (۱۹۸۳)، فرهنگسازمانی مجموعهای از دریافتها و تفاهمهای مشترک برای سازمان دادن کنشهاست که زبان و دیگر محملهای نمادی برای بیان تفاهم مشترک به کار میرود. پترز و واترمن (۱۹۸۲)، فرهنگ را مجموعهای از ارزشهای مشترک غالب و دارای ارتباط منطقی است که با وسایل نمادین مانند داستانها، افسانهها، حکایت و کلمات قصار مبادله میشود، تعریف کردهاند. دنیسون (۲۰۰۶)، فرهنگسازمانی را کاربردی برای تعیین ارزشها، اعتقادات، فرضیات و شیوههای مشترکی میداند که نگرش و رفتار اعضا را در سازمان شکل میدهد و سپس هدایت میکند. با توجه به مفروضات ارائهشده میتوان بیان کرد: در سازمانی که در آن تاکید و تمرکز بر تشریکمساعی، وفاداری، کارگروهی،میشود و رهبر در آن نقش هدایتکننده و تسهیلکننده را دارد، وفاداری بهعنوان عامل ارتباط و درنهایت تعهد نسبت به سازمان و اخلاق در سازمان بهعنوان یک ارزش قلمداد میشود، در چنین سازمانی جوسازمانی ایجاد میشود که در آن افراد احساس میکنند که به افکار و اعتقادات آنها احترام گذاشته میشود، انعطافپذیری لازم در سازمان وجود دارد، عدالت در رفتار مدیران و سرپرستان مشاهده میشود، مدیران و سرپرستان از خلاقیت و نوآوری حمایت میکنند، به دغدغههای کارکنان گوشداده میشود، از عملکردهای آنها قدردانی میشود، صمیمیت در بین کارکنان و مدیران وجود دارد، و همکاری و گذشت در میان اعضا وجود دارد. در چنین محیط و جوسازمانی؛ بروز رفتار شهروندی که افراد تشویق میشوند تا پا را از شرح وظایف شغلی رسمیشان فراتر گذاشته و در پی کمک به همکاران در رابطه به حل مشکلات کاری آنان برآیند. از پذیرش سایرین در گروه کار (بدون هیچ اعتراض و ایراد گرفتن از آنان) استقبال کنند، انعطافپذیری در برابر مشکلات و سختیهای کاری، تلاش در جهت به حداقل رساندن سطح تعارض بین همکاران، صرفهجویی و محافظت از منابع سازمانی، شرکت در جلسات، کار کردن در وقت شخصی میباشد. درواقع فضای حاکم بر دانشگاه از دیدگاه اعضای هیئتعلمی بهگونهای است که عوامل چارچوب فرهنگسازمانی، معیارهای عملکرد و ارزشیابی، سبک رهبری، نوآوریها، ارزشها، طراحی سازمانی، وضوح و روشنی اهداف و مقاصد سازمان و روشنی رسالتها و مأموریت سازمان برای کارکنان، همچنین داشتن ساختار گزارش دهی مشخص، ویژگیهای شخصیتی شغل، روابط میان همکاران، فرهنگ محیط کار، مدیریت ارشد، سرپرستی یا نظارت مستقیم، فرایندهای کاری، و ارتباطات، در سطح بالایی قرار دارد. بنابراین شور و اشتیاق نسبتاً زیادی در دانشگاه وجود دارد، جو حاکم بر دانشگاه مطلوب میباشد، ادراک و تجارب مثبتی نسبت به دانشگاه وجود دارد. که درنتیجه، نقش واسطهای جوسازمانی در دانشگاه در رابطه بین فرهنگسازمانی و بروز رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی دانشگاه را معنادار میکند. ازاینرو رفتار شهروندی سازمانی که شامل رفتاری خودجوش و آگاهانه، و داوطلبانه است، از جانب اعضای هیئتعلمی دانشگاه انجام میشود که درنتیجه ای حاکم بودن جو مطلوب و وجود فرهنگسازمانی مناسب در دانشگاه(همانطور که نتایج پژوهش نشان میدهد) افزایش مییابد. ۵-۵ – تعیین میزان رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی دانشگاه کابل نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل دادههای مربوط به این مورد، حاکی از آن است که رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی دانشگاه، (از آنجائی که از سطح کفایت قابلقبول(Q2) بهطور معناداری بالاتر است)، و همچنان بالاتر از سطح کفایت مطلوب (Q3) قرار دارد اما غیر معنادار میباشد . با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اینکه رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی دانشگاه در حد مطلوب میباشد. علت دستیابی به چنین نتیجهای را از طرفی میتوان به وجود فرهنگسازمانی قوی و غالب بودن بُعد فرهنگ قبیلهای که خود نشاندهنده وفاداری و تعهد کارکنان به سازمان و رهبری سازمان است و جوسازمانی مطلوب در دانشگاه دانست. از سویی دیگر، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که، بین رفتار شهروندی اعضای هیئتعلمی و جوسازمانی سازمان آموزشی رابطه معنادار وجود دارد، یعنی درک و احساس اعضای هیئتعلمی دانشگاه کابل از جو حاکم در آن به گونه است که، در آن مدیران حمایتکننده، تسهیلکننده، و عدالت در رفتارها مشاهدهشده، سازمان و قوانین آن از انعطافپذیری لازم برخوردار میباشد، رفتارهای دوستانه وجود دارد. در چنین فضای از اعضای هیئتعلمی انتظار رفتار شهروندی سازمانی بعید به نظر نمیرسد. درواقع رفتار فرا نقشی اعضای هیئتعلمی دانشگاه که ماورا حداقل نیازمندیهای کلی مورد انتظار دانشگاه انجام میدهند، در داشتن درک و تصویری مناسب اعضای هیئتعلمی از فرهنگسازمانی و جوسازمانی حاکم بر دانشگاه، مربوط دانست. ازجمله رفتارهای اعضای هیئتعلمی دانشگاه در این زمینه میتوان به ابراز عقاید، پرداختن به مسائل کاری در وقتهای شخصی، مشارکت در رویدادهای سازمان، حضور در جلسات و درگیر شدن با مسائل سازمانی و… اشاره کرد. بدین ترتیب با توجه به اوصاف بیانشده میتوان نتیجه گرفت که دانشگاه کابل برای افزایش رفتار شهروندی سازمانی اساتید میبایست به بهبود متغیرهای همچون ابعاد فرهنگسازمانی و جوسازمانی تلاش نموده و در جهت حفظ و بهبود وضع موجود این دو متغیر مهم را موردتوجه مضاعف قرار دهند. ۶-۵ - بُعد غالب فرهنگسازمانی در دانشگاه کابل بُعد ویژگی های غالب میباشد. نتایج تحقیق نشان میدهد که از دیدگاه اعضای هیئتعلمی دانشگاه، بُعد غالب فرهنگسازمانی در دانشگاه بُعد ویژگی های غالب است. همانگونه که در تعریف فرهنگسازمانی آمده است، فرهنگسازمانی الگویی از ارزشها و باورهای مشترکی میشمارد که به اعضای یکنهاد معنی و مفهوم میبخشد (استانلی دیویس، ۱۹۹۵). چنین نتیجه میگیریم که در دانشگاه، فرهنگسازمانی همان اندیشههای مشترک، فرضیات و ارزشهای مشترک افراد است که اعضای هیئتعلمی از آن برای پیشبرد اهداف و مقاصد مشترکشان و اینکه کارها چگونه انجام شود، استفاده میکنند. با توجه به این نتایج پژوهش نشان میدهد که بُعد غالب فرهنگسازمانی در دانشگاه کابل بُعد ویژگی های غالب است، چنین استنباط میشود که دانشگاه کابل مکان و یا محیطی است که، در آن وفاداری، تعهد شخصی، جامعهپذیری گسترده و جامع، کار تیمی، خود مدیریتی و نفوذ اجتماعی و احساس روابط خانوادگی به عنوان ارزش تلقی می شود. و رهبری در آن نقش تسهیلکننده و حمایتی را دارد. لذا میتوان در توجیه این یافته اینگونه استدلال نمود که تعبیر هر یک از اعضای هیئتعلمی از فرهنگسازمانی حاکم در دانشگاه کابل،تاکید دانشگاه بیشتر بر ویژگیهای وفاداری، تعهد شخصی، جامعهپذیری گسترده و جامع، کار تیمی، خود مدیریتی و نفوذ اجتماعی است. رهبری و مدیریت نقش تسهیل گر، یاریدهنده، و حمایتگری را دارد و محرکهای اصلی در دانشگاه کابل تعهد، ارتباطات مثبت و رشد حرفهای است و اهداف سازمان توسعه انسانی و پدیدآورنده اثربخشی و پاسخگویی میباشد. ۷-۵- نتیجهگیری نهایی آموزش عالی بهعنوان یکنهاد اجتماعی در جوامع امروزی، در جهت تولید و غنا بخشی به دانش، تسریع و تسهیل فرایند توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور، برقراری روابط علمی و فرهنگی در سطح منطقه و جهان، بهعنوان یکنهاد پویا نقش هدایتی و راهبردی مشارکت فکری مردم در اداره جامعه را بر عهده دارد. بدین ترتیب امروزه آموزش عالی کارکرد زیادی در جهت توسعه همهجانبه در جامعه دارند. آموزش عالی که مقدرات کشور در دست محصولات آن است، وظیفه اساسی درزمینۀ توسعه کشور دارد. این امر مسئولیتهای آموزش عالی را بهعنوان یکنهاد نسبت به وظایف اجتماعی تبیین میکند. اعضاء هیئتعلمی دانشگاهها بهعنوان آگاهترین قشر جامعه، نقش ارشادی در اشاعه فرهنگ و دانش کشور دارند. ازاینرو دانشگاهها به دلیل نقش و کارکردهای ویژهای که در خدمت و بهسازی جامعه دارند، از جایگاه ممتازی در جامعه برخوردار هستند. لذا هرگونه تلاش آنان برای بهسازی و ارتقای سطح جامعه خود زمینه خدمت بهتر و مؤثرتر به اجتماع و محیط پیرامون خود را فراهم میسازد. زمینه اصلی در فرهنگسازمانی وجود سیستمی از معانی و مفاهیم مشترک در میان اعضای سازمان است. در هر سازمانی الگویی از باورها، سمبلها، ارزشها، داستانها و آدابورسوم وجود دارد که بهمرورزمان به وجود آمدهاند. این الگوها باعث میشوند که در خصوص اینکه سازمان چیست و چگونه اعضاء باید رفتار خود را ابراز کنند، درک مشترک و یکسانی به وجود آید و همه اعضا به آن احترام میگذارد و ارزش قائل است. با توجه به مفروضات ارائهشده چنین نتیجه میگیریم که فرهنگسازمانی همان اندیشههای مشترک، فرضیات و ارزشهای مشترک افراد است که از آن برای پیشبرد اهداف و مقاصد مشترکشان و اینکه کارها چگونه انجام شود، استفاده میکنند.
-
- نتایج این پژوهش نشان داد که، متغیر فرهنگسازمانی رابطه مثبت و معنادار با رفتار شهروندی سازمانی دارد. بر این اساس دانشگاهها باید بکوشند تا از طریق ایجاد فرهنگسازمانی قوی، زمینه را برای اساتید بهگونهای آماده کنند که اعضای هیئتعلمی نقش شایسته و بایسته خود را در جهت تحقق اهداف مطلوب سازمان ایفا کرده و از این طریق زمینه را برای بهبود جوسازمانی سالم آماده کرده تا زمینهای بروز رفتار شهروندی سازمانی اساتید تشویق و درنهایت به بهبود و عملکرد دانشگاه منجر گردد. بهعبارتدیگر میتوان گفت دانشگاهها بهمنظور تضمین رفتار شهروندی سازمانی و بهبود جوسازمانی حاکم بر دانشگاه، ناچارند به توسعه و ارتقای سطح فرهنگسازمانی بپردازند.
-
- بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، فرهنگسازمانی دانشگاه رابطه مثبت و معناداری با جوسازمانی و رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی دارد. بهعبارتدیگر؛ فرهنگسازمانی قوی جوسازمانی را به وجود میآورد که افراد را به رفتار شهروندی سازمانی تشویق و ترغیب میکند. یا میتوان گفت که در یک فرهنگسازمانی قوی است که جوسازمانی سالم ایجاد میشود و جوسازمانی مطلوب باعث بروز رفتار شهروندی سازمانی در اعضای هیئتعلمی میشود. به همین دلیل باید تلاش جدی برای حفظ فرهنگسازمانی دانشگاه و همچنین تلاش در جهت تقویت فرهنگسازمانی دانشگاه صورت گیرد.
-
- همچنان نتایج پژوهش نشان داد که جوسازمانی رابطه مثبت و معنادار با رفتار شهروندی سازمانی دارد. از دلایل رسیدن به چنین نتیجه را میتواند چنین بیان نمود ، وقتیکه، جوسازمانی مناسبی بر سازمان حاکم باشد، تعارض در سطح پایینی قرار دارد؛ اشتیاق، هیجان و شادی در بین کارمندان زیاد به چشم میخورد، افراد مشتاقانه و فعالانه عمل میکنند. درواقع وقتی چنین جو در دانشگاه حاکم گردد، اعضای هیئتعلمی به این باور میرسند که سازمان به نیازها و خواستههای آنان اهمیت میدهد، رفتارهای مدیر عادلانه است، و در سازمان جوسازمانی سالم حاکم است. آنوقت است که، میزان رضایت و تعهد آنان نسبت به سازمان بالا میرود و درنتیجه رفتارهای فرا نقشی یا رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی دانشگاه افزایش مییابد. زیرا کاهش و یا نقصان در رفتار شهروندی سازمانی زمانی موضوعیت دارد که افراد بهگونهای از وضع موجود سازمان رضایت نداشته باشند و خواهان تغییر وضع موجود در جهت خواستههای خود باشند.
-
- نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل دادههای مربوط به این مورد، حاکی از آن است که نقش واسطه ای جوسازمانی در رابطه بین فرهنگسازمانی با رفتار شهروندی سازمانی معنادار است. از دلایل رسیدن به چنین نتیجه را میتواند چنین تفسیر کرد که، فرهنگسازمانی یکی از تأثیرگذارترین عوامل بر ایجاد جوسازمانی مناسب و به تعقیب آن بروز رفتار مناسب شهروندی سازمانی است. یعنی هرچه جوسازمانی مناسب در سازمان حاکم باشد فرهنگسازمانی قوی به وجود خواهد آمد و برعکس آن، به دنبال آن زمینه بروز رفتار شهروندی مناسب در سازمان ایجاد میشود.
-
- نتایج بهدستآمده در این مورد که رفتار شهروندی اعضای هیئتعلمی دانشگاه کابل به چی میزان است؟ نشان داد که رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی دانشگاه کابل بالاتر از حد قابلقبول میباشد. از دلایل رسیدن به چنین نتیجه را میتوان چنین بیان کرد که، فضای و جوسازمانی سالم و رقابتی، حاکمیت فرهنگسازمانی قوی، اشتیاق شغلی و رضایت شغلی و همچنان هویت شغلی را ازجمله دلایل رسیدن به چنین نتیجه دانست. دیگر اینکه، اکثریت اعضای هیئتعلمی را افراد جوان و باانگیزه تشکیل میدهند که انرژی کافی را برای فعالیتهای فراتر از نقش را دارا هستند و انگیزههای ارتقاء و کسب مهارت، دانش و تخصص و فضای رقابتی را نیز میتوان ازجمله دلایل رسیدن به چنین نتیجهای دانست.
-
- نتایج پژوهش درزمینه اینکه، بعد غالب فرهنگسازمانی در دانشگاه کابل چیست؟ نتایج پژوهش نشان داد که بعد ویژگی های غالب؛ بعد غالب در دانشگاه کابل میباشد. در دانشگاه کابل ضمن اینکه اعضا سازمانشان را به مثابه یک خانواده بزرگ دانسته و در اجرای امور مشارکت زیادی باهم دارند، ریسک پذیری، پویایی، رقابت بین اعضا با رعایت قوانین و مقررات رسمی سازمان وجود دارد، انسجام و پیوندهای بین فردی و گروهی، مکانیسم پیونددهنده اعضای جامعه و سازمان است. که در همچون فرهنگی همبستگی و انسجام گروهی، مشارکت، کار تیمی، احساس روابط خانوادگی در بین اعضا از ویژگیهای غالب در سازمان میباشد.
لذا رؤسای دانشگاه باید نسبت به فرهنگسازمانی، و نیز اقدام در جهت قدرت و قوت بخشیدن به آن تلاش کنند. چراکه نبود فرهنگسازمانی یا نقصان در فرهنگسازمانی دانشگاه مشکلات زیر را به دنبال خواهد داشت؛ حاکم شدن جو نامطلوب در دانشگاه، کمبود رفتار شهروندی سازمانی در بین اعضای هیئتعلمی، عدم تفاهم در ارزشها، باورها، درک و استنباط مشترک اعضای هیئتعلمی و شیوههای تفکر یا اندیشیدن که اعضای هیئتعلمی در آنها وجوه مشترک دارند، عدم احساس هویت در اعضای هیئتعلمی دانشگاه نسبت به باورها و ارزشها، عدم وجود الگویی از ارزشها را به دنبال خواهند داشت. ازاینرو سازمانها بهویژه سازمانهای آموزش عالی در پی تعیین و استخراج عواملی فرهنگی باشند که منجر به بهبود جوسازمانی مناسب و بروز رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی میشوند. ۸-۵- محدودیتها محدودیتهای پژوهش حاضر را میتوان به دودسته محدودیتهای اجرایی و پژوهشی تقسیم نمود که در ادامه به موارد مرتبط با هر یک اشاره میگردد: ۱-۸-۵- محدودیتهای اجرایی ۱- طولانی بودن پرسشنامه که موجب میشد اعضای هیئتعلمی کمتر همکاری کنند. ۲-حساسیت اعضای هیئتعلمی نسبت به گویه های پرسشنامه و همکاری محتاطانه آنان با پژوهشگر. ۳- خطرات احتمالی ناشی از ناامنی در مسیر راهها و مشکل دسترسی به جامعه آماری و تعطیلی نسبی دانشگاه کابل. ۲-۸-۵- محدودیتهای پژوهشی ۱- استفاده از پرسشنامه بهعنوان تنها ابزار گردآوری اطلاعات (چراکه در صورت استفاده همزمان از سایر ابزارها از قبیل مشاهده و مصاحبه و… امکان جمع آوری اطلاعات دقیقتر و نیز رفع مشکلات مربوط به سوء درک گویه های پرسشنامه از سوی پاسخگو فراهم میشد و در این صورت نتایج از روایی بالاتری برخوردار میگردید.
-
- – محدودیت دیگری این پژوهش این است که فقط، به بررسی ویژگیهای خاصی در یک مقطع زمانی مشخص توجه شده است. بنابراین، بهجای در نظر گرفت تصویر بزرگ و بلندمدت از سازمان، فقط تصویر مقطعی از آن نشان داده میشود و این بدان معنا است که به تاریخ سازمان، محیط بیرونی و سایر متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر فرهنگسازمانی، جوسازمانی و رفتار شهروندی سازمانی توجه نشده است.
-
- – درک نادرست از مؤلفههای پرسشنامه، عدم تمایل به تکمیل پرسشنامه و عدم امکان تعمیم نتایج بهدستآمده به سایر سازمانهای آموزش عالی در افغانستان، از محدودیتهای دیگر پژوهش حاضر است.
