|
|
|
به استوارترین تکیه گاهم،دستان پرمهر پدرم به سبزترین نگاه زندگیم،چشمان سبز مادرم که هرچه آموختم در مکتب عشق شما آموختم و هرچه بکوشم قطره ای از دریای بی کران مهربانیتان را سپاس نتوانم بگویم. امروز هستی ام به امید شماست و فردا کلید باغ بهشتم رضای شما را آوردی گران سنگ تر از این ارزان نداشتم تا به خاک پایتان نثار کنم،باشد که حاصل تلاشم نسیم گونه غبار خستگیتان را بزداید. بوسه بر دستان پرمهرتان تقدیم به همسرم و فرزندان دلبندم به پاس قدر دانی از قلبی آکنده از عشق و معرفت که محیطی سرشار از سلامت و امنیت و آرامش و آسایش برای من فراهم آورده اند..
 چکیده در سالهای اخیر با پیشرفت های بعمل آمده در تکنولوژی پردازش داده و ارسال آن، شرکت های توزیع هر چه بیشتر علاقه مند به استفاده از سیستم های اتوماسیون توزیع شده اند. یکی از کاربرهای بسیار موثر اتوماسیون، تجدید آرایش شبکه توزیع می باشد که غالبا تحت عنوان یک مسئله بهینه سازی برای بهبود اهداف گوناگون مورد تحلیل قرار میگیرد. در این پایاننامه، مسئلهیتجدیدآرایشدرشبکههایتوزیع به همراه تعیین اندازه تولیدات پراکنده، به منظور بهینه سازی تلفات توان، پروفیل ولتاژ، متعادلسازی بار و کاهش هزینه شبکهانجام میپذیرد. نظربهاینکهتجدیدآرایشیکمسئلهبهینه سازیترکیبی است،ازیک روش ترکیبیبا ترکیب الگوریتمهای گروه ذرات و جهش قورباغه استفاده شده است. پیش از آن نتایج این الگوریتم در مقایسه با روش ژنتیک و نیز الگوریتم گروه ذرات مورد سنجش قرار گرفته است. درنهایتنتایج چارچوب ارائه شده برروی سیستمهای ۳۳ باسه و ۷۰ باسه مورد ارزیابی قرار گرفته شدهاست. در این پایان نامه از محیط برنامه نویسی نرم افزار متلب برای مدلسازی و پیاده سازی سیستم تحت مطالعه استفاده شده است. واژههای کلیدی:تجدید آرایش، الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات، الگوریتم قورباغه، بهینه سازی تلفات توان، بهبود پروفیل ولتاژ، متعادل سازی بار، کاهش هزینه ها فهرستمطالب عنوان صفحه فصلاول: مقدمه ۱-۱-مقدمه ۲ ۱-۲-ضرورتاحتیاجبهتحقیق ۴ ۱-۳-هدفتحقیقواهمیتآن ۵ ۱-۴-بخشهایپایاننامه ۶ فصلدوم: مروریبرتحقیقاتانجامشدهدرزمینهتجدیدآرایشدرشبکههایتوزیع ۲-۱- مقدمه ۸ ۲-۲- بررسیریاضیقیوددرمسئلهتجدیدآرایش ۸ ۲-۳- نقاطضعفدرروشهایموجوددربررسیقیدشعاعی ۱۴ ۲-۴- روشهایمختلفبرایمسئلهتجدیدآرایشدرسیستمهایتوزیع ۱۶ ۲-۴-۱- گامهایالگوریتمDSSHAبهصورتزیرمیباشد. ۱۸ ۲-۵- الگوریتمجدیدیجهتتجدیدآرایشباهدفمینیممکردنتلفاتتوانوبهبودپروفیلولتاژ ۲۱ ۲-۶- تجدیدآرایشسیستمتوزیعبااستفادهازالگوریتمژنتیکمبتنیبرگرافاتصال ۲۶ ۲-۷- تجدیدآرایششبکهبرایکاهشتلفاتوبهبودقابلیتاطمینانمبتنیبرالگوریتمژنتیکبهبودیافته ۲۷ ۲-۸- یکالگوریتمتکاملیترکیبیکارآمدبراساسPSO وACO برایتجدیدآرایشفیدرهایشبکهتوزیع ۳۰ ۲-۹- روشبهینهبرایتجدیدآرایشسیستمهایتوزیعمبتنیبرOPFوحلآنتوسطروشتجزیهبندرز ۳۱ ۲-۱۰- تجدیدآرایشبهینهشبکهتوزیعمتعادلونامتعادلبادرنظرگرفتنتولیداتپراکنده ۳۳ فصلسوم: تجدیدآرایششبکههایتوزیع ۳-۳- روشهایابتکاریشهودی ۴۴ ۳-۳-۱- روشتعویضشاخه ۴۴ ۳-۳-۲- روشجستجویحلقه،حذفشاخه ۴۶ ۳-۳-۳- روشتقسیمبندیشبکهبهچندجزء ۴۸ ۳-۳-۴- روشبستنتمامکلیدها ” درحالتعادیباز” وسپسبازکردنتکتکآنها ۵۰ ۴-۳-۵- روشبازروبستهکردنمتوالیکلیدها ۵۱ فصلچهارم: بیانمسئله ۴-۱- مقدمه ۵۵ ۴-۲- فرمولبندیمسئلهبهینهسازی ۵۵ ۴-۲-۱- متغیرهایطراحیمسئله ۵۵ ۴-۳- توابعهدف ۵۶ ۴-۳-۱- تلفاتمقاومتی ۵۶ ۴-۳-۲- بهبودپروفیلولتاژ ۵۶ ۴-۳-۳- متعادلسازیبارخطوط ۵۶ ۴-۳-۴- هزینه ۵۷ ۴-۳-۵- شاخصچندهدفه ۵۷ ۴-۴- محدودیتهایمسئله ۵۸ ۴-۴-۱- محدودیتولتاژباسها ۵۸ ۴-۴-۲- محدودیتتوانعبوریازخطوط ۵۸ ۴-۴-۳- محدودیتآرایششبکه ۵۸
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[یکشنبه 1400-08-02] [ 11:59:00 ب.ظ ]
|
|
لَا ینْبَغِی لِمَنْ عَرَفَ عَظَمَهَ اللَّهِ أَنْ یتَعَظَّمَ فَإِنَّ رِفْعَهَ الَّذِینَ یعْلَمُونَ مَا عَظَمَهُ اللَّهِ أَنْ یتَوَاضَعُوا لَه[۵۴]. شایسته نیست کسی که عظمت خدا را شناخته است، بزرگی کند! پس همانا رفعت و بلندی آنانکه میدانند عظمت خدا چیست آن است که به خاطر او تواضع کنند. وجود مبارک امام ششم حضرت جعفر بن محمد۸یکی از خطابهای خداوند به حضرت موسی۷ را چنین گزارش میفرمایند: یَا مُوسَى إِنِّی لَا أَقْبَلُ الصَّلَوهَ إِلَّا لِمَنْ تَوَاضَعَ لِعَظَمَتِی و…[۵۵] ای موسی! من نماز را قبول نمیکنم مگر از کسی که برای عظمت من تواضع کند و…
 ائمه: نتیجهی تواضع را چنین بیان میفرمایند: إِنَّ فِی السَّمَاءِ مَلَکیْنِ مُوَکلَیْنِ بِالْعِبَادِ، فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَاهُ، وَ مَنْ تَکبَّرَ وَضَعَاه[۵۶] همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شدهاند، که هر کسى براى خدا تواضع کند، او را بالا برند و هر که تکبر کند پستش کنند. ۱٫۱٫۱٫۷٫ گشادهرویی و اندوهدلی کسی که معرفت به خدا پیدا میکند و در مسیر بندگی قدم میبردارد، میداند که خداوند متعال از بندهاش میخواهد که با سایرین خوشرفتار باشد. کلام زیبایی از امیرمؤمنان۷ چنین نقل شده است: الْعَارِفُ وَجْهُهُ مُسْتَبْشِرٌ مُتَبَسِّمٌ وَ قَلْبُهُ وَجِلٌ مَحْزُون[۵۷]. آن که معرفت دارد گشاده رو و لبخندزنان است و دل او نگران و اندوهگین. طبیعی است که هر کس خدا را بشناسد نسبت به قصور و تقصیر در وظیفهی بندگی و لحظاتی که خالی از یاد خدا بوده است و نیز به خاطر نگرانی از آیندهی خویش و عدم حسن عاقبت، همواره محزون و نگران است. اما از آن جهت که یکی از مصادیق بندگی خدا خوش خلقی و برخورد خوب با مؤمنان و دیدار با مؤمنان با گشادهرویی و لبخند است، در چهره تبسم و شادمانی دارد. اما دل او به چیزی خوش نیست. از امور دنیوی لذت نمیبرد و برای آخرت خود و تمام لحظاتی که بیتوجه به خداوند گذرانده است غصه میخورد. ۱٫۱٫۱٫۸٫ بینیازی از خلق خدا از مولای متقیان۷ چنین روایت است که فرمودند: مَنْ سَکنَ قَلْبَهُ الْعِلْمُ بِاللَّهِ أَسْکنَهُ الْغِنَی عَنْ خَلْقِ اللَّه[۵۸]. هر کس که دلش را علم خداوند آرام کند، بی نیازی از خلق خدا نیز دلش را آرام خواهد کرد. توضیح آنکه کسی که خداشناس شد و دانست همهی نعمتها به دست اوست و رغبت فی ما عند اللّه پیدا کرد، چشم به مخلوقات خداوند - که آنها هم مثل او نیازمند و فقیر در خانه او هستند- ندارد و احساس استغناء از آنان خواهد داشت. ۱٫۱٫۱٫۹٫ کثرت دعا وقتی شخص خدا را بشناسد و بداند که هر چه هست از اوست و به آنچه نزد اوست رغبت پیدا کند و نیز بداند که آن خدای مهربان سخن گفتن بنده با خود و درخواست او را دوست میدارد، تا بتواند شب و روزش را به دعا و درخواست از خدا و راز و نیاز با او خواهد گذراند. امیرالمؤمنین۷ چنین میفرمایند: أَحَبُ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَرْضِ الدُّعَاء[۵۹] محبوبترین اعمال نزد خداوند عزّ و جلّ در زمین، دعاست. همان طور که محبوبترین کار نزد خداوند در زمین، دعا است، بنا به فرمایش حضرت باقرالعلوم۷مغبوضترین شخص نزد خدا تارک دعاست: مَا مِنْ شَیْءٍ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْئَلَ وَ یُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَهُ وَ مَا أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّنْ یَسْتَکبِرُ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لَا یَسْأَلُ مَا عِنْدَهُ[۶۰] چیزى نزد خداى عز و جل بهتر از این نیست که از او درخواست شود و از آنچه نزد او است، خواسته شود؛ و کسى نزد خداى عز و جل مبغوضتر نیست از آن کس که از عبادت او تکبر ورزد و آنچه نزد او است را درخواست نکند[۶۱]. مولی الموحدین۷ چنین فرمودهاند: أَعْلَمُ النَّاسِ بِاللَّهِ أَکثَرُهُمْ لَهُ مَسْأَلَه[۶۲]. داناترین مردم به خدا کسی است که از او بیشتر درخواست کند. در روایات بسیاری، ائمه: به دعا حتی برای کوچکترین حاجات تأکید فرموده اند. امام ششم۷ فرمودهاند: عَلَیْکمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّکمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَا تَتْرُکوا صَغِیرَهً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْکبَارِ[۶۳] بر شما باد به دعا، زیرا به هیچ چیز مانند آن به خدا نزدیک نمیشوید و دعا برای هیچ حاجت کوچکى را به خاطر کوچکیاش رها نکنید؛ زیرا آن کس که حاجات کوچک به دست اوست، همان کسی است که حاجات بزرگ را در اختیار دارد. پیامبر اکرم۶ در روایتی میفرمایند: سَلُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَا بَدَا لَکمْ مِنْ حَوَائِجِکمْ حَتَّى شِسْعَ النَّعْلِ فَإِنَّهُ إِنْ لَمْ یُیَسِّرْهُ لَمْ یَتَیَسَّر[۶۴] هر نیازی که برایتان پیش میآید (رفع آن را) از خداوند عزّ و جلّ بخواهید، حتی بند کفش (تابستانی)؛ چرا که اگر (خداوند) آن را فراهم نسازد، فراهم نمیشود. از قبیل همین مضمون، میتوان به خطاب خداوند به حضرت موسی۷ اشاره کرد: یَا مُوسَى سَلْنِی کلَّ مَا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ حَتَّى عَلَفَ شَاتِک وَ مِلْحَ عَجِینِک[۶۵] ای موسی همهی ما یحتاج خود را از من طلب کن حتی علف گوسفند و نمک غذایت را. نمیشود کسی خدا را بشناسد ولی با محبوب خویش به خلوت و راز و نیاز ننشیند و از این راه با او انس نگیرد. همان طور که زین العابدین۷ عرضه میدارند: یا مَنْ آنَسَ الْعَارِفِینَ بِطَیبِ مُنَاجَاتِه[۶۶] ای خدایی که عارفان را به مناجات پاکیزه با خویش انس دادهای! کسی که خداشناس شد و دانست که همه نعمتها به دست اوست و رغبت فی ما عند اللّه پیدا کرد، چشم به مخلوقات خداوند -که آنها هم مثل او نیازمند و فقیر در خانه او هستند- ندارد و احساس استغناء از آنان خواهد داشت و حاجات خویش را فقط از خدا میخواهد.
۱٫۲٫ محبت خداوند
این لذت معنوی نیز گرچه از آثار معرفت خداوند است، اما همانگونه که از آموزههای دینی و کلمات نورانی اهلبیت: استفاده میشود، خود دارای لذت خاص و آسمانی است. لذت محبت خدا آن قدر زیاد است که در بهشت که خانه لذات ماندگار و مجمع حلاوتهای بینظیر است، لذیذترین چیز، محبت پروردگار مهربان است. امیرمؤمنان۷ در این باره چنین فرمودهاند: أَطْیبُ شَیءٍ فِی الْجَنَّهِ وَ أَلَذُّهُ حُبُّ اللَّهِ وَ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ[۶۷]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف این سازمانها کمک به بهبود وضع جامعه و حفظ منافع ملی و مصالح عمومی کشور است . براساس تعریف سازمان ملل ، NGO ها یا سازمانهای غیردولتی میبایست دارای چهار مشخصه اصلی باشند ، ۱) از وابستگی مستقیم به هر حکومتی آزاد باشند ۲) فعالیتهای سیاسی و وابستگی به احزاب سیاسی نداشته باشند ۳) غیرانتفاعی باشند و فعالیت اقتصادی نکنند ۴) فاقد فعالیتهای خشونتآمیز بوده و با گروههای بزهکار مرتبط نباشند. واقعیتهای جهان امروز نشان میدهد که قدرتهای سلطهگر با سوءاستفاده ابزاری از سازمانهای غیردولتی موسوم به NGO به دنبال پیشبرد اهداف خود در کشورهای درحال توسعه میباشند برای مثال ؛ سازمانهای غیردولتی و NGO های وابسته به عنوان بخشی از عوامل اجرائی غرب نقش مهم و محوری در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تسریع در وقوع انقلابهای موسوم به” مخملی و گل رز ” در گرجستان و اوکراین ایفا نمودند و در شرایط کنونی به عنوان بخشی از استراتژی نظام سلطه جهانی علیه ملتها و حکومتهای مستقل و مردمی بکار گرفته میشوند ، از طرف دیگر سازمانهای غیردولتی و نهادهای مردمی متعهد و مدافع منافع ملی نظیر روحانیت شیعه و حوزههای علمیه در طول تاریخ نقش تعیین کننده در مبارزه با ظلم و ستم و احقاق حقوق از دست رفته مردم داشتهاند.
 موضوع سازمانهای غیردولتی یکی از مواردی است که مورد بحث و گفتگوی فراوان واقع شده است برخی گسترش آن را برای جامعه ایران یک تهدید میدانند و معتقدند ج.ا.ا باید در مقابل NGO ها و سازمانهای غیردولتی سیاست بازدارندگی داشته باشد و از گسترش آنها جلوگیری کند. عده ای دیگر بر حمایت بدون چون و چرا از سازمانهای غیردولتی پافشاری میکنند از سوی دیگر واقعیتهای جهان امروز نشانگر رشد و گسترش سازمانهای غیردولتی و پیوستگی جهانی آنان با یکدیگر به مدد توسعه تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات است طبعاً جمهوری اسلامی ایران نمیتواند در چنین فضائی نسبت به این پدیده جهانی بی اعتنا باقی بماند. عوامل مذکور ضرورت تحقیق و پژوهش پیرامون سازمانهای غیردولتی و لزوم تهیه و تدوین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسامی ایران در قبال آن را اجتناب ناپذیر نمود از این روی کمیسیون علمی فرهنگی و اجتماعی مجمع تشخیص مصلحت نظام از اوایل سال ۱۳۸۳ موضوع شیوه تعامل نظام با سازمانهای غیردولتی داخلی و NGO های جهانی را در دستور کار خود قرار داد و در مرحله اول به جمع آوری کلیه منابع و کتب منتشر شده موجود پرداخت و تحقیقات انجام گرفته در کشور را گردآوری کرد سپس طی جلسات مکرر با نهادهای اجرایی کشور که در عمل با سازمانهای غیردولتی داخلی و خارجی مواجهه بودند به تبیین وضع موجود و جمع بندی تجربیات آنها مبادرت نمود. این تحقیق نتایج بدست آمده از پژوهشهای مذکور است که مشتمل بر پنج فصل و در ۶۰۰ برگ میباشد. عنوان تحقیق : سازمانهای غیردولتی در نگاه تطبیقی مریم ابوالقاسمی ( دانشگاه امام صادق « ع» ) – ۱۳۸۶ چکیده سازمانهای غیردولتی، سازمانها و نهادهایی هستند که در راستای اهداف صحیح به فعالیتهای علمی، اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی در جوامع میپردازند. بر این اساس، گسترش سازمانهای غیردولتی در کنار اقتصاد، بازار آزاد، خصوصیسازی، دموکراسی و اطلاع رسانی از جمله ابزارهای غیردولتی هستند که جایگاهی مهم نزد مردم دارند و از سوی دیگر میتوانند به برخی نیازها و دغدغههای جوامع که دولتها توانایی یا انگیزه پرداختن به آنها را ندارند، پاسخ گویند، و علاوه بر این واسطه میان خواست و اراده عمومی جامعه و حاکمیت باشند. در کشور ما، مانند بسیاری از کشورهای دیگر وجود تشکلها، انجمنها و گروههایی که با ماهیتی غیر انتفاعی فعالیت میکنند، سابقهای دراز دارد.وجود صندوقهای قرضالحسنه، بنیادهای خیریه، هیأتهای مذهبی، موقوفات خاص و عام از مصادیق بارز این تشکلها هستند. نویسنده در این مقاله سعی بر آن دارد که سازمانهای غیردولتی را مورد ارزیابی قرار داده، اندیشه اسلامی را در این زمینه ارزیابی نماید و راهکارهایی را هر چند مختصر در این زمینه پیشنهاد نماید که با به کارگیری آنها امنیت سیاسی و اقتصادی کشور به طریق اولی حفظ میگردد. عنوان تحقیق : راهنمای سازمان های غیردولتی محمود رضا گلشن پژوه (موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران) – ۱۳۹۱ چکیده سازمان غیردولتی مفهومی است که نه میتوان تعریف خاص، دقیق و جامعی برای آن قائل شد و نه تاریخچه پیدایش معینی دارد. با این حال، رشد بیسابقه اینگونه سازمانها، به ویژه در دهه های اخیر باعث شده است که ساختار آن از مفهومی تقریباً ناشناخته با حیطه وظایف ثابت و محدود، به گونهای شگفتانگیز تغییر یافته و به بازیگری قدرتمند در عرصه ملی و بینالمللی و توانایی و تاثیرگذاری بسیار ـ گاهی همدوش دولتها و یا سازمانهای بینالمللی ـ تبدیل شود. فقدان منابع مکتوب و در دسترس در زمینه سازمانهای غیردولتی فعال در کشور عزیزمان، همواره از موانع مهم موجود بر سر راه این نهادها به شمار میآمده است. کتاب حاضر به عنوان منبع و مرجعی برای شناخت و حوزه فعالیتهای سازمانهای غیردولتی به رشته تحریر درآمده است. عنوان تحقیق : بررسی نقش عوامل سیاسی و امنیتی در سیاستگذاری سازمانهای مردمنهاد ایرانی محمدرضا مجیدی (فصلنامه سیاست – شماره ۲۷) – ۱۳۹۲ چکیده
| تاسیس و توسعه سازمانهای مردمنهاد ازجمله سازوکارهای مشارکت مردم در سطوح محلی، ملی و بینالمللی است که بر عرصههای گوناگون زندگی جوامع انسانی تاثیر گذارده و میگذارد. یکی از این حوزههای تاثیرپذیر، منافع امنیت ملی کشورها است. نوشتار حاضر بر آن است تا با شناخت این عوامل، میزان و چگونگی تاثیرگذاری آنها بر ابعاد منافع امنیت ملی کشور را دریابد. حاصل این پژوهش که با روشهای تحقیق پیمایشی، اسناد و مدارک علمی و مصاحبه عمقی صورت پذیرفته است، نشان داده که عوامل یادشده بر سه بعد منافع امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران؛ یعنی ایده دولت، نهادهای دولت، و پایگاه مادی دولت، تاثیر مستقیم دارند. بر این مبنا بیشترین تاثیر این عوامل بر بعد ایده دولت است. |
| |
عنوان تحقیق : سازمانهای مردم نهاد بینالمللی و حکومت جهانی استیو ؛ (ماهنامه روابط فرهنگی – شماره سال دوم، شماره ۶, ۷۹ - ۶۶) – ۱۳۹۱ چکیده
| در سالهای اخیر سازمانهای مردمنهاد مورد توجه زیادی قرار گرفتهاند. این نوشتار ابتدا نگاهی کلی به مباحث مربوط به موضوع پاسخگویی سازمانهای مردمنهاد دارد و در آن مهمترین دیدگاهها و آثار و نوشتههای دانشگاهی بررسی میشود. سپس تحلیل نوینی در خصوص اینکه چگونه میتوان عملکرد و پاسخگویی سازمانهای مردمنهاد را در سطح جهانی ارتقا داد ارائه شده است. |
۱-۴ سوال سازمان های مردم نهاد تا چه اندازه توانسته اند نقش خود را در تهران در تحقق حاکمروایی مطلوب و افزایش سرمایه اجتماعی ایفا نمایند ؟ ۱-۵ فرضیه تاثیر سازمان های مردم نهاد در تحقق حکمروایی مطلوب در تهران بنا به دلایلی همچون ضعف ساختاری سازمان های مردم نهاد ، ضعف اعتماد اجتماعی به آنان ، مشکلات اقتصادی فعالیت های داوطلبانه را می توان از عناصری دانست که کارکردهای حرفه ای سازمان های مردم نهاد را در شکل دهی به جامعه مدنی به حداقل رسانیده است . نظریه تحقیق به منظور انسجام بخشی به این تحقیق و ضرورت نتیجه بخشی کاربردی آن ، نظریه غالب در آن نظریه حکمروایی خوب یا مطلوب است که از اوایل دهه ۱۹۸۰ توسط بانک جهانی با رویکردی اقتصادی مطرح شد . حکمرانی خوب بیشتر نشأتگرفته از نظریه نهادگرایی محسوب میشود. در نظریه نهادگرایان، عوامل نهادی و سیاستهای دولت میتوانند بهطور سیستماتیک بر رشد اقتصادی تأثیر بگذارند. تحولات مذکور باعث شد از دهه۹۰ محافل بینالمللی سیاستگذاری اقتصادی، حکمرانی خوب را کلید معمای توسعه و شرط لازم ثبات اقتصادی و انسجام اجتماعی مطرح کنند. بنا به تعریف، حکمرانی در لغت به معنای اداره و تنظیم امور است و به رابطه میان شهروندان و حکومتکنندگان اطلاق میشود. اما از نظر اصطلاحی منظور از حکمرانی قواعد و فرایندهای حاکم بر اعمال اقتدار به نام حکومت است. به عبارت دیگر حکمرانی، نحوه تقسیم قدرت در نهادهای عمومی، چگونگی اعمال قدرت و تمهیدات ناظر بر سیاستگذاری است. به بیان دیگر، حکمرانی شیوه اعمال قدرت در مدیریت منابع اقتصادی و اجتماعی کشور است. بر این اساس، منظور از حکمرانی خوب، اعمال قدرت اقتصادی، سیاسی و اداری براساس قانون، پاسخگویی و اثربخشی است. حکمرانی خوب از ۳ جزء یا ۳ نهاد اصلی تشکیل شده است که هر یک نهادهای جزئیتر مخصوص بهخود دارند: ۱- دولت ۲- جامعه مدنی ۳- بخش خصوصی در این تحقیق نظریه حکمروایی مطلوب در محور جامعه مدنی به عنوان یکی از عناصر مهم و محوری سرمایه اجتماعی با رویکرد دیدگاه های نهادگرایی که در فضای نئولیبرالی با رویکرد تعاملی در محیط منطقه ای و محلی در فضای شهری قابل طرح است بررسی می شود. ۱-۶اهداف تحقیق هدف اصلی تحقیق، ارزیابی تاثیر سازمان های غیر دولتی بر تحقق حاکمیت مطلوب و ارتقاء سرمایه اجتماعی با مطالعه موردی شهر تهران طی سالهای ۱۳۸۸ الی ۱۳۹۲ است. علاوه بر این هدف، تحقیق حاضر اهداف فرعی را نیزدنبال نموده است . شناسایی و ارزیابی تاثیر سازمان های غیر دولتی بر هر یک از مولفه های حاکمیت و سرمایه اجتماعی بوده است. به بیان دیگر تحقق حاکمیت مطلوب و شایسته که پایدار و عادلانه باشد به طور فوق العاده ای پیچیده است و دانش و منابع سازمان های مردم نهاد را طلب می کند. دولت هایی که به تنهایی عمل می کنند، به سختی می توانند با همه مسایل توسعه کنار بیایند. بنابراین باید مسایل در حال تغییر توسعه توسط دولت ها، سازمان های مردم نهاد مورد توجه قرار گیرد و یک مشارکت و همکاری قوی بین دولت و جامعه مدنی را درتحقق و بهبود فرایند حاکمیت مطلوب و افزایش سرمایه اجتماعی بررسی، تجزیه و تحلیل شود. به علاوه افزایش سرمایه اجتماعی در درون آنها موجب می شود تا انجام امور به شکل بهتری تسهیل شده و بستری مناسبی برای تحقق حاکمیت مطلوب فراهم می آید و عملکرد ، کارایی مثبتی برجا گذارند. سازمان ها بی نیاز از سرمایه اجتماعی نبوده و شناسایی عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی اهمیت به سزایی دارد. عامل بسیار مهمی که تاثیری شگرفی بر افزایش سرمایه اجتماعی می گذارد، عملکرد سازمان های غیر دولتی است. هر تصمیمی که سازمان های غیر دولتی می گیرند یا هر عملی که این سازمان ها بدان مبادرت می ورزند، در تحقق حاکمیت مطلوب و شایسته تاثیر می گذارند. ۱-۷ تعریف مفاهیم ۱-۷-۱ جامعه مدنی شیوه خاصی از روابط میان دولت و گروه های اجتماعی نظیر خانواده ، بنگاه ها و موسسات تجاری ، انجمن ها و جنبش هایی که مستقل از دولت وجود دارند. این شیوه روابط ، پیش از همه در جامعه جدید پیدا شدند ، اگر چه مبادی آن را می توان در دوره های پیشتر نیز یافت . چندین مولفه جامعه مدنی برای دوام و بقای دموکراسی های نوین لازمند و به گذار از حکومت اقتدار گرا یا تمامیت خواه به حکومت دموکراتیک کمک می کنند. پس می توان در تعریف دقیق تر چنین بیان داشت که ، جامعه مدنی معمولا به آن دسته از تشکل ها و روابط اجتماعی گفته می شود که خارج از حوزه قدرت دولت شکل می گیرند ، اما در سامان دادن به زندگی اجتماعی یک جامعه نقش مهمی ایفا می کنند . به طوری که از معنای ظاهری جامعه مدنی بر می آید ، این جامعه به تشکل ها و روابط اجتماعی مبتنی بر زندگی شهری و مقتضیات زندگی اجتماعی در اجتماعات بزرگ و مدرن مربوط است و نه به زندگی در جماعات کوچک و کهن نظیر روستاها و قبایل . در هر صورت جامعه مدنی بر اشکال خودجوش تشکل منافع جمعی و هم پیوندهای ملی دلالت دارد . این گونه تشکل ها و هم پیوندی ها که بدون دخالت دولت صورت می گیرد می تواند به عنوان واسطه ای میان جامعه و دولت عمل کند. (ساعی :۱۶۲:۱۳۸۰) در جوامع جهان سوم ساختارهای اجتماعی مربوط به زندگی شهری و مناسبات سرمایه داری چه در دوران استعمار و چه پس از ان ضعیف بود . به نحویکه گروه ها و طبقات اجتماعی شسهری نمی توانستند مبانی استحکام یک دولت ملی را فراهم سازند. بورژوازی ضعیف این جوامع نتوانست پیوند طبقاتی و تشکل محکمی دست پیدا کند و به تبع آن نیز نتوانست رهبری جامعه را به دست بگیرد و با پیوند منافع خود با منافع ملی زمینه های یک دموکراسی لیبرال را در این کشورها فراهم کند . در این جوامع در واقع دولت بود که توانست با بهره گرفتن از بوروکراسی کشوری و لشکری و تحت هدایت ترکیبی از نخبگان سیاسی ، بوروکرات ها و نظامیان بر جامعه مسلط شده ، به نیروی هدایت کننده جامعه مدنی تبدیل شود . به عبارت دیگر در این جوامع جامعه مدنی مقهور دولت شد . در ضمن تشکل های صنفی و سیاسی مستقل از دولت یا پیدا نشدند و یا بسیار ضعیف باقی ماندند و تحت کنترل دولت قرار گرفتند . (ساعی ، پیشین )البته این نگاه در همه کشورهای درحال توسعه یکسان نیست بلکه بسته به نوع حکومت ها دارای تفاوت هایی است که موضوع دقیق این تحقیق نمی باشد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اسم ﺻ ص یعنی صاد را یاد می گیرد.
هدفهای رفتاری
دانش آموز اول ابتدایی عقب مانده ذهنی در پایان این درس قادر خواهد بود. ۱: به پرسشهای آموزگار درباره تصاویر و واژه های درس پاسخ صحیح بدهد. ۲: از روی متن درس بتواند بخواند و بنویسد. ۳: صامت و ﺻ را با مصوت های خوانده شده بتواند ترکیب کند. ۴: املای کلمه های ذکر شده، متن های تهیه شده با این کلمات و همچنین املای(ﺻ - ص) را درست بنویسد.
مواد و وسایل کمک آموزشی
استفاده از تصاویر ﺻ - ص و قرص، صابون، صورت و حروف مغناطیسی
رفتار ورودی
درسهای قبل تشدید تمرین شد (مثلاً بنّا چه کار می کند؟ یا کار نقّاش چیست؟)
ایجاد انگیزه
تعریف داستان حسنی نگو یه دسته گل و درگیر کردن دانش آموز در یادگیری (به وسیله وسایل کمک آموزشی)
روش تدریس
روش داستانی، گروهی، انفرادی
شیوه ارزشیابی
پرسش و پاسخ، کتبی و شفاهی (بیشتر به صورت شفاهی)
گزارش تدریس فارسی موضوع درس: آموزش ﺤ - ح مقطع تحصیلی: اول ابتدایی ساعت ورود به کلاس: ۹:۲۰ دقیقه مدت جلسه: ۵۰ دقیقه تاریخ: ۷/۱۰/۸۵ بعد از زنگ تفریح همراه خانم آیین افروز وارد کلاس شدم و خانم آیین افروز در کلاس را در اختیار من قرار داد و خودش آخر کلاس پیش نیما نشست. از بچه های پرسیدم که زنگ تفریح بازی کردید و تغذیه های تون را خوردید؟ آنها همه پاسخ دادند بله پس همه سرحال و آماده هستید تا درس امروز را شروع کنیم، و همه پاسخ دادند بله. بعد حضور و غیاب کردم و غائب نداشتیم و گفتم: خدا را شکر که امروز غائب نداریم و همه حاضرند. علی جان یادت هست درس قبل در موردچی بود. علی گفت: درمورد صابون و قرص آفرین، بچه ها همه درس صابون را بیاورید و از یک یک بچه ها خواستم که از روی درس روخوانی کنند و سپس درس جدید را شروع کردم. بچه ها امروز می خواهیم با یک کلمه جدید آشنا شویم. همراه خودم یک حوله و تصاویری از چیزهایی مثل صبحانه و صبح و زنگ تفریح یعنی کلماتی که در آنها ح وجود دارد به سر کلاس آورده بودم از بچه ها پرسیدم که بچه ها وقتی دست و صورت خود را می شویید آن را با چی خشک می کنید؟ و همه جواب دادند با حوله. گفتم آفرین بچه ها درست است و بعد پرسیدم بچه ها می دانید حوله را چه جوری مینویسند؟ و آنها پاسخ دادند: نه نمی دونیم و من به آنها گفتم خوب اشکالی نداره من به شما یاد می دهم. حوله را چه جوری می نویسند و بعد آن کلمه را روی تخته چسباندم. ﺤ را با حروف خود چسبان قرمز و بقیه را با حروف چسبان آبی چسباندم و بعد از بچه ها خواستم که حوله را صداکشی کنند. ﺤ - ُ-له. چند بخشی است و بچه ها می گویند دو بخش است. آفرین بچه ها. سپس از علی پرسیدم که ما کی به مدرسه می آییم و از خواب بیدار می شویم و علی گفت: صبح. گفتم آفرین علی، حالا همه صبح را بخش کنند. چند بخش است؟ و همه گفتند ۱بخش. آفرین. سپس ادامه دارم که بچه ها ما صبح که از خواب پا می شویم چی می خوریم؟ و همه گفتند: صبحانه، آفرین درسته. حالا عادل تو صبحانه را بخش کن و بگوچند بخش است؟ ﺼﺒ + حا+نه. ۳ بخش است. آفرین درسته چه خوب. بعد به وسیله حروف خودچسبان کلمه صبحانه را روی تخته چسباندم. و بعد از بچه ها پرسیدم که شما با خودتان خوراکی می آورید؟ و همه جواب دادند بله و بعد در ادامه گفتم، خُب کی خوراکی های خودتان را می خورید؟ و گفتند: زنگ تفریح آفرین بچه ها بازم درست گفتید. حالا بیایید با هم تفریح را بخش کنیم، چند بخش است؟ و بچه ها جواب دادند: ۲ بخش است. درست است و بعد پرسیدم وقتی که زنگ تفریح تمام شد چی کار می کنید:؟ علی گفت صف می بندیم و بعد خواستم آن را بخش کند و گفت: ۱ بخش است. و او را تشویق کردم و بعد گفتم بچه ها شما می توانید کلمه های صبح و صبحانه و تفریح را بنویسید. و بچه ها گفتند نه خانم. گفتم پس با دقت به تخته نگاه کنید تا من برای شما بنویسم و بعد در تمام کلمه ها ح را با رنگ قرمز و بقیه کلمه را با رنگ آبی تا برای بچه ها کاملاً مشخص باشد. به بچه ها گفتم بچه ها ح مثل ج نوشته می شود فقط ح مثل ج دیگه تو شکمش بچه ندارد و ما دو تا ح داریم: ۱- ﺤ غیر آخر ۲- ح آخر. ﺤ غیر آخر دو دست داره و برای اینکه خوانده بشود باید دستشو به یه حرف دیگه بده مثل حوله که دستشو به و داده ولی ح آخر هم یم تواند دستش را بدهد مثل صبح که دستش را به ب داده و هم می تونه دستش را به حرف دیگری نده مثل روح.
 راستی بچه ها کی می دونه روح چیه؟ و بچه ها گفتند ترسناک است گفتم نه بچه ها همه ما در بدنمان روح داریم که زنده هستیم و وقتی که بمیریم روح ما از بدن ما می ره پیش خدا، توی بهشت. روی کارتهای مقوایی شکلهای حوله و صبح و میز صبحانه را کشیده بودم و آنها را روی تخته چسباندم و به علیرضا گفتم: که اسم این شکلهایی را که روی تخته است بگو. و علیرضا آنها را نام برد و بعد به علیرضا گفتم، علیرضا جان کدام یک ح آخر دارد واو گفت صبح. آفرین چه خوب درست است. و بعد تصاویری از جوجه و حوله و تفریح را به امیر نشان دادم و گفتم امیر جان کدام ها صدای ح می دهد؟ آنها را به من بده و امیر تصویر چند حوله و زنگ تفریح را به من داد. و بعد از علی خواستم که پای تخته بیاید و حوله را با توجه به الگو بنویسد و در پایان به او یک شکلات جایزه دادم. و بعد به بچه ها گفتم کی می تونه یه اسم بگه که توش حرف ح باشد و عادل پس از کمی فکر کردن گفت: اسم برادر دوستم حمید است. آفرین عادل جان و بعد برای تشویق بچه ها به همه آنها یک شکلات دادم. و بعد از نیما خواستم که پای تخته بیاید و تصویر حوله را کشیده بودم و روبروی آن اسم (حوله و جوله) را نوشته بودم. به نیما گفتم کدام یک از این اسم ها درست است و نیما گفت نمی دانم. به او گفتم تو صورت خود را وقتی شستی با چی خشک می کنی؟ و فکر کرد و گفت: با حوله و از او خواستم و اسم روبروی شکل را بخواند. نیما گفت (جوله-حوله) گفتم خوب کدام درست است؟ جواب داد: حوله و من او را تشویق کردم. شکل بعدی شکل میز صبحانه بود و روبروی آن صبحانه و صبجانه نوشته بودم و از امیر خواستم بگوید کدام اسم درست نوشته شده و امیر جواب درست را گفت و من یک شکلات به او دادم سپس از بچه ها خواستم کتابهای خود را باز کنند و از روی درس برای آنها خواندم و بعد یک دور بچه ها با من تکرار کردند و در دور بعد بچه ها هر کدام یک به یک خواندند: (ﺤ - ح) ‹‹زنگ تفریح››
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سه دیدگاه متفاوت برای مطالعه و بررسی ارزش برند وجود دارد:
 ۱.دیدگاه برمبنای مشتری ، ۲. ارزش ویژه ی برند بر مبنای دیدگاه مالی و ۳. دیدگاه ترکیبی ۱- بعد مشتری گرا : ارزش ویژه برند مشتری گرا متشکل از دو مفهوم چند بعدی قدرت برند و ارزش برند است. قدرت برند بر پایه مشاهدات، ادراکات و رفتارهای مشتریان که اجازه می دهند برند برای ایشان دوست داشتنی گردد و مزیتهای رقابتی ممتازی را شکل دهد تعریف می گردد. در این روش ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتریان سنجیده می شود. در بعد مشتری گرا، مدل آکر که در سال ۱۹۹۱ ارائه شد به عنوان یکی از بهترین تئوریهای ارائه شده مورد پذیرش قرار گرفته است. ایشان در سال ۱۹۹۱ ارزش ویژه برند را شامل ابعاد آگاهی از نام و نشان، کیفیت ادراکی، ویژگیهای تداعی کننده نام و نشان، وفاداری به نام و نشان و دیگر دارائیهای نام و نشان (چون حقوق معنوی و کانالهای توزیع و …) بیان کردند. در سال ۲۰۰۴ نت مایر و همکاران مدل CBBE را با ارتقا مدل آکر ارائه نمودند. این تیم تحقیقاتی برای اندازه گیری ارزش ویژه برند مدلی دو بعدی را ارائه نمودند: وجوه مرکزی / اولیه تاثیر گذار بر ارزش ویژه نام و نشان و پیوندهای مرتبط با نام و نشان. هر دو بعد در جهت ایجاد میل به خرید و در نهایت انجام خرید تاثیر گذار هستند. کیفیت ادراک شده از مواردی است که همواره مورد نظر محققین واقع شده است. تعریفی که به طور غالب از سوی محققین ارائه شده است عبارت است از قضاوت مشتریان نسبت به مزیت، برتری، اعتبار و تفوق یک برند درقیاس با دیگر برندهای رقیب. کیفیت ادراک شده نه تنها بر دیگر ابعاد برند اثر می گذارد، بلکه در طبقه بندی محصولات از دید مشتری نیز تاثیر گذار است. ارزش ادراک شده مبنی بر هزینه یکی از ابعاد اصلی و سنگ بنای چارچوبهای ساختاری ارزش ویژه برند مشتری گراست. ارزش ادراک شده بر مبنای هزینه عبارت است از کلیه ابعاد مطلوبیت برندی که مشتری می گیرد (مانند کیفیت) و می دهد (مانند قیمت یا هزینه های پس از خرید) در ارتباط و قیاس با دیگر برندهای موجود. تمایل به پرداخت قیمت بالاتر عبارت است از میزان تمایل مصرف کننده به پرداخت قیمتی بالاتر جهت دستیابی به برند مورد نظر در شرایط یکسان (ازنظر حجم و مقدار برابر) در تقابل با دیگر رقبا. این یکی از ابعاد بسیار مهم تاثیر گذار بر ارزش ویژه برند است. اگر برند کیفیت، ارزش و تفاوت مورد نظر مشتری را ایجاد نماید، در نتیجه تمایل به پرداخت قیمت بالاتر نیز حاصل می گردد. ۲- بعد مالی از بعد مالی ارزش ویژه برند را می توان به عنوان مابه التفاوت عواید مالی یک محصول که یک بار با برند و یک بار بدون هیچ برندی عرضه می گردد تعریف نمود. مطمئنا محصولی که با یک برند خاص عرضه می گردد با افزایش یا کاهش ارزش برای مشتری و نتایج مالی برای سازمان توامان خواهد بود، این همان چیزی است که تحت عنوان بعد مالی ارزش ویژه برند تعریف می گردد. ۲- بعد مرکب : در بعد مرکب به ارزش ویژه برند به گونه ای نگاه می شود که هر دو بعد پیشین (مشتری گرا و مالی) را شامل گردد. اثر ارزش ویژه برند بر سازمان دو بعدی است و تنها در زمینه ارتباط با مشتری یا مالی تاثیر خود را نشان نمی دهد. ارتباط همگرا و مثبتی همواره میان ارزش ویژه برند در دو بعد مشتری گرا و مالی وجود دارد. عملا دو دیدگاه بازاریابی و مالی در اینجا به هم گره می خورند. ۱-۱۰-۴ .شعار تبلیغاتی: واژه انگلیسی Slogan (شعار) از عبارت Slough-ghairm با( تلفظ Slogorm )از زبان گالیک اسکاتلندی( به معنای نعره هنگام نبرد یا رجز خوانی[۳۲]) گرفته شده است. نام تجاری یک نام متمایز و یا نماد( مانند لوگو، علامت تجاری یا طراحی بسته) است که برای شناسایی کالاها یا خدمات یک فروشنده خاص یا گروهی از فروشندگان به کار می رود و هدف آن متمایز کردن آن کالا از رقبا می باشد.(آکر،۷،۱۹۹۱) شعار تبلیغاتی «Slogan» عبارتی به یادماندنی است که برای بیان زاویۀ دید، تعهد یا رسالت یک برند به کار میرود. شعار، عبارتی به یادماندنی است که برای بیان مکرر عقیده یا هدفی در زمینه امور سیاسی یا کسب و کار به کار می روند. شعار تبلیغاتی عبارتی اسـت دربـاره سازمان یا مـحصولی خاص، که درباره ویـژگی ها و مزیـتهای آن مطرح می گردد. این عبارت در کلیه تبلیـغات سازمان تکرار می شود و همچـنین در ذهـن مخاطـب ماندگار خواهـد شـد. شعار تبلیغاتی عنصری کلیدی از هویت برند، و کمکی به ارزش ویژه برند می باشد. شعار تبلیغاتی نیز یک جمله مکتوب یا شفاهی است که در ساختار زیربنایی یک پیام و مفهوم را منتقل می کند. در ساختار ظاهری به کلمات، کوتاهی و بلندی، آهنگین بودن و موارد ی از این قبیل اشاره می شود. به عبارت دیگر شعار تبلیغات دارای ساختار زیربنایی و ساختار ظاهری است. در ساختار زیربنایی به جاذبه تبلیغاتی که زیربنای مفهوم و پیام تبلیغ است اشاره می شود . در ساختار ظاهری به شکل شعار و ویژگی هایی مانند : کوتاهی و بلندی شعار، آهنگین بدن یا نبودن شعار و مواردی از این دست اشاره می شود.(دکتر عزیزی و همکاران،۱۳۹۱) شعار تبلیغاتی عبارتی اسـت دربـاره سازمان یا مـحصولی خاص، که درباره ویـژگی ها و مزیـتهای آن مطرح می گردد. این عبارت در کلیه تبلیـغات سازمان تکرار می شود و همچـنین در ذهـن مخاطـب ماندگار خواهـد شـد. شعار تبلیغاتی به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده آگهی، نقش مهمی در برقرار کردن یا تداوم بخشیدن به رابطه مخاطب با آگهی دارد. شعار تبلیغاتی ممکن است یک عبارت موزون و آهنگین، یک پرسش ساده یا حتی یک کلمه باشد. در تنظیم یک آگهی تبلیغاتی شعار از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در میان سایر عناصر پیام تبلیغاتی به نحو شایسته تر و بهتری در ذهن مخاطب جای می گیرد. گفته می شود که شعارهای تبلیغاتی موثرترین ابزار به منظور جلب توجه افراد به یک یا چند جنبه از یک محصول یا خدمت هستند[۳۳]. در حقیقت شعار تبلیغاتی مختصر ترین و ظریف ترین شکل از بزرگ ترین ادعای یک شرکت است. شعار تبلیغاتی در هر آگهی شرکت و در کنار آرم و نام تجاری محصولات و خدمات به چشم می خورد و به نوعی پیوندی ناگسستنی با نام شرکت پیدا می کند. عموما دامنه یک شعار تبلیغاتی کلیه محصولات و خدمات یک شرکت را در بر می گیرد و آن ادعا به هر محصول و خدمتی که آرم شرکت را دارد نسبت داده می شود. پیام ها و شعار های تبلیغاتی، وظیفه ایجاد ذهنیت موردنظر طراح شعار در ذهن مخاطب و تشویق او به خرید محصول یا خدمات را برعهده دارند. این چنین است که یک شعار تبلیغاتی خوب باید چیزی باشد که از نظر ترغیب مشتریان احتمالی و افزایش فروش ارزش تکرار کردن و از نظر مخاطب ارزش چند بار شنیدن، به خاطر سپردن و به یادآوردن را داشته باشد. در واقع شعار تبلیغاتی چکیده ای است از دیدگاه استراتژیک شرکت، رسالت و ماموریت او و برنامه تبلیغاتی شرکت که خود براساس تحقیقات بازاریابی تدوین شده است[۳۴]. به کاربردن شعار تبلیغات دارای دو هدف اصلی است اولاً موجب تداوم اجرای برنامه های تبلیغاتی در یک کمپین تبلیغاتی می شود و دیگر اینکه استراتژی تبلیغات به شکل یک عبارت قابل باور، تکرار پذیر و به یادماندنی خلاصه می گردد. شعار تبلیغاتی می بایست همیشه و در همه جا بکار رود. زیرا شعار تبلیغاتی مثل سایه به نام شرکت وابسته است. لذا باید آنرا همه جا از جمله در کارتهای ویزیت، تبلیغات چاپی، بروشورها، تابلوها، نامه ها، کتابهای اطلاع رسانی و یا هرجایی که بتوان استفاده نمود. ویژگی اصلی شعار تبلیغاتی همیشه کوتاه و نکته دار بودن آن است (مثل جملات قصار) و این ویژگی خود به تأثیرگذاری بیشتر و به یادماندن آن کمک می نماید. شعار تبلیغاتی به طور کلی به کالا هویت می بخشد و باعث تمایز می شود و مصرف کننده قادر است با توجه به جایگاه خاصی که یک شعار یا یک نام در ذهنش نقش بسته کالای موردنظر خود را برگزیند که این ذهنیت می تواند به واسطه ی اطلاع رساندن و یا سابقه خودکالا باشد. این برخورد مصرف کننده در انتخاب کالا برای شرکت سازنده یک ارزش محسوب می شود که با پیشینه خود توانسته است مشتریان را راضی کند و به نوعی اعتماد مصرف کننده را جلب کند[۳۵]. فصل دوم: مروری بر منابع ۲-۱ . مقدمه: در عصر حاضر به دلیل رقابتی شدن خدمات و نزدیکی کیفیت خدمات بانکی به یکدیگر، تقاضا برای انتخاب موسسه مالی متناسب با خواسته های مشتریان افزایش چشمگیری یافته است. در ایران نیز، به دلیل آنکه بسیاری از بانک ها تا چند سال پیش بانک های دولتی و تابع قوانین یکسانی بوده اند، و توجه چندانی به مشتریان به عنوان هسته مرکزی و اصلی نمی شد، ذهنیت خوب و مثبتی در میان مردم نسبت به بانک ها و عملیات بانکی وجود نداشت. بعد از روی کار آمدن بانک های خصوصی و پس از آن، واگذاری بانک ها به بخش خصوصی، خدمات و کیفیت عملیات بانکی افزایش یافت و بانک ها به سمت و سوی رقابتی شدن( هر چند با وجود موانع و مشکلات ) رفتند. در این جا بود که تبلیغات بیش از پیش اهمیت خود را نشان داد . از طرف دیگر، رضایت مندی یکی از موضوعات بسیار راهبردی در دهه اخیر است.اکنون که در اقتصاد جهانی، مشتریان بقای شرکت را رقم می زنند، شرکت ها دیگر نمی توانند به انتظارات و خواسته های مشتریان بی تفاوت باشند. آنها باید همه فعالیت ها و توانمندی های خود را متوجه رضایت مشتریان کنند. چرا که تنها منبع برگشت سرمایه مشتریان هستند، بنابراین نخستین اصل در دنیای کسب و کار امروزی، ایجاد ارزش های مشتری پسند است. امروزه، ما در شرایط اقتصادی و اجتماعی خدمت محور زندگی می کنیم که این وضعیت روز به روز رو به افزایش است، به عبارت دیگر مشتریان ما به مراقبت و خدمات بیشتری نسبت به گذشته نیاز دارند .مسلما در این راستا اطلاع از تصویر ذهنی و ادراک مشتریان نسبت به کالاها و خدمات ارائه شده از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و ضمن بر ملا ساختن نقاط قوت و ضعف یک سازمان، زمینه ای را برای اتخاذ راهبردهای مناسب و ارتقا کیفیت و سطح عملکرد فراهم می آورد. در این راستا، توجه به تبلیغات مفید در صنعت بانکداری، به عنوان یکی از ابزارهای مالی ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یکی از ارکان تبلیغات که کم و بیش مورد غفلت قرار گرفته است، شعار تبلیغاتی است که به عنوان نمایش دهنده مشخصات و خصوصیات بانک می باشد. با شناخت ارکان های برند و برند سازی و پس از آن سبک های برند سازی و در نهایت؛ شعار تبلیغاتی می توان به این امر مهم دست یافت. در این فصل، تعاریف برند و برند سازی، انواع سبک های برند سازی ، تعاریفی در خصوص شعار تبلیغاتی، و در نهایت معرفی بانک تجارت و پژوهش هایی که در گذشته در راستای عنوان پایان نامه انجام گرفته است، آورده شده است. ۲-۲ . تاریخچه و مراحل شکل گیری برند: استفاده از برند سابقه چندین هزارساله دارد. در قدیم نامگذاری به عمل علامت گذاری یک محصول با طراحی که نشان دهنده هویت یک محصول و شناسایی شخص تولیدکننده یک محصول برای مصرف کنندگان بود ، اطلاق می شد. برای مثال در قدیم صاحبان احشام و چهارپایان برای شناسایی حیوانات خود از سایر احشام ، طرح هایی را بر روی پوست آنها داغ می زدند.(مالونیس[۳۶] ،۲۰۰۰ ). فارکوار نیز مثالهایی از به کارگیری برند در مصر باستان را ذکر می کند. در این زمان آجرسازان مصری به منظور شناسایی محصولات خود از محصولات رقبا ، اقدام به حک سمبل های خود بر روی آجرهای تولیدی می کردند(فارکوار[۳۷]۱۹۹۰,). اما در حقیقت تا قرن ۱۹ میلادی، مجالی برای بروز و شکل گیری برند به عنوان یکی از ارکان مهم علم بازاریابی وجود نداشت. در نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی ، استفاده از برند به عنوان یک وسیله پیشرفته بازاریابی تکامل یافت.انقلاب صنعتی و سیستم های جدید ارتباطی این امکان را برای شرکت ها به وجود اورد تا برند خود را در مناطق گسترده تری تبلیغ کنند (مالونیس،۲۰۰۰). کارخانه ها و شرکت های تولیدی که از اواخر قرن ۱۸،با انقلاب صنعتی پابه عرصه وجود گذاشته اند،تا به حال با ۴ دوره رو به رو بوده اند،در دوره نخست که تا اوایل دهه ۱۹۵۰ ادامه داشت،نگرش«تولید مدار» نگرش غالب در سازمان ها بود. در این زمان، به دلیل عدم توازن بین عرضه و تقاضا، هر چه از سوی تولیدکنندگان وارد بازار می شد، مصرف کنندگان به اجبار از آن استفاده می کردند. تولید و اثربخشی در این دوره اهمیت بسیار داشت. در دوره دوم که اواسط دهه ۱۹۵۰ شروع شد،نگرش « فروش مدار» مورد توجه قرار گرفت.در این دوره هدف تنها فروش تولیدی های شرکت بود . در اواخر قرن ۱۹ حداقل ۴ تغییر مهم برای شکل گیری برند رخ داد که عبارتند از: ۱- موتورهای بنزینی و سوختی این امکان را به وجود آوردند که محصولات در مناطق دورتری توزیع شوند؛ ۲- از برند به عنوان وسیله ای برای ایجاد تمایز میان کالاهای بسیار همگن مانند تخم مرغ یا موز استفاده شد؛ ۳- سیستم های حقوقی برای تشخیص و محافظت از برند به وجود آمد؛ ۴- استراتژی های برندگذاری گسترش پیدا کرد ، تا جایی که خدماتی مانند تعمیرگاه های خودرو را نیز در بر گرفت. با وجود پیشینه زیاد برندگذاری ،تکامل اهداف و استراتژی های برندگذاری به قرن بیستم میلادی باز می گردد.(حسینی و دیگران،۱۳۹۰،۲۴-۲۵) از لحاظ تاریخی نیز، مراحل شکل گیری برند را می توان به ۴ دوره تقسیم کرد: در دوره سوم که از اوایل دهه ۱۹۷۰ آغاز شد،به عصر « بازاریابی مدار » شهرت یافت و در واقع علم بازاریابی در این عصر شکل گرفت.نیازها و خواسته های مشتریان و مصرف کنندگان موردتوجه قرار گرفت، پژوهش های بازاریابی اهمیت یافت و شرکت ها متوجه شدند که اگر محصولاتشان با خواسته های مشتریان همخوانی نداشته باشد،کاری از پیش نمی برند.در این دوران ،شرکت ها دریافتند که تنها توجه به مسایل فروش و تولید، دیگر کافی نخواهد بود. عصر بازاریابی آغازگر رویکرد جدیدی در نگرش شرکت ها به بازار ، به مصرف کنندگان و در عین حال مقدمه ای برای ورود به عصر حاضر بود که «عصر برندمحوری » نامیده می شود. ( به آبادی،۱۳۸۸،۲۲) ۲-۲-۱ . تعریف برند: در تعریف کلاسیک ، برند به تعیین هویت یک محصول و تمایزیابی از سایر رقبای آن از طریق بهره گیری از آرم، طرح و دیگر نمادها و علامت های دیداری اطلاق می شود. مطابق تعریف انجمن بازاریابی آمریکا،AMA ،در سال ۱۹۶۰ برند عبارت است از: عنوان، اصطلاح، علامت، نماد، طرح یا ترکیبی از این موارد با هدف مشخص کردن کالا یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز نمودن آنها از سایر محصولات و رقبا.( حسینی و دیگران،۱۳۹۱،۲۸) کاتلر نیز دیدگاه سنتی نام و نشان تجاری را که انجمن بازاریابی آمریکا نیز آن را مطرح کرده به صورت زیر بیان می کند:یک نام ،عبارت یا اصطلاح،نشانه،علامت،نماد یا ترکیبی از آنهاست که هدف آن معرفی کالا یا خدمتی است که یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان عرضه می کنند و بدین وسیله آنها را از محصولات شرکت های رقیب متمایز می سازند.(کاتلر و گرتنر،۲۰۰۲) ریچارد کوچ[۳۸] نام و نشان تجاری را این گونه تعریف می کند:یک طرح،یا نام بصری که به یک محصول یا خدمت داده شده تا آن را از محصولات رقبا متمایز کند و به مشتریان اطمینان دهد که محصول کیفیت عالی و پایداری دارد.(کوچ ، ۱۹۹۹) دیوید اکر[۳۹] نام و نشان تجاری را سمبلی می داند که با تعداد زیادی دارایی و تعهد ذهنی پیوند خورده است و هدف آن شناسایی و تمایز محصولات است.(آکر،۱۹۹۱) اصولا واژه برند به دو نکته اساسی اشاره دارد: تداوم، کیفیت مطابق یا بالاتر از انتظارات مشتری.(حسینی و دیگران،۱۳۹۱،۲۴) ۲-۲-۲ . اهمیت برند: ژآن نوئل کپفرر[۴۰](متخصص برند سازی )می گوید: برند یک قرارداد است.یعنی قول و تعهد است.(کپفرر،۱۹۹۸). هر برند دارای دو دسته خصیات ملموس و غیر ملموس است: ملموس مانند نام، شکل، بسته بندی و…. غیر ملموس مانند خدمات، کیفیت و…(اخلاصی،۱۳۹۱،۸۱) اما در حقیقت ، دو دلیل وجود دارد که باعث می شود همه چیز در بازار به برند ختم شود : ۱-از دید صاحبان کسب و کار ،تعداد مشتریان را برند تعرریف می کند. ۲-از دید مشتریان، افراد خود را بوسیله برندهایی که استفاده می کنند تعریف می کنند. (اخلاصی،۱۳۹۱،۲۸) شناخت برند مساوی با شناخت کسب و کار است،زیرا تعداد مشتریانی که به سراغ شرکت می ایند و خرید می کنند و میزان وفاداریشان در گرو موفقیتی است که برند شرکت در بازار کسب کرده است.( اخلاصی،۱۳۹۱،۲۷) تبلیغات ابزاری جهت معرفی برند می باشد. هدف اصلی تبلیغات ایجاد اگاهی[۴۱] و همچنین خلق تصویر ذهنی[۴۲] از برند در ذهن مشتری در بلند مدت است.( اخلاصی،۱۳۹۱،۳۳) اهمیت برند تا آن جاست که امروزه برند را چیزی فراتر از محصول به حساب آورده و در واقع محصول را جزیی از برند در نظر می گیرند. (اخلاصی،۱۳۹۱،۸۲) بنابراین ؛ پایه ریزی و استفاده درست از برند می تواند تا مدت ها سودآوری و حیات محصول را تضمین نماید. تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نیز نشان میدهد از هر ۴ باری که مشتریان برند مصرفی خود را تغییر می دهند[۴۳] ، ۳ بار آن هیچ ارتباطی به عملکرد یا کیفیت محصول ندارد. بلکه این اتفاق به دلیل مسایل ناملموس مانند خدماتی که به مشتریان ارئه می شود رخ می دهد.( اخلاصی،۱۳۹۱،۸۴) بر اساس تحقیقی که جامعه شناسان انجام داده اند ،اکثر مشتریان خود را با برند هایی که مصرف می کنند تعریف می کنند.پس ایجاد وفاداری در انها منجر به تداوم مصرف مشتریان می شود.( اخلاصی،۱۳۹۱،۲۸) اما چه نکاتی باعث افزایش وفاداری می شود؟ در اینجا ابتدا تعاریف مختصری ار اصطلاحات رایج در حوزه برند صورت می گیرد و پس از آن، عوامل موثر بر وفاداری مشتریان ذکر می گردد. *ابعاد برند: ابعادی که در یک برند باید به آن توجه کرد عبارت است از: زمان- مکان- فضا- موضوع- کمیت- کیفیت- دانش- بینش- روش- تاکتیک (خویه و دیگران،۱۳۹۱،۴۶) *احساس برند[۴۴]: به احساسی که به مشتریان در مواجهه با برند محصولات دست می دهد “احساس برند ” می گویند. (اخلاصی،۱۳۹۱،۲۴) * معماری برند[۴۵] : معماری،ساختاری است که پورتفوی برند را شکل می دهد.این مفهوم،نقش های برند و روابط میان برندهای یک شرکت را مشخص می نماید؛مانند نقش میان برند یک اتومبیل و برند مدل های مختلف از همان اتومبیل.به گفته اولینز(Olins,1990 ) معماری برند می تواند به ۳ شیوه اصلی ساختاردهی شود: ساختار یکپارچه و یک تکه که معادل ساختاری است که در آن شرکت صرفا به برند شرکت اتکا می کند.در نقطه مقابل،ساختار مجزا قرار می گیردکه در آن هر محصول به صورت مجزا دارای برند است.نهایتا،معماری برند می تواند به صورت ساختار ترکیبی و پیوندی باشد که درآن برند شرکت جهت تایید سایر برندها در پرتفوی شرکت به کار گرفته می شود.( حسینی و دیگران،۱۳۹۱،۲۸) * تصویر برند[۴۶] : تصویر برند بیانگر ادراک و پذیرش آن از طرف مصرف کنندگان است.هدف از توجه راهبردی به تصویر برند اطمینان از این مطلب است که مصرف کنندگان ذهنیت مناسبی از برند در ذهن خود نگاه می دارند.تصویر برند عمدتا شامل مفاهیم چندگانه ای است:ادراک؛چرا که برند توسط مصرف کننده درک می شود،شناخت؛چرا که برند به لحاظ شناختی مورد ارزیابی واقع می شود،نگرش؛چرا که مصرف کنندگان مرتبا پس از ادراک و ارزیابی آنچه دریافت کرده اند،نگرش های خود را پیرامون برند شکل می دهند.(آکر و جواکیمسالر،۲۰۰۲؛کلر،۲۰۰۳؛گرونیگ،۱۹۹۳).از این رو تصویر برند نقطه ای کانونی در رویکرد مبتنی بر مصرف کننده محسوب می شود.( حسینی و دیگران،۱۳۹۱،۳۲)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به طور خلاصه گاهی مفید است که این مسئله را در نظر داشته باشیم که میتوان به «عملگر بازبهنجارش» که مفهومی نوین معادل عرض ثابت جفتشدگی بازبهنجار در تئوری میدان می باشد. حال جزئیاتی از استخراج ضرایب ویلسون در را ارائه میدهیم. بنابراین بحث وتفسیر، مهمترین جنبه بسط فاصله کوتاه برای واپاشی ضعیف ارائه شده با عملگرهای تلفیقی[۴] مواجه می شویم. این اتفاق به این دلیل می افتد که اصلاحات گلوئونیک عناصر ماتریس عملگر اصلی خود متناسب با نیست زیرا شامل ساختار اضافی می باشد وبالعکس. بنابراین علاوه بر ترم جواب یک ترم جواب متناظر با به منظور بازبهنجارش این عنصر ماتریس نیاز است مطرح شود. عملگرهای مشروحه در موضوع به منظور ترکیب[۵] تحت بازبهنجارش هستند، با اینحال در اصل چیز جدیدی نیست این فقط تعمیم جبری مفاهیم معمول است که در واقع اگر یک عملگر اساسی دیگر یعنی با ضرایب را معرفی کنیم، بازبهنجارش قطری میشود و عناصر ماتریس و بازبهنجار ضربی هستند. در این مبنای جدید، OPE اینگونه بازخوانده میشود:

که
در محاسبات مربوط به دامنه A در و عناصر ماتریس در و مومنتوم خارج از پوسته P از لحاظ قسمت کوارک خارجی نشاندهنده یک تنظیمکننده مادون قرمز است.
واگرایی مادون قرمز لگاریتمی از شکلهای اصلاحات گلوئون شکل۲ و شکل۳ همچنانکه از روابط و و مشهود است دیدگاه مشابهی برای وابستگی دامنه کامل A میتواند ساخته شود میبینیم که رابطه در محدوده واگرای لگاریتمی است این رفتار در واگرایی ماوراء بنفش منعکس شده است (پس از بازبهنجارش میدان) اصرار بر عناصر ماتریس و است.
در تئوری مؤثر که ترم برهمکنش مکانی مطابق با برهمکنش ضعیف در حد نامتناهی است همچنانکه آنها فقط سهم عمدهای از بسط عملگر محصول هستند این همچنین بر مشخصه لگاریتمی وابستگی تابعی از اصلاحات عمده دلالت دارد که به وضوح مربوط به ساختار واگرایی تئوری مؤثر است یعنی به ثابت بازبهنجار ، مهمترین ویژگی OPE است که سهم عامل برد کوتاه (ضرایب) و فاصله بلند (عناصر ماتریس عملگر) را تأمین میکند این امر در مثال ما بوضوح به نمایش گذاشته است وابستگی دامنه رابطه بعلت نشاندهنده ساختار فاصله بلند از A کاملاً در عناصر ماتریس عملگرهای مکانی روابط و موجود است در حالی که ضرایب ویلسون در رابطه از این وابستگی آزاد هستند. اساساً این عاملبندی به شکل ( به - ) نگاه کنید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۲-۲- پیوند مدیریت دانش با مدیریت داده ها (امین و همکاران، ۲۰۰۱: ۴۹)
بدون آنکه افراد نسبت به دانش تعهد داشته باشند و فعالیت های فعلی دانش را بپذیرند، زیر ساخت دانش موفق نخواهد بود. همچنین بدون داشتن یک زیر ساخت فناوری که به اندازه کافی پشتیبانی فعالیت های دانش قوی باشد، زیر ساخت دانش عمل نمی کند و تا زمانی که فرایندهای کاری مبتنی بر دانش نباشند، مدیریت دانش دارای زیرساخت مناسبی بری عمل نخواهد بود. فناوری، فرایندها و فرهنگ سازمانی کاربرد کامل دانش را ممکن می سازند و اما تنها با وجود کاربران ماهر دانش، که مزیت کامل خدمات دانش را به طور اثربخش درک می کنند، موفقیت این زیرساخت قابل دسترس است. فرهنگ دانایی به عنوان پلی میان افراد، فناوری و فرایندها امکان پیوند و نزدیکی مدیریت دانش و مدیریت داده ها را فراهم می سازد. هرچند که هریک از این مبانی زیرساخت دانش، نقش بسیار مهم در زیرساخت دانش ایفا می کنند، اما در این میان، فرهنگ، نقش اصلی تر و اساسیتری را بازی می کند. همانگونه که تحقیقات بسیاری نشان داده است، مهم ترین مانع در جهت موفقیت فعالیت های مدیریت دانش، فرهنگ است (زاهدی و انتظاری هرسینی، ۱۳۸۶: ۵۶). از این روست که نگرش ها، باورها و ارزشهای افراد است که حرف آخر را می زند. این مانع آنقدر سخت و مقاوم است که استیو الیس[۴۳] از آن به عنوان نابودگر واقعی نام می برد. در کنار درک مفهوم مدیریت دادده ها و مدیریت دانش، شناخت مرز بین مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش نیز ضروری است. مرزهای مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش را می توان از هم متمایز نمود، اطلاعات بیشتر جنبه عمومی داشته و آگاهی پیدا کردن درباره نشانی چیزی یا آدرس فردی یا جایی می باشد، و حال آنکه دانش عبارت است از درک و سازماندهی و موضوع دانستنی ها که ممکن است در اثر بررسی و تجربه تحصیل شود. قلمرو دانش وسیع و نامحدود بوده، رشته های علمی مختلف را در بر می گیرد. از اینرو دانش عمومی، تخصصی و حرفه ای را شامل می شود، اما اطلاعات نسبتا محدود است، اطلاعات جنبه عمومی دارد، اما دانش جنبه علمی دارد، اطلاعات در سطح کاربردی و موقت باقی میماند، اما دانش جنبه جاودانگی دارد (کرمی پور و داودی، ۱۳۸۵: ۴۱).
مدلهای مدیریت دانش
در این بخش چند مدل مدیریت دانش را که هر یک، ضمن داشتن مشابهت با دیگر مدل ها، بعد خاصی از موضوع را در بر دارند، بررسی می شوند تا از این طریق، امکان مقایسه و شناخت ابعاد گوناگون مدیریت دانش، برای یکپارچه سازی و به کارگیری بهتر آنها فراهم شود. در ادامه مدل مورد استفاده در تحقیق و دلایل استفاده از آن معرفی خواهد شد.