۹-۵- پیشنهادها پیشنهادهای پژوهش حاضر را میتوان به دودسته پیشنهادهای پژوهی و کاربردی تقسیم کرد که در ادامه به هر یک از موارد اشاره میشود: ۱-۹-۵- پیشنهادهای پژوهشی
-
- بررسی رابطه بین رفتار شهروندی سازمانی و جوسازمانی در دانشگاه کابل از دیدگاه دانشجویان و مقایسه نتایج آن با نتایج پژوهش حاضر.
-
- انجام این پژوهش در سایر دانشگاههای کشور بهمنظور مقایسه یافتههای این پژوهش با یافتههای آنها.
-
- بررسی رابطه بین فرهنگسازمانی با جوسازمانی در ارتباط با سایر متغیرهای سازمانی دیگر نظیر؛ رهبری، شایستگی مدیران، ساختار سازمانی، عدالت سازمانی، انسجام سازمانی و… .
۲-۹-۵- پیشنهادهای کاربردی:
- پیشنهاد میشود رؤسای دانشگاه زمینه آشنایی اعضای هیئتعلمی را بااهمیت و کاربرد فرهنگسازمانی در موقعیت دانشگاه را فراهم نمایند تا به کمک آن اعضا آگاه شده از موضوع فرهنگسازمانی برای پیشبرد امور آتی و موفقیت دانشگاه بهرهبرداری مؤثر نمایند. بدین منظور لازم است که دانشگاه بهجای وضع قوانین و مقررات و اجبار اعضای هیئتعلمی به اجابت آن، به ترویج و حمایت از نوآوری، ابداع و ابتکار تأکید شود، تا از این طریق به موفقیت و تحقق اهداف سازمان دست یابند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ایجاد همکاری مؤثر جند جانبه بین ادارات امنیتی و شهروندان در افزایش آگاهی عمومی در زمینۀ ریشههای اقدامات تروریستی و نیاز ضروری در مقابله با این اقدامات به وسیلۀ اقداماتی نظیر تشویق جامعه به ارائۀ اطلاعات در مورد افراد تروریست و اقدامات آنها به منظور کشف حملات تروریستی و دستگیر کردن عاملان. اقدامات لازم را به منظور عدم اعطای پناهندگی به افرادی که به اقدامات تروریستی دست زدهاند. اقدامات ضروری را در مقابل این پدیدۀ مجرمانه اتخاذ و به منظور مقابله با جرایم تروریستی و مجازات رساندن عاملان آن قوانین لازم را وضع نمایند. دولتهای عضو، دبیر کل سازمان وحدت آفریقا را از اقدامات قانونی به منظور تعقیب، مجازات و پیشگیری از جرایم تروریستی در سطح داخلی آگاه سازند” (مادۀ چهار کنوانسیون سازمان وحدت آفریقا دربارۀ پیشگیری و مبارزه با تروریسم، مصوب ۱۹۹۹). از آن جایی که در این سند به ذکر هر وسیلهای پرداخته شده، میتوان استدلال نمود که شامل تجهیزات رایانهای و مخابراتی تروریستهای سایبری، برای انجام حملات سایبری نیز باشد که در این خصوص یکی از مقررات این کنوانسیون اعلام میدارد:
 «توقیف نمودن هرگونه وسیلهای که توسط تروریستها برای رسیدن به اهداف تروریستی استفاده شود» (مادۀ پنج کنوانسیون سازمان وحدت آفریقا دربارۀ پیشگیری و مبارزه با تروریسم، مصوب ۱۹۹۹). با توجه به این که صلاحیت در رسیدگی به جرایم از مهمترین و چالشبرانگیزترین مشکل در تعقیب و مجازات بزهکاران، به خصوص بزهکاران رایانهای است، این کنوانسیون صلاحیت را مورد بررسی قرار داده و در مرحلۀ اول، محل وقوع جرم و دستگیری مرتکب یا این که خارج از مرزهای کشور جرم تروریستی رخ دهد؛ اما با استناد به قوانین جزایی ملّی قابل مجازات باشد، صلاحیت را تعیین نموده است (مادۀ شش کنوانسیون سازمان وحدت آفریقا دربارۀ پیشگیری و مبارزه با تروریسم، مصوب ۱۹۹۹). یا این که عمل تروریستی توسط گروه یا شهروندی از آن دولت ارتکاب یافته باشد. درجای دیگر این کنوانسیون مواردی را برای دولتهای عضو به منظور صالح دانستن دولت رسیدگی کننده به بزه تروریستی تعیین نموده و بیان میدارد: جرم علیه ملّت یا دولت ارتکاب یابد، جرم تروریستی علیه دولت یا تأسیسات دولتی خارج کشور مانند سفارت رخ دهد، جرم به وسیلۀ ساکنان ان دولت ارتکاب یابد، جرم تروریستی علیه تأسیسات هواپیمایی برون مرزی که به وسیلۀ آن دولت اداره میشود، اتفاق بیفتد، جرم علیه قسمتهای امنیتی دولت ارتکاب یابد. مسئلۀ صلاحیت در خصوص جرایم رایانهای به خصوص تروریسم سایبری در موقعی که ویروسی انتشار مییابد به مراتب مشکلتر است که قواعد صلاحیت را اعمال نمود زیرا در هر ثانیه ویروسهای رایانهای در سرتاسر جهان، در حال انتشار در سیستمهای رایانهای و مخابراتی هستند. ۲-۲-۱-۱۴- کنوانسیون عربی مقابله با تروریسم کنوانسیون عربی مقابله با تروریسم، یکی از اسناد منطقهای است که توسط وزیران و دادگستری کشورهای عربی در آوریل ۱۹۹۸ تصویب گردید (کدخدایی و ساعد، ۱۳۹۰: ۳۹۰). در این کنوانسیون هرگونه جرم یا شروع به جرمی که به قصد اجرای یک هدف تروریستی در هر یک از کشورهای هم پیمان یا علیه هر یک از اتباع یا مصالح آن دولتها که طبق قوانین داخلی آنها موجب پیگرد یا کیفر باشد، ارتکاب گردد، مشمول عنوان تروریسم دانسته شده است (مادۀ یک کنوانسیون عربی مقابله با تروریسم، مصوب ۱۹۹۸). این سند همانند برخی دیگر از اسناد مبارزه با تروریسم، به مصادیق تروریسم اشارهای نداشته بلکه؛ مجموعه افعالی را بر شمرده که بر اساس مفاد این کنوانسیون، تروریستی محسوب میشوند. از عام بودن حوزۀ ارتکاب مفاد این کنوانسیون، این چنین استدلال میشود که در صورتی عملی تروریستی از طریق رایانه ارتکاب یابد و منجر به اختلال یا تخریب تأسیسات رایانهای و مخابراتی شود، بر اساس این کنوانسیون قابل پیگرد است؛ هر چند به طور صریح به این بزه اشاره نشده است. بنابراین میتوان گفت که این کنوانسیون نیز از زمرۀ اسنادی است که دربارۀ پیشگیری کیفری از افعال مرتبط با تروریسم سایبری پرداخته است. ۲-۲-۱-۱۵- توصیه نامهها و کنوانسیون جرایم سایبر شورای اروپا شورای اروپا، مهمترین اقدامات بینالمللی را در زمینۀ شناسایی مصادیق جرایم رایانهای و جلب توجه جامعۀ جهانی نسبت به مسائل مربوط به جرایم رایانهای داشته است. با توجه به این که تروریسم سایبری از مجرای فضای سایبر و با بهره گرفتن از رایانه تحقق مییابد، بررسی اقدامات شورای اروپا در این زمینه، ضروری به نظر میرسد. این شورا با تشکیل یک کمیتۀ تخصصی در سال ۱۹۸۵ موضوع جرم رایانهای را مورد مطالعه و بررسی قرار داد. کمیتۀ کارشناسان جرم رایانهای، کار خود را در ۱۹۸۵ شروع و در ۱۹۸۹ یک توصیه نامه و یک گزارش به کمیتۀ اروپایی مسائل ناشی از جرم ارائه کرد. کمیتۀ اخیر نیز پس از تصویب، آن را به کمیتۀ وزرای شورای اروپا فرستاد و در سپتامبر ۱۹۸۹ به عنوان یک توصیه نامه تحت عنوان ۹(۸۹)R مورد تصویب نهایی قرار گرفت. این توصیه نامه، فهرست رفتارهای مجرمانۀ پیشنهادی سازمان همکاری اقتصادی و توسعه را گسترش داد تا موضوعهای راجع به حمایت از حریم خصوصی، شناسایی بزهدیدگان، پیشگیری، بازرسی و توقیف بینالمللی بانکهای داده و همکاری بینالمللی در زمینۀ تحقیق و پیگرد جرمهای بینالمللی را در بر گیرد (جلالی فراهانی، ۱۳۸۹: ۱۲). علاوه بر این توصیه نامه، توصیه نامههای دیگری از جمله توصیه نامۀ ۱۰(۸۵) در زمینۀ اجرای کاربردی کنوانسیون اروپایی در خصوص همکاریهای دوجانبه در موضوعات کیفری، توصیه نامۀ ۲ (۸۸) در مورد سرقت حق نشر و حق هم جواری، توصیه نامۀ ۱۵(۸۷) نحوۀ بهکارگیری دادههای شخصی در ادارات پلیس، توصیه نامۀ ۴ (۹۵) در مورد حمایت از دادههای شخصی، توصیه نامۀ ۱۳(۹۵)R در زمینۀ آیین دادرسی جرایم فناوری اطلاعات در سال ۱۹۹۵، توسط این شورا تصویب شد که به موضوعهای شکلی مربوط به آیین دادرسی، از قبیل بازرسی و توقیف، نظارت فنّی، تعهدات مربوط به همکاری با مقامهای تحقیق، دلایل الکترونیکی و استفاده از رمزگذاری پرداخته است (جلالی فراهانی، ۱۳۸۹: ۱۸-۱۷). تلاش دیگر شورای اروپا در زمینۀ مقابله با چالشهای جدید جرایم رایانهای، تشکیل کمیتۀ کارشناسان جرم فضای سایبری در سال ۱۹۹۷ است. این کمیته با دعوت کشورهای کانادا، ژاپن، افریقای جنوبی و ایالات متحدۀ امریکا پیشنویس کنوانسیون جرائم سایبر و گزارش توجیهی آن را در سال ۲۰۰۰ تهیه نمود. سرانجام پس از چند سال کوشش فشرده، کنوانسیون جرایم سایبر در سال ۲۰۰۱ در یک کنفرانس بینالمللی که با شرکت کشورهای عضو شورای اروپا و چهار کشور دیگر (آمریکا، ژاپن، آفریقای جنوبی و کانادا) تشکیل گردید، به تصویب رسید و به کاملترین سند بینالمللی در مورد جرائم رایانهای تبدیل شد. کنوانسیون مذکور سه تعهد ضروری را بر دولتهای عضو تحمیل میکند که عبارت اند از: ۱- “جرمانگاری برخی رفتارهای مرتبط با سیستمهای رایانهای. ۲- وضع آیین دادرسی برای تحقیق و تضمین دسترس پذیری آنها برای مجریان قانون داخلی برای تحقیق دربارۀ جرایم سایبری. ۳- ایجاد یک نظام همکاری بینالمللی گسترده” (جلالی فراهانی، ۱۳۸۹: ۱۴). کنوانسیون جرایم سایبر و پروتکل الحاقی آن، همانند دیگر اسناد بینالمللی به صراحت به پیشگیری از بزهدیدگان تروریسم سایبری نپرداخته است و ماهیت و محتوای این کنوانسیون، جرایم عادی رایانهای است و نمیتواند الگوی مناسبی برای مبارزه با تروریسم باشد. فصل دوم این کنوانسیون در خصوص مسائل کیفری مربوط به جرایم رایانهای در قالب حقوق جزای ماهوی، حقوق شکلی و صلاحیت پرداخته و تدابیری را که باید در سطح ملّی توسط کشورهای اتخاذ شود را مورد اشاره قرار داده است. مواد دو الی ۱۳ این کنوانسیون به حقوق جزای ماهوی اختصاص یافته که دستهای خاص از جرایمی را که افعال تشکیل دهندۀ تروریسم سایبری را تشکیل میدهند اشاره نموده که شامل: مختل کردن دادهها، مختل کردن سیستمها، سوءاستفاده از دستگاهها است. این فصل از کنوانسیون با هدف ارتقای ابزارهای پیشگیرانه از جرایم مندرج در این سند، در سطح ملّی و بینالمللی تدوین شده است. در خصوص ضمانت اجراها و تدابیر اتخاذ شده، این کنوانسیون بیان میدارد: «هر یک از اعضاء باید به گونهای وضع قوانین و سایر تدابیر کنند که در صورت لزوم اطمینان دهند جرایم مندرج مصوب در مواد دو الی ۱۱ از مجازاتهای مؤثر، بازدارنده و مناسب، که شامل مجازاتهای سالب آزادی میشود، برخوردارند» (مادۀ ۱۳کنوانسیون جرایم سایبر و پروتکل الحاقی آن، مصوب ۲۰۰۱). در ادامه همین ماده به مسئول شناختن اشخاص حقوقی پرداخته که مرتکب جرایم مذکور در این کنوانسیون میشوند و انواع ضمانت اجراهای کیفری و غیر کیفری را که مؤثر، بازدارنده و مناسب، از قبیل جزای نقدی برای این دسته از مرتکبان باشند را مقرر و همچنین تعیین سایر ضمانت اجراهای تشدیدی را از قبیل صدور قرار منع یا غرامت را برای اعضاء اختیاری کرده است. در مورد مقررات شکلی، مواد ۱۴ الی ۲۱ به این امر اختصاص داده شده است و در موارد مختلف به مسائل مربوط به تحقیق و رسیدگیهای کیفری پرداخته است و به اعضاء پیشنهاد داده که قوانین و رویههایی را در خصوص مواردی از قبیل: جرایمی که بر اساس مواد دو الی ۱۱ این کنوانسیون به تصویب رسیدهاند، سایر جرایمی که به وسیلۀ سیستمهای رایانهای ارتکاب مییابند، جمع آوری ادلههای الکترونیکی مرتبط با جرایم، اعمال کنند. موادی دیگر از این سند به تدابیر حفاظتی از دادههایی میپردازند که به وسیلۀ سیستمهای رایانهای ذخیره میشوند (مواد ۱۶ و ۱۷ کنوانسیون جرایم سایبر و پروتکل الحاقی آن، مصوب ۲۰۰۱). مقرراتی دیگر از این کنوانسیون، به تفتیش و توقیف دادههای رایانهای ذخیره شدۀ مربوط است که شامل: تفتیش یا دسترسی مشابه به تمام یا بخشی از یک سیستم و دادههای رایانهای ذخیره شده و رسانۀ ذخیره ساز دادهها است. هدف از وضع چنین مقرراتی، روزآمد کردن قوانین داخلی کشورها در رسیدگیهای کیفری است (مادۀ ۱۹ کنوانسیون جرایم سایبر و پروتکل الحاقی آن، مصوب ۲۰۰۱). در خصوص دیگر مقررات شکلی، این سند به شنود زندۀ محتوای ارتباطات تبادل شده بین سیستمهای رایانهای و جمع آوری زندۀ داده ترافیک میپردازد (مواد ۲۰ و ۲۱ کنوانسیون جرایم سایبر و پروتکل الحاقی آن، مصوب ۲۰۰۱). صلاحیت به عنوان آخرین بخش از فصل دوم این کنوانسیون مورد بررسی قرار گرفته و مجموعهای از شاخصها را برای اعضاء به منظور تعیین صلاحیت جرایم مندرج در مواد دو الی ۱۱ پیشبینی نموده است. در این راستا کنوانسیون مذکور به عین بیان میدارد: «هر یک از اعضاء باید به گونهای اقدام به وضع قوانین و سایر تدابیر کنند که در صورت لزوم، صلاحیت رسیدگی به جرایم مندرج در مواد دو الی ۱۱ این کنوانسیون را داشته باشند: الف) جرم در قلمروش ارتکاب یابد، ب) جرم در کشتیاش ارتکاب یابد که پرچم آن کشور برافراشته است، یا پ) جرم در هواپیمایی ارتکاب یابد که مطابق مقررات آن عضو ثبت شده است، ت) درجایی که جرم مورد نظر مطابق قوانین جزایی قابل مجازات شناخته شده، توسط تبعهاش ارتکاب یافته یا جرم در خارج از قلمرو سرزمینی کشورها ارتکاب مییابد» (مواد ۲۰ و ۲۱ کنوانسیون جرایم سایبر و پروتکل الحاقی آن، مصوب ۲۰۰۱). در لابه لای برخی مقررات این کنوانسیون، میتوان به پیشگیری کیفری و به طور کلی مسائلی که جنبۀ بازدارندگی برای مرتکبان داشته باشد، اشاره نمود. در این سند به چهار گروه از جرایم رایانهای پرداخته شده است که با تطبیق برخی جرایم آن میتوان به جرمانگاری برخی جرایم شبیه به تروریسم سایبری و پیشگیری کیفری از بزهدیدگان این بزه پرداخت. از جمله این جرایم میتوان به دسته بندی اول این کنوانسیون تحت عنوان جرایم علیه محرمانگی، تمامیت و در دسترس بودن دادهها و سیستمهای رایانهای، اشاره نمود که به پنج دسته جرایم زیر تقسیم میشوند:
-
- “دستیابی عمدی و من غیر حق به سیستمهای رایانهای.
شنود عمدی و من غیر حق در دادههای رایانهای. ایجاد اختلال عمدی و من غیر حق در دادههای رایانهای. ایجاد اختلال عمدی و من غیر حق در سیستمهای رایانهای. سوءاستفاده از وسایل، رمز عبور، کد دستیابی یا دادهها یا برنامههای رایانهای” (جلالی فراهانی، ۱۳۸۹: ۳۴-۲۶). با توجه به طبقه بندی صورت گرفته در این کنوانسیون، با برخی از جرایم در این سند مواجه میشویم که رکن مادی تروریسم سایبری را تشکیل میدهند. ایجاد اختلال در داده یا سیستمهای رایانهای و دستیابی غیرمجاز، رکن اصلی عملیّات تروریستی سایبری علیه زیرساختهای اطلاعاتی کشور را تشکیل میدهند. بنابراین در این کنوانسیون، از دادههای رایانهای، سیستمهای رایانهای و وسایل رایانهای که به طور عمده در تروریسم سایبری مورد تهاجم و تعرض قرار میگیرند، حمایت کیفری صورت گرفته است. کنوانسیون جرایم سایبر، توصیههایی را به اعضاء و دولتها به منظور تمهید سازوکارهای ویژه برای پیشگیری از این پدیدۀ خطرناک صادر نموده است. از جمله این کنوانسیون در مورد اختلال در دادهها اعلام میدارد: «هر یک از اعضا باید به گونهای اقدام به وضع قوانین و دیگر تدابیر کنند که در صورت لزوم بر اساس حقوق داخلی خود، هر نوع صدمه زدن، پاک کردن، خراب کردن، تغییر یا قطع دادههای رایانهای را که به طور عمدی و بدون حق انجام میشود جرمانگاری کنند. اعضا میتوانند حق جرمانگاری افعال مندرج در بند یک را درجایی که صدمۀ شدیدی وارد شده اعمال کنند» (مادۀ چهار کنوانسیون جرایم سایبر، مصوب ۲۰۰۱). این کنوانسیون به عنوان جامعترین سند در خصوص جرایم سایبری، تدابیر پیشگیرانۀ گستردهای را به نسبت دیگر اسناد بینالمللی اتخاذ نموده اما متأسفانه از ضمانت اجرای کافی برخوردار نیست. در خصوص جرمانگاری تروریسم سایبری نیز، ضرورت دارد که این عنوان مجرمانه به طور صریح مورد جرمانگاری قرار گیرد و همکاریهای فراگیری برای مقابله و پیشگیری از این بزه اتخاذ شود. ۲-۲-۱-۱۶- کنوانسیون سازمان کشورهای آمریکایی راجع به پیشگیری و مجازات اعمال تروریستی کنوانسیون منطقهای سازمان کشورهای آمریکایی، در تاریخ دو فوریۀ ۱۹۷۱ توسط ۳۵ عضو این سازمان در واشنگتن تصویب گردید (جلالی، ۱۳۸۴: ۵۶). بر اساس قواعد این کنوانسیون، دولتهای متعاهد پذیرفتهاند که اقدامات مؤثر را بر اساس حقوق داخلی خود در مقابله با تروریسم و به کیفر رساندن افرادی که دست به اقدامات تروریستی میزنند، با همکاری یکدیگر اقدام نمایند. کنوانسیون مزبور مقرر میدارد: “هر یک از دولتهای عضو مکلف هستند نسبت به جرایمی که حقوق عامۀ مردم را مورد تعرض قرار میدهند و خصیصۀ بینالمللی داشته باشند و شامل جرایمی از قبیل: ناامنی، آدم ربایی و قتل بشوند، حمایتهای خود را بر اساس حقوق بینالمللی از اشخاص بزهدیده به عمل آورند” (مادۀ دو کنوانسیون پیشگیری و سرکوب اعمال تروریستی سازمان کشورهای آمریکایی، مصوب ۱۹۷۱). کنوانسیون سازمان کشورهای آمریکایی، همانند دیگر اسناد منطقهای یا بینالمللی، به طور صریح و روشن به پیشگیری از جرایم رایانهای، به خصوص تروریسم سایبری اشارهای ننموده است؛ بلکه با عناوین کلی سعی داشته جرایمی را که منجر به تضییع حقوق عامۀ مردم میشود و بازتاب بینالمللی داشته باشد را مورد توجه قرار دهد. بنابراین به نظر میرسد جرایمی مانند تروریسم سایبری که اغلب دارای خصیصۀ فراملّی هستند و منجر به تعرض مستقیم و غیر مستقیم حقوق شهروندان میشود، بر اساس این سند منطقهای قابل پیگرد باشد. ۲-۲-۱-۱۷- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبری و تلاشهای ملّی برای حفاظت از زیرساختهای اطلاعاتی حساس[۶۲] مجمع عمومی در طی این قطعنامه به شمارۀ ۲۱۱/۶۴ که در مارس سال ۲۰۱۰ به تصویب رسیده است، به تشویق کشورهای عضو و سازمانهای بینالمللی و منطقهای در شناخت شکافها در دسترسی و استفاده از فن آوری اطلاعات و به اشتراک گذاشتن سازوکارهای امنیتی و دیگر اقدامات لازم برای ایمن کردن فضای سایبر، همکاری در مبارزه با سوءاستفادۀ جنایتکارانه از فن آوری اطلاعات اشاره می کند. از دیگر مواضع اتخاذ شده توسط این قطعنامه، ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبری، اتخاذ تدابیر پیشگیرانه توسط دولتها به منظور پاسخ مناسب به تهدیداتِ علیه زیرساختهای اطلاعاتی است. اصول فوق، از عمدهترین نکات امنیتی در جهت پیشگیری از بزهدیدگان تروریسم سایبری است که در این قطعنامه مورد اشاره قرارگرفته است (http://www.un.org/ga/search/view_doc.asp?symbol =A/RES/64/211&Lang=E, retrieved at:12/10/ 2012) ۲-۲-۱-۱۸- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی در رابطه با امنیت سایبر یکی دیگر از تلاشهای مجمع عمومی سازمان ملل متحد به منظور ایمن سازی فضای سایبر، تصویب قطعنامۀ «ایجاد فرهنگ جهانی در رابطه با امنیت سایبر»[۶۳] به شمارۀ ۲۳۹/۵۷ در ژانویۀ سال ۲۰۰۳ است. از جمله اصول مورد بحث در رابطه با امنیت فضای سایبر در این قطعنامه، عبارت اند از: افزایش امنیت سایبری به وسیلۀ مشارکت کشورها در جامعۀ اطلاعاتی، با اقداماتی نظیر گنجاندن مواد قانونی در رابطه با امنیت فضای سایبر، آگاهی دولتها و سازمانهای تجاری و کاربران از خطرهای مربوط به امنیت سایبری و اتخاذ اقدامات پیشگیرانه در مبارزه با آنها، مشارکت در ایمن نمودن سیستمهای اطلاعاتی و شبکهای، واکنش سریع مشارکت کنندگان در پیشگیری، شناسایی و پاسخ به حوادث امنیتی و اشتراک گذاری اطلاعات در مورد تهدیدات و نفوذپذیریهای جدید به اعضاء و مواردی از این قبیل، از جمله مواردی هستند که در این قطعنامه مورد توجه ویژهایی قرار گرفتهاند (See: UN Resolution/57/239, 2003). ۲-۲-۱-۱۹- قطعنامۀ مبارزه با سوءاستفادۀ جنایتکارانه از فناوری اطلاعات[۶۴] این قطعنامه به شمارۀ ۶۳/۵۵، یکی از تلاشهای مجمع عمومی سازمان ملل متحد در زمینۀ توجه به مسائل کیفری مربوط به فناوری اطلاعات است که در دسامبر سال ۲۰۰۰ تصویب شد. قطعنامۀ دیگری نیز با همین عنوان در سال ۲۰۰۱ توسط مجمع عمومی به شمارۀ ۱۲۱/۵۶، در ژانویۀ سال ۲۰۰۲ تصویب شده است. مجمع عمومی در این دو قطعنامه، به ابراز نگرانی از پیشرفت تکنولوژیهای جدید که به موازات آن فعالیتهای مجرمانه جدید را به وجود آوردهاند و سوءاستفادۀ بزهکارانی که از فناوریهای اطلاعاتی، برای ارتکاب اعمال مجرمانه استفاده میکنند، پرداخته است. این دو قطعنامه به طور مشابه موضوعاتی را مورد بحث قرار دادهاند که در ذیل به آنها اشاره میگردد: ایمن سازی فضای سایبر و مقابله با تهدیدات آن از جمله تروریسم سایبری، افزایش همکاری بین بخش خصوصی و دولتی برای مقابله با سوءاستفادۀ جنایتکارانه از فناوری اطلاعات، همکاری و هماهنگی میان دستگاههای دولتی برای مقابله با تهدیدات مذکور، دعوت به همکاری دولتهای عضو برای شرکت در کنفرانسهای سازمان ملل متحد درباره پیشگیری از بزههای مرتبط با فناوری اطلاعات و مواردی از این قبیل تأکید شده است (See: UN Resolution 56/121, 2001). همچنین لزوم اتخاذ تدابیری به منظور پیشگیری از موضوعات کیفری مربوط به فناوری اطلاعات، همکاری و هماهنگی در تحقیق و تعقیب بزهکاران بزههای مذکور، تبادل اطلاعات در رابطه با مشکلات مربوط با جرایم سایبری، لزوم آموزش و یادگیری قانونگذاران در رابطه با چالشهای نوین فناوری اطلاعات، تأکید بر حمایت نظامهای حقوقی از محرمانه بودن و تمامیت دادهها و سیستمهای رایانهای از اختلال و دسترسی غیرمجاز، آگاهی عموم مردم در زمینۀ پیشگیری و مبارزه با بزههای مذکور و موضوعاتی از این قبیل، از جمله موضوعات مهمی است که در این دو قطعنامه مورد توجه قرار گرفته است. هرچند این قطعنامهها در مورد بزهدیدگان تروریسم سایبری عنوانی به میان نیاوردهاند؛ اما نکات ارائه شده در این قطعنامهها، به صورتی است که مفاد آن مشمول تروریسم سایبری و حمایت کیفری از برخی بزهدیدگان آن یعنی (دادهها و سیستمهای رایانهای) خواهد شد. ۲-۲-۱-۲۰- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبر و حمایت از زیرساختهای اطلاعاتی حساس[۶۵] قطعنامۀ فوق به شمارۀ ۱۹۹/۵۸، در ژانویۀ سال ۲۰۰۴ توسط مجمع عمومی به تصویب رسید. این قطعنامه حفاظت از زیرساختهای اطلاعاتی حساس را به عنوان عمدهترین بزهدیدۀ تروریسم سایبری مورد توجه قرار داده و مباحثی مختلفی را مورد بحث قرار داده است که عبارت اند از: محافظت مؤثر از زیرساختهای حیاتی شامل، شناسایی تهدیدات و کاهش آسیب پذیری از زیرساختهای اطلاعاتی حساس، به حداقل رساندن خسارات و مدت زمان بهبودی آسیب و حمله و همچنین شناسایی منبع حمله، توجه به اقدامات سازمانهای منطقهای و بینالمللی در بالا بردن امنیت زیرساختهای اطلاعاتی حساس، تلاش برای حفاظت از زیرساختهای حساس با توجه به قوانین داخلی و ملّی با رعایت حفظ حریم خصوصی، دعوت کشورهای عضو به توسعۀ استراتژیهای خود برای کاهش خطرات زیرساختهای اطلاعاتی حساس با توجه به قوانین و مقررات ملّی، حفاظت از زیرساختهای اطلاعاتی حساس از طریق تسهیل انتقال اطلاعات و ظرفیت سازی به ویژه در کشورهای در حال توسعه، استقرار شبکۀ اضطراری در مورد آسیب پذیری و حوادث سایبری، ایجاد و استقرار شبکههای ارتباطی بحران و آزمایش آنها به منظور اطمینان از ایمن بودن تأسیسات، تسهیل ردیابی حملات در زیرساختهای اطلاعاتی حساس، آموزش و تهیۀ پرسنل آموزش دیده برای ردیابی و تعقیب بزهکاران در داخل و خارج کشور، ارتقاء سطح پژوهشهای ملّی و بینالمللی و توسعۀ استفاده از فنآوریهای امنیتی که مطابق با استانداردهای بینالمللی باشد.(UN Resolution, 58/199, 2004) ۲-۲-۲- اقدامات پیشگیرانۀ غیر کیفری در اسناد بینالمللی و منطقهای همان طور که در ابتدای بحث به آن پرداخته شد، کنوانسیون خاصی که به طور بارز به تروریسم سایبری و پیشگیری از آن پرداخته شده باشد، بر خلاف برخی جرایم تروریستی مانند تروریسم هستهای وجود ندارد. با توجه به این که پیشگیری اجتماعی از طریق آموزش و اطلاع رسانی و پیشگیری وضعی به وسیلۀ راهکارهایی از قبیل: افزایش خطرات قابل پیش بینی ارتکاب جرم، افزایش زحمات ارتکاب جرم و کاهش سود و منافع حاصل از ارتکاب جرم، در صدد کاهش آمار بزهکاری و به تبع بزهدیدگی است، بنابراین در خصوص اقدامات پیشگیرانه، به منظور پیشگیری از بزهدیدگی اشخاص، باید به اسناد و اقدامات سازمانهایی اشاره کنیم که به طور عام به مسئلۀ پیشگیری از جرایم فضای سایبر، اقدامات تروریستی مرتبط و اقدامات عملی در جهت کاهش تهدیدات فضای سایبر پرداخته اند. از جمله اسناد بینالمللی در این رابطه، میتوان به اقدامات سازمان ملل متحد اشاره نمود که در حوزۀ تروریسم سایبر با تصویب و صدور کنوانسیونها و توصیهنامههای متعدد، اقدامات چشمگیری را به منظور مقابله با تهدیدات سایبری از جمله تروریسم سایبری انجام داده است. در این راستا نهادها و سازمانهای بینالمللی و منطقهای نیز اقدام به صدور قطعنامهها، توصیه نامهها و اقدامات پیشگیرانه و مقابلهای در زمینۀ محافظت از بزهدیدگان بالقوۀ جرایم سایبری، از جمله زیرساختهای اطلاعاتی، دادهها و سیستمهای رایانهای نمودهاند که به طور کلی مشمول اقدامات پیشگیرانۀ کیفری میشود. به عبارتی دیگر، ممکن است در برخی از اسناد و سازمانهای مذکور به اقدامات کیفری نیز اشارهای کوتاهی شده باشد. در این راستا به اقدامات انجام گرفته در حوزۀ پیشگیری غیر کیفری در اسناد بینالمللی و منطقهای اشاره میگردد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اقلام غیرعادیباشد.درطولسهدههاخیربحثکیفیتسودموردتوجهخاصپژوهشگرانقرارگرفتهوتلاشبراینبودهاستکهبادستیافتنبهیکروشمنطقیومعتبر،کیفیتسودموردارزیابیقرارگرفتهوعوامل تاثیرگذاربرآنشناساییشود (دسایوهمکاران، ۲۰۰۹)[۵۹].کیفیتسودزمانیمطرحمیشودکهتحلیلگرانمالیتعیینکنندتاچهمیزانسودگزارششدهمنعکسکنندهسودواقعیاست. برداشتعمومسرمایهگذارانازمفهومسودواقعیسودحاصلازعملیاتعادیاستکهقابلتکراردرسالهایمالیآیندهوایجادکنندهجریانهاینقدیاست. مفهومکیفیتسودبهدوویژگیسودمندیدرتصمیمگیریوارتباطبینکیفیتسودوسوداقتصادیاشارهمیکند.