مدل هیسیگ[۴۴]
مدل هیسیگ (۲۰۰۰) از چهار فرایند شامل خلق، ذخیره، انتشار، و بکارگیری دانش تشکیل شده است: الف) خلق دانش: این امر به توانایی یادگیری و ارتباط بر می گردد. در توسعه این قابلیت، تجربه تسهیم دانش، ایجاد ارتباط بین ایده ها و ایجاد ارتباط بین موضوعات، از اهمیت کلیدی برخوردار است. ب) ذخیره دانش: قابلیت ذخیره سازمان یافته است که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای کارکنان دیگر، و تسهیم مؤثر دانش فراهم می شود. در این سامانه، دانش های لازم باید به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود. پ) انتشار دانش: فرایند انتشار دانش به توسعه یک روح جمعی که در آن افراد به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیت هایشان به یکدیگر وابسته اند، کمک می کند. ت) به کارگیری دانش: این فرایند از این ایده آغاز می شود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است. این عنصر، دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش متحد را تکمیل می کند. ذخیره دانش کاربرد دانش انتشار دانش خلق دانش
شکل ۲-۳- مدل هیسیگ (۲۰۰۰)
مدل مک الروی[۴۵]
مک الروی و همکاران (۲۰۰۲)، یک چارچوب فکری با نام “دوره عمر دانش” تعریف کرده اند که در آن، فرایند ایجاد دانش را به دو فرایند تولید دانش و پیوسته کردن دانش تقسیم می کند: الف) تولید دانش: فرایند خلق دانش سازمانی جدید است که به وسیله یادگیری گروهی، کسب دانش و اطلاعات، و ارزیابی دانش انجام می گیرد. این فرایند، مترادف یادگیری سازمانی است. ب) پیوسته کردن دانش[۴۶]: از طریق برخی فعالیت ها که پخش و تسهیم دانش را تجویز می کنند، انجام میگیرد. این عمل، کارهایی از قبیل توزیع دانش (از طریق برنامه و غیره)، جستجو، تدریس، تسهیم دانش و دیگر فعالیت های اجتماعی را که موجب برقراری ارتباط می گردد، شامل می شود.
شکل ۲-۴- مدل مک الروی و همکاران (۲۰۰۲)
مدل بوکوویتز و ویلیامز[۴۷]
اجزای فرایند مدیریت دانش ارائه شده از سوی بوکوویتز و ویلیامز (۱۹۹۹) شامل هفت مرحلۀ کسب، بکارگیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، تولید و نگهداری، و واگذاری دانش است که باید برای ایجاد سرمایه بر پایه دانش به صورت یکپارچه مدیریت شوند. الف) کسب دانش: نکات اساسی که در یافتن اطلاعات درست، باید در زمان مناسب مد نظر قرار گیرند، عبارتند از:
-
- آیا همکاران می توانند نیازهای اطلاعاتی خود را دقیق فرموله کنند؟
-
- آیا منابع و دارندگان دانش مشخص اند؟
-
- آیا ابزارهای کمّی و قواعد موجود، از جستجوی اطلاعات حمایت می کنند؟
-
- آیا شالوده ساختار دانشی، قابل فهم بوده و خوب سازماندهی شده اند؟
ب) بکارگیری دانش: به این معنا است که بتوان خلاقانه و مشتری گرایانه، راه حل های مناسب را به دست آورد. این امر از طریق پیشنهاد راه های گوناگون برای استفاده از دانش های بالقوه انجام می شود. نکاتی که باید برای تحقق این موضوع مورد توجه قرار گیرد، عبارتند از:
-
- جریان آزاد ایده ها در داخل سازمان.
-
- همکاری تنگاتنگ بخش های مختلف سازمان.
-
- ایجاد مکان های (مجازی / فیزیکی) آزاد برای تبادل دانش و بروز خلاقیت در سازمان.
پ) یادگیری دانش: به معنی بررسی در خصوص یافتن دلایل موفقیت یا عدم موفقیت پروژه های انجام شده به منظور لحاظ کردن نتایج آن در پروژه های آتی برای انجام اثربخش آنها می باشد. مواردی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرند، عبارت اند از:
-
- ایجاد این تفکر که یادگیری در سازمان، به استفاده اثربخش در عمل منجر شود.
-
- در تمام سازمان، جمع آوری تجربیات و آموخته ها به رسمیت شناخته شود.
ت) تسهیم دانش: در این فرایند، همکاران، دانش خود را به دیگران انتقال می دهند و این امر، موجب گسترش پایه های دانش سازمانی می شود. تسهیم دانش در سازمان، به زمان و بسترسازی مناسب نیاز دارد، چرا که ممکن است، این حالت به دلایل گوناگون در برخی از همکاران، احساس خطر را برانگیزد. نکات اساسی در تسهیم دانش عبارتند از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل (۴-۸۲) نمودار خطی مقایسه ضریب حفاظت پایه در سه حالت تحریک، (پایه ۱۴ متری) زلزله طبس ۱۱۶ شکل (۴-۸۳) نمودار خطی مقایسه ضریب حفاظت پایه در سه حالت تحریک، (پایه ۱۰ متری) زلزله طبس ۱۱۶ شکل (۴-۸۴) نمودار خطی مقایسه ضریب حفاظت پایه در سه حالت تحریک، (پایه ۱۴ متری) زلزله منجیل ۱۱۷ شکل (۴-۸۵) نمودار خطی مقایسه ضریب حفاظت پایه در سه حالت تحریک، (پایه ۱۰ متری) زلزله منجیل ۱۱۷ شکل (۴-۸۶) نمودار خطی مقایسه ضریب حفاظت پایه در سه حالت تحریک، (پایه ۱۴ متری) زلزله السنترو ۱۱۷ شکل (۴-۸۷) نمودار خطی مقایسه ضریب حفاظت پایه در سه حالت تحریک، (پایه ۱۰ متری) زلزله السنترو ۱۱۸ عنوان صفحه جدول (۳-۱) برخی از مشخصات زلزله های انتخاب شده ۵۰ جدول (۳-۲) مشخصات شتاب نگاشت های افقی و ضریب مقیاس بدست آمده ۵۱ جدول (۳-۳) مشخصات شتاب نگاشت قائم و ضریب مقیاس بدست آمده ۵۲ جدول (۳-۴) مشخصات جداساز لاستیکی هسته سربی (LRB) 57 جدول (۳-۵) پارامترهای جداساز لاستیکی هسته سربی (LRB) 58 جدول (۴-۱) نتایج تحلیل دو جهته (دو مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین برش پایه) ۶۳ جدول (۴-۲) نتایج تحلیل دو جهته (دو مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین برش کوله) ۶۸ جدول (۴-۳) نتایج تحلیل دو جهته (دو مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین نیروی محوری ستون) ۷۳ جدول (۴-۴) نتایج تحلیل دو جهته (دو مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین نیروی محوری کوله) ۷۶ جدول (۴-۵) نتایج تحلیل دو جهته (دو مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین پیچش پای ستون) ۷۹ جدول (۴-۶) نتایج تحلیل دو جهته (دو مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین جابجایی (مطلق) گوشه عرشه) ۸۲ جدول (۴-۷) نتایج تحلیل سه جهته (سه مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین برش پایه) ۸۵ جدول (۴-۸) نتایج تحلیل سه جهته (سه مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین برش کوله) ۸۹ جدول (۴-۹) نتایج تحلیل سه جهته (سه مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین نیروی محوری ستون) ۹۳ جدول (۴-۱۰) نتایج تحلیل سه جهته (سه مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین نیروی محوری کوله) ۹۶ جدول (۴-۱۱) نتایج تحلیل سه جهته (سه مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز (بیشترین پیچش پای ستون) ۹۹ جدول (۴-۱۲) نتایج تحلیل دو جهته (سه مؤلفه ای) پل های جداسازی شده و پل های بدون جداساز ( بیشترین جابجایی گوشه عرشه) ۱۰۲ جدول (۴-۱۳) ضریب حفاظت پایه پل های مورب در حالت تحریک یک جهته ۱۱۰ جدول (۴- ۱۴) ضریب حفاظت پایه پل های مورب در حالت تحریک دو جهته (بدون مؤلفه قائم) ۱۱۲ جدول (۴- ۱۵) ضریب حفاظت پایه پل های مورب در حالت تحریک سه جهته ۱۱۴ فصل اول مقدمه ۱- ۱- پیشگفتار در دنیای امروز راه های ارتباطی نقش مهمی را در ساختار اقتصادی،اجتماعی و سیاسی کشورها ایفا میکنند. هر راه برای اینکه مسافرین را سریع تر به مقصد برساند، باید از عوارض طبیعی مثل کوه ها، رودخانهها و درهها عبورکند و برای عبور از اکثر مناطق ذکر شده نیاز به وجود پل میباشد. همین امر اهمیت پلها را دوچندان میکند. پلها در شبکه راه های ارتباطی یک کشور، به خصوص در امور اقتصادی، نظامی و سیاسی نقش کلیدی و استراتژیک و تعیین کننده ای دارند. به همین دلیل پلها هزینه های زیادی را متحمل اقتصاد یک کشور میکنند. لذا حفظ و نگهداری و بازرسی های فنی و مدیریت پل باید با یک سیستم مدیریتی کامل انجام شود تا از هدر رفتن هزینه های ملی و گزاف آن جلوگیری شود.
 امروزه به دلیل محدودیت روزافزون فضا وصرفه جویی های اقتصادی برای جلوگیری از طولانی تر شدن مسیر و افزایش ایمنی راه استفاده از پل های بیه[۱] اجتناب ناپذیر است. موضوع مورب بودن پل باعث ایجاد رفتار متفاوت و بعضاً پیچیده در پل تحت اثر نیروهای وارد برآن خواهد شد و با توجه به بحث وقوع زلزله در دهه های اخیر که باب جدیدی را در طراحی سازه ها افتتاح کرد بحث عملکرد لرزه ای پل های مورب بر پیچیدگی رفتاری آن ها افزوده است. از طرفی، توسعه ارتباطات و لزوم استفاده بهینه از فضاهای شهری و همچنین محدودیتهای هندسی در هنگام عبور ازعوارض طبیعی سبب گردیده است که پل های مورب بخش مهمی از سیستم حمل و نقل شهری و بین شهری را تشکیل دهند. در حقیقت پل های مورب در زمین لرزه های گذشته تحت اثر بارهای لرزه ای آسیب پذیرتر از پل های مستقیم بوده اند. ۱-۲- هدف از پایان نامه حاضر هدف از پایان نامه حاضر، آشنایی با سیستم جداساز لرزه ای، انواع جداگر ها و کاربرد جداساز لرزه ای هسته سربی در پل های مورب (بیه) به منظور کاهش اثرات نیروهای جانبی می باشد. همچنین در این تحقیق ضوابط آیین نامه آشتو[۲] در مورد طراحی جداسازهای لرزه ای مورد مطالعه قرار گرفته است. به نظر می رسد پل های مورب نسبت به پل های معمولی تحت واکنش های اضافی می باشند، لذا انتظار می رود با بکارگیری جداساز لرزه ای هسته سربی بتوان واکنش های اضافی پل های مورب را تا حدود قابل توجهی کاهش داد. از آنجایی که در واقعیت سازه ها در هنگام وقوع زلزله با تحریک دوجهته زلزله مواجه می باشند، لذا در این تحقیق پل های مورب بدون جداساز و جداسازی شده، تحت تحریک دو جهته زلزله قرار گرفته اند. همچنین به منظور تاثیر مؤلفه قائم زلزله ، پل های مورب تحت تحریک سه جهته ( با در نظر گرفتن مؤلفه قائم ) قرار گرفته اند و پاسخ لرزه ای پل های مورب در دو حالت تحریک دو و سه جهته، ارزیابی و مقایسه شده اند. شکل (۱-۱) نمونه ای از کاربرد تکیه گاه لاستیکی هسته سربی در پل ]۱[ ۱-۳- تعریف مساله و بیان اهداف اصلی تحقیق توانایی و مزایای جداگرهای لرزه ای بعنوان ابزار کنترل غیرفعال نیروهای زلزله که به طراحان اجازه می دهد نیروهای زلزله وارد بر پایه ها و کوله های پل را کاهش داده و یا متعادل کنند، به خوبی به اثبات رسیده است. با توجه به انواع خسارت های وارد بر پل ها در زلزله های گذشته که عمدتا بواسطه تخمین نادرست نیروهای زلزله می باشد، با بهره گرفتن از جداگرها می توان به نحو موثری در بهسازی پل های موجود و یا طراحی پل های جدید واقع در نواحی لرزه خیز بهره برد. در این تحقیق اثر همزمان مورب بودن پل و استفاده از جداساز لرزه ای هسته سربی، در پاسخ لرزه ای پل ها مورد ارزیابی قرار گرفته است. برای این منظور پل های مورد مطالعه به صورت سه بعدی به کمک نرم افزار SAP2000V14.2.2 مدل شده اند. به منظور ارزیابی پاسخ لرزه ای پل های مورب و تاثیر جداساز لرزه ای هسته سربی، پل ها با زوایای تورب ۰ تا ۵۰ درجه (با رشد ۱۰ درجه) یکبار بدون جداساز و بار دیگر با جداساز لرزه ای مدل شده اند. همچنین به منظور مشاهده میزان تاثیرگذاری مؤلفه قائم زلزله بر پاسخ لرزه ای پل های نامنظم و مورب، مدل ها تحت تحریک دو جهته (بدون در نظر گرفتن مؤلفه قائم) و بار دیگر تحریک سه جهته (با در نظر گرفتن اثر مؤلفه قائم زلزله)، قرار گرفته اند. مواردی که مورد بررسی قرار می گیرند عبارت است از : بررسی برش پایه در پل های مورب بدون جداساز (تکیه گاه ثابت) و مقایسه آن با پل های جداسازی شده با جداساز لاستیکی هسته سربی، در حالت تحریک دو جهته زلزله (بدون در نظر گرفتن تاثیر مؤلفه قائم) بررسی بیشترین نیروی برشی و نیروی محوری کوله ها در پل های مورب بدون جداساز (تکیه گاه ثابت) و مقایسه آن با پل های جداسازی شده با جداساز لاستیکی هسته سربی، در حالت تحریک دو جهته زلزله (بدون در نظر گرفتن تاثیر مؤلفه قائم) بررسی بیشترین نیروی محوری ستون ها و بیشترین پیچش پای ستون در پل های مورب بدون جداساز (تکیه گاه ثابت) و مقایسه آن با پل های جداسازی شده با جداساز لاستیکی هسته سربی، در حالت تحریک دو جهته زلزله (بدون در نظر گرفتن تاثیر مؤلفه قائم) بررسی بیشترین جابجایی گوشه عرشه در پل های مورب بدون جداساز (تکیه گاه ثابت) و مقایسه آن با پل های جداسازی شده با جداساز لاستیکی هسته سربی، در حالت تحریک دو جهته زلزله (بدون در نظر گرفتن تاثیر مؤلفه قائم) بررسی تمام حالت های ذکر شده در حالت تحریک سه جهته و مقایسه آن با حالت تحریک دو جهته بررسی ضریب حفاظت پایه پل های مورب در سه حالت تحریک یک جهته، دو جهته و سه جهته و مقایسه آن ها ۱-۴- ساختار پایان نامه کلیه مطالب این پایان نامه در پنج فصل می باشد که این فصول به شرح زیر می باشد. فصل اول : مقدمه و مروری بر ضرورت استفاده از جداسازی پایه در پل های مورب فصل دوم : تعریف پل های مورب (بیه) و مطالعات صورت گرفته در خصوص پل های مورب، عملکرد پل ها در زلزله های اخیر و روش های بهسازی آن ها و مطالعات تاریحچه ای در مورد پل های دارای جداساز و شرح اجمالی از انواع جداساز و کاربرد آن ها و تفاوت کاربرد جداسازی لرزه ای در پل ها با ساختمان فصل سوم : چگونگی مدل سازی، بارگذاری و تحلیل پل های مورد بررسی در پایان نامه حاضر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(مول بر لیتر)
۶/۷۷
۴۸/۰
۳۷۵/۱
۷۱
۴۲/۰
۷۵/۲
۹/۶۸
۲۷/۰
۱۲۵/۴
۵۳
۱۲/۰
۵/۵
۱/۲۳
۰۵/۰
۲۵/۸
۲-۶-۳- تأثیر غلظت سود بر نفوذ مرکاپتایدها و رادیکالهای آزاد بهمنظور بررسی اثر غلظت سود بر نفوذ رادیکالهای آزاد ابتدا ارتباط بین چسبندگی و غلظت سود در شکل (۲-۱۶) آورده شده است. همانگونه که در شکل (۲-۱۶) مشاهده میشود، در غلظتهای پایین سود، چسبندگی محلول سود با افزایش غلظت سود بهکندی افزایش مییابد. برعکس در غلظتهای بالای سود مخصوصاً غلظتهای بالاتر از ۷۵/۲ مول بر لیتر چسبندگی محلول سود با افزایش غلظت بهتندی افزایش مییابد. واضح است که افزایش چسبندگی به نفع واکنش اکسیداسیون سدیم مرکاپتاید نمیباشد. همانگونه که قبلاً ذکر شد، تبدیل سدیم مرکاپتایدها به دیسولفیدها در محلول سود یک واکنش غیر ابتدایی است که توسط رادیکالهای آزاد انجام میشود. در مراحل واکنش RS- باید در توده محلول به سمت کاتالیست حرکت کند و سپس واکنش تبدیل یون RS- به رادیکال آزاد RS صورت پذیرد. پسازآن رادیکالهای آزاد تولیدشده به محلول برمیگردند و واکنش میدهند تا دیسولفیدهای RS-SR تشکیل شوند. حال هرچه چسبندگی محلول سود بیشتر باشد مقاومت انتقالی محلول در مقابل حرکت و نفوذ مرکاپتایدها و رادیکالهای آزاد بیشتر است و درنتیجه سرعت واکنش کندتر است [۲۴].
دما: ◦c 50، سرعت همزن: rpm1250، مقدار کاتالیست:gr 5/0 غلظت اولیه پروپان مرکاپتایدسدیم ۰۳۵/۰ مول بر لیتر در غلظتهای مختلف سود، m/m 25/0 کاتالیست CoSPc بر روی کربن فعال. شکل ۲-۱۶- تغییرات چسبندگی محلول سود با غلظت آن [۲۴] ۲-۶-۴- تأثیر دما بر واکنش اکسیداسیون مرکاپتایدهایسدیم دما یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر سرعت واکنشها میباشد، تأثیر دما بر واکنش اکسیداسیون پروپان مرکاپتایدسدیم در شکل (۲-۱۷) آورده شده است.
شکل ۲-۱۷- تأثیر دما بر واکنش اکسیداسیون پروپان مرکاپتایدسدیم (سایر پارامترهای عملیاتی ثابت) [۲۵] این واکنش یک واکنش گرماگیر (endothermic) است و سرعت واکنش با افزایش دما، افزایش مییابد. بعلاوه افزایش دما به نفع حلالیت و توزیع کاتالیست در محلول سود میباشد [۲۵]. با بهره گرفتن از دادههای ارائهشده در شکل (۲-۱۷) معادله اکسیداسیون مرکاپتایدها (معادله ۲-۴) بهصورت زیر برای کلیه دماها قابلتعمیم است.

(۲-۲۳)
R RSNa=
۲-۶-۵- تأثیر دما بر فعالیت کاتالیست در محلول سود مطابق شکل (۲-۱۸) فعالیت کاتالیست با افزایش دما و همچنین با افزایش زمان نگهداری کاتالیست کاهش مییابد. برای مقایسه فعالیت کاتالیست در دماها و زمانهای مختلف مقدار جذب اشعه ماوراءبنفش در طولموج ۶۶۵ نانومتر مبنای مقایسه میباشد.
A: دمای نگهداری برابر دمای اتاق و زمان نگهداری ۳۰ دقیقه B: دمای نگهداری برابر دمای اتاق و زمان نگهداری ۶۰ دقیقه C: دمای نگهداری برابر دمای اتاق و زمان نگهداری ۹۰ دقیقه D: دمای نگهداری برابر ◦C 70 و زمان نگهداری ۳۰ دقیقه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تغییرات نرخ ارز و نوسانات نرخ تورم عدم استقبال مشتریان از بانک های خصوصی افزایش تعداد شعب بانک های رقیب وجود تحریم های اقتصادی وجود موانع تجاری خارجی ورود شعب بانک های خارجی به کشور لازم به توضیح است آن دسته از فاکتورهایی که ضرب نهایی شان مثبت آمده است، از نظر مدیران فرصت و آن دسته از فاکتورهایی که ضرب نهایی شان منفی آمده است، از نظر مدیران تهدیدتشخیص داده شدند. حال در ذیل با توجه به موارد گفته شده به تنظیم جدول swotبرای شعب بانک مهر اقتصاد استان گیلان می پردازیم.
 ۱۳٫۴ جدول SWOTشعب بانک مهر اقتصاد در سال ۱۳۹۳
عوامل درونی عوامل بیرونی |
نقاط قوت:S ۱٫ مدیریت در نقدینگی ،۲٫ سرعت انجام فرایندهای کاری،توسط کارکنان شعبه ۳٫ارائه تسهیلات به صورت آسان ،۴٫تعهد سازمانی کارکنان ،۵٫میزان تعهد شعبه در برگشت پذیری تراکنش های نادرست،۶٫میزان دانش و آگاهی لازم کارکنان بانک در پاسخگویی به مشتریان ،۷٫بودجه بندی اصولی و تطبیق آن با عملکرد ماهانه،۸٫میزان تعهد کارکنان شعبه به قوانین و مقررات بانکی۹٫وجود سیستم پشتیبانی مناسب از نرم افزارهای بانکی در شعبه ،۱۰٫اعتقاد مدیران به ایجاد تغییر و افزایش بهره وری نیروی انسانی و تعهد شعبه برای بهبود مستمر ،۱۱٫بانک مهر اقتصاد،دارای رتبه عالی در میان بانک های خصوصی کشور است. ۱۲٫عدم سوءاستفاده ازحسا بهای شعبه ۱۳٫میزان مجهز بودن فضای اداری شعبه |
نقاط ضعف: W ۱٫نبود نظام پیشنهادات در سطح شعبه۲٫ نامناسب بودن روند سود و زیان سالانه ۳٫ کاهش تنوع در خدمات بانکداری الکترونیک شعب نسبت به سایر بانک ها،۴٫ نبود نیروی کار کافی در شعبه، ۵٫ عدم استقرار مدیریت استراتژیک به منظور سیاست گذاری،جهت سرمایه گذاری مناسب بانک ،۶٫استقرار ضعیف سیستم اطلاعات مدیریت در سازمان ۷٫ضعف در ارائه خدمات نوین بانکی در شعبه، |
فرصتها:O ۱٫جایگاه سپاه پاسداران در نظام تصمیم گیری استان گیلان،۲٫گسترش توریسم در استان گیلان ،۳٫کشف خدمات جدید بانکی ۴٫وجود پتانسیل های بالا در بازار های داخل استان،۴٫نیاز سنجی حال و آینده مشتریان،۵٫توسعه زیر ساخت های سخت افزاری و نرم افزاری و روی آوردن به تکنولوژی به روز،۶٫بهبود جایگاه منطقه آزاد بندر انزلی،۷٫شایسته سالاری در سیستم بانکی،۸٫وجود پتانسیل های بالا در بازار های داخل استان،۹٫امکان گسترش شعب بانک مهر اقتصاد در سطح استان گیلان برای ارائه خدمات بانکی بیشتر با توجه به نیاز بازار،۱۰٫امکان سرمایه گذاری مشترک با بانک های داخلی،۱۱٫وجود نیروهای بازنشسته بانکی در استان |
SO-Strategy نفوذ و افزایش سهم بازار بانک های خصوصی در سطح استان گیلان (S2,3,4,5,6,8,10,11,12–O1,2,3,5,9) ارائه قوانین پیشنهادی در زمینه بانکداری خصوصی از سوی مشاورین حقوقی با نظارت مدیران بانک مرکزی(S1, 7,11 – O 1,2, 9) ارائه خدمات نوین بانکی در سطح استان (S10,11 – O 4,8,10) افزایش جذب منابع یا استراتژی رشد (S1,7– O 1,2,3) سرمایه گذاری و اخذ مشاوره جهت استفاده از دانش بانکداری کشورهای پیشرفته (S 4,6,8,10,12 – O 4,8,10,11) ورود بانک مهر اقتصاد به بخش نفت و انرژی (S 1,7,8,9,11 – O 1,3,6,8,10,11) . بهبودجایگاه بانک مهراقتصاددراستان گیلان (O 1.2.4.5.6.7.8._ُُ .۱۲S .2.3.6.7.9.10ُ) |
WO-Strategy توسعه و توانمند سازی منابع انسانی برای انجام عملیات کسسب رضایت مشتریان وکارکنان _آموزش هدفمند (W3,7,8,O5,7,9,10,11) تاسیس شرکت های IT با هدف پشتیبانی فنی از طرح های الکترونیک و امنیتی بانک مهر اقتصاد (W3,7,8,O5,7,9,10,11) پیاده سازی برنامه های سود آور از جمله ارتقاء فعالیت های ارزی و پرداخت تسهیلات در قالب عقود مشارکتی(W 6,10 – O 1,2,3,6,10,11) برون سپاری فرایند اخذ اطلاعات اعتباری ((W1,5,8-4,7,8 ارتقاء فعالیت های ارزی (۲,۳,۶,۷W3,4,5,6,7- O1,) . چابک سازی ساختاروافزایش انعطاف پذیری درتشخیص واستفاده ازفرصتها |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۴-۳)
محاسبات مربوط به کمپرسور سوخت نیز مشابه کمپرسور هوا است. در این پژوهش هوا و سوخت در شرایط استاندارد و با دما و فشار ورودی یکسان (دمای ۲۵ درجه سلسیوس و فشار ۱ بار) وارد سیستم میشوند. ۴-۴-۲ محفظه احتراق همانطور که در شکل (۴-۱) مشاهده می شود، هوای خروجی از کمپرسور از طریق یک بازیاب حرارتی گرم شده و سپس وارد محفظه احتراق میگردد. در این محفظه هوا به همراه سوخت ورودی که آن نیز از طریق یک مبدل دیگر گرم شده، با یکدیگر واکنش می دهند. در این محدوده دمایی و فشاری بدون آنکه خطائی جدی در محاسبات وارد شود، هوا و محصولات احتراق به عنوان گاز کامل در نظر گرفته میشوند. در ادامه فرض می شود که جریانهای ورودی به محفظه احتراق کاملاً با هم مخلوط میشوند و تمام سوخت ورودی به دیاکسیدکربن و بخار آب تبدیل میشوند. مجموع واکنشهای فوق گرماده بوده و دمای گازهای خروجی از محفظه احتراق را بالا میبرند. با نوشتن معادله بقای انرژی و با در نظر گرفتن راندمان محفظه، میتوان طبق رابطه (۴-۴) دمای گازهای خروجی را محاسبه کرد.
(۴-۴)
در رابطهی فوق تلفات حرارتی محفظه احتراق بوده و مقدار آن به راندمان محفظه ( ) و ارزش حرارتی سوخت ( ) بستگی دارد[۲۲و۲۳]. مقدار تلفات حرارتی در محفظه احتراق با بهره گرفتن از رابطه (۴-۵) بدست می آید.
(۴-۵)
با توجه به این که راندمان محفظه احتراق ۱۰۰ درصد نبوده و همواره مقداری تلفات حرارتی وجود دارد، با تعریف راندمان محفظه و نسبتدادن عدد مشخصی به آن، نسبت سوخت به هوای واقعی به دست می آید:
(۴-۶)
۴-۴-۳ توربین گازهای داغ خروجی از محفظه احتراق در ادامه وارد توربین شده و در آن جریان الکتریکی تولید می کنند. بخشی از توان الکتریکی تولید شده تأمینکننده توان مصرفی کمپرسورهای سوخت و هوا بوده و توان باقیمانده نیز بهعنوان توان خالص خروجی از توربین مورد استفاده قرار میگیرد. گرمای لازم برای پیشگرمکردن هوا و سوخت ورودی به محفظه احتراق از طریق گازهای داغ خروجی از توربین و از طریق بازیابهای اول و دوم تأمین میشود. با محاسبهی کار ایدهآل و در نظر گرفتن راندمان ایزونتروپیک توربین میتوان مقادیر کار و دمای خروجی از آن را طبق روابط (۴-۷) الی (۴-۹) محاسبه کرد[۲۲و۲۳]:

(۴-۷)
(۴-۸)
(۴-۹)
(۴-۱۰)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روش تحقیق پیش روتوصیفی،تحلیلی است که براساس مطالعه منابع دینی وبهره گیری ازیافته های روانشناسی،جامعه شناسی وعلوم تربیتی ودرمحیط کتابخانه شکل گرفته است. . فصل اول کلیات مقدمه: تأمین نیازهای روحی وروانی برای انسان ضروری است. برهمین مبنا نیازهای روانی از احتیاج های اساسی قلمداد می شود وازمهمترین نیازهای روانی برخورداری افراد از محبت است. باتوجه به اینکه محبت به عنوان یک نیاز روانی در رفتارانسان نقش اساسی ومؤثری ایفا می کند ونظر به این که محبت به عنوان یک هنربه دانش وکوشش نیاز دارد،ضرورت بحث دربارۀ آن به خوبی آشکار می شود.
 ناگفته نماند «محبت» در زندگی انسان به قدری مهم است که تاریخ آن را بهترین راه برای پاسخگویی به خواسته های فطری انسان می دانید واین حقیقت را خاطرنشان می سازید که کسانی که ازپیمودن راه «محبت» محرومند، از اندیشه های خود آنچنان که باید،طرفی نمی بندند وحتی گاهی ممکن است از آنها هیچ سودی نبرند. ۲.گفتار نخست: شناخت محبت ۱-۲. معنای لغوی محبت محبت مأخوذ از حب به معنی دوست داشتن وگرایش روحی به چیزی پیدا کردن است.ابن منظور می گوید: حِبَّ به معنی دوست، که مانند عشق وعشیق ومعشوق عزیز ومحبوب است.مؤنث آن حِبه وجمع آن احباب وحبّان وحبوب است. حبیب گاهی به معنای محبّ (اسم فاعل آن) دوستدار وگاهی به معنی محبوب (اسم مفعول) است.لذا حبیب به معنای یار، دوست، معشوق ،محبوب گفته شده است. حب نقیض بغض می باشد ومترادف با وداد به معنی دوستی است و محبت مأخوذ از حب می باشد[۱]. در قرآن مجید فعل ثلاثی این کلمه مطلقاً به کار نرفته وهمه از باب افعال واستفعال وتفعیل استعمال شده است .ولی مصدر ثلاثی بارها آمده است[۲].صاحب تاج العروس نیز درمورد واژه حب می گوید:حب نقیض بغض وهم معنی با وداد ، و محبت همچون حباب به معنی محابه ومواده وحب می باشد.او هم محبت را از حب (کسرحاء) می داند[۳]. حب(فتح حاء) به معنای او را دوست داشتن آمده است و حب ا لشیء را به علاقمندی به آن چیز مطرح می کنند.۴ این کلمه درفارسی نیز به همین صورت متداول می باشد و اهل لغت ، معانی ای رابرای آن ذکر کرده اند: «حب از ریشه “ح ب ب"به معنای مهر، دوستی، ودّ، وداد، مودت، محبت، دوست داشتن، دوستناک شدن، مقابل بغض ودشمنی است.» این واژه درترکیب اضافی به صورت هایی مانند حب وطن (وطن پرستی)حب مال وحب نفس وحب نوع وحب ولد به کار رفته است[۴]. این کلمه به فتح میم صحیح است وآنچه به ضم مشهوراست غلط می باشد چه مصدر میمی از ثلاثی مجرد به ضم اول مستعمل شده است واین کلمه نظیر ودّ ،وداد ،دوستی ومودت وعشق می باشد.حب به معنی دوستی ،دوست داشتن ، دوست داشت آن را،محبت ، نیک خواهی ،مودت ، شفقت می باشد. ۲-۲. واژگان مترادف محبت برای محبت واژه های قریب المعنایی زیادی ذکر شده است که در ذیل به معرفی برخی از آنها می پردازیم. عشق :به معنای دوستی زیاد و محبتی است که به حد نهایی برسد.[۵] عشق مترادف با محبت می باشد با تفاوت اندکی که عشق میل شدید است برای رسیدن به مقصود،چنانچه عشق شهوانی نباشد رواست که عاشق تمایل به وصال جسمانی معشوقه نداشته باشد واندیشه اش ازنیل به وصال معشوق خالی باشد[۶]. مودت : مودت از ود و به معنای دوست داشتن در همه امور خیر می باشد.[۷] نسبت مودت به محبت مانند نسبت خضوع وخشوع است. خشوع نوعی تاًثر نفسانی است از کبریا وعظمت که اثر ظاهری آن درمقام عمل وخضوع است[۸] به عبارت دیگر مودت آن محبتی است که آثار وپیامدهای آشکاری مانند الفت ، مراودت واحسان به همراه داشته باشد .[۹] چنان که درباره محبت بین زوجین واژه «مودت» به کاربرده شده است «وجعل بینکم مودهً رحمهً» [۱۰]چرا که این دوستی با الفت واحسان آنان با یکدیگر همراه است وخداوند هم خودش را «ودود» معرفی کرده است، چرا که محبت خداوند با نعمت ، احسان وبخشش همراه است.به عبارت دیگر محبت از امور درونی است وشعله درونی عاطفه را به حرکت در می آورد ولی مودت امر بیرونی ومتأثر از محبت می گردد. شفقت: از «ش ف ق »که اشفاق به معنای عنایتی است آمیخته به خوف چون با “من"متعدی شود معنای خوف در آن ظاهرتر است واگر با “فی"متعدی شود معنی اعتنا در آن آشکارتر است که مترادف با محبت می باشد. رحمت : دراصطلاح به معنای مهربانی ورقتی است که مقتضی احسان است نسبت به شخص مرحوم ، گاهی فقط در مهربانی وگاهی فقط دراحسان به کار می رود[۱۱]. الفت : از دیگر واژگانی است که با محبت مترادف است ، مصدر باب تفعیل و به معنی جمع شدن با میل و رغبت است[۱۲]، انس گرفتن ، همدلی ، یکرنگی ، خوگرفتن را می توان از کارکردهای الفت دانست.[۱۳] لطف : به معنای آنچه که انسان را به طاعت نزدیک واز معاصی دور می کند ولطیف از اسماء الهی است به معنای رفیق با بندگانش وآنچه به نفع بندگانش است را به آنها می رساند.[۱۴]آنچه به طور مشترک در میان این اصطلاحات می توان یافت کرد عنایت و توجه به دیگران می باشد ولی و هرکدام این عنایت را بطریقی حاص تبیین می کنند و آنچه در این پژوهش مد نظر است عدم افراط و رعایت اعتدال در توجه و عنایت می باشد که به عنوان محبت مطرح گردیده و ظهور و بروز این عنایت می باشد که در اصطلاح مودت نامیده می شود. ۳-۲. معنای اصطلاحی محبت واژه محبت از واژه های است که توجه دانشمندان علوم مختلف را به خود جلب کرده است وهرکدام پیرامون معنای آن تعاریفی را ارائه کرده اند. ولی با تأمل می توانیم به این مطلب اذعان کنیم که واژه محبت از جهت اصطلاح تفاوت چندانی با معنای لغوی آن ندارد هرچند در علم اخلاق آنرا از حب و به معنای میل طبع به شی ای که در ادراکش لذت است[۱۵] و می توان اینگونه تعریف کرد:ابتهاج به شی یا شی که موافق با طبیعت انسان است اعم از اینکه آن شی یک امر عقلی است یاحسی،حقیقی باشد یا ظنی[۱۶] وآنچه قابل توجه است منوط بودن حالت التذاذ ومیل از هرچیزی بر شناخت آن چیز می باشد. محبت را همچنین اساس خلقت معرفی وآنرا کشش عمومی می دانندکه تمام موجودات را به هم مرتبط ومتصل ساخته است. در برخی تعابیرعرفانی از محبت اینگونه یادشده است: همه وجود را محو گرداند و رنگ خود بخشد به شرط آنکه حالی مستقر گردد. درهمین زمینه محو محبوب گشتن،نوری گفت : چون روی به کلی در قبله محبت آورد ، محب ومحبوب ومحبت او یکی شد ،رسم بیگانگی ازمیان هردو برخاست، نتیجه غیرت محبت است که روی اورا از همه جهات بگرداند ودرقبله خود آورد ،واز قید محبوب خارجیش ،آزاد گرداند.[۱۷] محبت را مأخوذ از حباب نیز معنا نموده اند و آن غلیان آبی است در حال بارانی عظیم .با این قیاس گفته اند :پیوسته دل دوست ،اندراشتیاق رؤیت دوست ، مضطرب باشد وبی قرار چنانکه اجسام به ارواح مشتاق باشند وقیام جسم به روح باشد ، قیام دل به محبت بود وقیام محبت ،به رؤیت و وصل محبوب باشد.[۱۸] از منظر علماء علم تصوف محبت به معنای خروش وهیجان درآمدن دل در مقام رسیدن به لقای محبوب خود دانست ،محبتی که محب تمام صفات را از خروش نفی می کند وخود را محو در محبوب می بیند ودر مقام اثبات محبوب به تمام ذاته برمی آید. هجویری می گوید :محبت حق نسبت به بنده ارادت خیر بود ورحمت ومحبت اسمی از اسامی ارادت است وبالجمله محبت خدا آن است که بنده را از معاصی برهاند ومقامات واحوال عالیه وی را کرامت فرماید.[۱۹] یکی از حقایقی که هر فردی در وجدان خود می یابد ونمی تواند منکر شود ،حقیقتی است که نام آن را حب وبه فارسی دوستی می گذاریم.مانند دوست داشتن غذا ،زنان ، مال ، جاه وعلم ،که دوستی اینها از مصادیق حب است وهیچ شکی در دوستی آنها در دل وجود ندارد ونیز شکی نیست در اینکه کلمه دوستی وحب در این پنج مصداق به یک معنا وازنوع اشتراک معنوی استعمال می شود نه اشتراک لفظی[۲۰]حال باید دید بااینکه حب در این مصداق معانی مختلفی دارد ،چرا کلمه حب در همه به یک جور صادق است ؟ حب مخصوص به غذا ومیوه بدان جهت است که با طرز کار دستگاه گوارش ارتباط دارد ، اگر فعالیت این دستگاه نبود و بدن در استکمال خود نیازی به طعام نداشت ،قطعاً ما نیز طعام را دوست نمی داشتیم وطعام محبوب ما نمی شد. پس حب ما به غذا در حقیقت حب ما به غذا نیست ، بلکه حب دستگاه گوارش به فعالیت خودش است ، این دستگاه می خواهد انجام وظیفه کرده وسوخت وساز بدن را به بدن برساند ، همین خواستن عبارت از حب به غذا است وخوش آمدن ولذت غذا ،کار دستگاه گوارش است ونقصی را که به واسطه گرسنگی مشاهده می کندرفع می نماید.پس هریک از قوای بدن فعل خود را دوست دارند واین دوستی او را به سوی فعلش جذب می کند ،چشم را به سوی دیدن آنچه دوست دارد جذب می کند وگوش را به سوی شنیدن وهمچنین هرقوه دیگر را. این نیست مگر به خاطر اینکه کار هرقوه ، کمال است وهرقوه ای با کار مخصوص خود ،نقص خودرا تکمیل نموده وحاجت طبیعی خود رابرمی آورد ،اینجاست که مفهوم برای اشکال بحث و به بیان چند نکته می پردازیم . حب ارتباط و کششی است میان محب و محبوب به منظور رسیدن به کمال و یا به عبارتی ارتباط صمیمانه بین علت معلول و آنچه خوب است مطرح گردد بیان اقسام محبت است که به محبت طبیعی،خیالی و عقلی تقسیم می گردد. ازآن جهت که ربط علت تامه با معلولش با رابطه ناقصه با معلولش یکسان ودریک مرتبه نیست به همین حساب آن کمال که به خاطر آن چیزی محبوب ما واقع می شود،از جهت ضروری بودن وغیر ضروری بودن ونیز از جهت مادی بودن مانند تغذی غیرمادی بودن مانند علم یکسان نیست و بلکه شدت و ضعف دارد. درپایان می توان اینگونه نتیجه گرفتکه:محبت تنها وسیله وصال هر طالبی نسبت به مطلوب خویش است ودوست را به سوی محبوب ومعشوق خود جذب می کند تا بدان وسیله نقص خویش را برطرف سازد ،محبت ودوستی ، موقعی حقیقت دارد که شخص نسبت به خود آن شیء، وبه جمیع متعلقات آن ، علاقمند بوده[۲۱]وبه تمام جوانبش حالت خضوع وتسلیم داشته باشد،درچنین حالی مسلماً محبوب نیز به او علاقه پیدا خواهد کرد.[۲۲] جایگاه محبت: محبت یک جاذبه و کشش است، که ظرف و مکان مادی ندارد، بلکه نیازمند ظرف و جایگاه معنوی است. اما این جایگاه معنوی و غیر مادی چیست؟قرآن کریم میفرماید: «و الَّفَ بینَ قلوبِکُم فَاَصبَحتُم بِنِعمَتِه اِخواناً»[۲۳] خداوند میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او دشمنی و کینههایی که نسبت به هم داشتید، تبدیل به دوستی و برادری شد»، استفاده میشود که محبت افراد با یکدیگر با قلب آنان ارتباط دارد و در اثر الفت بین قلوب، بین آنان محبت ایجاد میشود. در دعای کمیل نیز میخوانیم: « وقلبی بحبک متیما»، خدایا دلم را با دوست داشتنت، رام و منقاد گردان.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۲-۸۹ : زمان توزیع برای هر انتقال تخمین زده میشود [۴۴]
 با توجه به N مستقل و مشاهده توزیع یکسان (x1,……., xN ) برای زمانهای انتقال بین دو حالت و تابع احتمال اینگونه است: با جایگزین کردن فرمول (۲-۳۰) در (۲-۳۱) و پیدا کردن بیشترین مقدار ، ما ماکزیمم را با نسبت K دریافت میکنیم: داده آزمایشی به دو بخش تقسیم میشود، قسمت اول شامل تمام اهداف موفقیت و قسمت دوم شامل همه اهداف ناموفق. سپس پارامترهای توزیع گاما را یکبار برای هر انتقال در هر مدل تخمین میزند با توجه به یک هدف جدید، احتمالی که از زمان انتقال در مدل موفقیت تولید شده و احتمالی که از مدل شکست تولید میشود را تخمین میزند. نسبتی از این دو احتمال میتواند به عنوان ویژگی، همراه با احتمال نسبی از مدلهای زنجیرهای برای پیشبینی موفقیت استفاده شود. فرض بر این است که بعضی انتقالات زمان توزیع متفاوتی برای مدل شکست یا موفقیت دارند. از این رو نسبت احتمال از زمان انتقال به عنوان پیشبینی موفقیت استفاده میشود. شکل (۲-۹) زمان توزیع تخمین زده شده برای زمان انتقال بین یک کلیک روی نتیجه جستجو و یک پرسوجوی فرستاده شده را مقایسه میکند. شکل نشان میدهد که کاربر تمایل دارد زمان بیشتری را روی نتایج جستجو در اهداف موفق بگذراند. شکل ۲-۹ ۱۰:: زمانهای توزیع انتقال برای اهداف جستجوی موفق و ناموفق[۴۴] آزمایش مدل دادهها شامل ۲۷۱۲ هدف به دست آمده از ورود پرسوجو از یک موتور جستجوی تجاری است. و نتایج از نظر دقت[۸۷]، فراخوانی[۸۸]، f-measure [۸۹]و درستی[۹۰] ارزیابی میشوند. ویژگیهای ایستا مبتنی بر رفتار کاربر: نخستین موضوعی که مطرح میشود مشکل یادگیری ماشین کلاسیک است حال مجموعهای از ویژگیها و آموزش دسته بندی استفاده از آنها مطرح میشود. تعدادی از ویژگیها تست میشود و آنهایی که بهتر انجام شدهاند در زیر آورده شده است. تعداد پرسوجوها در طی رسیدن به هدف تعداد کلیکها در طی رسیدن به هدف تعداد کلیکها روی نتایج تضمینی در طول رسیدن به هدف تعداد کلیک روی صفحه بعدی در طی رسیدن به هدف تعداد کلیکها روی پیشنهادات املایی در طی رسیدن هدف تعداد کلیکها روی میانبرها در طی رسیدن به هدف بیشترین زمان بین کلیکها در طی رسیدن به هدف کمترین زمان بین کلیکها در طی رسیدن به هدف میانگین زمان برای اولین کلیک در طی رسیدن به هدف محدوده زمان هدف متوسط زمان ساکن ماندن ویژگی مهمی که در نظر گرفته شده زمان ساکن ماندن [۹۱] است. زمان ساکن ماندن از یک کلیک، مدت زمان بین کلیک و اقدام بعدی است. زمان همه کلیکها در هدف محاسبه میشود و از بیشترین، کمترین، و متوسط زمان سپریشده به عنوان ویژگیهایی برای پیش بینی موفقیت استفاده میشود. شکل ۲-۱۰: منحنی Precision-Recall برای مدل مارکو (MML) و دسته بندی ویژگیهای ایستا ]۴۴[ جدول ۲-۵ : اندازه گیری دقت، فراخوانی، F1، و درستی برای حالتهای مختلف[۴۴] آزمایشات تا اینجا فقط با بهره گرفتن از دنبالهی اقدامات کاربر و بدون در نظر گرفتن زمان بوده است. زمان توزیع گاما را به هر انتقال برای هر دو مدل موفقیت و عدم موفقیت اضافه میشود در شکل (۲-۱۱) دیده میشود که استفاده از زمان به تنهایی خیلی خوب بوده و خیلی بهتر از استفاده از ویژگیهای ایستا است که قبلاً توضیح داده شد. دیده میشود که استفاده از زمان به تنهایی حتی از مدل دنباله عمل MML در شرایط فراخوانی پایین بهتر است. ولی، مدل دنباله عمل مارکو برای مقادیر متوسط و زیاد فراخوانی بهتر است. شکل ۲-۱۱۱۱ : منحنی Precision-Recall برای احتمال مدل مارکو همراه با زمان و بدون زمان]۴۴[ در جدول (۲-۶)نسبت شانس انتقال از پرسوجو به عملیاتهای دیگر در اهداف موفق در مقایسه با اهداف ناموفق نشان داده شده است. دیده میشود که در اهداف موفق، احتمالاً کاربران دو برابر بر روی میانبرها، و نزدیک به دو برابر روی یک نتیجه جستجو کلیک میکنند. کاربران به احتمال زیاد روی پیشنهادات املایی نیز کلیک میکنند و یک پرسوجوی جدید بدون کلیک روی نتایج جستجو در اهداف غیر موفق را ارسال میکنند. به احتمال ده برابر اهداف ناموفق بدون کلیکی پایان مییابند. در جدول (۲-۷) نسبت شانس احتمالات انتقال به حالت نهایی در مدل موفقیت با مدل شکست مقایسه شده است. اهداف موفق به احتمال زیاد از کلیکهای نتیجه جستجو به حالت نهایی انتقال مییابند، در حالی که اهداف ناموفق با احتمال بیشتر از یک پرسوجو یا یک جستجوی مرتبط به حالت نهایی انتقال مییابد. جدول ۲-۶ : نسبت شانس انتقال از پرسوجو به عملیاتهای دیگر در اهداف موفق در مقایسه با اهداف ناموفق [۴۴] جدول۲- ۷ : نسبت شانس انتقال به حالت نهایی در مدل موفقیت و مدل شکست [۴۴] یک مدل مارکو از رفتار کاربر شامل دنبالهای از همه پرسوجوها و کلیکها در یک جستجوی کاربر و همینطور زمان بین فعالیتها برای پیشبینی موفقیت کاربر در هدفش نشان داده شد. فصل سوم شرح روش پیشنهادی ۳-۱ تحلیل یک سیستم چند معیاره برای تحلیل یک سیستم چند معیاره باید عناصر آن را به خوبی شناخت و آنها را به طور دقیق تعریف کرد و سپس به مدلسازی و تجزیه و تحلیل آن پرداخت. به طور کلی میتوان گفت مسائل تصمیمگیری چند معیاره MCDM شامل ۶ مؤلفه میباشند: یک هدف یا مجموعهای از اهداف تصمیم گیرنده (DM) یا گروهی از تصمیم گیران مجموعهای از معیارهای ارزیابی مجموعهای از گزینههای تصمیم مجموعهای از متغیرهای مجهول یا متغیرهای تصمیم مجموعهای از نتایج حاصل شده از هر زوج گزینه – معیار عنصر مرکزی این ساختار، یک ماتریس تصمیم است که شامل مجموعهای از سطرها و ستونهاست. این ماتریس نتایج تصمیم را برای مجموعهای از گزینهها و معیارهای ارزیابی بیان میکند. ۳-۲ بررسی فرایند تصمیمگیری چند شاخصه فرایند تصمیمگیری چندشاخصه[۹۲] (MADM)، شامل چهار مرحله اساسی: شناسایی و ارزیابی، وزن دهی، انتخاب گزینه نهایی یا اولویت بندی گزینهها با بهره گرفتن از یکی از روشهای MADM و تحلیل حساسیت میباشد. فرایند تصمیمگیری چندشاخصه در شکل (۱-۳) نشان داده شده است. شناسایی شرکت کنندگان و تصمیمگیر انتخاب گزینهها شناسایی و ارزیابی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳- ۸) = Ii با بهره گرفتن از قانون جریان کیرشهف (KCL) ، جریان خطوط محاسبه میشود. مجدداً ولتاژ شینها، با توجه به جریانهای بدست آمده در مرحله قبل، محاسبه میشود. برای هر گره، ولتاژ بدست آمده، با مقدار ولتاژ در تکرار قبل مقایسه میشود.
 max (۳- ۹) اگر شرط (۲-۳) برقرار باشد، برنامه به اتمام رسیده و مقادیر ولتاژ و جریان بدست میآید. اگر شرط فوق برقرار نباشد، مسئله با مقادیر جدید ولتاژ بدست آمده، از مرحله (۲) تکرار شده و ادامه مییابد. این روند تا جایی ادامه مییابد که شرط (۲-۳) برقرار گردد. ۳-۸- بررسی تعدادی ازسناریوها در مسیریابی بهینه فیدرها سناریوهای زیادی برای مسیریابی بهینه فیدرها با تعیین سطح مقطع هادی و مقاومت و راکتانس هادی ها و یا ثابت فرض نمودن سطح مقطع هادی ها و مقاومت و راکتانس هادی ها و در نظرگرفتن مولدهای پراکنده با جایابی آنها و یا تعیین حساسیت شبکه با درنظرگرفتن مولدهای پراکنده در چندین باس محتلف با توان های تولیدی مختلف و … می توان تعریف کرد که در ذیل به تعدادی از آنها پرداخته می شود: ۳-۸-۱- مسیریابی بهینه فیدرها بدون وجود DG در شبکه های توزیع در این سناریو درابتدای الگوریتم ژنتیک، ساختارهای اولیه بطور تصادفی از طریق توابع احتمالاتی تولید و با ساختارهای تولید شده توسط الگوریتم پریم ترکیب می گردد. با توجه به شاخص تعریف شده برای الگوریتم پریم که تلفات سکشن می باشد، عملا ساختار تولید شده توسط الگوریتم ژنتیک منحصر بفرد است. لذا یک ساختار از ساختارهای اولیه تولید شده توسط الگوریتم ژنتیک با ساختار تولید شده مذکور جایگزین می گردد. شعاعی بودن هر ساختار بررسی و در صورت شعاعی بودن، ماتریس مشخصات متناظر با هر ساختار از ماتریس مشخصات اولیه بدست می آید. سپس مقدار جریان هر سکشن محاسبه و براساس آن و نوع فیدر(هوائی یا زمینی ) موردنظر مشخص شده در ماتریس مشخصات، نوع و حداقل مقطع هادی ها از جداول اطلاعات کابل یا ACSR تعیین و مقاومت و راکتانس هادی ها در ماتریس مشخصات جدید، قرارداده و سپس پخش بار پیشرو – پسرو بر روی آن اعمال می شود. در انتهای پخش بار، مقادیر ولتاژ و جریان هر سکشن تعیین و در صورت برآورده شدن محدودیت های ولتاژ و جریان، مقدار تابع هدف هر ساختار شعاعی محاسبه می گردد. سپس مراحل انتخاب خبرگان و تقاطع و جهش تک نقطه ای اعمال می گردد. این عملیات تا رسیدن به ساختار بهینه ادامه پیدا می کند. مراحل انجام مسیریابی بهینه فیدرها در شبکه های توزیع بدون درنظرگرفتن DG، مطابق فلوچارت شکل (۳- ۱۳) نشان داده شده است: ۳-۸-۲- مسیریابی بهینه فیدرها با وجود DG مراحل انجام مسیریابی بهینه فیدرها در شبکه های توزیع با وجود DG و با تعیین سطح مقطع هادی های سکشن ها، در دو حالت ذیل بررسی می گردد: ۳-۸-۲-۱- مسیریابی بهینه فیدرها توام با جایابی DG (ها ) در این سناریو درابتدای الگوریتم ژنتیک، ساختارهای اولیه بطور تصادفی از طریق توابع احتمالاتی تولید و با ساختارهای تولید شده توسط الگوریتم پریم ترکیب می گردد. با توجه به شاخص تعریف شده برای الگوریتم پریم که تلفات سکشن می باشد، عملا ساختار تولید شده توسط الگوریتم ژنتیک منحصر بفرد است. لذا یک ساختار از ساختارهای اولیه تولید شده توسط الگوریتم ژنتیک با ساختار تولید شده مذکور جایگزین می گردد. شعاعی بودن هر ساختار بررسی و در صورت شعاعی بودن، ماتریس مشخصات متناظر با هر ساختار از ماتریس مشخصات اولیه بدست می آید. پس از جایابی DG، مقدار جریان هر سکشن محاسبه و براساس آن و نوع فیدر(هوائی یا زمینی ) موردنظر مشخص شده در ماتریس مشخصات، نوع و حداقل مقطع هادی ها از جداول اطلاعات کابل یا ACSR تعیین و مقاومت و راکتانس هادی ها در ماتریس مشخصات جدید، قرارداده و سپس پخش بار پیشرو – پسرو بر روی آن اعمال می شود. در انتهای پخش بار، مقادیر ولتاژ و جریان هر سکشن تعیین و در صورت برآورده شدن محدودیت های ولتاژ و جریان، مقدار تابع هدف هر ساختار شعاعی محاسبه می گردد. سپس مراحل انتخاب خبرگان و تقاطع و جهش تک نقطه ای اعمال می گردد. این عملیات تا رسیدن به ساختار بهینه ادامه پیدا می کند. روش جایابی DG: روش جایابی DG(ها ) در این تحقیق به این صورت است که DG با ظرفیت مشخص را درنظرگرفته و محل نصب را با شرط کمینه سازی تابع هدف، بطور تصادفی پیدا می کنیم. روش کار به این صورت است که ظرفیت DG مورد نظر با گام های مساوی از صفر تا ۱۰۰ درصد ظرفیت، تقسیم می گردد. یک ظرفیت از ظرفیت های تولیدشده بطور تصادفی انتخاب و در مکانی که آن هم بطور تصادفی برای هرساختار تعیین می شود، قرار داده می شود. به موازات و همزمان با مسیریابی بهینه فیدرها جایابی DG نیز انجام می پذیرد. البته ذکر این مطلب لازم است که احتساب و عدم احتساب هزینه DG در تابع هدف الگوریتم ژنتیک می تواند منجر به پیدا شدن ساختارهای بهینه کاملا متفاوتی، گردد. مراحل انجام مسیریابی بهینه فیدرها با وجود DG توام با جایابی، مطابق فلوچارت شکل (۳-۱۴) می باشد. ۳-۸-۲-۲- مسیریابی بهینه فیدرها در شبکه های توزیع با وجود DG جهت تعیین حساسیت با توان DG بله در این سناریو درابتدای الگوریتم ژنتیک، ساختارهای اولیه بطور تصادفی از طریق توابع احتمالاتی تولید و با ساختارهای تولید شده توسط الگوریتم پریم ترکیب می گردد. با توجه به شاخص تعریف شده برای الگوریتم پریم که تلفات سکشن می باشد، عملا ساختار تولید شده توسط الگوریتم ژنتیک منحصر بفرد است. لذا یک ساختار از ساختارهای اولیه تولید شده توسط الگوریتم ژنتیک با ساختار تولید شده مذکور جایگزین می گردد. شعاعی بودن هر ساختار بررسی و در صورت شعاعی بودن، ماتریس مشخصات متناظر با هر ساختار از ماتریس اطلاعات اولیه شبکه بدست می آید. پس از قراردادن توان اکتیو و راکتیو DG ها در ماتریس مشخصات شبکه، مقدار جریان هر سکشن محاسبه و براساس آن و نوع فیدر(هوائی یا زمینی ) موردنظر مشخص شده در ماتریس مشخصات، نوع و حداقل مقطع هادی ها از جداول اطلاعات کابل یا ACSR تعیین و مقاومت و راکتانس هادی ها در ماتریس مشخصات جدید، قرارداده و سپس پخش بار پیشرو – پسرو بر روی آن اعمال می شود. در انتهای پخش بار، مقادیر ولتاژ و جریان هر سکشن تعیین و در صورت برآورده شدن محدودیت های ولتاژ و جریان، مقدار تابع هدف هر ساختار شعاعی محاسبه می گردد. سپس مراحل انتخاب خبرگان و تقاطع و جهش تک نقطه ای اعمال می گردد. این عملیات تا رسیدن به ساختار بهینه ادامه پیدا می کند. مراحل انجام مسیریابی بهینه فیدرها جهت تعیین حساسیت با توان DG، مطابق فلوچارت شکل (۳-۱۵) می باشد. فصلچهارم مطالعات عددی فصل ۴- مطالعات عددی در این فصل مسیریابی بهینه فیدرها در شبکه های توزیع با روش پیشنهادی بر روی شبکه های نمونه ۲۴ باسه]۱۳ [و شبکه ۳۳ باسهIEEE انجام و نتایج نشان داده می شود. جهت درست آزمائی روش پیشنهادی، نتایج بدست آمده با نتایج روش]۱۳ [ مقایسه می گردد. ۴-۱ - شبکههای نمونه مشخصات شبکه های نمونه مورد بررسی مذکور بصورت زیر می باشد: ۴-۱-۱- شبکه نمونه ۲۴ باسه]۱۳ [ دیاگرام تک خطی این شبکه در شکل (۴-۱) نشان داده شدهاست. این شبکه شامل ۲۴ باس بار و ۴۲ سکشن بوده و از یک فیدر ورودی تغذیه میشود. اطلاعات مربوط به سکشن ها و بارها در جداول (۴-۱) و (۴-۲) و (۴-۳) درج گردیده است. شکل (۴- ۱) شبکه نمونه ۲۴ باسه]۱۳ [ ۴- ۱-۲- شبکه نمونه ۳۳ باسهIEEE ساختار این سیستم در شکل (۴-۲) نشان داده شدهاست. این شبکه دارای ۳۳ باس و ۳۷ سکشن می باشد. KV12.666 Vbase=و MVA1Sbase= می باشد. اطلاعات مربوط به سکشن ها و بارها در جدول (۴- ۵) آمده است: شکل (۴- ۲) شبکه نمونه۳۳ باسه IEEE ۴-۲- مطالعات عددی مسیریابی فیدرها در شبکه نمونه ۲۴ باسه]۱۳ [و ۳۳ باسهIEEE مطالعات عددی بر روی دو شبکه نمونه ۲۴ باسه]۱۳ [ و ۳۳ باسهIEEE بصورت ذیل بررسی می گردد: ۴-۲-۱- مطالعات عددی پیاده سازی شده بر روی شبکه ۲۴ باسه]۱۳ [ شبکه ۲۴ باسه]۱۳ [مورد نظر با کل مسیرهای ممکن، یک شبکه روستائی ۱۰ kv با ترانسفورماتور ۳۵kv/10.5kv و ترانسفورماتورهای توزیع ۱۰ kv/0.4 kv با هادی های آلومینیمی- فولادی است. حداکثر افت ولتاژ ۱۰% در نظر گرفته شده است. ۴-۲-۱-۱- مسیریابی بهینه فیدرها بدون وجود DG در شبکه ۲۴ باسه]۱۳ [ با روش پیشنهادی برنامه مسیریابی بهینه فیدرها را بر روی شبکه ۲۴ باسه]۱۳ [ با اطلاعات مندرج در جداول (۴-۱) و (۴-۲) و (۴-۳) اجراء می کنیم. نتایج بدست آمده به شرح جدول(۴-۶) می باشد. جدول (۴-۶) نتایج مسیریابی بهینه فیدرها درشبکه ۲۴ باسه]۱۳ [
| هزینه کل ($) |
هزینه انرژی توزیع نشده ($) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جزع در لغت بی تابی، بی صبری و زاری کردن آمده است.(قرشی،۱۳۷۱،ج۲،۳۴).جزع از حزن اشد است.جزع حزنی است که شخص را از چاره اندیشی باز دارد ولی حزن از آن اعم است.(راغب،۱۴۱۲،ج۱،۱۹۴). ۴- ضجه: ضجه واژه ای است که در روایات از آن یاد شده است. امام علی(ع)در دعای شریف کمیل می گوید:«یا سیدی و مولای لای الامور الیک اشکو و لما فیها اضج و ابکی»:«آقا و مولایم،برای کدام یک از گرفتاری هایم به تو شکایت کنم و برای کدام از آنها گریه و شیون کنم.»(قمی، ۱۳۸۷،دعای کمیل،۱۰۶).