 ۲-۴-۱-ظهورنظریهکیفیتسود سودیکیازاساسیترینعناصرصورتهایمالیاستکههموارهموردتوجهقرارگرفتهاستوازآنبهعنوانمعیاریبرایارزیابیتداومفعالیتکارآییوبازنگریساختارقراردادهاینمایندگانواحداقتصادییادمی شود.شواهدنشاندادهاستکهسودحسابداریشاخصخوبیبرایبازدههایسهاموپیشبینیجریانهاینقدیآیندهاست.امابهدلیلاستفادهازمحدودیتهایمحافظهکاریواهمیتدرتعیینسودحسابداریبرخیازتحلیلگرانبهایننتیجهرسیدندکهسوداقتصادینسبتبهسودحسابداریشاخصبهتریبرایپیشبینیجریانهاینقدیآیندهاست. سوداقتصادینیزاولینبارتوسطآداماسمیتتعریفشدوسپساینتعریفتوسطهیکس[۶۰](۱۹۳۹) بسطدادهشد. اوسودرامبلغیتعریفکردکهشخصمیتواندطییکدورهمصرفکندودرآخردورهدارایهمانرفاهیباشدکهدراولدورهداشتهاست.سودگزارششدهقدرتسودراآنچنانکهدرذهنمجسممیشودنشاننمیدهد. آناندریافتندکهپیشبینیسودهایآیندهبرمبناینتایجگزارششدهکارمشکلیاست. علاوه براینتحلیلگرانفهمیدندکهتجزیهوتحلیلصورتهایمالیشرکتهابهدلیلنقاطضعفمتعدددراندازهگیریاطلاعاتحسابداریکارمشکلیمیباشد. سوالاساسیایناستکهچراتحلیلگرانمالیدرارزیابیخودازسودخالصگزارششدهویاسودهرسهمشرکت (بدونتعدیل )استفادهنمیکنندوجانباحتیاطرارعایتمینمایند. پاسخایناستکهدرتعیینارزششرکتنهتنهابهکمیتسودبلکهبایدبهکیفیتآننیزتوجهشود. منظورازکیفیتسودزمینهبالقوهیرشدسودومیزاناحتمالتحققسودهایآتیاست. بهبیاندیگرارزشیکسهمتنهابهسودهرسهمسالجاریشرکتبستگینداردبلکهبهانتظارازآیندهشرکتوقدرتسودآوریسالهایآیندهوضریباطمیناننسبتبهآنبستگیدارد.عناصرکیفیتسودازارقامسودازطریقانتخابهایمدیرانوحسابدارانبیناصولپذیرفتهشدهحسابداریوقضاوتهایشخصیمدیراندرموردرویههایبهکارگرفتهشدهبرایثبتاطلاعاتحسابداریتحتتاثیرقرارمیگیرد. گاهیاوقاتمدیریتبنگاهاقتصادیازانتخابهایحسابداریبرایدستکاریسودهاوگمراهکردنکاربرانبهرهمیگیرد. افزونبراینمدیرانممکناستعناصرسودهارابرایبهترازواقعنشاندادنوضعیتبنگاهاقتصادیدستکاریکنندوبااینکارکیفیتسودگزارششدهرابهحداقلمیرسانند.زیراکسانیکهبرایتصمیمگیریهایخودبهسودهایمزبوراتکامیکننددچاراشتباهشدهوتحلیلگرانمالینیزنمیتوانندپیشبینیصحیحیازتوانسودآوریبنگاهاقتصادیدرآیندهانجامدهند. سیگال[۶۱] (۱۹۷۹) معتقداست:ارقامسودبایدصداقت،قابلیتاطمینانوقابلیتپیشبینیداشتهباشند. صداقتیعنیبایدبهدورازهرگونهپیشداوریودستکاریبرنامهریزیشدهبرایمطلوبنشان دادنوضعیتبنگاهاقتصادیباشدوقابلیتاطمیناننیزیعنیاینکهارقامسودهایگزارششدهبایدارزیابی درستیازقدرتسودآوریشرکتارایهدهندونیزبتوانازطریقآنهاروندسودآوریآیندهراپیشبینینمود. کیفیتسودرامیتوانبه پایداریسودوسودمنعکسکنندهیمعاملاتاقتصادیمربوط،تقسیمکرد. پایداریسودبهمعنیتکرارپذیری (استمرار) سودجاریاست. هرچهپایداریسودبیشترباشدیعنیشرکتتوانبیشتریبرایحفظسودهایجاریداردوفرضمیشودکیفیتسودشرکتنیزبالاتراست. همچنینهرچهسودحسابداریکهگزارشمیشودمنعکسکنندهیمعاملاتواقعیاقتصادیموجودباشدبههماناندازهکیفیتسودنیزافزایشمییابد ( مکنیچالس، ۲۰۰۲)[۶۲] ۲-۴-۲-روشهایارزیابیکیفیتسود بهطورکلیچهارروشبرایارزیابیکیفیتسودبهشرحزیرمطرحاست: ۱)روشمبتنیبرمربوطبودنباارزشسهام:دراینروشارتباطبینمقادیرمختلفسودوقیمتسهام (بازار) بهکمکرگرسیوناندازهگیریمیشود. هرچهمیزانضریبهمبستگیتعدیلشدهبیشترباشدسودمتغیرمرتبطترباارزش سهاماست(بارس وهمکاران۲۰۰۱[۶۳]). ۲)روش مبتنی برمحتوای اطلاعاتی :در این روش ارتباط بین تغییرات قیمت یابازده سهام باسطوحیاتغییراتغیرمنتظرهیمقادیرمختلفسودبهکمکرگرسیوناندازهگیریمیشود. هرچهمیزانضریبهمبستگی تعدیلشدهبهیکنزدیکترباشدنشاندهندهیباراطلاعاتیبیشتریاست(بارس وهمکاران۲۰۰۱)[۶۴] ۳)روشمبتنیبرتواناییپیشبینی: دراینروشمهمآناستکهمقادیرگذشتهسودبتواندمقادیرآیندهراپیشبینیکند.هرچهمیزانقدرمطلقمیانگینخطایپیشبینیکمترباشدآنمقدارتواناییپیشبینیبیشتریدارد. ۴)روش مبتنی برسود اقتصادی: دراینروشبیشترمعیارهایمبتنیبرپیشبینیهزینهیسرمایهمدنظرقرارمیگیرد. استنباطایناستکهاینارقامکیفیتبالاترینسبتبهسودحسابداریدارند. معیارارزشافزودهاقتصادیازجملهمعیارهاییاستکهبراینروشاتکادارد (کارنلولاندسمن[۶۵]۲۰۰۳) ۲-۵-کیفیت اطلاعات مالی واقلام تعهدی اختیاری (مدیریت سود) اقلامتعهدیرامیتوانبهاجزایاختیاریوغیراختیاریتفکیککرداجزایاختیاریاقلامتعهدیعبارتنداز: اقلامتعهدیاستکهمدیریتمیتواندکنترلهاییرویآنهااعمالکند. اجزایغیراختیاریاقلامتعهدی : عبارتندازاقلامتعهدیاستکهمدیریتنمیتواندکنترلهاییرویآنهااعمالنماید. عواملتاثیرگذاربراقلامتعهدیحسابداریدرکشورهایگوناگونعبارتنداز: نسبتبدهیبهسرمایه۲-اندازهشرکت۳-پاداش۱- باافزایشنسبتبدهیبهسرمایه،مدیریتسودمثبتبیشترخواهدشد.بابزرگشدناندازهشرکتنیزمدیریتسودمثبتبیشترخواهدشدوباافزایشنرخموثرمالیاتمدیریتسودمنفیبیشترخواهدشد. ۲-۵-۱-نقشواهمیتاقلامتعهدی: یکیازنقشهایمهماقلامتعهدیانتقالیاتعدیلشناساییجریانهاینقدیدرطولزمانمیباشد .بهطوریکهاعدادتعدیلشدهبهترعملکردشرکتراارزیابیکنداقلامتعهدیاغلببراساسمفروضاتوبرآوردهامیباشندکهاگراشتباهباشندبایددرسودواقلامتعهدیآیندهتصحیحشوند. بنابراینکیفیتاقلامتعهدیوکیفیتسوددرهنگاممواجهباخطایبرآوردکاهشمییابد .بعنواننمونهازدیدگاهپالپو[۶۶]خطایبرآوردبهعنوانعاملیاستکهکیفیتحسابداریراکاهشمیدهد.اواعتقادداردصحتودرستیودقتبرآوردبهویژگیهایشرکتازقبیلپیچیدگیمعاملاتوتواناییپیشبینیمحیطشرکتبستگیدارد . اقلامتعهدیموجبتغییریاتعدیلدرشناساییجریانهاینقدیدرطولزمانمیشوندوبنابرایناقلامتعدیلشده (سود ) عملکردشرکترابهترارزیابیمیکنند. اعتقادبرایناستکهخطاهایبرآورداقلامتعهدیواصلاحاتبعدیآنهانوعیپارازیتتلقیومنجربهکاهشسودمندیاقلامتعهدیمیشوند(چن [۶۷]وهمکاران ،۲۰۱۲) اقلامتعهدیتفاوتبینسودحسابداریوجریانوجوهنقدحاصلازعملیاترابیانمیکنند(هیلی ۱۹۸۵)[۶۸] اقلامتعهدیاختیاریاقلامیاستکهمدیریتبرآنهاکنترلداردومیتواندآنهارابهتاخیراندازدویاحذفکندویاثبتوشناساییآنهاراتسریعکند. ازآنجاییکهاقلامتعهدیاختیاریدراختیاروقابلاعمالنظرتوسطمدیریتاستازتعهدیهایاختیاریبهعنوانشاخصیدرکشفمدیریتسوداستفادهمیشود.درفرایندگزارشگریمالیبنگاههایاقتصادی،مدیرانمیتوانندبااستفادهازاقلامتعهدیاختیاری،مدیریتسودرااعمالکنند(مشایخیودیگران ۱۳۸۴).فرایند اندازه گیری سود و نتیجه آن نقش مهمی در ادارهی شرکت دارد و معمولاً کاربران صورتهای مالی اهمیت زیادی برای آن قائلند. از آنجا که محاسبهی سود بنگاه اقتصادی متأثر از روش های برآوردی حسابداری است و تهیه صورتهای مالی به عهده مدیریت واحد تجاری است، ممکن است بنا به دلایل مختلف، مدیریت اقدام به مدیریت سود نماید (ولی زاده لاریجانی، ۱۳۸۷). اقلامتعهدیاختیاریشاملاقلامتعهدیاختیاریکوتاهمدتواقلامتعهدیاختیاریبلندمدتمیباشداقلامتعهدیاختیاریکوتاهمدت،اقلامیهستندکهتحتتاثیرحسابهایسرمایهدرگردشبودهوتغییراتدرداراییهاوبدهیهایجاریرامنعکسمیکننداقلامتعهدیاختیاریبلندمدتشاملاستهلاک،ذخایر،تجدیدارزیابیداراییهاوتعدیلاتمربوطبهارزشمنصفانهاوراقبهادارمیباشند. اقلامتعهدی رابیشتربدینصورتتعریفکردهاندکهگویایتفاوتبینسودحسابداریوجزءنقدیآناست.بهبیاندیگرتفاوتمیان،زمانبندیجریانهاینقدیوزمانبندیشناختمعاملاتاست (علیآبادیونوریفرد، ۱۳۸۸).اماتعریفیکهباآنبتوانماهیتاقلامتعهدیراتوصیفکردایناستکهاقلامتعهدیبهمعنیاقلامایجادشدهولیموعدنرسیدههستند (تیموری، ۱۳۸۶). هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی[۶۹] اشاره می کندکهسرمایهگذارانوبستانکارانبهجریانهاینقدآیندهوتواناییشرکتدرتولیدجریانهاینقدمطلوبعلاقهدارند. اینتمایلازعلاقهنسبتبهاطلاعاتدرمورددرآمدنشاتگرفتهاستتابهطورمستقیمدرموردجریانهاینقد. اقلامتعهدیدرواقععملکردشرکترابهترازاطلاعاتمربوطبهدریافتهاوپرداختهاینقدیجاریارائهمیکنند.هیاتتدویناستانداردهایحسابداریمالیدربیانیهمفهومیشماره ۱حسابداریمالیبیانمیکنددادههاییکهاستفادهکنندگانازصورتهایمالیراقادربهپیشبینیجریانهاینقدآیندهمیسازدبرایسرمایهگذارانوبستانکارانمفیداست (اطلاعاتکاربردیفراهممیسازد).هیاتتدویناستانداردهایحسابداریمالی (۱۹۷۸) اشارهمیکندکهگزارشهایمالیبایداطلاعاتموردنیازسرمایهگذارانوبستانکارانرافراهمسازدتابهآنهادرتعیینمبلغ،زمانبندیوقطعیتداشتنجریانهاینقدموردانتظارکمککند.سرمایهگذاران،بستانکارانودیگراستفادهکنندگاننیازبهاطلاعاتیدارندکهآنهارادرانتظارمعقولشاندرموردپیشبینیجریانهاینقدآیندهکمکوریسکناشیازتفاوتزمانومبلغدریافتهاوپیشبینیهارابررسیکند."استرلینگ”[۷۰]سودمندیاطلاعاترابرایطرحریزیسیستمحسابداریپیشکشیداومیگویدکهباتوجهبهتنوعگروههایاستفادهکنندهازاطلاعاتحسابداریوتنوعنیازهایاطلاعاتیآنهاوناممکنبودنارائهتمامیاطلاعاتموردنیازآنهاکاربردمعیارفوقاینامکانرابرایمافراهممیسازدکهبرانواعیازاطلاعاتدرسیستمحسابداریتاکیدکنیمکهاثربخشیآنهادرتامینهدفهایتصمیمگیرندگانبهاثباترسیدهاست(تهرانیوفنیاصل، ۱۳۸۶).اقلامتعهدینقشمهمیرادرفرایندارزشگذاریبازیمیکنند.زیرامشکلاتزمانبندیونبودانطباقنهفتهدرارقاموجهنقدراکاهشمیدهند. امااتکاپذیریومفیدبودناقلامتعهدیموردتردیداست.چراکهمدیرانباتوجهبهذهنیوبرآوردیبودنایناقلامقادرندآنهارادستکاریکنندتاسودگزارششدهراسازگاربااصولپذیرفتهشدهحسابداریومطابقمیلخودتعدیلکنند. ازاینروباوجوداتفاقنظردرموردسودمندیاقلامتعهدیدرپیشبینیهاوتصمیمگیریهامخالفانیدربینصاحبنظرانوجوددارد (عربمازاریزدیوهمکاران، ۱۳۸۵).یکیدیگرازعواملتاثیرگذاردرکاهشکیفیتاقلامتعهدیازنظرخواجویوهمکاران (۱۳۸۹)،تاثیریاستکهمحافظهکاریبرپایداریسودمیگذارد. بهتریننوعمحافظهکاریمقابلههزینههایجاریبادرآمدهایجاریاست. ایندرحالیاستکهمحافظهکاریبهسببشناساییسریعترزیانهاوکاهشارزشداراییهاموجبمیشودبخشیازهزینههایدورههایآیندهبادرآمدهایدورهجاریمقابلهشوند. چنینتطابقمحافظهکارانهاینوسانبیشتریدرسودایجادمیکندوباعثمیشودسودهاناپایدارترشوند.بینمحافظهکاریباپایداریسودارتباطمنفیومعنیداریوجوددارد.اسلون [۷۱]باتوجهبهادبیاتتحلیلصورتهایمالیاستدلالمیکندکهچوناقلامتعهدینسبتبهجریاننقدیبهمیزانزیادیدارایذهنیگراییاستاحتمالبیشتریوجودداردکهتحتتاثیرهدفهایاختیاریمدیرقرارگیردویاشاملاقلامتعهدیغیرعادیباشدکهبهندرتدردورههایعادیتکرارمیشود. اقلامتعهدیدرمقایسهباجریاننقدیتوانپیشبینیکنندگیکمتریدارد. بهطورخلاصهاستدلالاسلونازقدرتپیشبینیکنندگیکمتراقلامتعهدینسبتبهجریاننقدیحکایتدارد. ایناستدلالبرگرفتهازایندیدگاهاستکهباتوجهبهآزادیعملنسبیمدیراندربهکارگیریروشهایمختلفبهشکلقانونیودرچارچوباصولپذیرفتهشدهحسابداریچنینبهنظرمیرسدکهاقلامتعهدی،حاصلاعمالمتهورانهمدیریتدرشناساییثبتوگزارشرویدادهاودستمایهمدیراندرتحریفصورتهایمالیاست. ازاینرواتکاپذیریومفیدبودناقلامتعهدیبهمیزانزیادیموردتردیدقرارمیگیرد (هاشمیوهمکاران، ۱۳۸۹). بهدلیلآنکهاقلامتعهدینیازمندمفروضاتوپیشبینیجریانهاینقدآیندهاستبنابراینکیفیتاقلامتعهدیوسودباافزایشدرخطایپیشبینیمقداراقلامتعهدیکاهشمییابد. اقلامتعهدیتعدیلهایموقتیهستندکهسعیدربرطرفساختنمشکلاتمربوطبهزمانبندیجریانهاینقدیوتحققدرآمددارند. بهطورکلیمیتوانگفتکههرچهسودتعهدیبهجریانهاینقدینزدیکترباشدکیفیتسودبالاتراست. سطحبالایاقلامتعهدیمنجرکاهشکیفیتاقلامتعهدیمیشود. بهبیاندیگرافزایشدرمیزاناقلامتعهدیمشکلاتبیشتریدرزمانبندیوتطابقجریانهاینقدیایجادمیکند. بهرغمتلاشاقلامتعهدیدربهبوداینامر،اینمنافعبهقیمتخطایبرآوردیاستومیانسطحاقلامتعهدیواینخطانوعیرابطهمثبتوجوددارد(دیچو وهمکاران ۲۰۰۲)[۷۲]. بنابرایناقلامتعهدیبیشتربهمعنیکیفیتکمتروپایداریکمترسوداست . بررسینظرهاونتایجتحقیقاتدرمورداقلامتعهدینشانمیدهدبیاطمینانیموجوددرموردایناقلام کاهش موجبمطلوبیت آنها می شود. خوانسالار[۷۳](۲۰۰۲)طیپژوهشیبهبررسیتاثیردرجهاطمینانمربوطبهاقلامتعهدیدرپیشبینیجریانهاینقدیآیندهپرداخت. درجهاطمینانبرایاقلامتعهدیبامعیارهاینزدیکیبهارزشبازاروپتانسیلکمدردستکاریودرسهسطح (بالا،متوسطوضعیف) درنظرگرفتهشد. بالاتریندرجهاطمینانمربوطبهاقلامتعهدیمالی،پایینترینمربوطبهاقلامتعهدیغیرتجاریواقلامتجارینیزدارایاطمینانمتوسطبودند. نتایجنشاندادهرچهدرجهاطمیناناقلامتعهدیبالاترباشدپیشبینیهابهترخواهدبود.چن وهمکاران[۷۴] در سال( ۲۰۱۲) نشان دادندکه هرچهسطحبراوردهادرمورداقلامتعهدیبیشترباشددقتپیشبینیسودتعهدیآیندهکمترمیشودکهناشیازکاهشپایداریسوداست . بهدلیلاهمیتاقلامتعهدیدرفرایندگزارشدهیدرحسابداریبهنظرمیرسدتمرکزبایددرجهتایجاداطمینانبرایایناقلامباشد. همانطورکهگفتهشدیکیازمواردنگرانی،بحثمدیریتسوداست. سئوالیکهمطرحمیشودایناستکهچگونهمیتوانازسرمایهگذاراندربرابردستکاریسودومدیریتسودکهبهگفتهدخالتهدفمندمدیراندرفرایندگزارشگریمالیبرونسازمانیبهمنظورتحصیلمنافعشخصیاستحمایتکرد(شیفر۱۹۸۶[۷۵]) ۲-۶-صورت های مالی تجدید ارائه شده وکیفیت اطلاعات مالی تجدیدارائه[۷۶]،پذیرشاظهارغلطوبااهمیتدرصورتهایمالیدورهقبلاست. بنابراینمیزانواندازهتجدیدارائهنشاندهندهگزارشگریمالیضعیفاست(باربر،۲۰۰۵).