 امام صادق(ع)می فرماید:«اللهم انی استشفع الیک بولد حبیبک و بالملائکه الذین یضجون علیه و یبکون و یصرخون …»:«خدایا من فرزند حبیبت را نزد تو شفیع قرار می دهم و فرشتگانی را نزد تو شفیع قرار می دهم که در عزای آن حضرت ضجه می زنند، گریه می کنند، فریاد می کشند و ناله می نمایند …».(قولویه قمی، ۱۳۸۹،۲۴۱). در دعای ندبه می خوانیم:«… و لیصرخ الصارخون و یضج الضاجون و یعج العاجون » : «… فریاد و ضجه و شیون و ناله و جیغ و داد عزاداران باید بلند شود» . ( قمی ، ۱۳۹۰، دعای ندبه ، ۷۴۶ ) . ضجه زدن در لغت به معنای داد و فریاد و شیون است.(مهیار،۱۳۷۰،۵۶۶). ۵- صراخ: صراخ واژه ای قرآنی و روایی می باشد. قرآن کریم می فرماید:«وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَرِیخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ یُنْقَذُونَ»،(یس/۴۳)،«و اگر بخواهیم آنها را غرق مىکنیم، به طورى که نه فریادرسى داشته باشند، و نه کسى آنها را از دریا بگیرد». هم چنین می فرماید:«وَ هُمْ یَصْطَرِخُونَ فِیها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَل …»،(فاطر/ ۳۷)،«آنها در دوزخ فریاد مىزنند پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالح بجا آوریم غیر از آنچه انجام می دادیم». در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده است که«اذا کان یوم القیامه تأتی فاطمه فی لمه من نسائها فیقال لها: ادخلی الجنه…… فتصرخ صرخه فاصرخ لصراخها و تصرخ الملائکه لصراخها»:«فاطمه در میان جماعتی از بانوان وارد صحرای محشر می شود. به او گویند: وارد بهشت شو ……. فریادی کشد که ناله و فریاد من(پیامبر) از شنیدن آن بلند شود و فرشتگان نیز از شنیدن شیون او ناله و فریاد کنند».(ابن طاووس،۱۳۸۶،۱۸۶). هم چنین می فرماید:«البکاء من الرحمه و الصراخ من الشیطان»: «گریه از رحمت و فریاد از شیطان است».(پاینده،۱۳۸۹،۲۹۴). در لغت صراخ به فریاد شدید هنگام ناراحتی یا مصیبت گفته می شود.(ابن منظور،۱۴۱۶،ج۳۳،۳). صریخ به معنای فریاد رس و کمک نیز آمده است. (قرشی،۱۳۷۱،ج۴،۱۲۱). ۶- فزع: فزع واژه ای قرآنی و روایی می باشد. قرآن کریم می فرماید:« لا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَر…»،(الانبیاء/۱۰۳)،«وحشت بزرگ آنها را اندوهگین نمىکند…». هم چنین می فرماید:«… إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّکُمْ»،(سبا/۲۳)،«تا زمانى که اضطراب از دلهاى آنها زایل گردد (و فرمان از ناحیه او صادر شود، در این هنگام مجرمان به شفیعان) مىگویند: پروردگارتان چه دستورى داده؟». رسول خدا(ص) می فرماید:«من خرج من عینیه مثل الذباب من الدمع من خشیه الله، آمنه الله یوم الفزع الاکبر»:هر کس از ترس خداوند به اندازه بال مگسی اشک از چشمهایش خارج شود خداوند او را در روز ترس بزرگ در امان خویش دارد.(محمدی ری شهری،۱۳۷۷،ج۲،۵۳۶).در دعا می خوانیم:«یا غوثی عند شدتی الیک فزعت»:«ای دادرس من هنگام سختیها به درگاهت ناله می کنم».(قمی،۱۳۸۷،دعای ابوحمزه ثمالی،۳۲۶). فزع در لغت مصدر و به معنی وحشت از چیزی است. به معنای ترس، کمک و یاری نیز آمده است."الفُزعه” به کسی گفته می شود که بسیار از مردم بترسد."الفّزعه” کسی است که مردم از او بترسند.(مهیار،۱۳۷۵،۶۶۳). هم چنین آمده است که فزع چون با ( الی ) متعدی شود، به معنی استغاثه آید،(فّزّع الیه: به او پناه برد و استغاثه کرد).و چون با(لام) متعدی شود، معنی پناه دادن می دهد. راغب گوید فزع، انقباض و نفاری است از شیءمخیف که بر انسان عارض شود و آن از جنس فزع است. (قرشی،۱۳۷۱،ج۵،۱۷۲-۱۷۴). ۷-شهِق و زفِر: هم در روایات و هم در قرآن از این دو واژه یاد شده است. خدای تعالی می فرماید:«فَأَمَّا الَّذِینَ شَقُوا فَفِی النَّارِ لَهُمْ فِیها زَفِیرٌ وَ شَهِیقٌ»،(هود/۱۰۶)،« اما آنها که شقاوتمند شدند در آتشاند، و براى آنها زفیر و شهیق (نالههاى طولانى دم و باز دم) است ». هم چنین می فرماید:« إِذا أُلْقُوا فِیها سَمِعُوا لَها شَهِیقاً وَ هِیَ تَفُور »،(ملک/۷)،« هنگامى که در آن افکنده مىشوند صداى وحشتناکى از آن مىشنوند و این در حالى است که پیوسته مىجوشد».در جایی دیگر می فرماید:«لَهُمْ فِیها زَفِیرٌ وَ هُمْ فِیها لا یَسْمَعُونَ»،(انبیاء/۱۰۰)،«آنها در آن نالههاى دردناک دارند، و چیزى نمىشنوند!». در روایتی از امام صادق(ع)آمده است:«اذا زرتم ابا عبدلله(ع)، فالزموا الصمت الا من خیر؛ و ان ملائکه اللیل و النهار من الحفظه تحضر الملائکه الذین بالحائر فتصافهم…….وان فاطمه اذا نظرت الیهم……..و انها لتشهق شهقه، فلا تبقی فی السموات ملک الا بکی رحمه لصوتها ……»:«هنگام زیارت سیدالشهداء(ع) ساکت باشید و جز سخن نیک نگویید. فرشتگان حفظه نزد فرشتگان حرم حاضر می شوند و با آنها مصافحه می کنند ……..حضرت فاطمه(ع)هنگامی که به آنها نظر می کند، او چنان ناله و فریاد می کشد که تمام فرشتگان آسمان از روی دلسوزی به گریه می افتند». (قولویه قمی، ۱۳۸۹ ،۸۶و۸۷). در لغت اصل شهق به معنی ارتفاع می باشد. جبل شاهق به معنی کوه بلند است. شهیق ضد زفیر می باشد. (مصطفوی،۱۳۶۰،ج۶،۱۴۳). شهیق به درون کشیدن نفس است. چنانکه زفیر خارج کردن آن(بازدم) می باشد. شهیق و زفیر هر دو اسم صوت و صدای مردم اندوهناک است که هنگام نفس کشیدن و بازدم شنیده می شود.(قرشی،۱۳۷۱، ج۴،۸۷). ۸– ندبه: ندبه واژه ای روایی است. امام باقر(ع) نسبت به کسانی که نمی توانند به زیارت سیدالشهداء(ع)بروند این گونه دستور عزاداری دادند و فرمودند:« ثم لیندب الحسین و یبکیه و یامر من فی داره بالبکاء و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه …»:« بر حسین(ع) ندبه و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار گریه و ناله بر حسین(ع) مراسم عزاداری برپا کند…».(ابن قولویه قمی،۱۳۸۹،۱۷۵). در زیارت ناحیه مقدسه از امام زمان(عج) آمده است «……… فلاندبنک صباحا و مساء …»:«…پس من شبانه روز برای تو ندبه و زاری می کنم…». (مجلسی،۱۴۰۳،ج۹۸، ۳۲۱). ندبه در لغت به گریه و شیون و زاری بر مرده و ذکر محاسن او اطلاق می شود.(معین،۱۳۸۲،۱۲۸۹). ۹-النحب: این واژه نیز واژه ای روایی می باشد. در روایت آمده« …وهی مع ذلک لا تجف لها عبره و لا تفتر من البکاء والنحیب… »: « :… او ( حضرت زهرا ( ع )) پیوسته اشک می ریخت و گریه می کرد».(مجلسی،۱۴۰۳،ج۴۵،۱۹۸). النحب در لغت به معنای گریه و شیون است . انتحب: گریه ای سخت کرد.(مهیار،۱۳۷۵،۹۰۳). النحیب: گریه ای که همراه با صدا باشد.(راغب، ۱۴۱۲،ج۱،۷۹۴). ۱۰- حُزن: حزن واژه ای است که هم در قرآن و هم در روایات اسلامی از آن یاد شده است. قرآن کریم می فرماید:«… َ وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ …»،(یوسف،۸۴)،«از گریه غم چشمانش سفید شد». هم چنین آمده است:«وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ…»،(فاطر،۳۴)،«آنها مىگویند حمد (و ستایش) براى خداوندى است که اندوه را از ما برطرف ساخت …». امام علی(ع)می فرماید:«الهم نصف الهرم»:«اندوه نیمی از پیری است».(سیدرضی،۱۳۸۶،حکمت۱۴۳،۴۶۸). هم چنین می فرماید:«المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»:«مؤمن شادیش در چهره اش و اندوه وی در دلش پنهان است».(همان،حکمت۳۳۳،۵۰۶). حزن در لغت به اندوه و غمگینی گفته می شود. حزن و اندوه هنگامی در انسان بوجود می آید که نعمتی را از دست دهد و ناظر به گذشته است. اصل حزن به معنی زمین سخت یا سختی زمین است. چون اندوه یک نوع گرفتگی و خشونت قلب است به آن حزن گفته اند. (طبرسی،۱۳۷۲،ج۵،۹۰). در نهج البلاغه آمده است:«ثم جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها…»:«خدا از سخت و نرم زمین خاکی گرد آورد».(سیدرضی،۱۳۸۶،خطبه۱،۲۲). علمای اخلاق حزن را چنین تعریف کرده اند: ناراحتی برای از دست دادن شخص که او محبوب انسان بوده یا از دست رفتن چیزی که مطلوب او بوده است.(نراقی،۱۳۸۷،ج۳، ۲۱۳)."حّزّن"(بر وزن فّرّس) مانند حُزن به معنی اندوه است. ۱۱- کّرب: کرب واژه ای قرآنی و روایی می باشد. در قرآن کریم آمده است:«قُلِ اللَّهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْها وَ مِنْ کُلِّ کَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُون»،(انعام/۶۴)،«بگو خداست که شما را از آن سختیها نجات می دهد و از هر اندوه می رهاند باز هم به او شرک می آورید». در جایی دیگر می فرماید:«وَ نُوحاً إِذْ نادى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیم»،(انبیاء،۷۶)،«( ای رسول یاد کن ) نوح را که از قبل ( ابراهیم و لوط ) صدا زد پس اجابتش کردیم و او و اهلش را از بلای بزرگ نجات دادیم». امام علی(ع)می فرماید:«من کفارات الذنوب العظام اغاثه الملهوف و التنفیس عن المکروب»:«از کفاره گناهان بزرگ به فریاد مردم رسیدن و آرام کردن مصیبت دیدگان است».(سیدرضی،۱۳۸۶،حکمت۲۴،۴۴۶). در روایت آمده است:«… فقال له زهیر:فسربنا حتی ننزل بکربلاء فإنها علی شاطئ الفرات، فنکون هنالک، …،قال: فدمعت عینا الحسین(ع)، ثم قال:اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء»:«… زهیر به حضرت عرض کرد: حرکت کنیم و کربلا کنار ساحل فرات بار بیندازیم و پیاده شویم…(با شنیدن نام کربلا)اشک از چشمان حسین(ع)سرازیر شد، سپس گفت: خدایا به تو پناه می برم از کرب و بلا».(مجلسی،۱۴۰۳،ج۴۴،۳۸۱). کرب در لغت به معنای اندوه شدید و حزن مسلط بر نفس می باشد.(قرشی،۱۳۷۱،ج۶،۹۹). ۱۲-کآب: کآب نیز واژه ای است که در روایات از آن نام برده شده است. امام رضا(ع) می فرماید:« کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابه تغلب علیه ….»: «با ورود ماه محرم پدرم خندان دیده نمی شد و دلشکستگی و افسردگی بر آن حضرت غالب بود». (مجلسی،۱۴۰۳،ج۴۴،۲۸۴). در روایتی نقل شده است که دو سال از ولادت امام حسین(ع) گذشته بود که«خرج النبی الی سفر ، فوقف فی بعض الطریق و استرجع و دمعت عیناه…..ثم رجع النبی من سفره مغموما، مهموما کئیبا حزینا…»:«پیامبر(ص) در سفر بودند، دیدند از حرکت ایستاده و مشغول گریه شد……….حضرت از آن سفر با غم و غصه و حزن و اندوه بازگشت…».(همان،۲۴۸). کآب در لغت به معنای اندوهناک و غمگین است. کئیب به کسی که غمگین و اندوهناک و شکسته دل باشد، اطلاق می گردد.(مهیار،۱۳۷۵،۷۱۸). ۱۳- ندم: واژه ای قرآنی و روایی می باشد. قرآن کریم می فرماید:«…وَ أَسَرُّوا النَّدامَهَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذاب …»،(یونس/۵۴)،«… و هنگامى که عذاب را ببینند (پشیمان مىشوند اما) پشیمانى خود را کتمان مىکنند…». هم چنین در جایی دیگر می فرماید:« فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِین »،(شعراء/ ۱۵۷)،« سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده او را از پاى درآوردند، سپس از کرده خود پشیمان شدند». در جایی دیگر می فرماید: «…ِ فَیُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نادِمِینَ »،( مائده/ ۵۲ )،«… از آنچه در دل پنهان داشتند پشیمان گردند ». امام علی(ع) می فرماید:«إن معصیه الناصح الشفیق العالم المجرب تورث الحسره و تعقب الندامه»: همانا مخالفت کردن با شخص خیرخواه دلسوز فهمیده کار آزموده ، حسرت به بار می آورد و پشیمانی در پی دارد.(سیدرضی ،۱۳۸۶،خطبه۳۵،۶۰). در لغت ندم و ندامه به معنی پشیمانی و تاسف بر چیز فوت شده و فرصت از دست رفته است. هم چنین به آن حزن نیز گفته اند.(قرشی،۱۳۷۱،ج۷،۳۸). راغب در مفردات می گوید:«الندم و الندامه:التحسر من تغیر رای فی امر فائت ».(راغب،۱۴۱۲،ج۱،۷۹۶). ۱۴- خضوع: خضوع واژه ای قرآنی و روایی می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از دیدگاه حقوق «مشتری»، شخص، اشخاص یا سازمانهایی هستند که با دیگری قرار داد می بندند تا او کالا یا خدمتی ارائه کند. به عبارت دیگر مشتری کسی است که بعد از سهامداران شرکت قرار می گیرد و در واقع جریان پول را وارد رگهای سازمان می کند. عدم وجود مشتری به معنی عدم کسب درآمد و سود و در نهایت برابر با انحطاط سازمان خواهد بود. بنابراین امروزه جلب رضایت مشتریان و در نهایت جذب مشتریان به سمت سازمان ضامن تداوم فعالیت سازمان در بازار رقابت صنعتی خواهد بود (اصغری، ۱۳۸۸: ۹).
 مشتری در زبان ساده همان کسی است که به جهت رفع نیازها و خواسته های خود به فروشنده مراجعه می کند و از کالا و یا خدمات وی استفاده می کند و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی را پرداخت کند. به عبارت دیگر مشتری کسی است که در حالت تعاملی چیزی را می دهد و چیزی را می گیرد. ضمن اینکه باید به این نکته هم توجه داشت که مشتریان با هم برابر نیستند و به همین دلیل شناخت و انتخاب مشتری دائمی تنها شرط بقای هر شرکت و سازمانی محسوب می شود (فاریابی و همکاران، ۱۳۸۹: ۱۶). مشتریان را می توان به دو دسته تقسیم کرد: مشتریان خارجی و داخلی. مشتریان خارجی در بیرون از سازمان بوده، محصولات و یا خدمات آن را می خرند. در برابر مشتریان خارجی، هر سازمانی تعدادی مشتری داخلی نیز دارد که به اندازه مشتریان خارجی مهم هستند. درتمام مراحل عملیات و فرایندهای سازمان همواره یک مشتری داخلی وجود دارد که محصول یا خدمتی را دریافت می کند و درعوض محصول یا خدمتی را ارائه می دهد (جعفری و فهیمی، ۱۳۷۹: ۵۵-۵۴).
اهمیت جذب و حفظ مشتری برای نشان دادن اهمیت و ضرورت حفظ او، توجه به نکات زیر ضروری به نظر میرسد: هزینه جذب یک مشتری جدید، بین پنج تا ۱۱ برابر نگهداری یک مشتری قدیم است؛ برای افزایش دو درصدی مشتری، باید ۱۰ درصد هزینه کرد. ضرر و زیان از دست دادن یک مشتری، در حکم فرار ۱۰۰مشتری دیگر است. رضایت مشتری، پیش شرط تمام موفقیتهای بعدی شرکتهاست. رضایت مشتری، مهمترین اولویت مدیریتی در مقابل اهداف دیگری چون سودآوری، سهم بیشتر بازار، توسعه محصول و…میباشد. ارزشمندترین داریی هر سازمان اعتماد و اطمینان مشتریان است. انتخاب مشتری دایمی و وفادار، تنها شرط بقای دایمی و استمرار فعالیتهای کارآمد هر شرکتی است. مدیران ارشد باید شخصا الگوی پایبندی در قبال رضایت مشتری باشند. برای جلت اعتماد مشتریان، کمتر از توان خود قول بدهید و بیشتر از قولی که دادهاید، عمل کنید. معادل ۹۸ درصد مشتریان ناراضی، بدون شکایت به سمت رقبا میروند. احتمال اینکه مشتریان ناراضی کاملا راضی(شاد)مجددا از شرکت شما خرید کنند، شش برابر مشتریان فقط راضی است. گوش دادن به شکایت مشتری، ۹۰ درصد کار است و حل کردن آن هفت درصد و پیگیری برای اطلاع از راضی شدن مشتری هم سه درصد دیگر است (یحیایی ایله ای، ۱۳۹۱). انواع مشتری مصرف کنندگان، معمولاً با طیف گسترده ای از محصولات و خدمات روبرو هستند که نیاز خاصی را بر طرف می کنند. آنها چگونه یک پیشنهاد بازاریابی خاص را از بین گزینه های مختلف انتخاب می کنند؟ آنها به پیش بینی ارزش و میزان رضایتی که هر پیشنهاد برایشان ایجاد می کند پرداخته و بر اساس آن خرید می کنند. مشتریان رضایتمند مجدداً خرید می کنند و در مورد تجربه خوب خود با دیگران صحبت می کنند؛ مشتریان ناراضی، معمولاً به محصولات رقبا روی آورده و به بی اعتبار کردن محصول نزد دیگران می پردازند. سازمانها می توانند پنج نوع مختلف مشتری داشته باشند: مصرف کنندگان: افرادی هستند که کالا یا خدمات ما را برای مصرف نهایی خودشان خرید می کنند. مشتریان صنعتی: سازمانهایی هستند که کالا یا خدمات را برای مصرف جهت تولید کالا خودشان خرید می کنند.. واسطه ها: سازمانهایی هستند که کالا یا خدمات ما را برای فروش مجدد و کسب سود، برای خودشان خرید می کنند. مشتریان دولتی: سازمانهایی دولتی هستند که کالا یا خدمات ما را برای ارائه به مردمی که نیازمند آن هستند، خریداری می کنند. بازار بین المللی: شامل کلیه مشتریان خارجی ما- اعم از مصرف کننده نهایی واسطه ها، مشتریان صنعتی و دولتی- می شود. (محب علی و فرهنگی، ۱۳۹۰: ۱۰۶). منبع: (محب علی و فرهنگی، ۱۳۹۰: ۱۰۶) مشتریان را از نظر رفتاری و رضایتمندی و… نیز در تقسیم بندی های جداگانه ای قراز می دهند که به دو نمونه از آنها اشاره شده است. انواع مشتری در مفاهیم بازاریابی شامل موارد زیر است: مشتریهای باقوه: افرادی که هنوز مشتری نیستند ولی در هدف بازار قرار دارند ؛ مشتری های که عکس العمل نشان میدهند: مشتریان با القوه یا احتمالی که به یک محصول یا خدمت علاقه و واکنش نشان میدهند. مشتری های بالفعل: افرادی که در حال حاظر محصول یا خدمتی را به کار میبرند. مشتری های سابق: اینگونه افراد مشتریان مناسبی نیستند چرا که مدت زیادی در هدف فروش قرار ندارد و یا خریدشان را به سمت محصولات رقیب برده اند. انواع مشتری از نظر میزان رضایت عبارتند از: مشتری راضی : مشتری راضی کسی است که در حال حاضر، راضی بوده ولی هنوز جز مشتریان ارزشی و وفادار و دائمی مانیست. این مشتری در سطح خوبی قرار داشته ولی دمدمی مزاج بوده و رقیب ما می تواند نظر او را تغییردهد و نسبت به سازمان ما بی تفاوت است. مشتری شاد : این مشتری میزان وفاداریش به شما بیشتر است زیرا شما را باور دارد و از شما نزد دوستانش تعریف میکند و مشتریان جدیدی را می اورد. ولی این مشتری توقعاتی نیز دارد که باید در ابندا خود را اماده براورده ساختن توقعات بعضا نا بجای او نمایید و گرنه نداشتن برنامه منطقی و مدون برای براورده ساختن او میتواند او را به مشتری ناراضی مبدل کند. برای این کار باید تخفیف های مشخص و تعیین شده ای را در نظر بگیرید. مشتری ناراضی: او به جای راضی بودن، متاسفانه در گروه مخالفان و ناراضیان شما قرار دارد. زیرا شما نیازش را براورده نکرده اید و رقبای شما بهتر از شما به او سرویس داده اند بنابر این تلاش کنیدتا با ارائه خدمات بنیانی از ابتدا مانع نارضایتی مشتریان شوید زیرا ان قبیل مشتریان اقدامات زیر را انجام می دهند: الف- مشتری ناراضی مشکلش را حداقل با ۸ نفر در میان می گذارد و آنها را به سوی رقیب می برند. ب- مشتری ناراضی اطلاعاتش را به ۲۰ نفردیگر انتقال میدهد ج-۹۸درصد مشتریان ناراضی بدون بدون شکایت و بدون اطلاع قبلی سازمان را ترک کرده و به سوی رقیب میروند. مشتریان شیفته: اینها مشتریان متعصب و پروپا قرص سازمان هستند و با اصرار، دیگران را به سوی سازمان می کشانند حتی از خودشان هزینه میکنند تا سازمان را به شهرت برسانند. اینها ارزشمند ترین مشتریان سازمان محسوب می شوند. و باید با بهره گرفتن از شیوه های نافذ رهبری و از طریق جلب قلوب و نفوذ در دلها، آنها را جذب سازمان کرد، زیرا آنها در آینده جز مشتریان وفادار خواهند بود. مشتریان خشمگین: عملکرد سازمان نه تنها موجب رضایت این دسته از مشتریان نشده بلکه آنها را ناراحت و حتی خشمگین نیزکرده است. این نوع مشتریان در پی انتقام گیری بوده و برای نابودی سازمان تلاش میکنند و کمترین خواسته انها محو سازمان از صحنه است. برای نابودی، وجود مقدار بسیار کمی از این نوع مشتری فوق العاده خطرناک است بطوریکه برای نابودی و از بین بردن چند نفر از اینها کافی است. لذا نباید اجازه داد مشتری به این حد خشم برسد. نحوه برخورد با هر یک از مشتریان به دلیل ذهنیتی مثبت و منفی ایکه آنها از فروشندگان و سازمان آنها دارند بسیار متفاوت است (یحیایی ایله ای، ۱۳۹۱). انتظارات مشتری انتظارات مشتری توقعاتی است که به طور حتم به ان نیاز ندارد، ولی براورده شدن ان، احساس خوشایندی در او ایجاد میکند که پایداری رابطه را سبب میشود. بنابراین به نظر میرسد که جلب رضایت مشتریان با تامین انتظارات انها رابطه مستقیم خواهد داشت. به طور کلی میتوان انتظارات مشتریان را به دو گروه تقسیم بندی کرد: الف- انتظارات مرتبط با کالا و خدمات: از انجایی که مشتریان یک سازمان را اقشار و گروه هایی با فرهنگ های مختلف تشکیل میدهند، در مواجهه با این گروه ها توجه به اعتقادات همه انها، اصلی خدشه ناپذیر است. اقداماتی از قبیل رعایت محرمات برای برخی از مشتریان مانند ذبح شرعی در امور دام و طیور، تولید و عرضه ابزار الات و ادواتی که در برخی مذاهب حرام شمرده میشوند و بسیاری حساسیتها که در فرهنگ های گوناگون باعث میشود ان اقوام و گروه ها، واکنش نشان داده یا احساس بی حرمتی نمایند. ب- انتظارات مرتبط با ارتباطات سازمان: رعایت حرمت مشتریان در حضور و غیاب انها امری الزامی است. اگرچه مشتریان در مراجعات خود به سازمانهاو در ارتباطات رو در رو در رو با کار کنان، انتظارات بیشتری از خود بروز میدهند. انتظاراتی که از سوی مشتریان مورد توجه بوده و در صورت عدم تحقیق، مراجعات بعدی انها به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد عبارتند از: احترام: تامین حس احترام طلبی افراد در انواع ارتباطات موضوعی در خور توجه است. چنانکه اشاره شد امرئزه بسیاری از مردم برای کسب احترام، بهای بیشتری میپردازند و در فرایند تامین نیاز های زندگی، حفظ کرامت خود را در جایگاه بالاتری ارزش گذاری میکنند. بنابراین، یکی از مهم ترین راه های کسب موفقیت و جلب رضایت مشتریان، توجه به این نکته اصلی کلیدی است که غفلت از ان، خسارات جبران ناپذیری به سیستم عرضه کالا و خدمات وارد میکند. اراستگی ظاهر: اراستگی افراد از منظر فردی نشانه ایمان محسوب میشود و از منظر سازمانی بیانگر نظم ونظام و دقت و نظر سازمان نسبت به همه امور از جمله نظافت است.طبیعی است که این حد از نظرات، محصولات را نیز شامل میشود.مشتری در مواجه با کارکنانی که ظاهر و پوششی مناسب دارند. احساس امنیت و ارامش بیشتری برای استفاده از محصولات خدمات سازمان خواهد داشت. اراستگی ظاهر در محیط کار به ویژه دربخش های مرتبط با مشتریان از اهمیت بیشتری برخوردار است که رعایت انها نتایج مثبتی برای سازمان در پی خواهد داشت. برخورد صادقانه : ارائه اطلاعات صحیح و راهنمایی مشفقانه مشتریان، به گونه ای که بتواند منافع انها را تامیین کند از جمله انتظارات مشتریاممحسوب میشود. یک مشتری وفادار به منزله عضوی از خانواده سازمانی است که بخشی از هزینه ها ی ان را میپردازد در این رویکرد، برخورد صادقانه برای حفظ منافع طرفین، شرطی معقول تلقی میشود که در صورت عدم رعایت ان، ارتباطات مشتریان با سازمان مخدوش و انتظار وفاداری از انها بی مورد است. فضای مناسب ارتباطی: ارتباط با مشتری از این رو حائز اهمیت است که میتواند در یک فرایند ارتباطی موثر به جلب رضایت و حفظ او منجر شود وقتی سازمان با مشتریان خود ارتباط برقرار میکنند یقینا نفعی را برای خود متصور هستند برای اینکه بتوان از ارتباط با مشتریان، رضایت انها را حاصل نموده باید فرایند ارتباط به گونه طراحی شود که فضای ارتباطی برد برد فراهم شود. امکان ارتباط با مدیران بالاتر: از دیگر انتظارات منطقی مشتریان، امکان ارتباط با مدیران ارشد سازمان برای حل مشکلات فی مابین است، این امکان ارتباط، توجه سازمان به حسن رابطه با مشتریان تلقی میشود و اثرات مطلوبی در انان دارد. طبیعی است که برخی مشتریان از طرح مسائل خود در سطوح پایین نتیجه نگرفته و میخواهند برای رفع موانع ارتباطی خود با سازمان، چنین ملاقاتی را انجام دهند. عدم پذیرش این ارتباطات از منظر مشتری مداری نه تنها پذیرفته نیست بلکه نشان می دهد که سازمان، ارزش و اعتبار ی برای مشتری قائل نشده است. توجه به درخواست ها و پیشنهادات: امروزه شنیدن صدای مشتری به عنوان یک اصل مسلم از سوی مدیران ارشد پذیرفته شده و در بسیاری از سازمانها راهکار های ویژه ای از قبیل ایجاد مرکز تماس، سیستم پیامگیر، سیستم گویا، ارسال و دریافت پیام کوتاه، صندوق شکایات، انتقادات و پیشنهادات، e-mail تالار گوفتگو و حتی پاسخگویی به ارتباطات حضوری در بسیاری از موارد توزیع پرسشنامه های نظر سنجی برای تحقیق این امر پیش بینی میشود اما به نظر میرسد که غالبا پاسخگویی به نیاز مشتری، در انها دیده نمیشود معمولا این روش ها در مطلوبترین شرایط، به دنبال تامین انتظارات سازمان هستند تا انتظارات مشتریان. به همین دلیل نه تنها رضایتی در مشتریان ایجاد نمیکنند بلکه باعث شکل گیری نگرش منفی در انان نیز میگرند. اگر حفظ منافع سازمان در گرو تداوم و تکرار مراجعات مشتریان به سازمان و مراجعه مشتریان در گرو رضایت مندی انان از سازمان باشد، پس جلب رضایت مشتریان برای سازمان از اولویت ویژه برخوردار خواهد بود، این اولویت ایجاب میکند که سازمان، راهکار های علمی برای تحقیق رضایتمندی مشتریان جست و جو کند. به نظر میرسد که بهترین راهکار علمی برای جلب رضایت مشتریان و مشتری مداری، تامین نیاز ها و انتظارات انان باشد(یحیایی ایله ای، ۱۳۹۱).
فرایند ایجاد ارتباط با مشتری
بندرت افراد در یک چشم به هم زدن از مشتریانی بالقوه به مشتریانی وفادار و سپس به مشتریانی پایبند تبدیل میشوند.آنها قبل از اینکه به مشتریان وفادار و پروپا قرص تبدیل شوند از مراحل مختلفی گذر میکنند. کاتلر و همکارانش فرایند ایجاد ارتباط با مشتری را به صورت ذیل ارائه میکنند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تجمل گرایی نیز مانند بسیاری از اعمال، برخاسته از ریشهها و عواملی است که بدون مبارزه با آنها، حذف آن از زندگی فردی و اجتماعی ممکن نخواهد بود. برای حذف این رذیله زشت از زندگی و آموختن فرهنگ درست مصرف، ریشههای اصلی آن را بیان میکنیم.
 عوامل و زمینه های تجمل گرایی تمایلاتى که انسان در این جهان مادى اظهار مى کند، در بعضى موارد تمایلاتى بدلى است که با انحراف از راه مستقیم فطرت در او خودنمایى مى کند. یعنى هنگامى که خواسته هاى فطرى او به صورت طبیعى ارضا نمى شود، میلش به راههاى بدلى تعلق خواهد گرفت. بر این اساس، همان طور که آراستگی حلال و شایسته موجب استحکام و ایجاد نشاط و سلامت در ارتباطها میشود، آراستگی ناشایست و حرام، با این امور منافات دارد و موجب مفسده برای فرد و جامعه میشود. بعضى افراد به خاطر اهداف و اغراض ناصحیح پا را از نیاز طبیعى فراتر برده و علاوه بر فراموش کردن هدف زندگى, خود را گرفتار بیمارى تجمل پرستى مى کنند. عوامل متفاوتی در پیدایش تجمل گرایی ، نقش دارد که سبب می شوند شخص آگاهانه یا ناخودآگاه ، رفتار خود را تغییر دهد و از تجمل گرایی سردرآورد . گفتنی است که این عوامل، علت تامه صدور فعلی از انسان انتخاب گر و مختار به شمار نمی آیند، بلکه زمینه ساز آن هستند. با توجه به این نکته ها ، به برخی از عوامل تجمل گرایی خواهیم پرداخت. ۴-۱ جهل و نادانی جهل و ناآگاهی عامل بسیاری از انحرافات اخلاقی و رفتاری و از جمله تجمل گرایی است . نادانی از مهمترین عوامل افراط و تفریط در کارها است . تأثیر نادانی بر رفتار انسان چنان عمیق است که گویا انسان جاهل هیچ توان بر حفظ صراط مستقیم و اعتدال الهی ندارد . از این رو ،امیر مؤمنان(ع) سرچشمه زیاده روی ها و کوتاهی ها را –به طور عموم- جهل آدمی می داند :« لَا یُرَی الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً [۲۲۳]: نادان دیده نشود جز آن که در کارها ، زیاده روی یا کوتاهی کند. » نادان چون راه میانه را که یک راه است نمی شناسد و راه انحراف به چپ و راست را که متعدد است، می رود ؛ زیرا هوای نفس مسلط بر جاهل است و راه های انحراف را در نظر او حق و خوب جلوه می دهد . فقدان آگاهی لازم نسبت به موضوع و معیارهای تجمل گرایی سبب می شود بسیاری از افراد،ناخواسته به این انحراف گرفتار آیند. همچنین بی اطلاعی از حکم و نیز ناآگاهی از پی آمدهای فردی و اجتماعی و عواقب اخروی آن، باعث می شود عده ای این مسأله را بی اهمیت پنداشته، انگیزه ای برای اجتناب از آن نداشته باشند. ۴-۲ هواپرستی بی شک در وجود انسان، غرائز و امیال گوناگونی است که همه آنها برای ادامه حیات او ضرورت دارد: خشم و غضب، علاقه به خویشتن، علاقه به مال و زندگی مادی و امثال اینها، و بدون تردید دستگاه آفرینش همه اینها را برای همان هدف تکاملی آفریده است. اما مهم این است که گاه اینها از حد تجاوز میکنند و پا را از گلیمشان فراتر مینهند و از صورت یک ابزار مطیع در دست عقل در میآیند و بنای طغیان و یاغیگری میگذارند، عقل را زندانی کرده و بر کل وجود انسان حاکم میشوند و زمام اختیار او را در دست میگیرند. این همان چیزی است که از آن به« هوا پرستی» تعبیر میکنند که از تمام انواع بت پرستی خطرناکتر است، بلکه بت پرستی نیز از آن ریشه میگیرد. بی جهت نیست که پیامبر گرامی اسلام (ص) بت« هوی» را برترین و بدترین بتها شمرده است؛ در آنجا که میفرماید: «ما تحت ظل السماء من اله یعبد من دون اللَّه اعظم عند اللَّه من هوی متبع[۲۲۴] ؛ در زیر آسمان هیچ بتی بزرگتر در نزد خدا از هوی و هوسی که از آن پیروی کنند وجود ندارد». متابعت هوای نفس از عوامل بزرگ افراط و تفریط در رفتار و کردار انسان است،بنابر آن چه از آیات و روایات استفاده می شود ، پیروی هوای نفس انسان را از راه حق و معتدل باز می دراد و به راه های انحراف و افراط و تفریط می کشاند ، کسی که تابع خواهش های نفس خویش است، در انجام عبادات و تکالیف الهی که خلاف میل و رغبت انسان است ،تفریط و سستی نشان می دهد و در استفاده از لذات دنیوی که مطابق خواسته نفس است ، افراط و زیاده روی خواهد کرد . خداوند متعال در پی هشدار از گمراه نمودن هوای نفس به داود (ع) می فرماید: « یَادَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فی الْأَرْضِ فَاحْکُم بَینَْ النَّاسِ بِالحَْقِّ وَ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَی فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُواْ یَوْمَ الحِْسَاب[۲۲۵]؛ ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند! » خداوند متعال در قرآن کریم، هوای نفس انسان را عامل بسیاری از گناهان و خطاها معرفی می کند که در اصطلاح به آن نفس اماره می گویند. « مراد از نفس اماره همان بعد حیوانی انسان است که به آن تمایلات و غرایز هم گفته می شود و عرفا آن را بعد حیوانی و ناسوتی می نامند. این بعد حیوانی هماره با جنبه معنوی روح در مبارزه است که از نظر اسلام جهاد اکبر نامیده می شود.» [۲۲۶]به فرموده پیامبراکرم(ص)، نفس اماره ، دشمن سرسخت درون ماست: « أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ [۲۲۷]؛ بالاترین دشمن ،نفس اماره است.» از این رو، قرآن کریم ، پیروی از هوای نفس را، زمینه ساز افراط کاری و زیاده روی می داند: « وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ؛ از کسی که قلب او را غافل از یاد خود کردهایم و پیرو هوای خویش است اطاعت مکن» [۲۲۸]. هواپرست همیشه زیاده روی می کند؛ زیرا سرشت آدمی به افزون خواهی گرایش دارد. مفسران در شأن نزول این آیه و آیه های پیش و پس از آن نوشته اند که این آیات ، در باره سلمان، ابوذر، صهیب، عمار، حباب و … که از اصحاب فقیر پیامبر بودند، نازل شده است. زیرا افرادی مثل عیینه بن حصین و اقرع بن حابس و … خدمت پیامبر آمده، عرض کردند یا رسول اللَّه، این پشمینه پوشان که از زیر بغلشان بوی تعفن بمشام میرسد، از خود دور کن، تا ما بمجلس تو در آییم و ترا در صدر مجلس قرار دهیم، زیرا با بودن آنها ممکن نیست ما نزد تو آییم. هنگامی که این آیه نازل شد، پیغمبر آنها را در آخر مسجد، جا داد تا بذکر خدا مشغول شوند و فرمود: - ستایش خدایراست که مرا زنده گذاشت و بمن امر کرد که با مردانی صبر کنم که در مرگ و زندگی با آنها هستم.[۲۲۹] بنابراین جای تعجب نیست که پیامبر(ص) میفرمایند: « اِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَی أُمَّتِیَ الْهَوَی وَ طُولُ الْأَمَلِ أَمَّا الْهَوَی فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَهَ الْحَدِیثَ [۲۳۰]؛ خطرناکترین پرتگاهی که بر سر راه سعادت شما قرار گرفته هواپرستی و آرزوهای دور و دراز است چرا که پیروی از هوی شما را از حق باز میدارد و آرزوهای دراز آخرت را به دست فراموشی میسپارد». تعبیراتی که در نقطه مقابل یعنی ترک هویپرستی در آیات و روایات وارد شده نیز عمق این مساله را از دیدگاه اسلام روشن میسازد، تا آنجا که کلید بهشت را ترس از خدا و مبارزه با هوای نفس میشمرد: « وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوی؛ [۲۳۱] اما کسی که از مقام پروردگار بترسد و نفس خویش را از هواپرستی نهی کند بهشت جایگاه او است» . علی(ع) میفرماید: « أَشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاهُ [۲۳۲]؛ شجاعترین مردم کسی است که بر هوای خویش پیروز شود». و در این زمینه آیات و روایات بسیار فراوان و پر بار است.[۲۳۳] چرا هواپرست همیشه گرفتار افراط است، شاید یک دلیلش این باشد که طبع آدمی در لذتهای مادی همیشه رو به افزونطلبی میرود کسی که دیروز از فلان مقدار مواد مخدر نشئه میشد امروز با آن مقدار نشئه نمیشود، و باید تدریجا بر مقدار آن بیفزاید، کسی که دیروز یک قصر مجهز چند هزار متری او را سیر میکرد امروز برای او یک امر عادی است، و به همین ترتیب در همه شاخههای هوا و هوس، دائما رو به افراط گام برمیدارند تا خود را هلاک و نابود کنند.[۲۳۴] از آثار پیروی از هوای نفس آن است که برای تحریک آدمی به سوی تأمین امیال و هوس های خود ، نیازهایی را در پندار شخص ایجاد می کند که در واقع نیاز نیستند ، بلکه خاستگاه آنها ، شهوت و نفس و میل به لذت گرایی است . برآیند این فرایند ، به صورت اسراف و تبذیرها ، تجملات بی حد و مرز ناشی از هم چشمی و خودبرتربینی ،نمود می یابد و این گونه است که قرآن کریم ، عملکرد مسرفان را در پندار آنان ، زینت شده معرفی فرموده : « کَذَالِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کاَنُواْ یَعْمَلُون[۲۳۵]؛ این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است (که زشتی این عمل را درک نمیکنند). » وجه تمایز نیاز واقعی از شهوت مذموم و هوای نفس آن است که اولی، خواسته های تعدیل یافته آدمی برای تأمین سلامت و نشاط جسمی و روحی او و در محدوده ی فرامین عقل و آموزه های وحی است و دومی ، امیال و هوس های نامحدود و افسارگسیخته ای است که به زیان جسم و روح و برخلاف خرد و شرع است . ۴-۳ فزونی ثروت و رفاه زدگی انباشته شدن ثروت نزد عده ای محدود ، از مهم ترین عوامل تجمل گرایی است ؛چرا که مال و ثروت به طور طبیعی زمینه ساز رفاه زدگی و هواپرستی است [۲۳۶]و در صورت عدم اصلاح و تهذیب نفس و بی توجهی به دستورات عقل و شرع، روحیه ی تجمل گرایی و رفاه زدگی و به تعبیر قرآن ، «اتراف» را در شخص به وجود می آورد و دامن می زند. بنابراین، دارا بودن ثروت در کنار روحیه ی اتراف ، از مهمترین زمینه های تجمل گرایی به شمار می رود . [۲۳۷] قدرت و ثروت در دست انسانهای غافل، سبب فخرفروشی، خودنمایی و تجمّلگرایی است. به این معنا که غوطه ور بودن انسان ها در ناز و نعمت و فروانی ثروت و غرق در مادیات و رفاه شدن در صورت فقدان ایمان و اعتقاد، ضعف و سقوط اخلاق ، موجب طغیان گری و تجاوز از حد و حدود ، حیف و میل و تضییع اموال و تجمل گرایی و ولخرجی و هوسرانی و عیاشی می شود . [۲۳۸] انسان هنگامی که همه وسایل زندگی را فراهم دید ، دست به اسراف و تجمل گرایی و فساد و تجاوز می زند که خداوند در قرآن مجید در این زمینه چه زیبا و گویا بیان می فرماید: «کلاََّ إِنَّ الْانسَانَ لَیَطْغَی أَن رَّءَاهُ سْتَغْنی [۲۳۹]؛ چنین نیست (که انسان در برابر نعمت های الهی همیشه شکرگزار و حق شناس باشد) بلکه او مسلما و محققا تجاوز گری و طغیان گری می کند. .. از این که خود را بی نیاز و مستغنی ببیند. » شیوه زندگی فردی و اجتماعی «مترفین» (ثروتمندان سرکش و خودخواه) بگونه ای است که زمینه گرایش عمومی جامعه را به سوی ولخرجی و استفاده غیرمعقول از امکانات مادی فراهم می کند .مرفهین بی درد, با لباسهای متنوع و رنگارنگ و ساختمانهای مجلل و اتومبیلهای آخرین مدل و آنچنانی در جامعه حاضر شده, به فساد پرداخته و زمینه سقوط معنوی و ارزشی جامعه را فراهم میآورند. به طور کلی نمیتوان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا که طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحتطلبی را فراهم میآورد، میگوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی و تجملی در جامعه میشود. ابن خلدون نیز در کتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، از موانع پادشاهی و کشورداری است» ثروت، رفاهزدگی و تنپروری را از عوامل مهم سقوط و نابودی اجتماعی میشمارد.[۲۴۰] خانواده ای که درآمد مالی و سرمایه اش تنها به اندازه ضرورت ها و نیازهای اوست، به ناچار برای پاسخگویی بدان ضرورت ها، در صدد کنترل مصرف و اندازه گیری در آن برخواهد آمد؛ ولی اگر میزان ثروت آن بر مقدار احتیاجات و نیازهای واقعی آن افزوده شود، چنانچه اعضا و به ویژه مدیر خانواده از تربیت اخلاقی و فرهنگ صحیح مصرف بی بهره باشند به خیال این که زیاده روی و اسراف، به بنیه مالی آنان خلل نمی رساند، به این عمل کشیده خواهند شد. ولی باید توجه داشت که: اوّلاً، همیشه روال زندگی به یک منوال نبوده و فراز و نشیب های زیادی بر سر راه آن وجود دارد. چه بسا خانواده هایی که زمانی در اوج عزّت و رفاه به سر برده اند و پس از مدّتی به مسکنت و فقر مبتلا شدند. از این رو، انسان معتدل و آینده نگر، در روزگار وسعت به فکر روز محنت نیز هست و با پرهیز از اسراف و تجمل گرایی، آینده خویش را هم در نظر می گیرد. ثانیاً، چه اشکال دارد انسان به قدر ضرورت و رفع نیازهای معمولی از ثروت خود استفاده کند و اضافه آن را در راه بر طرف نمودن احتیاجها و نیازمندی های سایر همنوعان خویش، به کار گیرد. این از حیله های شیطان است که هر چه انسان به اسراف و تجمل گرایی روبیاورد، به او وعده فقر نمی دهد و این کار را به عنوان دست و دلبازی در نظرش جلوه می دهد؛ ولی همین که بخواهد مقداری از ثروت خویش را در راه رفاه جامعه به مصرف برساند، با هزاران وعده و وعید، او را از آینده خویش می ترساند و از ابتلای به تنگدستی و احتیاج نگران می سازد. قرآن کریم می فرماید: «اَلشَّیْطِانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشِاءِ وَاللّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ واسِع عَلیم؛[۲۴۱]؛یعنی شیطان به شما وعده فقر و فرمان به گناهان می دهد و خدا وعده آمرزش و زیادی می دهد و خداوند دانا و فضل او گسترده است. » خداوند در قرآن می فرماید: «وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ[۲۴۲]؛ بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است … و مال (خود) را، با همه علاقهای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق میکند.[۲۴۳] » ۴-۴ احساس حقارت و خود کم بینی (احساس کمبود شخصیتی) یکی دیگر از عوامل درونی که ممکن است به پیدایش روحیه تجمل و اعیان منشی بیانجامد، این است که تجمل گرا در نفس خویشتن احساس کمبود کند. احساس کمبود شخصیتی در عوامل گوناگونی ریشه دارد و یکی از این عوامل پیشینه تاریخی فرد است . افرادی که دچار کمبود شخصیت ،سرخوردگی ،فشارها و رنج های دوران کودکی هستند و در گذشته در نیل به خواسته های خود ناکام مانده اند، دچار مشکلات اقتصادی بوده و به این دلیل تحقیر و طرد شده اند، اکنون که قدرت یافته اند،تمکن پیدا کرده اند،آن دوران سپری شده ،برای جبران آن سرکوبی ها و عقده ها دست به تجمل گرایی و ولخرجی می زنند تا خود را مطرح کنند ،مورد ستایش واقع شوند و در بین مردم جایی باز کنند. برای نمونه، قارون سبطی بود نه قبطی ؛ یعنی از قوم موسی (ع) بود و از همان مستضعفان بود که فرعون آن ها را به استضعاف گرفته بود . با این حال ، هنگامی که ثروتمند بزرگی شد، بر قوم خودش که همان مستضعفان بودند ،شورید و طغیان کرد. [۲۴۴]قرآن درباره او می فرماید: «إِنَّ قَرُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسی فَبَغَی عَلَیْهِم[۲۴۵]؛ همانا قارون فردی از افرادقوم موسی بود که بر قوم خود شورید. » هم چنین ممکن است شخص از نظر علم و آگاهی و شناخت ، دچار کمبود شخصیت باشد و وقتی خودش این نارسایی و کمبود را احساس می کند ،می کوشد آن را بپوشاند. در این صورت، اگر توان مالی دارد ،با تجمل و به رخ کشیدن مال خود ، می کوشد آن نقص وجودی را جبران کند. اگر هم دارای پست و مقامی باشد، تلاش می کند هر گونه که ممکن است برای پوشاندن این عیب درونی –نداشتن علم و معرفت کافی – با ظاهری موجه، خود را بالاتر از دیگران ببیند و بر زیردستان فخر بفروشد. افزون بر این ها ، ممکن است کمبود شخصیت فرد در نداشتن کمال معنوی ریشه داشته باشد. به دیگر سخن ، ممکن است شخص آن چنان در گناهان و امور ضد اخلاقی غرق شده باشد که کرامت انسانی خود را از دست دهد و به تعبیر بعضی روایات ، دچار هون نفس ؛ یعنی حقارت نفس شود. امام هادی (ع) فرموده است : « مَنْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّه[۲۴۶]؛ کسی که احساس حقارت و ضعف نفس می کند ،نباید از شر او ایمن باشی. » علی (ع) در این زمینه می فرماید: « مَا مِنْ رَجُلٍ تَکَبَّرَ أَوْ تَجَبَّرَ إِلَّا لِذِلَّهٍ وَجَدَهَا فِی نَفْسِهِ [۲۴۷]؛ هیچ شخصی نیست که تکبر ورزد یا زورگویی کند مگر به خاطر کمبود که در خود می یابد.» در این روایت علت فخرفروشی ،تکبر و خود را مطرح نمودن ،ذلت نفس و حقارت معرفی شده است . تجمل گرا می خواهد جلب توجه کند ، مورد احترام واقع شود؛ از این رو دست به تجمل گرایی می زند تا بگویند چنین و چنان است . ۴-۵ خودنمایی و خودبرتربینی: برخی از رذیلتهای اخلاقی همچون خودبرتربینی، برتری جویی و خودنمایی، منشاء بسیاری از انحرافات رفتاری از جمله اسراف و تجمل گرایی است. از دیدگاه اسلام، هر گونه مصرفی که زاییده برتری جویی یا با هدف خودنمایی انجام پذیرد، نکوهش شده است؛ قرآن کریم در دو جا، اسرافکاری فرعون را در کنار روحیه استکبارورزی و برتری جویی وی یاد می کند که خود نشان از ارتباطی معنادار میان این دو دارد: «وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفین[۲۴۸]؛ و به درستی که فرعون در روی زمین استکبار ورزید و همانا او از اسراف پیشگان بود. » نیز می فرماید: « وَ لَقَدْ نجََّیْنَا بَنی إِسْرَ ءِیلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِینِ مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ کاَنَ عَالِیًا مِّنَ الْمُسْرِفِین؛ و به تحقیق ما بنی اسرائیل را از عذاب خوارکننده ای که از ناحیه فرعون متوجه شان بود، رها کردیم و همانا فرعون برتری جو و از اسرافگران بود. »[۲۴۹] در این دو آیه صفت اسراف، پس از ذکر استکبارورزی و برتری طلبی فرعون ذکر شده است که این خود گویای ارتباطی تنگاتنگ و جدایی ناپذیر بین این دو خصیصه شیطانی است و بیانگر این نکته است که طاغوت منشی و برتری جویی، خود از عوامل اساسی تجاوز به حقوق و اموال مردم و زیاده روی در بهره جوییها و تجمل گرایی به حساب می آید. ۴-۶ تقلید مسئله تقلید از عوامل بسیار مهم در تربیت بشر است. الگوگیری،امری فطری است که از دوران کودکی در انسان وجود دارد. حتماً دیدهاید که اگر به کودکی لبخند بزنید، او نیز مثل شما لبخند میزند. هر چه سن کودک بالاتر میرود، تقلید تا حدی حالت هدفدار به خود میگیرد و در عالیترین و مطلوبترین حالت، تقلید و تکرار عمل دیگری، با آگاهی کافی از حُسن کار و هدفمندی است.[۲۵۰] بنابراین، در تعریف الگوپذیری میتوان گفت: رضایت فرد به انطباق رفتارش با الگوهای وسیعی، در جهت هماهنگی و انسجام رفتاری با آنها.[۲۵۱] انسان همیشه می خواهد زندگی اش را با کسانی که در نظر او شرافت و موفقیّت دارندو کسانی که در نظراو الگوهایی خوب و جذاب هستند، هماهنگ سازد. این احساس اگر همراه با هدایت عقل سلیم و انتخاب الگوهای مناسب و صحیح باشد، انسان را در جهت رشد کمالات و فضایل اخلاقی به پیش می برد. و بر عکس چنانچه این خوی انسانی با تعصّب و جهل و خواسته های نفسانی همراه شود، نتایجی خطرناک و زیانبار درزندگی انسان دارد که این خود به بزرگ ترین مانع در طریق هدایت انسان مبدل خواهد شد. متأسفانه در برخی موارد، جوان با تقلید کورکورانه از این الگوهای نامناسب، گرفتارتجمل گرایی میشود. از مصداقهای آن میتوان تقلید جوانان از برخی قهرمانان ورزشی، ستارههای سینما و تلویزیون،هنرمندان و… را نام برد. البته در بین این افراد، گاه الگوهای خوبی نیز دیده میشود که تقلید از آنها میتواند سودمند باشد. براساس اصولی مانند اصل لذت، فردگرایی و توجه صرف به علوم تجربی بود که مادیگری در غرب به اوج خود رسید.آنها با توجه به این اصول و با مطالعه دقیق حالات جوانان، مانند قهرمانخواهی، نیاز به محبوبیت،خودنمایی، حادثهجویی، بلندپروازی، رقابت، استقلالطلبی و…، الگوهای جدید و جوانپسندی را مطرح میکنند.[۲۵۲]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵- استیفن،پی رابینز،(۱۳۷۳)، رفتارسازمانی،ترجمه: علی پارسائیان ومحمداعرابی، تهران، انتشارات نوبهار،چاپ اول. ۶-آصف زاده ،سعید،رضاپور،عزیز،(۱۳۸۵)، مدیریت بهداشت و درمان، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی قزوین و حدیث امروز. ۷- اصغری، جمشید، (۱۳۸۶)، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، انتشارات صفار- اشراقی، چاپ اول. ۸- اکبری ،محمد اسماعیل،(۱۳۸۶)، «عدالت در سلامت»، فصلنامه سلامت و توسعه پایدار،جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی ،تهران ،سال چهارم. ۹- ال دولان، (۱۳۷۷)، مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی، تهران، اتتشارات سازمان مدیریت صنعتی. ۱۰- الوانی،سید مهدی،(۱۳۸۶)، مدیریت عمومی، تهران، نشر نی. ۱۱- ایران نژاد پاریزی، مهدی و ساسان گهر، پرویز، (۱۳۸۲)، سازمان و مدیریت از تئوری تا عمل، ناشر موسسه عالی بانکداری ایران بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، چاپ دوم. ۱۲- بست، جان، (۱۳۷۹)، روش های تحقیق در علوم رفتاری و تربیتی،ترجمه:حسن پاشا شریفی و نرگس طالقانی، تهران، انتشارات رشد، چاپ هشتم. ۱۳-براسیو ن، جان، ام،(۱۳۷۲)، برنامهریزی استراتژیک بر سازمانهای دولتی و غیر انتفاعی، ترجمه: عباس منصوریان، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی، چاپ اول. ۱۴-براین کویین، جیمز و مینژ برگ، هنری و جیمز رابرت،(۱۳۷۶)، مدیریت استراتژیک، ترجمه: محمد صادبی، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی، چاپ دوم.
 ۱۵-بهرامی نازکی ، پرویز،(۱۳۷۸)، بررسی توزیع نیروی انسانی در مراکز بهداشت غرب استان تهران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال ۱۳۷۸ و مقایسه آن با استانداردهای موجود، پایان نامه کارشناسی ارشد. ۱۶-پاتریک، ج، دبلیو،(۱۳۷۶)، راهنمای اجرای برنامهریزی استراتژیک،ترجمه: منصور شریفی کلویی، تهران، نشر آردین. ۱۷-پرس و رابینسون،(۱۳۸۰)، برنامهریزی و مدیریت استراتژیک، ترجمه: سهراب خلیلی شورینی، انتشارات یادواره کتاب، چاپ دوم. ۱۸-پل، آر، نیون(۱۳۸۶)، ارزیابی متوازن گام به گام بهبود عملکرد و نتایج، ترجمه: اله قلی و خزاعی، تهران، سازمان مدیریت صنعتی. ۱۹-جاسبی، عبدالله،(۱۳۸۲)، اصول و مبانی مدیریت، تهران، انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، چاپ چهاردهم. ۲۰-جمعی از استادان مدیریت، (۱۳۷۸)، تصمیم گیری، تهران، مرکز آموزش مدیریت صنعتی، چاپ اول. ۲۱-جو هچ ، ماری،(۱۳۸۵)، تئوری سازمان( مدرن ، نمادین و تفسیری پست مدرن )، ترجمه: حسن دانایی فرد ، تهران نشر افکار، چاپ اول. ۲۲-جیمز دبلیو واکر،(۱۳۵)، برنامهریزی استراتژیک منابع انسانی، ترجمه: خدابخش دانشگرزاده، انتشارات مؤسسه نشر فرهنگی زند، چاپ اول. ۲۳-حسن زاده محمد،(۱۳۸۷)، سنجش و ارزیابی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی، نظریه ها،روش ها و ابزارها،تهران،انتشارات کتابدار. ۲۴-حافظ نیا، محمد رضا، (۱۳۸۸)، مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی،تهران، انتشارات سمت. ۲۵-حقیقی محمدعلی، (۱۳۸۳)، مدیریت رفتار سازمانی، تهران، انتشارات ترمه. ۲۶-خداداد حسینی، سید حمید، (۱۳۸۵)،مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک، تهران، انتشارات صفار، چاپ اول. ۲۷-خداداد حسینی، سید محمود و عزیزی، شهریار،(۱۳۸۵)، مدیریت و برنامهریزی استراتژیک (رویکردی جامع)، تهران. ۲۸-دعایی، حبیب االله،(۱۳۷۷)، مدیریت منابع انسانی (نگرش کاربردی)، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، چاپ دوم. ۲۹-رضائیان، علی،(۱۳۷۹)، اصول مدیریت، تهران،انتشارات سمت. ۳۰-رضائیان، علی، (۱۳۷۳)، مدیریت رفتار سازمانی، مفاهیم، نظریه ها و کاربردها، تهران، انتشارات دانشکده مدیریت تهران. ۳۱-رضائیان، علی، (۱۳۸۳)، مبانی سازمان مدیریت، تهران، انتشارات سمت. ۳۲-رنگریز، حسن و حاجی کریمی، عباسعلی،(۱۳۸۴)، راهبردهای منابع انسانی، منابع انسانی، شرکت چاپ و نشر بازرگانی. ۳۳-زارعی متین، حسن،(۱۳۸۰)، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ اول. ۳۴-زارعی متین، حسن،(۱۳۷۱)، برنامهریزی استراتژیک برای منابع استراتژیک، فصلنامه دانش و مدیریت، انتشارات دانشگاه تهران، شماره ۱۷. ۳۵-زاهدی، شمسالسادات و الوانی، سید مهدی فقیهی، ابوالحسن،(۱۳۷۹)، فرهنگ جامع مدیریت، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، چاپ دهم. ۳۶-سعادت، اسفندیار،(۱۳۷۵)، مدیریت منابع انسانی،تهران، انتشارات سمت، چاپ اول. ۳۷-سیدجوادین، سیدرضا،(۱۳۸۴)، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، انتشارات نگاه دانش. ۳۸-سلطانی،ایرج،(۱۳۸۹)،«پیش نیازهای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی»، فصلنامه ماعات مدیریت. ۳۹-ستاری فر، محمد،(۱۳۷۵)، سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و تکنولوژی، تهران، انتشارات دانشگاه علامه. ۴۰-سیدجوادین، سیدرضا،(۱۳۸۴)، برنامه ریزی نیروی انسانی، تهران، انتشارت دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، چاپ چهارم. ۴۱-شاهنونی، فرویدون، برنامه ریزی استراتژیک به منظور تحقق اهداف آموزشی دانشگاه یزد، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه یزد دانشکده صنایع. ۴۲-شهابی، مسعود،(۱۳۸۰)، بررسی توزیع پزشک متخصص، تخت و پرستار در ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد واحد علوم وتحقیقات. ۴۳-صادق پور، ابوالفضل و مقدس، جلال،(۱۳۷۴)، نظریه سازمان مدیریت و علم مدیریت، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی، چاپ هفتم. ۴۴-طبیبی، سیدجمال الدین، (۱۳۸۳)، «ارزیابی عملکردبخش مدارک پزشکی بیمارستان های آموزشی – تخصصی دانشگاه علوم پزشکی ایران»، فصلنامه علمی، پژوهشی فیض. ۴۵-طالبیان، احمد،(۱۳۸۳)، برنامهریزی منابع انسانی،ماهنامه تدبیر. ۴۶-عفتی داریانی، مریم(۱۳۸۶)، مدیریت عملکرد، موسسه توسعه و بهبود مدیریت. ۴۷-علائ الدینی، فرشید،(۱۳۷۵)، مروری بر برنامه ریزی نیروی انسانی پزشکی و روش های برآورد تعداد پزشک مورد نیاز،تهران، انتشارات دانشگاه علامه. ۴۸-فیضی، طاهره ،(۱۳۸۸)، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، انتشارات پیام نور. ۴۹-قاسمی، بهروز،(۱۳۸۲)، تئوریهای رفتارسازمانی ، تهران، انتشارات هیأت، چاپ اول. ۵۰-کاپلان، رابرت اس و نورتون، دیوید پی(۱۳۸۳)، سازمان استراتژی محور، ترجمه: بختیاری، پرویز، تهران، انتشارات سازمان مدیریت صنعتی، چاپ اول. ۵۱-کیانی، علیرضا،(۱۳۸۲)، «کاربرد سیستم های اطلاعاتی منابع انسانی»،ماهنامه تدبیر،سال چهاردهم،شماره۱۳۴. ۵۲-کیانی،غلامرضا، (۱۳۸۲)، «فرهنگ استراتژیک زیر بنای مدیریت استراتژیک»، ماهنامه تدبیر، شماره ۴۶. ۵۳-گلوک، ویلیام اف و چاچ، لارس آر،(۱۳۷۵)، سیاست بازرگانی و مدیریت استراتژیک، ترجمه: سهراب خلیلی شورینی، مؤسسه انتشارات یادواره کتاب، چاپ چهاردم. ۵۴-محمودی،مهدی، (۱۳۸۷)، «مدیریت استراتژیک منابع انسانی با کمک سیستم اطلاعات مدیریت»، ماهنامه تدبیر، شماره ۱۹۴ . ۵۵-مقیمی، سید محمد، سازمان ومدیریت،(۱۳۸۰) رویکرد پژوهشی، تهران انتشارات ترمه،چاپ دوم. ۵۶-منصوریان، عباس،(۱۳۶۹)، فرایند برنامهریزی استراتژیک، فصلنامه مدیریت دولتی، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، شماره ۱۰ .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۸٫ پذیرفته نبودن هزینه های شناسایی شده در اثر تغییر در برآورد های حسابدرای در محاسبه درآمد مشمول مالیات در قانون مالیات های مستقیم در حالیکه طبق بند بند ۳۱ استاندارد شماره ۶ حسابداری، آثار تغییر در برآورد های حسابداری باید در تعیین سود یا زیان خالص دورهای منظور شوند که درآن، تغییر صورت گرفته است. ۱۹٫ در نظر گرفتن هزینه استهلاک برای دارایی هایی که به طور موقت مورد استفاده و استعمال قرار نمیگیرند، بر اساس ۳۰% نرخ استهلاک، طبق تبصره ۶ جدول استهلاک موضوع ماده ۱۵۱ قانون مالیات های مستقیم، در حالیکه طبق بند ۵۵ استاندارد حسابداری شماره ۱۱ “دارایی های ثابت مشهود"، استهلاک دارایی از زمان آماده شدن آن برای استفاده، یعنی زمانی که دارایی در مکان و شرایط لازم برای بهره برداری است، شروع می شود و از تاریخ طبقه بندی دارایی به عنوان نگهداری شده برای فروش یا تارخ برکناری دائمی یا واگذاری آن، هر کدام زودتر باشد، متوقف
 می شود.بنابراین در زمانی که دارایی به طور موقت بلااستفاده یا غیر فعال گردد استهلاک آن متوقف نمی شود مگر اینکه کاملاً مستهلک شده باشد. با این حال، بر اساس روش های استهلاک مبتنی بر کارکرد، در صورتی که تولیدی وجود نداشته باشد هزینه استهلاک می تواند صفر باشد. ۲۰٫ پذیرفته بودن سود وکارمزد پرداختی بابت تسهیلات دریافتی از بانک های خارجی به عنوان هزینه قابل قبول در صورت به کارگیری در سرمایه در گردش و یا ایجاد دارایی ثابت، طبق بخشنامه ۱۱۵۵۴ در اجرای تبصره ۱ ماده ۱۴۸ قانون مالیات های مستقیم، بر خلاف بند های ۷، ۸، ۱۰ استاندارد شماره ۱۳ حسابداری که مخارج تامین مالی قابل انتساب به تحصیل یک دارایی به طور مستقیم، باید به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارایی محسوب شود. ۲۱٫ . سود وزیان تحقق نیافته حاصل از سرمایه گذاریها : طبق استاندارد شماره ۱۵ حسابداری، سرمایه گذاریها به دو گروه جاری ( شامل سریع المعامله در بازار و سایر سرمایه گذاری های جاری ) و بلند مدت طبقه بندی شده اند . استاندارد مزبور برای سرمایه گذاریهای سریع المعامله در بازار روش های ارزش بازار و اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش و برای حسابداری سایر سرمایه گذاری های جاری روش های خالص ارزش فروش و اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش را الزامی می کند. هرگونه افزایش یا کاهش ارزش ناشی از ارزشیابی پس از شناخت اولیه بایستی بهعنوان درآمد یا هزینه در صورت سود وزیان همان دوره منعکس گردد . از طرفی برای حسابداری سرمایه گذاری های بلند مدت روش های بهای تمام شده پس از کسر هرگونه کاهش ارزش انباشته و مبلغ تجدید ارزیابی بعنوان یک نحوه عمل جایگزین استفاده می شود . مبلغ کاهش ارزش که بر اساس استاندارد حسابداری شماره ۳۲ کاهش ارزش دارایی ها محاسبه می شود بعنوان هزینه دوره و افزایش ( کاهش ) ارزش ناشی از تجدید ارزیابی سرمایه گذاریها مستقیماً در بخش حقوق صاحبان سرمایه ( صورت سود وزیان دوره ) منتقل می گردد . با این حال چنانچه افزایش ارزش عکس کاهش ارزش قبلی باشد ، تا میزان کاهش قبلی درآمد دوره شناسایی و مابقی در مازاد تجدید ارزیابی ثبت میگردد . بهمین نحو ، اگر کاهش ارزش عکس افزایش ارزش قبلی باشد ، تا میزان مانده مازاد تجدید ارزثیابی شناسایی شده قبلی برگشت زده می شود و مابقی بعنوان هزینه دوره شناسایی می شود. در صورتی که اولاً بخشنامهی شماره ۲۸۳۴۱/۲۴۰۱/۲۳۲ صادره از سوی وزارت امور اقتصادی دارایی درباره ابهامات موجود در اجرای ماده ۲۷۲، زیان تحقق نیافته حاصل از ارزیابی سرمایه گذاری های در پایان سال هزینه قابل قبول تلقی نگردیده و ثانیاً زیان به عنوان هزینه قابل قبول و مشمول مالیات نبودن سود به علت انتقال آن به حساب حقوق صاحبان سرمایه به دور از منطق مالیاتی است.
۲-۵)سود حسابداری و مالیاتی در سطح بین الملل
قوانین مالیات سود در کشورهای مختلف، با درجات گوناگونی، به اصول و رویه های حسابداری جهت تشخیص مبلغ سود مالیاتی شرکت تکیه می کنند. طی تحقیقی که توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی صورت گرفت، سه نوع رابطه اصلی بین مقررات حسابداری و قانون مالیات در کشورهای عضو سازمان مزبور تعریف می شود. دستهی اول، کشورهایی هستند که رویه های حسابداری آنها از سوی قانون مالیات دیکته می شود. مثلاً در نروژ ثبتهای حسابداری خلاف قانون مالیات قابل قبول نیست. در کشورهایی که در طبقه دوم جای میگیرند مقررات حسابداری و قوانین مالیاتی از یکدیگر مستقل هستند، کشورهایی نظیر ایالات متحده، بریتانیا و هلند. نهایتاً، در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان و ایتالیا صورتهای مالی بگونه ای تنظیم میشوند که برای تشخیص ماخذ مالیات سود قابل استفاده باشند(ترین[۳]،۱۹۹۷). نوع دیگر طبقه بندی، که بدیلی برای طبقه بندی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی است، روی رابطه بین سود حسابداری و مالیاتی تکیه می کند. در حالیکه ارتباط نزدیکی بین سود حسابداری و مالیاتی در کشورهای اقلیم اروپا ( بعبارت دیگر، کشورهای که در طبقه اول و دوم سازمان همکاری و توسعه اقتصادی وجود دارند) مشاهده می شود، در کشورهای انگلوساکسون نظیر ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، استرالیا و نیوزلند صرفاً یک رابطه خفیف مشاهده می شود (همان منبع). در ادبیات حسابداری بین الملل، عواملی نظیر سیستم حقوقی، تامین کنندگان اصلی سرمایه شرکتها، تاثیرات مالیات و قدرت حرفهی حسابداری عواملی هستند که به تفاوتهای بین المللی در حسابداری و گزارشگری مالی منجر میشوند. در کشورهای اقلیم اروپا، اصول حسابداری نوعاً به عنوان بخشی از قانون تجارت تدوین میشوند. تامین کنندگان عمدهی سرمایه شرکتها بانکها یا دولت هستند، بعبارت دیگر آنان کاربران اصلی گزارشهای حسابدرای برون سازمانی میباشند. ازینرو، صورتهای مالی متحدالشکل برای خدمت به اهداف اعتباری، وضع مالیات و برنامه ریزی اقتصادی دولت تهیه میشوند. در این کشورها سود حسابداری و مالیاتی توسط گروه های نسبتاً همگن کاربران استفاده میشوند و این دو معیار سود کم و بیش یکسان هستند. بر عکس، کشورهای انگلوساکسون معمولاً از یک سیستم مالیات متعارف اقتباس می کنند. تامین کنندگان اصلی سرمایه شرکت ها مردم هستند که صورتهای مالی درست و منصفانه طبق اصول پذیرفته شده حسابداری را به منظور تصمیمات سرمایه گذاری و ارزیابی عملکرد مدیریت تقاضا می کنند. قانون شرکتها در این کشورها به نوعی تهیه و ارائه گزارشهای مالی ادواری برای سرمایه گذاران و سایر کاربران را الزامی می کند اما اجازه تدوین مقررات حسابداری را به حرفه حسابداری و نهادهای نظارتی بر بازار سرمایه میسپارد. قانون مالیات این کشورها نوعاً بدون اینکه بطور دقیق و بصورت کامل معنی کلمهی سود را تعریف کند، روی سود شرکت ها مالیات میبندد. در تفسیر سود برای مقاصد تشخیص مالیات بیشتر به آرای صادر شده توسط دادگاههای مالیاتی تکیه می شود. بنابراین، سود حسابداری و مالیاتی دو مفهوم هستند که توسط دو نهاد قانونگذار مختلف شکل میگیرند، توسط گروهای ناهمگن کاربران استفاده میشوند و به اهداف متفاوتی خدمت می کنند (ترین،۱۹۹۷). لامب و دیگران[۴] (۱۹۹۵) نفوذ مالیات به روی حسابداری را در چهار کشور مقایسه می کنند تا مشخص شود که تمایز واضحی بین کشورهای انگلوساکسون و کشورهای اقلیم اروپا وجود دارد یا خیر. کشورهای تحت بررسی بریتانیا، ایالات متحده، فرانسه و آلمان بودند.آنها دو جنبه تاثیرات مالیات روی حسابداری، که شامل نفوذ تاریخی( بعبارت دیگر وضع مالیات دلیلی تاریخی برای حسابداری است) و نفوذ عملیاتی( بعبارت دیگر، رابطه بین حسابداری و مالیات در اندازه گیری سود) بود را بررسی کردند. آنها شواهدی یافتند که کم و بیش از تمایز احتمالی بین کشورهای انگلو ساکسون و کشورهای اقلیم اروپا، بر اساس توان نسبی اثرگذاری مالیات به روی حسابداری، حمایت می کند. با این حال، آنها متوجه میشوند که میتوان فرانسه را از آلمان و انگلیس را از ایالات متحده متمایز کرد. در نتیجه، تفکیک رابطه حسابداری و مالیات به مدل آنگلوساکسون و کنتیننتال، الگوی پیچیده تاثیر متقابل مشاهده شده بین گزارشگری مالی و گزارشگری مالیات در کشورهای تحت بررسی را بیش از حدّ ساده می انگارد( ترین،۱۹۹۷).
۲-۶)چارچوب نظری تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی
چارچوب نظری تفاوت های سود حسابداری وسود مالیاتی روی دو پایه اصلی بنا نهاده می شود:(الف) تفاوت مقررات حسابداری و قانون مالیات، که بطوری غیر اختیاری سبب وجود برخی از تفاوتها است و (ب) انگیزه های مدیر برای مدیریت فرصت طلبانه سود حسابداری و سود مالیاتی، که مسبب بوجود آمدن تفاوت های اختیاری است (تانگ[۵]،۲۰۰۷). ذیلاً منابع اصلی تفاوت های برخواسته از قانون مطرح می شود.
۲-۶-۱)منابع بالفعل تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی
اهداف متضاد مقررات حسابداری و مالیات یکی از منابع تفاوتهای قانونی بین این دو معیار سود است. سیستم مالیات بخشی از سیستم توزیع مجدد ثروت در جامعه است، سیستمی که ثروت را از بخش خصوصی به بخش عمومی منتقل و سپس در قالب برنامه های دولتی نظیر امنیت اجتماعی،آموزش، بهداشت و درمان آن را مجدداً به بخش خصوصی باز میگرداند. هدف اولیه سیستم مالیات سود، ایجاد درآمد برای تامین مالی برنامه های دولت است. علاوه براین، دولت ها از سیستم مالیات برای اعمال کنترل بر اقتصاد، احراز شدن اهداف اجتماعی، تشویق به/ ممانعت از فعالیتهای خاص و مقاصد سیاسی استفاده مینماید. هر سیستم مالیاتی از چند اصل کلیدی پیروی می کند که عبارتند از انصاف، بیطرفی،شفافیت، ساده بودن، ثبات و صرفه اقتصادی. احتمالاً در مقاطع خاصی این معیارها هنگام تصمیم گیری راجع به سیاست های مالیاتی در مقابل یکدیگر قرار میگیرند و دولت بسته به اولویت های خویش موازنهای بین آنها انجام میدهد(ترین،۱۹۹۷). طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران، هدف صورتهای مالی بطور اعم و سود حسابداری بطور اخص، عبارت از ارائه اطلاعات تلخیص و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری است تا برای طیف وسیعی از استفاده کنندگان صورت های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع گردد. سود حسابداری همچنین نتایج وظیفه مباشرت مدیر یا حسابدهی وی در قبال منابعی که در اختیارش قرار گرفته است را منعکس مینماید (کمیته تدوین استاندارد،۱۳۸۵). صورتهای مالی با مقاصد عمومی، بر طرف کردن نیازهای اطلاعاتی مشترک کاربرانی را دنبال می کند که از دریافت اطلاعات متناسب با نیازهای خویش ناتوانند (ترین، ۱۹۹۷) .بعبارت دیگر سود حسابداری معطوف به تامین نیازهای اطلاعاتی سرمایه گذاران است.آنان علاقه مند به اطلاعاتی در مورد ریسک ذاتی و بازده سرمایه گذاری های خویش هستند. اینان به اطلاعاتی نیاز دارند که بر اساس آن بتوانند در مورد خرید،نگهداری یا فروش سهام تصمیم گیری کنند و عملکرد مدیریت واحد تجاری را جهت پرداخت سود سهام مورد ارزیابی قرار دهند. اطلاعات سود حسابداری در راستای هدف سودمندی در تصمیم گیری ، باید از خصوصیاتی نظیر مربوط بودن، قابلیت اتکاء، قابل مقایسه بودن و قابل فهم بودن، اهمیت و بموقع بودن بر خوردار باشند(کمیته تدوین استاندارد،۱۳۸۵). حسابداران در این بافت از مفروضات، اصول و مفاهیمی نظیر شخصیت حسابداری، دوره حسابداری،تداوم فعالیت، بهای تمام شده تاریخی، تحقق، تطابق، محافظه کاری و یکنواختی استفاده مینمایند (ترین،۱۹۹۷). در این راستا مسئولیت اصلی حسابدار، جلوگیری از گمراه شدن استفاده کنندگان از اطلاعات سود است و مسئولیت اصلی سازمان مالیاتی حفاظت از خزانه عموم میباشد (آلی و جیمز،۲۰۰۵). در طی چند دهه گذشته، تاکید حسابداران بر صورت سود وزیان اندکی کاهش یافته و به سمت ترازنامه در حرکت است، یعنی تاکیید-زدایی از رقم سودی که به محاسبه سود مالیاتی مربوط تر بوده است و این نیز خود باعث افزایش فاصله بین این دو رقم شده است. بنابراین، نظر به اینکه قانونگذاران و متولیان امور مالیاتی از مفاهیم و اصولی استفاده مینمایند که اهداف سیستم مالیات را منعکس می کنند، به همین جهت قانون مالیات با اصول پذیرفته شده حسابداری فرق می کند( ترین،۱۹۹۷). منابع تفاوت های بین این دو مجموعه مقررات را میتوان در چهار طبقه وسیع دسته بندی کرد.
۲-۶-۱-۱) دلایل زمانبندی
بطور سنتی، از لحاظ مقاصد مالیاتی، درآمد کسب شده تلقی نمیگردد مگر اینکه وجه نقد دریافت شده باشد یا مودی بر وجوه حاصل از فروش کنترل داشته باشد. منطق پشت این حکم، حصول اطمینان از فراهم بودن پول لازم برای پرداخت مالیات است تا اصل انصاف رعایت شود. مقام مالیاتی در شناسایی درآمد “اصل توانایی پرداخت” ، که تبلوری از اصل تحقق درآمد است، را ملاک عمل قرار میدهد. در همین راستا، هزینه تحمل شده فرض میگردد هنگامیکه مودی وجه نقد را پرداخت کند یا تعهدی” قطعی” برای پرداخت را پذیرفته باشد. بسبب تنوع و پیچیدگی فعالیتهای تجاری، تدوین کندگان استاندارد های حسابداری مقداری انعطاف پذیری در درون مقررات میگنجانند تا دست مدیریت در گزینش سیاست های مناسب حسابداری باز باشد. این امر بویژه در حوزهی تخصیص بهای تمام شده و ارزشیابی دارایی ها، که طی آن اصل تطابق و برآوردهای ذهنی نقش مهمی را بازی می کنند تبلور مییابد. محافظه کاری سنتی یا مفهوم احتیاط در حسابداری مالی نیز تاخیر در شناسایی اقلام احتمالی سود و تعجیل در شناخت هزینه یا زیان های احتمالی را میطلبد. امّا قوانین مالیاتی قطعیّت و دقّت در اندازه گیری را الزامی می کنند و فضای اندکی برای ذهنیّت در بکارگیری اصل تطابق و مفهوم محافظه کاری در اختیار قرار می دهند. از اینرو، نه سود و نه زیان بایستی پیش بینی شوند. ذخایر احتمالی نظیر ذخایر معمول برای مطالبات مشکوک الوصول، ضمانت نامه های فروش و مزایای پایان خدمت کارکنان، که کاهندهی سود هستند احتمالاً بعنوان یک هزینه قابل قبول مالیاتی پذیرفته نمیشوند مگر اینکه در قالب جریان های نقدی تبلور یابند. بنابراین، اصل توانایی پرداخت و تاکید متعاقب روی جریان های نقدی و ویژگی های قطعیت و دقت احتمالاً سبب ایجاد تفاوت در زمانبندی شناسایی اقلام درآمد و هزینه بین قانون مالیات و مقررات حسابداری می شود( ترین،۱۹۹۷).
۲-۶-۱-۲)اهداف غیردرآمدی مالیات
سیستم مالیات سود را مرکب از دو مولفهی مجزا میتوان در نظر گرفت. نخستین مولفه، شروط ساختاری لازم برای استفادهی از یک سیستم معمول است نظیر تعریف سود خالص، تصریح دوره حسابداری، شناسایی اشخاص مشمول مالیات، جدول نرخ ها و سطوح معافیت ها. این بخش از سیستم جنبه های درآمدی مالیات را تصنیف می کند. مولفهی دوم از الویت های معینی تشکیل می شود که در تمامی سیستم های مالیاتی قالب ریزی میشوند. این الویت های خاص، که اغلب تحت عنوان انگیزه ها یا حمایت های مالیاتی از آنها یاد می شود از ساختار معمول سیستم منحرف میشنود و هدف از آنها، حمایت از یک صنعت، فعالیت یا طبقه ای از جامعه است. آنها اشکال مختلفی نظیر درآمد های دائماً معاف از مالیات، کسورات قابل قبول، به تعویق انداختن بدهی های مالیاتی و اعمال نرخهای خاص را بخود میگیرند. صرف نظر از شکل این حمایت ها، امتیازات مذکور، که از ساختار اصلی سیستم فاصله میگیرند، هزینه های دولت است که برای جذاب ساختن فعالیت های خاص یا کمک به اشخاص معین، توسط مالیات بر سود ، به جای استفاده از کمکهای بلاعوض مستقیم، اعطای وام یا سایر اشکال حمایت های دولت، صورت میگیرند (سیورونی و مکدانیل[۶]، ۱۹۸۸). اگرچه مالیات سود اساساً به منظور ایجاد درآمد شکل میگیرد اما در عین حال بعنوان ابزاری برای نظم بخشیدن به فعالیتهای اقتصادی توسط دولت نیز استفاده می شود. مثلاً، استهلاک نزولی دارایی های ثابت مشهود بطور وسیعی در بسیاری از کشورها برای تشویق به سرمایه گذاری در ماشین آلات و تجهیزات، که برای رشد اقتصادی ضروری است، اقتباس می شود. بنابراین، هر زمان که از مالیات سود بعنوان یک ابزار سیاسی جهت رسیدن به اهداف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی استفاده می شود تا ابزاری برای ایجاد درآمد، رویه های خاصی در خصوص انواع درآمد و مخارج جفت و جور خواهد شد که سود مالیاتی را به مراتب از سود حسابداری دورتر می کند( ترین، ۱۹۹۷).
۲-۶-۱-۳)دکترین رجحان محتوا بر شکل و اقدامات پیشگیرانهی ضد مالیات پرهیزی
در مقررات حسابداری، بر توجه دقیق به واقعیت های اقتصادی معاملات بجای شکل قانونی آنها تاکید می شود (ترین، ۱۹۹۷).از مصادیق رجحان محتوا بر شکل میتوان به افشای معاملات با اشخاص وابسته، فروش کالا با حق برگشت، اجاره های شکل فروش، سرمایه گذاری در واحد های تجاری وابسته و فرعی اشاره کرد( تاری وردی،۹۱). با این حال، رجحان محتوا بر شکل در قانون مالیات کاربرد محدودی دارد. اگرچه در راستای مقاصد صورتهای مالی احتمالاً بازتعریف معاملات جهت انعکاس محتوای اقتصادی در برخی از موارد ضروری است، اما نظر به اینکه مالیات ادعای تحمیل شده قانون بر سود شرکت است، از لحاظ مقاصد مالیاتی طبیعتاً شکل قانونی معامله، در تشخیص چگونگی تاثیر آن به روی بدهی مالیاتی معامله کنندگان، اهمیت بیشتری پیدا می کند. بازتعریف یک معامله احتمالاً پیامد های غیر منتظره و پیش بینی نشدهی گوناگونی دارد و احتمالاً ابهاماتی پیرامون تفسیر اشخاص وابسته توسط قانون مالیات، بوجود می آید. به همین نحو، یک دارایی که تحت یک اجاره سرمایه ای توسط مستاجر اجاره میگردد طبق اصول پذیرفته شده حسابداری، و با تاکید بر محتوای معامله، سرمایه ای و مستهلک میگردد. امّا به احتمال زیاد قانون مالیات، با تاکید بر شکل قانونی معامله، مستاجر را به کسر کردن کرایه یا اجاره پرداختنی طبق قرار داد اجاره، بعنوان هزینه ایجاد درآمد، ملزم می کند.با این حال، در موارد خاصی که مالیات پرهیزی بروز مینماید قوانین مالیاتی کشورها با نادیده گرفتن شکل ظاهری معاملات و توجه دقیق به محتوای آنها، چه بواسطهی تفاسیر قضایی یا بواسطهی وضع مقررات ضد- مالیات پرهیزی، واکنش نشان می دهند. بعنوان مثال، هزینه های سرگرمی کلاً قابل قبول نیستند؛ محدودیتهایی در مورد کسر زیانهای قابل قبول عملیاتی و مطالبات مشکوک الوصول نیز وجود دارد. در نتیجه، مقررات مالیاتی بر محتوای اقتصادی در حوزه های کاملاً متفاوتی از اصول پذیرفته شده حسابداری تاکید دارند؛ قانون مالیات به محتوای معاملات توجه دارد اما هدف از بین بردن اثرات منفی سود های موهوم و مخارج و زیان های غیر واقعی است؛ هدف حصول اطمینان از اثر بخشی اجرایی یا مسدود کردن حفره هایی است که توسط مودیان با بهره گرفتن از ابزارهای مالیات پرهیزی مورد بهره برداری قرار میگیرد(ترین،۱۹۹۷).
۲-۶-۱-۴) تفاوت سیستم حسابداری
یکی دیگر از دلایل تفاوت بین داده های سود حسابداری و سود مالیاتی تفاوت در سیستم حسابداری واحدهای انتفاعی و دولتی است. با نگاهی کلی تر، میتوان اطلاعات حاصل از سیستم حسابداری مالیاتی شرکت ها را بعنوان داده های نظام حسابداری دولتی سازمان امور مالیاتی بر شمرد. واحدهای انتفاعی و سازمان مالیاتی هرکدام طبق قوانین و مقررات حاکمه ملزم به گزارشگری اطلاعات حسابداری هستند. هر کدام از آنها با توجه به هدفی که از مخابره اطلاعات حسابداری دارند از سیستم حسابداری و چارچوب نظری خاص خود، که بر چارچوب نظری خاصی تکیه دارند استفاده می کنند. بطور کل درباره ویژگیهای چارچوب نظری حسابداری دو دیدگاه کاملاً متضاد وجود دارد. یک دیدگاه معتقد است که چارچوب نظری باید بر مبنای تصمیم گیری تدوین گردد. این نوع چارچوب نظری بر تصمیم گیرندگان که همان استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری هستند تاکید داشته لذا یک سویه بوده و فقط علایق ایشان را در نظر میگیرد. هدف سیستم حسابداری در این چارچوب فراهم آوردن اطلاعات مفید برای تصمیم های اقتصادی است و هرچه اطلاعات بیشتر باشد بهتر است حتی اطلاعات محرمانه، مشروط بر آنکه هزینه جمع آوری و ارائه اطلاعات از منفعت آن کمتر باشد.دیدگاه دیگری که ابتدا در سال ۱۹۵۶ توسط نرمانتون و استوارت مطرح و در سال ۱۹۸۲ توسط یوجی ایجیری به صورت کامل و شفاف ارائه گردید، عقیده دارد که چارچوب نظری حسابداری باید بر مبنای مسئولیت پاسخ گویی تدوین شود تدوین شود. چارچوب مبتنی بر مسئولیت پاسخ گویی بر ارتباط بین پاسخگو ( دولت) و پاسخ خواه ( مردم) تاکید دارد لذا دو سویه بوده و منافع هر دو طرف را مورد توجه قرار میدهد. هدف حسابداری در این چارچوب ایجاد یک سیستم مناسب جریان اطلاعات بین پاسخگو و پاسخ خواه میباشد. بنابراین سودمندی اطلاعات در درجه اول اهمیت نبوده بلکه سودمندی سیستم حسابداری و جریان شفاف، صحیح و منصفانه اطلاعات بین پاسخگو و پاسخ خواه که منافع هر دوطرف را تامین نماید در درجه اول اهمیت قرار دارد. بعبارت دیگر چارچوب نظری مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی مشابه یک قرارداد اجاره که هم منافع موجر و هم منافع مستاجر را در برمیگیرد، از یک سو بر ارائه اطلاعات توسط پاسخگو( آنچه که بر اساس توافق باید افشاء شود) و تامین حقوق پاسخ خواه تاکید دارد و از سوی دیگر با تاکید بر حفظ حریم قانونی پاسخگو( ( آنچه که نباید افشاء شود)، منافع پاسخگو را نیز مورد توجه قرار میدهد ( باباجانی،۱۳۹۱).
۲-۶-۱-۶)دلیل بنیادین
دلیل اصلی در تفاوت سود حسابداری و سود مالیاتی این موضوع است که هیچیک از آنها نمی توانند واقعیت های اقتصادی را در خود جای دهند. حسابداری مالی و مالیاتی، هر دو در ارائه تعریف مفهوم سود، بالاخص سود مالیاتی، با چالشهایی روبرو هستند. سود یکی از مهمترین متغیرهایی است که حسابداری مالی و مالیاتی هر دو برای اندازه گیری آن تلاش می کنند با این حال هنوز هم مفهوم سودی که آنان بکار میبرند از مفهوم سود اقتصادی فاصله دارد و تعریف دقیق و واضحتری را میطلبد. نکته جالب اینجاست که حتی اقتصاددانان نیز سالها بر سر ایجاد تعریف مناسب سود با یکدیگر کشمکش داشته اند و تعاریف ارائه شده از سوی اشخاصی نظیر هیکس و هایگ-سیمونز، بدیلی برای بنیادیترین مفهوم سود است( آلی و سیمون[۷]،۲۰۰۵؛ ویلداسین[۸]،۱۹۹۰) نقطه آغازین تحلیل اقتصادی از تفاوت سطح “رفاه” بین اشخاص جامعه شروع می شود. وضعیت رفاهی برخی از افراد در مقایسه با دیگران بهتر است؛ آنها “توان کنترل” بیشتری روی منابع و منافع مشهود و نامشهود دارند و قادرند سهم بیشتری از رفاه جامعه را از آن خود کنند. یکی از الویتهای سیاسی هر دولتی نیز ایجاد تعادل بین سطح رفاه اشخاص است. سرمایه گذاران نیز برای اتخاذ تصمیمات بهینه سرمایه گذاری به اطلاعات مربوط به توان اقتصادی/ وضعیت رفاهی شخصیت های انتفاعی نیاز دارند. برای انجام این امر مهم دولت و سرمایه گذار باید ابزار مناسبی برای “اندازه گیری رفاه” طبقه مرفّه جامعه داشته باشد.اما عبارت رفاه به خودی خود یک تفسیر قابل سنجش بدست نمیدهد. رفاه تا درجه زیادی ذهنی، خلاصه و پیچیده است؛ رفاه می تواند یک استاندارد/ کیفیت زندگی باشد، که از یک سوی، برخورداری از کالاها و خدمات مشهود (یعنی رفاهی که توسط بازار کالا و خدمات فراهم می شود) و از سوی دیگر، استفاده از مزایای نامشهود (مثلاً یک محیط زندگی با هوای پاکیزه، توازن فرهنگی و عاری از جرم و جنایت) را در برگیرد (هلمز[۹]،۲۰۰۸). بنابراین، سود بطور بنیادی جریانی از رضایتمندی ها یا جریانی از تجربه های روانشناختی نامشهود است. اشخاص برای ارضاء شدن خواسته های خویش در تلاشند نه برای خود اشیاء یا اهداف. اقتصاددانان این حقیقت را بصورت ذیل تعریف می کنند: سود جریان "مطلوبیت” حاصل از مصرف میباشد (ویلداسین، ۱۹۹۰). نخستین مشکل در عملیاتی کردن این تعریف در همینجا رخ میدهد، یعنی نمی توان جریان انتقال مزایای روانی( واحد های مطلوبیت) بین اشخاص را رهگیری کرد. این رهگیری فقط زمانی انجام پذیر است که مزایای فیزیکی، که نماد مرفّه بودن است، بین اشخاص جابهجا شود. ازینرو، حرکت از شکل خلاصهی رفاه به سمت برخی از متغیّرهای بدیل، که تن به کمّی شدن می دهند، ناگزیر است (هلمز،۲۰۰۸؛ ویلداسین، ۱۹۹۰). میتوان از مقدار مصرف کالا و خدمات استفاده کرد امّا این معیار از لحاظ ملاحظات عملی شدنی نیست زیرا چند قرنی است که انسانها سیستم معاملات پایاپای را کنار گذاشته و پول را معیار سنجش ارزش مبادلات قرار دادهاند (هلمز،۲۰۰۸). بنابراین، ارزش پولی مصرف اشخاص بهترین جایگزین ممکن برای رفاه است. دومین ابهام نیز مربوط به این است که چه متغیری جایگزین ارزش پولی مصرف شود. هایگ علی الرغم آگاهی از ناتوان بودن مخارج مصرفی اشخاص، آن را میپسندد زیرا بواسطه آن میتوان مالیات اشخاص را مشاهده کرد. امّا سود در مقایسه با مصرف برای پوشش دادن سطح رفاه اشخاص چتر وسیعتری دارد، زیرا همه سود روی مصرف خرج نمی شود و مقداری از سود توسط افراد پس انداز و سرمایه گذاری شود. جرج وان اسچنز[۱۰] آلمانی ، رابرت هایگ[۱۱] و هنری سیمونز[۱۲] آمریکایی بطور مستقل، آنچه را که امروزه مدل “سود اسچنز- هایگ- سیمونز”[۱۳] خوانده می شود فرمول بندی کردند، که اغلب در تحلیل اقتصادی سود مالیاتی توسط اقتصاددانان اقتباس می شود. طبق این تعریف سود مالیاتی افزایش ارزش دارایی های شخصیت اقتصادی طی دوره بعلاوهی ارزش مصرف دوره است. بعبارت دیگر سود را جمع مصرف و انباشت معرفی می کنند ؛ این تعریف همان سود هیکس است که بطور وسیعی توسط حسابداران نیز اقتباس می شود. مدل “سود جامع” لزوماً به سود پولی محدود نمی شود بلکه افزایش ارزش تحقق نیافتهی دارایی های شخص را در ماخذ مالیات یا تصمیم گیری می آورد زیرا با افزایش ارزش دارایی ها، شخصیت اقتصادی سهم بیشتری از رفاه را تحصیل مینماید یا به دیگر سخن حقوق مصرف بیشتری نصیب وی می شود (هلمز،۲۰۰۸؛ ویلداسین، ۱۹۹۰). قطعاً “رشد ثروت” در رویکرد امروزهی حسابداران به اندازه گیری سود طنین افکن است. حسابداران طبق اصل بهای تمام شده تاریخی تعدیل شده، سود را محاسبه می کنند و اخیراً اندکی تغییر موضع دادند. آنها در وضعیت جدید بر نیاز به معاملات با شخص ثالث کمتر تاکید دارند بطوریکه سود حسابداری را بر اساس رویدادهای اقتصادی، که دلالت بر تغییر ارزش قبل از معامله دارند، اندازه گیری می کنند. بیانیه های چارچوب نظری استانداردهای حسابداری، مدل رشد ثروت را، با تلقی سود بعنوان افزایش ارزش خالص داراییها، به استثنای مواردی که به معاملات با صاحبان سرمایه مربوط است، منعکس می کند تا فقط همینقدر ادعا کنند که سود منصفانه را گزارش می کنند. حسابداران در عمل از مفهوم “سود جامع” فاصله میگیرند. آنها فرض را بر این میگذارند که بهای تمام شده تاریخی تقریب بسیار نزدیکی از ارزش اقتصادی دارایی ها در زمان وقوع معامله است امّا از یک سوی، به پیروی از اصل تطابق، روش استهلاکی غیر از استهلاک اقتصادی (روش نرخ بهرهی موثر) برای ذخیرهی سرمایه منظور می کنند و از سوی دیگر، تغییرات ارزش را تنها زمانی در سود میگنجانند که تحقق یافته باشند و سودهای غیرعملیاتی سرمایه ای تحقق نیافته را نیز فقط بصورت گزینشی در سود دوره منظور می کنند (هلمز،۲۰۰۸). کلمه سود در تدوین مقررات مالیاتی تعریف نمی شود. دادگاهها بالاجبار مجموعه بررسی هایی جهت تصمیم گیری راجع به اینکه مبلغی سود محسوب می شود یا خیر انجام داده اند. این بررسی ها نیز تا درجه زیادی بخاطر موارد خاصی که پیش آمده بود رخ میدهد. در نتیجه مفهوم قانونی سود به خوبی انسجام نیافته و همانند رویکردهای اقتصادی و حسابداری از توان تئوریک برخوردار نیست. تفسیر قانونی سود با یک سری داستانهای مرتبط با کشیشهای اسکاتلندی که از پرداخت مالیات بابت وصولیهای حاصل از کمکهای خیریه امتناع میکردند آغاز می شود. از آن زمان دادگاهها بتدریج ثابت کردند که دریافتی های شخص باید از ویژگیهای خاصی برخوردار باشد تا سود محسوب شود. این ویژگیها شامل موارد ذیل هستند: ظاهرشدن یک جریان ورودی،قابلیت تبدیل به وجه نقد، تکراری بودن سود، تحقق، تفکیک از منبع، انگیزه کسب سود، قرابت با معنی عام سود (همان منبع). لذا همانگونه که از مطالب فوق برمی آید بدلیل عدم وجود مفهومی یگانه از سود حسابداران مالیاتی ها هرکدام تعریف خاص خود را از سود دارند.
۲-۶-۲)منابع بالقوهی تفاوت ها
دسته دوم منابع تفاوت های سود حسابداری و سود مالیاتی بطور بالقوه می تواند ناشی از مدیریت سود و مالیات شرکت ها باشد.اولی بر سود حسابدرای و دومی بر سود مالیاتی تاثیر می گذارد. با این حال،از تعامل یا تاثیرات متقابل این دو نوع تحریف سود نیز نباید غافل شد.
۲-۶-۲-۱) مدیریت سود
۲-۶-۲-۱-۱) تعریف
تعریفی از مدیریت سود های حسابداری که مورد پذیرش همگان باشد در ادبیات مدیریت سود وجود ندارد. چه از لحاظ هدف از چنین اقدامی، و چه از لحاظ قانونی یا غیر قانونی دانستن آن، بین صاحبنظران اختلاف نظر وجود دارد. دیدگاه رفتار فرصت طلبانه معتقد است که مدیران از عدم تقارن اطلاعاتی بین درون و بیرون شرکت در جهت حداکثر سازی مطلوبیت خویش در مواجهی با قراردادها و نهادهای ناظر استفاده می کنند. بنابراین، سرمایه گذاران بواسطهی اطلاعات غیر قابل اتکاء گزارش شده گمراه میشوند. واتز و زیمرمن[۱۴] (۱۹۷۸) نخستین کسانی بودند که از رویکرد فرصت طلبی در توجیه رفتار اختیاری مدیران با سود های حسابداری به منظور متاثر ساختن پیامد های قراردادی و از اینرو متاثر ساختن انتقال ثروت بین شرکت و طرفهای قرارداد آن، استفاده کردند. از این دیدگاه مدیریت سود محتوای اطلاعاتی و در کل کیفیت سود را تخریب می کند. طرفداران دیدگاه علامت دهی استدلال می کنند که مدیران سود های حسابداری را جهت مخابرهی اطلاعات محرمانهی خویش راجع به چشم اندازهای شرکت مدیریت می کنند و از اینرو مدیریت سود به عنوان یک ابزار علامت دهی ارائه خدمت می کند. مدیران احتمالاً بواسطهی بکارگیری مدیریت سود روی قیمت سهام اثر میگذارند و در نتیجه جریان هموار و رو به رشدی از سود طی زمان بوجود میآورند. دیدگاه علامت دهی معنی دیگری نیز میدهد مبنی بر اینکه مدیریت سود بعضی وقت ها از سوی سهامداران تقاضا می شود. زیرا اولاً، مدیران از طریق آن میتوانند هزینه سرمایه را با ایجاد جریان هموارتر یا پیش بینی پذیرتر سود کاهش دهند و ثانیاً جریان هموارتر سود بصیرت سرمایه گذاران نسبت به ارزش شرکت را متاثر میسازد. از اینرو یک معنی تلویحی مهم از این دیدگاه این است که مدیریت سود بر محتوای اطلاعاتی سود میافزاید. از سوی دیگر، افرادی مانند اسکات[۱۵](۱۹۹۷) ادعا می کنند که مدیریت سود می تواند بواسطهی هدف کارا کردن فرایند انعقاد و اجرا و نظارت بر قراردادها ( از این پس قرارداد کارامد) نیز درخواست شود. کارایی فرض می کند که مدیریت سود کنترل داخلی و تصمیم گیری، شامل نظارت بر مدیران، محدود کردن فرصت ها، حداقل سازی مالیات ها، کاهش مذاکرات هزینهبر تمدید وام و حداقل کردن هزینه های قرارداد بستن را تسهیل مینماید (سون و راث[۱۶] ،۲۰۰۸). مدیریت سود یکی از انواع دستکاریهای سود است. دستکاری سود بمعنی اقدامات اگاهانه مدیران با هدف رساندن سود به سطح مطلوب است. از تعریف بالا میتوان سه ویزگی اساسی برای دستکاری سود تعریف کرد.(۱) دستکاری سود توسط مدیران صورت میگیرد نه حسابداران (۲) این عمل آگاهانه و عمدی است ازینرو، بایستی آنرا از اشتباهات سهوی در تهیه صورتهای مالی تفکیک کرد و (۳) مدیر از فرصتهای موجود در استاندارد های حسابداری و مقررات مربوطه و نیز از اختیارات خویش در اداره شرکت که از سوی مالکین به وی تفویض شده، استفاده می کند (عباسی و مرادی،۱۳۹۰). دستکاری سود به سه شکل مدیریت سود،ارائه متقلبانه سود و حسابداری خلاقّانه تبلور مییابد. مدیریت سود حالت خاصی از دستکاری سود است، به این صورت که مدیر از طریق بکارگیری اختیارات خویش که از محدوده استانداردهای حسابداری و مقررات مربوط به اداره شرکت تجاوز نکند سود حسابداری را مدیریت می کند. حسابداری متقلبانه به قیمت انحراف از استانداردهای حسابداری و قوانین مقررات صورت میگیرد. حسابداری خلاقانه نیز دستکاری سود با بهره گرفتن از رویه هایی است که به دلیل شفا نبودن یا عدم وجود استاندارد خاصی صورت میگیرد و لذا انحراف از مقررات محسوب نمی شود. دستکاری در چارچوب استانداردهای حسابداری مدیریت کاغذی/حسابداری سود و در چارچوب توان تصمیم گیری برای عملیات شرکت مدیریت اقتصادی/واقعی سود نام گذاری می شود. دستکاری به قیمت انحراف از استانداردهای حسابداری تقلب کاغذی/حسابداری در ارائه سود و به بهای تخطی از اختیارات تفویض شده از سوی مالکین تقلب واقعی/اقتصادی در ارائه سود است (عباسی و مرادی،۱۳۹۰؛رِحمان و همکاران[۱۷]،۲۰۱۳). در باب تمایز بین مدیریت سود و سایر اشکال متقلبانه ارائه سود بین دانشگاهیان و نهادهای نظارتی اختلاف نظرهایی مشاهده می شود. محققین حسابداری معتقدند که مدیریت سود همان مصلحت اندیشیهای حسابداری است که در دایره مقررات رخ میدهد اما کمیسیون بورس و اراق بهادار(SEC) آن را به حسابداری فریب آمیز تعمیم میدهد. تقلب به معنای هرگونه اقدام یا عدم اقدام عمدی است که به منظور فریب دیگران صورت میگیرد و باعث می شود قربانیان دچار زیان شده یا عاملان آن منافع ناحقی بدست آورند. بنابراین،اگر مدیریت سود باعث از دست رفتن ثروت ذینفعان حسابداری شود، میتوان آنرا جزء اعمال متقلبانه به حساب آورد. بِران استدلال می کند که مرز بین مدیریت سود و حسابداری فریب آمیز بسیار ظریف است و تا زمانی که مدیریت سود تعصب آمیز باشد و منجر به فاصله گرفتن سود از شکل منصفانه آن شود نهادهای نظارتی علاقه مندند آن را جزء مصادیق تقلب بشمار آورند. بر اساس این استدلال، هر نمایش سودی که از سود منصفانه فاصله بگیرد ارائه متقلبانه سود شناخته می شود. نتیجتاً، میتوان گفت تمایز آشکاری بین مدیریت سود وارئه متقلبانه سود وجوددارد وآن نیّت مدیران از انجام دستکاری سود است (سون و راث،۲۰۰۸).
۲-۶-۲-۱-۲) محمل های مدیریت سود
• اصول پذیرفته شده حسابداری، مدیریت را ملزم به قضاوت در زمان برآورد می کند. اساساً حسابداری عملیات شرکت نیازمند استفاده از برآورد است، بگونه ای که حسابداری بدون برآورد امکان پذیر نیست.مثلاً، چگونه میتوان خالص درآمد فروش را بدون برآورد اندازه گیری کرد، در حالیکه مشتریان وجه نقد را در آینده پرداخت خواهند کرد، در وضعیتیکه با اطمینان نمی توان گفت چه تعداد از مشتریان بدهی خویش را حتماً تسویه می کنند یا مشخص نیست که چه تعداد از کالاهای فروش رفته بعلت نقص فنی عودت داده می شود و نهایتاً مخارج شرکت بابت ایفای تعهدات گارانتی کالا یا پیمان چقدر خواهد بود. بنابراین، یکی از ویژگیهای اساسی حسابداری تعهدی طبق اصول پذیرفته شده حسابداری این است که مدیر باید اقلام ناشی از معاملات یا سایر رویدادهای مالی سال جاری را که در آینده دریافت یا پرداخت میشوند، برآورد وشناسایی نماید. از آنجا که نمی توان رویدادهای آتی را در زمان حال با اطمینان مطلق برآورد کرد، اغلب عدم اطمینان تحمیل شده ای پیرامون فرایند برآورد وجود دارد. به دیگر سخن، در زمان حاضر هیچ پاسخ دقیقی نمی توان داد فقط دامنه ای از پاسخهای احتمالی منطقی وجود دارد. اصول پذیرفته شده حسابداری مدیریت را ملزم به انتخاب برآوردی واحد از این دامنه می کند. فرایند انتخاب برآوردی منحصر بفرد، برای مدیر فرصت مدیریت سود را فراهم می آورد. بعنوان مثال، میتوان به برآورد ذخایر عملیاتی اشاره کرد. اگر مدیریت برآوردی از انتهای بالایی هزینه های احتمالی انتخاب کند، نتیجه شناسایی هزینه های بیشتر در دوره جاری و ثبت کمتر آنها در دوره های آتی میباشد. اگر مدیر مبالغ موجود در انتهای پایینی طیف هزینه ها را انتخاب نماید، نتیجه کار، شناسایی هزینه کمتر در دوره جاری و به تبع هزینه های بیشتر در دوره های آتی خواهد بود. اگر مدیر برآورد را بر مبنای مبالغ اطراف میانهی هزینه های احتمالی انتخاب کند وی جریان هموارتری از سود را طی دوره های مالی بوجود می آورد. البته، اگر مبلغ انتخابی مدیر، اعم از مبالغ موجود در انتهای بالایی/ پایینی/ میانی دامنه برآورد، با هزینه هایی که واقعاً رخ می دهند تفاوتی نداشته باشند، مدیریت سود بی معنی خواهد بود. حوزه های رایج دستکای ذخایر، برآورد برگشتیهای فروش، هزینه مطالبات مشکوک الوصول، کاهش ارزش موجودی های مواد و کالا، هزینه های ضمانت فروش، هزینه های مزایای بازنشستگی و در صد تکمیل پیمانهای بلند مدت میباشد (تامسون،۲۰۰۷). • مفهوم ثبات رویه به استفادهی شرکت از روش های حسابداری مشابه در دوره های زمانی متوالی برای گزارشگری اقلام اشاره دارد. در عوض، هرگاه به نظر مدیر رویه حسابداری مورد استفاده با ویژگی های کیفی مربوط بودن و قابل اتکا بودن سازگاری نداشته باشد، وی قادر به تغییر رویه های حسابداری میباشد. در اینجا نیز در حوزه اصول پذیرفته شده حسابداری فرصتی برای مدیریت سود فراهم می شود تا از مجرای تغییر رویه های حسابداری بتواند روی سود اعمال نظر کند. اما، مدیر در بهره برداری از تغییر رویه ها همانند برآورد های حسابداری از آزادی عمل قابل ملاحظهای برخوردار نیست. اولاً،استاندارد های حسابداری وی را ملزم به افشای ماهیت،دلایل و مبالغ تغییر در رویه های حسابداری می کنند. ثانیاً، انتخاب و تغییر رویه های حسابداری معمولاً با تایید هیئت مدیره یا مجامع عمومی صاحبان سهام صورت میگیرد. با گنجاندن تعامل سود حسابداری و مالیاتی به موارد پیش گفته، به نظر میرسد تغییر در رویه های حسابداری همانند روش استهلاک اسلحه ای پر سر و صدا برای مدیریت سود به حساب آید (اسکات،۲۰۰۳،۳۷۴و۳۷۵ ؛ هانلون،۲۰۰۵؛ شباهنگ، ۱۹۵ و۵۸).در ادبیات مدیریت سود دو شکل مذکور دستکاری سود را دستکاری کاغذی/حسابداری سود مینامند که تاثیر مستقیمی بر عملکرد واقعی شرکت (جریان های نقدی عملیاتی) ندارد (رِحمان و همکاران ۲۰۱۳). • همچنین امکان دارد مدیریت از اختیارات خویش در زمانبندی یا تجدید ساختار معاملات بهره برداری نماید. در این مورد، مدیر از قدرت تصمیم گیری خویش در حوزه عملیات شرکت مانند برنامه ریزی برای تحصیل، نگهداری و واگذاری دارایی ها استفاده می کند تا از طریق ایجاد تغییر در جریانهای نقدی بتواند روی سود حسابداری تاثیر گذارد. بعنوان مثال، مدیریت می تواند راجع به نگهداری ساختمان، مانند نقاشی دفتر مرکزی در زمان های مطلوب خویش تصمیم گیری نماید. با فرض ثابت ماندن سایر عوامل، مدیریت در سالی که این مخارج رخ می دهند سود کمتری را در مقایسه با سایر دوره ها شناسایی مینماید. یا مدیریتی که فرض جریان بهای تمام شده لایفو را انتخاب مینماید، این فرصت را دارد تا بواسطه زمانبندی خریدهای آخر سال سود حسابداری را دستکاری کند. در دوره های تورمی، شتاب بخشیدن به خرید موجودیها در پایان سال منتج به متورم شدن بهای تمام شده فروش و به تبع سود دوره می شود، یا تاخیر در خریدهای پایان سال و به تعویق انداختن آن در دوره بعد باعث افزایش سود می شود. بنابراین، هنگامیکه تصمیمات عملیاتی مدیر بواسطه چشم داشت به تاثیرات حسابداری آن صورت میگیرد، وی به مدیریت اقتصادی یا واقعی سود اقدام می کند. سایر انواع مدیریت سود واقعی شامل اعطای قیمت های فروش کمتر،اعطای شرایط اعتباری سخاوتمندانه، عدم بستن دفاتر در پایان سال مالی، افزایش بیش از حدّ ظرفیت تولید، زمانبندی مخارج تحقیق و توسعه، زمانبندی هزینه های فروش،عمومی و اداری و انواع مخارج تعمیرات و نگهداری و غیره میباشد( رِحمان و همکاران۲۰۱۳؛ عباسی و مرادی،۱۳۹۰؛ اسکات ۲۰۰۳،۳۷۲ ؛ سون و راث،۲۰۰۸). نتیجتاً، در یک جمع بندی کلیتر میتوان اظهار کرد که مدیریت از اختیارات خویش برای اعمال نظر روی سود حسابداری استفاده می کند. این نتیجه گیری پرسشی بنیادی را به ذهن متبادر میسازد:اولاً عوامل یا وضعیت زیربنایی بوجود آورنده اختیارات برای مدیریت سود یا هرنوع دستکاری سود،اعم از سود حسابداری یا سود مالیاتی چیست؟ثانیاً انگیزه های مدیر در خصوص مدیریت سود حسابداری چیست؟ ذیلاً، سعی می شود به سوالات مذکور پاسخ داده شود.
۲-۶-۲-۱-۳)عوامل زیر بنایی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در تشریح اصطلاح حقوقی (احراق) در فرهنگ حقوقی بلک لا آمده است : احراق : ۱-در سیستم حقوقی کامن لا آتش زدن عمدی و با سؤنیّت به منزل و محل سکونت یا کارخانه یا تجارت خانه و اموال دیگران احراق نامیده میشود.[۱۸] بند دوّم: مقایسه تخریب با مفاهیم مشابه میان تخریب و واژه هایی مانند اتلاف و تسبیب و احراق شباهت هایی وجود دارد که به ترتیب به مقایسه آن ها میپردازیم. اتلاف: اتلاف بر دو قسم است، اتلاف حقیقی و اتلاف حکمی، اتلاف حقیقی آن است که شخصی مال دیگری را به کلی از بین ببرد، مثلاً لباس یا فرش او را بسوزاند یا خانه اش را خراب کند، ولی در اتلاف حکمی نفس مال از بین نمیرود، بلکه با بقای اصل مال، ماهیت آن نابود می شود، مانند آنکه شخصی یخ متعلّق به دیگری را در فصل تابستان در ملکی مخفی کند و در زمستان آن را اظهار و به صاحبش برگرداند بعضی از فقها قاعده اتلاف را شامل هردوگونه اتلاف دانسته اند امّا به نظر بسیاری از فقیهان، اتلاف مال، شامل اتلاف حکمی نمیشود. به موجب اطلاقات ادلّه اتلاف، در پدید آمدن نوع ضمان، به هیچ وجه عنصر عمد و قصد دخالت ندارد. از این رو، شخصی که با عمل خویش موجب تلف مال دیگری شده و ضامن و ملزم به جبران خسارت وارد شده است، اعم از این است که عالماً عامداً چنین کرده باشد یا بدون قصد، عملش چنین نتیجه ای داده باشد. امّا در جرم تخریب باید عنصر عمد و قصد تخریب وجود داشته باشد و بدون عمد تخریب جزایی به وقوع نخواهد پیوست.[۱۹] طبق رویه معمول نزد فقها، بحث تسبیب بلافاصله در ذیل عنوان اتلاف مطرح می شود، زیرا در حقیقت تسبیب نوعی از اتلاف است. درتسبیب، عمل شخص مستقیماً و مباشرتاً مال دیگری را از بین نمیبرد، بلکه رابطه بین عمل شخص و تلف مال به این گونه است که اگر عمل واقع نشود، تلف مال نیز اتّفاق نمیافتد. تسبیب نیز اعم است از این که مرتکب با قصد و نیّت اضرار به غیر مبادرت به عمل کند یا این که بدون قصد و نیّت خاصی اقدام کند و سبب ایراد خسارت به دیگری شود و این از جهات تفاوت میان تخریب و تسبیب میباشد .[۲۰] میان تخریب و واژههایی مانند احراق شباهت های زیادی وجود دارد در بین حقوقدانان انگلیسی در این مورد اختلاف نظر وجود دارد. برخی اعتقاد دارند که احراق و تخریب دو جرم متفاوت میباشند و در نتیجه نمیتوان به نظریه شّر انتقال یافته استناد کرد و مرتکب را محکوم نمود.۳ برخی دیگر، معتقدند که این دو جرم ماهیتاً دو جرم متفاوت نمیباشند و بنابراین به استناد نظریه (شرّ انتقال یافته) چنین فردی را می توان به ارتکاب جرم احراق محکوم نمود.[۲۱]
 به نظر میرسد دو جرم احراق و تخریب ساده از لحاظ قانون گذار ایران دو جرم ماهیتاً متفاوت نمیباشد بلکه احراق یکی از شیوه های ارتکاب جرم تخریب و باعث تشدید مجازات آن است (همچنان که مثلاً خفه کردن یکی از شیوه های ارتکاب قتل میباشد) بدین ترتیب همینکه قصد تخریب مال از ناحیه مرتکب احراز گردد، در صورت آتش گرفتن مال وی را میتوان به ارتکاب جرم احراق محکوم کرد، بدیهی است در صورتی که معتقد به متفاوت بودن این دو جرم از یکدیگر باشیم باید متّهمی را که به قصد ارتکاب تخریب ساده مرتکب جرم احراق میشود تبرئه نماییم. در چنین صورتی، محکوم کردن وی به تخریب ساده نیز محملی نخواهد داشت چرا که «ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع» بدین ترتیب در چنین مواردی حدّ وسط وجود ندارد. یا باید متّهم را مطابق یک نظر، تبرئه یا او را، با پذیرش نظر دیگر، به ارتکاب جرم احراق محکوم کرد.[۲۲] گفتار دوّم: مفهوم اموال و اشیاء مال: آنچه در ملک کسی باشد، آنچه که ارزش مبادله داشته باشد. دارائی، خواسته، جمع اموال (حقه) مال عبارت است از هر چیزی که انسان می تواند از آن استفاده کند و قابل تملّک باشد، میان مال و شیء باید فرق گذاشت، و این فرق بین عموم و خصوص است.[۲۳] بند اوّل: مفهوم اموال مال در فقه به این شرح تعریف شده است :« اَلْمال ما یُبذَلُ بارائه المال» یعنی مال چیزی است که در مقابل آن مال بدهند. این تعریف فقهی مال است، ولی گروهی از فقها عقیده دارند که در این تعریف، دور وجود دارد، زیرا در تعریف مال آمده است: مال چیزی است که به ازای آن مال داده شود. پس تعریف، مبتنی بر تعریف خود مال است ولی در لغت همان طور که گفتیم مال عبارت است از هر چیزی که انسان میتواند از آن استفاده کند و قابل تملک باشد.[۲۴] الف: معنای لغوی و اصطلاحی مال یکی از محقّقان در تعریف مال گفته است مال چیزی است که نزد مردم مطلوب است و به طور مستقیم یا غیر مستقیم نیازهای آنان را برطرف میکند بخشی از اموال مانند اغذیه و لباس مستقیماً نیاز انسانها را رفع میکنند و لذا ماهیت و ارزش آن ها تکوینی و واقعی است و دسته دیگر مستقیماً رفع نیاز نمی کنند، ولی وسیله رفع نیاز هستند، مانند پول که به خودی خود رافع نیازی نیست، بلکه با اموال دیگر مبادله می شود و به واسطه آن ها رفع نیاز می کند و ارزش اعتباری دارد.[۲۵] موضوع جرم تخریب با تعریفی که از آن به عمل آمده است، اشیا و اموال است قانونگذار در مصادیق مورد تخریب گاهی اموال و زمانی اشیا را بکار برده است و می دانیم بین مال و شی، رابطه عموم و خصوص وجود دارد. بطوری که هر مال شی است ولی هر شی مال نیست مانند کتاب که هم مال است و هم شی ولی هوا شی است امّا بعلّت فقدان ارزش و منفعت عقلایی مال نیست.بهر حال بین مال و شی تفاوت هایی از نظر حقوق مدنی و نیز آثار جزائی بر آنها وجود دارد از جمله بعضی از اشیاء فاقد مالک هستند و تحت شرایط خاصّی تخریب آنها موجب جنبه کیفری است.[۲۶] مال : آنچه در ملک کسی باشد ، آنچه که ارزش مبادله داشته باشد، دارایی، خواسته، جمع اموال: (حقـ) مال عبارت است از هر چیزی که انسان میتواند از آن استفاده کند و قابل تملک باشد.[۲۷]از نظر واژه شناسی مال یک لغت یونانی است Melon و لغت لاتینی Malum اصل آن است.[۲۸] برای مال ۴ تعریف پیشنهاد شده است :
-
- مال چیزی است که قابل مبادله باشد خواه مادّی باشد چون اسب، یا معنوی باشد چون طلب.
-
- هر چه که قابل تقویم به پول باشد مال است.
-
- آنچه که می ارزد و تلف کننده ضامن آن است مال است.
-
- آنچه که طبع آدمی به آن گراید و قابل ذخیره کردن برای وقت حاجت باشد. [۲۹]
یکی از حقوقدانان انگلیسی در کتاب خود بیان داشته مال با توجه به ماده ۲-۱ قانون تخریب ۱۹۷۱ یعنی اشیاء ملموس عینی و شخصی منجمله پول و حیوانات وحشی.[۳۰] تعریف دارایی در قانون ۱۹۷۱ از قانون سرقت ۱۹۶۸ دارای تفاوت ویژه ای است. در این تعریف اموال تنها شامل اموال عینی و ملموس میشود و ملک و زمین نیز می تواند مورد آسیب واقع شود. در یک پرونده[۳۱] در سال ۱۹۸۴ هنگامی که Henderson خرده سنگ ها را در محوطه مسکونی Batley تخلیه نمود این عمل موجب ایجاد هزینه هایی برای پاکسازی آن محل گردید. در این پرونده رأی داده شده که این عمل Henderson سبب ورود خسارت به ملک و زمین شده است.[۳۲] ب: عناصر و تقسیمات مال : عناصر مال به طور اختصاصی عبارتند از :
-
- امکان اختصاص به شخص حقیقی یا حقوقی را داشته باشد، بنابراین هوا و دریا نمیتواند مال باشد ممکن است قانون کشوری چیزی را مال بداند و قانون کشور دیگر آن را مال نداند، مانند شراب.
-
- قابل نقل و انتقال باشد ( قابل مبادله).
-
- نفع داشته باشد، یک دانه گندم نفع ندارد پس مال نیست.
-
- عقلایی بودن منفعت، شراب و مواد مخدّر نفع عقلایی ندارد.
-
- مال، حاکی نیست و هر چه که حاکی از واقعّیت باشد آن واقعّیت مال است نه آن حاکی، مانند سهام شرکت ها که حاکی از مال است و خود مال نیست.[۳۳]
مال از جهات مختلف قابل تقسیم است از جمله وجود فیزیکی و معنوی، مثلی و قیمی، مشاع و مفروز، منقول و غیر منقول، مباحات و مجهول الماک. اول- مال مادّی – مال معنوی: مال مادّی مالی است که به صورت جسم باشد یا با حسّی از حواس درک شود مانند گاز و برق، مال معنوی مالی است که به صورت جسم نیست و حس نمی شود امّا از نظر حقوقی جزئی از دارایی شخص را تشکیل می دهد، مانند مطالبات.[۳۴] دوم- مال مثلی،[۳۵] مال قیمی،[۳۶] قانون مدنی در ماده ۵۹۰ تعریف اموال مثلی و قیمی را ارائه داده، میتوان گفت دو مال نسبت به هم مثلی هستند وقتی که یکی بتواند جای دیگری را بگیرد مانند، دو کیسه ذغال از یک جنس، مثلی بوزن و عدد شناخته می شود.[۳۷]مال قیمی مالی است که، اشباه و نظایر آن زیاد نباشد و عرفاً نتوان مال دیگری از همان جنس را جایگزین آن نمود، مثل یک کتاب خطّی قدیمی یا یک تابلوی نقّاشی نفیس.[۳۸] سوم- مشاع و مفروز[۳۹]: مشاع به مالی گفته میشود که، شخص واحد مالک همه آن نباشد و هر جزء فرضی از آن، دو یا چند مالک داشته باشد. مال مفروز مالی است که شخص واحد مالک تمام آن باشد.[۴۰] چهارم- اموال منقول[۴۱] و غیر منقول:[۴۲] مال منقول به مالی اطلاق می شود که نقل آن از مکانی به مکان دیگر ممکن باشد، مادّه ۱۹۰ قانون مدنی از اموال منقول تعریفی کرده است. مال غیر منقول: مالی است که امکان انتقال آن از محلّی به محل دیگر وجود نداشته باشد، مادّه ۳۱ قانون مدنی توضیحاتی داده است. پنجم- مباحات[۴۳] و اموال مجهول المالک[۴۴]: مباحات به اموالی گفته می شود که، ملک اشخاص نبوده یعنی ملک اختصاصی کسی نیست و قانوناً اشخاص حق تملّک آن را دارند، مانند شکار. مباحات عبارت اند از موات، معادن، دفینه و مانند آن.[۴۵] اموال مجهول المالک: این اموال بر خلاف اموال عمومی تعلّق به شخص خصوصی دارد لکن می دانیم که اکنون مالک ندارد و وارث مالک نیز منقرض شده است. [۴۶] ششم- مشترکات عمومی:[۴۷] به اموالی اطلاق می شود که، به عموم جامعه تعلّق داشته و مالک خاص برای آنها وجود ندارد از قبیل جاده ها و خیابان های عمومی. بند دوّم: مفهوم اشیا اعیان منقول از اموال را گویند. در همین معنی حقوقی در زبان فارسی کلمه چیز را به کار میبرند وبه فرانسه chose گویند که در واقع همان لفظ است که در فارسی هم استعمال شده است.[۴۸] الف: مفهوم لغوی و اصطلاحی اشیا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل دوم مبانی نظری پژوهش و مروری بر تحقیقات پیشین ۱-۲٫ مقدمه این فصل به بررسی ادبیات تحقیق؛ یعنی مبانی نظری پژوهش و مروری بر تحقیقات پیشین اختصاص دارد. با توجه به موضوع تحقیق، برای بررسی ادبیات موضوع؛ ابتدا کلید واژه فنبازار (techmart، technomart، technomarket و technology market) در موتورهای جستجوی علمی (Scholar Google و Scirus) مورد کاوش قرار گرفت. مقالات جمعآوری گردید. البته در ابتدا مقالات لاتین کم بود ولی در پی بازنگریها و در انتها اصلاحات و جستجوی مجدد مقالات بیشتری یافت گردید به زبان فارسی تعداد محدودی مقالۀ ژورنالی پیدا شد که در جای خود به آن اشاره میشود. از این رو، تلاش شد تا با بهره گرفتن از کلیدواژههای دیگری همچون بازاریابی، تجاریسازی و مبادله فناوری، سوابق موضوع بررسی گردد. این بررسیها نشان داد که فنبازارها را با توجه به کارکردهایی که دارند، میتوان انواع خاصی از “نهادهای میانجی” به نام “میانجیهای بازاریابی فناوری”[۴] محسوب داشت. به همین دلیل، برای بررسی ادبیات موضوع، ابتدا به بررسی مفهوم، انواع کارکردها و دیگر ویژگیهای این نهادها پرداخته شد و سپس با تمرکز بر فنبازارها به بررسی ادبیات و سوابق آنها اقدام گردید.
 در بخش دوم این فصل، مفهوم فناوری تبیین شده است. سومین بخش به بررسی بازار فناوری و عوامل مؤثر در این بازار اختصاص دارد. در بخش چهارم به بررسی میانجیها یا واسطههای این بازار پرداخته میشود. بخش پنجم بر مفهوم میانجیگری سیستماتیک متمرکز است و در آن موضوعاتی از قبیل کارکردهای سازمانهای میانجی، میزان تمرکز بر میانجیگری، ارتباط این سازمانها با محیط نهادی و تأثیر آنها بر فرایند نوآوری و همچنین نقشهای آنها در تجاریسازی فناوری مورد بحث قرار میگیرد. در انتهای این بخش، نوعشناسی میانجیهای بازاریابی فناوری و چند نکته تکمیلی درباره نهادهای میانجی ارائه شده است. مطالب بخش ششم به بعد بر فنبازار متمرکز است. در بخش ششم پس از یک مقدمه به مبانی نظری فنبازار پرداخته میشود و در آن موضوعاتی همچون ضرورت وجودی، مفهوم، وظایف، کارکردها، انواع، گستره خدمات و ذینفعان فنبازار مورد بحث قرار میگیرد. در همین بخش، تفاوت فنبازار با سایر بازارها و همچنین ارتباط فنبازار با نظام نوآوری و نقش دولت در آن مورد توجه قرار میگیرد. مدلهای پیادهسازی فنبازار، عوامل مؤثر بر موفقیت فنبازار و تجارب فنبازار در جهان از دیگر مطالب این بخش است. در بخش هفتم، تحت عنوان فنبازار در ایران، تجارب بومی فنبازار مرور میشود. در این بخش اسناد بالادستی مرتبط با فنبازار احصا شده و وضعیت کشور در زمینۀ فنبازار و بهویژه محدودیتهای فعالیت فنبازارها و محدودیتهای دولتی و سیاستگذاری تبیین میگردد. ۲-۲٫ مفهوم فناوری تعاریف متعدد و گوناگونی برای فناوری ارائه شده است. خلیل (Khalil, 2000) فناوری را تمامی دانشها، محصولات، فرایندها، ابزارها، متدها و سیستمهایی تعریف میکند که در خلق کالاها یا ارائه خدمات بکار گرفته میشوند. برخی افراد، فناوری را به سختافزارهایی همچون ماشینآلات، رایانه و وسایل پیشرفته الکترونیکی محدود میدانند اما واقعیت این است که فناوری موجودیتی بیش از سختافزار است که نرمافزار و مهارتهای بشری را نیز در برمیگیرد. زلنی (Zeleny, 1986) در این باره پیشنهاد کرده است که فناوری را شامل سه جزء زیر بدانیم: سختافزار: ساختار فیزیکی و چیدمان منطقی تجهیزات یا ماشینآلاتی که برای انجام کار مورد نظر لازم است. نرمافزار: دانش بهکارگیری سختافزار برای انجام کار مورد نظر. مغزافزار: دلیل استفاده از فناوری به شیوهای خاص که به آن دانش چرایی[۵] نیز گفته میشود. خلیل معتقد است که باید جزء چهارمی نیز به سه جزء فوق افزود: دانش چگونگی[۶]: دانش آموختهشده یا مهارت کسبشده برای انجام صحیح کار. دانش چگونگی میتواند نتیجه آزمایش، انتقال دانش یا تجربه عملی باشد. برگلمن و همکاران (Burgelman et al, 2001) فناوری را مصنوعات[۷]، مهارتها و دانشهای تجربی و نظریهای میدانند که برای توسعه محصولات و خدمات و همچنین سیستمهای تولید و عرضه آنها بکار بسته میشوند. به نظر آنان فناوری در انسانها، مواد، فرایندهای ادراکی و فیزیکی، کارخانهها، تجهیزات و ابزارها تجسم مییابد. ممکن است که اجزای کلیدی فناوری غیرصریح و ضمنی باشند یعنی به شکل نهفته در چیز دیگری وجود داشته باشند (همچون راز تجاری مبتنی بر دانش چگونگی). ورنت و آراستی نیز تعریفی یکپارچه از فناوری را بکار میگیرند. بهنظر آنان فناوری ترکیبی از دانش علمی و فنی و دانش چگونگی است که در یک محصول، خدمت، فرایند، سیستم اطلاعاتی یا روش مدیریتی تجسم مییابد (Vernet & Arasti, 1999). سرانجام اینکه چیهزا (Chiesa, 2001)به پیروی از آبتی (Abetti, 1989)تعریفی جامع از فناوری ارائه میکند که به شرح زیر است: جثهای[۸] از دانش، ابزار و تکنیک که هم از علم و هم از تجربه عملی حاصل میشود و در توسعه، طراحی، تولید و بهکارگیری محصولات، فرایندها، سیستمها و خدمات مورد استفاده قرار میگیرد. به نظر چیهزا، این تعریف به چند مفهوم کلیدی در ارتباط با فناوری و نقش آن در رقابت اشاره دارد: فناوری در محصولات و نیز در فرایندها یا روشهای خلق محصولات یا خدمات جدید نهفته است؛ فناوری عبارت است از دانستن اینکه چگونه از دانش علمی و مهندسی یا تجربه برای دستیابی به نتایج عملی (همچون محصولات، فرایندها و خدمات) استفاده شود؛ فناوری با علم و تجربه عملی (تکنیک) سروکار دارد. این اصطلاحات معمولاً بهدرستی بکار نمیروند. علم[۹] عبارت است از دانش کلی[۱۰] که هدف از آن ارتقای دانش بشر درباره طبیعت و جامعه است و مقبولیت آن به منطق درونی آن و توانایی آن در تشریح و پیشبینی بستگی دارد. در مقابل، فناوری عبارت است از دانش کلی که هدف از آن ارائه راه حل های کلی برای مسائل خاص بوده و مقبولیت آن به کاربرد عملی آن بستگی دارد. از سوی دیگر، تکنیک، دانش خاصی است که هدف از آن حل مسائل خاص بوده و مقبولیت هر مورد از آن به مناسب بودن آن در عمل ـ و نه به دانش اصول زیربنایی آن ـ بستگی دارد. بنابراین، علم، فناوری و تکنیک، سه شکل دانش هستند که میتوان بر مبنای میزان کلیت، هدف و مقبولیت آنها را از یکدیگر تمیز داد. علم و فناوری، هر دو، دانش کلی هستند چراکه بر دانش اصول زیربنایی مبتنی هستند. تکنیک، شکلی از دانش خاص است زیرا تکنیک همان مهارت حل یک مسئله بدون دانش اصول زیربنایی است. از نظر هدف، علم در واقع دانش مرتبط با پدیدههای طبیعی یا اجتماعی است، در حالی که فناوری و تکنیک با دانش چگونگی ـ یعنی نتیجه عملی ـ مرتبط هستند. مقبولیت هر یک از اینها نیز بر معیار جداگانهای مبتنی است؛ علم هنگامی مقبولیت مییابد که توسط جامعه علمی پذیرفته است اما فناوری و تکنیک زمانی مقبولیت پیدا میکنند که بتوانند مسائل عملی را حل کنند و نتایج عملی به بارآورند. بنگاهها به فناوری و تکنیک علاقهمند هستند زیر اینها هستند که نتایج عملی به بار میآورند؛ برای خلق و توسعه فناوری دو فرایند مجزا وجود دارد. یکی از اینها فرایندی است که با دانش علمی آغاز میشود و به کاربرد عملی می انجامد. دیگری، فرایندی است که با انباشت دانش عملی آغاز میگردد و از طریق تعمیم آن به فناوری منتهی میشود؛ از دیدگاه کسبوکار، فناوری به خودی خود خوب نیست مگر در مواردی که با اهداف نوآورانه بنگاه مرتبط باشد؛ فناوری، علم و تکنیک همگی با شکلهای صریح[۱۱] دانش مرتبط هستند. اما در بنگاهها شکلهای ضمنی[۱۲] دانش نیز وجود دارد که از آن میان میتوان به موارد زیر اشاره کرد: دانش نهفته در افراد، سیستمهای فنی، سیستمهای مدیریتی، فرهنگ و ارزشها که صریح نیستند ولی عاملی کلیدی در حل مسائل و دستیابی به نتایج به حساب میآیند. ۳-۲٫ بازار فناوری طی چند دهه اخیر، فناوری بهعنوان کلیدی برای تبدیل کشورها به کشورهای توسعهیافته و تبدیل سازمانها و شرکتهای معمولی به شرکتهای پیشرفته کلاس جهانی شناخته شده است. بسیاری از کشورهای دنیا بدون داشتن منابع اولیه و انرژی، صرفاً با تکیه بر دانش فنی، به کشورهای ثروتمند و صنعتی تبدیل شدهاند. «فناوری تجارتپذیر» بهنوعی از فناوری گفته میشود که ارزش تجاری داشته باشد و کاربران با بهکارگیری آن بتوانند به ارزش افزوده دست یابند. برخلاف تصوری که معمولاً از فناوری وجود دارد (ماشینآلات یا دانش فنی)، فناوری را باید بهصورت یک نظام یکپارچه با اجزای مختلف در نظر گرفت. به عبارت دیگر، مبادله فناوری، چیزی فراتر از خرید و فروش محض دانش فنی یا اطلاعات فنی است. فناوری تجارتپذیر، علاوه بر سختافزار، شامل روشها و فنون مدیریتی و نیز دانش صریح مانند کتابچههای راهنما، مشخصات فنی، پروانههای ثبت اختراع (پتنت)، نرمافزارهای رایانهای و همچنین شامل دانش نامشهودی است که در ذهن کارکنان یا دستورالعملهای سازمانی وجود دارد. تمایز فناوری تجارتپذیر با سایر محصولات (کالاها) از جهات زیر ایجاد میشود: نامشهود بودن: در مبادلات تجاری فناوری، این ویژگی از نظر خریدار نامطلوب و از دیدگاه فروشنده مطلوب تلقی میشود. قابل انباشت بودن: این ویژگی، اساس فرایند توسعه فناوری است. مصرفی نبودن: دانش را میتوان به کار گرفت، اما هیچگاه مانند سایر محصولات مصرف نمیشود. به همین دلیل است که فناوری توسط فناوریهای جدیدتر منسوخ میشود. قابل انتقال بودن: فناوری را میتوان به راحتی و به دفعات مکرر، بدون اینکه از ارزش آن کاسته شود یا هزینه سنگینی برای جابجایی آن پرداخت شود، از جایی به جای دیگر و حتی از کاربردی به کاربرد دیگر منتقل کرد. بدون مرز بودن: فناوری به سادگی از کشوری به کشور دیگر و از سازمانی به سازمان دیگر قابل انتقال است. با توجه به ویژگیهای فوق، میتوان بازار فناوری را بهعنوان بستر انجام مبادلات تجاری فناوری تعریف کرد. به عبارت دیگر، بازار فناوری، نظامی است که در قالب آن کلیه معاملات فناوری -که بر پایه موازین تجاری انجام میشود و تراکنشهای مالی همراه است- سازماندهی و هدایت میشود (صمدی و همکاران، ۱۳۸۵). هرچند بازار مبادله فناوری و دارایی فکری از سالها قبل وجود داشته ولی مطالعات نشان میدهند که این بازار صرفاً از دهه ۱۹۹۰ به بعد و در حوزه فناوری سطح بالا رشد قابل توجهی داشته است. آرورا و فوسفیوری بازار دانش فنی را مطالعه کردند. برآوردهای آنها برای بازارهای جهانی فناوری در سال ۲۰۰۰، محدوده ۳۵ تا ۵۰ بیلیون دلار در سال را نشان داد (Arora, Fosfuri et al. 2001). علاوه بر این، التون، شاه و همکاران (Elton, Shah, et al. 2002) و کلاین (Kline, 2003) برآورد نموده اند که کل درآمدهای حق امتیاز و جواز در آمریکا از زیر ۱۵ بیلیون دلار در سال در آغاز دهه ۹۰ به حدود ۱۰۰ بیلیون دلار در سال در ۲۰۰۲ افزایش یافته است. نتایج یک مطالعه میدانی توسط شیهان، مارتینز و همکاران، نشان داد که اکثریت یا ۸۱% شرکتهای پاسخدهنده (شرکتکننده در نظرسنجی)، انتظار افزایش واگذاری حق امتیاز بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ را دارند، در حالی که ۵۴% پاسخ دهندگان، شاهد رشد واگذاری حقامتیاز از سال ۱۹۹۵ بوده اند.( Sheehan, Martinez, et al., 2004 ) اکثر مطالعاتی که بهمنظور درک بهتر تجارت فناوری در سطح بنگاه، چه از دیدگاه فروشنده ( مثل Lichtenthaler, 2006. یا Escher, 2005)، چه از دیدگاه خریدار (مثلGranstrand, Bohlin, et al. (1992 و چه در سطح ملی (مثل,۲۰۰۴ Granstrand یا Gambardella, 1996) انجام شده اند به نتایج مشابهی رسیده اند. امروزه ساختار بازار شامل کالای معاملهشده و ساختار نهادی، با حالت بهینه فاصله دارند. همچنان موانع بسیاری وجود دارند که مانع از کارایی بازارها میشوند. تیس (Teece, 1998) نیز به عدم کارایی بازارهای فناوری توجه نموده و آن را به دلیل تمایل نداشتن بنگاه به فروش یا به دلیل مشکلات معامله در بازار دانش فنی[۱۳] خاص میداند. اخیراً در بازارهای فناوری، ظهور نوع جدیدی از عوامل مخصوص بازار که آنها را “میانجی بازاریابی فناوری” مینامیم، قابل مشاهده است. ۴-۲٫ نهادهای میانجی بازاریابی فناوری در سالهای اخیر، پیچیدگی سیستمهای نوآوری به دلیل تعدد و تنوع بازیگران افزایشیافته است. این پیچیدگی چند مشکل به همراه دارد که یکی از آنها نیاز به موجودیتی است که بهعنوان یک نماینده یا واسطه در تمام جنبه های فرایند نوآوری بین دو یا چند طرف عمل کند تا به تسهیل نظامهای نوآوری کمک کند. این موجودیت در ادبیات موضوع عموماً بهعنوان میانجی یا واسطه نوآوری شناخته می شود (Munkongsujarit & Srivannaboon, 2011). فعالیتهای یک چنین واسطهای می تواند شامل موارد زیر باشد: کمک به تهیه اطلاعات درباره همکاران بالقوه، واسطهگری یک معامله بین طرفین، ایفای نقش میانجیگری بین سازمانهایی که در حال همکاری با یکدیگر هستند، و کمک به پیدا کردن مشاوره، تأمین مالی و حمایت از خروجیهای نوآوری چنین همکاریهایی. از نظر تاریخی، آنگونه که اسناد OECD نشان میدهند، نهادهای میانجی در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم نیز وجود داشتهاند. در طول زمان، وکلا و کارگزاران پتنت با معرفی مخترعین جویای سرمایه به سرمایه گذاران و با پیوند فروشندگان اختراعات فناوریکی با خریداران بالقوه که ابزار توسعه و تجاریسازی آنها را داشته اند، نقش مهمی در بازارهای فناوری بازی کرده اند (Tietze, 2010). چسبرو مینویسد که در سالهای اخیر، تعدادی بنگاه واسطهای پا به عرصه وجود گذاشتهاند که در فرایند شناسایی، مذاکره و انتقال حق امتیاز از یک شرکت به دیگری، کمک می کنند (Chesbrough,2006). شواهدی وجود دارد که نشان میدهند با رشد تقاضا برای انتقال فناوری و ارزشگذاری پتنت، تعداد و تنوع نهادهای میانجی بازار بسیار بیشتر شده است (OECD, BMWI et al., 2005). برخی سازمانها اخیراً به افزایش مدلهای جدید کسبوکاری که این نهادهای میانجی به کار میبرند، توجه بیشتری نمودهاند. مثالهایی از مدلهای کسبوکار نهادهای میانجی که در این مطالعات به آنها اشاره شده است عبارتند از: شراکت یا ائتلاف فناوری برای سرمایهگذاریهای خاص، مزایده، شاخصهای مالکیت معنوی مورد معامله عموم به اضافۀ صندوقهای ارزش پتنت[۱۴] که به پشتیبانی مالکیت معنوی میپردازند (مانند یافتن و مذاکره کردن با صاحبامتیازان بالقوه) و همزمان منابع مالی لازم برای اقدامات مدیریتی پیش از تجاریسازی محصولات جدید - یعنی شناسایی حق امتیازدهندگان بالقوه، برقراری ارتباط و مذاکره با آنها تا پایان یک معامله – را فراهم میکنند (EPO, OECD et al., 2000). سوای سازمانهای دولتی، محققین این حوزه نیز متوجه این روند شده اند. کرونا، مشاهده کرده است که با خدمات و ابزارهای جدید در بازار، فرایند استخراج فناوری از بیرون سادهتر شده و بنابراین احتمالاً پذیرش بیشتری در میان شرکتها خواهد داشت (Koruna, 2001). تروی و ورله، اشاره می کنند که با رشد تمایل بنگاهها برای استخدام متخصصان مالکیت معنوی، تعداد واسطهگران در حال افزایش است (Troy & Werle, 2008). تحقیقات تیتز و هرستات نیز روند را تصدیق می کند. برازش یک منحنی نمایی تخمین زده شده، نرخ زاد و ولد (تولد) سالانهی ۸% را برای واسطهگران (نهادهای میانجی) در بازارهای فناوری از آغاز سال ۱۹۸۰ نشان میدهد (Tietze & Herstatt 2009 ). ۵-۲٫ میانجیگری سیتماتیک رویکردهایی از قبیل سیستمهایی ملی، بخشی و منطقهای نوآوری موجب گسترش “تفکر سیستمی” در مطالعات نوآوری شدهاند. در این دیدگاه، کلید موفقیت در نوآوری، همکاری و تعامل چندین نوع بازیگر مختلف است. از سوی دیگر، از آنجا که موانع و شکافهای گوناگونی مانع از اثربخشی اینگونه تعاملات میشوند، مقالات علمی و اسناد سیاستی عمدتاً به ضرورت وجود سازمانهایی برای میانجیگری اشاره دارند که بتوانند نقش واسطه را ایفا کرده و تعاملات را برقرار کنند (Klerkx & leevwis; 2009). در ادبیات مدیریت و سیاستگذاری فناوری، این نهادهای میانجی با نامهای مختلفی از قبیل “طرف سوم[۱۵]“، “دلال[۱۶]“، “سازمان واسط[۱۷]“، “میانجی انتقال فناوری"، “سازمان مرزی[۱۸]” و امثال اینها یاد شدهاند. با این حال، هر چند در این زمینه ادبیات مفصلی وجود دارد ولی این ادبیات به نظر هوولز (Howell, 2006) از نظر تئوریک بسیار پراکنده است و رشد سریعی دارد. البته در سالهای اخیر تلاشهای متعددی برای یکپارچهسازی و دستهبندی این مطالب صورت گرفته است که از آن میان میتوان به آثار اسمیت و کولمن (Smith & Kulmanx, 2004)، جانسون (Johnson, 2008)، وینچ و کورتنی (Winch & Courtney, 2007) و برخی دیگر اشاره کرد. بهعنوان مثال، هوولز با بررسی تعاریف موجود و ترکیب آنها زیر چتر “میانجی نوآوری[۱۹]“، سازمان میانجی را چنین تعریف کرده است: “سازمان یا گروهی که در فرایند نوآوری به هر صورتی بهعنوان کارگزار یا دلال بین دو یا چند طرف فعالیت کند". اینگونه فعالیتهای میانجیگری شامل موارد زیر است: کمک به فراهم کردن اطلاعات درباره شرکای بالقوه دلالی معاملات بین دو یا چند طرف فعالیت بهعنوان مرضیالطرفین یا حَکَم بین سازمانها یا گروههایی که با هم مشارکت داشتهاند. کمک برای پیدا کردن مشاور، منابع مالی و پشتیبانی برای بروندادهای همکاری. کلرکس و لیوویس با بررسی ادبیات نهادهای میانجی به این نتیجه رسیدهاند که نهادهای واسطه از زوایای مختلفی به شرح زیر مورد مطالعه قرار گرفتهاند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مشتریان و شرکتها می توانند با هم تعامل داشته باشند؛ مشتریان می توانند خود، پیامها و مضامین تجاری را به رسانه منتقل کنند. بدین ترتیب مدل جدیدی از ارتباطات پیش روی بازاریابان قرار دارد که باید با بکارگیری محاسن آن و درصورت وجود ازبین بردن معایب آن، درجهت برآوردن نیازهای مشتریان و رسیدن به اهداف سازمانی قدم بردارند. اگرچه بازاریابی اینترنتی در چند سال اخیر رونق بسیاری یافته است اما اکثر شرکتها عمدتاً از آن برای ترفیع و تبلیغ استفاده کرده اند. تنها تعداد محدودی از این شرکتها به طور کامل از پتانسیل بازاریابی اینترنتی بهره گرفته اند کیانگ و چی، ۲۰۰۱)[۲۵]. شاید یکی از علل عدم بکارگیری کامل بازاریابی مبتنی بر اینترنت عدم شناخت نسبت به مزایای بالقوه آن است.