[۷۷] ﺑﻪدﻟﻴﻞﺗﻐﻴﻴﺮاتﻣﺴﺘﻤﺮوﻣﺪاوﻣﻲﻛﻪدرﺷﺮاﻳﻂاﻗﺘﺼﺎدیواﺟﺘﻤﺎﻋﻲﺻﻮرتﻣﻲﮔﻴﺮدﻣﻤﻜﻦاﺳﺖﺗﻐﻴﻴﺮدراﺻﻮلوروشﻫﺎیﺣﺴﺎﺑﺪاریﺑﻪﻣﻨﻈﻮرﻫﻤﺎﻫﻨﮓﻛﺮدنواﺣﺪﺗﺠﺎریﺑﺎﺷﺮاﻳﻂﺟﺪﻳﺪﺿﺮورتﻳﺎﺑﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﻲﻛﻪﻣﺪﻳﺮﻳﺖواﺣﺪﺗﺠﺎریﺑﻪدﻟﻴﻞﺗﻐﻴﻴﺮدرﺷﺮاﻳﻂاﻗﺘﺼﺎدیواﺟﺘﻤﺎﻋﻲپﺗﺼﻤﻴﻢﺑﻪﺗﻐﻴﻴﺮدراﺻﻮلﻳﺎروشﻫﺎیﺣﺴﺎﺑﺪاریﻣﻲﮔﻴﺮدپﺑﺎاﻳﻦﺳﻮالﻣﻮاﺟﻪﻣﻲﺷﻮدﻛﻪاﻳﻦﺗﻐﻴﻴﺮیاﺗﻐﻴﻴﺮاتﭼﮕﻮﻧﻪﺑﺎﻳﺪﮔﺰارشﺷﻮدﺗﺎﻗﺎﺑﻠﻴﺖﻣﻘﺎﻳﺴﻪﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲدورهﻫﺎیﻣﺨﺘﻠﻒﺣﻔﻆﮔﺮدد؟ﺑﺪﻳﻬﻲاﺳﺖﻛﻪﺑﻜﺎرﮔﻴﺮیاﺻﻮلوروشﻫﺎیﺟﺪﻳﺪﺣﺴﺎﺑﺪاریدرﮔﺰارشﻫﺎیﺳﺎﻻﻧﻪﻣﻲﺗﻮاﻧﺪﺑﻪﻋﺪمﻳﻜﻨﻮاﺧﺘﻲﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲدورهﺟﺎریودورهﻫﺎیﮔﺬﺷﺘﻪﻣﻨﺠﺮﺷﻮدوﻗﺎﺑﻠﻴﺖﻣﻘﺎﻳﺴﻪ که یکی از خصوصیات کیفی اطلاعات مالی است راازبینﺑﺒﺮد.ازﻃﺮف دیگرﻧﻤﻲﺗﻮانﺻﺮﻓﺎﺑﻪﺧﺎﻃﺮﺣﻔﻆرﻋﺎﻳﺖﺛﺒﺎتروﻳﻪازﺑﻜﺎرﮔﻴﺮیاﺻﻮلﺟﺪﻳﺪوﺑﻬﺒﻮدﻳﺎﻓﺘﻪﺣﺴﺎﺑﺪاریﭼﺸﻢﭘﻮﺷﻲکرد (کراسی ۲۰۰۳)[۷۸].طبقاستانداردهایحسابداریایرانصورتهایمالیمنشرشدهیکیاچنددورهقبلممکناستشاملاشتباهاتبااهمیتیباشدکهتصویرمطلوبرامخدوشودرنتیجهقابلیتاتکایصورتهایمالیراکاهشدادهوبهبیاندیگربرکیفیتاطلاعاتمالیتاثیرمنفیداشتهباشدکهاصلاحچنیناشتباهینبایدازطریقمنظورکردنآندرسودوزیانسالجاریانجامگیرد.بلکهبایدباارائهمجددارقامصورتهایمالیسالیاسالهایقبلبهاینمنظوردستیافت .درصورتتغییردررویههایحسابداریارقامسالجاریبرمبنایرویهجدیدمنعکسوارقاممقایسهایسنواتقبلنیزبرمبنایرویهجدیدارائهمجددمیشود.بند ۳۸ استانداردحسابداریشماره ۶ ایرانخاطرنشانمیکنداثرتعدیلاتسنواتیبایدازطریقاصلاحماندهسود(زیان)انباشتهابتدایدورهصورتهایمالی منعکسشودواقلاممقایسهایصورتهایمالینیزبایدارائهمجددگرددمگرآنکهاینامرعملینباشددرچنینشرایطیموضوعبایددریادداشتهایتوضیحیافشاءشودوهمچنینمیزانوماهیتاقلامتشکیلدهندهتعدیلاتسنواتیودلایلتوجیهیتغییردررویههایحسابداریواینامرکهاقلاممقایسهایصورتهایمالیارائهمجددشدهاستیاعملینبودنارائهمجددبایددریادداشتهایتوضیحیافشاءشود.شرکتهاهنگاماصلاحاشتباهاتدورههایگذشتهیاتغییررویههایحسابداریبایدصورتهایمالیمقایسهایراتجدیدارائهکنند.تجدیدارائهصورتهایمالیبرمربوطبودنوتواناتکایاطلاعاتصورتهایمالیاثرمنفیدارد .بااینحالطیسالهایاخیر تجدیدارائهصورتهایمالیدرشرکتهایپذیرفتهدربورسرواجزیادیداشتهاست(نیکبختورفیعی، ۱۳۹۱). . یکیازمهمترینویژگیکیفیتاطلاعاتمالی؛اتکاپذیریآناست .طبقمفاهیمنظریگزارشگریمالی،اطلاعاتیاتکاپذیراستکهازاشتباهوتمایلاتجانبدارانهخالیباشد.تحقیقاتیکهپیشتردرایرانانجامگرفتهنشانمیدهدکهدرصدبالاییازشرکتهایایرانیبهدلیلاصلاحاشتباهاتحسابداریصورتهایمالیراتجدیدارائهورقمیراتحتعنوانتعدیلاتسنواتیگزارشمیکنند(سروریمهر؛وکردستانیوهمکاران؛۱۳۸۹).اینموضوعنشانمیدهدکهاطلاعاتمالیشرکتهاازنظرویژگیعاریازاشتباهبودنموردتردیداستودرحقیقتارائهمجددصورتهایمالیبهصورتشفافوصریحپیاموعلائمیپیرامونقابلاتکانبودنصورتهایمالیدورههایگذشتهوکیفیتپایینآنهاارائهمینماید.بنابراینمتعاقبارائهمجددانتظاراتسرمایهگذاراندرارتباطباجریانهاینقدیآتیونرخبازدهموردانتظارآنهاتغییرمییابد(ژیا؛۲۰۰۶).ﺑﻪﻫﻤﻴﻦدﻟﻴﻞدرﺷﺮاﻳﻄﻲﻛﻪ چنین رویدادهایی رخ می دهدﺷﺮﻛﺖﻧﺎﮔﺰﻳﺮﺑﻪاﻳﺠﺎدﺗﻐﻴﻴﺮاﺗﻲدراﺻﻮلوروﻳﻪﻫﺎیﺣﺴﺎﺑﺪاریﺧﻮداﺳﺖﻛﻪﻣﻨﺠﺮﺑﻪازﺑﻴﻦرﻓﺘﻦﺛﺒﺎتروﻳﻪﻣﻲﺷﻮد. این تغییرات شاملمواردذیل است: ۱-ﺗﻐﻴﻴﺮدراﺻﻮلحسابدری هیات تدوین استانداردهای مالی بیان می کند:تغییردر اصول حسابداریﻋﺒﺎرتاﺳﺖازﺗﻐﻴﻴﺮازﻳﻚاﺻﻞﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪﺷﺪهﺣﺴﺎﺑﺪاریﺑﻪاﺻﻞﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪﺷﺪهدﻳﮕﺮﺣﺴﺎﺑﺪاریزﻣﺎﻧﻲﻛﻪدوﻳﺎﭼﻨﺪﻳﻦاﺻﻞﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪﺷﺪهوﺟﻮددارﻧﺪوﻣﻮرداﺳﺘﻔﺎدهﻗﺮارﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪﻳﺎاﺻﻮلﻗﺒﻠﻲﻣﻮرداﺳﺘﻔﺎدهدرﺑﻠﻨﺪﻣﺪتﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪﺷﺪهﻧﻴﺴﺘﻨﺪ.ﺗﻐﻴﻴﺮدرروشﺑﻜﺎرﮔﻴﺮیاﺻﻮلﺣﺴﺎﺑﺪاریﻧﻴﺰدراﺻﻮلﻣﺤﺴﻮبﻣﻲﺷﻮد. ۲-تغییر در برآوردهای حسابداری: ۱-ﺷﺮﻛﺖدرﻧﺘﻴﺠﻪﻛﺴﺐاﻃﻼﻋﺎتﺟﺪﻳﺪوﻳﺎﺑﺮاﺳﺎسﺗﺠﺮﺑﻪﻣﻲﺗﻮاﻧﺪدرﺑﺮآوردﻫﺎیاﻧﺠﺎمﺷﺪهﺗﺠﺪﻳﺪنظر ﻧﻤﺎﻳﺪ.(کیﺳﻮ، ۱۳۸۴) ۲-ﺗﻐﻴﻴﺮدرواﺣﺪﺗﺠﺎری گزارشگرزﻣﺎﻧﻲﺻﻮرتﻣﻲﮔﻴﺮد کهﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲاراﺋﻪﺷﺪهدردورهﺟﺎری ازﻧﻈﺮﺷﺨﺼﻴﺖﺣﺴﺎﺑﺪاریﺑﺎﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲاراﺋﻪﺷﺪهدردورهﻗﺒﻞﻣﺎﻫﻴﺘﺎﻣﺘﻔﺎوتﺑﺎﺷﺪ(ﻧﻮﻳﺴﻲوهمکاران۱۳۷۵)ﻃﺒﻘﻪسومﻫﻢﻛﻪﺑﺎﻋﺚﻣﻲﺷﻮدﺗﻐﻴﻴﺮدرﺣﺴﺎﺑﺪاریاﻟﺰاﻣﻲﺷﻮدوﻟﻲآنراﺑﻪﻋﻨﻮانﺗﻐﻴﻴﺮﺣﺴﺎﺑﺪاریﺑﻪﺣﺴﺎبﻣﻨﻈﻮرﻧﻤﻲﻛﻨﻨﺪ. ۳-.ﺗﻐﻴﻴﺮدرﺻﻮرتﻫﺎی مالی یا اصلاح اشتباه ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲاﺷﺘﺒﺎهدراﻧﺪازه گیری،دراراﺋﻪﻳﺎاﻓﺸﺎﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﻧﺎﺷﻲازاﺷﺘﺒﺎﻫﺎتﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﻲ،اﺷﺘﺒﺎهدرﺑﻜﺎرﮔﻴﺮیاﺻﻮلﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪﺷﺪهﺣﺴﺎﺑﺪاریﻳﺎعملی کهﺳﻬﻮادرﺗﻬﻴﻪﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲرویدادهاﺳﺖ(هیات استاندارد های مالی ،۲۰۰۵) برای گزارش کردن اثرات این تغییرات سه دیدگاه مطرح است (کی سو ۱۳۸۴) ۱-ﻋﻄﻒﺑﻪماسبق: ﺑﺮﻃﺒﻖاﻳﻦدﻳﺪﮔﺎهدر آغازدورهﺣﺴﺎﺑﺪاریﺑﺎﻳﺪاﺛﺮاﻧﺒﺎﺷﺘﻪﻛﺎرﺑﺮدروشﺟﺪﻳﺪرادرﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﻣﺤﺎﺳﺒﻪﻛﺮد .ﻳﻚﺛﺒﺖاﺻﻼﺣﻲﻣﺮﺑﻮطﺑﻪدورهﻫﺎیﮔﺬﺷﺘﻪدرﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲاﻧﺠﺎمﻣﻲﺷﻮدوﺑﺎﺗﻮﺟﻪﺑﻪروشوروﻳﻪﺣﺴﺎﺑﺪاریﺟﺪﻳﺪﻳﻚﺑﺎردﻳﮕﺮﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﺳﺎلﻫﺎیﮔﺬﺷﺘﻪﺗﻬﻴﻪﺧﻮاﻫﺪﺷﺪ . ﻃﺮﻓﺪاراناﻳﻦﻣﻮﺿﻊﻳﺎدﻳﺪﮔﺎهﺑﺮاﻳﻦﺑﺎورﻧﺪﻛﻪﺗﻨﻬﺎﺑﺎﺗﻬﻴﻪﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲدورهﻫﺎیﮔﺬﺷﺘﻪﻣﻲﺗﻮانﺑﺮاﺳﺎسﺗﻐﻴﻴﺮاتﺻﻮرتﮔﺮﻓﺘﻪدرروﻳﻪﻫﺎوروشﻫﺎیﺣﺴﺎﺑﺪاری،ﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﻗﺎﺑﻞﻣﻘﺎﻳﺴﻪﺗﻬﻴﻪﻛﺮد.اﮔﺮازاﻳﻦروشاﺳﺘﻔﺎدهﻧﺸﻮدﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﺳﺎلﻫﺎیﻗﺒﻞازﺗﻐﻴﻴﺮﺑﺮاﺳﺎسروشﻗﺪﻳﻤﻲﺗﻬﻴﻪﺧﻮاﻫﻨﺪﺷﺪ.درﺳﺎﻟﻲﻛﻪﺗﻐﻴﻴﺮرخدادهاﺳﺖﻛﻞاﺛﺮاتاﻧﺒﺎﺷﺘﻪوﺛﺒﺖاﺻﻼﺣﻲدرﺻﻮرتﺳﻮدوزﻳﺎنﮔﺰارشﻣﻲﺷﻮدودرﺳﺎلﺑﻌﺪﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲراﺑﺮاﺳﺎسروشﺟﺪﻳﺪﺗﻬﻴﻪﻣﻲﻛﻨﻨﺪﺑﺪوناﻳﻦﻛﻪاﺛﺮاﻧﺒﺎﺷﺘﻪیﺗﻐﻴﻴﺮ،ﮔﺰارشﺷﻮد. ۲-روشدوره جاری : ﺑﺮﻃﺒﻖاﻳﻦ دیدگاهاﺛﺮاﻧﺒﺎﺷﺘﻪﻛﺎرﺑﺮدروشﺟﺪﻳﺪﺑﺮﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲرادرآﻏﺎزدورهﻣﺤﺎﺳﺒﻪﻣﻲﻛﻨﻨﺪ . ﺳﭙﺲاﻳﻦﺛﺒﺖاﺻﻼﺣﻲرادرﺻﻮرتﺳﻮدوزﻳﺎنﺳﺎلﺟﺎریﺑﻪﻋﻨﻮانﻳﻚﻗﻠﻢﺧﺎصﺑﻴﻦدوﻋﻨﻮاناﻗﻼمﻏﻴﺮﻣﺘﺮﻗﺒﻪوﺳﻮدﺧﺎﻟﺺﮔﺰارشﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻨﺪ . ﻃﺮﻓﺪاراناﻳﻦروشﺑﺮاﻳﻦﺑﺎورﻧﺪﻛﻪﺗﺠﺪﻳﺪﻧﻈﺮدراﻗﻼم ﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﺳﺎلﻫﺎیﮔﺬﺷﺘﻪﺑﺎﻋﺚﺳﻠﺐاﻋﺘﻤﺎدﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬارانازﺻﻮرتﻫﺎیمالیﻣﻲﺷﻮد . . ۳-روشﺳﺎلﻫﺎی آینده: ﺑﺮﻃﺒﻖاﻳﻦدﻳﺪﮔﺎهﻧﺘﻴﺠﻪﻫﺎیﮔﺰارشﺷﺪهﺳﺎلﻫﺎیﻗﺒﻞﺑﻪﻫﻤﺎنصورتﺑﺎﻗﻲﻣﻲﻣﺎﻧﺪوﻫﻴﭻﺗﻐﻴﻴﺮیﺻﻮرتﻧﻤﻲﮔﻴﺮدودرﻣﺎﻧﺪهﻫﺎیاولدورهﻫﻴﭻواردهاصلاحیﺛﺒﺖﻧﻤﻲﺷﻮدوﺑﺮایﺳﺮﺷﻜﻦﻛﺮدنﻣﺒﺎﻟﻎﺑﺪﻫﻜﺎرﻳﺎﺑﺴﺘﺎﻧﻜﺎرﺑﺮرویدورهﻫﺎیﻗﺒﻞﻫﻴﭻاﻗﺪاﻣﻲﺑﻪﻋﻤﻞﻧﻤﻲآﻳﺪ . ﻃﺮﻓﺪاراندﻳﺪﮔﺎهﻣﺰﺑﻮرﺑﺮاﻳﻦﺑﺎورﻧﺪﻛﻪاﮔﺮﻣﺪﻳﺮﻳﺖﺷﺮﻛﺖ،ﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲراﺑﺮاﺳﺎساﺻﻮلﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪﺷﺪهﺣﺴﺎﺑﺪاریاراﺋﻪﻛﻨﺪاﻳﻦﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﻧﻬﺎﻳﻲﺧﻮاﻫﻨﺪبودوﻣﺪﻳﺮﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺪﺑﺎاﻧﺠﺎمﻳﻚﺗﻐﻴﻴﺮروﻳﻪﻫﺎوروشﻫﺎیﺣﺴﺎﺑﺪاریاﻗﺪامﺑﻪﺗﻐﻴﻴﺮدرﻣﻘﺎدﻳﺮﻣﺘﻌﻠﻖﺑﻪﮔﺬﺷﺘﻪﻧﻤﺎﻳﺪ.ﺑﺮاﺳﺎساﻳﻦﺷﻴﻮهاﺳﺘﺪﻻل،ﺛﺒﺖاﺻﻼﺣﻲازﺑﺎﺑﺖاﺛﺮاﻧﺒﺎﺷﺘﻪﻧﺎﺷﻲازﺗﻐﻴﻴﺮروﻳﻪوروشدرﺳﺎلﺟﺎریﻛﺎریﻧﺎﻣﻌﻘﻮلﺧﻮاﻫﺪﺑﻮد.اﺟﺮایﭼﻨﻴﻦروﺷﻲﻣﻘﺎدﻳﺮیﻣﻄﺮحﻣﻲﺷﻮﻧﺪﻛﻪﺑﺎروﻳﺪادﻫﺎیاﻗﺘﺼﺎدیﻳﺎﺳﻮدﺳﺎلﺟﺎریﻫﻴﭻراﺑﻄهای ندارند(کیسو۱۳۸۴). ﺑﺎﺗﻮﺟﻪﺑﻪدﻳﺪﮔﺎهﻫﺎیﻣﻄﺮحﺷﺪهدرﺑﺎﻻوهمچنین تعریف استاندارد حسابداری ۱۵۴ هیات استانداری حسابداری تجدید ارائه بدین صورت که این استاندارد تجدید ارائه رافرآیند بازنگری در صورت های مالی قبلی منتشر شده جهت منعکس کردن اثر اصلاح اشتباه صورت گرفته در صورتهای مالی میداند .ﺗﻨﻬﺎدرروشاولاﺳﺖﻛﻪﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﺑﺎﻳﺪاراﺋﻪﻣﺠﺪدﺷﻮد. ۲-۶-۱-دلایل تجدید ارائه صورتهای مالی درﻣﺘﻮنﺣﺴﺎﺑﺪاریدﻻﻳﻞﻣﺨﺘﻠﻔـﻲﺑـﺮایﺗﺠﺪﻳـﺪاراﺋﻪﺻﻮرتﻫﺎیﻣﺎﻟﻲﺑﻴﺎنﮔﺮدﻳـﺪهﻛـﻪﺑﻴﺸـﺘﺮدارایراﺑﻄﻪ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج تحقیق بیانگر تاثیر تغییر در ناشناخته ماندن سفارش های به قیمت معین بر نقدشوندگی است. معیار نقدشوندگی در تحقیق آ نها اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام است که هر چه کم تر باشد منجر به نقدشوندگی بیشتر بازار میگردد (رسائیان ، ۱۳۸۸ ، ۶۰)۱. ۷-۷-۳-۲ رابطه بین اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش قبلی سهام به عنوان یکی از عوامل نقد شوندگی سهام معمولاً معامله گران قیمتهای پیشنهادی خود را نسبت به قیمتهای پیشنهادی قبلی به خریداران افزایش می دهند. این مساله بر نقدشوندگی بازار و رفاه معامله گران تأثیر می گذارد. روابط بلند مدت به معامله گران این امکان را می دهد که از معامله براساس اطلاعات محرمانه از طریق افزایش قیمتهای پیشنهادی به خریداران دوری کنند. زیرا با افزایش قیمتهای پیشنهادی ، معامله گران مطلع، دیگربا شخص معامله گر، معامله نمیکنند. یک معامله گر هرگز نمیداند که یک خریدار دارای اطلاعات نهانی است یا خیر، اما با مشروط کردن پیشنهاد خود بر مبنای منافع معاملات قبلی می تواند از سفارشهایی که بر اساس اطلاعات نهانی است ممانعت کند. افزایش قیمتهای پیشنهادی ، اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را افزایش می دهد و کاهش رفاه سرمایه گذاران را موجب میشود. نتایج تحقیقات نشان میدهد که : بین قیمتهای پیشنهادی معامله گران و منافع ناشی از معاملات قبلی آ نها رابطه مثبت وجود دارد بین فراوانی ( تکرار ) افزایش قیمت ها و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام رابطه مثبت وجود دارد . ۸-۷-۳-۲ اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و نقدشوندگی داراییها نقدشوندگی شرکت در متون مالی به دو مفهوم است: نقدشوندگی داراییهای واقعی آن و نقدشوندگی سهام آن. یک دارایی، نقد محسوب می شود اگر بتواند با سرعت و هزینه ای کم به وجه نقد تبدیل شود. این تعریف هم شامل دارای یهای واقعی و هم شامل داراییهای مالی می گردد. مفهوم اول نقدشوندگی، نقدشوندگی داراییهای واقعی شرکت است که طبق آن، یک شرکت نقدشونده محسوب می گردد اگر نسبت بالایی از دارایی های نقدی همچون وجوه نقد در ترازنامه اش داشته باشد. در گذشته، چندین مطالعه، به شواهد غیرمستقیمی در خصوص تأثیر نقدشوندگی دارایی بر نقدشوندگی سهام دست یافته اند. به طور اخص، این مطالعات، شواهدی را در خصوص اینکه نقدشوندگی دارایی، هزینه های بحران مالی را تحت تأثیر قرار میدهد و سبب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شود ارائه میدهند. آن ها استدلال میکنند که نقدشوندگی دارایی با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی سبب کاهش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و در نتیجه افزایش نقدشوندگی سهام می شود. داراییهای نقدشونده همچون وجه نقد و معادل آن به سهولت قابل ارزشیابی اند و عدم تقارن اطلاعاتی بسیار پایینی نیز متوجه آن هاست. در حالیکه داراییهای کم نقدشونده شامل سرمایه گذار یها و فرصتهای رشد به سختی قابل ارزیابی است و احتمال انجام معاملات نهانی در مورد آ نها بیشتر و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری دارند . از آن جا که سهام یک شرکت، ادعایی بر داراییهای واقعی اساسی آن است می توان نتیجه گرفت که نقدشوندگی سهام شرکت باید انعکاسی از نقدشوندگی داراییهای اساسی آن باشد. از این رو انتظار میرود که نقدشوندگی سهام شرکت رابط های مثبت با نقدشوندگی دارایی های آن داشته باشد (رسائیان ، ۱۳۸۸ ، ۶۰) ۱. ۹-۷-۳-۲ اثر قوانین حقوقی و سیاسی بر اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان یکی از عوامل نقد شوندگی سهام لسموند در سال ۲۰۰۵ به بررسی معیارهای نقدشوندگی، شامل معیارهای نقدشوندگی مبتنی بر قیمت یعنی اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و معیارهای نقدشوندگی مبتنی بر حجم در بازار نوظهور پرداختند. مشخصه ی بازارهای نوظهور تغییرپذیری و نوسان سریع اما بازده قابل توجهی است که میتواند به آسانی از مرز ۷۵ درصد سالانه تجاوز کند. آ نچه که این بازد ه های زیاد را متعادل میکند هزینه های نقدشوندگی است که یکی از معیارهای آن اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام است. اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام دارای دامنه ای بین ۱ درصد برای بازار تایوان تا ۴۷ درصد برای بازار روسیه است.