 ۲-۱۳- طراحی چرخه بازاریابی الکترونیک چرخه بازاریابی الکترونیک شامل چهار مرحله اصلی می باشد: ۱- تهیه و تدارک ۲- ارتباط ۳- نقل و انتقال ۴- خدمات پس از فروش در مرحله تهیه و تدارک سازمان می بایست نیازها و خواسته های مشتریان را تعیین نماید. سازمان جهت تولید محصولات و یا ارائه خدمات خود نیازمند تجزیه و تحلیل نیازهای مشتریان می باشد و این عمل از طریق تفکیک مشتریان صورت خواهد گرفت.زمانی که محصول ( یا خدمت ) مطابق سلیقه و خواسته مشتری طراحی شد مرحله ارتباط آغاز می شود. برای شرکت (سازمان) ضروری است در مورد ارائه کالای مورد نظر به مشتری با او مکاتبه نماید. مرحله ارتباط دارای چهار زیر مجموعه میباشد که مخفف آن کلمه AIDA می باشد (Attention توجه – Information اطلاعات – Desire خواست و علاقه – Action عملکرد) . ارتباط متقابل میان شما و مشتری در طول مرحله ارتباط باید بسیار نزدیک و صمیمی باشد. سازمان باید در ابتدا نظرات مشتریان را در رابطه بامحصولات وخدمات جدیدی که ارائه نموده است جلب نماید. تبلیغ از طریق بنر وسیله ای مناسب برای جذب مشتریان می باشد. برای موفقیت دراین روش باید بنرهای طراحی شده قدرت جلب نظر مشتری را داشته باشند. پس از این مرحله ، سازمان باید اطلاعات مورد نیاز را در اختیار مشتری قراردهد تا او نظرات خود را درمورد محصولات و خدمات ارائه شده مطرح نماید. مشتری باید قدرت انتخاب اطلاعات مورد نیاز خود را از میان عنوان های مختلف داشته باشد. شرکت (سازمان) باید برای خرید محصولات و خدمات جدید در مشتری انگیزه لازم را ایجاد نماید. برای رسیدن به این هدف می توان از کلیه امکانات رسانه ای موجود در اینترنت بهره جست. فرآیندهای فوق منجر به خریداری محصول یا سفارش خدمتی از سوی مشتری می گردد.(آغاز حرکت!) زمانیکه مشتری تصمیم به خریداری محصول (یا سفارش خدمتی) گرفت باید ارتباط مستقیم میان او و بخش فروش شرکت برقرار شود. اگر دو مرحله اول با موفقیت پشت سر گذاشته شوند ، مشتری محصول یا خدمتی را که ارائه می دهید خریداری خواهد نمود. مرحله تحویل کالا (خدمات) نیز اهمیت بسزایی درفرآیند بازاریابی شما دارد (مکانیزم مطمئن برای پرداخت پول توسط خریدار و همچنین تحویل بموقع سفارش به مشتری). پس از فروش محصول (یا خدمات) نباید فعالیت های بازاریابی قطع گردند. در مرحله خدمات پس از فروش تلاش برای ایجاد ارتباط میان مشتری و فروشنده می باشد. جذب مشتری جدید مشکل تر و پرهزینه تر از نگهداری و حفظ مشتریان قبلی می باشد. حفظ مشتری نیازمند تلاش بیشتر نیروی انسانی سازمان مربوطه و توانمند نمودن سیستم اطلاع رسانی می باشد. مشتری مهمترین عامل در تبلیغ خدمات و کالای ارائه شده بوده و به همین دلیل باید از خدمات پس از فروش مناسبی بهره مند گردد. برقراری یک خط ارتباطی فعال شبانه روزی شامل پست الکترونیک و سیستم پاسخگوی زنده بسیار با اهمیت بوده و می تواند باعث تشویق مشتری در ارتباط با تبلیغ کالای خریداری شده گردد. اطلاعاتی که ازطریق ارتباط با مشتری در مرحله خدمات پس از فروش جمع آوری می گردند باعث بوجود آمدن مرحله تهیه و تدارک می شود. فرایند بازاریابی الکترونیک صرفا” بر استفاده از امکانات اینترنت اصرار نورزیده و از همه روش های بازاریابی بهره برداری می کند ، اما امکاناتی را دراختیار ما می گذارد که بازاریابی سنتی فاقد آنها می باشد. به عنوان نمونه ، روش بازاریابی تک به تک (one to one) و یا ارتباط مستقیم با مشتریان. در حقیقت بازاریابی سنتی و بازاریابی الکترونیک تکمیل کننده یکدیگر می باشند و بازاریابی الکترونیک نمی تواند به طور کامل جایگزین بازاریابی سنتی گردد. ۲-۱۴- مدل های قیمت گذاری در تجارت الکترونیک بازارهای الکترونیکی معمولاً به معاملات و حراجی های روی شبکه ، مانند بازارهای سهام و حراجی ها از طریق اینترنت ، اشاره دارد؛ اما فضای بازار الکترونیکی به پدیده اقتصادی اشاره دارد که محصولات، واسطه ها و مشتریان به یک طریقی به صورت الکترونیکی با هم تماس و مبادله دارند . فضای بازار الکترونیکی نماد مجازی از بازارهای فیزیکی است. به طور کلی ، فعالیتهای اقتصادی تحت این فضای الکترونیکی ، اقتصاد الکترونیکی را ارائه می کنند . فضای بازار الکترونیکی شامل بخشهای زیر است : بازیگران بازار ، یعنی کارخانجات ، بازرگانان ، عمده فروشها ، واسطه ها ، فروشگاه ها و مشتریان کالاها و خدمات فرایندهای تامین ، تولید ، بازاریابی ، رقابت ، توزیع ، مصرف و غیره تفاوت دو بازار فیزیکی و الکترونیکی این است که در فضای بازار الکترونیکی حداقل برخی از ترکیبات یا عناصر ، الکترونیکی ، دیجیتال ، مجازی ، مستقیم و یا از طریق شبکه می باشند . برای مثال ، یک بازیگر بازار الکترونیکی دارای پست الکترونیک و یک صفحه Web است . ممکن است یک کالای الکترونیکی ، مانند CDROM در یک فروشگاه فیزیکی عرضه شود . کسی که کالای فیزیکی را در فروشگاه فیزیکی ارائه می کند ممکن است اطلاعات تجاری خود را از طریق شبکه به مشتریان برساند و مشتریان از طریق شبکه اینترنت کالاهای مورد اشاره را جستجو کنند ؛ اما تولید ، سفارش ، پرداخت و توزیع به شیوه سنتی انجام گیرد . بازار الکترونیکی روی شبکه ای بودن تمام این حلقه های فعالیت تاکید دارد. اما اگر یکی از فرآیندهای تجارت یا مصرف ، الکترونیکی باشد قبلاً بخشی از فضای بازار الکترونیکی ایجاد شده است . به این ترتیب اکثر بازیگران تجارت از قبل در فضای بازار الکترونیکی بوده اند . ۲-۱۵- استانداردهای فروش از طریق اینترنت کاربرد وسیع تجارت الکترونیک در سطح جهان به واقعیتی انکار ناپذیر مبدل شده است. از طرفی جهت مبادله اطلاعات در ابعاد وسیع به یک سری نیازمندیهای اساسی نیاز است. در حقیقت مبادله داده ها بین موجودیتهای پراکنده که در دنیا از سیستم های عامل متفاوتی استفاده می کنند و زبان و مجموعه کاراکترهای مشترکی نیز ندارند, به ابزاری بی طرف و به عبارتی خنثی نیاز دارند تا هر دو طرف درگیر در معامله بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این ابزارها همان استاندارها می باشند. برخی از این استاندارها در زیر به اختصار بیان شده اند: Bank Internet Payment System استاندارد BIPS که توسط کنسرسیوم تکنولوژی خدمات مالی ایجاد شده است, کوششی است در جهت تشویق شرکتها به انجام پرداخت, از طریق اینترنت با دیگر شبکه های عمومی. در واقع این استانداردها با افزایش سیستمهای پرداخت, محیط امن و قابل اطمینان برای ارتباط مشتریان و سیستمهای پرداخت ایجاد می کند. Joint Electronic Payment Interactive, این استاندارد توسط کنسرسیوم وب جهانی بنیان نهاده شد, بین پروتکل های پرداخت ناهمگون ارتباط برقرار کرده و اجازه می دهد که کاربران, مناسبترین سیستم پرداخت را برای انجام مبادلات مالی انتخاب نمایند. Open Financial Exchange استاندارد OFX که توسط شرکتهای مایکروسافت, CheckFree و IntuitInc ایجاد شده است, مخصوص مبادله داده های مالی بین موسسات مالی, بنگاه های کوچک و مشتریان از طریق شبکه اینترنت می باشد. می توانید اطلاعات بیشتری راجع به این استاندارد را در آدرس ذیل بیابید: http://www.ofx.net Open Buying on The Internet استاندارد OBI که برای خرید B2B بر روی اینترنت طراحی شده است, یک رابطه تجاری بین سازمانها ایجاد می کند. این استاندارد از پروتکل SSL برای برقراری ارتباطات امن برروی اینترنت بهره می برد. OBI در مبادلات حجیم و نیز مبادلات کوچک کاربرد دارد. می توانید اطلاعات بیشتری راجع به این استاندارد را در آدرس ذیل بیابید: http://OpenBuy.org Open Profile Standard این استاندارد به یافتن کاربران و مشتریان قابل اعتماد برای تجارت الکترونیکی کمک می کند و وسیله ای برای مبادله اطلاعات حساس و مهم ( مانند اطلاعات شخصی و داده های مالی ) بین کاربران نهایی و سرویس ارائه می دهد. Open Trade Protocol این استاندارد یک چهارچوب مشترک برای تجارت از طریق اینترنت فراهم می کند و قابلیتهایی برای جایگزین کردن سیستمهای جهان واقعی با متدهای پذیرفته شده داد و ستد, خرید و فروش و مبادلات مالی در دنیای مجازی را ارائه می دهد. می توانید اطلاعات بیشتری راجع به این استاندارد را در آدرس ذیل بیابید: http://www.otp.org ۲-۱۵-۱- نیازمندیهای کارکردی فروش در اینترنت زمانیکه عملیات فروش در اینترنت رایج شد شرکتها و سازمانها جهت انجام این عملیات به ابزارها و نرم افزارهائی نیاز داشتند تا بتوانند عملیات فروش از جمله تبلیغات، پرداخت وجه و تحویل کالا و خدمات را در اینترنت بطور کامل انجام دهند (توربان، ۲۰۰)[۲۶] . TCP/IP, کاوشگران وب, Commerce Web Server, رمز گذاری و Firewalls امکاناتی فراهم ساختند تا سایتهای اینترنت جهت بازاریابی و فعالیت های خدماتی ایجاد وگسترش یابند. این ابزارها و نرم افزارها زیر ساختار انجام فعالیت های تجاری online را میسر ساختند. جائیکه فروشگاه های مجازی همانند فروشگاه های فیزیکی دارای امکانات وسیع شدند. از جمله: امکان مشاهده، جستجو و مقایسه برای خرید کالاها و خدمات انتخاب کالاها و خدمات مورد نظر جهت خرید، انجام مذاکره وچانه زنی برای تعیین قیمت نهائی اجرای سفارش برای کالا و خدمات مورد نظر تائید سفارش و کنترل موجودی انبار پرداخت مبلغ سفارش به طرق مختلف ( معمولا” از طریق اعتبار ) بررسی اعتبار مشتری و تائید خرید بررسی ارسال کالا به مشتری درخواست خدمات پس از فروش به مشتری و دریافت باز خور از مشتری جهت برآوردن این توانائیها و قابلیتها، فروشگاه های اینترنتی باید حداقل دارای سه سیستم به هم پیوسته و وابسته به شرح ذیل باشند: سیستم فروشنده یا فروشگاه الکترونیکی که کاتالوگ فروشنده را با محصولات به همراه قیمت محصولات و ترفیع فروش به نمایش بگذارد. سیستم تراکنشی جهت پردازش سفارشها و سایر تراکنشها.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مورد متغیر علاقه مندی به رشته تحصیلی(جدول شماره۱۳)، در همین راستا، مطالعه رودباری و همکاران با عنوان بررسی پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و عوامل مرتبط با آن که بر روی ۳۸۰ دانشجو انجام شد، نشان داد که بین دورس مردودی در دانشگاه و علاقه به رشته تحصیلی ارتباط معنی داری وجود دارد(P<0.000) بطوریکه، ۵۰ درصد از افرادی که به رشته تحصیلی خود علاقه مند نبودند، دروس مردودی داشتند (۴). بسیاری از مطالعات انجام شده، موید وجود ارتباط آماری معنی دار بین بین علاقه به رشته تحصیلی و وضعیت تحصیلی می باشد(۳۰،۸۷). اما امانی در مطالعه خود با هدف تعیین عوامل موثر بر وضعیت تحصیلی دانشجویان به عکس نتایج فوق دست یافت بدین معنی که وضعیت تحصیلی با علاقه به رشته تحصیلی ارتباط ندارد(۳۲). عالیخانی نیز در بررسی خود به رابطه آماری معنی دار بین علاقه به رشته تحصیلی و وضعیت تحصیلی دست نیافت(۱۹) به عقیده پژوهشگر، رابطهی علاقه مندی به رشته تحصیلی با وضعیت تحصیلی تحقیق حاضر را میتوان بر اساس نظریهی انگیزهی پیشرفت مککلهلند و اتکینسون تبیین نمود. مطابق این نظریه، تمایل به پیشرفت و تمایل به دوری از شکست و همچنین علاقه به رشته تحصیلی و ادامهی تحصیل، باعث افزایش انگیزه پیشرفت و در نتیجه، باعث بهبود وضعیت تحصیلی میگردد. به همینخاطر، تقویت این متغیر در بین دانشجویان، در مرحلهی انتخاب رشته (قبل از ورود به دانشگاه) و نیز آشنایی کامل دانشجویان به رشتههای تحصیلی دانشگاهی، یکی از روشهای مؤثر برای تقویت وضعیت تحصیلی خواهد بود. تحصیل هر فردی برای کسب شغل و حرفه ای مناسب در آینده است تا تأمین کننده نیازهای فرد و جامعه باشد. اشتغال در حرفه ای که مورد علاقه فرد نباشد، باعث به وجود آمدن تنش و نگرانی و ایجاد بیماری های جسمی و روحی و هدر رفتن سرمایه های مادی و معنوی می شود(۸۸). بنابراین علاقه و رغبت به رشته تحصیلی عامل بسیار مهمی است که باید همواره مورد توجه قرار گیرد و شرایطی فراهم گردد تا رشته تحصیلی دانشجویان متناسب با علاقه و توانایی های ایشان باشد.
 در مورد متغیر داشتن برنامه منظم برای مطالعه(جدول شماره۱۳)، مطالعه رئوفی و همکاران نشان داد متوسط میزان مطالعه در دانشجویانی که افت تحصیلی داشتند ۸۵/۱±۱۴/۲ ساعت در روز و در دانشجویانی که افت تحصیلی نداشتند میزان مطالعه ۹۳/۱±۸۷/۲ ساعت در روز بود(P<0.01)(21). در مطالعه باکویی و همکاران برنامه ریزی دانشجویان برای مطالعه به عنوان یکی از عوامل مهم آموزشی شناخته شد، بطوریکه اختلاف آماری معنی داری بین موفقیت تحصیلی با این متغیر بدست آمد(P<0.023) بر حسب میزان مطالعه در روز، اکثریت دانشجویان در گروه با وضعیت تحصیلی مطلوب ۵-۳ ساعت مطالعه می کردند، در حالی که این میزان در گروه با عملکرد تحصیلی ضعیف کمتر از ۳ ساعت بود(۱۲). در مطالعه ای که جعفرزاده و همکاران با هدف تعیین دیدگاه دانشجویان ممتاز و استعدادهای درخشان دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در مورد عوامل انگیزشی مؤثر بر موفقیت و پیشرفت تحصیلی انجام دادند، مطالعه بر اساس برنامه ریزی منظم را با میانگین و انحراف معیار ۹۹/۰± ۲۳/۳ به عنوان عامل موثر در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانشجویان معرفی شد(۸۹) به عقیده پژوهشگر، به نظر می رسد داشتن برنامه ریزی منظم درسی به چند دلیل سبب افزایش موفقیت تحصیلی می شود. اول اینکه از روی هم انباشته شدن دروس جلوگیری به عمل می آید. دوم، در زمان امتحانات، استرس کمتری به دانشجو تحمیل می شود و سوم اینکه یادگیری که در طول ترم تحصیلی حاصل شود بسیار ماندگارتر و ارزشمندتر از یادگیری یک شبه و کوتاه مدت است. همچنین، عادت ها و مهارت های مطالعه در افراد قابل آموزش و فراگیری هستند به طوری که با گنجاندن آموزش راهبردهای یادگیری و مطالعه در برنامه آموزش به طور مدون و یا اجبار دانشجویان به گذراندن کارگاه های آموزشی در زمینه بکارگیری این مهارت ها، می توان در این زمینه گام های موثری برداشت. اما علاوه بر دلایل فوق، یکی از مهمترین عواملی که نقش بسزایی در موفقیت یا شکست تحصیلی دانشجویان دارد، محیط خوابگاه ها می باشد. شرایط فیزیکی نامناسب برای مطالعه در خوابگاه ها از جمله فضای مطالعه از نظر مساحت، نور، گرما، سرما، سرو صدا و … مسئله ای است که همواره باید مورد توجه مسئولین ذیربط قرار گیرد. جدول شماره(۱۴) که در ارتباط با هدف ویژه دوم پژوهش” تعیین وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل فردی(وضعیت اقتصادی– اجتماعی دانشجویان)” تنظیم شده است، نشان می دهد بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با وضعیت بومی(P<0.046)، شاغل بودن حین تحصیل(P<0.001) و مسئولیت تامین مالی خانواده(P<0.009) بر اساس آزمون آماری کای دو ارتباط معنی دار آماری وجود دارد. در ادامه، هر کدام به تفکیک ذکر می گردند. در رابطه با متغیر وضعیت بومی و غیر بومی(جدول شماره۱۴) باید عنوان کرد که نتایج مطالعه رودباری و همکاران بیانگر این مطلب است که دانشجویان غیر بومی بیشترین درصد دروس مردودی (۲/۲۳%) را داشتند(P<0.05) که این درصد در بین دانشجویان بومی ۴/۱۸% بوده است(۴).در مطالعه فخاریان و همکاران کاشان بومی نبودن از عوامل خطر بروز تکرار درس معرفی شده است(۱۰) اما، رئوفی و همکاران در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز نشان دادند که اختلاف آماری معنی داری بین بومی و غیر بومی با افت تحصیلی وجود ندارد(۲۱). از نتایج پژوهش حاضر مشخص شد اختلاف آماری معنی داری بین وضعیت تحصیلی دانشجویان و بومی بودن آنها وجود دارد بطوریکه ۴۷ درصد از دانشجویان بومی عملکرد تحصیلی بهتری نسبت به دانشجویان غیر بومی(۳۳%) داشتند که به عقیده پژوهشگر علت آن را می توان شرایط نامناسب خوابگاه های دانشجویی، دوری از خانواده و مشکلات ناشی از آن در نظر گرفت. در مورد متغیرهای اشتغال حین تحصیل و مسئولیت تامین مالی خانواده(جدول شماره۱۴)، در راستای این مطالعه، آشتیانی و همکاران در بررسی خود در دانشگاه اراک به این نتیجه رسیدند که یکی از عوامل عدم موفقیت تحصیلی دانشجویان داشتن شغل است. دانشجویان شاغل دارای وضعیت اقتصادی پایین تری هستند و برای امرار معاش خود و خانواده مجبورند که در محیط های خارج از دانشگاه کار کنند(P<0.01)(63). عالیخانی در بررسی خود نشان داد که ۱۷ نفر(۲/۱۳%) از دانشجویان دارای افت تحصیلی درآمد کمتر از ۱۰۰ هزار تومان و ۲ نفر(۵۰%) آنها درآمد بیش از ۲۰۰ هزار تومان داشتند و آزمون آماری، اختلاف معنی داری بین متغیرهای افت تحصیلی با میزان درآمد فردی نشان می دهد(P<0.05)(19). همچنین گوردون نشان داد دانشجویان شاغل به میزان معنی داری با درصد کمتری دروس را اولین بار گذرانده بودند(P<0.05) و نسبت به ۳/۲۳% در مقابل ۲۶% در دانشجویان بدون سابقه کار، طول مدت تحصیل طولانیتر داشتند(۷۷). اما در مطالعه تمنایی و همکاران بین دو گروه شاغل و غیر شاغل از نظر پیشرفت تحصیلی ارتباط معناداری مشاهده نشده است(۳۰). همچنین در تحقیقی که پوراکی در خصوص بررسی تاثیر اشتغال در دانشجویان پرستاری در طی دوران تحصیل آنها در دانشگاه علوم پزشکی تهران بر روی ۱۶۹ نفر دانشجو که ۹۳ نفر آنها شاغل بودند انجام داد، نتایج بیانگر این امر بود که کار دانشجو تاثیری بر موفقیت تحصیلی وی ندارد(۹۰). به عقیده پژوهشگر، به نظر می رسد اشتغال در دوره دانشجویی باعث می شود تا دانشجو برای مطالعه و مرور دروس فرصت کافی نداشته باشد که این مسئله ممکن است وضعیت تحصیلی را تحت تاثیر قرار دهد. جدول شماره(۱۵) که در ارتباط با هدف ویژه دوم پژوهش” تعیین وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل فردی(وضعیت عاطفی- روانی دانشجویان)"، تنظیم شده است، نشان می دهد بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با وضعیت عاطفی- روانی دانشجویان بر اساس آزمون آماری کای دو ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد. در راستای این پژوهش زارع و همکاران در مطالعه ای با عنوان رابطه وضعیت تحصیلی با سلامت عمومی و عزت نفس در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به این نتیجه رسیدند که بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با سطح سلامت آنها رابطه آماری معنی دار وجود ندارد(۹۱). در صورتیکه در مطالعه مصلی نژاد و امینی به رابطه معنادار بین وضعیت تحصیلی و سلامت عاطفی– روانی اشاره شده است(P<0.05) (92). جدول شماره(۱۶) که در ارتباط با هدف ویژه سوم پژوهش ” تعیین وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل خانوادگی” تنظیم شده است، نشان می دهد بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با درآمد ماهیانه خانواده ارتباط معنی دار آماری وجود دارد(P<0.046) بطوریکه ۷۱ درصد از دانشجویانی که میزان درآمد ماهیانه خانواده آنها کمتر از ۵۰۰ هزار تومان بود، وضعیت تحصیلی نامناسب داشتند. در راستای این پژوهش، ابدی و زمانی در مطالعه ای با هدف تعیین عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی دانشجویان کشاورزی دانشگاه شیراز نشان دادند که اختلاف آماری معنی داری بین وضعیت اقتصادی خانواده و موفقیت تحصیلی دانشجویان وجود دارد(P<0.04) بطوریکه دانشجویانی که وضعیت اقتصادی مناسبی نداشتند از پیشرفت تحصیلی کمتری برخوردار بودند(۹). نتایج مطالعات ینوسا و باسیل، ایمان و جینز نیز موید ارتباط معنی دار بین این دو متغیر است. آنان معتقدند وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده رابطه معکوسی با افت تحصیلی دارد(۹۳، ۹۴، ۹۵). همچنین، زارع شاه آبادی در مطالعه خود با عنوان تأثیر فقر اقتصادی و عوامل آموزشی بر افت تحصیلی دانشجویان در دانشگاه یزد نشان داد که فقر و پائین بودن سطح اقتصادی خانواده اثر قاطعی بر افت تحصیلی دانشجویان دارد(P<./04)(37). اما در مطالعه باکویی و همکاران، خزایی و همکاران در کرمانشاه و امانی مشخص شد درآمد خانواده تاثیری بر موفقیت تحصیلی دانشجویان ندارد(۱۲،۳۲،۴۳). به عقیده محقق، به نظر می رسد یکی از عواملی که ممکن است با وضعیت تحصیلی دانشجویان ارتباط داشته باشد، وضعیت اقتصادی خانواده می باشد. حمایت مالی خانواده در طول تحصیل باعث می شود که دانشجویان جهت تامین هزینه زندگی در دوران تحصیل خود به فعالیت هایی غیر از تحصیل مشغول نشوند و در نتیجه اشتغال ذهنی به مسائل اقتصادی کمتر و زمان بیشتری به درس و مطالعه خود اختصاص می دهند. جدول شماره(۱۷) که در ارتباط با هدف ویژه چهارم پژوهش” تعیین وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل آموزشی حیطه فراگیر” تنظیم شده است، نشان می دهد وضعیت تحصیلی دانشجویان با خودکارآمدی تحصیلی(P<0.001)، استرس و فشار زمان(P<0.007) و مشارکت در فعالیت های دانشگاه(P<0.014) ارتباط معنی دار آماری دارد که در ادامه به تفکیک در مورد آنها بحث می شود. در مورد متغیر خودکارآمدی تحصیلی(جدول شماره ۱۷) باید گفت که بین این متغیر با وضعیت تحصیلی ارتباط معناداری وجود دارد(P<0.001)، بطوریکه اکثر(۵۱%) دانشجویانی که وضعیت تحصیلی مناسب داشتند، نسبت به آنهایی از وضعیت تحصیلی نامناسب برخوردار بودند، دارای خودکارآمدی تحصیلی بالاتری بودند. در راستای این پژوهش، یافته های مطالعه کریم زاده و محسنی نشان داد که هر اندازه خودکارآمدی تحصیلی فرد بالاتر باشد، پیشرفت تحصیلی بیشتری خواهد داشت(P<0.05)(95). مولتون نشان داده است که خودکارآمدی به عنوان یک ساختار استوار در توضیح و پیش بینی وضعیت تحصیلی دانشجویان می تواند بکار رود(۶۷). زیمرمن نیز معتقد است که خودکارآمدی یک پیش بینی کننده مهم انگیزش دانشجویی و یادگیری است(۹۷). تحقیقات ونکوور و همکاران و بندورا نشان داده است که سطوح بالایی از خودکارآمدی می تواند به پذیریش اهداف چالش برانگیز و تعهد بالا برای رسیدن به آنها منجر شود(۹۸، ۹۹).لاچینگر معتقد است هنگام مواجه شدن با مشکل در برنامه تحصیلی، دانشجویان با خودکارآمدی بالا معتقدند می توانند با تلاش بیشتر بر موانع غلبه کنند(۷۰). مطالعه هاروی و مک موری نشان داد که دانشجویان با خودکارآمدی تحصیلی پایینتر نسبت به دانشجویان با خودکارآمدی تحصیلی بالاتر با احتمال بیشتری دوره پرستاری را رها می کنند(۷۱). به عقیده پژوهشگر به نظر می رسد افراد با احساس بالایی از خودکارآمدی نسبت به یک هدف یا وظیفه، احساس و عملکرد متفاوتی از سایر افرادی که خود را ناکارآمد می بینند، دارند. آنها تمایل دارند که شکست را به تلاش ناکافی نسبت دهند و در نتیجه انرژی و تعهد خود را برای تلاش برای غلبه بر آن و رسیدن به هدف بیشتر می کنند در حالیکه افراد با خودکارآمدی پایین بیشتر بر شکست ها و شک هایشان تمرکز کرده و مانع متعهد باقی ماندن برای رسیدن به اهدافشان می شوند. در مورد متغیر استرس و فشار زمان(جدول شماره ۱۷)، نتایج بیانگر اختلاف آماری معنیدار بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با این متغیر است(P<0.007). این متغیر، میزان سازگاری دانشجویان با استرس و فشار زمان برای انجام فعالیت های دانشگاهی را مورد سنجش قرار می دهد. در راستای پژوهش حاضر، دروسیس و همکاران در مطالعه خود یکی از عمده ترین مشکلات دانشجویان در را عدم مدیریت زمان و عدم سازگاری با استرس و فشار زمان جهت مطالعه عنوان کردند(۱۰۰). نجی معتقد است زمانبندی یکی از فاکتورهای اساسی برای مطالعه مؤثر می باشد. در مطالعه وی اغلب دانشجویان در زمانبندی برای مطالعه و استرس ناشی از آن، مشکل داشتند(۱۰۱). به عقیده پژوهشگر، به نظر می رسد پیشرفت تحصیلی و دستیابی به هدف های آموزشی مستلزم وجود عوامل متعددی است که یکی از این عوامل بدون تردید مدیریت زمان مطالعه بدون استرس و فشار زمان می باشد. بدیهی است که با در نظر گرفتن این عامل مهم، میزان به یادسپاری و یادآوری آنها نیز بهتر شده و در نتیجه، عملکرد تحصیلی آنها نیز بهبود می یابد. در مورد متغیر مشارکت در فعالیت های دانشگاه(جدول شماره ۱۷) نیز باید گفت که بین این متغیر با وضعیت تحصیلی ارتباط معناداری وجود داشت(P<0.014)، به طوریکه ۴۸ درصد از دانشجویانی که وضعیت تحصیلی مناسبی داشتند در فعالیت های دانشگاه شرکت می کردند. در راستای این پژوهش، حسنی بهار در مطالعه خود به نتیجه مشابهی با این پژوهش دست یافت. بطوریکه نشان داد که تعامل بین فردی دانشجویان می تواند موفقیت تحصیلی را به میزان ۱۵% پیش بینی کند(p</05)(80). به نظر پژوهشگر، فعالیت های گروهی و تشکلهاى دانشجوئى علاوه بر اینکه می تواند باعث ایجاد حس رقابت در دانشجویان شود، منجر به پیشرفت تحصیلی آنها نیز می گردد. جدول شماره (۱۸) که در ارتباط با هدف ویژه پنجم پژوهش ” تعیین وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل آموزشی حیطه فراده” تنظیم شده است، نشان می دهد بین وضعیت تحصیلی دانشجویان و کیفیت آموزش اساتید ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد. در راستای این پژوهش، اسیخیا مطالعه ای با عنوان درک دانشجویان و اساتید از علل عملکرد تحصیلی ضعیف در دانشگاه ایالت اوگان در نیجریه انجام داد. از دیدگاه اساتید چنین دریافت شد که شایستگی و صلاحیت اساتید و فضای آموزشی حاکم بر دانشجویان بر عملکرد تحصیلی ضعیف آنها تاثیری ندارد اما روش تدریس اساتید، عملکرد تحصیلی دانشجویان را تحت تاثیر قرار می دهد(P<0.05). همچنین از دیدگاه دانشجویان اینطور مشاهده شد که با توجه به اینکه شایستگی و صلاحیت اساتید و فضای آموزشی حاکم بر دانشجویان می تواند بر عمکلرد تحصیلی دانشجویان موثر باشد(P<0.05) اما روش تدریس اساتید و مواد آموزشی جهت یادگیری هیچ گونه دخالتی در وضعیت تحصیلی دانشجویان ندارد(۸۱). به عقیده محقق به نظر می رسد که شاید این مسئله ناشی از دسترسی بیشتر دانشجویان به سایر منابع آموزشی از جمله اینترنت، کتب جدید الکترونیکی فارسی و انگلیسی و نیز عدم علاقه مندی آنها به حضور در کلاس درس باشد. همچنین ممکن است عوامل دیگری از جمله عوامل فردی و وضعیت اجتماعی- اقتصادی و … در این امر موثر باشند. جدول شماره(۱۹) که در ارتباط با هدف ویژه ششم پژوهش ” تعیین وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل آموزشی حیطه محیط و تجهیزات آموزشی” تنظیم شده است، نشان می دهد بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با محیط و تجهیزات آموزشی ارتباط معنی دار آماری مشاهده نشد. در همین رابطه، مولوی و همکاران در مطالعه ای با هدف تعیین عوامل موثر بر کاهش انگیزه دانشجویان علوم پزشکی اردبیل به این نتیجه رسیدند که کیفیت عوامل آموزشی می تواند ۱۱درصد علل کاهش انگیزه دانشجویان را پیش بینی کند. به طوریکه استفاده از امکانات آموزشی و تجهیزات کمک آموزشی در افزایش انگیزه تحصیلی دانشجویان و در نتیجه پیشرفت تحصیلی آنها موثر می باشد(P<0.001)(87). علیرغم اینکه در پژوهش حاضر، اکثریت دانشجویان محیط آموزش(۶۲%) با میانگین و انحراف معیار(۳ ± ۸)و تجهیزات آموزشی(۶۶%) با میانگین و انحراف معیار(۳ ± ۹) را نامطلوب گزارش کردند اما ارتباط آماری معنی داری بین این متغیر با وضعیت تحصیلی مشاهده نشد. به عقیده پژوهشگر به نظر می رسد عوامل دیگری غیر از محیط و امکانات دانشگاه در وضعیت تحصیلی دانشجویان تاثیر دارد که نقش آنها در این ارتباط به مراتب برجسته تر می باشد. همانطوری که با ایجاد دانشگاه های مجازی، نقش محیط و امکانات دانشکاه ها روز به روز کمرنگ تر می شود. جدول شماره (۲۰) که در ارتباط با برآورد ضرایب رگرسیونی عوامل فردی، خانوادگی و آموزشی مرتبط با وضعیت تحصیلی در واحدهای مورد پژوهش تنظیم شده است، نشان می دهد پیشگویی کننده های وضعیت تحصیلی مناسب در دانشجویان به ترتیب نسبت شانس عبارت از معدل دیپلم بالاتر از ۱۶(Odd’s ratio=4.119)، جنس زن (Odd’s ratio=3.286)، مشارکت فعال در فعالیت های دانشگاه(Odd’s ratio=2.373)، داشتن برنامه منظم برای مطالعه(Odd’s ratio=2.153) و استرس و فشار زمان(Odd’s ratio=2.148) می باشد. بدین معنی که افرادی که معدل دیپلم بالاتر از ۱۶ دارند نسبت به افرادی که معدل دیپلم پایینتر از ۱۶ دارند، حدود ۱۱/۴ برابر شانس بیشتری برای وضعیت تحصیلی مناسب در دانشگاه دارند. در مورد جنس باید گفت که زن بودن شانس مناسب شدن وضعیت تحصیلی در دانشگاه را به میزان ۲۸/۳ برابر نسبت به مرد بودن افزایش می دهد. دانشجویانی که در فعالیت هایی که در دانشگاه برگزار می شود، شرکت می کنند، حدود ۳۷/۲ برابر شانس مناسب شدن وضعیت تحصیلی خود را نسبت سایر دانشجویان بالا می برند. همچنین دانشجویانی که برنامه منظم برای مطالعه دارند، ۱۵/۲ برابر شانس مناسب شدن وضعیت تحصیلی در دانشگاه را نسبت به دانشجویانی که هیچگونه برانامه ریزی برای مطالعه ندارند، افزایش می دهند. در مورد استرس و فشار زمان نیز باید گفت دانشجویانی که به علت عدم برنامه ریزی درسی و مطالعه دچار استرس و فشار زمان هستند حدود ۱۴/۲ برابر شانس نامناسب شدن وضعیت تحصیلی خود را نسبت به افرادی که از استرس و فشار زمانی کمتری برای مطالعه برخورداند، افزایش می دهند. همانطوریکه قبلاً نیز گفته شد دانشجویان با معدل دیپلم بالای ۱۶ نسبت به دانشجویان با معدل دیپلم کمتر از ۱۶، دارای وضعیت تحصیلی مناسبتری هستند. همچنین دانشجویان دختر وضعیت تحصیلی بهتری نسبت به دانشجویان پسر دارند. دانشجویانی که مشارکت فعال در فعالیت های دانشگاه داشته و دارای برنامه منظم جهت مطالعه هستند، از وضعیت تحصیلی مناسبی نسبت به سایر دانشجویان برخوردارند. در مورد استرس و فشار زمان نیز ۷۱ درصد از دانشجویانی که از وضعیت تحصیلی نامناسب برخوردار بودند، استرس و مدیریت زمان برای مطالعه نداشتند. بطوریکه با یافته های مطالعات جعفرزاده و همکاران(۸۹)، باکویی و همکاران(۱۲)، حسنی بهار(۸۰)، رودباری و همکاران(۴)، نظری و شریف نیا (۸۲)، علی(۷۶) و نجی(۱۰۱) همخوانی دارد. نتیجه گیری نهایی یافته های پژوهش در مورد سؤال اول پژوهش" وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت چگونه است؟" که در جدول شماره (۱۰) ذکر شده است، نشان میدهد که اکثریت دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت (۶۱%) با میانگین و انحراف معیار (۵۳/۱ ± ۳۹/۱۵) وضعیت تحصیلی نامناسب داشتند. یافته های پژوهش در مورد سؤال دوم پژوهش" وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل فردی(ویژگیهای فردی، مشخصات تحصیلی قبل از ورود به دانشگاه، مشخصات تحصیلی حین تحصیل در دانشگاه، وضعیت اقتصادی- اجتماعی دانشجویان و وضعیت عاطفی- روانی دانشجویان) چگونه است؟" که در جداول شماره (۱۱) تا (۱۵) خلاصه شده است، نشان میدهد که از میان عوامل فردی بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با جنس زن (P<0.001)، وضعیت تاهل (P<0.023)، معدل دیپلم (P<0.001)، فاصله اخذ مدرک پیش دانشگاهی تا ورود به دانشگاه(P<0.002)، افتادن از واحدهای درسی (P<0.001)، مشروط شدن(P<0.003)، علاقه به رشته تحصیلی(P<0.011)، داشتن برنامه منظم برای مطالعه (P<0.002)، وضعیت بومی(P<0.046)، شاغل بودن حین تحصیل(P<0.001) و مسئولیت تامین مالی خانواده (P<0.009) بر اساس آزمون آماری کای دو اختلاف آماری معنی دار وجود دارد. یافته های پژوهش در مورد سؤال سوم پژوهش" وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل خانوادگی چگونه است؟" که در جدول شماره (۱۶) عنوان شده است، نشان میدهد از میان عوامل خانوادگی بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با میزان درآمد ماهیانه خانواده ارتباط آماری معنی دار وجود دارد (P<0.046). بدین معنی که اکثریت (۷۱%) دانشجویانی که درآمد ماهیانه خانواده آنها کمتر از ۵۰۰ هزار تومان بود نسبت به افرادی که درآمد ماهیانه خانواده آنها بیشتر از ۵۰۰ هزار تومان بود(۴۴%)، از وضعیت تحصیلی نامناسبی برخوردار بودند. یافته های پژوهش در مورد سؤالات(۴ و۱-۴ تا ۶-۴) پژوهش" وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل آموزشی نظری حیطه فراگیر چگونه است؟" که در جداول شماره (۱۷) خلاصه شده است، نشان می دهد از میان عوامل آموزشی نظری حیطه فراگیر، بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با خودکارآمدی تحصیلی (P<0.001)، استرس و فشار زمان (P<0.007) و مشارکت در فعالیت های دانشگاه (P<0.014) اختلاف آماری معنی دار وجود دارد. یافته های پژوهش در مورد سؤال پنجم پژوهش" وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل آموزشی نظری حیطه فراده چگونه است؟" که در جدول شماره (۱۸) عنوان شده است، نشان میدهد بین وضعیت تحصیلی دانشجویان و کیفیت آموزش اساتید ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد. یافته های پژوهش در مورد سؤال ششم پژوهش" وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت بر حسب عوامل آموزشی نظری حیطه محیط و تجهیزات آموزشی چگونه است؟" که در جدول شماره (۱۹) عنوان شده است، نشان میدهد بین وضعیت تحصیلی دانشجویان با محیط و تجهیزات آموزشی ارتباط آماری معنی دار مشاهده نشد. کاربرد یافتهها در پرستاری هدف از تحقیق راهحل در زمینه مشکلات میباشد. پس یافته های تحقیق در حیطه های مختلف پژوهشی و آموزشی قابلیت کاربرد خواهند داشت و مدیران و سیاستگذاران میتوانند از نتایج تحقیقات استفاده لازم را بنمایند. بنابراین با توجه به اینکه ارائه کاربردهای علمی یک پژوهش، مهمترین هدف از انجام آن پژوهش است، راهکارهای حاصل از یافته های پژوهش حاضر که به منظور بررسی وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت و عوامل مرتبط با آن انجام شده است، در سه بخش آموزش، مدیریت و پژوهش پرستاری ارائه میشود. آموزش پرستاری با توجه به اینکه فراگیران علوم پزشکی به ویژه در رشته پرستاری و مامایی که مراقبت ها ی بهداشتی در آینده را به عهده دارند، باید توانمندتر باشند، دست اندرکاران آموزش پرستاری و مامایی با آگاهی از وضعیت تحصیلی دانشجویان می توانند عوامل موثر بر کیفیت و کمیت آموزشی را شناسایی نموده و از عوامل منفی یا بازدارنده آموزشی جلوگیری به عمل آورند که این مسئله، در آینده می تواند منجر به برنامه ریزی های بهتر و موثرتر آموزشی گردد. اساتید دانشگاه نیز باید نگاه جامع تری به آموزش و شرایط مناسب برای یادگیری داشته باشند. اساتید به مهار ت های ایجاد یادگیری موثر نیاز دارند تا بتوانند باعث ایجاد انگیزه تحصیلی در فراگیران شوند. همچنین، توجه بیشتر به محتوای آموزشی مبتنی بر علاقه مندی دانشجویان، افزایش علاقه و انگیزه در دانشجویان توسط سیستم آموزشی درگیر با آنها، عوامل مرتبط با آموزش گر و همچنین محیط آموزشی، علاوه بر پیشگیری از افت تحصیلی دانشجویان و ارتقا وضعیت تحصیلی از اتلاف وقت و هزینه های جاری مراکز آموزش عالی کشور جلوگیری کرده و سبب بهبود و توسعه سیستم آموزش کشور می گردد. کاربرد یافته ها در مدیریت پرستاری دانشگاه ها، مراکز عالی و مدیران آموزشی دانشگاه ها باید بر حسب نیاز به بررسی وضعیت روند تحصیلی دانشجویان خود بپردازند و اصلاحات لازم را در آن انجام داده و به موقع اثر اصلاحات را پایش نمایند. تغییر ضوابط گزینش دانشجو در دانشگاه ها الزامی است. ضوابط باید به گونه ای باشد که مستعدترین و علاقه مندترین افراد به رشته و حرفه خود وارد دانشگاه شوند. همچنین، توجه بیشتر به دانشجویانی که با سابقه ضعیف وارد دانشگاه می شوند و یا در سال های اول ورود به دانشگاه، مردودی یا مشروطی در دروس دارند، امری ضروری می باشد. کاربرد یافتهها در پژوهش پرستاری انجام مطالعات کیفی و تجربی در زمینه پیشگیری از افت تحصیلی و ارتقاء وضعیت تحصیلی دانشجویان امری اساسی است. نتایج این پژوهش می تواند نقطه شروع پژوهش های دیگر بوده و با توجه به اینکه پرسش نامه CLEI با تمامی نقاط قوت و ضعف خود اولین بار است که در ایران مورد استفاده قرار می گیرد، میتواند انگیزهای برای انجام تحقیقات بعدی در زمینه بررسی وضعیت تحصیلی دانشجویان در کلیه مقاطع تحصیلی و نیز وضعیت تحصیلی دانش آموزان در تمامی دوره های تحصیل با بهره گرفتن از این ابزار استاندارد فراهم آورد. پیشنهاداتی برای پژوهشهای بعدی الف) پیشنهادات بر اساس یافته های پژوهش با توجه به نتایج پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که معدل دیپلم و علاقه به رشته تحصیلی به عنوان ملاک مهم در پذیرش دانشجویان پرستاری و مامایی در نظر گرفته شود، بومی گزینی جهت بهبود وضعیت تحصیلی و جلوگیری از مشکلاتی که بوسیله حضور در خوابگاه ها و دوری از خانواده ایجاد می شود، مد نظر قرار گیرد، برنامه های آموزشی و برگزاری کلاس های تقویتی به منظور ارتقای سطح معلومات دانشجویان ضعیف صورت گیرد، تسهیلات آموزشی، زیستی و رفاهی مناسب برای دانشجویان به ویژه متاهلین در نظر گرفته شود، پیگیری منظم و مداوم مسائل و مشکلات دانشجویان از سوی اساتید راهنما و دفاتر مشاوره دانشجویی صورت گیرد، آموزش مهارت های مطالعه در واحدهای درسی مد نظر قرار گیرد. همچنین، با توجه به اینکه بر اساس نتایج بدست آمده بین جنس، وضعیت اشتغال، وضعیت تاهل، وضعیت بومی بودن، خودکارآمدی تحصیلی و وضعیت مشروطی دانشجویان با وضعیت تحصیلی آن ها ارتباط معنیداری مشاهده شد، لذا پیشنهادات زیر ارائه میگردد: ۱- بررسی مقایسهای وضعیت تحصیلی دانشجویان شاغل و غیر شاغل ۲- بررسی مقایسهای وضعیت تحصیلی دانشجویان بومی و غیر بومی ۳- بررسی میزان خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان شاغل و غیر شاغل ۴- بررسی میزان خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان بومی و غیر بومی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این راستا کارکنان باید در هنگام عملیات بیمه گری دقت انجام کار را بالا برده بصورتی که : الف)کارها به درستی انجام شود. ب)دوباره کاری انجام نگیرد ج)کارکنان به گونه ای با دقت عملیات بیمه گری را انجام دهند که اعتماد مشتری جلب شود که حتی در موقع لزوم در نبود آنها مشتریان به کارکنان اعتماد کنند وکارها را به آنها بسپارند. د)کارکنان عملیات بیمه گری را با حساسیت و وسواس بیشتری انجام دهند که حتی الامکان از بروز مشکل جلوگیری کنند تا برای عملیات مجدد وقت مشتریان گرفته نشود.
 ۲- نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین تعهد ورضایت مشتریان رابطه مثبت وجود دارد.اما درک نیازهای خاص مشتریان دارای کمترین امتیاز میانگین بوده است.سازمانهایی موفق هستند که از طریق درک نیازهای خاص مشتریان در جلب رضایت مشتریان افزایش ایجاد کنند. در این راستا کارکنان باید در هنگام عملیات بیمه گری نیازهای خاص مشتریان را درک کنند به صورتیکه : الف)گوش دادن صحیح به خواسته های مشتریان از طرف کارکنان برای درک بهتر نیازهایشان ب) راهنمایی های لازم از طرف کارکنان به مشتریان در مواقع مقتضی ج)کارکنان باید به گونه ای عمل کنند که نیازهای مشتریان را به خوبی شناسایی وآن ار در زمان وعده داده شده رفع کنند. د)کارکنان بایدخدمات را طوری طراحی کنند که منطبق با خواسته ها ونیازهای مشتریان باشد. ۳- نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین ارتباطات ورضایت مشتریان رابطه مثبت وجود دارد.اما صداقت رفتار کارکنان در زمان بروز مشکل دارای کمترین امتیاز میانگین بوده است.سازمانهایی موفق هستند که کارکنانشان برای جلب رضایت مشتری در زمان بروز مشکل صداقت رفتار از خود نشان دهند. در این راستا کارکنان باید در هنگام عملیات بیمه گری از خود صداقت رفتار نشان به صورتی که: الف )کارکنان باید به طور صحیح پاسخگوی نیاز های مشتریان باشند. ب)باید در هنگام عملیات بیمه گری اطلاعات دقیقی در اختیار مشتریان قرار دهند. ج)کارکنان باید در هنگام عملیات بیمه گری برای کمک به مشتریان از خود تمایل بیشتری نشان دهند. ۴- نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین مدیریت تعارض ورضایت مشتریان رابطه مثبت وجود دارد.اما انجام عملیات بیمه گری به شکلی که از بروز مشکل برای مشتریان جلوگیری کند دارای کمترین امتیاز بوده است.سازمانها برای جلب رضایت مشتریان باید از بروز مشکل در هنگام عملیات بیمه ای حتی الامکان بکاهند. در این راستا کارکنان باید در هنگام عملیات بیمه گری از بروز مشکل تا جایی که ممکن بکاهند بصورتیکه : الف) آگاهی کامل نسبت به خدمات بیمه ای برای جلوگیری از بروز مشکل برای مشتریان ب) مدیریت صحیح کارکنان ودور اندیشی آنها برای جلوگیری از بروز مشکل ج) کارکنان باید در هنگام عملیات بیمه گری ترتیب اولویت را رعایت کنند تا از بروز مشکل جلو گیری نمایند. د)برای اینکه تعارض بوجود نیاید ومشکلی بروز نکند باید به تعهدات خود عمل کنند. ه)نظر خواهی از مشتریان برای انجام دادن کارها می تواند از بروز مشکلات تا حد زیادی جلوگیری نماید. ۵-
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رتبه ای
طیف لیکرت
عملکرد سازمانی
منظر مالی
کیفی
رتبه ای
طیف لیکرت
منظر مشتری
کیفی
رتبه ای
طیف لیکرت
منظر فرایند داخلی
کیفی
رتبه ای
طیف لیکرت
منظر یادگیری و رشد
کیفی
رتبه ای
طیف لیکرت
منبع: پرسشنامه پژوهش
نحوه تجزیه و تحلیل دادهها
برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار های SPSS و LISREL استفاده شده است که در بخش اول آمار توصیفی و آمار استنباطی داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. همچنین در این پژوهش جهت آزمون نرمال یا غیر نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگروف، اسمیرنوف استفاده شده است. مدل مورد بررسی با بهره گرفتن از مدل معادلات ساختاری برازش می شود. تجزیه و تحلیل داده ها در سه سطح تک متغیره، دو متغیره و چند متغیره صورت می گیرد. در سطح تک متغیره به تحلیل میانگین و انحراف معیار مولفه های مورد بررسی می پردازیم. در سطح دو متغیره به بررسی ضرایب همبستگی بین متغیرهای پژوهش و معنادار بودن روابط پرداخته می شود. نهایتا در سطح چند متغیره به بررسی روابط مستقیم و غیر مستقیم از طریق مدل معادلات ساختاری می پردازیم.

جمعبندی فصل سوم
در این فصل فرضیات پژوهش عنوان شدند و مدل مفهومی پژوهش ترسیم شد. سپس به روش پژوهش و جامعه و نمونه آماری اشاره شد. ابزار جمع آوری دادهها و روایی و پایایی آن در این فصل مورد بررسی قرار گرفت و شیوهی مناسب تجزیه و تحلیل دادهها با استناد به پژوهشهای پیشین مطرح شد.
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
فصل چهارم تجزیه و تحلیل دادهها
مقدمه
اساس و مبنای تصمیم گیری مدیران و سازمانها در سطح خرد و کلان، اطلاعاتی است که غالبا با بهره گرفتن از علم آمار تحلیل داده ها در اختیار تصمیم گیران قرار می گیرد. به طور کلی داده ها نمایانگری از واقعیت ها و مفاهیم هستند. چنانچه داده ها به صورت واژه (و نه به صورت ارقام) به توصیف واقعیتها می پردازد آن را داده های کیفی می نامند. اینگونه داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه، استخراج از اسناد و مدارک و امثال آن گردآوری می شوند( سرمد و همکاران ، ۱۳۸۰؛ ص۲۰۷). تحلیل اطلاعات شامل عملیات متعددی است، ابتدا شرح و آماده سازی داده های لازم برای آزمون فرضیه ها و سپس به تحلیل روابط میان متغیرها پرداخته می شود. در این تحقیق داده های گروه نمونه با بهره گرفتن از علم آمار و نرم افزارهای آماری دسته بندی و یکپارچه گردیده ، سپس تجزیه و تحلیل شده و مورد تفسیر قرار گرفته اند.
آمار توصیفی
علم آمار به روش آمار توصیفی و استنباطی تقسیم می شود و هر یک از آنها نیز اهدافی را دنبال می کنند. در این تحقیق از فنون آمار توصیفی شامل جدول فراوانی و نمودار میله ای برای تجزیه و تحلیل داده های شناختی نمونه آماری استفاده شده و با بهره گرفتن از آزمون های پارامتریک به بررسی صحت و سقم فرضیات تحقیق پرداخته شده است. هدف کلی این پژوهش یافتن تاثیر بین متغیرهای مورد مطالعه است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه سنجش و گردآوری گردیده است و سپس با کمک گرفتن از روش های آماری به متغیرهای کمی تبدیل شده است تا بتوان از آزمونها آماری پیشرفته استفاده کرده و یافته های تحقیق را کاربردی نمود.
توصیف متغیرهای جمعیت شناختی
جدول ۴-۱: توزیع فراوانی سابقه فعالیت شرکت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منابع فارسی: - اشرفی ، مهدی و چهارسوقی ،سید کمال (۱۳۹۰). معیارهای انتخاب تامین کننده پایدار. دومین کنفرانس بین المللی و چهارمین کنفرانس ملی لجستیک و زنجیره تامین ، ایران – تهران ، یکم و دوم آذر ماه ۱۳۹۰ - امیرهاشمی ، سید مجد و دهقانیان ، فرزاد (۱۳۹۰). ارزیابی و انتخاب تامین کنندگان در محیط توسعه پایدار به کمک تکنیک فرایند تحلیل شبکه ای (ANP). دومین کنفرانس بین المللی و چهارمین کنفرانس ملی لجستیک و زنجیره تامین ، ایران – تهران. - ایمانی، دین محمد و احمدی، افسانه (۱۳۸۸). مدیریت زنجیره تأمین سبز راهبرد نوین کسب مزیت رقابتی. ماهنامه مهندسی خودرو و صنایع وابسته. سال اول. شماره ۱۰٫ ۱۹-۱۴ - بازرگان، عباس ، سرمد، زهره و حجازی، الهه(۱۳۸۴). روش تحقیق در علوم رفتاری. انتشارات آگاه. - جعفر نژاد ، احمد . (۱۳۸۴) بهبود زنجیره تامین شرکت ایساکو با بهره گرفتن از مدل موجودی و توزیع غیر متمرکز. پژوهشنامه بازرگانی ، تهران - چشم به راه ، محسن (۱۳۸۴). یک مدل اجرایی عارضه یابی و بهبود مدیریت زنجیره تامین در سطح بنگاه (مرور اجرا در دو پایلوت). سومین کنفرانس بین المللی مدیریت - چینی فروش ، حامد و شیخ زاده ، حسین (۱۳۸۹). رابطه عملکرد سازمان و زنجیره تامین سبز در پتروشیمی کشور. اکتشاف و تولید ، شماره ۶۹ ، صفحه ۳۳-۲۶٫ - حاجی آبادی، فاطمه (۱۳۹۱). ارزیابی و رتبه بندی تأمین کنندگان شرکت دیزل سنگین ایران (دسا) در مدیریت زنجیره تأمین سبز، پایان نامه کارشناسی ارشد: دانشگاه مازندران. - حسینی، سید محمود، محمدی، امیرسالار و پیشوایی، میرسامان(۱۳۸۹). راهبرد زنجیره تأمین و انتخاب سامانه تولید. مطالعات مدیریت راهبردی ۱۲-۸۹ - حسینی، محمود و شیخی، نرگس(۱۳۹۱). تعیین نقش راهبردی عملیات مدیریت زنجیره تأمین در بهبود عملکرد شرکت مطالعه صنعت مواد غذایی ایران.مطالعات مدیریت راهبردی،۵۷-۳۱ - درون پرور، داوود، درون پرور، محمد رضا، پیماندار، محمد و توحیدی ناصر(۱۳۸۸). ارزیابی عماکرد صنایع تولید آهن و فولاد بر اساس شاخص های مؤثر بر توسعه پایدار آن به روش تصمیم گیری سلسله مراتبی در محیط فازی. فصلنامه مدیریت، سال ششم، ویژه نامه، پاییز ۱۳۸۸ - رضایی طالشی ، ابوالفضل (۱۳۹۰). طراحی مدلی برای ارزیابی زنجیره تأمین پایدار با بهره گرفتن از روش تصمیم گیری چندمعیاره . پایان نامه کارشناسی ارشد : دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه تهران
 - سکاران، اوما. روش های تحقیق در مدیریت (ترجمه دکتر محمد صائبی و دکتر محمود شیرازی، ۱۳۸۱). تهران: انتشارات موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی - سلامی،رضا(۱۳۷۶). بررسی اجمالی توسعه پایدار. فصلنامه رهیافت،۵۰-۴۴ - صادقی مقدم، محمد رضا، مؤمنی، منصور و نالچیگر، سروش (۱۳۸۸). برنامه ریزی یکپارچه تأمین، تولید و توزیع زنجیره تأمین با بکارگیری الگوریتم ژنتیک. نشریه مدیریت صنعتی، دوره ۱، شماره ۲٫ - صدر،شادی. (۱۳۷۸). مفهوم توسعه پایدار در حقوق بین الملل محیط زیست. استاد راهنما : جمشید ممتاز ، استاد مشاور: سید حسین بحرینی. تهران: پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران - صفایی قادیکلایی، عبدالحمید و غلامرضا تبار دیوکلایی ، زهرا (۱۳۹۲) . ارزیابی عملکرد پایداری زنجیره های تامین، رویکردی نوین در محیط رقابتی کسب و کارها. همایش ملی دانشگاه کارآفرین ، صنعت دانش محور دانشگاه مازندران - غضنفری ، مهدی و ریاضی ، افشین . (۱۳۸۰) مدیریت زنجیره تامین : نشریه تدبیر شماره ۱۷ ، ۶۳-۵۱ - فتاحی،فرانک،شاهنده نوک آبادی علی و کدیور،مهدی(۱۳۸۹).ارزیابی عملکرد زنجیره تامین مواد غذایی مطالعه موردی صنعت گوشت.هفتمین کنفرانس بین المللی مهندسی صنایع . دانشگاه صنعتی اصفهان - فیض آبادی،جواد و جعفرنژاد،احمد.(۱۳۸۴). ارائه یک چارچوب مفهومی برای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین با تاکید بر یکپارچگی.دانش مدیریت ، شماره ۶۸ ، ۱۱۸-۹۳ - متولیان، سید ساجد، تابش، مسعود و روزبهانی، عباس(۱۳۹۰). ارزیابی پایداری سامانه های تامین و توزیع آب شهری : روش ارزیابی و معیارهای پایداری. تهران : چهارمین کنفرانس مدیریت منابع آب ایران. - مقیمی، سید محمد (۱۳۸۰). سازمان و مدیریت رویکرد پژوهشی. انتشارات ترمه، چاپ دوم. - مقیمی، محمد رضا و رمضان، مجید (۱۳۹۰). مدیریت صنعتی، تهران. پژوهشنامه مدیریت ۸۸-۷۱٫ - مکنون، رضا (۱۳۷۶). تحقیقات و توسعه پایدار . فصلنامه رهیافت . ۱۳-۵ - نادری، عزت الله و مریم سیف نراقی (۱۳۸۰). روش های تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی با تأکید بر علوم تربیتی، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر. لاتین: - Al-Odeh, m. & Smallwood, J. (2012). Sustainable Supply Chain Management: Literature Review, Trends, and Framework. IJCEM International journal of computational Engineering & Management, vol. 15 Issue 1, 2230-7893. - Atkinson W. (2006). Hiltons Supply chain ready for anything heading into hurricane season .purchasing. 124-35 - Barry, J. (2004).Supply chain risking an uncertain global supply chain environment. International Journal of Physical Distribution & Logistics Management, 34,695-7. - Bhutta, k., &Huq, F (1999).Benchmarking-Best practices: an integrated approach. Benchmarking: An International Journal .6(3), 254-268 - Büyüközkan, G., & Berkol, Ç. (۲۰۱۱). Designing a sustainable supply chain using an integrated analytic network process and goal programming approach in quality function deployment. Expert Systems with Applications 38, ۱۳۷۳۱–۱۳۷۴۸٫ - Büyüközkan, G., & Cifci, G. (2011). A novel fuzzy multi-criteria decision framework for sustainable supplier selection with incomplete information. Computers in Industry 62, ۱۶۴–۱۷۴٫ - Carter, C., & Rogers, D. (2008). A framework of sustainable supply chain Management Moving toward new theory. International Journal of Physical Distribution and Logistics Management, 360- 387 - Carter, C.R., & Jennings, M.M. (2002). Social responsibility &Supply chain relationship. Transportation Research part E 38, 37-52 - Carter, R., & Easton, P.L. (2011). Sustainable Supply Chain Management: evaluation and future directions. International Journal of Physical Distribution & Logistics Management, 46-62 - Cetin kaya, B., Cuthbertson, R., Ewer, G., Klaas-Wissing, T., Piotrowicz, W., & Tyssen, C. (2011). Sustainable Supply Chain Management: Practical Ideas for Moving Towards Best Practice. Heidelberg Dordrecht London New York: Springer. - Chiu, Y. J., Chen, H. C., Tzeng, G. H., & Shyu, J. Z (2006). Marketing strategy based on customer behavior for the LCD-TV, International Journal of Management and Decision Making, 7(2), 143˚۱۶۵٫ - Christopher, M., & Lee, H. (2004). Mitigating supply chain risk through improved confidence. International Journal of Physical Distribution & Logistics Management, 34, 388-96 - Corbett, C.J. (2007). Extending the horizons: environmental excellence as key to improving operations. Manufacturing and service Operations Management, 8, 5-22. - Dakov, I., & Novkov, S. (2008). Sustainable Supply Chain Management Scope, Activities and Interrelation With other Concept. 5th International Scientific Conference Business and Management 2008 - DUtilh, C.E., & Kramer, K.J. (2000).Energy consumption in the food chain: Comparing alternative options in food production and consumption .Ambio, 29(2), 98-101 - Ehm, F. (2010).The rule of Law: concept, guiding principle and Framework, Venice Commission: Report to the European Commission for Democracy through Law. - Elkington, J. (1998). Cannibals with Forks: The Triple Bottom Line of the 21st Century. New Society. Stoney Creek, CT.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آلفای کرونباخ کل
۹۶۱/۰
روش های آماری(روش های تجزیه و تحلیل داده ها) در این تحقیق از دو روش آماری شامل ۱) آمار توصیفی و ۲) آمار استنباطی استفاده شده است. آمار توصیفی: در این بخش متغیرهای جمعیت شناختی شامل سن، جنسیت، سطح تحصیلات و نوع اشتغال مورد بررسی قرار می گیرند. آمار استنباطی: در این بخش متغیرهای تحقیق آزمون می شوند. روش تجزیه و تحلیل داده ها در داده پردازی از مدل معادلات ساختاری[۹۶] استفاده شده است. برای انجام تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار LISREL 8.5 و SPSS 16 استفاده شده است.