 لسموند پس از بررسی معیارهای نقدشوندگی در بازارهای نوظهور به این نتیجه رسید که معیارهای نقدشوندگی مبتنی بر قیمت لسموند و دیگران [۹۴] در سال ۱۹۹۹ و رل [۹۵] در سال ۱۹۸۴ در نشان دادن اثرات نقدشوندگی بین کل کشورها بهتر از معیارهای نقدشوندگی مبتنی بر حجم عمل میکند. در مورد نقدشوندگی داخل کشور نیز برآورد کننده های نقدشوندگی لسموند و دیگران ۱۹۹۹ و تا حد کمتری آمیهاد در سال ۲۰۰۲ معیارهای نقدشوندگی بهتری هستند. آزمون اثر قوانین حقوقی و سیاسی نشان می دهد که کشورهاییکه سازما نهای سیاسی و حقوقی ضعیفی دارند نسبت به کشورهاییکه سیستمهای حقوقی و سیاسی قوی ای دارند به طور معنی داری هزینه های نقدشوندگی بالاتری دارند. بالاتر بودن ریسک سیاسی باعث افزایش هزینه های انجام معامله و در نتیجه افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام میگردد . ۱۰-۷-۳-۲ تأثیر دستمزد حسابرسی براختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان یکی از عوامل نقد شوندگی سهام آسیوگلو و دیگران [۹۶] در سال ۲۰۰۵ با انتخاب ۸۲۸ شرکت از S&P1500 که در بورس اوراق بهادار نیویورک دادوستد میشدند و در سال ۲۰۰۰ بیش از ده میلیون دلار درآمد داشتند تأثیر دستمزد حسابرسی بر نقدشوندگی بازار را که معیار آن اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام است، بررسی کردند. آنها پس از کنترل سایر عوامل تعیین کننده ی نقدشوندگی رابطه مثبتی را بین کارمزد حسابرسی و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش نسبی سهام و همچنین هزینه های انتخاب نادرست انجام معامله تشخیص دادند. این نتایج با نتایج تحقیق ریچاردسون در سال ۲۰۰۴ که میگوید امکان بالقوه ی توافق بر سر کیفیت حسابداری با حسابرسان از طریق دستمزد حسابرسی در شرک ت هاییکه سازوکارهای حاکمیت شرکتی ضعیفی دارند، بیشتر است، مطابقت دارد (رسائیان ، ۱۳۸۸ ، ۶۱) ۱. ۱۱-۷-۳-۲ اثر عدم تقارن اطلاعاتی بر اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان یکی از عوامل نقد شوندگی سهام نظریه ی اطلاعات نامتقارن، از اهمیت بالایی در ادبیات مالی برخوردار است. پایه های این تئوری را در دهه ی ۱۹۷۰ سه پژوهشگر بزرگ اقتصادی، جرج آکرلوف، مایکل اسپنس و جوزف استیگلیتز بنا نهادند. افراد نامبرده موفق شدند جایزه ی نوبل اقتصادی ۲۰۰۱ را به خاطر پژوهش هایی که در تجزیه و تحلیل بازارهای با اطلاعات نامتقارن انجام دادند دریافت کنند. آکرلوف نوعی بازار کالا را معرفی میکند که در آن، به اصطلاح رایج، فروشنده، اطلاعات بیشتری از خریدار دارد. اکرلوف به کمک فرضیه ی علمی نشان داد که مشکل اطلاعاتی ممکن است موجب توقف کل بازار شود و یا به صورت انقباضی، بازار را به انتخاب نادرست محصولات کم کیفیت سوق دهد. انتشار صحیح و به موقع اطلاعات بازار، موجب ذهنیت مثبت نسبت به برقراری عدالت در بازار، ثبات و انسجام بیشتر آن می شود. همچنین بهبود شفافیت بازار، به نوبه خود موجب افزایش رقابت بین فعالان بازار میشود و مناسبات موجود میان اعضای بازار و سرمایه گذاران را تقویت، و امر نظارت و اجرای قوانین را آسان میکند. به تعریفی دیگر، شفافیت تأکید بر انتشار به موقع اطلاعات پیرامون سفارشهای خرید و فروش و معاملات دارد. اشخاص میتوانند به کمک اطلاعات شفافیکه درباره ی ارزش دارایی ها کسب میکنند، تصمیمات اقتصادی بهتری اتخاذ کنند.هزینه های انتخاب نادرست ناشی از اطلاعات نامتقارن است. بازارگردا نها اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش خود را به منظور جبران زیان ناشی از معامله با افراد مطلع، افزایش میدهند. نتایج برخی از تحقیقات بیانگر وجود عدم تقارن اطلاعاتی قبل از انتشاراطلاعیه های سود ونتایج برخی دیگر بیانگر وجود عدم تقارن اطلاعاتی بعد ازانتشار اطلاعیه های سود است. اغلب تحقیقاتی که به بررسی تاثیر عدم تقارن اطلاعات بر اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام می پردازند، تغییرات دراختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را طی یک دوره ی زمانی معی ن قبل و بعد از انتشار آگهی های اطلاعاتی مورد بررسی قرار میدهند. اکر و دیگران در سال ۲۰۰۲ نمونه ای شامل ۱۹۵ شرکت انگلیسی در بورس سهام لندن را از سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۴ بررسی واثبات کردند که اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش از ۱۵ روز قبل از اعلان سود کاهش مییابد و حداکثر تا ۹۰ روز بعد ازاعلان سود همچنان محدود میماند. نتایج تحقیق آنها بیانگر تغییرات اندک در اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و حجم معاملات پیرامون زمان اعلان سود است . جدول یک خلاصه ی برخی از تحقیقات مربوط به اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را نشان میدهد. ۴-۲ پیشینه تحقیق در سال های اخیر، مالکیت نهادی در بازارهای اوراق بهادار اروپا و امریکا رشد چشمگیری را نشان می دهد. در ایران نیز، شاهد حضور سازمان ها و مؤسساتی با عنوان سرمایه گذاران نهادی هستیم که شامل مؤسسه های بیمه ای اعم از سازمان های تأمین اجتماعی، صندوق های بازنشستگی، شرکت های بیمه بازرگانی و همچنین شرکت های سرمایه گذاری و نهادهای بخش عمومی و شبه دولتی هستند . ۱-۴-۲ خارجی گلاستن و میلگروم[۹۷] ۱۹۸۵ معتقدند وجود نهادهای با مزیت اطلاعاتی سبب بروز هزینه های کژگزینی برای سرمایه گذاران بی اطلاع می شود و درنتیجه نقدشوندگی کاهش می یابد . نظریه پرطرفدار دیگر آن است که با وجود چندین سرمایه گذار نهادی و ایجاد رقابت بین آن ها، احتمال اثرگذاری اطلاعات در قیمت ها افزایش می یابد . مندلسن و تونکا[۹۸] ۲۰۰۴ مدعی هستند که نهادها سبب کاهش عدم اطمینان در مورد قیمت واقعی دارایی ها، کاهش در زیان های ناشی از معاملات، افزایش رغبت سرمایه گذاران و درنهایت افزایش در نقدشوندگی بازار می شو ند. گروهی دیگر نیز معتقدند وجود مالکان نهادی، که با دید بلندمدت سرمایه گذاری نموده اند، سبب میشود با کاهش تعداد سهام شناور در دسترس، نقدشوندگی کاهش یابد در مبانی نظری، خالص آثار سرمایه گذاری نهادی بر نقدشوندگی سهام نامعلوم است و به دو اثر اصلی(کارایی اطلاعاتی) و (کژ گزینی) بستگی پیدا میکند. دنیس و وستون[۹۹] ۲۰۰۱ این طور نتیجه گیری کردند با افزایش در مالکیت نهادی، پراکندگی ها و جزء مربوط به کژگزینی کاهش می یابد. روبین[۱۰۰]۲۰۰۷ دریافت میزان مالکیت شاخصی برای فعالیت معاملاتی است و تمرکز مالکیت شاخصی برای کژگزینی و عدم تقارن اطلاعاتی است. او به این نتیجه رسید که نقدشوندگی به شکل با اهمیتی به مالکیت سهامداران نهادی مرتبط است. نقدشوندگی با افزایش سطح مالکیت بیشتر می شود و با افزایش تمرکز مالکیت کاهش می یابد. چانگ و دیگران[۱۰۱] ۲۰۰۸ به بررسی آثار راهبری شرکتی و همچنین ساختار مالکیتی بر نقدشوندگی پرداختند. آن ها دریافتند مالکان نهادی سبب ایجاد نقدشوندگی بیشتر شده اند. اگاروال[۱۰۲] ۲۰۰۸ به بررسی رابطه بین نقدشوندگی و مالکیت نهادی از دو منظر کژگزینی و کارایی اطلاعاتی پرداخت . او به رابطه ای غیرخطی بین مالکیت نهادی و نقدشوندگی دست یافت . در سطوح مالکیت پایین تر فرضیه کژگزینی حاکم است؛ درحال یکه با افزایش سطح مالکیت نهادها نقدشوندگی افزایش می یابد. به این معنی که هر دو کارکرد ایجاد کژگزینی و کارایی اطلاعاتی نهادها وجود دارد و در تعامل با یکدیگر هستند. کوئتو[۱۰۳] ۲۰۰۹ به رابطه بین ساختار مالکیتی و نقدشوندگی بازار در کشورهای برزیل و شیلی پرداخته است. او نشان داده است دارندگان بلوک های بزرگ سهام موجب کاهش قابلیت دسترسی به سهام شناور . در بازار و درنتیجه کاهش نقدشوندگی بازار می شوند. ۲-۴-۲ داخلی زارع۱ ۱۳۸۶ به این نتیجه رسید که نقد شوندگی سهام در درجه اول رابطه نزدیکی با حجم معاملات و در درجه دوم با ارزش شرکت دارد . همچنین نقدشوندگی با ریسک سهام رابطه معکوس دارد. اسلامی بیدگلی و سارنج۲ ۱۳۸۷ معیار نقدشوندگی یعنی نسبت گردش سهام منتشره را در مدل مارکویتز ادغام کرده و از آن برای تشکیل پورتفوی بهینه کمک گرفتند. آن ها دریافتند که نقدشوندگی یکی از معیارهای مورد توجه سرمایه گذاران است. یحیی زاده فر و خرمدین دریافتند، اثر عدم نقدشوندگی بر مازاد بازده بازار منفی است. فصل سوم روش اجرای تحقیق ۱-۳ مقدمه هدف از هر نوع بررسی و تحقیق علمی کشف حقیقت است. حقیقت نیز بر پایه کاوش و تجسس و کشف عوامل منطقی مربوط به خصوصیات اجزا، موضوع تحقیق قرار دارد. منظور از روش تحقیق علمی، پیروی از رویه منظم و سیستماتیکی است که در جریان استفاده از روشهای آماری و مرتبط ساختن عوامل موضوع تحقیق باید رعایت گردد. در واقع روش تحقیق علمی، شامل اندازهگیری و ارزیابی و مقایسه عوامل بر اساس اصول و موازین پذیرفته شده از طرف دانشمندان، برای حل مشکلات و مسائل بوده و مستلزم قدرت اندیشه و ظرفیت تعمق، تشخیص، قضاوت و ابتکار است (کیقبادی و ستاری،۱۳۵۴ ، ۸۹)[۱۰۴]. کارل پوپر[۱۰۵] شناخت را جستجوی حقیقت میداند . جستجوی پر وسواس برای یافتن نظریه های علمی ، واقعی و توضیح دهنده . از دید وی جستجوی حقیقت را نباید با رسیدن به یقین و قطعیت ، یکسان دانست و باید میان آن دو تفاوتی دقیق قائل شد . انسان جائزالخطاست و لذا تمام شناخت بشری خطاپذیر و نامطمئن است . این امر بدین معناست که ما باید همواره علیه خطاهای خود پیکار کنیم و علیرغم تمام مراقبت ها و تدابیر ، هرگز نمی توانیم یقین حاصل کنیم که مرتکب خطا نشده ایم . خطا و اشتباه زمانی صورت میپذیرد که ما یک نظریه علمی را درست میپنداریم ، درحالیکه این نظریه نادرست است . لذا مبارزه با این خطا یا اشتباه ، به این معناست که ما در جستجوی خود به دنبال حقیقت عینی ، نادرستی و کذب را از راه آزمون و سنجش بیابیم و از میان برداریم . وظیفه و هدف فعالیت علمی چنین است : نزدیکتر شدن به حقیقت عینی ، حقیقت بیشتر ، حقیقت جالبتر ، حقیقت قابل فهم تر . در این راستا باید بپذیریم که شناخت بشری خطا پذیر است ، هرگز نمی توانیم یقین و قطعیت را هدف علم قلمداد کنیم . شناخت علمی و دانش ما همواره در قالب فرضیه بوده و چیزی جز دانش حدسی نمی باشد . شناخت حتی در گستره طبیعی ، فرضیات و حدسیاتی است که با نظریه های جدید تر و درست تر ابطال پذیر می باشد . از همین رو باید درهای دانش ما همواره بر روی نقد و تجدید نظر گشوده باشد و از بوته های سخت آزمایش و در تقابل با حدسیات مخالف و رقیب ، سربلند بیرون آید . به عبارت دیگر می توان گفت که قوانین شناخته شده طبیعی چیزی جز توصیفاتی با بالاترین درجه احتمال نیست . (گودرزی ،۱۳۸۸ ، ۶۴ )۱. بعد از آنکه موضوع تحقیق انتخاب شد ، محقق باید آن را به روشنی و وضوح بیان کند . مشکل یا مساله باید تشریح و اهمیت آن از نظر تحقیق توجیه شود . چون منابع و امکانات محدود است ، موضوع تحقیق باید به قدر کافی تبیین شود تا تخصیص منابع برای آن موجه و قابل قبول باشد . همچنین قلمرو تحقیق باید محدود باشد تا امکان توضیح و تشریح آن فراهم شود . ضمناً موضوع نباید آنقدر جزیی باشد که از نظر تحقیق بتوان آن را نادیده گرفت و لزومی به بررسی نباشد (ایران نژاد پاریزی ، ۱۳۸۵ ، ۳۹ ) ۲. در این فصل مراحل انجام تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد. روش تحقیق، ویژگی های تحقیق، فرضیه های تحقیق، جامعه مطالعاتی، نحوه جمع آوری داده های مربوط به متغیرهای تحقیق و چگونگی تجزیه و تحلیل این اطلاعات نیز در این فصل مورد توجه قرار گرفته است. ۲-۳ طرح تحقیق با توجه به تقسیم بندی علمی از نظر هدف ، تحیق حاضر از نوع تحقیق کاربردی و از آنجا که یکی از اهداف این تحقیق ، بررسی رابطه بین معیارهای مختلف نقد شوندگی و عامل عدم و نقد شوندگی با خط مشی های تقسیم سود سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، لذا می توان تحقیق حاضر را در زمره تحقیقات توصیفی قرار داد. هدف تحقیقات کاربردی ، توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است . تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد علمی دانش هدایت می شوند . ۳-۳ روش اجرای تحقیق دشوارترین گام در فرایند تحقیق، مشخص کردن مسأله مورد مطالعه است. نخست آنکه درباره یک چیز، یک مانع یا یک موقعیت مبهم تردید وجود دارد، تردیدی که نیازمند تعیین است.در هر تحقیق ابتدا باید نوع، ماهیت، اهداف تحقیق و دامنه آن معین شود تا بتوان با بهره گرفتن از قواعد و ابزار و از راه های معتبر به واقعیت ها دست یافت (سرمد و همکاران ، ۱۳۸۱، ۸۰)۳. بنابراین پژوهش حاضر از نظر طبقه بندی بر مبنای هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. زیرا هدف تحقیق کاربردی، توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. تحقیقات همچنین تحقیق حاضر از لحاظ روش و ماهیت از نوع همبستگی است. در این تحقیق هدف، تعیین میزان هماهنگی تغییرات متغیر هاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
باب شهادت و باب قضاوت به احساسات کار دارد، یعنی ممکن است زن در یک مورد که باید شهادت بدهد، حقیقت یک جور حکم بکند، ولی احساسات زن آنجا جور دیگری حکم بکند؛ یعنی آن کسی که حقیقت را میخواهد شهادت بدهد که علیه آن دیگری تمام میشود، یک التماسی، یک خواهشی، یک گریهای کافی است که روح او را منقلب کند. این نه مربوط به ضعف عقل است و نه مربوط به ضعف ایمان و ضعف عدالت، بلکه مربوط به این حالت احساساتی بودن است. این در میان خود مردها هم هست. ما بعضی از مردها را میگوییم مردهای احساساتی. این معنایش این نیست که اینها احساساتی هستند و عقلشان از مردهای دیگر کمتر است، یا ایمان و تقوایشان از مردهای دیگر کمتر است، بلکه جوشش و تأثیر آنها از دیگران بیشتر است. مطهری پس از این توضیحات نتیجه گیری میکنند که به احتمال بسیار قوی علت عدم برابری گواهی زن و مرد «برای این است که زن بیشتر از مرد متأثر میشود» و این امری است که به برتری احساسات زن مربوط میشود. (مطهری، زن و گواهی، /۱۲-۱۳)
 علامه فضلالله در این موضوع مینویسد: دلیلى که مىتوانیم براى این قانون الهى ـ شهادت دو زن در مقابل شهادت یک مرد ـ ذکر کنیم، این است که در برخى حالات، فضاى درگیریها و اختلافات، عاطفه انسان را به حمایت از این متّهم یا آن مدعى وادار مىکند. البته این حالتى انسانى است، به ویژه اینکه ما معمولاً تحت تأثیر مظلومیت [یا مظلوم نمایى] قرار مىگیریم، بىآنکه در ماهیت دعوا دقّت و تأمّل کنیم. در این زمینه، زن به لحاظ قوىتر بودن جنبـه عاطفى و احساساش از مرد، طبیعتاً بیشتر تحت تأثیر قرار مىگیرد و این طبیعت حال اوست و مقتضاى مادر بودن، همسر بودن و مؤنّث بودن او. نکته دقیقى که ناگزیر از تأمّل در آن هستیم، این است که شهادت یک زن مکمّل شهادت دیگرى است و همین موضوع گاه در شهادت مردان نیز مشاهده مىشود. مثلاً مىبینیم که در «بیّنه» دو شاهد عادل باید گواهى بدهند. چرا شهادت یکى به تنهایى کافى نیست؟ در جواب مىگوییم این شرط، نوعى احتیاط در رعایت عدالت است. بنابراین در عالم دعاوى جز شهادت دو شاهد عادل پذیرفته نمىشود و به شهادت یک نفر اکتفا نمىگردد. آیا مفهوم این سخن آن است که در مقام دعوا، هر کدام از این دو به لحاظ شخصیّت انسانى، کاستى و نقصان دارند؟! خیر، مسئلـه ما، مسئلـه احتیاط و محکمکارى است که مبادا عدالت ضایع شود نه تعیین ارزش شخصیتى شاهدان. امّا اینکه گفته نمىشود، باید بگویم این مسئله محل اختلاف است، زیرا امیرالمؤمنین على۷فرمود: «لایبطل دم امرئ مسلم»؛ خون انسان مسلمان به هدر نمىرود. بنابراین شهادت زن در این مورد پذیرفته است. البته در برخى از شرایط شهادت زن مقبول نیست؛ مثل شهادت نسبت به زنا، زیرا غالب حدود بازدارنده است و اسلام هم مایل نیست که توجّه و اهتمام انسانها را به سمت این موضوع گرایش دهد. قاعده فقهى «الحدود تدرأ بالشبهات؛ حدود به خاطر شبهات لغو مىشود»، برخاسته از این نگرش است. البته موارد بسیار خُرد و ناچیزى از عدم پذیرش شهادت زن وجود دارد که دلیل آن، وجود خصوصیاتى است که در خود موضوع است. همچنین در برخى مسائلى که مختص زنان است، شهادت زن به تنهایى پذیرفته مىشود و نیازى به شهادت مرد نیست. این امر نشانـه آن است که به رغم همه شبهاتى که پیرامون این مسئله مطرح مىشود، زن [از دید اسلام]، انسانى است که از حقوق کامل برخوردار است. ۴. ضعف نسبی حافظه و قوه ضبط به اعتقاد برخی از مفسران، یکی از تفاوتهای غیر قابل انکار بین زن و مرد، تفاوت از حیث قوای دماغی، عقلانی و عاطفی است. این مطلب نزد بسیاری از عالمان دینی مسلم انگاشته شده است و برای اثبات مدعای خویش از احادیث و روایات شاهد میآورند. در تفسیر آیه ۲۸۲ سوره بقره از کتاب «مجمع البیان» چنین میخوانیم: أن تضّلُ أحداهُما فتذکّر إحداهُما الأخری)؛ باید به جای یک مرد دو زن گواه باشند که اگر یکی از آن دو زن فراموش کرد، دیگری به یاد او بیاورد ـ ربیع، سدی، ضحاک و بیشتر مفسرین ـ و بنا به قرائت کسانی که «تذکر» بدون تشدید خواندهاند نیز معنای آن همینطور خواهد بود و یادآوری به این صورت است که به او بگوید «به یاد داری که آن روز که گواهی دادیم چنین بود و در حضور ما فلان مرد یا فلان زن نیز وجود داشت» تا اینکه به یاد او بیاید. و نکته اینکه این مطلب فقط در مورد گواه بودن زنان بیان شده است، این است که زنان نوعاً بیش از مردان فراموش کارند.» (طبرسی، ۳و۴/ ۱۳۰) در «التفسیر المنیر» آمده است: از این آیه به دست میآید که حافظه زن از مرد ضعیفتر است. از نظر طبیعی نیز چنین است؛ در علوم طبیعی ثابت شده که وزن مغز زن از وزن مغز مرد کمتر است. (زحیلی، ۱/ ۳۶۷) در تفسیر «تقریب القرآن» آمده است: تنها به این دلیل دو زن معادل یک مرد به حساب آمده که زن همانگونه که در علم روز ثابت شده، از جهت حافظه ضعیف است و در نتیجه بیش از مرد فراموشی دارد.» (حسینی شیرازی، ۳/ ۳۶) در تفسیر «من هدی القرآن» آمده است: دلیلش آن است که زن به جهت اشتغالات دیگری که دارد، گاه آنچه را دیده فراموش میکند، بنابراین لازم است بر تعداد شاهدان زن افزوده شود تا این نقص به نوعی جبران گردد. (مدرسی، ۱/ ۴۸) در «تفسیر راهنما» آمده است: احتمال بیشتر لغزش و فراموشی زنان نسبت به مردان؛ [زیرا] جمله «ان تضل» در مقام تعلیل برای جایگزینی دو زن به جای یک مرد است.» (هاشمی رفسنجانی، ۲/ ۲۹) در تفسیر «روان جاوید» میخوانیم: این برای آن است که زن به سبب ضعف عقل و ادراک ممکن است فراموش نماید یا اشتباه کند که در این صورت زن دیگر او را متذکر میکند و هر دو با هم ادای شهادت مینمایند و این معنا را که در واقع علت تعدد شاهد است، در تفسیر امام حسن عسکری (ص۶۷۵) از امیرالمؤمنین۷ نقل کرده است، چون اگر شاهد عادل باشد، عمداً دروغ نمیگوید و باید یکی کافی باشد. پس علت تعدد، عروض سهو و نسیان است.» (ثقفی تهرانی، ۱/ ۳۶۰) شاید غلبه فراموشی در زن یکی از اسراری باشد که در شهادت، دو زن را مقابل یک مرد قرار دادهاند.» (امین، ۲/ ۴۴۹) در توضیح و تبیین آیه مذکور در تفسیر شریف لاهیجی چنین آمده: (أن تضلُ إحداهُما) علت اختیار دو زن است در شهادت به جای یک مرد، و کلمه (أن) ناصبه است و تقدیر کلام چنین است که «لاجل اراده ان تضل احداهما»؛ یعنی گردانیده شد دو زن به منزله یک مرد از جهت اراده آنکه چون فراموش کند یکی از آن دو زن به واسطه نقصان عقل و غلبه نسیان که در جبلت زنان تخمیر یافته (فتذکر احداهما الاخری)، پس به یاد بیاورد یکی از آن دو زن دیگری را. (لاهیجی، ۱/ ۲۸۷) آیت الله جوادی آملی در این باره مینویسد: شهادت دو تا زن در حکم شهادت یک مرد است. اما این به مسئله اندیشه و عقل برنمیگردد. خود قرآن نکته آن را ذکر میکند و میفرماید اینکه شهادت دو تا زن در حکم شهادت یک مرد است، نه برای آن است که زن عقلش ناقص است، بلکه برای اینکه تذکر و حافظهاش کم است. دو تا زن برای این است که هر دو در صحنه حضور داشته باشند که این به ضعف حافظه و ذاکره برمیگردد، نه به ضعف عقل. برای این است که زن مشغول کارهای خانه، تربیت بچه و مشکلات مادری است. لذا ممکن است آن صحنهای که دیده است، فراموش کند. بنابراین باید دو تا زن در این جریان حضور پیدا کنند تا اگر یکی یادش رفت، دیگری او را متذکر کند. (جوادی آملی،/۳۴۶) در تفاسیری چون منهج الصادقین (۲/ ۱۵۰)، اثنی عشری(۱/ ۵۱۲)، آسان (۲/ ۱۷۷)، احسن الحدیث (۱/ ۵۳۲)، اطیب البیان (۳/ ۷۶)، مواهب علیّه (۱/ ۱۲۲) و کشف الحقائق (۱/ ۲۰۹)، وجود کاستی عقل و کمی حافظه با هم و یا هر یک به تنهایی علت گرفته شده است. مطهری نیز چنین بیان می کند: علاوه بر شرط عدالت در شاهد، ویژگی دیگری نیز برای آن ذکر میکنند. این شرط عبارت از حافظه و ضبط است؛ یعنی از نظر حافظه ضعیف نباشد، بتواند مطلب را به خوبی در ذهن بسپارد. این خصوصیت به ویژه در بحث خبررسانی که در فقه و اصول مطرح است، مورد توجه قرار گرفته است و علاوه بر شرط عدالت گفتهاند راوی باید «ضبّاط» باشد. اگر راوی فردی باشد که عدالت او مسلم باشد، ولی قوه حافظه او چندان خوب و رضایتبخش نباشد و زیاد فراموش کند، دیگر گفته او را معتبر نمیدانند. در بحث کنونی نیز از آنجا که شهادت مربوط به امری حسی است، آیا میتوان گفت ضبط و قوه حافظه زن از مرد کمتر است و از همین روی شهادت او با شهادت مرد برابری نمیکند؟ (مطهری، زن و گواهی، /۱۳-۱۲) وی پاسخ مثبت این سؤال را مبتنی به یکی از دو توجیه میکند: یکی اینکه [بگوییم] اساساً، به طور کلی حفظ و ضبط زن از مرد کمتر است، یا نه، [فقط] در مسائل این جوری که میخواهد شهادت بدهد حفظ و ضبطش کمتر است؛ یعنی انسان به هر موضوعی که زیاد توجه دارد، موضوعاتی که مورد علاقهاش هست، در آن موضوعات حفظ و ضبطش خوب است، ولی در موضوعاتی که مورد علاقهاش نیست، کمتر به یادش میماند، چون مورد علاقهاش نیست. مسائلی که مورد شهادت واقع میشود (که از جمله همین است که در اینجا ذکر شده است)، مسئلهای است که از حدود کارهای زن خارج است؛ کارهای بیرونی است. (همان) طبیعتاً زنی که بر اساس احساس وظیفه مهم خویش، تلاش عمده خود را در چارچوب خانواده و تربیت فرزندان قرار داده است، همان گونه که مطهری یادآور شدهاست، «توجهش به مسائل بیرونی که مثلاً برادرش یا شوهرش یا همسایهها با یکدیگر یک معاملهای کردهاند و در آن معامله، قراردادشان این طور بود یا آن طور بود، از موضوعاتی است که طبعاً مورد توجه او نیست [و] چون طبعاً مورد توجهش نیست، حفظش در این مورد ضعیف است. آیه قرآن هم [که این گونه فرمود] تکیهاش روی حفظ و ضبط است؛ نه تکیهاش روی عقل است، نه تکیهاش روی ایمان و عدالت. فرمود: أن تضلّ احداهما فتذکّر احداهما الاخری»؛ دو تا زن باشد، نه یکی تا اگر دیگری به یادش نبود، آن دیگری به یادش بیاورد.( همان) شهید مطهری یادآور میشوند که اغلب مفسرین نیز این جمله را مربوط به نسیان دانستهاند. البته بعضی از مفسرین نیز احتمال قبلی را پذیرفتهاند. آن گاه در پایان این بخش مجدداً تأکید میکند: به هر حال لزوم گواهی دو زن در موقعی که شهادت یک مرد لازم است، لزوم گواهی دو زن مربوط به ضعف عقل نیست. کما اینکه مربوط به ضعف عدالت هم نیست. یا مربوط به این است که حفظ زن، لااقل در مسائل حقوقی، یعنی مسائلی که خارج از محیط خانوادگی و خارج از محیط کار زن است، از مرد کمتر است و «أن تضل احداهما فتذکر احداهما الاخری» این را بیان میکند. یا نه، بلکه مربوط به این است که احساسات او غلیان بیشتری دارد و احساسات او، زود او را از حقیقت منحرف میکند و فکر میکند که اگر من اینجا خلاف را بگویم بهتر است، برای اینکه ترحمی کردم، رحمی کردم و…» (همان) و چنان که گذشت، ایشان این امر را مربوط به احساسات قابل توجه در زنان میدانند. ۵. نقصان ذاتی زن جمعی دیگر از صاحب نظران، پایینتر بودن عقل و درک و شعور زن را نسبت به مرد فلسفه وضع چنین حکمی دانستهاند و اساساً نصف بودن ارزش گواهی زن نسبت به مرد را دلیل ناقص العقل بودن زنان میدانند و بر این معنا به احادیثی نیز استناد میکنند. مثلاً حدیثی از پیامبر اکرم نقل می نمایند که خطاب به زنان فرمود: «دین و عقل شما از مردان ناقصتر است» و وقتی زنان از پیامبر سؤال کردند نقصان دین و عقلشان از چیست؟ ایشان فرمود: «نقصان دین به خاطر محروم بودن از نماز و روزه در چند روز در ماه است (ایام حیض) و نقصان عقل بدین جهت است که گواهی هر یک از شما نصف گواهی مرد است.» (شیخ صدوق، ۳/ ۳۹۱) شهید مطهری در توضیح تحلیل فوق که غالباً مورد تکیه دیگران قرار میگیرد و اسلام را متهم میکنند، چنین میفرماید: میگویند اسلام چون زن را ناقصالعقل میداند، میگوید به اینکه شهادت دو زن برابر است با شهادت یک مرد و یک چیزی اینجا اضافه میشود و آن این است: عقل جوهر انسانیت است و «ما به الامتیاز» انسان با غیر انسان است. پس موجودی که از لحاظ این جوهر و از لحاظ این «ما به الامتیاز» نصف موجود دیگر باشد، پس آن موجود، نصف انسان است! وقتی انسانیت انسان به عقل باشد و اینجا از لحاظ شهادت، عقل زن مساوی با نیمی از عقل مرد شمرده شده است، پس در اسلام انسانیت زن مساوی است با نیمی از انسانیت مرد. این حرفی است که اغلب در کتابها مینویسند. (مطهری، زن وگواهی،/۱۲-۱۳) در مورد نقص عقل زن دیدگاههای مختلفی بیان شده که ما به جهت اختصار به چند مورد از آنها اشاره میکنیم: دیدگاه اول نقص عقل در زنان پدیدهاى اجتماعى و فرهنگى است، نه پدیدهاى تکوینى (امین، قاسم، /۱۷)؛ یعنى در واقع زنان هیچ نقصان و کمبودى در عقل ندارند. صاحبان این دیدگاه معتقدند که مردان در به وجود آوردن محیطى نامناسب براى رشد عقلى زنان نقش ظالمانهاى ایفا کردند. بنابراین تغییر شرایط و روابط اجتماعى مىتواند این کاستى را جبران کند. در نتیجه، نقص عقل زنان در روایات پدیدهاى مربوط به شرایط اجتماعى خاص است، نه ویژگى عمومى زنان و چه بسا زنان در سبز فایل در شرایطى قرار گیرند که با برخوردارى از رشد عقلى، همردیف مردان قرار گیرند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که در آن: a : حجم نمونه پیپت شده V : حجم محلول حاصل از انحلال خاکستر m : وزن نمونه گیاه که خاکستر شده است D.m: درصد ماده خشک گیاهی X : حجم E.D.T.A مصرفی برای تیتراسیون
 از تفاضل مقادیر بدست آمده برای مجموع کلسیم و منیزیم و کلسیم، مقدار منیزیم نیز محاسبه شد (2-18)، ]امامی، 1375[. Mg%=(Mg%+Ca%)-Ca% (2-18) 2-8-8- آهن 2 ميلي ليتر از عصارههای برگ و ریشه، نمونه های شاهد و استاندارد در بالنهای 25 میلیلیتری ریخته شد و به آن 1/0 میلیلیتر محلول احیا کننده متول، 2/0 میلیلیتر محلول ارتوفنانیترولین، 7/2 میلیلیتر محلول سیترات به آن اضافه شد و پس از یک ساعت شدت رنگ ایجاد شده در نمونه شاهد، استانداردها و نمونهها با بهره گرفتن از دستگاه اسپکتروفتومتر (Canada BT600 Plus,)، در طول موج 450 نانومتر اندازه گیری شد. در نهایت غلظت آهن در نمونهها طبق رابطه زیر (2-19)، بر حسب قسمت در میلیون محاسبه شد ]امامی، 1375[. Fe ppm=a100v/mDm(2-19) که در آن: a: غلظت آهن در نمونه بر حسب میلیگرم در لیتر V: حجم محلول حاصل از انحلال خاکستر m: وزن نمونه گیاه که خاکستر شده D.m: درصد ماده خشک گیاه شکل 2-8-منحنی و معادله استاندارد آهن 2-8-9- روی 20 ميلي ليتر از عصارههای برگ و ریشه در بالنهای 100 میلیلیتری ریخته شد و با آب مقطر به حجم رسانده شد سپس به آن 2 میلیلیتر تامپون کلروآمونیوم (75/67 گرم کلرور آمونیوم در 750 میلیلیتر آمونیاک غلیظ حل شد و با آب مقطر به حجم یک لیتر رسانده شد) و 10-8 قطره از معرف اریکروم بلک تی (EBT) اضافه شد تا رنگ محلول آلبالویی شود، آنگاه عمل تیتراسیون با EDTA 01/0 نرمال با بهره گرفتن از بورت تا ظهور رنگ سبز ادامه یافت. در نهایت میزان روی موجود در نمونهها طبق رابطه زیر (2-20)، بر قسمت در میلیون محاسبه شد ]امامی، 1375[. Zn (mg/L)=(50.165.4V)/10(2-20) که در آن: v: حجم قرائت شده از مرحله تيتراسيون 2-8-10- مس 25 میلی لیتر از محلول که حاوی حداقل 10 میکروگرم مس باشد در بالن ژوژه 50 ریخته شد و سپس یک قطره معرف فنل فتالئین به محلول داخل بالن اضافه گردید و با بهره گرفتن از آمونیاک 3 نرمال خنثی شد. محلول حاصل به رنگ صورتی کم رنگ درآمد. در ادامه 3 میلی لیتر بافر به داخل بالن اضافه و خوب بهم زده شد و کاملا بی رنگ گردید و سپس 3 میلی لیتر زینکون به داخل بالن ژوژه اضافه و پس از بهم زدن با آب مقطر به حجم رسانیده شد در نهایت شدت رنگ ایجاد شده در نمونه شاهد، استانداردها و عصارهها پس از 20 دقیقه با بهره گرفتن از دستگاه اسپکتروفتومتر (Canada BT600 Plus,)، در طول موج 620 نانومتر اندازه گیری شد. در نهایت غلظت مس در نمونهها طبق رابطه زیر (2-21)، بر حسب قسمت در میلیون محاسبه شد ]امامی، 1375[. CU (PPm) = (a2V)/m (100/D.m) (2-21) که در آن: a: عدد بدست آمده از منحنی یا غلظت مس کمپلکس بر حسب ppm m: وزن نمونه خاکستر شده V: حجم محلول حاصل از انحلال خاکستر D.m: درصد ماده خشک گیاهی شکل 2-9-منحنی و معادله استاندارد مس 2-8-11- کلر به منظور اندازه گیری کلر، 1/0 گرم از بافتهاي (ریشه و برگ) خشکشده در آون، با بهره گرفتن از ترازوي ديجيتال با دقت 001/0 گرم وزن و سپس به ارلن ماير 50 ميليليتري منتقل شدند. به نمونهها 25 ميليليتر آب مقطر جوش اضافهشد و سپس به مدت یک ساعت روی شیکر با 120 دور در دقيقه قرار گرفتند و عصارهها در چند مرحله کاملاً صافشدند و با آب مقطر به حجم رسانده شدند. 10 ميليليتر از عصاره ها برداشته شدند و 4 قطره دیکرومات پتاسيم به آنها اضافه شد و با محلول نيترات نقره 05/0 نرمال تا ظهور رنگ قرمزآجري تيتر شدند. مقدار نيترات نقره مصرفي براي نمونهها يادداشت و درصد کلر با بهره گرفتن از رابطه زير (2-22)، محاسبه شد ]امامی، 1375[. (2-22) کلر %=حجم کل 100 5/35 نرمالیته نیترات نقره میلی لیتر نیترات نقره مصرفی/100 حجم عصاره وزن نمونه 2-9- تجزیه و تحلیل داده ها داده های برداشت شده از اندازه گیریهای مختلف با بهره گرفتن از نرم افزار SAS (نسخه 1/9)، و به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی تجزیه شدند. همچنین مقایسه میانگینها با آزمون چند دامنهای دانکن و نرم افزار MSTATC (ورژن 10. 