 روابط بین متغیر ها در مدل معادلات ساختاری به دو حوزه کلی تقسیم می شود: ۱) روابط بین متغیر های پنهان با متغیرهای آشکار ۲) روابط بین متغیر های پنهان با متغیر های پنهان. دسته اول تحت عنوان مدل اندازه گیری[۹۷] و دسته دوم تحت عنوان مدل ساختاری[۹۸] نامیده می شوند. شکل کلی مدل معادلات ساختاری به صورت زیر است که در آن:
Г (گاما)نشاندهنده تأثیر مستقیم متغیرهای بر متغیرهای β (بتا) نشاندهنده تأثیر متغیرهای بر سایر متغیرهای (زتا) نماد خطاهای معادلات در رابطه ساختاری بین و نماد همبستگی بین ها نماد همبستگی بین ها می باشد. SEM رویکرد آماری جامعی برای آزمون فرضیههایی درباره روابط بین متغیرهای مشاهده شده[۹۹] و متغیرهای مکنون [۱۰۰] میباشد. از طریق این رویکرد میتوان قابل قبول بودن مدلهای نظری را در جامعههای خاص با بهره گرفتن از دادههای همبستگی، غیرآزمایشی و آزمایشی آزمود. یکی از قویترین و مناسبترین روشهای تجزیه و تحلیل در تحقیقات علوم رفتاری و اجتماعی تجزیهوتحلیل چند متغیره است، زیرا ماهیت اینگونه موضوعات چند متغیره بوده و نمیتوان آنها را با شیوه دو متغیری (که هر بار تنها یک متغیر مستقل با یک متغیر وابسته در نظر گرفته میشود حل نمود. تجزیه وتحلیل چند متغیره به یکسری روشهای تجزیه وتحلیل اطلاق میشود که ویژگی اصلی آنها، تجزیهوتحلیل همزمان K متغیر مستقل و n متغیر وابسته است. تجزیهوتحلیل ساختارهای کواریانس یا مدلسازی علّی یا مدل معادلات ساختاری، یکی از اصلیترین روشهای تجزیهوتحلیل ساختارهای دادهای پیچیده است و به معنی تجزیه و تحلیل متغیرهای مختلفی است که در یک ساختار مبتنی بر تئوری، تأثیرات همزمان متغیرها را برهم نشان میدهد. این روش ، ترکیب ریاضی و آماری پیچیدهای از تحلیل عاملی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر است که در یک سیستم پیچیده گردهم آمده تا پدیدههای پیچیده را مورد تجزیهوتحلیل قرار دهد(هومن،۱۳۸۴). مدل معادلات ساختاری به دو فاز کلی تحلیل عاملی تائیدی و تحلیل مسیر تقسیم می شود. در قسمت اندازه گیری ارتباط نشانگر ها یا همان سوالات پرسشنامه با سازه ها مورد بررسی قرار می گیرد و در قسمت ساختاری ارتباط عامل های مورد بررسی با یکدیگر جهت آزمون فرضیات مورد توجه هستند. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها مقدمه دادهها و اطلاعات جمع آوری شده، منابعی خام هستند که باید با وسایل مناسب تجزیه و تحلیل و تشریح شده تا بتوانند بار کاربردی اطلاعاتی خود را منتقل نمایند. در تحقیقی از این دست، مناسبترین وسیله برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و دادههای بهدست آمده، تحلیل های آماری هستند. با تحلیل های آماری ما رابطه بین متغیرهای مختلف را پیدا کرده و در نهایت به پاسخ سؤالهای مورد نظر خود خواهیم رسید (حسن زاده ،۱۳۸۲). در این فصل پس از جمع آوری و تلخیص داده ها با بهره گرفتن از نرم افزارهایLisrel 8.5 و Spss 16 از طریق شاخص های توصیفی و آمار استنباطی به تجزیه تحلیل داده ها می پردازیم. در بخش نخست، داده های جمع آوری شده با بهره گرفتن از شاخص های آمار توصیفی، توصیف و سپس به منظور ایجاد مدل اندازه گیری برازنده و قابل قبول، تحلیل عامل تاییدی با بهره گرفتن از نرم افزار لیزرل، در مورد کلیه عوامل نهفته متغیرهای تحقیق انجام می گیرد. در ادامه پس از بررسی نرمال بودن توزیع آماری با بهره گرفتن از SPSS همبستگی میان متغیرهای مستقل و وابسته مورد بررسی قرار می گیرند. در پایان با بهره گرفتن از تحلیل مسیر، روابط علی بین فرضیه های تحقیق مورد آزمون قرار می گیرند. ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان و جامعه آماری جدول ۴-۱) ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان وضعیت پاسخ دهندگان از نظر جنسیت نتایج حاصل از بررسی جنسیت پاسخ دهندگان نشان داد که ۵/۹۶ در صد مرد و ۵/۳ درصد زن بوده اند
درصد
فراوانی
۵/۹۶
۱۸۵
مرد
جنسیت
۵/۳
۷
زن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- لازم به ذکر است که مسئولیت حمایت، محدود به حمایت از اتباع درون یک کشور نمیشود و بطور کلی، حمایت از کلیه ساکنان یک کشور، چه تبعه و چه غیر آن، را در بر میگیرد. ↑ ۲- قربان نیا، ناصر، مداخله بشردوستانه از منظر اخلاق، نامه مفید، شماره ۳۷، ۱۳۸۲، ص ۱۴۷. ↑ -Jean Bodin (1530–۱۵۹۶) ↑ ۲- مولائی، آیت، حقوق بشر و حاکمیت ملی، اطلاعات سیاسی – اقتصادی، شماره ۱۵۵-۱۵۶، ۱۳۷۹، ص ۱۲۴. ↑ - Carre de Mallberg (1861-1935 ↑ ۴- قاضی، سید ابوالفضل، حقوق اساسی و نهاد های سیاسی، نشر میزان، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳، ص ۱۷۹. ↑ - Montevideo Convention ↑ ۶- ن.ک به عباسی اشلقی، مجید، مداخلات بشردوستانه و تحدید حاکمیت ملی، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره ۱۷۵- ۱۷۶، ۱۳۸۱، ص ۹۰. ↑ ۷- ماده ۲ بند اول منشور ملل متحد ↑ ۱- اصل ۵۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: « حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را به سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خدادا را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند.» ↑ ۲- ن.ک به قاضی، سید ابوالفضل، همان منبع، صص ۱۷۸-۱۷۹. ↑ ۳- برای نمونه ن.ک به: اعلامیه جهانی حقوق بشر (Universal Declaration of Human Rights-1948)و میثاقین آن، کنوانسیون اروپایی حقوق بشر (The European Convention on Human Rights-1950) یا کنوانسیون امریکایی حقوق بشر(۱۹۶۹- American Convention On Human Rights) ↑
 ۴- در قضیه کانال کورفو، دیوان بین المللی دادگستری حاکمیت کشورها را باتوجه به شرایط بین المللی جدید، محدود و مقید به روابط بین الملل می داند. و در رأی بارسلونا تراکشن حقوق بشری نظیر ممنوعیت بردگی و عدم تبعیض نژادی را از مسائل مربوط به تعهدات جهانی (Erga Omnes) می شمارد. ↑ - See Dorr, Noel, Responsibility to Protect_ an Emerging Norm?, Irish Studies in international affairs, Vol.19, 2008, p.201; see also Knight, Andy, Op.cit, pp.22-23. ↑ - The Responsibility to Protect, Op.cit, p.8. ↑ ۱- ن. ک به: عباسی اشلقی، مجید، همان منبع، ص ۹۱. ↑ ۱- آقایی، سید داوود، همان منبع، ص ۲۳۶. ↑ ۲- ژینه ام. لایونز(Gene M.Lyons) و مایکل ماستاندونو(Michael Mastanduno)، مداخله بین المللی و حاکمیت دولت و آینده جامعه بین المللی، ترجمه خجسته عارف نیا، اطلاعات سیاسی – اقتصادی، شماره ۸۳- ۸۴، ۱۳۷۳، ص ۱۲. ↑ - Boutros-Ghali, Boutros, Op.cit, Para 17, (A/47/277 - S/24111). ↑ ۲- عنان، کوفی، همان منبع، بند ۲۱۷. ↑ - See Report of the Secretary General, Implementing the Responsibility to Protect, January 2009, Para 10(a). (A/63/677) ↑ ۱- صفایی، سید حسین، همان منبع، صص ۱۲- ۱۳. ↑ ۱- آقایی، سید داوود، همان منبع، ص ۲۴۱. ↑ ۲- ماده ۲ منشور، بند هفتم. ↑ ۱- زنگنه، حمید، مداخله بشردوستانه و حاکمیت کشورها، ۱۳۸۳، آنلاین در (آخرین بازدید ۲ /۴ /۱۳۸۸) http://hamidzanganeh.blogfa.com/post-15.aspx ↑ ۲- عباسی اشلقی، مجید، مداخلات بشردوستانه و اصل عدم مداخله، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، ۱۳۸۰، شماره ۱۷۰- ۱۶۹، ص ۸۴. ↑ ۳- صفایی، سید حسین، همان منبع، صص ۱۵- ۱۶. ↑ ۱- همان، ص ۱۷. ↑ ۲- عباسی اشلقی، مجید، همان منبع، ص ۸۵ ↑ ۳- ن. ک. به: ژاک موژن، مداخله بشردوستانه بین المللی، ترجمه محمود صوراسرافیل، مجله حقوقی، شماره ۲۲، ۱۳۷۷، ص ۱۵۹. ↑ - Charter of the Organization of American State (OAS) ↑ - Organization for Security and Co-Operation in Europe ↑ - Helsinki Final Act ↑ - Charter of the Organization of African Unity ↑ ۱- ن. ک به: عباسی اشلقی، مجید، همان منبع، صص ۸۷- ۸۸؛ همچنین ن.ک به: صفایی، سید حسین، همان منبع، صص ۱۹-۲۰. ↑ - Stone ↑ ۲- از جمله دانشمندانی که معتقد به تفسیر مضیق اصل توسل به زور و عدم ممنوعیت عام استفاده از زور در بند چهارم از ماده ۲ منشور می باشند، لیلیچ (Lilich) و رایزمن (Reisman) هستند. برای دیدن نظرات آنها نگاه کنید به قربان نیا، ناصر، همان منبع، ص ۱۲۸. ↑ - Inclusio Unious Exclusio Alterius ↑ ۱- موسوی، سید فضل الله و حاتمی، مهدی، مداخله بشردوستانه؛ نقض قاعده یا استثناء سوم، فصلنامه حقوق، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، سال ۳۷، شماره ۱، بهار ۱۳۸۶، ص ۱۶۲. ↑ ۲- حیدری، حمید و دری، حمید، توسل به زور در روابط بین الملل؛ از دیدگاه حقوق بین الملل عمومی و فقه شیعه، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۶، ص ۶۶. ↑ - Absolute ↑ - General ↑ - Ian Brownlie ↑ - Bruno Simma ↑ ۷- برای دیدن نظر پروفسور برونو ن.ک به: سیما، برونو، ناتو، سازمان ملل و جنبه های حقوقی استفاده از زور، ترجمه محمد جعفر قنبری جهرمی، مجله حقوقی، شماره ۲۴، ۱۳۷۸، ص۲۸۲؛ همچنین برای دیدن نظر پروفسور یان برانلی ن.ک به: قربان نیا، ناصر، همان منبع، ص ۱۳۹؛ همچنین ن.ک به: موسوی، سید فضل الله و حاتمی، مهدی، همان منبع، ص ۱۶۵. ↑ ۱- ن.ک به: حیدری، حمید، همان منبع، صص۶۶ تا ۷۰؛ همچنین ن.ک به: رشیدی نژاد، زینب، همان منبع، ص ۷۰؛ همچنین ن.ک به: موسوی، سید فضل الله و حاتمی، مهدی، همان منبع،صص ۱۶۲- ۱۶۵. ↑ ۱- رشیدی نژاد، زینب، همان منبع، ص ۷۱؛ همچنین برای دیدن نظری که گفته فوق را تأئید می کند، ن.ک به: نوروزی، حسین و جوانشیری، احمد، همان منبع، ص۳۱۲. ↑ ۱- سرتیپی، حسین، همان منبع، ص ۹۷. ↑ - Boutros-Ghali, Boutros, Op.cit, paras.15 and 23. ↑ - Organization of Africa Union ↑ - Economic Community of West African States ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۳
صنعت
۱۸۵۶۵۴۸
۱/۲۷
۳۰۱۲۳۳۰
۲/۳۴
۲۷۸۱۰۰۸
۳/۲۵
۴۴۷۲۹۵۸
۷/۳۰
خدمات
۱۸۳۳۳۳۴
۷/۲۶
۲۷۹۵۲۲۱
۸/۳۱
۵۰۲۹۷۸۲
۷/۴۵
۶۷۴۱۳۵۱
۳/۴۶
جمع
۶۸۵۸۳۹۶
۱۰۰
۸۷۹۹۴۲۰
۱۰۰
۱۱۰۰۱۵۵۱
۱۰۰
۱۴۵۷۱۵۷۲
۱۰۰
رشد ناموزون بخش خدمات (نسبت به سایر بخش ها) تحت تأثیر عوامل گوناگون از قبیل بی توجهی به بخش های مولد، مهاجرت روستائیان به شهرها، افزایش خدمات دولتی، نیاز بوروکراسی جدید به مشاغل خدماتی و … صورت گرفته است. بسیاری از این عوامل و زمینه ها بصورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر درآمد و ساختار اقتصادی ناشی از نفت بوده اند.تطبیق دوره ی۳۰ساله ۷۵-۱۳۴۵با تحولات مربوط به درآمدهای نفتی بیانگر این واقعیت است که این دوره دربرگیرنده سه مقطع از دوره های افزایش درآمد نفت بوده است و خدمات در تولید ناخالص ملی است.در دورۀ ۳۰ سالۀ ۱۳۵۳ ( همزمان با اولین شوک قیمت نفت) تا سال ۱۳۸۳ ، سهم بخش خدمات در تولید ناخالص داخلی بطور کلی در حال افزایش بوده است ( البته در برخی سال ها کاهش جزئی داشته است). این بخش که در سال ۱۳۵۳ ، ۶۸/۳۶ در صد از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص داده بود، در سال ۱۳۵۷ ، بیش از ۵۰ در صد و در سال۱۳۶۷ ، ۵/۵۵ درصد از تولید ناخاص ملی را از آن خود ساخت . این رقم در سال ۱۳۷۷ به ۷۷/۵۶ در صد و در سال ۱۳۸۳ به حدود ۴۸ درصد رسید.[۱۶۰] نکته دیگری که باید مدنظر قرارداد، تمرکز این درآمدها در شهرها و نقش این سیاست در گسترش بخش خدمات است. محوریت شهرها در جذب درآمدهای ناشی از فروش نفت وبی توجهی به روستاها باعث پیدایش و گسترش بخش خدمات بویژه مشاغل کاذب و غیرمولد گردید. به اعتقاد کاتوزیان، سرمایه گذاری دولتی تأکید زیادی بر بخش شهری دارد و درمینه فعالیت های ساختمانی، بخش های خدماتی جدید نظیر بانکداری و بیمه، و صنایع سنگین (فولاد، ماشین ابزار، و مانند اینها) متمرکز می شود و جدیدترین تکنولوژی را که به سرمایه فراوان ومهارتهای فنی بسیار پیشرفته احتیاج دارد به کار می گیرد. کشور نفت خیز خود را قادر می بیند که مصرف فرآورده های داخلی و خارجی شهرنشینان را افزایش دهد، کمبود مواد غذایی داخلی را ازطریق واردات جبران کند و اجازه دهد کشاورزی به تدریج نابود شود و از کسری تراز پرداختها هم، بیمی به خود راه ندهد. این واقعیت که، حتی در زمینه اقتصادی «محض» نیز این استراتژی، به سادگی عملی نمی شود، درسی است که دولتهای این کشورها باید از تجربیات غیرقابل انکار گذشته بیاموزند.[۱۶۱] ورود آسان مواد غذائی نظیر گندم، جو و برنج ، انگیزههای رشد کشاورزی را کاهش میدهد، از اینرو مواد غذایی واردشده افزایش مییابد و وابستگی کشور به غذای وارداتی و پول نفت (برای تأمین هزینه آن) زیاد میشود.»[۱۶۲] سهم بخش کشاورزی در تولید ناخالص ملی که در سال ۱۳۴۹ (قبل از بروز اولین شوک نفتی) ۴۵/۲۱ درصد بود در سال ۱۳۵۳ به ۸۷/۹ درصد کاهش یافت.[۱۶۳] در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ با وجود برخورداری دولت از درآمد هنگفت نفت،
 واضح است که در یک اقتصاد متکی به مالیات این نارسائی ها به حداقل می رسد زیرا مردم در ازای پرداخت مالیات، خدمات عمومی مورد نیاز خود را از دولت مطالبه می کنند اما در اقتصاد نفتی درآمدهای نفت یا به عبارت بهتر رانت نفت مستقیماً به دولت تحویل داده می شود و دولت اختصاص اعتبارات به مناطق مختلف را نوعی هبه می داند. ممکن است تصور شود محرومیت برخی استانها ناشی عدم مدیریت صحیح درآمدهای نفتی باعث شده است تا عدم تعادل بخش های صنعت، کشاورزی و خدمات بویژه درمورد سهم این بخشها در اشتغال، نه تنها در دهه ۱۳۵۰ (اولین شوک نفتی) بلکه در دهه ۱۳۸۰ (که در نیمه دوم آن جهش درآمدی ازشوک های قبلی شدیدتر بود) نیز استمرار یابد. تعداد شاغلان بخش خدمات در سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ به ترتیب، ۱/۴۵ و ۵/۴۶ درصد بود. بخش صنعت نیز در سال ۱۳۸۶، ۳۲% و در سال ۱۳۸۷، ۲/۳۲% از شاغلان را به خود اختصاص داده بود و در بخش کشاورزی تعداد شاغلان در سال ۱۳۸۶، ۸/۲۲ درصدو در سال ۱۳۸۷، ۲/۲۱ درصد از کل شاغلان کشور بود.[۱۶۴]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه یک نتیجه فناوریهای جدید ارتباطی و اشکال جدید رسانه ای، این است که تمایزات میان رسانههای ارتباطاتی به تدریج نامشخص میشود. احتمالا این مرزها به تدریج با رایانه، ماهواره و تلفن (به ویژه همراه) که اجزای متمایزتر فناوری ارتباطی هستند، باز هم تیره و نامشخص شوند. امروزه مطبوعات نماد فقدان تمایز روشن میان رسانهها هستند. از نظر فنی آنها در چاپخانهها چاپ و روی کیوسکها برای فروش قرار میگیرند. در عین حال یک نسخه آنها در سایت آنها در اینترنت قرار دارد. خبرهای مهمشان از طریق پیامکهای تلفن همراه به مشترکانشان میرسد و تیترهای آنها را میتوان در تله تکست خواند و احتمالا میتوان شنونده تیترهای آنان از رادیو و تلویزیون نیز بود.
 فناوریهای جدید در ارتباطات جمعی، تغییرات زیادی ایجاد میکنند و برای این که نظریههای ارتباطی با این تغییرات همگام شوند باید تحول یابند یا مورد تجدید نظر قرار گیرند. به طور کلی یکی از راههایی که فناوری جدید در حال اثر گذاری بر ارتباط جمعی است، امکان کنترل بیشتر بر فرایند برای استفاده کننده است. روند کنترل و فعالیت بیشتر از جانب استفاده کننده به این معنی است که نظریه پردازان ارتباطی باید به طرف نظریههایی بروند که تعاملی بودن رسانههای جدید را تصدیق کند. یکی از پیامدهای این تغییرات این است که احتمالا باید نظریههایی داشته باشیم که تاکید کمتری بر اثرهای ارتباط جمعی و تاکید بیشتری بر شیوههای استفاده افراد مخاطب از ارتباطات جمعی داشته باشند. این تغییر ممکن است اهمیت بیشتری به رویکرد استفاده و خشنودی در مطالعه ارتباط جمعی بدهد (سورین و تانکارد، ۱۳۸۱،ص ۳۰). گسترش برنامههای تلویزیونی ماهواره ای و تلویزیونهای کابلی، نیز به این معنی است که نظریه پردازان ارتباط جمعی باید نحوه تفکر خود را درباره مخاطب، مخصوصا مخاطب تلویزیون تغییر دهند. دیگر نمیتوان تلویزیون را سیستم واحد یا یکنواختی دانست که اساساً برای هر کس پیام مشابهی ارسال میکند. این شناخت، نتایجی برای تعدادی از نظریههای ارتباط جمعی در بر دارد که تصور میکنند پیام تلویزیون یا پیام رسانهها تقریبا پیام واحدی است. این نظریهها شامل نظریه کاشت گربنر و مارپیچ سکوت از نوئل نئومان و همچنین تا اندازه ای کمتر، برجسته سازی است. اصولا به نظر میرسد که مخاطب شعبه شعبه یا تقسیم شده که ویژگی رسانههای جدید است، احتمالا به کم شدن تاثیر رسانههای جمعی منتهی میشود؛ تاثیری که مورد نظر نظریه کاشت، مارپیچ سکوت و برجسته سازی بوده است. افزایش کنتزل استفاده کننده که با فناوری جدید پدید میآید، میتواند این اثر مفید را داشته باشد که در امر انفجار اطلاعات اختیارات بیشتری به استفاده کننده بدهد. این اختیارات به استفاده کنندگان کمک میکند با تراکم اطلاعات یا «تاخیر معنی» مقابله کنند. استفاده کنندگان با گزینشگری میتوانند کنترل بیشتری بر جریان اطلاعات داشته باشند. هر کس میتواند اطلاعات مورد نیاز را گزینش کرده و بقیه را حذف کند. شخص میتواند به جای آن که زیر سیل قطعات معماهایی که بسیاری از آنها نادرست هستند غرق شود، قطعه ای را درخواست کند که به آن احتیاج دارد.همچنین امروزه رسانهها به مدد برخی فناوریهای ارتباطی امکان جستجوی اطلاعات و حذف اطلاعات ناخواسته را به ما میدهند. بانکهای اطلاعاتی سایتهای گوگل و یاهو و دهها موتور جستجوگر در اینترنت چنین فضایی را در اختیار کاربران قرار میدهد. بدیهی است علیرغم همه گیر شدن رسانههای جدید، باز هم اطمینانی وجود ندارد ارتباطی به طور یکسان در دسترس همگان قرار گیرد. یک نگرانی این است که فناوریهای جدید، به دلیل سرعت تغییرات و امکان دسترسی افرادی که از درآمد بهتری برخوردارند برای همگام شدن با این تغییرات سریع و همچنین به احتمال این که افراد دارای تحصیلات بیشتر از آن استفاده کنند، به نوعی به گسترش شکاف میان داراها و ندارهای اطلاعاتی کمک کند. دیگر نتیجه فرعی نامطلوب گزینشگری عرضه شده با فناوریهای جدید این است که این فناوری افراد مخاطب را به جایی خواهد برد که خود را از اطلاعاتی که ممکن است به نظرشان ناخوشایند یا مخل آسایش بیاید، دور نمایند. شاید فرایندهای مواجهه گزینشی و درک گزینشی با فناوری جدید ارتباطی بیشتر شود. این امر میتواند نوعی از بحث آزاد را که یک جامعه آزاد نیاز به انجام آن دارد، به شدت کاهش دهد. در کل، تغییرات سریع در فناوری ارتباطی نشان میدهد که پژوهشگران باید بکوشند نظریه ارتباطی را به صورتی تدوین کنند که از جزئیات یک رسانه یا فناوری خاص فراتر رود. مثلا احتمالا باید از تدوین نظریههای خود بر حسب خواندن روزنامه یا مواجهه با تلویزیون، پرهیز کنیم و به جای آن، نظریه را بر حسب متغیرهایی مثل «جستجوی اطلاعات مسائل عمومی»، «نیاز به رفاقت»، «درجه کنترل استفاده کننده»، و مواردی از این قبیل تدوین کنیم. در این کار ما بر اساس آنچه که جرالدهاگ(جامعه شناس)، بنا نهاده است، از نامتغیرهای خاص به متغیرهای عام حرکت کنیم (سورین و تانکارد، ۱۳۸۱: ۳۵-۳۴).
۲-۲۱- رسانههای جمعی و تغییرات فرهنگی واجتماعی:
بدیهی است که ارتباطات و فرهنگ محکوم به همزیستی هستند.ارتباطات محصول فرهنگ و فرهنگ مشخص کننده ی رمز، ساختار، معنی و زمینه ی ارتباطی است که صورت میگیرد. از سوی دیگر ارتباطات محمل و مسیر زندگی فرهنگ است. هیچ فرهنگی بدون ارتباطات قادر به بقا نیست. حتی میتوان عنوان کرد که بدون ارتباطات فرهنگی وجود نخواهد داشت و بعضی اندیشمندان تا آنجا پیش میروند که فرهنگ را با ارتباطات در یک رده قرار میدهند. هر فرهنگی واقعیتهای خود را میسازد. این فرهنگ است که تعیین میکند اعضای آن فرهنگ رابطه شان را با محیط، ماوراءالطبیعه و سایر اعضای گروه چگونه ببینند. فرهنگ مشخص کننده معیارها و قواعد رفتاری اعضای وابسته به آن است که آنها را در روابط اجتماعی تنظیم می کند. زمانیکه مردم علیه فرهنگشان قیام میکنند، فعالیتهایشان روی جنبههای آگاهانه ی آن مثل بعضی قواعد رفتاری، شیوههای سنتی، هنجارها و غیره متمرکز است. حال باید توجه داشت ان جنبههایی از فرهنگ را که در سطوح ناخودآگاه مغز نقش بسته اند، نمیتوان به سهولت تغییر داد. این موارد عبارتند از: باورهای عمیق، ارزشهای اخلاقی و به خصوص روشهایی که در آن فرهنگ، دنیای اطراف را طبقه بندی و تعریف کرده است. این سطح ناخودآگاه تاثیر زیادی بر نحوه ی تفسیر مردم از محیط اجتماعی و فیزیکی شان و نیز در شکل دادن به واقعیتها دارد(بورن،۱۳۷۹،ص۱۲۰). بااین توصیف میتوان گفت، نظامهای فرهنگی نیز مانند پدیدههای دیگر تابع نظامیعلّی و دستخوش تغییر هستند. به عبارت دیگر هر نظام فرهنگی دارای ماهیتی پویاست به این معنی که از وضعی ساده آغاز میکند و به تدریج پیچیده میشود و راه تکامل میسپرد. در این خصوص نظریات گوناگونی به وسیله محققان علوم اجتماعی ابراز شده است. برای مثال اصحاب فلسفه تاریخ که ابن خلدون و آزوالد اشپنگر و آرنولد توین بی و سوروکین نمایندگان برجسته آن هستند، معتقدند که هر فرهنگی تحت شرایط خاصی پدید میآید و به بار مینشیندو سرانجام به انحطاط میافتد و از میانه بر میخیزد. جامعه شناسان کنونی نیز بر تکامل فرهنگی تاکید میورزند با این تفاوت که سیر فرهنگهای انسانی را نه سیری مستقیم و نه یک روند چرخشی میدانند، بلکه حرکت مارپیچی به شمار میآورند به این معنی که هر فرهنگی در سیر خود الزاما با موانع طبیعی یا اجتماعی روبرو میشود و مدتی در جا میزند، اما بالاخره تحت تاثیر عوامل پویای درونی و نیز عوامل پویای بیرونی راه خود را میگشاید و سیر خود را دنبال میکند. منظور از پویایی درونی، حرکت درنگ ناپذیری است که در درون یک نظام فرهنگی جریان مییابد؛ مانند افزایش جمعیت و گسترش نیازهای انسانی و بسط مدنیت توسعه نهادهای فرهنگی و بهبود کارکرد آنها به منظور پاسخ دادن مناسب به نیازهای جدید. اما مراد از عوامل بیرونی این است که هیچ نظام فرهنگی نمیتواند از نظامهای فرهنگی دیگر بر کنار بماند و راه انزوا پیش گیرد. به عبارت دیگر برخورد فرهنگی بین نظامهای فرهنگی امری اجتناب ناپذیر است (هاشمی، ۱۳۸۵،ص۱۲۰-۱۱۹). تغییر خصوصیت تمام فرهنگهاست، ولی میزان ومسیر تغییر از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت است. تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی میتوانند به طور آهسته ودر طی زمان طولانی و یا به سرعت و در مدت زمانی اندک صورت بگیرند. در ارتباط با مسئله تداوم و تغییر، هر فرهنگ شاخصهایی توصیفی دارد که در بستر تاریخی همان فرهنگ قرار گرفته اند و با گذشته و آینده پیوند خورده اند. برخی از این شاخصها در درازمدت تغییر مییابند یا حتی میتوان گفت که تغییر ناپذیرند. اینها بنیادهای فرهنگی و هدفهای غایی جامعه را میسازند. این گونه شاخصها تنها در پرتو دگرگونیهای اقتصادی ریشه ای یا شورشهای سیاسی تغییر میپذیرند. در عوض شاخصهایی هم هستند که با شتاب تغییر مییابند، مانند شماری از الگوهای مصرف. از اینرو میتوان گفت که با دو مقوله، دو دسته و یا دو گروه از عوامل مواجه هستیم. یک دسته آنهایی هستند که میراث و تاریخ یک جامعه را مینمایانند یعنی تداوم آن را نشان میدهند، و دسته دیگر عواملی هستند که عناصر تغییر را در بر میگیرند. به نظر گزارشگران یونسکو باید به این دو دسته از عوامل توجه داشت تا بتوان ارتباط منطقی و درست میان فرهنگ و توسعه برقرار ساخت. “عوامل تداوم (یا متغیرهای کند): - سنتها، باورها، نظامهای ارزشی و هنجارهای اجتماعی، خانوادگی، قانونی، اخلاقی و معنوی، نهادها و ساختهای قدرت. - شیوههای زندگی، نحوه تفکر و تولید، تجربیات، عادات، توزیع کارکردها و و ظایف، عادات غذاخوری - رویدادها، وقایع، جشنوارههای تاریخی، ملی و مذهبی، زبان و شکلهای دیگر میراث غیر مادی عوامل تغییر (یا متغیرهای تند): - نیازها و امیال مردم یعنی راهبردهای بقا - دانش، و مهارتها ( تکنولوژیها، نحوه سازمان اجتماعی، مدیریت محیط زیست، پزشکی و. ..) - خلاقیت و توانایی نوآوری - زبان محاوره به ویژه تحت تایر وسایل ارتباط جمعی - انتقال تکنولوژی و ارتباطات میان فرهنگی، مبادلات اقتصادی و تجارت - مهاجرت - تغییرات متناسب بامحیط زیست واقعیت این است که هم عوامل تداوم و هم عوامل تغییر میتواند بسته به تفسیری که از آنها میشود نقش شتاب دهنده یا بازدارنده داشته باشند. اما کار به همین جا ختم نمیشود. ما باید از طرف دیگر جریان توسعه را نیز به حساب بیاوریم. نوع توسعه ای که طراحی میکنیم، میتواند بر انتخاب و تصمیم گیری ما اثر بنهد. این تصور که همواره باید برای راه اندازی و پیشبرد توسعه ببینیم کدام عناصر فرهنگی سودمند است، تصوری است یک سویه. در موارد زیادی باید نحوه برخورد به توسعه را نیز در نظر گرفت. گاه تغییر دربرنامه توسعه بیشتر به ما کمک میکند که دشواریها را از سر راه برداریم تا آن که بخواهیم تغییراتی در فرهنگ جامعه به وجود بیاوریم. (هاشمی، ۱۳۸۵،ص۱۲۰-۱۱۹). در ضمن باید در نظر داشت که عناصر استمرار و عناصر تغییر نیز همواره ثابت نیستند. اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم که همواره پوشاک و مسکن به آسانی تغییر میپذیرند و مثلا عادات و باورها همواره در برابر تغییر مقاومت به خرج میدهند. این چیزها همه در چارچوب تاریخ و تجربه خاص هر جامعه وضعیتی خاص و استثنایی دارند. به همین سبب تصور میشود بهترین راه آن است که برای هر جامعه الگویی خاص همان جامعه طراحی کنیم؛ و تازه همین الگو را نیز بسته به شرایط در معرض تغییر و تطبیق قرار دهیم. در برخی از کشورها مقولات یا شاخصهای فرهنگ در برابر دخالت بیرونی سخت مقاومت به خرج میدهند و با تغییر سخت مخالفت میکنند. اما اگر همین جریان تغییر از درون جامعه سر برآورد و این احساس تقویت شود که همه چیز از درون رخ میدهد، در این صورت ممکن است همان عامل مقاومت کننده، به نرمیتن به تغییر دهد تا بتواند با دیگر مجموعههای داخلی همساز عمل کند. اگر جریان توسعه را جریان تغییر و تطبیق بدانیم در این صورت باید در نظر بگیریم که روند توسعه ی درون زا شاید تنها راه کم خطر در مسیر ایجاد تغییر در جامعه و سازگار گردانیدن آن با دنیای کنونی باشد (پهلوان، ۱۳۷۸: ۱۸۲- ۱۷۷)". تغییرات فرهنگی عمدتا با مکانیسمهایی جریان مییابدکه عبارتند از: نوآوری و اختراع، اشاعه، فرهنگ پذیری وجریان نوسازی. نوآوری[۶] واختراع (بعدمادی): اصطلاح اختراع به کشف یک وسیله یا اصل جدید گفته میشود که مورد پذیرش دیگران قرار گرفته وبه صورت اجتماعی وعمومیدر آمده است اختراعات ممکن است باعث تغییرات سریع فرهنگ شود وسایر اختراعات را تحت تاثیر قرار دهد. نوآوری فرهنگی[۷] (بعدغیرمادی ): عبارتست ازابداع معانی ومفاهیمیکه منجر به تغییر یا تحول فرهنگی میشود وبه تدریج افرادعضوجامعه معانی را میپذیرند و بر اساس آنهاعمل میکنندو در این عادت شریک میشوند. اشاعه[۸]: جریانی است که در آن مسائل فرهنگی از جامعه دیگر گرفته و در آن فرهنگ پذیرفته میشود،گاهی اشاعه باعث میشود یک جامعه از مراحلی بگذرد و به تعالی برسد ویا دچار اشتباه شود و سقوط کند. به طور کلی در جریان اشاعه منشا تغییر جامعه دیگر میباشد. و در این خصوص رسانههای جدید ارتباطی نقشی کلیدی ایفا میکنند به گونه ای که باعث گسترش محدوده ی فرهنگ شده و اطلاعات بیشتر و تازه تری را به سرعت در متن جامعه جاری میکنند. فرهنگ پذیری[۹]: جریانی است که باعث تغییر فرهنگی میشود وزمانی به وقوع میپیوندد که گروههای مختلف فرهنگی با هم تماس و یا به نوعی ارتباط نزدیک دارند. در اینجا نیز منبع خصوصیت جدید فرهنگی، جامعه دیگر است. ولی این اصطلاح بیشتر برای شرح حالتی بکار میرود که درآن یکی از جوامع در تماس وایجاد ارتباط از دیگری بسیار قدرتمند تر است و میتوان گفت فرهنگ پذیری جریانی از تبادلات فرهنگی است که در میان جوامع به صورت غالب ومغلوب به چشم میخورد. نوسازی[۱۰]: یکی دیگر از عواملی که باعث تغییرات همه جانبه در کلیه ی شئون زندگی میشود جریان نوسازی جامعه است که طی آن روش زندگی سنتی افراد یک جامعه به سیستمیپیچیده تر و از نظر تکنیکی پیشرفته تر و مترقی تر تحول مییابد.از میان نظریات موجود میتوان به مدل اسملسر[۱۱]اشاره کردتحولات اجتماعی و فرهنگی را ناشی از جریان توسعه اقتصادی دانسته وبرآن اساس توصیف می کند. اما در خصوص ارتباط جریان نوسازی و رسانهها دانیل لرنر[۱۲] در مطالعه ای که(۱۹۵۲) در باره شش کشور خاورمیانه از جمله ایران انجام داد بین شهرنشینی، سواد، میزان مشارکت و دسترسی به رسانهها ارتباط نزدیکی یافت. به نظر وی نوسازی و رشد فرهنگی جامعه با این چهار متغیر مرتبط است به طوری که سواد، رسانهها را گسترش میدهد و رسانهها نیز باعث عمومیت سطح سواد میشوند. وی معتقد است در پرورش فرد در جهان سوم و القای مقوله ی تغییر و ایجاد روحیه ی انعطاف پذیر و سیال در او که به سهولت بتواند خود را با جنبههای نو در محیطش همانند سازد و وظایف جدید و شاقی را که بروز تغییرات به عهده ی او میگذارد بپذیرد، وسایل ارتباط جمعی نقش اساسی را ایفا میکنند. او تصریح میکند وسایل ارتباط جمعی عامل اصلی تحرک جوامع سنتی و تبدیل انسانهای نواست. (هاشمی، ۱۳۸۵،ص۱۲۰-۱۱۹). به هر تقدیر میتوان گفت، یکی از مشخصات برجسته دوران ما جایگاهی است که وسایل ارتباطی در زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ملل به دست آوردهاند. مارشال مک لوهان[۱۳] جامعه شناس کانادایی که آثارش درباره تاثیر وسایل ارتباط جمعی در چند سال اخیر شهرت جهانی یافته، معتقد است که اگر تکنولوژی یک دوران، مصنوع فکر و عمل انسان است میتوان گفت که انسان هر عصر هم به سهم خود مصنوع تکنولوژی زمانی خود میباشد. وسایل ارتباط جمعی نه فقط در حالات و تصورات و ادراکات انسان موثر است، بلکه در سیستم اعصاب و ادراکات حیات انسانی تاثیر گذاشته و او به طور ناخودآگاه وضع خود را از جنبههای مختلف با وسایل ارتباط جمعی منطبق کرده است(هاشمی، ۱۳۸۵، ص۱۳۰). امروزه یکی از پیچیدگیهای مهم در حوزه فرهنگ درآمیختن ارتباطات میان فردی با ارتباطات رسانه ای هنگامیکه افرادی در یک جمع خانوادگی به تماشای برنامه تلویزیون مشغولند، آمیزه ای از ارتباط جمعی و ارتباط میان فردی وجود دارد که الگوهای حاصل از تاثیرات رسانه ای میتواند بر شکل دهی مجدد الگوهای ارتباط جمعی از طریق برنامه سازی رسانه ای موثر باشند(انتخاب کلمات و عبارات در گفتگوها، نحوه اجرای اعیاد و روزهای خاص، چگونگی لباس پوشیدن، ارتباط با دوستان، خانواده و. ..)؛ حتی تجارب میان فردی مردم جامعه نیز منبعث از رسانه است. بنابراین رسانهها قادر به خلق فرهنگ و انتشار آن هستند و نکتهی مهم آن است که محصولات رسانههای جهانی در خدمت فرهنگ توده اند زیرا توده بزرگترین طبقهی فرهنگی محسوب میشود(در مقابل فرهنگ نخبه و فرهنگ قومی) و حتی میتوان از میزان بهره برداری از فرهنگی خاص به مردمیبودن آن پی برد. آن جنبههایی از فرهنگ نظری، اجتماعی و مادی که به صورت وسیعی به وسیله ی رسانهها استفاده میشود، فرهنگ مردمیاست و باید گفت هدف گیری توده ی مردم برای افزایش مخاطبان و کسب محبوبیت است. (ژیرار،۱۳۷۲،ص ۳۷). رابرت مرتون[۱۴]، جامعه شناس امریکایی، میگوید: «رسانهها میتوانند در دراز مدت ساختارهای ارزشی را بسازند یا دگرگون کنند». اورت راجرز[۱۵] محقق امریکایی نیز معتقد است که ارتباطات عامل دگرگونی اجتماعی هستند، و تاثیر رادیو و تلویزیون بر افکار عمومیاز دیگر رسانهها وسیع تر و عمیق تر است. رادیو وتلویزیون به سرعت میتوانند طیف وسیعی از اعضای جامعه را تحت تاثیر قرار دهند. این دو رسانه میتوانند موانع زمانی و مکانی را بر طرف سازند و امواج خود را به راحتی به دور افتاده ترین نقاط کشور ارسال دارند. این رسانهها پیامشان دیداری و شنیداری است و برای دریافت پیام آنها پیام گیر نیازی به سواد خواندن و نوشتن ندارد و در نتیجه میتواند برای بخش وسیعی از اعضای جامعه در حال توسعه، نقش یک آموزشگاه موثر را ایفا نماید. این دو رسانه در حوزه خصوصی پیام گیران قرار دارند و بخش اعظم لحظههای زندگی افراد با آنهاست. به علاوه چون این دو رسانه به صورت شفاهی و عینی با پیام گیر در ارتباطند، تاثیر آنها از لحاظ روانی عمیق است. همچنین استفاده از این دو رسانه ارزان تر و میسر تر است. تلویزیون با ارائه تصویر، جاذبه بیشتری دارد و بعد تازه ای به پیام میدهد، چشمها را به خود خیره میکند و فهم پیام را آسان میسازد و به دلیل وجود تصویر، اطلاعات کامل تر و درک عمیق تر به تماشاگر میدهد. حقیقت این است که وسایل نیرومند سخن پراکنی، به تنهایی قدرت ایجاد تحولات بزرگ را در افکار عمومیندارند و یا به ندرت دارند، ولی میتوانند به طور موثر جریانهای فکری موجود را تقویت کنند و چنانچه در توده مردم آمادگی برای تحول وجود داشته باشد، حتی قادرند این تحول را جهت بدهند. این آمادگی خود به عوامل گوناگون وابسته است مانند بحرانهایی که اعتقادات جامعه را نسبت به نظام موجود سست میکند. در این حالت فرد هر چه کمتر در گروهی ریشه داشته باشد، بیشتر به شنیدن دلایل مخالفان رغبت نشان میدهد و قابل پیش بینی است که وقتی جامعه بی ثبات و انسجام گروهی ضعیف شد میل به تغییر هم در جامع تشدید میشود و همین وضع قدرت رسانههای همگانی را برای ایجاد جهت گیریهای تازه فکری در جامعه تقویت میکند و یا حداقل به افرادی که در جامعه نفوذ کلام دارند و میتوانند از تمایل و آمادگی جامعه برای پذیرش عقاید تازه بهره برداری کنند، امکان ارتباط با مردم میدهد تا حرفشان را بزنند. در حقیقت سیلاب اطلاعاتی که به وسیله رسانه ای همگانی جاری میشود، به تدریج جامعه را در خود غرق میکند و افراد هم که خواهی نخواهی در این جو اطلاعاتی تنفس میکنند از آن تغذیه میکنند و به تدریج در جریان امور قرار میگیرند و این اطلاعات را برای سایر افراد بازگو میکنند. تمام اینها بر رفتار ما به شکل نامحسوس تاثیر میگذارند ولی تاثیر آنها آنقدر آرام و سطحی است که نمیتوان آن را القا فکر به صورت مستقیم دانست.(هاشمی،۱۳۱، ص۱۳۸۵) نتیجه اینکه، هر دقیقه از برنامههایی که برای مخاطبان پخش میشود یک فعل مثبت یا منفی فرهنگی است، سازنده باشد یا مخرب، تعالی بخشد یا فاسد کند، در هر صورت فعلی است که بر زندگی فرهنگی افراد اثر میگذارد. وسایل ارتباط جمعی به سبب تاثیری که بر باورها، گرایشات و رفتار مردم میگذارند، نقش دائمیترویج فرهنگی ایفا میکنند. هر گاه به این نکته توجه کنیم که ساعت هشت شب، دهها میلیون مخاطب بدون توجه به نوع برنامه ای که پخش میشود، تلویزیون را روشن میکنند و در مقابل آن مینشینند، آگاه میشویم که انتخاب مسئولان و برنامهها مهمترین اقدام فرهنگی برای هر ملت است(ژیرار،۱۳۷۲،ص ۳۷).
۲-۲۲- نقش آفرینی رسانههای نوین در عرصه تحولات اجتماعی:
زمانی بود که خبر گرفتن از حال و احوال دیگران کار آسانی نبود. سریعترین ابزار در دورانی که هنوز همه خانهها تلفن نداشتند تلگراف بود. شبکه تلگراف بین المللی در سریعترین زمان ممکن با بهره گرفتن از فناوری ساده خود خبرهای کوتاه را به دفاتر تلگرافی انتقال میداد و از طریق سیستم پستی، پیامهای کوتاه به دست مردم میرسید. پیامیکه حاوی خبر فوری برای شخص بود. اما با همهگیر شدن تلفنها، تلفنهای همراه، رایانهها، شبکههای اینترنتی، استفاده عمومیاز پست الکترونیکی خدمات پیام کوتاه و. .. به نظر میرسید کار تلگرافها هم به اتمام رسیده است و در عمل هم همین اتفاق افتاد. امروزه کمتر پیش میآید که پستچی زنگ خانه کسی را بزند و پیام تلگرافی را به او تحویل دهد اما از زمانی که چنین خبرهایی با کمک تلگراف رد و بدل میشد هنوز مدت طولانی نگذشته است. در آن زمان نه تنها تلگراف برای مردم عادی سریعترین ابزار برای اطلاع از آشنایان و یا افرادی بود که باید هرچه سریعتر به اطلاعات دسترسی پیدا میکردند، بلکه این ابزار حکم یار جدا نشدنی روزنامهنگاران را داشت. آنها ناچار بودند گزارشهای خود را در حداقل زمان با بهره گرفتن از کوتاهترین جملهها با بهره گرفتن از تلگراف برای دفاتر خود ارسال کنند تا مبادا روزنامهها از ارائه آخرین خبرها جا بمانند. شاید در نگاه اول این فرایند ساده نکته مهمیدر دل خود نداشته باشد و تنها به درد افرادی بخورد که قصد دارند در باره دوستانشان اطلاعاتی به دست آورند، مثلا اگر من و یکی از دوستانم از کاربران فعال توییتر باشیم میتوانیم بدانیم طرف مقابل چه میکند، من الان در دفتر کارم هستم، ساعت ۳ قرار مهمیدارم. بعد از ظهر در منزل مطالعه میکنم. در حال نوشتن داستانی برای وبلاگم هستم. در آزمایشگاه مشغول ادامه آزمایشهایم هستم، در رستوارن اداره ناهار میخورم و چیزهایی مثل این عبارات را میتوان بارها در توییتر دید. اما این موضوع چه اهمیتی دارد؟ و برای بقیه افراد چه جذابیتی میتواند داشته باشد که از آن به پدیدهای در دوران مدرن یاد میکنند، و امکان محدود ۱۴۰ کاراکتر چه اطلاعات مفیدی را میتواند انتقال دهد که آن را تبدیل به ابزاری متفاوت و کارآمد کند؟ رشد شبکههای اجتماعی و به ویژه توییتر باعث شده است تا کاربردهای جدیدی برای این ابزار یافت شود. با افزایش افرادی که با آنها در ارتباط هستید میتوانید تصویری واقعی از زندگی آنها به دست آورید. شاید یک وکیل، یک دانشمند و یا هر فرد دیگری چهره بیرونی بسیار متفاوتی با زندگی روزمرهاش داشته باشد اما با دنبال کردن این افراد خواهید دانست که یک وکیل دعاوی مشهور ممکن است در اوقات فراغتش صخرهنوردی قهار باشد یا دانشمندی رسمیو محترم در اوقات خاصی از روز به دنبال پروانهها بدود و. .. اما اینها بازهم تنها بخشهای مهم توییتر نیستند. در ماه مارس سال ۲۰۰۸ تخمین زده میشد بیش از ۱ میلیون نفر در توییتر عضو بوده و در هر هفته ۲۰۰ هزار کاربر فعال در آن به فعالیت میپرداختند و حدود ۳ میلیون پیام در روز رد و بدل میشد اما این عدد در پایان همان سال به طور شگفتآوری رشد کرد. به طوریکه تخمین زده شد بیش از ۱۴ میلیون ۵۹۰ هزار اعتبار در توییتر ایجاد شده که حدود ۳ میلیون نفر آنها کاربرانی فعال به شمار میروند. تخمین دیگری نشان میدهد در حالی که در فوریه سال ۲۰۰۸ توییتر کمتر از ۱ میلیون بازدید کننده (فرد) داشت این عدد در فوریه سال ۲۰۰۹ به روزانه ۸ میلیون بازدید یونیک از این وب سایت افزایش یافته است . این اشتیاق عمومیباعث شد تا افراد علاوه بر استفاده عادی که از این وب سایت - که قابلیت به روز رسانی از طریق تلفن همراه و رایانههای جیبی را نیز دارد - برای مقاصد تجاری، سیاسی و خبری به آن روی بیاورند. شاید معروفترین رویداد توییتر که توانایی آن را بیش از قبل نشان داد استفاده باراک اوباما، رییس جمهور ایالات متحده از این وب سایت برای اطلاعرسانی فعالیتهای کارزار انتخاباتی اش به گروه کثیری از مخاطبان بود. جالب آن که وی پس از انتخاب شدن هم به ارسال توییتها به صفحه اش در توییتر ادامه میدهد.یا در جایی دیگر میتوان به نقش خاص آن دراطلاع رسانی تحولات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران اشاره کرد که این فعالیت تا به آنجا رسید که در کیفر خواست دادستانی تهران علیه متهمان این حوادث از آن به عنوان یکی از مهرهها وابزارهای هدایت کننده اختشاشات و آشوبها نام برده شد. همین وسعت کاربران و ساده بودن این ابزار باعث شد تا توجه سازمانها و رسانهها نیز به این ابزار جلب شود. در پروژه سال جهانی نجوم (سال ۲۰۰۹) پروژه ۱۰۰ ساعت نجوم با اطلاع رسانی از طریق توییتر توانست با بسیاری از مردم در ارتباط مستقیم قراربگیرد و آنها را در جریان آخرین خبرها از گوشه و کنار جهان قرار دهد و از سوی دیگر روزنامهها، خبرگزاریها و مراجع خبری که قبلا از طریق خبرنامه و یا فیدهای خبری مخاطبان خود رااز آخرین اخبار مطلع میکردند با باز کردن حسابهای خاص خود آخرین خبرها را به صفحه توییتر خود میفرستادند تا دنبال کنندگانشان بتوانند در جریان لحظهای این خبرها و اطلاعات قرار گیرند. بدین ترتیب سرعت انتشار خبرها و دسترسی به آنها برای کاربران آنلاین به شکل کم نظیری افزایش یافته و تلگراف مدرن آنها را در جریان اخبار قرار میدهد اما این ارتباطی یک طرفه نیست و به نظر میرسد روزنامهنگاران هم اینک به توییتر به عنوان ابزاری ضروری برای موفقیت در کارشان توجه نشان میدهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴۲٫۴٫۳
۳-۴-۱- مفروضات مدل
پیشفرضهای زیر برای تدوین و فرموله نمودن مدل از برنامهریزی خطی عدد صحیح آمیخته (MILP) برای پویا (یعنی چند دورهای) چندسطحی چند کالایی مکانیابی تسهیلات/ توسعه یافته در زنجیره تأمین حلقه - بسته برای بهبود محصول گنجانیده شده است؛ سپس چند هدفه می گردد((MOMIP.
 مفروضات تعریف مدل به وضوح نشان داده میشود. برخی از علائم ریاضی ذکر شده در بخش بعدی نیز در این بخش ذکر شده است. مانند محصولات، ساختار زنجیره تأمین، فرآیندهای زنجیره تأمین، جایابی مجدد و توسعه (گسترش)، باز یا بسته شدن تسهیلات و همچنین جنبههای اقتصادی. ۳-۴-۲- نشانگذاری (نمادسازی)
۳-۴-۲-۱- مجموعه ایندکس
L: مجموعهای از محل سایتها نمایه فهرست شده با lL O L : مجموعهای از محل سایتهای منتخب فهرست شده با o O E O : مجموعهای از محل سایتهای موجود، فهرست شده با e E N O : مجموعهای از پتانسیل محل سایتهای جدید، فهرست شده با n N J O : مجموعهای از سایتهای کارخانههای تولید و جداسازی قطعات و مراکز بازسازی فهرست شده با j J I O : مجموعهای از سایتهای متوسط برای مراکز توزیع و جمع آوری، نمایه شده توسط i I S L : مجموعهای از مکانهای از تأمینکنندگان خارجی، نمایه شده توسط s S K L : مجموعهای از محلهای مشتریان نمایه شده توسط k K U L : مجموعهای از مکانهایی از پیمانکاران فرعی برای فرآیندهای جداسازی- بازسازی قطعات اندیس شده توسط u U C : مجموعهای از انواع مراکز برای فرایند زنجیره تأمین، ایندکس شده بهوسیله cC. F C : مجموعهای از انواع مراکز برای فرایند زنجیره تأمین روبه جلو، ایندکس شده بهوسیله f F . R C : مجموعهای از انواع مراکز برای فرایند زنجیره تأمین معکوس ایندکس شده بوسیله r R . A C : مجموعه ای از انواع مراکز در سایتهای کارخانه، ایندکس شده بهوسیله aA . B C : مجموعهای از انواع سایتهای متوسط ایندکس شده بهوسیله b B . P : مجموعهای از انواع محصولات و ایندکس شده بهوسیله p P G P : مجموعهای از محصولات نهایی ایندکس شده بهوسیله g G M P : مجموعهای از قطعات/ اجزا ایندکس شده بهوسیله m M T : مجموعهای از دورهها در افق زمانی برنامهریزی ایندکس شده بهوسیله T t اجازه دهید L را مجموعهای از تمام محل سایتها که در اصطلاح سایتهای محل قابل انتخاب و غیرقابل انتخاب طبقهبندی شدهاند. سایتهای محل قابل انتخاب مجموعه O را تشکیل می دهند که یک زیرمجموعه از L هستند. محل این سایتها شامل سایتهای موجود در محل (مجموعه E) و پتانسیل مکان جدید سایتهای (مجموعه N) است. در آغاز افق برنامهریزی، تمام سایتها در مکانهای موجود در مجموعه E عملیاتی هستند. ظرفیت پس از آن از محل این سایتها به پتانسیل مکان جدید سایتها در مجموعه N منتقل گردد. مجموعهای از مکان سایتهای مورد انتخاب L همچنین شامل سایتهای کارخانجات (مجموعه J) و همچنین سایتهای متوسط (مجموعه L) میباشد که میتوان بهصورت مکان جدید موجود یا بالقوه سایتها باشد. توجه اینکه E N = وJ I = و E N J I = و E N =J I =O دومین گروه از طبق بندی محل سایتها، به اصطلاح مکان سایتهای غیرقابل انتخاب از مجموعه L/O که شامل تأمینکنندگان خارجی (مجموعه S) و مشتریان (مجموعه K) و پیمانکاران فرعی خارجی برای فرآیندهای جداسازی/ بازسازی قطعات (مجموعه U). محل این سایتها باید در طول زمان عملیاتی باقی بمانند. مجموعه C شامل تمام انواع مراکز برای فعالیتهای زنجیره تأمین است. این بخش بعدی شامل دو گروه میگردد: انواع مراکز فرآیندهای زنجیره تأمین روبه جلو انواع مراکز فرآیندهای زنجیره تأمین معکوس انواع مرکز فرآیندهای زنجیره تأمین روبه جلو از مجموع F و یک زیرمجموعه از C است. در حالیکه، انواع مرکز برای فرآیندهای زنجیره تأمین معکوس از مجموعه R که همچنین یک زیرمجموعه از C است. در مجموعهای از تمام انواع مرکز C، انواع مرکز در سایتهای کارخانه (A) و انواع مرکز در سایتهای میانی (B) را شامل میشود. واضح است که F R = وA B=وF R=A B C=(FR)(AB) علاوه بر این P تعلق به مجموعهای از تمام انواع محصول اعم از محصولات نهایی بگذارید (مجموعهG) برای قطعات / اجزاء (مجموعه M) P =G M و G M= مجموعهای از دورههای زمانی برنامهریزی بهوسیله T={1…,T} نشان داده میشود. مجموعهای از دورههای زمانی متوالی و عدد صحیح است. دورههای برنامهریزی | T | تماماً وجود دارد که | T | = T است.
۳-۴-۲-۲- پارامترها
۳-۴-۲-۲-۱- ظرفیتهای محل
KOomax : حداکثر ظرفیت مجاز از محل سایت قابل انتخاب o O Kfo,c : ظرفیت اولیه از مرکز cC در محل سایت قابل انتخاب o O KCo,cmax : حداکثر ظرفیت مجاز از مرکز cC در محل سایت قابل انتخاب o O KCo,cmin : مینیمم ظرفیت مجاز از مرکز cC در محل سایت قابل انتخاب o O KMo,c : ظرفیت ثابت از مرکز cC درحال گسترش و / یا جابجایی مجدد در محل سایت قابل انتخاب o O
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۰/۰
۰۰۰۰/۰
رضایت از زندگی با بیگانگی همبستگی دارد
۲-۲-۱-۱۵- رضایت از زندگی در میان شهروندان زن ایرانی( کوشا ومحسنی۱۳۵۶)
بر اساس خلاصه این پژوهش ،نویسنده در مقاله ای تحت عنوان « رضایت از زندگی در میان شهروندان زن ایرانی: یک تحلیل اکتشافی» به رضایت از زندگی زنان ایرانی ـ اعم از آنان که متأهل یا غیر متأهل هستند ـ میپردازد. نمونه آماری از ۳۳۵ زن (۶۱ درصد آنها متأهل و ۳۹ درصد آنها غیرمتأهل (مجرد، مطلقه، بیوه) ) تشکیل یافته است. دادهها از طریق پرسشنامههای خود اجرا که در سالهای ۱۹۹۲ الی ۱۹۹۴ به اجرا در آمد؛ جمعآوری گردید. نتایج تحقیق که مبتنی بر جداول متقاطع و تحلیل مسیر است؛ حکایت از آن دارد که رضایت از زندگی زنان متأهل مستقیماً با رضایت از ازدواج، اشتغال و اوقات فراغت مرتبط است. ]نکته قابل ذکر[ اینکه رابطه بین رضایت و فعّالیت زنان رابطهای متقابل است. معالوصف در خصوص زنان غیرمتأهل رضایت از زندگی آنها تحت تاثیر مقطع تحصیلی و اوقات فراغت آنها است. (کوشا ومحسنی،۱۳۵۶: ۳۲۹).
۲-۲-۲- پیشینه تحقیقات خارجی
۲-۲-۲-۱- سنجش احساس میزان رضایت و امنیت (نورمن برادبورن[۲۰] و دیوید کاپلوویتز[۲۱])
نورمن برادبورن و دیوید کاپلوویتز از مرکز ملی بررسی افکار (NORC)[22] امریکا از اولین کسانی بودند که دست به سنجش احساس میزان رضایت و امنیت مردم زدند. آنها به اهمیت رضایت از زندگی در سیاستگذاری توسعه اجتماعی و برنامهریزیهای ملی دولتها اشاره کردهاند (هیوستون،۲۰۰۱ :۲۵ به نقل از قهرمان،۱۳۸۴). کانورس (۱۹۷۶)، در پژوهشی با عنوان «بهروزی در آمریکا»، به نقل از اینگلهارت (۱۹۹۰) در کتاب «تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی» و همچنین نتایج سایر پژوهشها حکایت از آن دارد که ۲۰ درصد مردم جوامع غربی خود را خوشبخت میدانند و از زندگی خود کاملاً رضایت دارند، ۵۸ درصد نسبتاً خوشبخت و ۲۰ درصد خود را چندان خوشبخت نمیدانند (اینگلهارت، ۱۳۹۰: ۲۴۸). رضایت از زندگی با توسعه اجتماعی و اقتصادی همبستگی دارد (بیکر،۱۹۹۰ نقل از نایبی، ۱۳۷۴: ۱۳). احساس خوشبختی با بیگانگی و بیاعتمادی همبستگی دارد (اینگلهارت، ۱۹۹۴: ۴۳). رضایت از زندگی با پایگاه اجتماعی اقتصادی همبستگی دارد(رابینسون،۱۹۷۶:۱۱).
۲-۲-۲-۲- گزارشی از اعتبار سازههایی از طیف رضایت از زندگی در یک مقطع زمانی (مکینتاش[۲۳]۲۰۰۱ )
محقق به ارئه مقالهای تحت عنوان «گزارشی از اعتبار سازههایی از طیف رضایت از زندگی در یک مقطع زمانی» پرداخته است. بنیان و اساس این مقاله بر نقد و نظریات (پی وت[۲۴] ودیگران،۱۹۹۸ به نقل از قهرمان،۱۳۸۴) استوار است نویسنده بر پی وت دو ایراد وارد میداند: ایراد اول بر تکنیک آماری اتخاذ شده توسط پی وت و همکارانش است زیرا که آنها برای رسیدن به یک راه حل سه عاملی از چرخش قطری از نوع varimax استفاده نموده بودند اما توصیه نویسنده مقاله این است که چرخش مایل oblique rotation در این مورد مناسبتر است (همان:۳۸). البته نویسنده مقاله در ادامه از توضیحی روشن درباره نکته فوق اجتناب میکند و به مسائل دیگر میپردازد. ایراد یا انتقاد دوم بر کار پی وت که هدف دوم مقاله مذکور است؛ بیان این نکته است که میزان همگرایی میان مقیاس مقطعی رضایت از زندگی[۲۵] Tswls و دیگر اندازههای swb، یک بعد زمانی خاص را که امتحان و توجه نشده است را وارد نمودهاند و لذا دومین هدف این تحقیق را تعیین نمودن این نکته میداند که آیا سه بعد Tswls (گذشته ـ حال و آینده) با ابعاد نظیرش در swb همبستگی دارند خیرکه نهایتاً فتوا به همبستگی آنها میدهد (همان:۳۷).
 اما توضیحی درباره چند طیف معرفی شده در این مقاله: Tswls: پی وت وهمکارانش اقدام به ابداع ویراش اصلاح شدهای از Swls نمودند و آن را Tswls نام نهادند که تفاوت آن با نسخه Swls این است که درسنجش رضایت از زندگی با طیف Tswls ابعاد زمانی در نظر گرفته می شود (همان:۳۷). SASS : طیف دیگری که در این مقاله مورد اشاره قرار گرفت طیف SASS یا self - Anchoring striving scale است که مناسب است آن را طیف تلاش در جهت معرفی خود نام بگذاریم: در طیف مذکور ابتدا از افراد درخواست میشود که شرحی از بهترین حالات ممکن که در آن تمام امیال و آرزوهای او محقق گشته را بنویسند و نیز در مقابل شرحی از بدترین حالات ممکن که در آن تمام ترسها و اضطرابها روی میدهدـ را بنویسند. سپس به پاسخگو میگویند اگر برای حالات نخست حداکثر نمره ۱۰ و برای حالات دوم حداقل نمره صفر را بخواهیم منظور نماییم. به مرتب نمودن وضع موجود خود بر روی یک سلسله مراتب (از ۰ تا ۱۰) اقدام نمائید(همان:۴۱). SWB: گر چه در جای جای این مقاله از طیف swb سخن به میان آمده؛ اما توضیح روشن و آشکاری درباره آن ارائه نشده است لیکن گفته شده که در این طیف به علت داشتن چشماندازهای زمانی در اندازهگیری اجزایش، کار از دقت بالا تری برخور دار است(همان:۳۷).نیز به نظر میرسد Tswls و SASS زیر مجموعه SWB باشند(همان:۴۷). در این تحقیق TSWLS که مشتمل بر سه خرده طیف رضایت از زندگی در گذشته، رضایت از زندگی در حال، رضایت از زندگی در آینده است هر کدام از ۵ معرف و با بهره گرفتن از طیفی که در شکل لیکرت است و از کاملاً ناراضی «۱» تا کاملاً راضی «۷» میباشند. تهیه شده است معرفهای TSWLS همگی دارای بار ارزشی مثبت بوده و لذا نمرات بالاتر هر فرد بیانگر رضایت از زندگی بیشتر در او است (همان:۴۱). البته آنچه در اینجا شایسته است مورد توجه قرار گیرد این است که مثبت بودن بار ارزشی گویهها، ممکن است سبب شود دقت پاسخگو کم گردد(همان:۳۹). زیرا اصولاً افراد تمایل به موضعگیری مثبت و همنوایی با گویه را دارند. برخی نکات که البته در این تحقیق به صورت حاشیهای مورد اشاره قرار گرفت ولی شاید دارای اهمیت باشد عبارتند از: الف: رضایت از زندگی در حوزهای خاص متأثر از رضایت از زندگی در حوزههای ویژه مانند رضایت از کار، رضایت از اوقات فراغت، و نیز سلامتی است(داینر ودیگران،۵۳:۱۹۹۹).ب: رضایت از زندگی در این تحقیقات رضایت کلی از زندگی است و در این تحقیقات بر اساس معیارهای عمدتاً ذهنی اندازهگیری شده است و آن به این دلیل است که به مردم اجازه داده شود تا بر اساس نظام ارزشی شخصی خودشان، اهمیت هر حوزهای از زندگیشان را بیان نمایند(همان:۵۳). ج: میان مثبت نگری و رضایت از زندگی در زمان فعلی فرد پیوند و رابطه وجود دارد(مارشال ودیگران،۱۹۹۲).و بر اساس آن رضایت از زندگی در زمان حال و آینده به یکدیگر مرتبط است. و بحثهای متقاعد کنندهای صورت پذیرفته که نتیجه آن این است که بین ساختار شخصیتی فرد در آینده و تجارب حال و گذشته وی رابطهای است بلکه در واقع اولی مشتق شده و برخاسته از دومی است.
۲-۲-۲-۳- رضایت از زندگی در میان دانشآموزان خارجی( دیوید لکلند[۲۶]۲۰۰۱)
محقق به ارائه تحقیقی اکتشافی تحت عنوان« رضایت از زندگی در میان دانشآموزان خارجی» پرداخته است. موضوع این تحقیق رضایت از زندگی و عوامل مؤثر بر آن است که در میان ۳۰۴ دانشآموز خارجی که مشتمل بر ۱۵۹ نفر مرد و ۱۴۵ نفر زن و در دانشگاه برگن[۲۷] از نروژ میباشند. دانشآموزان بطور متوسط ۳/۲ سال در نروژ اقامت داشتهانددر مجموع دانشآموزان رضایت از زندگی خوبی را اعلام نمودند. با این وجود دانشآموزانی که از اروپا و آمریکای شمالی بودند از همسالانشان در آفریقا و آسیا احساس رضایت بیشتری داشتند نیز به این نتیجه میرسیم که عواملی همچون تعداد دوستان ـ رضایت مالیـ احساس تبعیض ـ و اطلاعات دریافت شده اولیه از اقامتگاه خارجی بر رضایت از زندگی دانشآموزان مؤثر بوده میزان اهمیت این عوامل برای دانشآموزان از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه - با توجه به یافتههای متناقض- متفاوت است. تناقض این یافتهها ممکن است به این علت باشد که این تحقیق در یک زمینهای نروژی انجام پذیرفته است. مهارت زبانی ـ اگر چه برای زبان کشور میزبان و نیز زبان انگلیسی توجه بیشتری میشد. و نیز داشتن یک دوست از کشور میزبان (نروژ) تأثیر معنیداری بر رضایت از زندگی نداشت. (لکلند،۲۰۰۱ :۳۱۵ به نقل از قهرمان،۱۳۸۴). پاسخگویان جمعی مشتمل بر ۳۰۴ دانشآموز بینالمللی که ۱۵۹ نفر آنان مرد و ۱۴۵ نفر آنان زن و از دانشگاه برگن در نروژ بودند، در این بررسی مشارکت نمودند. میانگین سن دانشآموزان ۶/۲۹ سال و متوسط مدتی که در نروژ اقامت داشتند ۳۴/۲سال بود. مشارکت کنندگان از ۶۴ کشور متفاوت بودند که صرفاً ۳۲ نفر آنان از آلمان بودهاند. از ۱۸ کشور تنها یک دانشآموز به عنوان نماینده حضور داشتند. به خاطر ایجاز و نیز به مقاصد آماری کلیه کشورها را در ۴ ناحیه جغرافیایی طبقهبندی نمودیم که شامل کشورهای بالتیک و اسکاندیناوی و فنلاند و ایسلند (nordic and Baltic ) که تعدادشان( ۳۹ نفر ۵/۱۳%)، اروپا و آمریکای شمالی (۱۳۹ نفر۱/۴۸ %) ،آسیا (۶۰ نفر۸/۲۰ %)و آفریقا (۵۱نفر۶/۱۷ %) است . مقولات با بهره گرفتن از اصلاحاتی در کاربوچنر وفارهام[۲۸] ۱۹۸۲ صورت پذیرفته است(همان:۳۲۱).
مراحل تحقیق:
مشارکتکنندگان از یک فهرستی از دانشآموزان بینالملل در UIB در نیمسال بهار ۱۹۹۸ برگزیده شدند. یک پرسشنامه ساخت یافته ۱۲صفحهای از طریق پست برای هر کدام از دانشآموزان بینالملل فرستاده شد. پرسشنامهها از طریق دفتر دانشآموزان خارجی دانشگاه (OFS) توزیع شد.اما مستقیماً به سرپرست این پروژه تحقیقی از طریق پست برگردانده شد. این عمل سبب شد که دانشآموزان (پاسخگو) تا حدی ناشناخته بمانند. در اولین صفحه از پرسشنامه حاوی اطلاعاتی درباره اهداف این تحقیق به دانشآموزان بود تا پاسخگویان با انگیزه بیشتری پاسخ دهتد و اینکه بدانند که پاسخها مخفیانه انگاشته میشود.
مقیاسها:
وسایل اندازهگیری مورد بررسی یا برای همین تحقیق طراحی شدهاند و یا از طیفهای موجود چه به صورت مستقیم یا با ایجاد اصلاحاتی، استفاده گشته است؛ که توضیح آن خواهد آمد. بجز شاخصهای جمعیتی تقریباً در تمام شاخصهای گزارش شده از طیف ۵ قسمتی لیکرت استفاده گردیده است.
متغیرهای جمعیتشناختی:
این مشتمل بر جنس، سن، کشور وشهروندی، مدت زمان اقامت در نروژ به سال و تعداد نیمسال هایی که به عنوان دانشجو در دانشگاه بوده است.اینک متغیر های تحقیق و نحوه سنجش آن ها را ارائه می نماییم
اطلاعات دریافت شده:
یک طیف مشتمل بر شش معرف (آلفا برابر۶۸/) برای این تحقیق استفاده شده است. مشارکت کنندگان گستره خشنودی و یا ناخشنودی خود را در رابطه با اطلاعات اولیه دریافت شده از جنبههای مختلف زندگی در کشور نوروژ بیان میکردند که این جنبهها مشتمل بر اطلاعاتی مالی، دانشگاهی زندگی اجتماعی، اقامت یافتن و موضوعات عملی بود. پاسخگویان با مثالهایی از موضوعات مختلف همچون انواع اقامت، وضعیتی از دانشگاه و … جنبههای مختلف اطلاعات را تشریح مینمودند. پاسخها از بسیار ناراضی تا بسیار راضی دستهبندی شده بود.
مهارت زبانی:
این طیف میزان تخصص یا تبحر را در زبان انگلیسی و نروژی ارزیابی می کند و بهبود یافته طرحBerry، Kwak، Liebkind، Phinney، Sabatier،Sam، Virta (1994) Westin است. پاسخگویان آنچه را میفهمیدند، صحبت مینمودند، میخواندند و مینوشتند چه نروژی و چه انگلیسی، میزان آن را آشکار مینمودند. پاسخها در مقولاتی از هرگز تا بسیار زیاد بود. و میزان سازگاری درونی آن ۹۶% و۹۵% به ترتیب برای زبان نروژی و زبان انگلیسی بود.
فشار دانشگاهی:
طیف اصلاح شدهای بود که توسط (۱۹۹۴) BERRY ETAL و نیز (۱۹۹۴) SAM توسعه یافت… ]بقیه مطالب از چاپ افتاده است. در اصل منبع نیز اینگونه است[.
پول در دسترس : در این خصوص تنها یک سوال از دانشآموزان پرسیده میشد و آن اینکه خواسته میشد در مجموع وضعیت مالی خود را ارزیابی نمایند. چنانچه بسیار ناراضی باشند. (۱) و چنانچه بسیار راضی میباشد (۵) در نظر گرفته میشود.
رضایت از زندگی:
این سازه از طریق ۵ معرف که طیفی بود که توسط Emmos، Diener ،Larson و (۱۹۸۵) Riffn اصلاح شده بود. گویه های نمونه در این طیف از این قرار بود. «من از زندگیم خشنودم» یاْ« چنانچه قرار باشد به زندگیم ادامه دهم هیچ چیزی را تغییر نخواهم داد» دستهه ای پاسخ از بسیار مخالف تا بسیار موافق بود. همسازی درونی برای این طیف ۸۴% بود گویه ها(Indices) برای طیفهایی که از سه معرف و یا تعداد بیشتری معرف ساخته شده بود؛ ایجاد شده بود. این گویهها مبتنی بر میانگین نمراتی از ۷۵% تا ۸۰% بود که مربوط به نمرات شاخص اعتبار آنان بود (همان:۳۲۴-۳۲۲).
نتایج تحقیق:
تحلیلهای Post – hoc (Tukey ’ s HSD) مشخص نمود که دانش آموزان اروپایی و نیز آمریکای شمالی بیشترین رضایت از زندگی را داشتند. دانشآموزان آسیاسی و آفریقایی کمترین رضایت از زندگی را داشتند(همان:۳۲۴). به منظور فهم عواملی که Swl (مربوط به دانش آموزان بینالمللی) را تحت تأثیر قرار میدهند یک سری از رگرسیونهای چندگانه به کار گرفته شد(همان:۳۲۵). مطالعات صورت پذیرفته درباره swl حکایت از آن دارد که اغلب مردم با بیاعتنایی نمرهای را که بالاتر از نقطه میانی طیف است را برای نمرهدادن برمیگزینند ( اینگلهارت و رابیر ۱۹۸۶نقل از وین هوون[۲۹] ۱۹۹۴ :۳۳۰-۳۲۹). با این وجود ما میتوانیم به سه عامل اصلی اشاره نماییم تعداد دوستان ـ اطلاعات دریافت شده و احساس تبعیض که در swl در بین دانشآموزان کشورهای در حال توسعه حائز اهمیت است. این حائز اهمیت است که بدانیم رابطه رضایت از زندگی با وضعیت مالی برای دانش آموزان کشورهای در حال توسعه نسبت به کشورهای توسعه یافته مهمتر است (همان:۳۳۰). داشتن تعدادی دوست معمولاً کارکرد حمایت اجتماعی دارد و حمایت اجتماعی نیز در حکم یک نیروی محافظ است در برابر فشارهای روانی ( استرس )که ملازم زیستن در یک فرهنگ بیگانه است و لذا سبب افزایش رضایت از زندگی میشود(فارنهام وشییخ،۱۹۹۱ :۳۳۱). بر خلاف انتظار، داشتن دوستی از کشور میزبان میزان رضایت از زندگی فرد را افزایش نمیدهد. یافته مذکور سازگار بامطالعات تحقیقات پیشین نبوده است(کلینبرگ و هال،۱۹۷۹ :۳۳۱). میزان تکلیفی که یک دانشآموز دارد (یعنی تعداد ساعاتی که در مطالعه میگذراند)swl را پیشبینی نمیکند. با این وجود فشار روانی( استرس )در فرایند انجام تکلیف مثلاً مشکلات فهم کنفرانس اثر منفی بر رضایت از زندگی فرد دارد. همچنان که دانش آموزان ،سطوح بالاتر تحصیلی را طی میکند بر این نکته آگاه میشود و آماده میباشد که ساعات متمادی را برای مطالعه در نظر بگیرد. خالی از لطف نیست که بدایند نمرات امتحانی بالا انعکاس ساعات درس خواندن میباشند. به عبارت دیگر مثلاً مشکلات فهم کنفرانسها سبب میشود که دانشآموزان قدری نگران اتمام موفقیتآمیز برنامه درسیشان شوند(همان:۳۳۲-۳۳۱ ).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مرحله ۵: بررسی ابزار جمع آوری داده ها
مرحله ۶: آزمون و جمع آوری داده ها
مرحله ۷: داده پردازی وتجزیه وتحلیل داده ها
مرحله ۸: نتیجه گیری و بحث و ارائه پیشنهادات
۳-۳- جامعه آماری جامعه آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خواهد به تحقیق درباره آنها بپردازد (سکاران، ترجمه فارسی: ۲۹۴: ۱۳۸۸). جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان رفسنجان می باشد که تعداد آنها ۱۴۰ نفر می باشد. ۳-۴- روش نمونه گیری و حجم نمونه ۳-۴-۱- حجم نمونه بخشی از جامعه که معرف آن جامعه است نمونه نامیده می شود. هر چه نسبت حجم نمونه به کل جمعیت بیشتر باشد آن نمونه بهتر می تواند ویژگی های جمعیت مورد نظر را توصیف کند و در نتیجه اعتبار علمی بالاتری دارد (ساروخانی، ۱۳۸۳: ۶۳). برای بدست آوردن حجم نمونه در این تحقیق از جدول مورگان استفاده شد که در نهایت ۱۰۳ نفر از کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان رفسنجان به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید.
 ۳-۵- ابزار گرد آوری داده ها (اطلاعات) در این پژوهش، ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه می باشد. پرسشنامه تکنیک ساختمندی برای گردآوری داده است که در آن از همه ی پاسخگویان، مجموعه سوالات یکسانی پرسیده می شود (خاکی، ۱۳۸۴: ۹۸). برای جمع آوری اطلاعات تحقیق حاضر از روش های زیر استفاده گردیده است: مطالعات کتابخانه ای: جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات تحقیق موضوع، از منابع کتابخانه ای، مقالات، کتاب های مورد نیاز و نیز از شبکه جهانی اینترنت استفاده شده است. تحقیقات میدانی: به منظور جمع آوری داده ها و اطلاعات برای تجزیه و تحلیل از پرسشنامه استفاده شد. به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز در تحقیق حاضر از سه پرسشنامه استفاده گردیده است. (پیوست الف). پرسشنامه اول مربوط به تعهد سازمانی است که توسط ( آلن و مایر دارای) طراحی شده و شامل ۲۴ پرسش می باشد. که از این تعداد، ۸ پرسش مربوط به تعهد عاطفی، ۸ پرسش مربوط به تعهد هنجاری و ۸ پرسش مربوط به تعهد مستمر می باشد. طیف و امتیاز بندی پرسش ها به صورت کاملا موافقم نمره ۵، موافقم نمره ۴، نسبتا موافقم نمره۳، مخالفم نمره ۲وکاملا مخالفم نمره ۱ می باشد (پیوست الف). جدول۳-۱ شماره گذاری مولفه های متغیر تعهد سازمانی
مولفه ها
تعهد عاطفی
تعهد هنجاری
تعهد مستمر
شماره سوال ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عملکرد عمومی (پیگیری دوماهه)
(۱۱/۳) ۰۳/۱۰ ۱۳=n
(۸۹/۲) ۶۵/۱۵ ۱۴=n
(۱۳/۴) ۰۳/۳۰ ۱۳=n
۷۳/۹ (۳۷-۲)
۰۰۱/۰
۷۳/۰
یادداشت: M (SD) TTRNT = میانگین (انحراف استاندارد) درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی؛ M (SD)UT = میانگین (انحراف استاندارد) درمان فراتشخیصی بارلو؛ M (SD)Con = میانگین (انحراف استاندارد) گروه کنترل؛ F (df) = نمره آزمون F و درجه آزادی؛ Pvalue= سطح معناداری
نتایج تحلیل کوواریانس یکراهه (ANCOVA) نشان داد که بین گروه های پژوهش از لحاظ عملکرد عمومی پس از اتمام درمان و پیگیری دوماهه تفاوت معناداری وجود دارد. با در نظر گرفتن نمرات پیشآزمون به عنوان متغیر کوواریانس شده، نتایج پس از اتمام درمان (۷۹/۰=η۲، ۴۰=n، ۰۰۱/۰=p، ۰۳/۱۳= (۳۷ و ۲)F) و دو ماه پیگیری (۷۳/۰=η۲،۴۰=n، ۰۰۱/۰=p، ۷۳/۹= (۳۷ و ۲)F) برای گروه های پژوهش از لحاظ عملکرد عمومی معنادار است.
 برای مشخص شدن این که بین کدام دو گروه، تفاوت معناداری وجود دارد، از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. بر اساس نتایج مقایسههای دوتایی حاصل از آزمون تعقیبی (جدول ۲۸-۴)، تفاوت میانگین نمرات گروه های درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی و درمان فراتشخیصی بارلو در مقایسه با گروه کنترل در پایان درمان و پیگیری دوماهه معنادار بود (۰۵/۰p<). تفاوت میانگین نمرات گروه های درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی بارلو هم معنادار به دست آمد. اندازه اثر بر اساس d (کوهن،۱۹۹۲) بین گروه های فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی و درمان فراتشخیصی بارلو در مقایسه با گروه کنترل در سطح ۰۰۱/۰ به ترتیب برابر با ۵۵/۲ و ۰۹/۱ و بین گروه های فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی بارلو در سطح ۰۵/۰ برابر با ۹۱/۰ میباشد. جدول ۲۸-۴٫ نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه دوتایی گروه های پژوهش از لحاظ عملکرد عمومی
درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در برابر درمان فراتشخیصی بارلو
درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در برابر گروه کنترل
درمان فراتشخیصی بارلو در برابر گروه کنترل
تفاوت میانگینها
سطح معناداری
تفاوت میانگینها
سطح معناداری
تفاوت میانگینها
سطح معناداری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این پژوهش بر مبنای روش کمی، از تکنیک پیمایش[۴۳۶] برای جمع آوری اطلاعات و داده های مورد نیاز استفاده شده است. پیمایش یکی از روش های گردآوری، تنظیم و تحلیل دادههاست(دواس[۴۳۷]، ۱۳۸۵: ۱۶). روش پیمایشی اطلاعاتی را بدست می دهد که کمتر حاوی جزئیات است، اما ما می توانیم نسبتاً مطمئن باشیم که بر حوزه ای وسیع تطبیق می کند(گیدنز[۴۳۸]، ۷۲۹:۱۳۸۵). ویژگی های بارز پیمایش شامل شیوه گردآوری داده ها و روش تحلیل آنها می باشد(دواس، ۱۳۸۵: ۱۳). پیمایش، شیوه مناسب گردآوری داده ها در پژوهشهایی است که محقق دنبال توصیف و تبیین(علل) پدیده ها می باشد، به علاوه، پژوهشهایی که جامعه آماری و حجم نمونه در آن گسترده می باشد، از این روش استفاده می کنند. از آنجا که در این پژوهش هم جامعه آماری، جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله شهر شیراز هستند و هم جمعیت نمونه برابر با ۶۰۰ نفر می باشند، از تکنیک پیمایش استفاده شده است تا بتوان توصیف مناسبی از متغیرهای مورد نظر به دست آورد و هم نتایج به دست آمده را به جامعه آماری تعمیم داد.
 در پیمایش معمولاً از پرسشنامه استفاده می کنند. پرسشنامه[۴۳۹] ابزار بسیار ساختمندی برای گردآوری داده هاست که در آن از هر پاسخگویی مجموعه یکسانی از سؤالات پرسیده می شود(دواس، ۱۳۸۵: ۸۷). پرسشنامه ابزاری است برای اندازه گیری متغیرها. در پرسشنامه باید سؤالاتی مطرح شود که بطور مستقیم در رابطه با موضوع تحقیق و فرضیه های تحقیق باشد. پرسشنامه حاوی دو نوع سؤال باز و بسته می باشد. سؤالات بسته(استاندارد)، سؤالاتی هستند که فقط یکدسته پاسخهای معین به آنها می توان داد. سؤالات باز که به پاسخگویان فرصت میدهد نظرات خود را با عبارات خودشان بیان کنند(گیدنز، ۱۳۸۵: ۷۲۹). پرسشنامه پرکاربردترین ابزار برای گردآوری داده های پیمایش است. در این پژوهش با در نظر گرفتن وقت و تعداد زیاد گویه ها، از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز استفاده گردید. همچنین، برای ارزیابی روایی پرسشنامه از اعتبار صوری[۴۴۰]و نیز برای سنجش پایایی آن از آلفای کرونباخ[۴۴۱] استفاده شده است. ۴-۳- جامعه آماری جامعه آماری[۴۴۲] مجموعه ای از افراد هستند که یک یا چند صفت مشترک دارند و از آن نمونه ای نمایا یا معرف بدست می آید(ساروخانی، ۱۳۸۲: ۱۵۷). جامعه آماری در این پژوهش، جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله شهر شیراز میباشند که مطابق با سرشماری سال ۱۳۹۰ تعداد آنها ۴۷۷۲۸۷ نفر می باشد(مرکز آمار ایران، ۱۳۹۰). سازمان ملی جوانان دامنه سنی جوانان را بین ۱۵ تا ۲۹ سال در نظر گرفته است. دلیل انتخاب جوانان این مسأله میباشد که آنها بیشتر از هر گروه دیگری در معرض رفتارهای پرخطر می باشند. آمار بدست آمده از تحقیقات مختلف مؤید این نکته می باشد(علیوردی نیا و همکاران، ۱۳۹۰؛ گرمارودی و همکاران، ۱۳۸۸؛ باسکین-سامرز و سامرز، ۲۰۰۶؛ فلیشر و چالتون، ۲۰۰۱). اما دلیل انتخاب شهر شیراز به این خاطر است که منابع تشدید کننده رفتارهای بزهکارانه بطور کلی در استان فارس و مرکز آن یعنی شیراز زیاد می باشد. منابع اصلی تشدید کننده بزهکاری در سطح استان فارس شامل ویژگیهای جغرافیایی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و جمعیتی میشود. از جمله این چالشها میتوان به این موارد اشاره کرد؛ افزایش فزاینده جمعیت استان فارس و جوان بودن جمعیت استان فارس (کریمی، ۱۳۹۰؛ بیگی، ۱۳۹۰؛ طالبنژاد و جهان بانی، ۱۳۹۰؛ کوه آرا و همکاران، ۱۳۹۰)؛ ساختار قبیلهای و ایلیاتی ناهمگن استان فارس (طالبنژاد و جهان بانی، ۱۳۹۰؛ رضایی و دبیری، ۱۳۹۰ ؛ بیگی، ۱۳۹۰) و در نتیجه شکل گیری خرده فرهنگهای متنوع و متناظر با فرهنگ غالب (احمدی و همکاران، ۱۳۹۰)؛ کمبود سرمایه اجتماعی و روابط همسایگی و وجود فاصله اجتماعی بین افراد (احمدی و همکاران، ۱۳۹۰ ؛ کوه آرا و همکاران، ۱۳۹۰)؛ افزایش بیرویه پدیده مهاجرت و شکل گیری گتوهای شهری و حاشیه نشینی در این استان و به ویژه در اطراف شهر شیراز(رضایی و دبیری، ۱۳۹۰ ؛ کوه آرا و همکاران، ۱۳۹۰ ؛ کریمی، ۱۳۹۰ ؛ بیگی، ۱۳۹۰)؛ جاذبههای طبیعی و گردشگری فراوان (طالبنژاد و جهان بانی، ۱۳۹۰ ؛ بیگی، ۱۳۹۰)؛ مهمترین کانون ترانزیت مواد مخدر و قاچاق کالای کشور (رضایی و دبیری، ۱۳۹۰ ؛ طالبنژاد و جهان بانی، ۱۳۹۰ ؛ بیگی، ۱۳۹۰)؛ توسعهی ناموزون و محدود این استان (رضایی و دبیری، ۱۳۹۰)؛ ضعف شبکههای ارتباطی (رضایی و دبیری، ۱۳۹۰ ؛ خیراندیش، ۱۳۹۰)؛ کمبود فضاهای ورزشی و کتابخانهای موجود استان (طالبنژاد و جهان بانی، ۱۳۹۰)؛ ضعف بنیادهای زیستی، تراکم ناهمگون جمعیت و شکل گیری فضاهای خالی از جمعیت در این استان (رضایی و دبیری، ۱۳۹۰). در مجموع، این منابع اصلی تغدیه کننده بزهکاری و فرصتهای جرم زا باعث گردیدند که استان فارس در میان استانهای دیگر کشور، از نظر نرخ جرم و بزهکاری در رتبههای بالا قرار بگیرد. طبق بررسیهای بعمل آمده، استان فارس از نظر نرخ نزاعهای مسلحانه و دسته جمعی در کنار استانهای خوزستان، تهران، لرستان و کرمانشاه در رتبههای بالا قرار دارد(رضایی و دبیری، ۱۳۹۰). آمار قتل در استان فارس در مقایسه با سایر استانها رتبهی دوم را کسب کرده و حتی در برخی سالها رتبهی اول قتل در کشور به این استان اختصاص یافته است(بیگی، ۱۳۹۰: ۳۵۴). براساس آمار وزارت کشور در بین سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۴، استان فارس در میان استانهای کشور بعد از تهران، بیشترین میزان مصرف مواد مخدر را به خود اختصاص داده است(رضایی و دبیری، ۱۳۹۰: ۱۱). همچنین، شاخص طلاق در استان فارس در سال ۱۳۸۸ برابر با ۰۳/۸ است؛ به عبارتی در مقابل ۸ ازدواج، یک طلاق وجود دارد(مقدس و ثروت خواه، ۱۳۹۰: ۳۶۳). بنابراین، شهر شیراز یکی از کلان شهرهای ایران می باشد که با جمعیت بالای یک میلیون نفر و قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی خاصی، سیل مهاجرت از استان های جنوبی را به سوی خود روانه نموده است. بیشتر این مهاجران دارای تنوع فرهنگی و قومی بوده و همین عامل خود زمینه رفتارهای پرخطر آنان را فراهم می نماید. ۴-۴- حجم نمونه حجم نمونه[۴۴۳] مقتضی به دو عامل کلیدی بستگی دارد: درجه دقت مورد نظر برای نمونه و میزان تغییر در جمعیت بر حسب خصوصیات اصلی مورد مطالعه. در کنار اینها هزینه و وقت نیز عواملی مهم هستند(دواس، ۱۳۸۵: ۷۸-۸۰). با توجه به موارد بالا و امکان جمع آوری و تحلیل دقیق داده ها، اقدام به تعیین حجم نمونه شده است. نمونه آماری مجموعه ای از افراد هستند که از طریق روش های نمونه گیری از جامعه آماری انتخاب می شوند. نمونه[۴۴۴] باید معرف جامعه آماری باشد تا بتوان نتایج بدست آمده را به کل جامعه آماری تعمیم داد(رفیع پور، ۱۳۸۰: ۳۷۰). در این پژوهش، حجم نمونه مطابق با جدول لین[۴۴۵] در سطح اطمینان ۹۶ درصد و با پایایی ۴ درصد محاسبه شد(لین، ۱۹۷۸) که بر این اساس تعداد ۶۰۰ نفر از جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله شیراز به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ۴-۵- روش نمونه گیری بعد از اینکه حجم نمونه بدست آمد، با بهره گرفتن از یکی از روش های نمونه گیری[۴۴۶]، عمل نمونه گیری انجام می شود. در این تحقیق با توجه به ناهمگنی اقتصادی و اجتماعی شهر شیراز و در دسترس نبودن چارچوب نمونه گیری، از روش نمونه گیری چندمرحله ای[۴۴۷] استفاده می شود. در این روش، نمونه نهایی متضمن انتخاب چند نمونه مختلف است، که باید از میان مناطق نمونه ای انتخاب شود. ابتدا شهر شیراز به چند منطقه اصلی تقسیم، از درون این مناطق، مناطق کوچکتر و سرانجام کار به انتخاب نمونه ای از خانوار میرسد. سپس یکی از افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله آن خانوار مورد مصاحبه قرار می گیرد. بدین منظور، ابتدا با در نظر گرفتن تعداد مناطق شهر شیراز (۱۰ منطقه)، جمعیت هر منطقه استخراج، سپس متناسب با جمعیت هر منطقه و نسبت آن به جمعیت کل، تعداد پرسشنامه مورد نظر برای هر منطقه مشخص شد. در آخر در هر منطقه، متناسب با تعداد پرسشنامه مربوط به هر منطقه(که براساس جمعیت منطقه تعیین گردید)، تعداد بلوک های هر منطقه تعیین گردید(هر ۱۰ پرسشنامه در یک بلوک). سپس برای تعیین بلوک های مناطق برای پر کردن پرسشنامه ها، ابتدا کل بلوک های هر منطقه شماره گذاری شدند، سپس از طریق فرمول فاصله طبقاتی (که در آن N تعداد کل بلوک های هر منطقه و n تعداد بلوک های نمونه است) بلوک های منتخب تعیین شدند. اولین بلوک جهت شروع پر کردن پرسشنامه نیز از طریق تصادفی ساده مشخص گردید. در درون هر بلوک نیز، کوچه ها به صورت زوج-فرد و یکی در میان و پاسخگویان نیز با در نظر گرفتن تناسب جنسیتی(البته به شکل نسبی) جهت پر کردن پرسشنامه ها مشخص شدند. جدول ۱-۴- توزیع جمعیت در مناطق ده گانه شیراز و تعداد پرسشنامه های پر شده در هر منطقه
| منطقه |
جمعیت |
درصد |
تعداد افراد نمونه(پرسشنامه) |
تعداد حوزه های انتخاب شده |
| ۱ |
۶۹۶۷۸ |
۶/۱۴ |
۸۷ |
۹ |
| ۲ |
۵۷۱۲۲ |
۱۲ |
۷۲ |
۷ |
| ۳ |
۶۱۶۹۰ |
۹/۱۲ |
۷۸ |
۸ |
| ۴ |
۷۹۰۸۲ |
۶/۱۶ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به طوری که :
پس تحویلپذیر است و چون لذا تحویلپذیر است و این متناقض با فرض است.
بنابر این و به طور مشابه به ازای هر ، . در نتیجه یکانی موجود است به طوری که و . اکنون نشان می دهیم جایی که . فرض کنیم بنابراین طبق تعریف 1-4-6 یک نگاشت کاملاً مثبت است و یکانی نیز است . چون یک ترکیب محدب است پس در نتیجه :
 هم چنین چون پس که تحویل نا پذیر است ولی طبق ] 1[صفحه 286، . حال طبق ]20[ ملاحظه 4، به ازای هر ، در رابطه ( ها ماتریس های هستند)، ها یکتا هستند یعنی وقتی، یک تجزیه دیگر از باشد طبق یکتایی ها باید به طوری که و . ملاحظه 4-2-5: اگر يك زيرمجموعه محدب فشرده از باشد و يك نقطه فرين از آن گاه طبق قضيه 4-1-1 اگر آنگاه يا با بعضي از ها هم ارز است يا تحويلپذير است. بنابراين ابتدا در نظر ميگيريم كه يك نقطه فرين و تحويلناپذير از باشد آنگاه طبق نتيجه 4-2-4، نتيجه ميگيريم كه .
فرض كنيم كه به طوري كه ها عضو ، مثبت و معكوسپذيرند و و . چون ها مثبت هستند پس و طبق نتيجه 4-2-4 اگر آنگاه :
و يكاني است :
كه چون يك نقطه فرين است، شرايط نتيجه 4-2-4 برقرار است و چون تحويل ناپذير است پس فقط با اسكالرها جابجا ميشود در نتيجه :
(4-7) اما چون پس معكوسپذير است و . از طرفی با ضرب در طرفین رابطه ( 4-3 ) نتیجه می شود که :
اکنون از اين كه نتيجه ميشود كه :
پس . ■ البته اين مطلب از يك راه مستقيم نيز نتيجه ميشود به اين صورت كه اگر فرض كنيم كه و و مثبت و آنگاه طبق لم 3-2-2، بنابراين . با نوشتن و نتيجتاً به عنوان يك ماتريس قطري، كه براي نيز و با نوشتن به عنوان ماتريس بلوكي از اينكه نتيجه ميشود که براي . چون اگر :
يعني و كه و با قرار دادن درنتیجه می شود که :
اکنون فرض كنيم در نتيجه در نتيجه رابطة بالا به شكل زير تبديل ميشود.
بنابراين هر يك از درايههاي روي قطر اصلي ماتريس برابر و بقيه صفر هستند و اگر آنگاه چون لذا و چون پس
اگر مثلا پس بايد سطر اول را بررسي كنيم كه فقط سطر اول ماتريس بلوكي را دارد يعني بقيه درايههاي در اين سطر كه در ستونهای بعد از ستون اول قرار ميگيرند صفر هستند یعنی درايههايی که در ستونهاي تا و سطر 1 تا قرار ميگيرند صفر هستند و در ماتريس بلوكي نيز يك سري درايه در سطرهاي 1 تا و ستونهاي و قرار ميگيرند كه لزوماً صفر نيستند ولي حاصلضرب آنها با درايههاي واقع در همين سطر و ستونهاي ذكر شده، صفر ميشود.چون درايههاي واقع در اين سطر و ستونها صفر هستند. به طور مشابه براي = این مطلب برقرار است و بقيه درايههاي ماتريس بلوكي كه در سطر اول و ستونهاي غير از ستونهاي تا قرار ميگيرند صفر هستند كه حاصلضرب آنها در درايههاي واقع در همين موقعيتها صفر ميشود و به طور مشابه براي نيز برقرار است پس به طور كلي در سطر اول كه حاصلضرب و پس و همين طور براي حالتهاي ديگري كه این مطلب برقرار است. چون در موقعيت ، و صفر نيز تحويلپذير است در حالي كه تحويلناپذير است، لذا بايد باشد يعني تنها در يك حالت است كه و تناقضي با تحويلناپذيري ندارد پس در بايد فقط يك حالت را داشته باشيم كه بنابراين پس :
در واقع چون و در نتيجه و يعني حاصلضرب اسكالري 1 هستند بنابراين به راحتي با نيز جابجا ميشوند. چون تحويلناپذير است و تنها عناصري كه با جابجا ميشوند هايي هستند كه، پس طبق تحويلناپذير بودن ، باجابجا ميشوند.
در حالت كلي ممكن است هيچ نقطه ی فرين و تحويل ناپذير نداشته باشد و بايد نقاط فرين تحويلناپذير ممكن از تراكم را همچنين در نظر گرفت.
توجه داريم كه اگر يك نقطه ی فرين تحويلپذير از باشد به طوري كه ، تراكم نقطه ی فرين تحويلناپذير از به ازاي وجود اي باشد، مثلاً (يكتصويرست) آنگاه به عنوان تركيب محدب ميتواند بيان شود و چون پس يعني كه كه و .
4-3: عناصر ساختاري: تعريف 4-3-1: فرض كنيم يك مجموعهی فشرده و محدب باشد و ، را عنصر ساختاري از اندازه گوييم هر گاه يك تركيب محدباز عناصر باشد آنگاه يكانيهاي و اسكالرهاي موجود باشند به طوري كه و و . عناصر ساختاري با اندازه را با نشان ميدهيم.
گزارة 4-3-2: فرض كنيم يك مجموعه ی فشرده ی محدب باشد. آنگاه عناصر ساختاري با اندازة دقيقاً منطبق بر نقاط فرين و تحويلناپذيرند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از دیگر عوامل مهم و تأثیر گذار در ایجاد و تشدید انحرافات در امتها مسأله ظلم میباشد، که این عامل نیز مانند فقر هم می تواند درونی باشد و و هم بیرونی. به این ترتیب که گاهی خودِ شخص مثلاً از طریق گناهان به خود ظلم می کند که در قرآن نیز داریم که حضرت موسی گفت: «إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسی»[۳۲۰] و گاهی اوقات از بیرون، ظلم واقع می شود مثل ظلم حکومتها و یا افراد به همدیگر. در قرآن کریم بارها به انجام ندادن ظلم تأکید شده است: «وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً»[۳۲۱]: و هر کس از روى تجاوز و ستم چنین کند، به زودى وى را در آتشى درآوریم، و این کار بر خدا آسان است. امام علی فرمود: «الظُّلمُ فی الدُّنیا بَوارٌ، و فی الآخِرَهِ دَمارٌ»[۳۲۲]: ستمگرى، در دنیا مایه نابودى و در آخرت، مایه هلاکت است . حال با توجه به اهمیت این بحث باید گفت که ظلم، هم می تواند از طریق حکومت ها به رعیت باشد و هم می تواند از جانب خود مردم نسبت به همدیگر باشد. که در هر دو حالت، تأثیر به سزای در ایجاد و یا تشدید انحراف در بین مردم باشد. ۳-۲-۴- فتنهها فتنه از عواملی است که از بیرون به انسان آسیب میزند در واقع فرق فتنه و شبهه در این است که فتنه از بیرون به انسان آسیب میزند ولی شبهه ار درون افراد را به تباهی میکشاند. در روایتی است که: «تکون بین یدی الساعه فتن کقطع اللیل المظلم ، یصبح الرجل فیها مؤمنا ویمسی کافرا ویمسی مؤمنا ویصبح کافرا ، ویبیع أقوام دینهم بعرض من الدنیا»[۳۲۳]: بوده باشد پیش از ساعت ظهور فتنههایی که مثل پارههای شب تاریک باشند به طوری که مرد صبح مؤمن باشد و شب کافر و شب مؤمن باشد و روز کافر. گروهی دین خود را به چیز کمی از متاع دنیا بفروشند. و در روایت دیگری است که: «إن بین یدی الساعه فتنا کقطع اللیل المظلم ، فتنا کقطع الدخان ، یموت فیها قلب الرجل کما یموت بدنه …»[۳۲۴]: پیش از ساعت ظهور فتنههایی باشد مثل پارههای شب تار یا مثل پارههای دود سیاه، بمیرد قلب شخص مثل اینکه بدنش میمیرد. اما مبتلای به فتنه شدن دارای نشانههایی است که روایت زیر آن را بیان میدارد. در روایتی حذیفه فرمود: «اگر یکی از شماها بخواهد بداند که آیا فتنه به او رسیده است یا خیر، پس نگاه کند اگر چیزی را حلال می داند که سابقاً حرام میدانسته پس بداند که فتنه به او رسیده است و اگر چیزی را حرام میداند که سابقاً آن را حلال میدانسته است بداند که فتنه به او رسیده است»[۳۲۵]. مثلاً قبلاً بیحجابی را حرام میدانسته ولی اکنون آن را حلال و خالی از اشکال میداند، بداند که مبتلای فتنهها و انحرافات آخرالزمان شده است. لذا فتنه از عواملی است که از بیرون بر افراد تأثیر می گذارد و سبب ایجاد و یا تشدید انحرافات و نیز گناهان می شود. ۳-۲-۵- ضعف تربیتی در خانوادهها بسیاری از انحرافاتِ موجود در جامعه به دلیل ضعف تربیتی در خانواده است که در شناساندن معروف و منکر به اولاد خود کوتاهی می کنند و یا آنها را جابجا به فرزندانشان آموزش می دهند که در نتیجه، این می شود که فرد در اجتماع کارهای بد را خوب و خوب را بد میپندارد همانطور که از انحرافات شایع در آخرالزمان همین جابجایی معروف و منکر در جامعه و عدم شناخت آنها بود[۳۲۶] که ناظر به همین موضوع است در جای خود در انحرافات اجتماعی مورد بحث قرار دادیم. یعنی از آن روایات میتوان برداشت کرد که به دلیل ضعف مدیریت و تربیتی در خانواده هاست که سبب می شود اولاد در شناخت معروف و منکر دچار مشکل شوند و همین، زمینه ساز بسیاری از گناهان و انحرافات در هر زمانی و به خصوص آخرالزمان می شود. ۳-۲-۶- حرامخواری خوردن غذایی که از راه حرام به دست آمده باشد علت بسیار مهمی در ایجاد انحرافات در اشخاص میباشد که در اثر غفلت از این امر مهم سبب می شود که آثار زیانبار جبران ناپذیر مادی و علی الخصوص معنوی را به انسان وارد کند چنانچه در روایتی رسول خدا به امام علی فرمود: «یا علیُ! مَن اکل الحرامَ سُوِّدَ قلبُه و خُلِّفَ دینُه و ضَعُفَت نفسُه حَجَبَ اللهُ دعوتَه و قَلَّت عبادتُه»[۳۲۷]: یا علی هر کس غذای حرام بخورد دلش سیاه، دینش عوض، نفس (ناطقه)اش ضعیف می شود و دعایش مستجاب نمی شود و عبادتش کم میگردد. لذا با توجه به آثار شوم آن باید مراقب بود که مبتلای به حرام خواری نشویم تا روح ما و برکات معنوی از زندگیامان نرود و آنها، جای خود را به شیطان بدهند. ۳-۲-۷- تقلید کورکورانه این نوع تقلید پیوسته مذموم بوده است و روایات، ما را از آن نهی کرده اند چنانچه در روایتی داریم که پیامبر ص فرمود: « لا تَکُونُوا إمَّعهً ، تَقولونَ : إن أحسَنَ الناسُ أحسَنّا ، و إن ظَلَمُوا ظَلَمنا ! و لکنْ وَطِّنُوا أنفُسَکُم إن أحسَنَ الناسُ أن تُحسِنُوا ، و إن أساؤوا أن لا تَظلِمُوا»[۳۲۸]: دنباله رو و بى اراده نباشید که بگویید: اگر مردم خوبى کردند ما هم خوبى مى کنیم و اگر ظلم کردند ما هم ظلم مى کنیم. بلکه از خودتان اراده داشته باشید، اگر مردم خوبى کردند، شما خوبى کنید و اگر بدى کردند، شما ظلم نکنید. فصل چهارم: راهکارهای پیشگیری یا مقابله ۱- راههای عام ۲- راههای خاص مقدمه روش کار در این فصل به این منوال است که ما راهکارها را به دو بخش تقسیم کردهایم. بخش اول مربوط به راهکارهای مقابلهی عام، با انحرافات است که در اینجا ما راهکارهایی را که فقط امامان معصوم در روایات آخرالزمان آوردهاند را آوردهایم و در بخش دوم به ارائه راهکارهای مقابله خاص پرداختهایم. به این معنا که برای علل درونی و بیرونی در فصل گذشته راهکارهایی ارائه کردهایم.
 بخش اوّل: راههای مقابله عام در این قسمت ما راهکارهای عام را برای مقابله با انحرافات بیان میداریم. مراد از این نوع راهکار، راهکاری است که امام معصوم برای در امان ماندن از ابتلای به انحرافات، در آخرالزمان به ما ارائه داده است تا با به کارگیری از آن دستورات، راه روشنِ هدایت را بپیماییم. ۴-۱-۱- ادعیه و اذکار مخصوص ۴-۱-۱-۱- دعای غریق اولین راه برای مقابله با انحرافات و بلاهای آخرالزمان دعایی که حضرت امام صادق آن را بیان فرموده است. «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَهٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى وَ لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ یَقُولُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقُلْتُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا أَقُولُ لَکَ «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک»[۳۲۹]: عبدالله بن سنان نقل می کند که امام صادق فرمود: در این زودى براى شما شبههاى پیش خواهد آمد که نه علم خروج از آن را دارید و نه امامى هست که شبهه را براى شما حل کند، و در سرگردانى خواهید ماند افرادى که بخواهند از این گونه شبهات رهائى پیدا کنند باید دعاى غریق را بخوانند گوید: عرض کردم دعاى غریق کدام است؟ فرمود: میگوئى:«یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ» گفتم: «یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبى على دینک» فرمود: خداوند مقلب قلوب و ابصار هست و لیکن همان طور که من دستور دادم قرائت کن و بگو: «یا مقلب القلوب ثبّت قلبى على دینک». نکته قابل توجه این است که راهکار در مقابل شبهه داده شده است بدان معنا که این دعاء کاربرد بسیار خوبی برای مقابله با وسوسهها و انحرافات درونی دارد. البته نمی توان منکر تأثیر کارساز این دعاء شریف در مقابله با سایر انحرافات بود. ۴-۱-۱-۲- دعای معرفت زراره گوید: شنیدم امام صادق میفرمود: «إِنَّ لِلْغُلَامِ غَیْبَهً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ یَا زُرَارَهُ وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ وَ هُوَ الَّذِی یُشَکُّ فِی وِلَادَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ مَاتَ أَبُوهُ بِلَا خَلَفٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ إِنَّهُ وُلِدَ قَبْلَ مَوْتِ أَبِیهِ بِسَنَتَیْنِ وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ أَنْ یَمْتَحِنَ الشِّیعَهَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ یَا زُرَارَهُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ الزَّمَانَ أَیَّ شَیْءٍ أَعْمَلُ قَالَ یَا زُرَارَهُ إِذَا أَدْرَکْتَ هَذَا الزَّمَانَ فَادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی …»[۳۳۰]: براى آن جوان پیش از آنکه قیام کند، غیبتى است، عرض کردم: چرا؟ فرمود: میترسد- و با دست اشاره بشکم خود کرد- (یعنى میترسد شکمش را پاره کنند) سپس فرمود: اى زراره! اوست که چشم به راهش باشند، و اوست که در ولادتش تردید شود: برخى گویند: پدرش بدون فرزند مرد، و برخى گویند: در شکم مادر بود (که پدرش وفات یافت و سپس هم به دنیا نیامد) و برخى گویند: دو سال پیش از وفات پدرش متولد شد و اوست که در انتظارش باشند ولى خداى عز و جل دوست دارد شیعه را بیازماید» در زمان (غیبت) است اى زراره که اهل باطل شک می کنند، زراره گوید: من عرض کردم، قربانت، اگر من به آن زمان رسیدم چه کار کنم؟ فرمود: اى زراره! اگر به آن زمان رسیدى، با این دعا از خدا بخواه: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی» (یعنی: «خدایا خودت را به من بشناسان، زیرا اگر تو خودت را به من نشناسانى، من رسولت را نشناسم (براى اینکه هر کس خدا را شناخت، بر او لازم میداند، که از راه لطف بندگانش را هدایت کند و کسى که خدا را نشناخت، فرستاده او را هم نمیشناسد) خدایا تو پیغمبرت را به من بشناسان، زیرا اگر تو پیغمبرت را به من نشناسانى، من حجت تو را نشناسم (براى اینکه امام جانشین پیغمبر و دست نشانده او به دستور خداست و مقام و ارزش جانشین مربوط به مقام و ارزش جانشین گذار است از این جهت شیعه میگوید: امام باید از لحاظ علم و عمل و اخلاق و عصمت مانند پیغمبر باشد) خدایا حجت خود را به من بشناسان، زیرا اگر تو حجتت را به من نشناسانى، از طریق دینم گمراه میشوم.). ۴-۱-۱-۳- دعایی برای نجات منتظران امام باقر فرمود: هر کس به این دعا در تمام عمرش یک بار دعا کند در زمره بندگان نوشته شود و در دیوان قائم بالا رود پس چون قائم ما قیام کند ندا شود به اسم خود و پدرش پس این کتاب را به او بدهند و گفته شود این عهدنامهای است که در دنیا با ما عهد بستی و شاهد این قول خدای عز و جل است که فرمود: «إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»[۳۳۱] و بخوان این دعا را در حالی که با طهارت باشی: «اللَّهُمَّ یَا إِلَهَ الْآلِهَهِ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا آخِرَ الْآخِرِینَ یَا قَاهِرَ الْقَاهِرِینَ یَا عَلِیُّ یَا عَظِیمُ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْلَى عَلَوْتَ فَوْقَ کُلِّ عُلْوٍ هَذَا یَا سَیِّدِی عَهْدِی وَ أَنْتَ مُنْجِزٌ وَعْدِی فَصِلْ یَا مَوْلَایَ وَعْدِی وَ أَنْجِزْ وَعْدِی آمَنْتُ بِکَ وَ أَسْأَلُکَ بِحِجَابِکَ الْعَرَبِیِّ وَ بِحِجَابِکَ الْعَجَمِیِّ وَ بِحِجَابِکَ الْعِبْرَانِیِّ وَ بِحِجَابِکَ السُّرْیَانِیِّ وَ بِحِجَابِکَ الرُّومِیِّ وَ بِحِجَابِکَ الْهِنْدِیِّ وَ أَثْبَتِ مَعْرِفَتِکَ بِالْعِنَایَهِ الْأُولَى فَإِنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ لَا تُرَى وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى وَ أَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِرَسُولِکَ الْمُنْذِرِ ص وَ بِعَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ الْهَادِی وَ بِالْحَسَنِ السَّیِّدِ وَ بِالْحُسَیْنِ الشَّهِیدِ سِبْطَیْ نَبِیِّکَ وَ بِفَاطِمَهَ الْبَتُولِ وَ بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعَابِدِینَ ذِی الثَّفِنَاتِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ عَنْ عِلْمِکَ وَ بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ الَّذِی صَدَقَ بِمِیثَاقِکَ وَ بِمِیعَادِکَ وَ بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْحَصُورِ الْقَائِمِ بِعَهْدِکَ وَ بِعَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الرَّاضِی بِحُکْمِکَ وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَبْرِ الْفَاضِلِ الْمُرْتَضَى فِی الْمُؤْمِنِینَ وَ بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَمِینِ الْمُؤْتَمَنِ هَادِی الْمُسْتَرْشِدِینَ وَ بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الطَّاهِرِ الزَّکِیِّ خِزَانَهِ الْوَصِیِّینَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِالْإِمَامِ الْقَائِمِ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِیِّ إِمَامِنَا وَ ابْنِ إِمَامِنَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ یَا مَنْ جَلَّ فَعَظُمَ وَ هُوَ أَهْلُ ذَلِکَ فَعَفَا وَ رَحِمَ یَا مَنْ قَدَرَ فَلَطُفَ أَشْکُو إِلَیْکَ ضَعْفِی وَ مَا قَصُرَ عَنْهُ عَمَلِی مِنْ تَوْحِیدِکَ وَ کُنْهِ مَعْرِفَتِکَ وَ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِالتَّسْمِیَهِ الْبَیْضَاءِ وَ بِالْوَحْدَانِیَّهِ الْکُبْرَى الَّتِی قَصُرَ عَنْهَا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى وَ آمَنْتُ بِحِجَابِکَ الْأَعْظَمِ وَ بِکَلِمَاتِکَ التَّامَّهِ الْعُلْیَا الَّتِی خَلَقْتَ مِنْهَا دَارَ الْبَلَاءِ وَ أَحْلَلْتَ مَنْ أَحْبَبْتَ جَنَّهَ الْمَأْوَى آمَنْتَ بِالسَّابِقِینَ وَ الصِّدِّیقِینَ أَصْحَابِ الْیَمِینِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الَّذِینَ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً أَلَّا تُوَلِّیَنِی غَیْرَهُمْ وَ لَا تُفَرِّقَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ غَداً إِذَا قَدَّمْتُ الرِّضَا بِفَصْلِ الْقَضَاءِ آمَنْتُ بِسِرِّهِمْ وَ عَلَانِیَتِهِمْ وَ خَوَاتِیمِ أَعْمَالِهِمْ فَإِنَّکَ تَخْتِمُ عَلَیْهَا إِذَا شِئْتَ یَا مَنْ أَتْحَفَنِی بِالْإِقْرَارِ بِالْوَحْدَانِیَّهِ وَ حَبَانِی بِمَعْرِفَهِ الرُّبُوبِیَّهِ وَ خَلَّصَنِی مِنَ الشَّکِّ وَ الْعَمَى رَضِیتُ بِکَ رَبّاً وَ بِالْأَصْفِیَاءِ حُجَجاً وَ بِالْمَحْجُوبِینَ أَنْبِیَاءَ وَ بِالرُّسُلِ أَدِلَّاءَ وَ بِالْمُتَّقِینَ أُمَرَاءَ وَ سَامِعاً لَکَ مُطِیعاً»[۳۳۲]: خداوندا اى خداى همه پرستیدهشدگان اى یکتا! اى یگانه! اى بعدتر از همه پسینیان! اى غلبهکننده بر همه خشمناکان! اى بلند مرتبه! اى بزرگ! توئى بلندتر از همه چیز بلند مرتبه تو بالاتر از هر بلندى این است اى سیّد من! پیمان و اعتقاد من، و توئى برآورنده وعده مرا پس صله و جایز بده اى مولاى من پیمان مرا و برآور وعده مرا ایمان آوردهام من به تو و سؤال مىکنم ترا به حقّ نام عربى تو و به حقّ نام فارسى تو و به حقّ نام تو در لهجه یهود و به حقّ نام تو در لغت نصارى و به حقّ نام رومى تو و به حقّ نام هندى تو و ثابت گردان شناخت خود را به سبب بخشش و عطیهاى که کردهاى آن را در روز اوّل خلقت پس بدرستى که توئى آن خدا که دیده نمىشود و توئى به جایگاه دیدهبانى بلندتر از همه جایها و نزدیکى مىجویم بسوى تو به وسیله پیغمبر تو که مىترساند خلایق را از عقوبت تو رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و بوسیله على بن ابى طالب که پیشواى مؤمنان است رحمتهاى خدا باد بر او که راهنماست و بوسیله امام حسن ستوده و امام حسین شهید گردیده که دو قطعه و نواده پیغمبر تواند و بوسیله حضرت فاطمه که منقطع است از دنیا و از اهل آن و به وسیله على پسر امام حسین که زینت همه عبادتکنندگان و صاحب پینهها است مواضع سجود او و بوسیله امام محمد پسر على که جمعکننده و شکافنده است علم ترا و به وسیله امام جعفر پسر محمّد که راستگوى است که تصدیق نموده است به پیمان تو و به روز وعده جزاء تو و به وسیله امام موسى پسر امام جعفر که باز دارنده نفس خود است از خواهشها و بپا دارنده پیمان توست و به وسیله امام على پسر موسى خوشنود که راضى است به فرمان تو و به وسیله محمّد تقىّ پسر على که دانا و با فضیلت و پسندیده در میان مؤمنان است و به وسیله امام على نقىّ پسر محمّد که با کمال امانت و معتمد و راهنماى راه یافتگان است و به وسیله امام حسن عسکرى پسر على که پاک و پاکیزه و خزانه علوم وصىهاى پیغمبران است و نزدیکى مىجویم به سوى تو و به وسیله پیشوایى که بپاى دارنده است امر خدا را و عادل است که هدایت یافته شده و انتظار کشیده شده است و پیشواى ما و پسر پیشواى ما است رحمتهاى خدا باد بر ایشان همگى اى کسى که فرا گرفته است و شامل است امر او همه چیز را پس بزرگ است او و سزاوار است این بزرگى را پس در گذشته است از گناهان و رحم کرده است اى کسى که توانا است بر عقوبت پس بخشیده است شکوه مىکنم من بسوى تو از ناتوانایى خود از آنچه کوتاه است از آن امید [من کار] از رسیدن به چگونگى یگانگى تو و از رسیدن بحقیقت شناخت تو و روى مىآورم من بسوى تو به نام بردن ترا به نامهاى نورانى و به اقرار بیگانگى بزرگى تو که کوتاه است از رسیدن به آن کسى که پشت کرده باشد و اعراض نموده باشد و ایمان آوردهام به حجاب و پرده تو که بزرگتر است از آنکه به وصف آید و به نامهاى تو که تمام و کمال و بلنداند که آفریدهاى تو از آنها خانه ابتلا و امتحان را و فرود آوردهاى تو به برکت آنها کسى را که دوست دارى تو او را به بهشت که منزل و جایگاه مؤمنان است ایمان دارم من به جماعت پیشىگیرندگان و به جماعت راستگویان که یاران طرف راستاند از جماعت مؤمنانى که مخلوط و ممزوج کردهاند کردار نیکو را با عمل دیگر که بد است سؤال مىکنم ترا آنکه ولىّ نگردانى به من غیر ایشان را و جدایى قرار ندهى میان من و میان ایشان فرداى قیامت هر گاه پیش بدارم من راضى شدن به جدا ساختن حکم تو حقّ را از باطل ایمان آوردهام من به پنهان ایشان و آشکار ایشان و به عاقبت کارهاى ایشان پس بدرستى که ختم مىکنى تو بر کارهاى خوب هر گاه خواهى اى کسى که تحفه و هدیّه دادهاى به من اقرار کردن به یگانگى ترا و بخشیدهاى به من شناخت پروردگارى خود را و رها کردهاى مرا از شک و کورى نادانى راضیم من به تو از جهت پروردگارى و به برگزیدگان تو از جهت دلیلها و برهانها و پیغمبران گذشتگان پنهانشدگان از حیثیت پیغمبرى و به فرستادگان تو از جهت دلیلها و پرهیزکاران از جهت آنکه پیشوایانند در حالى که شنوایم من امر ترا و فرمان بردارم فرمان ترا.[۳۳۳] ۴-۱-۲- ترجیح فرار بر قرار مراد از این بخش این نیست که ما در هر موقیعتی که قرار گرفتیم فرار کنیم و از مسئولیتهای مُحوَّل شده به ما گریزان باشیم. بلکه مراد این است، در جایی که فضا به گونه ای است که ما قدرت بر تغییر آن را نداریم و بودن ما در آن مکان، به نوعی اتلاف نیروی حق است، بهتر است که آنجا را ترک کنیم. زیرا فضا شیطانی است و قدرتی بر تغییر آن وجود ندارد. لذا در روایتی رسولخدا در بیان راهکار برای مقابله با آسیبها و انحرافات فرمود: «… فَعِنْدَ ذَلِکَ الزَّمَانِ الْهَرَبُ خَیْرٌ مِنَ الْقِیَامِ»[۳۳۴]: پس در آن زمان فرار کردن بهتر از ایستادن است. و در روایت دیگر امام علی در بیان راهکار برای کسی که خواهان راهکار در آخرالزمان بود، فرمود: «الْهَرَبَ الْهَرَبَ فَإِنَّهُ لَا یَزَالُ عَدْلُ اللَّهِ مَبْسُوطاً عَلَى هَذِهِ الْأُمَّهِ مَا لَمْ یَمِلْ قُرَّاؤُهُمْ إِلَى أُمَرَائِهِمْ وَ مَا لَمْ یَزَلْ أَبْرَارُهُمْ یَنْهَى فُجَّارَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلُوا ثُمَّ اسْتَنْفَرُوا فَقَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ قَالَ اللَّهُ فِی عَرْشِهِ کَذَبْتُمْ لَسْتُمْ بِهَا صَادِقِینَ»[۳۳۵]: فرار، فرار که دامن عدالت خداوند بر این امّت گسترده خواهد بود مادامى که گویندگان به سوى فرمانروایانشان مایل نشوند، و مادامى که نیکوکارانشان بدکارانشان را باز میدارند که اگر چنین نکنند و آنگاه از بدکاران اظهار نفرت بکنند و به زبان «لا اله الا اللَّه» گویند خداوند در عرش خود میفرماید دروغ گفتید و شما این کلمه را از روى صدق و راستى نمیگوئید. و این یعنی در آخرالزمان به دلیل زیادی انحرافات و آسیبها و گسیل شدن آنها به سوی مؤمنین، بهتر آن است که در مقابل آنها نباشیم و خود را در برابرشان قرار ندهیم زیرا احتمال مبتلا شدن به آنها وجود دارد و از هر طریقی که ممکن است باید تغییر وضعیت داد حتی اگر به اندازه جابجا شدن از یک اتاق به اتاق دیگر باشد. و در روایت دیگری پیامبر فرمود: «سیأتی على الناس زمان لا یسلم لذی دین دینه إلا من فر من قریه إلى قریه و من شاهق إلى شاهق کالثعلب الرواغ …»[۳۳۶]: روزگاری بر مردم خواهد آمد که هیچ دینداری سالم نمی ماند مگر اینکه مانند روباه مکار از آبادی به آبادی دیگری و از قله کوهی به قله کوه دیگری فرار کند. ۴-۱-۳- تمسک به کتاب و عترت در روایت دیگری رسول خدا فرمود: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی رَاحِلٌ عَنْ قَرِیبٍ وَ مُنْطَلِقٌ إِلَى الْمَغِیبِ فَأُوَدِّعُکُمْ وَ أُوصِیکُمْ بِوَصِیَّهٍ فَاحْفَظُوهَا إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی مُنْذِرٌ وَ عَلِیٌّ هَادٍ وَ الْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»[۳۳۷]: ای گروه مردمان! من در همین نزدیکی است که از این دنیا رحلت کنم و به سمت عالم غیب بروم پس با شما وداع میکنم و شما را توصیهای میکنم که آن را حفظ و عمل کنید. به راستی که من دو چیز گرانبهاء را در میان شما به جای میگذارم. یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیتم را که اگر بدانها چنگ زنید هرگز گمراه نشوید. من ترساننده هستم و علی هدایت کننده. و عاقبت از آنِ متقین است. و سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است. و به همین دلیل است که رسولخدا فرمود: «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْأُمُور کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ»[۳۳۸]: هر گاه کارها چون شب ظلمانى برایتان مشتبه و تاریک گردید، بر شما باد به قرآن. راه و طریق اهل بیت در آخرالزمان به عیان آشکار است و هر که را خواهان آن باشد همانند خورشید میدرخشد همانطور که در روایتی امام صادق فرمود: «إِیَّاکُمْ وَ التَّنْوِیهَ أَمَا وَ اللَّهِ لَیَغِیبَنَّ إِمَامُکُمْ سِنِیناً مِنْ دَهْرِکُمْ وَ لَتُمَحَّصُنَّ حَتَّى یُقَالَ مَاتَ قُتِلَ هَلَکَ بِأَیِّ وَادٍ سَلَکَ وَ لَتَدْمَعَنَّ عَلَیْهِ عُیُونُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَتُکْفَؤُنَّ کَمَا تُکْفَأُ السُّفُنُ فِی أَمْوَاجِ الْبَحْرِ فَلَا یَنْجُو إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهُ وَ کَتَبَ فِی قَلْبِهِ الْإِیمَانَ وَ أَیَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ لَتُرْفَعَنَّ اثْنَتَا عَشْرَهَ رَایَهً مُشْتَبِهَهً لَا یُدْرَى أَیٌّ مِنْ أَیٍّ قَالَ فَبَکَیْتُ ثُمَّ قُلْتُ فَکَیْفَ نَصْنَعُ قَالَ فَنَظَرَ إِلَى شَمْسٍ دَاخِلَهٍ فِی الصُّفَّهِ فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ تَرَى هَذِهِ الشَّمْسَ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَأَمْرُنَا أَبْیَنُ مِنْ هَذِهِ الشَّمْسِ»[۳۳۹]: بپرهیزید از فاش کردن اسرار مذهب، همانا بخدا که امام شما سالهاى سال از روزگار این جهان غایب شود و هر آینه شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند: امام مرد، کشته شد، به کدام دره افتاد ولى دیده اهل ایمان بر او اشک بارد، و شما مانند کشتیهاى گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصى نیست، جز براى کسى که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و بوسیله روحى از جانب خود تقویتش نموده، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگرى تشخیص داده نشود (حق از باطل شناخته نشود). مفضل گوید: من گریستم و عرضکردم: پس ما چه کنیم؟ حضرت به شعاعى از خورشید که در ایوان تابیده بود اشاره کرد و فرمود: اى ابا عبد اللَّه: این آفتاب را میبینى؟ عرض کردم: آرى، فرمود: به خدا امر ما از این آفتاب روشنتر است (یعنى علوم و معجزات و اخلاق و کمالات امام زمان براى راهنمائى مردم، به حق از آفتاب روشنتر است). ولی با این حساب امامان معصوم ما را امر به تمسک به طریق درخشان ایشان در آن دوران تاریک و ظلمانی فرموده اند. رسول خدا فرمود: « فإذا کان ذلک الزمان فعلیکم بالهرب قیل یا رسول الله وإلى أین المهرب قال إلى الله وإلى کتابه وإلى سنه نبیه»[۳۴۰]: پس چون به آن زمان رسیدید بر شما باد به فرار کردن. عرض شد یا رسول الله کجا فرار کنند؟ فرمود: به سوی خدا و کتابش و سنت پیغمبرش. و در روایتی امام علی فرمود: «فَعَلَیْکُمْ بِالتَّمَسُّکِ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ عُرْوَتِهِ، وَ کُونُوا مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ الْزَمُوا عَهْدَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مِیثَاقَهُ عَلَیْکُمْ، فَإِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِیباً وَ سَیَعُودُ غَرِیباً، وَ کُونُوا فِی أَهْلِ مِلَّتِکُمْ کَأَصْحَابِ الْکَهْفِ، وَ إِیَّاکُمْ أَنْ تَغُشُّوا أَمْرَکُمْ إِلَى أَهْلٍ أَوْ وَلَدٍ أَوْ حَمِیمٍ أَوْ قَرِیبٍ، فَإِنَّهُ دِینُ اللَّهِ الَّذِی أَوْجَبَ لَهُ التَّقِیَّهَ لِأَوْلِیَائِهِ فَیَقْتُلُکُمْ قَوْمُکُمْ وَ إِنْ أَصَبْتُمْ مِنَ الْمَلِکِ فُرْصَهً أَلْقَیْتُمْ عَلَى قَدْرِ مَا تَرَوْنَ مِنْ قَبُولِهِ، وَ إِنَّهُ بَابُ اللَّهِ وَ حِصْنُ الْإِیمَانِ لَا یَدْخُلُهُ إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهُ، وَ نَوَّرَ لَهُ فِی قَلْبِهِ وَ أَعَانَهُ عَلَى نَفْسِهِ»[۳۴۱]: بر شما باد بچنگ زدن بریسمان خدا و دستگیرهى محکم او، شما باند خدا و رسولش باشید پیمان رسول را بر خود واجب کنید، میثاق او به عهدهى شماست زیرا که اسلام اول غریب بود به زودى بسوى غربت برگردد شما در میان مردمانتان مانند یاران کهف باشید. زینهار که امر خود را آشکار کنید بر خانوادهى خود و فرزندان و دوستان و خویشانتان زیرا که دین خدای عز و جل، تقیه را براى دوستانش واجب کرده و اگر برسد شما را از طرف پادشاه فرصتى بر آنچه قدرت دارید اظهار کنید زیرا که تقیه باب خدا و حصار ایمان است، وارد نمىشود آن حصار را مگر کسى که خدا از او عهد و پیمان گرفته و دلش را نورانى کرده و او را بر نفسش چیره نموده. و در روایت دیگری امام سجاد فرمود: «دین خدا به عقلهای ناقص و رأیهای باطل و قیاسهای فاسد درک نشود مگر به تسلیم. پس هر کس تسلیم ما شد سالم میماند و هر کس اقتداء به ما کرد هدایت یابد و هر کس به قیاس و رأی عمل کرد هلاک می شود»[۳۴۲]. در روایتی زراره از امام صادق سؤال کردند که مردم در آن زمان چه کنند –وقتی که امام زمانشان از ایشان غایب است-؟ فرمود: «یَتَمَسَّکُونَ بِالْأَمْرِ الَّذِی هُمْ عَلَیْهِ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ»[۳۴۳]: به همان امرى که بر آن بودهاند متمسّک مىشوند تا آنکه بر ایشان روشن شود. که احتمال زیاد مراد از آن امر، همان حفظ ایمان و سرمایه های معنوی و سیره وسنتهای متدینین است که در سایه ایمان به غیبت امام زمان در آن دورانِ آلوده به دست آوردهاند، میباشد. و بر این ایمان عقیده باشند تا امام زمان ظهور فرمایند. و در روایتی رسول خدا در بیان راهکار میفرماید: «آنچه پیش شما معروف است بگیرید و آنچه منکر است عمل نکنید و قبول کنید آنچه را که خاصان شما میگویند و واگذارید آن چه را که عامه مردم میگویند»[۳۴۴]. ۴-۱-۴- تقیّه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سرانه ی کارکنان بخش آموزش (KLERKTOPOP)
۱- سرمایه ی اجتماعی و سرمایه ی انسانی رابطه علیت دو طرفه ای دارند و در سطح اطمینان ۱۰% رشد اقتصادی با نفت علت تشکیل سرمایه ی انسانی می باشد. ۲- در سطح اطمینان۱۰% سرمایه ی اجتماعی و رشد اقتصادی با نفت رابطه علیت دو طرفه ای دارند و همچنین سرمایه ی اجتماعی علت رشد اقتصادی بدون نفت می باشد.
نسبت سهم ۱۰درصد ثروتمندترین افراد به سهم ۱۰درصد فقیرتین افراد از کل درآمد کشور (INCDIS)
۱- سرمایه ی انسانی علت رشد اقتصادی با نفت و سرمایه ی اجتماعی می باشد. ۲- سرمایه ی اجتماعی با رشد اقتصادی رابطه علیت دو طرفه ای دارند.
سرانه ی سینما (CINEMATOPOP)
۱- در سطح اطمینان۱۰% سرمایه ی انسانی علت تشکیل سرمایه ی اجتماعی می باشد. ۲- سرمایه ی اجتماعی و رشد اقتصادی رابطه علیت دو طرفه ای دارند.
نرخ با سوادی (LIYTRASY)
نتیجه ی خاصی گرفته نشده است.
مأخذ: یافته های تحقیق یادداشت: ۱- منظور از رشد اقتصادی، رشد اقتصادی در هر دو حالت با در نظر گرفتن نفت و بدون در نظر گرفتن نفت می باشد. با توجه به جدول ۴-۱۹ نتیجه می گیریم در مواردی که متغیرهای نسبت طلاق به ازدواج، سرانه ی پزشک، ضریب جینی، سرانه ی کارکنان بخش آموزش، توزیع درآمد و سرانه ی سینما را به عنوان شاخصی از سرمایه ی اجتماعی در نظر گرفته باشیم، سرمایه ی انسانی علت تشکیل سرمایه ی اجتماعی است و تنها در موردی که کارکنان بخش آموزش را به عنوان سرمایه ی اجتماعی در نظر گرفته باشیم، سرمایه ی اجتماعی به عنوان علت تشکیل سرمایه ی انسانی شناخته شده است بنابراین در اغلب شاخص ها می توان نتیجه گرفت که سرمایه ی انسانی علت تشکیل سرمایه ی اجتماعی است.