2)، صورت گرفت. فصل سوم نتایج و بحث 3-نتایج و بحث 3-1-ارزیابی برهمکنش شوری و ژنوتیپ بر صفات مورفولوژیک نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد، برهمکنش شوری و ژنوتیپ بر قطر، ارتفاع، تعداد برگ، تعداد انشعابات و تراکم برگ روی شاخه اصلی (جدول 3-1)، درصد برگهای سبز ، نکروره شده و ریزش یافته، وزن تر و خشک شاخه اصلی (جدول 3-2)، وزن تر و خشک ریشه، وزن تر و خشک اندام هوایی، نسبت وزن تر و خشک ریشه به وزن تر و خشک اندام هوایی، نسبت وزن تر به وزن خشک اندام هوایی (جدول 3-3)، وزن تر و خشک برگهای بالایی و پایینی شاخه اصلی، سطح برگ و نسبت سطح برگ در برگهای بالایی و پایینی شاخه اصلی (جدول 3-4)، در سطح 1%، معنیدار بود. بر اساس نتایج به دست آمده (جدول 3-1)، میزان قطر نهایی و مقدار افزایش آن در طی دوره اعمال تنش شوری، با افزایش غلظت شوری در آب آبیاری، در تمامی ژنوتیپها نسبت به گیاهان شاهد، کاهش یافت. کمترین قطر شاخه و کمترین میزان افزیش قطر در شاخه اصلی در سطح شوری 8/4 گرم در لیتر، مشاهده شد. میزان کاهش در قطر شاخه اصلی در ژنوتیپهای پیوندی با یکدیگر، اختلاف معنی داری را نشان داد. کمترین میزان افزایش در قطر شاخه اصلی در پایه GF677 و رقم سهند و در تیمار 8/4 گرم در لیتر، مشاهده شد. نتایج نشان داد، میزان ارتفاع نهایی و مقدار افزایش آن در طی دوره اعمال تنش شوری، با افزایش غلظت شوری در تمامی ژنوتیپها نسبت به گیاهان شاهد، کاهش یافت. میزان کاهش ارتفاع در ژنوتیپهای پیوندی با یکدیگر اختلاف معنیداری را نشان داد. میزان افزایش ارتفاع در گیاهان شاهد ژنوتیپ 25-1، رقمهای شکوفه و شاهرود 12، در طی دوره اعمال تنش شوری به ترتیب 14/28، 23/31 و 82/44 سانتیمتر بود، در حالیکه میزان افزایش ارتفاع شاخه اصلی در این سه رقم در تیمار شوری 8/4 گرم در لیتر به ترتیب 80/25، 64/28 و 07/34 بود. این نتایج حاکی از آن است که ارتفاع ژنوتیپ 25-1و رقم های شکوفه و شاهرود 12 به ترتیب 34/2، 59/2 و 75/10 سانتیمتر نسبت به گیاهان شاهد، کاهش یافت که این میزان کاهش اختلاف معنیداری را نسبت به گیاهان شاهد نشان نداد در حالیکه میزان کاهش ارتفاع در رقمهای تونو، نانپاریل ، A200، سهند، مامایی و ژنوتیپهای 16-1 و 40-13 در تیمار 8/4 گرم در لیتر نسبت به گیاهان شاهد معنیدار بود (جدول 3-1). ارتفاع بوته به شدت به محیط رشد وابسته است. از آن جا که پدیده رشد حاصل فعالیتهاي حیاتی در شرایطی است که گیاه بایستی آب کافی در اختیار داشته باشد، در صورت عدم تامین آب مورد نیاز به دلیل کاهش فشار تورژسانس سلولهاي در حال رشد و اثر بر طول سلولها، کاهش ارتفاع رخ می دهد . تنش اسمزي در مرحله اول تنش شوري موجب کاهش محتواي آب سلولها می شود و طویل شدن آن ها را با مشکل روبه رو می کند و حتی پس از ایجاد تعادل اسمزي و تامین فشار اسمزي مجدد سلول ها، گسترش و طویل شدن آن ها به کندي صورت میگیرد . نتایج حاصل از بررسی تعداد برگ تولیدی تحت اعمال تنش شوری نشان داد که تعداد برگ تولیدی در گیاهان با افزایش غلظت شوری کاهش یافت ولی میزان کاهش در تعداد برگ تولیدی در بین ژنوتیپهای مختلف با یکدیگر اختلاف معنیداری را نشان داد. بیشترین میزان برگ تولیدی در گیاهان شاهد ژنوتیپ 16-1 (143 برگ)، و کمترین مقدار آن به ترتیب در رقم تونو، ژنوتیپ 40-13 و رقم سهند تحت تیمار 8/4 گرم در لیتر (به ترتیب به میزان 67/15، 23 و 67/24 برگ)، مشاهده شد. میزان کاهش تعداد برگ تولیدی در رقمهای شکوفه، نانپاریل و ژنوتیپ 25-1در تیمار 8/4 گرم در لیتر نسبت به گیاهان شاهد اختلاف معنیداری را نشان نداد در حالیکه در سایر ژنوتیپهای بررسی شده میزان کاهش در تعداد برگ تولیدی معنیدار بود. نتایج حاصل از بررسی تعداد برگ تولیدی در پایه GF677 تحت اعمال تنش شوری نشان داد که تعداد برگ تولیدی در گیاهان شاهد، تیمارهای 2/1، 4/2 و 6/3 گرم در لیتر به ترتیب 67/26، 67/29 و 33/16 و 67/12 بود که با یکدیگر اختلاف معنی داری نشان ندادند در حالیکه تعداد برگ تولیدی در تیمار 8/4 گرم در لیتر، 67/6 بود که به طور معنیداری نسبت به گیاهان شاهد، کاهش یافته بود ( جدول 3-1). نتایج مقایسه میانگین صفات (جدول 3-1)، نشان داد، میزان تراکم برگ در رقمهای مامایی، سهند و پایه GF677 در تیمارهای 6/3 و 8/4 گرم در لیتر و در رقم تونو و ژنوتیپ 40-13 در تیمار 8/4 گرم در لیتر به طور معنیداری نسبت به گیاهان شاهد کاهش یافت. این نتایج حاکی از آن است که میزان کاهش در تعداد برگ تولیدی از یک طرف و افزایش ریزش برگ از طرف دیگر در این ارقام به طور سریعتری نسبت به کاهش ارتفاع تحت شرایط تنش شوری اتفاق افتاده است که منتج به کاهش تراکم برگ شده است. گزارش شده است که شاخصهاي مورفولوژيکي بادام از جمله رشد طولي و قطر تنه با افزايش شوري، کاهش مييابند که علت كاهش رشد و عملكرد مربوط به سمیت یونی و تنش خشکی ناشی از افزایش پتانسیل اسمزی محلول خاك می باشد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۳۰ عوامل موثر بر اثر بخشی آموزش عوامل متعددی در اثربخشی آموزش دخالت دارند؛ اما به نظر می رسد مهمترین آن نیازسنجی صحیح و متناسب آموزشی باشد. با توجه به نقش ارزنده ای که این امر در اثربخش کردن دوره های آموزشی دارد می توان گفت که نیازسنجی آموزشی عبارت از شناسایی نیازها (فاصله آنچه هست و آنچه باید باشد) و درجه بندی آنها به ترتیب اولویت و انتخاب نیازهایی است که باید کاهش یابند یا حذف شوند(عباس زادگان و ترک زاده، ۱۳۷۹، ۶۵) توجه به اصول نیازسنجی، از جمله دیگر عوامل موثر در اثربخشی آموزشی است که به اختصار عبارتند از: -اصل تداوم (به دلیل تغییرات دائم محیطی و درون سازمانی) -اصل جامعیت(جمع آوری اطلاعات جامع و کامل در مورد همه ابعاد و ارکان کار) -اصل مشارکت(همکاری گروه نیازسنجی) -اصل عینیت و اعتبار(استفاده از روش های عینی و معتبر) -اصل واقع بینی(داشتن نگرش واقع بینانه به هدف، حوزه، سطح و محیط نیازسنجی) -اصل رعایت ملاحظات اخلاقی (رعایت اصول فرهنگی حاکم بر سازمان) توجه به انواع روش های نیازسنجی که در سازمانها بکار گرفته می شوند، نیز سومین عامل موثر در اثربخش کردن دوره های آموزش است که با توجه به اهداف و مقاصد سازمانی باید از روشهایی همچون نیازسنجی آلفا، بتا، گاما، دلتا، اپسیلون و زتا استفاده کرد. چهارمین عامل از عوامل موثر در اثربخش کردن دروه های آموزشی، در اولویت بندی نیازها خلاصه می گردد که با توجه به نقش این امر در برگزاری دروه های اثربخش و مفید، اولویت بندی آن عبارت است از: اولویت بندی بر اساس اهداف، راهبردها و خط مشی سازمان اولویت بندی بر اساس هزینه های رفع نیازها اولویت بندی بر اساس هزینه از دست رفته در صورت رفع نشدن نیاز اولویت بندی بر اساس طول مدت زمان و منابع لازم و موجود برای رفع نیازها
 اولویت بندی بر اساس مقایسه هزینه های رفع یا عدم رفع نیازهای آموزشی اولویت بندی بر اساس تعداد افرادی که درگیر یک نیاز هستند اولویت بندی چند عامل درونی (برمبنای چهار عامل ضرورت، اهمیت، فراوانی تکرار، سطح بازخوانی و سختی یادگیری). پنجمین عامل از عوامل موثر در اثربخشی آموزشی، شکل اجرای دوره هایی است که متناسب با ماهیت موضوعی دوره یا نیازی که سازمان تشخیص می دهد، باید به صورت سمینار، مکاتبه ای، حضوری یا در قالب یک اردوی علمی تفریحی برگزار شود. سایر عوامل موثر بر اثربخشی دوره های آموزشی عبارتند از: حمایت و پشتیبانی مدیریت عالی سازمان و میزان اهمیتی که آنها برای امر آموزش و بهسازی منابع انسانی قائل اند میزان اعتقاد و اهمیتی که کارکنان برای آموزش قائل هستند و به طور کلی جایگاهی که به آموزش در سازمانها اختصاص داده می شود؛ سیاستها و خط مشی کلان سازمان فرصت ومجالی که به فراگیران داده می شود تا در مورد دوره هایی که گذرانده اند، تامل کنند آن را عملا به کارگیرند؛ وجود ابزارها و تجهیزات کمک آموزشی مناسب در سازمانها برگزار کردن دوره ها پس از جمع آوری اطلاعات کافی در مورد زمان، مکان و شکل اجرای آنها توضیح کامل ارزشها و هنجارهای سازمان برای کارکنان تازه استخدام توسعه مهارتهای مدیریتی مدیران صفی و ستادی از طریق آموزش توسعه روابط انسانی مناسب در سازمان از طریق برگزاری دروه های آموزشی متنوع توجه به برنامه های راهبردی یا استراتژیک سازمان و هدایت دوره های آموزش جهت تحقق این اهداف جدی گرفتن امر آموزش از سوی فراگیران محسوب کردن هزینه های آموزشی جز هزینه های سرمایه گذاری، نه هزینه های مصرفی (ابطحی، ۱۳۶۸، ۱۲۱) ۲-۱-۳۱ چگونگی اجرای ارزشیابی برای اجرای ارزشیابی می توان به شرح زیر عمل کرد: مرحله اول: ارزشیابی قبل از شروع برنامه را می توان به صورت مصاحبه و یا آزمایشهای کتبی انجام داد و از آن طریق به میزان اطلاعات و کاردانی شرکت کنندگان پی برد. نتیجه این عمل از دو جهت مورد استفاده قرار خواهد گرفت: اولا پس از تعیین درجه و میزان اطلاعات شرکت کنندگان، اساس برنامه و مواد آن را می توان طوری تنظیم کرد که برای شرکت کنندگان در دوره تکرار مکررات نبوده و برای آنها تازگی داشته باشد. ثانیاً نتایج ارزشیابی مقدمات، معیاری خواهد بود تا در پایان دوره با نتایج ارزشیابیهای نهایی مقایسه گردیده و از این طریق میزان موفقیت برنامه آموزشی در راه آموختن مطالب جدید به شرکت کنندگان مورد سنجش قرار گیرد. مرحله دوم: اجرای ارزشیابی در ضمن برگزاری دوره آموزشی که خود شامل دو قسمت است: یکی ارزشیابی از شرکت کنندگان در دوره های آموزشی است که توسط مربیان آموزشی انجام می شود و می توان به همان طریق معمول انجام پذیرد. دیگر، ارزشیابی است که شرکت کنندگان دوره های آموزشی از برنامه و از مربیان آموزشی به عمل می آورند. در این قسمت از ارزشیابی باید از آنان ضمن شرکت در برنامه نظر خواهی شود، ولی باید به این نکته توجه داشت که منظور از این نظرخواهی ها، این نیست که بلافاصله نظریات آنان در چگونگی اجرای برنامه مورد استفاده قرار گیرد، چون ممکن است اعتبار لازم و کافی نداشته باشد. اجرای این ارزشیابی به این جهت است که بتوان نتایج آن را با ارزشیابی هایی که در خاتمه دوره و یا در محیط واقعی کار انجام می گیرد، مقایسه کرد و چنانچه نتایج آن نشان داد که نظریات، اساسی و منطقی است، در آن صورت می توان از نتایج این تحقیقات مطلع ساخت. مرحله سوم: ادامه اجرای ارزشیابی در محیط واقعی و زنده کار است که در آن نظریات سازمانها و مخصوصاً روسای مستقیم شرکت کنندگان باید پیرامون اثرات برنامه های آموزشی و دوره های آموزشی گرفته شود و البته نظریات اصلاحی آنان به صورت بازخورد مجدداً به برنامه های آموزشی بازگردانده شود تا عیوب و نواقص آن برطرف شود. (ابطحی، ۱۳۸۳، ۱۲۷-۱۲۶) ۲-۱-۳۲ کارآیی کارآئی[۸۹] از نظر فنی عبارت است از نسبت خروجی به ورودی نیرو( انرژی یا کار در واحد زمان) این نسبت بصورت درصد بیان میشود . در تولید، کارآئی عبارت است از خروجی که در عمل به آن دست یافته ایم به خروجی استاندارد موردنظر(هنر پرور شجاعی , تقی : مدیریت بهره وری , ۱۳۷۴). کارآیی مربوط به اجرای درست کارها در سازمان است؛ یعنی تصمیماتی که با هدف کاهش هزینهها، افزایش مقدار تولید و بهبود کیفیت محصول اتخاذ میشوند[۹۰] کارآیی عبارت است ازنسبت بازده واقعی بدست آمده به بازدهی استاندارد و تعیین شده(مورد انتظار) یا نسبت مقدار کاری که انجام میشود به مقدار کاری که باید انجام شود. از جمله مقیاسهایی که برای تعریف و ارزیابی بهرهوری ارائه شدهاند، مقیاسهای کارآیی هستند. مقیاسهای کارآیی، نهادهها یا منابع یک سازمان را با کالاها و خدمات نهایی که تولید میشوند، مقایسه میکنند. کارآیی به نسبت کمیت خدمات و تولیدات ارائه شده به هزینه مالی یا نیروی کار که برای ارائه آنها لازم است اشاره دارد. با این حال این مقیاس و شیوه اندازهگیری بهرهوری، میزان رضایت مشتری یا میزان دسترسی به هدف مطلوب را اندازه نمیگیرد. برای مثال مقیاسهای کارآیی نسبت تعداد افراد درمانشده را به نفر ساعت کار پزشکان نشان میدهد؛ حال آنکه مقیاسهای اثربخشی طوری طراحی شدهاند که نشان دهند؛ از کل بیماران تحت درمان چه تعداد در معالجه موفق بودهاند[۹۱] رابطه کارایی و اثربخشی اثربخشی عبارتست از درجه نیل به اهداف(هنر پرور شجاعی , تقی : مدیریت بهره وری , ۱۳۷۴). معنای اثربخشی این است که در آموزش کارکنان تا چه حد و در چه زمانی به منظوری که از آموزش در مرحله برنامه ریزی داشته ایم نایل گردیده ایم و نتیجه حاصل از فراگیری تا چه حد برای سازمان مطلوبیت دارد. بنابراین میتوان گفت که کارایی کارکنان با میزان اثربخشی آنان در محیط کار قابل سنجیش می باشد و کارایی بدون دستیابی به اثربخشی معنادار نمی باشد رابطه کارایی و بهره وری بین کارایی و بهره وری کارکنان یک سازمان رابطه همبستگی معنی داری وجود دارد بطوری که افزایش کارایی نیروی انسانی سازمان موجب افزایش بهره وری آن می گردد به عبارت دیگر بهبود کارایی نیروی انسانی در ارتقا بهره وری سازمانها اثربخش است. ۲-۲-بخش دوم: عملکرد ۲-۲-۱- مفهوم عملکرد: عملکرد در ساده ترین تعریف ممکن عبارتست از آنچه فرد به عنوان وظیفه در شغل خود انجام میدهد(زاهدی و دیگران، ۱۳۷۹، ۲۸۴) یا اینکه منظور از عملکرد موثر، عملکردی است که در جهت نیل به اهداف سازمان می باشد(سعادت ،۱۳۸۴،۲۵۳) بسیاری از افراد تلاش و عملکرد را با هم یکی می دانند در حالی که منظور از تلاش، انرژی و نیرویی است که کارمند صرف انجام کار می کند. میزان تلاشی که از کارمند دیده می شود تابع دو متغیر است: ارزش پاداش برای کارمند و احتمال دریافت پاداش در صورت تلاش. اما عملکرد، نتیجه واقعی و قابل اندازه گیری تلاش است. اگرچه تلاش منجر به عملکرد می گردد، این دو را نمی توان با یکدیگر برابر دانست و میان این دو تفاوت فاحشی وجود دارد. اختلاف میان تلاش (یعنی آن چه کار کند می کوشد تا حاصل آید و عملکرد (یعنی آنچه واقعاً حاصل شده است) بستگی به ترکیب دو متغیر دارد: خصوصیات و توانایی های کارمند و تصوری که کارمند از نقش خود دارد، نتیجه گیری از تلاش، اولاً به تخصص، مهارت و دانش شغلی کارمند و ثانیاً به برداشت و تصور او از کار بستگی دارد. در یک تعریف نسبتا جامع، عملکرد عبارت است از کارایی و اثربخشی در وظایف محوله و بعضی داده های شخصی نظیر حادثه آفرینی، تاخیر در حضور برسر کار، غیبت و کندی کار. در این تعریف کارآیی به معنای نسبت بازده به دست آمده به منابع به کار رفته است و اثربخشی عبارت است از میزان دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده از سوی دیگر عواملی همانند غیبت، کندی درکار، تاخیر و حادثه آفرینی می توانند معیارهای مناسبی برای سنجش عملکرد باشند (کامکار و دیگران، ۱۳۸۴، ۲۲). عملکرد معیار پیش بینی شده یا معیار وابسته کلیدی در چارچوبی که ارائه می دهیم، می باشد که این چارچوب به عنوان وسیله ای برای قضاوت در مورد اثربخشی افراد، گروه ها و سازمان ها عمل میکند (اندرو، ۱۹۹۸، ۹۶۶). عملکرد حاصل فعالیت های یک فرد، از لحاظ اجرای وظایف محوله در مدت معین میباشد(آرمسترانگ، ۱۹۹۱، ۵۷). عملکرد، حاصل یا نتیجه فرایند و تحقق اهداف می باشد. فرایند بدین معنی است که انجام هر کاری طی مراحلی می بایست صورت بگیرد تا آن کار انجام پذیرد و تحقق اهداف بدین معنی است که با رعایت مراحل کاری، آن هدف تحقق پیدا می کند(دفت، ۱۳۷۴، ۲۰۶) بدین ترتیب آنچه در تمامی تعاریف مشترک است نحوه انجام وظیفه و مسئولیت های محوله است. ۲-۲-۲- عوامل موثر در بهبود عملکرد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|