 در مواردی که متغیرهای ضریب جینی، توزیع درآمد و سرانه ی سینما را به عنوان شاخصی از سرمایه ی اجتماعی در نظر گرفته باشیم، سرمایه ی اجتماعی با رشد اقتصادی در هر دو حالت رابطه علیت دو طرفه ای دارند و همچنین در مورد سرانه ی کارکنان بخش آموزش در سطح اطمینان ۱۰ درصد سرمایه ی اجتماعی و رشد اقتصادی با نفت رابطه علیت دو طرفه ای دارند و در بقیه ی موارد رابطه علیت وجود ندارد. در مورد متغیر نسبت طلاق به ازدواج، سرمایه ی اجتماعی علت تشکیل رشد اقتصادی با در نظر گرفتن نفت و در مورد سرانه ی مطبوعات، رشد اقتصادی با در نظر گرفتن نفت علت تشکیل سرمایه ی اجتماعی می شناخته شده است و همچنین سرمایه ی اجتماعی علت تشکیل رشد اقتصادی بدون در نظر گرفتن نفت می باشد. علاوه بر این در مورد متغیر سرانه ی پزشک، سرمایه ی اجتماعی علت تشکیل رشد اقتصادی بدون در نظر گرفتن نفت می باشد. سرمایه ی انسانی در موارد متغیرهای سرانه ی پزشک و توزیع درآمد علت تشکیل رشد اقتصادی با در نظر گرفتن نفت و در مورد سرانه ی پزشک، ضریب جینی (در سطح اطمینان ۱۰%) و سرانه ی مطبوعات، سرمایه ی انسانی علت تشکیل رشد اقتصادی بدون در نظر گرفتن نفت است و در نهایت در سطح اطمینان ۱۰%، رشد اقتصادی با در نظر گرفتن نفت در حالت سرانه ی کارکنان بخش آموزش علت سرمایه ی انسانی نیز می باشد. در جدول ۴-۲۰ خلاصه ای از نتایج آزمون علیت تودا-یوماموتو(۱۹۹۵) بر اساس روابط علیت آورده شده است. جدول۴-۲۰: خلاصه ی نتایج آزمون علیت تودا-یوماموتو (۱۹۹۵) برحسب روابط علیت
تعداد شاخص از هشت شاخص
نتیجه ی آزمون در مواردی که متغیرهای زیر به عنوان شاخص سرمایه ی اجتماعی در نظر گرفته شده اند
رابطه علیت
۶
نسبت طلاق به ازدواج، سرانه ی پزشک، ضریب جینی، توزیع درآمد، سرانه ی کارکنان بخش آموزش و سرانه ی سینما (درسطح اطمینان ۱۰%)
HC→SC
۱
سرانه ی کارکنان بخش آموزش
SC→HC
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زمانی که انسان قدم در راه باطل بگذارد و همواره به نافرمانی با حق بپردازد، با هر قدمش، از راه مستقیم دورتر شده و ممکن است به جایی برسد که دیگر توفیق بازگشت به راه حق را پیدا نکند و زیان واقعی نیز همین است. قرآن در آیات بسیاری برای متذکر نمودن مردم، به بیان عاقبت و مجازات نافرمانی و سرکشی از دستورات الهی میپردازد:
 « اما آن کسی که طغیان کرده و زندگی دنیا را مقدم داشته مسلما دوزخ جایگاه او است.»[۸۸] « مسلما جهنم (در آن روز) کمینگاهی است بزرگ و محل بازگشتی برای طغیانگران.»[۸۹] در این آیات، خداوند به وضع حال مجرمان و افراد بیایمان در صحنه قیامت اشاره کرده و با چند جمله کوتاه و پر معنی سرنوشت آنان را بیان میکند و عوامل گرفتاری آنها را طغیان و سرکشی و نافرمانی معرفی می نماید. [۹۰] در اینجا منظور از عصیان و نافرمانی به عنوان یک علت و موجب کلی مورد نظر است. به طور مثال نافرمانی همسر این اجازه را به شوهر میدهد که او را نصیحت کرده، سپس قهر کند و سپس تنبیه مناسب کند. [۹۱]همچنین هرکس از مسلمین، کفار ذمی و کفار حربی در جامعهی اسلامی که مرتکب حربی میشوند باید با آنها برخورد مناسب جزایی صورت گیرد.[۹۲] ۴ - نقض پیمان و عهد شکنی : پیمان شکنی نیز بارها در قرآن کریم از موجبات سخت گیری و درگیری با مشرکان دانسته شده است. وفای به عهد، یکی از بدیهی ترین ارزش های اجتماعی است که مقبولیت عمومی دارد. در واقع، حسن وفای به عهد و قبح عهدشکنی از امور فطری است که برای هر انسانی قابل فهم است. به عبارتی دیگر، انسان برای درک حسن وفای به عهد و قبح عهدشکنی، به راهنمایی شرع و اقامه برهان نیاز ندارد. به همین جهت، زمانی که به تاریخ جوامع می نگریم، به وضوح مشاهده می کنیم که پای بندی به معاهدات، یکی از اصول اخلاق اجتماعی مورد توجه آن ها بوده است. در حقیقت، هیچ اجتماعی راه زندگی اجتماعی و پیشرفت به سوی مقاصد خود را، جز به وسیله پای بندی به معاهدات هموار نمی بیند. خداوند در آیات بسیاری عهدشکنان را مورد ملامت و سرزنش قرار می دهد. مثلا در آیه ۲ و ۳ سوره صف می فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردید، چرا چیزی می گویید که انجام نمی دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.» با توجه به سخنی از حضرت علی (ع) می توان فهمید که منظور از سخنان بی عمل در آیه، عهدشکنی است.[۹۳] گاهی اوقات، لحن آیات در مقام سرزنش عهدشکنان از این هم خشن تر می شود مثلا در نخستین آیه از سوره توبه که به علامت خشم و غضب الهی و سنگینی گناه عهد شکنی بدون «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز شده، مسأله نقض عهدگروهی از مشرکین به عنوان یک گناه کبیره و کاری بسیار ناپسند که موجب برائت خدا و رسول است، مطرح شده است. [۹۴] در آیه ۵۵و ۵۶ سوره انفال نیز، خداوند بدترین جنبندگان را کسانی معرفی می کند که کفر ورزیدند و پی در پی عهد خود را می شکنند. ( إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُؤْمِنُون الَّذِینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّهٍ وَ هُمْ لا یَتَّقُون). از رهگذر این آیات که با گزنده ترین تعابیر، عهدشکنان را مورد نکوهش قرار می دهد، قبح شدید عهدشکنی و ارزش و اهمیت وفای به عهد، آشکار می شود. در آیه ۵۷ سوره انفال، خداوند در رابطه با کسانی که مدام با مسلمانان عهد می بندند ولی آن را نقض می کنند، دستور برخورد شدیدتری می دهد. ( فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُون)، خداوند در این آیه به پیامبر دستور می دهد که اگر آنان را در میدان جنگ یافتی، آن چنان آن ها را درهم بکوب که جمعیت هایی که پشت سر آن ها قرار دارند عبرت گیرند و پراکنده شوند و عرض اندام نکنند[۹۵]. لحن شدید این آیات در رابطه با عهدشکنان، حاکی از اهمیت ویژه وفای به عهد و احترام به معاهدات است. بی تردید، عهدشکنی از مصادیق بارز ظلم و تجاوز به حقوق دیگران است. به همین جهت، در قرآن حکم شده که اگر یکی از طرفین معاهده بدون هیچ مجوزی معاهده را نقض کرد، آن معاهده ملغی و باطل است؛ ( فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُم)[۹۶]. به طرف مقابل نیز اجازه داده شده که به همان مقدار که به حق او تجاوز شده، به حق طرف مقابل تجاوز نماید؛ [۹۷]( فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُم)[۹۸]. ۵ - قتل انسان ها بویژه انبیاء و اولیاء حق حیات و حفظ نفوس، به طور طبیعى، بر دیگر حقوق انسان ها تقدم دارد. همه انسان ها موظفند حیات خویش را حفظ کنند و به حیات انسان هاى دیگر تجاوز نکنند. طبعاً در ارتباط با این حق انسانى، دو ارزش مثبت و منفى بسیار مهم مطرح مى شود که عبارتند از: ارزش مثبت مربوط به احیاى نفوس، و ارزش منفى مربوط به قتل نفس. آیات قرآن و قتل نفس موضوع قتل نفس در آیات بسیارى از قرآن کریم به صورت هاى گوناگون مطرح شده که مى توان آن ها را بر سه دسته عمده تقسیم کرد: [۹۹] یک دسته از این آیات، در مقام نهى از قتل نفس و بیان عظمت، آثار، عوارض، اقسام و احکام این گناه است؛ مانند: ( …وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها و غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ واَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً)http://www.ghadeer.org/qoran/akhlaq-qrn3/akhlq-q3_footnet.htm؛[۱۰۰]« و هر کس مؤمنى را عمداً بکشد، کیفرش آتش جهنم خواهد بود که در آن براى همیشه عذاب شود، خدا بر او خشم و لعن کند و عذابى هولناک برایش مهیا سازد». (وَ لاَتَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ اِلاّ بِالحَقِّ ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ)؛[۱۰۱]«هیچ کس را که خدا (خون و جان) او را محترم داشته است، نکشید مگر به حق این را خدا به شما توصیه مى کند، باشد که بیندیشید.» (وَ لا تَقْتُلُوا اْلنَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ اِلاّ بِالْحَقِ و مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِى الْقَتْلِ اِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً)؛[۱۰۲]« هرگز کسى را که خدا محترم داشته، نکشید مگر به حکم حق و کسى که به ستم کشته شود، به ولىّ او قدرت و حق قصاص بر قاتل مى دهیم تا در انتقام از قاتل اسراف نکند که او را خدا حمایت کرده است.» این آیات و آیات دیگرى مثل آن ها عمل قتل نفس را با بیان هاى مختلف منع و نکوهش کرده و کیفر آن کس را که دست به این گناه بزرگ بزند، سنگین دانسته و به احکام مختلف آن، مانند قصاص، دیه، کفاره و اقسام و احکام آن اشاره کرده است. دسته اى دیگر از آیات، به نکوهش کسانى پرداخته اند که مرتکب قتل نفس شده اند، به ویژه بنى اسرائیل که بسیارى از انبیا، مصلحان، عدالت خواهان و بندگان مخلص خدا را کشتند، در این آیات مورد حمله و نکوهش بسیار قرار گرفته اند و مى توان گفت که تقریباً همه این آیات، مربوط به بنى اسرائیل است که انبیا و همه کسانى را که در اندیشه اصلاح مردم و دعوت به خیر و عدالت بودند و بسیارى از انسان هاى بى گناه را به قتل مى رساندند. مثل آیه: (وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَالْمَسْکَنَهُ وَ باءُو بِغَضَب مِنَ اللّهِ ذلِکَ بِاَنَهُّمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِایاتِ اللَّهِ و یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ)[۱۰۳]« مهر ذلت و خوارى بر پیشانىِ ایشان زده شد و به خشم خدا گرفتار شدند. این بدان جهت بود که به آیات خدا کفر مى ورزیدند و انبیا را به ناحق مى کشتند». و آیه هاى: (اَفَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقاً تَقْتُلوُنَ)؛[۱۰۴]« آیا هرگاه فرستاده اى از سوى خدا پیامى براى شما آورد که با هواى نفس شما سازش نداشت، سرپیچى کردید، پس گروهى را تکذیب کرده و گروهى دیگر را به قتل مى رسانید.» (قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ اَنبِیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ)؛[۱۰۵]« بگو: (اى بنى اسرائیل) پس چرا پیامبران خدا را از گذشته تاریخ مى کشتید اگر مؤمن بودید؟» (اِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِایاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ و یَقْتُلوُنَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذاب اَلِیم اُوْلئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْیا وَالاخِرَهِ وَما لَهُمْ مِن ناصِرِینَ)[۱۰۶]« حقاً آنان که به آیات خدا کفر مى ورزند و پیامبران را به ناحق مى کشند و کسانى از مردم را که به عدالت امر مى کنند، مى کشند، آنان را به عذابى دردناک بشارت ده. اعمال آنان در دنیا و آخرت حبط و بى اثر مى شود و یار و یاورى ندارند». هم چنین آیه هاى ۱۸۱ تا ۱۸۳ از سوره آل عمران و آیه ۱۵۵ از سوره نساء، همگى اشاره به قتل هایى دارند که در طول تاریخ اتفاق افتاده و گروهى ستم پیشه، پیوسته به کشتن انسان هایى شایسته و عدالت خواه دستشان را مى آلودند؛ زیرا برنامه هاى اصلاحى و دین و آیین آنان را، که از سوى خدا به مردم عرضه مى کردند، منطبق با هواها و تمایلات نفسانى خود نمى یافتند و منافع خویش را در خطر مى دیدند؛ اما در همه این آیات، به ویژه به بنى اسرائیل به عنوان قاتلان و تبهکاران و ستم پیشگان اشاره شده که مقتول و قربانىِ آنان پیامبران خدا و عدالت خواهان و صالحان بودند. دسته سوم، قتل نفس هاى خاصى مانند کشتن فرزندان، که در میان عرب مرسوم بوده است، محکوم مى کند. مانند (قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُواْ اَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْم)؛[۱۰۷]« کسانى که فرزندان خود را از روى سفاهت و جهالت کشتند، حقاً زیانکارند.» (وَ لا تَقْتُلُواْ اَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ اِمْلاق نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّاکُمْ اِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً)؛[۱۰۸]« فرزندان خود را از ترس گرسنگى نکشید، ما ایشان و شما را روزى مى دهیم و محققاً کشتن آنان اشتباه بزرگى است». ۶ - کفر و شرک ورزی به آیات خدا: کفر و شرک نیز از موجبات اعمال خشونت است. البته نه به خاطر عقیده و فکر بلکه به جهت دفع گسترش فساد و ظلم و لذا تا زمانی که مشرکان دست به مزاحمت و ممانعت از حق نزدهاند، خشونت به صورت نبرد جایز نیست. شرک از جمله گناهان کبیره است و در قرآن کریم از آن به عنوان « ظلم عظیم»[۱۰۹] یاد شده است. اوّلین کسی که مرتکب این خطیئه بزرگ گردید، ابلیس بود که حاضر به پذیرش ربوییّت تشریعی خداوند نگردید و در مقابل امر او ایستادگی کرد و در نهایت به همین سبب از درگاه الهی رانده شد.[۱۱۰] شرک به خدا بدترین نوع کفر به خدا است و بدترین گناه در اسلام است که در بسیاری از آیات بدان اشاره شدهاست. (ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ)؛[۱۱۱]« آنها هر کجا یافت شوند مهر ذلت بر آنان خورده است، مگر با ارتباط به خدا (و تجدید نظر در روش ناپسند خود) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگى به این و آن) و در خشم خدا مسکن گزیدهاند، و مهر بیچارگى بر آنها زده شده، چرا که آنها به آیات خدا کفر مىورزند و پیامبران را به ناحق مىکشند اینها به خاطر آن است که گناه مىکنند و (به حقوق دگران) تجاوز مىنمایند». (سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَکُوا بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِینَ )؛[۱۱۲]« به زودى در دلهاى کافران به خاطر اینکه بدون دلیل چیزهایى را براى خدا شریک قرار دادند، رعب و ترس مىافکنیم و جایگاه آنها آتش است و چه بد جایگاهى است جایگاه ستمکاران». ۷ - ظلم و ستم: عنوان کلی ظلم و ستم نیز از موجبات خشونت شمردهشدهاست. به طور مثال بدگویی از ظالم[۱۱۳] ، محرومیت از حلالها درباره یهودیان به سبب ظلم[۱۱۴] و رخصت برای جهاد با مشرکان به خاطر روا داشتن ظلم بر مسلمین[۱۱۵] از مصادیق موجبات خشونت نسبت به ظلم و ستم است که در آیات قرآن به آن اشاره شده است. آموزه توحید و خداپرستی قرآن به هیچ وجه با استبداد و خودکامگی سازگار نیست بلکه در سراسر قرآن ناسازگاری با استبداد و خودسری مشاهده می شود. در فرهنگ متعالی قرآن ظلم کردن و ظلم پذیری مذموم می باشد و به پرهیز از هر دو فرمان داده شده است: ( لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون)؛[۱۱۶] « نه ستم می کنید و نه ستم می کشید.» اگر افراد و گروه های ظالم در جامعه، به دلیل منافع نامشروع خویش، حاضر به دست برداشتن از اقدامات فسادانگیز خود نباشند و مرتباً فساد را گسترش دهند و در حق مردم ظلم و ستم روا دارند و علاوه بر خود، مسیر جامعه انسانی را دچار اختلال کنند؛ این جا است که راه اصلاح جامعه منوط به حذف این عوامل فساد و ظلم با برخوردهای عملی و قهرآمیز می گردد. آیات قرآن کریم به صراحت از ضرورت به کارگیری این روش در اصلاح استبداد و مفاسد تأکید دارد. دستور به مقاتله با سران استبداد و کفر در همین راستا صادر شده است[۱۱۷] . سران کفر و استبداد برخلاف همه موازین و تعهدات انسانی و حقوقی به پایمال کردن مصالح عمومی جامعه پرداخته و جز به مطامع پست خویش، به چیز دیگری نمی اندیشند و قطعاً در برخورد با چنین مفسدانی، تنها روش های خشونت آمیز مؤثر است و تا این موانع فساد از سر راه برداشته نشوند، امید به اصلاح افراد و جامعه، سرابی بیش نیست. نقش پیامبران در مبارزه با استبداد و اختناق و درگیری با مظاهر طغیان، از اساسی ترین نقش ها است. قرآن کریم استبداد و طاغوت را از بزرگترین موانع در راه هدایت و سعادت انسان معرفی نموده و ازمقابله و برخورد انبیاء عظام با آن گزارش داده است. قرآن بر این نقش پیامبران تأکید فراوان دارد. امام حسین(ع) در اهمیت قیام علیه ظلم می فرماید: «ای مردم، رسول خدا(ص) فرمود: هر کس از شما مردم، سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال می شمارد و پیمان خدا را می شکند، و با سنت رسول خدا مخالفت می ورزد، و در میان بندگان خدا با گناهکاری و دشمنی رفتار می نماید و بر او اعتراض نکند و یا او را از این امور با گفتار و رفتار باز ندارد، شایسته است که خداوند او را به همان جایگاهی وارد نمایدکه ستمگر وارد است.»[۱۱۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نوآوری یعنی به اجرا گذاشتن یا تولید محصولات و خدمات جدید یا قبول روش های نو به صورت اقتصادی. نوآوری با طرح و برنامه است. جهت گیری آن در راستای ایجاد فایده و منفعت اجتماعی است. بدین ترتیب یک شرکت نسبت به احتیاجات و شرایط جدید محیطی انطباق پذیر می گردد. تقلید هم یک نوع تغییر به شمار می آید نوآوری به معنای ایجاد، قبول و اجرای ایده ها و فرآیندها و محصولات یا خدمات جدید است. بنابراین نوآوری، استعداد و توانایی تغییر یا انطباق را به وجود می آورد. نوآوری، فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصولات، خدمات و روش های جدید عملیات است. خلاقیت پیدایی و تولد یک اندیشه و فکر نو است. در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. (خی خیلیون ، ۱۳۸۱)
 اگر چه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می شود اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت باید به طور جداگانه مدنظر قرار گیرند، چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانه ای مخصوصاً در سازمان ها هستند. . خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود، دارد. در حالی که نوآوری دلالت بر آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده ، دارد. ماهیت خلاقیت یا اختراع از نوآوری را به وسیله این معادله می توان تفکیک گردد: انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآوری در معادله نوآوری فوق، “مفهوم” اشاره بر ایده ای است که با توجه به چارچوب مرجعی آن فرد، بخش یا گروه، سازمان و یا یک دانش انباشته شده جدید است. کلمه “اختراع” اشاره به هر ایده ای جدید است که به حقیقت رسیده باشد. کلمه “انتفاع” بر به دست آوردن حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد. همچنین با توجه به این که تلاشهای خلاق بایستی منجر به نتایج خلاق شود، پس نوآوری، خلاقیت عینیت یافته می باشد. (تولایی و همکاران، ۱۳۸۷) خلاقیت یعنی استفاده از اندیشه های قبلی و تولید اندیشه های جدید. در نوآوری از اندیشه های تولید شده استفاده می شود در ریشه هر نوآوری یک فکر خلاق پنهان است. آلرشت خلاقیت و نوآوری و وجه تمایز آنها را به این صورت مطرح کرده است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود آوردن ایده جدید و بدیع است؛ حال اینکه نوآوری تبدیل خلاقیت به عمل یا نتیجه است. او نوآوری را عملیات و مراحل مورد نیاز برای نتیجه گیری یک فکر بکر و واقعیت جدید می داند. از این زاویه شخص خلاقی ممکن است نوآور نباشد یعنی می تواند دارای ایده های جدید و نو باشد، ولی توانایی عرضه و یا فروش آنها را نداشته باشد. بنابراین فرد نوآور، غالباً خلاق است ولی همه افراد خلاق لزوماً نوآور نیستند (خی خیلیون ، ۱۳۸۱). خلاقیت نقطه آغاز نورآوری موفق است. بنابراین، نیاز به پرورش و توسعه دارد. نویسنده ای اعتقاد دارد خلاقیت به طور معمول به توانایی و قدرت پرورش افکار نو مربوط می شود، در حالی که نوآوری به معنای استفاده از این افکار است. نوآوری فرایند دریافت فکر خلّاق و تبدیل آن به محصول، خدمت یا شیوه ای نو برای انجام دادن کارهاست. . در واقع؛ نوآوری، بهره برداری موفقیت آمیز از ایده های نو است. (محبوبی ، توره ، ۱۳۸۷) خلاقیت بیشتر یک فعالیت ذهنی و فکری است؛ اما نوآوری بیشتر جنبه عملی دارد؛ در حقیقت محصول نهایی خلاقیت است. نوآوری در خط مشی ها، فرآیندها و فنون نیز مانند فعالیت ها و رفتارهای افراد اتفاق می افتد. نوآوری مهارتی است که با بسیاری همکاری های دیگر همراه است. وات من می گوید: اگر بخواهید نوآور باشید بایستی تا حدودی باز برخورد کنید سعی کنید اشتباهاتی مرتکب شوید! اگر افراد شکست نخورند چیزی هم یاد نمی گیرندخلاقیت و نوآوری آن چنان بهم عجین شده اند که شاید به دست دادن تعریف مستقلی از هر کدام دشوار باشد، اما برای روشن شدن ذهن می توان آنها را به گونه ای مجزا هم تعریف نمود. خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است، در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. به عبارت دیگر خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. اگرچه در عمل می توان این دو را از هم متمایز ساخت، ولی در یک تصور می توان گفت خلاقیت بستر رشد و پویش نوآوری هاست. از خلاقیت تا نوآوری غالباً راهی طولانی در پیش است. تا اندیشه ای نو به صورت محصول جدید درآید، زمانی طولانی می گذرد. گاهی ایده و اندیشه ای نو از ذهن فرد می تراود و سال های بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمات تجلی پیدا می کند تغییر سازمانی با اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود؛ اما نوآوری سازمان، اتخاذ ایده رفتاریست که برای نوع شرایط، سازمان، بازار یا محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایده را معرفی می کند نوآور است؛ سازمانی که کپی می کند یک تغییر را اتخاذ کرده است. تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد؛ اما نوآوری اتخاذ ایده هایی است که برای سازمان جدید است. بنابراین تمام نوآوری ها منعکس کننده یک تغییرند اما تمام تغییرها نوآوری نیستند. اختراع یعنی در یک زمان نا بهنگام با قدرت اندیشه و تحقیق، کشف یک چیز ناشناخته که تا آن زمان ناشناخته مانده است. اختراع یک شرط ضروری برای نوآوری است. (خی خیلیون ، ۱۳۸۱) در مورد نوآوری و تغییر نیز، تفاوت هایی وجود دارد . تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایده هایی است که برای سازمان جدید است. از این رو، تمام نوآوری ها می توانند منعکس کننده یک تغییر باشند. در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجه ای از فرایند خلاقیت و نوآوری است؛ مانند تغییر یک تناوب در سیاست و ساختار سازمانی یا طرز تلقی افراد به منظور بهبود عملکرد. خلاقیت می تواند در نوآوری به کار برده شود؛ زمانی که یک ایده ی جدید (قرض گرفته شده یا اصلی) در موقعیتی مورد استفاده قرار گیرد که قبلاً به کار برده نشده است. نوآوری ممکن است خلاقیتی باشد که توسط یک عمل مدیریت دنبال شده و اثر اقتصادی به همراه داشته باشد. افراد خلاق و نوآور ممکن است با یکدیگر تفاوت هایی داشته باشند. (تولایی، ۱۳۸۷). در این راستا، ماکس وبر و دستیارانش ارتباط میان خلاقیت، نوآوری و تغییر را به صورت شکل شماره یک ترسیم کردند: نوآوری خلاقیت تغییر سازمانی شکل شماره ( ۲-۱) : رابطه خلاقیت، نوآوری و تغییر تولایی (۱۳۸۷) بر اساس این تعاریف، خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوجویی وابسته به خلاقیت می باشد. اگر چه در عمل نمی توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوری هاست. خلاقیت پیدایش و تولید یک اندیشه و فکر نو است. در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. از خلاقیت تا نوآوری غالباً راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه ای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید درآید زمانی طولانی میگذرد و تلاش ها و کوشش های بسیار به عمل می آید. گاهی ایده و اندیشه ای نو از ذهن فرد می تراود و در سال های بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمت متجلی می گردد. خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. به طور خلاصه با در نظر گرفتن نظریات فوق می توان چنین نتیجه گرفت که خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود داشته و یا به عبارتی به معنای دلالت بر پیدا کردن چیزهای جدید است؛ هر چند که ممکن است به مرحله استفاده در نیاید. نوآوری به عنوان هر ایده جدیدی است که در برگیرنده توسعه یک محصول، خدمات یا فرایند می گردد که ممکن است نسبت به یک بخش، سازمان، یک صنعت یا ملت باشد. این نوآوری ها به تغییر و انطباق بهتر سازمان با ایده های جدید منجر می شود. (تولایی و همکاران ، ۱۳۸۷) همانطور که ملاحظه می گردد در این تعریف ها خلاقیت ، نوآوری، تغییر و انطباق در خیلی موارد معادل هم گرفته شده و برخی هم خلاقیت و نوآوری را فراتر از تغییر و انطباق می دانند. با توجه به این تعریف ها، خلاقیت ایجاد یک ایده یا مفهوم جدید از طریق بکارگیری توانایی های ذهنی و علت و سبب نوآوری است. بدون خلاقیت، نوآوری صورت نمی گیرد. نوآوری ایجاد و توسعه محصول، خدمات یا فرایند جدید است که حاصل ایده های جدید است. این نوآوری برای صنعت، بازار و محیط کلی مربوط، جدید است و به تغییر و انطباق بهتر با شرایط محیطی منجر می شود. برداشت افراد از مفاهیم خلاقیت، نوآوری و تغییر متفاوت است؛ حتی این مفاهیم در حوزه های علمی مختلف هم دارای تعابیر مختلفی هستند؛ مثلاً روانشناسان معتقدند که آفرینشگری فقط نوع خاصی از رهیابی است؛ علامت مشخصه آن ویژگی هایی مانند ابداع، پایداری و قدرت فزاینده ای در فرمول بندی و تنظیم مسأله است. ۲-۲-۱-۲-تعاریف نوآوری یکی از مشکلات اساسی در مدیریت نوآوری، عدم وجود تعریفی واحد در بین محققان، سیاست گذاران و مجریان می باشد. هر چند اکثر تعاریف با یکدیگر سازگار می باشند، اما اشاره به این نکته ضروری است که چگونگی تعریف نوآوری در نتایج تحقیقات مرتبط با آن بسیار تأثیر گذار است. به اعتقاد برخی محققان نوآوری را می توان مجموعه ای از عملیات فنی ، صنعتی و تجاری معرفی نمود. مارکوس نیز نوآوری را به عنوان معرفی یک واحد تغییر تکنولوژیکی دانسته که منظور خود را از تغییر تکنولوزیکی به نقل از شوچیتی یک محصول خدمت و یا استفاده از فرایندی جدید معرفی کرده است. نوآوری یک فرایند است که در این فرایند ابتدا فرد اجازه می دهد تصورش ( تصوری که به قول انشتین از دانش مهمتر است ) به آسمانها صعود کند ، سپس آن را به زمین می آورد و مهندسی می کند ( مهندسی ایده ) تا تبدیل به ایده گردد . سپس ایده ها را از طریق مدیریت ایده به ایده های عملی ، مفید و مناسب تبدیل می کند . (خلاقیت ) ؛ به دنبال آن ایده ها را به کالا ، خدمات و فرایند تبدیل می نماید و نهایتا با تجاری کردن محصولات ، خدمات و فرایند های جدید یا توسعه یافته در بازار ، فرایند نوآوری خاتمه می یابد . (نصیری واحد و احمدی ، ۱۳۸۸) نوآوری به معنای تسلط بر فناوری که به معنای به کارگیری دستاورد های علمی و پژوهشی بشر در تولید کالاها و ارائه خدمات است . (حلیمی، ۱۳۸۷) نوآوری تجاری کردن هر نوع اختراع، قرار دادن موضوع تولید و بازاریابی برای آن است. هر اختراعی را چه به لحاظ هزینه ها و چه به لحاظ ریسک ها نمی توان با تجاری کردن به صورت یک نوآوری در آورد نوآوری یک تغییر بدیعی است؛ چون برای اولین بار در چنین ماهیتی تغییر تحقق می یابد. نوآوری یعنی به اجرا گذاشتن یا تولید محصولات و خدمات جدید یا قبول روش های نو به صورت اقتصادی. نوآوری با طرح و برنامه است. جهت گیری آن در راستای ایجاد فایده و منفعت اجتماعی است. بدین ترتیب یک شرکت نسبت به احتیاجات و شرایط جدید محیطی انطباق پذیر می گردد. تقلید هم یک نوع تغییر به شمار می آید نوآوری به معنای ایجاد، قبول و اجرای ایده ها و فرآیندها و محصولات یا خدمات جدید است. بنابراین نوآوری، استعداد و توانایی تغییر یا انطباق را به وجود می آورد. (خی خیلیون ، ۱۳۸۱)هانس ون جنکل (۱۳۷۶) دانشگاه سال ۲۰۵۰ را دانشگاهی نوآور میداند . او میگوید :این تعریفی است که ما از دانشگاه در سال ۲۰۵۰ ارائه می دهیم: تشکیلات و چهارچوبی که خلاقیت و نوآوری را به حداکثر توان بالقوه خود می رساند؛ گر چه ممکن است این دانشگاه بسیار متفاوت از دانشگاهی باشد که ما امروزه می شناسیم. به طور کلی تعریف نوآوری یکی از موارد زیر را شامل می شود : نوآوری در خروجی ها : نوآوری در محصولات ، خدمات و امور توزیع محصولات و خدمات. نوآوری در ورودی ها : نوآوری در مواد مصرفی مورد استفاده ، نوآوری در منابع و شیوههای تامین آنها نوآوری در فرایند ها : نوآوری در فرایند های تکنولوژیک ، نوآوری در مهارت ها و رویه های انجام امور به عنوان مثال اگر نوآوری را در زمینه تولید محصولات و خدمات مورد بررسی قرار دهیم تعریف نوآوری بایستی یکی از ابعاد زیر را مورد توجه قرار دهد : کیفیت محصول : قابلیت محصول برای براورده ساختن نیازهای مشتریان . هزینه محصول : این بعد در ارتباط با هزینه تولید محصول می باشد که می تواند برای تولید کننده اش مزیت رقابتی ایجاد کند. زمان تولید محصول : مربوط به مقدار زمانی است که صرف طراحی ، توسعه و ایجاد محصول جدید می گردد. (تولایی و علیرضایی، ۱۳۸۷) ۲-۲-۱-۳- تاریخچه نوآوری نوآوری قدمتی به تاریخ زندگانی بشر دارد به نظر می رسد تمایل ذاتی به کنجکاوی در مورد روش های جدید انجام کارها و استفاده از روش های بهتر در عمل همواره در انسان وجود داشته است. بدون نوآوری جهانی که در آن زندگی می کنیم بسیار متفاوت بود. نوآوری از کلمه لاتین “Innovate“ به معنای ” ساختن یک چیز جدید” استخراج شده است. شوچیتی [۵۴] اولین کسی بود که نوآوری را در قالب مفهوم علمی مطرح کرد. در واقع وی در پی شناخت عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی کشورها بود که در این راستا به نقش و اهمیت حیاتی نوآوری در رشد کشورها پی برد. بر اساس نظریه وی، نوآوری به یکی از اشکال زیر ظاهر می شود: معرفی و تجاری کردن محصول یا خدمت جدید یا بهبود اساسی در کاربرد محصولات و خدمات موجود معرفی فرایند تولید جدید یا بهبود اساسی در فرایندهای کاری موجود گشودن درهای بازار جدید توسعه منابع جدید تأمین کننده مانند مواد اولیه، تجهیزات و دیگر ورودی ها ایجاد تغییرات اساسی در ساختارهای صنعتی و سازمانی(احمدی و همکاران ، ۱۳۸۸) در یک دوره طولانی مرکز جهانی نوآوری در انگلستان مستقر بود و در اواسط قرن نوزدهم، سطح بهره وری و درآمد انگلستان، ۵۰ درصد بالاتر از سایر کشورها قرار داشت در ابتدای قرن بیستم، مرکز نوآوری، دست کم در فناوری های روز شیمیایی و الکترویکی – به آلمان منتقل شد. اکنون مدتی طولانی است که مرکز نوآوری جهانی در ایالات متحده آمریکا مستقر است و می دانیم آن کشور در بیشتر سالهای قرن بیستم، بیشترین بهره وری و استانداردهای زندگی را در سطح جهان به خود اختصاص داده است. در دهه ۱۹۶۰ مطالعات نواوری به عنوان یک زمینه تحقیقاتی مستقل ظهور کرد. ولی خارج از رشته های موجود و دانشگاههای معتبر قرار گرفته بود. یکی از مقاطع مهم شکل گیری واحد تحقیقات سیاست علوم در دانشگاه ساسکس در سال ۱۹۶۵ بود. نام مرکز، تمایل به توسعه مطالعات نوآوری با عناوین دیگری که در آن زمان قابل قبول تر بودند نظیر (مطالعات علوم) یا (مطالعات سیاست علمی) را نشان می دهد اما همان طور که خواهیم دید یکی از بزرگترین درس های آموخته شده از تحقیقات انجام شده این بودکه علم، تنها یکی از چندین جزء نوآوری موفق است. در نتیجه این یافته ها، نه تنها تمرکز تحقیقات در این حوزه، بلکه مفاهیمی که برای توصیف آن به کار می رفت نیز تغییر کرد. در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، چندین دپارتمان و مرکز تحقیقاتی تاسیس شد که بر نقش نوآوری در توسعه اقتصادی و اجتماعی تمرکز داشتند بسیاری از این مراکز، دارای جهت گیری میان رشته ای بوده نیاز به مطالعه نوآوری از دیدگاه های مختلف را تشریح می کنند. چندین مجله و موسسه حرفه ای نیز در حوزه مطالعات نوآوری و فناوری راه اندازی شد. برای داشتن یک دیدگاه جامع نسبت به نوآوری، باید بینش حاصل از چندین رشته را با یکدیگر ترکیب کرد. برای مثال، اقتصاد کلاسیک، اصولاً با تخصیص منابع به نوآوری (در رقابت با دیگر هدف ها) و تاثیرات اقتصادی آن مواجه شده درحالیکه خود فرایند نوآوری کم و بیش به عنوان یک (جعبه سیاه) در نظر گرفته شده است. بررسی اتفاقاتی که در این جعبه می افتد، بر عهده پژوهشگران دیگر رشته ها قرار دارد. مسلماً بخش عمده ای از اتفاقات داخل این جعبه در ارتباط با موضوع یادگیری است و یادگیری در محیط سازمان یافته (نظیر گروه ها تیم ها بنگاه ها و شبکه ها) انجام می شود. عملکرد این محیط ها نیز در رشته هایی نظیر جامعه شناسی، علوم سازمانی، مدیریت و نظام های پویا بررسی می شود. امروزه، مطالعه فرایندی که نوآوری ها از طریق آن تحقق می یابد و بازیگرانی که در آن نقش دارند، تعامل مستمر بین بازیگران و سازمان های مختلف، دیدگاه سیستمی در مطالعات نوآوری، نقش نهاد ها و سازمان ها در این فرایند در سطح ملی و منطقه ای، تنوع عملکرد سیستم های نوآوری در طول زمان و در بخش ها با صنایع مختلف و نهایتاً نتایج اجتماعی و اقتصادی گسترده نوآوری موضوعات سیاسی مربوط به آن از جمله مباحثی مطرح در مطالعات نو آوری هستند. در نیمه اول قرن بیستم بسیاری از نوآوری هایی که پیشرو بودن ایالات متحده نسبت به دیگر اقتصادهای کاپیتالیستی را ممکن کرد از نوع سازمانی و شامل راه های جدید سازمان دهی تولید و توزیع بود. نوآوری سازمانی با مفهوم مورد نظر شومپیتر، در بر دارنده ترتیبات و ارتباطات بین بنگاه ها مانند سازمان دهی مجدد کل صنایع نیز هست. فرض برای این بودکه بهترین کار نگاه به نوآوری همچون پدیده ای تصادفی (یا به بیان برخی محققان مائده ای آسمانی ) است. شومپیتر در آثار اولیه خود از نخستین کسانی بود که با این الگو مخالفت کرد از این رو در آثار اولیه شومپیتر نوآوری خروجی و نتیجه نبرد مداوم بین کارافرینان منفرد که از راهکارهای جدید برای مسائل دفاع می کنند و اجتماعی است این تعبیر، ممکن است توصیف مناسبی از وقایع اروپا در اواخر قرن نوزدهم باشد اما در دهه های نخست قرن بیستم، مشخص شد که نوآوری ها به طور فزاینده ای در بردارنده کار گروهی هستند و در سازمان های بزرگتر اتفاق می افتند. شومپیتر، این موضوع را تایید و بر نیاز به مطالعه نظام مند کارآفرینی مشارکتی در بنگاه های بزرگ تأکید کرد. در طول دهه های اخیر، بر این نکته تاکید شده است که بنگاه های نوآور باید مسائل بالقوه ای را مد نظر قرار دهند که ممکن است وابستگی به مسیر ایجاد کند. برای مثال، اگر بنگاهی زودتر از سایرین یک مسیر نوآوری خاص را انتخاب کند، ممکن است از مزایای پیشتاز بودن سود ببرد، اما ریسک محدود شدن به این مسیر خاص نیز، به واسطه تأثیرات تقویتی مختلف، برای او وجود دارد اگر در پایان کار این بنگاه متوجه شودکه مسیر برتری وجود داشته که برخی بنگاه های دیگر، که صبر یا شانس بیشتری داشته اند، آن ها را یافته و از آن ها استفاده کرده اند، ممکن است اولین بنگاه با مشکل بزرگی مواجه شود زیرا تغییر مسیر بسیار پرهزینه است یا زمان انجام این کار دیگر سپری شده باشد. بنابراین، گفته می شود که در فاز اولیه پروژه نوآوری، قبل از اینکه دانش کافی در مورد گزینه های جایگزین جمع آوری شود، بهترین راه برد، اجتناب از تکیه بر یک مسیر خاص و آزاد بودن استفاده از ایده ها و راهکارهای مختلف و رقیب است. در سطح بنگاه، این موضوع مستلزم رهبری کثرت گرایانه است که امکان دانستن دیدگاه های مختلف را فراهم می کند(حلیمی ، ۱۳۸۷). ۲-۲-۱-۴- انواع نوآوری متناسب با کاربردها و سطوح مورد بررسی، نوآوری به انواع مختلف نیز تفکیک شده است. معمولاً محققان بر این باورند که مفهوم فرایند نوآوری را درک کرده اند، اما حقیقتاً بسیاری از تحقیقات انجام گرفته در حوزه های مختلف مرتبط با نوآوری، تعاریف و طبقه بندی های متفاوتی از نوآوری را ارائه داده اند. فرایند نوآوری به صورت نوآوری رادیکالی یا افزایشی، نوآوریهای تقلیدی یا کاملاً جدید، بهبودی یا انقلابی، تکنولوژیکی یا سازمانی و بسیار انواع دیگر تعریف شده است. بطور کلی دو فاکتور مهم در تعیین نوع نوآوری وجود دارد: ۱-درجه جدید بودن نوآوری . ۲-جدید بودن در محصول، خدمت و فرایند و یا غیر از این موارد بر اساس فاکتور اول یعنی جدید بودن، نوآوری ها به طبقات متفاوتی دسته بندی شده اند که مهم ترین طبقه بندی که در این جا نیز مورد نظر می باشد، به دو صورت است: نوآوری های افزایشی، نوآوری های رادیکالی ، منظور از نوآوری رادیکالی، تغییرات جدید در محصول، فرایند و یا ساختارهای سازمانی است. نوآوری افزایشی معمولاً به عنوان تغییرات اساسی در کالا یا ساختارهای موجود تعریف شده است. این مفهوم با بهبود مستمر ارتباط تنگاتنگی دارد. به عبارتی تغییرات در وضعیت موجود که منجر به کاربرد جدیدی شود را نوآوری افزایشی گویند. به گفته ای نوآوری اگر بر اساس کشش بازار ایجاد شده باشد، معمولاً از نوع افزایشی و اگر بر اثر فشار تکنولوژیکی باشد از نوع رادیکالی است. در طبقه بندی دیگری که بسیار مورد توجه می باشد، نوآوری به صورت زیر طبقه بندی شده است: ۱-نوآوری تکنولوژیکی ۲-نوآوری سازمانی تفکیک فوق بیشتر مبتنی بر ۵ گروه نوآوری که شوچیتی معرفی کرده است، می باشد بر این اساس ۲ گروه اول را جزء نوآوری تکنولوژیکی و ۳ گروه آخر را نوآوری سازمانی نام نهاده اند. به عبارتی خلق محصولات، خدمات و یا فرآیندهای جدید و یا توسعه محصولات، خدمات و فرآیندهای موجود را نوآوری تکنولوژیکی می گویند و هر نوآوری غیر از آن را نوآوری سازمانی می نامند. (احمدی و همکاران ، ۱۳۸۸) نوآوری ها را می توان بر اساس نوع نیز طبقه بندی کرد. شومپیتر بین پنج نوع مختلف نوآوری تفاوت قائل است: محصولات جدید ، روش های تولید جدید ، تأمین منابع جدید، بهره برداری از بازارهای جدید، راه های جدید سازمان دهی کسب و کار. رویکرد دیگری که مبتنی بر فعالیت های شومپیتر است طبقه بندی نوآوری ها بر اساس میزان بنیادی بودن آنها در مقایسه با فناوری های موجود است. از این دیدگاه، بهبودهای مستمر بیشتر به عنوان نوآوری های تدریجی یا حاشیه ای شناخته شده اند در مقابل نوآوری های بنیادی همچون معرفی یک نوع کاملاً جدید از ماشین آلات یا انقلاب های فناوری شامل خوشه ای از نوآوری هایی که در کنار هم ممکن است تأثیر وسیع و گسترده ای داشته باشند قرار دارند شومپیتر به طور خاص روی دو دسته آخر که معتقد بود اهمیت بیشتری دارند متمرکز شد. با این وجود، این دیدگاه همیشه مطرح بوده که تاثیر انباشتی نوآوری های تدریجی اگر بیشتر از نوآوری های بنیادی نباشد به اندازه نوآوری های بنیادی است و نادیده گرفتن این تأثیرات منجر به دید نادرست از توسعه اقتصادی و اجتماعی در بلند مدت می شود . به علاوه کسب منافع اقتصادی از نوآوری های بنیادی در بسیاری موارد، مستلزم مجموعه ای از بهبودهای تدریجی است. کلاین و روز نبرگ بیان کرده اند که بسیاری از نوآوری های مهم اقتصادی در حین انتشار یک محصول یا فرایند تحقق یافته اند. عرضه چیزی در یک محیط جدید اغلب مستلزم میزان قابل ملاحظه ای از سازگاری سازی (و در نتیجه نوآوری تدریجی ) و تغییرات (یا نوآوری های) سازمانی است که می تواند بهره وری و رقابت پذیری را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. (حلیمی، ۱۳۸۷) اما به طور کلی می توان نوآوری ها را به چهار دسته تقسیم کرد: نوآوری های توسعه ای [۵۵] : ارائه خدمات موجود به کاربران موجود با اعمال اندکی تغییر و بهبود در آنها نوآوری های گسترشی [۵۶] : ارائه خدمات موجود به کاربران جدید نوآوری های تحولی [۵۷] : ارائه خدمات جدید به کاربران موجود نوآوری های کامل [۵۸] : ارائه خدمات جدید به کاربران جدید
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سنائی را مُسلّم شد که گوید زٌهد پُر معنی نداند قیمت نظمش هر آن کو گوش کر دارد
۵-۱-۴ سوز و شوق مَلَکی بردلت آسان نشود
در این ابیات زیبای عرفانی سنائی بیان می دارد . تا چندان سوز در تو پیدا نشود که جگر تو از راه چشم به صورت اشک درآید و آن اشک به مانند طوفان شود ، تو در عالم پندار گرفتاری ، آن هم پنداری که از فرط عظمت ، هیچ دریائی گنجایش زورق آن پندار را ندارد . این قصیده ی کوتاه که در بلخ سروده شده است ، بیشتر مایه ی عرفانی خالص دارد و آموزش هایی است در حوزه ی سلوک عرفانی . سوز و شوق مَلَکی بردلت آسان نشود تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود هیچ دریا نکشد زورق پندار ترا تا دو چشمت ، ز جگرمایه ، چو طوفان نشود سنائی در این بیت عرفانی بیان می دارد . تا آن گاه که کوه و بیابان در نظرت به مانند چمن درنیاید ( یعنی همه چیز را زیبا ببینی ) به کمال هنوز وارد قلمروِ تماشای عشق نشده ای . در تماشای ره عشق نیابی تو درست تا ز نهمت چُمنت کوه و بیابان نشود در این بیت عرفانی استوار و پر جذبه عرفانی سنائی به خود خطاب می کند سنائی تا تو جانت را قربانی نکنی به جایگاه قرب الهی نمی رسی و این بیت یادآور قربانی کردن اسماعیل ،که ابراهیم برای قرب و رضای خداوند می خواست انجام دهد .
 ای سنائی نزنی چنگ تو در پرده ی قُرب تا به شمشیرِ بلا جان تو قُربان نشود سنائی در این ابیات عرفانی و دینی بیان می دارد و مرد ( مرد واقعی ، مرد مرد ) که در این عالم ، عالم عرفان قدم بر می دارد .و از ذوق و شوق عرفان و مست و غرق آن وادی شود و حتّی اگر جانش را غذای دوزخ کند برای او اهمیّتی نداشته باشد . در قضا و قدر روزگار جان خود را سپر کند و پنهان نشود . مرد باید که درین راه چو زد گامی چند بسته ای گردد چونان که پشیمان نشود سوز این حرف ، چنانش کند از شوق ، که گر غرق قُلزمُ شود آن سوز بنقصان نشود مستِ آن راه چنان گردد کز سینه ش اگر غَذِیِ دوزخ سازی که پریشان نشود چون ز میدانِ قضا تیر بلا گشت روان جان سپر سازد مردانه و پنهان نشود سنائی با خداوند به حالت مناجات گونه می گوید . ای خدایی که در بازار عرفانی جان ها در ترازوی عدل تو به نرخ بهشت می خرند و به ارزانی نمی خرید و انسان را به والایی می رسانی و جز از طریق عطای تو ، آز را توانگری و بی نیازی حاصل نمی شود . و جز از رهگذر یاد تو ، کبر را مسلمانی حاصل نمی شود . ای خدائی که به بازار عزیزانِ دَرَت نرخ جانها بجز از کّفِ تو ارزان نشود آز، بی بخش تو ، حقّا که توانگر نشود کِبر بی ، یادِ تو والله که مسلمان نشود
۶-۱-۴ ای خداوندان مال ! الاعتبار الاعتبار!
در این ابیات حکمی سنائی با تحکم و استواری می گوید : ای صاحبّان ثروت و مال عبرت بگیرید و ای کسانی که خدا را به زبان و قول می خوانید بی آنکه هنوز قلب داشته باشید از این کار ، دست کشیده و توّجه کنید و از محضر خداوند عذر خواهی کنید . اگر از دیوان سنائی چند قصیده را بعنوان نمایند های اصلی شعر او، بویژه در حوزه قصیده سرایی ، انتخاب کنیم بی گمان این قصیده یکی از آن قصاید است .زیرا هم به لحاظ استواری سبک وصورت و هم به لحاظ تنوع اندیشه و مضامین و ابیات بلندی که هر کدام می تواند حکم ضرب المثلی و حکمتی را داشته باشد ، این قصیده شاهکاری است بی مانند در طول تاریخ زبان فارسی ، با آن همه قصاید ممتاز و برجسته ای که استادان بزرگ مانند فرخی ، منوچهری ، ناصر خسرو ، خاقانی ، انوری و مسعود سعد تا ملک الشعرای بهار سروده اند ، این قصیده ، یکی از نوادر قصاید است که هم جنبه ی اجتماعی و سیاسی آن بسیار قوی و غنی است و هم به لحاظ آموزش های اخلاقی و میدان فکر ، بسیار متنوع است .دراین قصیده سنائی تازیانه ی انتقاد خویش را ، چنان بی پروا و سخت فرود می آورد که هیچ کس از آن نمی تواند جان سالم بدر برد . ظلم ستیزانه ترین قصیده ی زبان فارسی است با روحیّه ای بسیار قوی و امیدوار که بعضی ابیات آن ، محرومان همه ی قرون و اعصار تاریخ ما را در ظلمت استبداد قرون وسطائی عصر تاتار و تیمور و دوره های بعد ، همچنان زنده و امیدوار نگه داشته است . به دشواری می توان در تاریخ شعر فارسی ، اثری یافت که دلیرانه ترازین قصیده رویاروی مظالم حکام عصر ایستادگی کرده باشد . در مجموع این قصیده مروری است بر کل اندیشه های اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی ، عرفانی و اخلاقی سنائی و می توان آن را جوهر هنر سنائی دانست . ای خداوندان مال ! الاعتبار الاعتبار! ای خدا خوانان قال ! الاعتذار الاعتذار ! پیش از آن کاین جان عذرآور فرو میرد ز نطق ، پیش از آن کاین چشم عبرت بین فرو ماند ز کار ، سنائی در این بیت اجتماعی ، تأکید دارد پیش از آنکه از نطق بازمانید و پیش از آنکه بصر و بصیرت خویش را از دست دهید پند بگیرید ای کسانی که قلبتان سیاه شده است و موی سپید بر بنا گوش تان رسته است . و پیر شده اید و فرصتی دیگر برایتان باقی نمانده است . عبرت بگیرید . پند گیرید ای سیاهیتان گرفته جای پند ! عذر آرید ای سپیدیتان دمیده بر عذار ، ای ضعیفان ! از سپیدی مویتان زان شد چو شیر وی ظریفان ! از سیاهی ، روزتان زان شد چو قار در این ابیات پهنای اخلاقی و حکمی سنائی بیان می دارد در روز رستاخیز که پرده حجاب را از روی چشم و دلت کنار رفت و حقیقت واقعی را دیدی و پنبه ها از گوشت بیرون کشیده شد . تازه خواهی فهمید که آن سرای که در آن شادمانه با غرور می زیستی . پوچ و فریبنده بود . و آن سرای گریز را که در آن پایسته و برقرار نشسته بودی عاریتی و زودگذر بود . پرده تان از پیش دل برداشت صبح رستخیز پنبه تان از گوش بیرون کرد گشت روزگار تا کی از دارالغروری ساختن دارالسرور؟ تا کی از دارالفراری ساختن دارالقرار؟ تا کی می خواهی در این خانه فریب ، چشمتان نگران و منتظر بخشش دیگران باشد و دستتان به انتظار دریافت چیزی مانند پنجه ی چنار بازمانده است . در فریب آباد گیتی چند باید داشت حرص چشمتان چون چشم نرگس دست چون دستِ چنار در اصطلاح فلاسفه و متکلمین در طول تاریخ تمدن اسلامی معانی و مفاهیم بسیار یافته به حدی که استقضای تمام معانی و کاربردهای آن می تواند موضوع یک کتاب مستقل قرار گیرد، و شاید جامع ترین وصف آن همان باشد که مرحوم حکیم سبزواری گفته است : « النفس فی وحد ته کل القوی » ( شرح منظومه ۳۰۹ ) در این شعر سنائی و در غالب کاربردهای عرفا منظور عاملی است که کشش های انسان به طرف لذّات و خوشی های جسمانی نتیجه ی آن است . تقریباً نزدیک به مفهوم قرآنیِ نفس امارهء سبوء ( قرآن ۵۳/۱۲ ) این عامل را صوفیه نفس می خوانند و معتقدند که سرکوب آن ، آغاز همه فتوحاتِ روحانی و فیوضات الاهی است. عقل در اشعار بیشتر جنبه ادراکی آن مورد نظر است و به همین دلیل بعضی از حکما نفس و ذهن را یکی دانسته اند با این تفاوت که به اعتبار جنبه ی ادراکی ، عقل نامیده می شود و به اعتبار تصّرفاتی که انجام می دهند نفس خوانده می شود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در جامعه بدلیل نداشتن چارچوب و قالبهای مشخص، اداره اختلافات امری مشکل و حتی غیرممکن است و میتواند به بروز انفجار سیاسی و نابودی یک گروه بدست گروه دیگر صورت گیرد، گروههای سیاسی به دلیل ضعف روحیه دگرپذیری قادر به دست یابی به توافق کامل با یکدیگر نبوده و سازش و هم زیستی میان آنها بسیار مشکل است. نگاهی به تاریخ سیاسی ایران، گویای این واقعیت است که هرگاه کشور از شر استبداد رهایی مییافت و فضای باز سیاسی ایجاد و یا دولت مرکزی رو به ضعف میگرایید، اغتشاش حاکم میشد و هر کس هر کاری میخواست انجام میداد. گروههای سیاسی، اقوام و ایلات سر به شورش بر میآورند و خودمختاری بر مناطق حاکم میشد، گویی آزادی با اغتشاش ملازمت دارد. این روند تا پیش از انقلاب اسلامی خیلی شایع بود تا جایی که برخی از صاحبنظران را بر آن داشت تا با طرح تئوریهایی به توجیه چرخه استبداد در ایران بپردازد، امروزه نیز این روحیه دگرناپذیری و ضعف تحمل سیاسی همچنان در عرصه رقابتهای سیاسی به سادگی مشهود است[۲۷]. ۲ـ تکثرگرایی مانع اقتدار نظام میشود دومین عاملی که منتقدان رقابتهای سیاسی به آن تمسک میجویند تضعیف اقتدار نظام است. آنان به پیروی از افلاطون که تکثرگرایی را مانع اقتدار نظام سیاسی میدانست، معتقدند منافع عمومی، زمانی حاصل میشود که یک شاه فیلسوف با افرادی تحصیل کرده، مستقل و مشاورانی روشنفکر همراهی شود. این افراد، قادر خواهند بود با مدنظر قرار دادن مصالح و منافع عمومی و بیتوجهی به آرزوهای قشری مسلکان و بدون موافقت با فشارهای خودخواهانه و فرقهای به تصمیمگیری آگاهانه و عاقلانه بپردازند از این رو رقابتهای سیاسی با توجه به این که با اعمال نفوذ و فشارهایی از جانب گروههای سیاسی اجتماعی همراه است، مانع از اقتدارگرایی سیاسی که لازمه حضور نظام در عرصههای مختلف بینالمللی و حفظ حیات سیاسی نظام است میگردد. ۳ـ ناپایبندی حزبها و گروهها به رعایت قوانین و مقررات و قاعده بازی سیاسی هرجامعهای، برای اینکه بتواند به وضعیت خود سامان داده و برای تحقق هدفها و آرمانهای خود حرکت کند، باید چارچوب ضوابط و مقرراتی را بنای حرکت خود قرار دهد، در این میان گروه های سیاسی- اجتماعی، تشکلها و حزبها در صورتی که قانون را به رسمیت شناخته و آنرا حاکم بر اقدامها، برنامهها و رفتار خود بدانند تا حدود زیادی مانع از حرکت واگرایانه خواهند شد.
 یکی از عوامل اصلی تنشهای سیاسی در فرایند رقابتها، ناپایبندی نخبگان و بانیان حزبها به قانون است. هرچند الگوی تکثر از قابلیتهای سیاسی بالایی برای رسیدن به توسعه بهرهمند است. اما تنوع گروههای قومی و سیاسی و گسترش حوزه رقابت میان آنها یک خطر جدی برای وفاق ملی کشور به حساب میآید بویژه زمانی که رقابتها از چارچوب اصول وضع شده فراتر رفته و اصل حکومت دینی را به مبارزه فرا خواند. بنابراین، نپذیرفتن یا رعایت نکردن قاعدههای بازی سیاسی در رقابت میان حزبها و گروهها، عامل مهم دیگری در وقوع بحران خواهد بود؛ قاعدههایی که بر مبنای قانون و مقررات کشور شکل میگیرند. ۴ـ نبود نهادهای مدنی بدون تردید برای اینکه در جامعهای رقابتهای سیاسی بتواند به شکل سالم و صحیح جریان یابند وجود نهادهای واسط و مدنی امری ضروری و اجتنابناپذیر است. در جامعههایی که نهادهای واسط و میانجی (حزبها، تشکلها و نهادهای مدنی) وجود ندارد و به اصطلاح، جامعه اتمیزه و تودهوار است و ساز و کارهای لازم برای رقابت در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی مسدود است. طبیعتاً رقابتها بشکل فردی بروز و ظهور خواهد کرد، در این حالت بستر و زمینه برای بروز هرج و مرج و طرح خواستههای فردی بشدت وجود دارد. مطابق نظریه اتمیزاسیون اجتماعی در جامعههای تودهوار، افراد عمدتاً به عناصر «تنها» تبدیل میشوند و زمانی که یک کاتالیزور یا رهبر سیاسی پا به عرصه میدان رقابت میگذارد، افراد توده وار و اتمیزه شده و افرادی که به عنصری تنها تبدیل شدهاند، متأثر از شعارهای جذاب نخبگان با یکدیگر پیوند خورده و همچون سیلی خروشان در مقابل وضع موجود قد علم خواهند کرد. این نیروی متراکم میتواند در سایه یک گروه مرجع یا رهبر از قوه به فعل تبدیل شده و نظم اجتماعی و وفاق ملی را در هم شکسته، حتی نظام سیاسی را دچار چالش نماید. نهادهای مدنی به مثابه حائل و واسط بین دولت و مردم از یک سو باعث وفاق و اجماع در جامعه شده و مانع استبداد دولت بر تودهها میشوند و از سوی دیگر استبداد تودهها بر دولت را از طریق نهادینه و کاتالیزه کردن خواستههای نامعقول آنان، متناسب با ظرفیت نظام سیاسی، مانع میشوند. بنابراین برای حفظ نظم اجتماعی و ثبات و تداوم نظام سیاسی ضروری است علاقهها و سلیقههای مختلف مردم و خواستههای آنها را در قالب نهادهای مدنی و تشکلهای سیاسی و اجتماعی سامان داده شتاب بخشند، در غیر اینصورت، نبود رابطه منطقی و تعریف شده میان دولت و مردم موجب زیر سؤال رفتن مشروعیت سیاسی نظام، نارضایتی سیاسی و در نهایت بروز شورشهای اجتماعی خواهد شد.[۲۸] از این رو میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که یکی از مهمترین معضلات در عرصه رقابتهای سیاسی مقوله اتمیزاسیون اجتماعی و خلاء حضور نهادهای مدنی و تعریف نشدن رابطه دولت و مردم و تنظیم چارچوب رقابت در قالب تشکلها و نهادهای میانجی است. ۵ـ نبود جامعهپذیری سیاسی نبود جامعهپذیری سیاسی و ضعف فرهنگ سیاسی یکی دیگر از موارد و زمینههای تنشزا در رقابتهای سیاسی بشمار میآید. این معضل فرهنگی به سه لایه در جامعه مربوط میگردد که عبارتند از: ۱ـ ضعف جامعهپذیری سیاسی در میان مردم. ۲ـ ضعف جامعهپذیری سیاسی در بین نخبگان، حزبها، تشکلهای سیاسی و گروههای واسط. ۳ـ ضعف جامعهپذیری سیاسی در نهاد دولت[۲۹]. ضعف جامعهپذیری سیاسی در میان مردم یکی از مشکلات اساسی در رقابتهای سیاسی، اجتماعی که در حال حاضر منجر به خشونت و چالشهای سیاسی میگردد، نبود فرهنگ رقابت میان فرد فرد جامعه است. ضعف فرهنگ سیاسی، موجب میشود افراد در جامعه، به جای طرح اصولی خواستهها و نیازهای خود، مشارکت سالم در فراشدهای سیاسی، اجتماعی، رعایت قاعدهها و اصول رقابت و مشارکت، احترام به خواستهها، نیازها و حقوق دیگران، پرهیز از مطلق دانستن رأی، خواستهها و حقوق خود، خودداری از تحمیل رأی و نظر شخص خود به دیگران و احترام به رأی و نظر اکثریت و در یک کلام به جای ترجیح منافع و مصالح عام، جمعی و ملی، بر خواستهها و آرای فردی و شخصی تاکید، مطابق استنباطهای شخصی از قاعدهها و اصول سیاسی رفتار نموده، منافع و مصالح شخصی، خانوادگی و قبیلهای را بر مصالح و منافع ملی و عام ترجیح دهند. در چنین حالتی رقابت برای منابع چهارگانه قدرت، ثروت، منزلت و معرفت موجب تنش و بحرانهای تودهای در جامعه خواهد شد. ضعف جامعهپذیری سیاسی در بین نخبگان حزبها و تشکلها، یکی دیگر از عاملهای تنشزا در فرایند رقابتی در جامعه محسوب میشود؛ زیرا علاوه بر توده مردم، نخبگان و حزبهای سیاسی نیز نیازمند رعایت قاعدههای بازی سیاسی در فرایند رقابت هستند و این میسر نیست مگر در سایه برخورداری آنان از درک و شعور سیاسی برخی از نخبگان، حزبها و تشکلهای سیاسی؛ همچنین گویای این واقعیت است که متأسفانه به دلیل نوپا بودن نظام حزبی در ایران، نگرشهای سیاسی افراطی، ناآگاهی و نا آشنائی به قاعدهها و اصول رقابت و تمایلات خاص گرایانه و انحصارطلبی و تمامیت خواهی، مطلق انگاری و پائین بودن آستانه تحریک پذیری اعضا، رفتار سیاسی حزبی در ایران دچار نوسانهای شدید و تندرویها و کندرویهای بسیار شده است. تا جائیکه در پارهای شرایط، مناسبات میان حزبها و گروههای سیاسی به خشونت کشیده شده و تا سرحد تکفیر یکدیگر پیش رفتهاند، بدیهی است در چنین شرایطی نظم اجتماعی و وفاق ملی دچار آسیب پذیریهای جدی شده و حالت شکنندگی به خود گرفته است. نخبگان و حزبهای سیاسی، بجای رعایت مصالح و منافع جمعی و عام، در تعاملات بین حزبی و رقابتها بیشتر حافظ منافع حزبی و سازمانی خود بودهاند و با نقض مرزهای نمادین اجتماع ملی، خطوط قرمز و ممنوعه، حاکمیت نظام را به چالش کشیده و زیر سؤال بردهاند و از این طریق مشروعیت آنرا در جامعه مورد تهدید قرار دادهاند. ضعف جامعهپذیری سیاسی در نهاد دولت دولتها نیز به رغم آن که در رأس هرم قدرت قرار دارند، گاهی درگیر معضل توسعه نیافتگی فرهنگی و سیاسی هستند، یکی از زمینههایی که مؤید این توسعهنیافتگی است، تمامیت خواهی آنان است. اصولاً دولتها، چندان تمایل و علاقهای به توزیع و یا محدود کردن قلمرو قدرت خود از طریق واگذاری بخشهایی از قدرت و اختیارهای خود به نهادهای مدنی و تشکلهای سیاسی، اجتماعی ندارند، آنان تمایلی ندارند در مقابل یا در کنارشان جریانهای سیاسی و نهادهای مدنی قدرتمندی وجود داشته باشد. مسأله دوم رعایت نکردن قاعدههای بازی در رقابت سیاسی بدست دولت و سیستم سیاسی است، زمانی که سیستم سیاسی و دولت رعایت قاعدههای بازی را فقط برای رقیبان خود بخواهند و خود را از این قاعدهها مستثنی بدانند در این حالت به دلیل نقض میثاقهای ملی و عمومی و قاعدههای عام به دست دولت، افراد و گروه ها و حزبهای سیاسی که خارج از دایره قدرت قرار دارند نیز خود را ملزم به پایبندی از قاعدهها و اصول و میثاقهای ملی ندانسته و آنها را نقض خواهند کرد. و بدینترتیب صحنههای رقابت، مخدوش و آلوده میگردد، بطور کلی رعایت قاعدههای بازی سیاسی و رقابت در درون سیستم نیز از مقولههای مهمی است که به جامعهپذیری سیاسی نخبگان (الیتها)، رهبران سیاسی، صاحبان قدرت و نحوه تربیت سیاسی آنان مربوط میگردد. سومین نکته که به ضعف جامعهپذیری سیاسی دولت مربوط است، مسدود شدن راه های کسب قدرت سیاسی و پلکان نردبان قدرت، در رقابت بدست دولتهاست. زمانی که در جامعهها، حزبها و گروههای سیاسی و افراد و نخبگان در هیچ شرایطی قادر به ورود به رقابتهای سیاسی نباشند و راههای کسب قدرت از طریق رقابت در جامعه، مسدود گردد افراد و گروه های سیاسی برای کسب قدرت و ورود به اریکه سیاست ناگزیرند از طریق غیر مشروع و خشونتآمیز به قدرت دست یابند. نمونه این امر را میتوان پیدایش مجاهدین خلق (منافقین) و چریکهای فدائی خلق نام برد که در دهه ۵۰ و ۶۰ از طریق تجزیه از حزب توده و نهضت آزادی خلق شده و برای رسیدن به قدرت سیاسی اقدام به مبارزه مسلحانه کردند. بنابراین سنتی بودن و مسدود بودن سیستم دست یابی به قدرت و مشارکت سیاسی که عمدتاً به دست دولتها انجام میگیرد، معضل مهم دیگری در فرایند رقابتهای سیاسی محسوب میشوند که خود گویای توسعهنیافتگی سیاسی دولت و جامعهناپذیری سیاسی آنان میباشد[۳۰]. برخی از نویسندگان گروه های قدرت و یا نفوذ یا فشار را به نحوی ساده به گروه های اقتصادی، سیاسی مذهبی و جز ان تقسیم میکنند[۳۱]. اما باید در نظر داشت که کوشش برای اعمال نفوذ، خود به معنی پذیرش عملی نظام حکومتی مستقر است و ممکن است فعالیتهای گروه های نفوذ به صورت مقطعی یعنی غیر مستمر اعمال شود. گروه های نفوذ معمولاً ترجیح میدهند دوستان را مورد نفوذ قرار دهند تا دشمنان را زیرا چنین نفوذی معمولاً محتاطانهتر و بی سر و صداتر است، برعکس در دشمنان، گروه های نفوذ معمولاً به هیاهو و جلب افکار عمومی متوسل میشوند. تفرقهافکنی میان نمایندگان یا وزرا از شیوههای معمول در این مورد است[۳۲].
فصل پنجم
الگوهای مختلف در رقابت سیاسی
الگوهای مختلف رقابت سیاسی رقابت سیاسی یکی از شاخصها و مؤلفههای توسعه سیاسی و ارزشی متعلق به انسان معاصر است که ریشه در تجربه تاریخی بشر دارد، آثار منفی ناشی از ظهور رژیمهای خودکامه و تمامیت خواه، پیچیدهتر شدن حیات اجتماعی، بالا رفتن سطح آگاهی عمومی، گسترش شبکههای اطلاعاتی و ظهور گروههای واسط در مجموع انسان را به نتیجه رسانید که اداره امور سیاسی و اجتماعی از عهده فرد یا گروه خاصی بیرون است و برای این منظور باید عرصه را برای حضور کلیه فردفرد جامعه به ویژه صاحبنظران باز گذارد تا از طریق تضارب آرا و نقد آنها در جریان یک رقابت سالم در نهایت سیاست صحیح، شکل گیرد. از این دیدگاه، رقابت سیاسی را میتوان جوهره اصلی توسعه سیاسی تعریف کرد. این بیان از رقابت، دارای ریشههای معرفتی ژرف و بدیعی می باشد که از سرچشمههای تکثیرگرایی نسبت و مشروعیت اکثریت سیراب میشود. در این پژوهش اصل بر این است که رقابت سیاسی یکی از نمادهای اصلی مشارکت سیاسی حکومتهای مردمی و مردم سالار دینی است و در صورتی که در چارچوب قاعدهها و میثاقهای ملی و به شکل صحیح و مسالمت آمیز انجام گیرد عامل تقویت ثبات سیاسی، نظم اجتماعی، طراوت و نشاط سیاسی جامعه، پویایی و انسجام ملی خواهد شد. اما با وجود امتیازاتی که برنظام رقابتی مترتب است به این علت که اشکالاتی، در سیستم رقابتی جامعه ایران وجود دارد، در صورتیکه برای رفع این اشکالات و آفتها با تدبیر و درایت لازم راهبردهای صحیح، طراحی و اجرا نگردد، رقابتهای سیاسی نه تنها موجب نشاط پویایی توسعه مشارکت و تحقق مردم سالاری نخواهد شد، بلکه برعکس، نظم اجتماعی و وفاق ملی را بشدت در معرض آسیبپذیری و چالش قرار خواهد داد، و پراکندگی و افتراق سیاسی در جامعه حاکم، مشروعیت سیاسی نظام مخدوش و جامعه، با بحران مواجهه خواهد شد. در ارتباط با مقوله رقابت سیاسی سه الگو وجود دارد: - یک دیدگاهی که تا حدود زیادی تمایل به وجود رقابت نداشته، آنرا مخل نظم و امنیت میداند. - دیدگاهی که رقابتهای سیاسی را لازمه رشد و پویای فرهنگی و اجتماعی جامعه و آنرا از نشانههای حکومتهای مردمسالار میداند. - دیدگاهی که معتقد به الگوی تثبیت و حفظ وضع موجود و محدود کردن رقابتها است، در زیر این الگوها به اختصار تشریح میگردند[۳۳]. ۱ـ الگوی تکثرگرا مطابق این دیدگاه، جامعهای توسعه یافته است که در آن مشارکت اجتماعی و تنوعی و تکثر عقیدهها وجود داشته باشد و افراد بتوانند درمسائل مختلف کشور مداخله و حق اظهارنظر داشته باشند، براساس این دیدگاه، تکثرگروههای سیاسی وفادار به نظام پدیدهای طبیعی تلقی میشود. این دیدگاه، طیفهای گوناگونی را شامل میشود که به رغم اختلاف در ایدئولوژی سیاسی در اصل وجود تکثر در رقابت سیاسی برای رسیدن به توسعه سیاسی با هم مشترک هستند. در اصل، میتوان از نظر نیرو و توان، این جبهه را بزرگترین جبهه نظری – عملی موجود دانست. این الگو معتقد است؛ وحدت و وفاق به معنای یک رنگ و یک دست بودن جامعه نیست، زیرا چنین جامعهای مرده و غیرفعال است. هرکس که چارچوب نظام را پذیرفت باید حق انتخاب و حضور در صحنه را داشته باشد، وجود گرایشهای متفاوت با اندیشههای مختلف باعث تقویت نظام و انقلاب خواهد شد. هر اندیشهای که خواهان رشد و ترقی است باید رقیب را تحمل کند و به مردم حق انتخاب بدهد، طرفداران الگوی تکثر معتقدند باید در کشور فضایی فراهم شود که همه نیروهای متفکر بتوانند دیدگاه های خود را مطرح کنند و اندیشمندان جامعه بتوانند در فضائی آزاد و امن اجازه اظهارنظر بیابند و به رقابت سالم و سازنده بپردازند، دولت نیز موظف است برای همه کسانیکه، قانون اساسی را پذیرفتهاند امنیت لازم را ایجاد، از حقوق آنان دفاع کند. همانگونه که ملاحظه میشود در الگوی موردنظر تکثر گرایان، وحدت اراده دولت و حیات جامعهسیاسی، حاصل رقابت و برخورد منافع و آراء و … میباشد. جوزف شومپتر از زمره صاحب نظرانی است که از نوعی «دمکراسی رقابتی» دفاع میکند. به عقیده وی، دمکراسی روسویی بر مقوله «خیر عامه» مبتنی است که به گونهای اشراقی در اراده عمومی تجلی می کند. حال آنکه دمکراسی، نوعی از نظام نهادها و تأسیسات برای گرفتن تصمیمهای سیاسی است که در آن هر فرد در مبارزهای رقابتی، اختیار دارد آراء مردم را جلب کند. بنابراین رقابت آزاد نخبگان رهبران سیاسی بر سر آرای آزاد شهروندان، خطوط ماهوی دمکراسی است. خطر عمدهای که این الگو را تهدید میکند، امکان دستکاری آرای تودهها است؛ ولی این خطر در رژیمهای مبتنی بر انحصار مردم و حزب حاکم بیشتر است؛ چون در آنجا دیگر رقابت و کثرت عقیدهها و حزبها و بنابراین افکار عمومی انتقادی آزاد وجود ندارد. در رژیم رقابتی، حداقل، وقتی که امکان دستکاری آرا هست، امکان افشای دستکاری نیز وجود دارد، حال آنکه در رژیمهای انحصاری، به سختی میتوان از دستکاریهای ضد مردمی پرده برگرفت[۳۴]. نتیجه آنکه: تحملپذیری، احترام به رای و نظر رقیبان، باز تعریف وحدت در پرتو کثرت، حق حضور همکاران در اداره جامعه، رعایت حقوق شهروندی و رسالت دولت در حفظ این حقوق از مهمترین اصولی هستند که ساختار مدل تحلیلی و نظری تکثرگرایان را تشکیل میدهد. ۲ـ الگوی یکسان انگار این دیدگاه، مقوله تکثر سیاسی و رقابت را اساساً با اصول اسلامی، سازگار نمیبیند و بیشتر معتقد به وحدت سیاسی به جای رقابت سیاسی است. طرفداران این دیدگاه با استناد به پیشینه منفی رقابتهای سیاسی در بستر اسلامی و تحریف جریان امامت و تضعیف مبانی نظری آن با توسل به آرای متعارض اندیشهگران مسلمان، تقسیمبندیهای امروزی را بی اعتبار دانسته و معتقد است که این دستهبندیها باید کنار گذاشته شوند. این دیدگاه، بدون توجه به مقتضیات و شرایط زمانی و مکانی جدید، بدنبال تحلیل وفاق و وحدت سیاسی از طریق یک دستسازی سیاسی و طرد گروه های رقیب است. ۳ـ الگوی تثبیتگرا طرفداران این الگو، ضمن تقدیم توسعه اقتصادی و بازسازی کشور، سایر وجوه توسعه آنرا لازمه تحقق عدالت اجتماعی و رسیدن به هدفهای انقلاب میدانند. از این رو برای تحول اقتصادی کشور و رونق اقتصادی جامعه، بازگشت سرمایههای مادی و انسانی به داخل و جذب سرمایههای خارجی، اجرای سیاست خصوصیسازی امری ضروری و اجتنابناپذیر میدانند و معتقدند این امر میسر نیست مگر در سایه تثبیت وضعیت سیاسی کشور و تضمین امنیت سرمایهگذاریها؛ از این رو مطابق الگوی تثبیتگرا، تحقق توسعه اقتصادی بویژه در جامعه در حال گذار ایران، تنها در سایه ثابت نگه داشتن سطح گروهبندیهای سیاسی و نزدیک کردن هر چه بیشتر دیدگاه آنها به یکدیگر، حتی به قیمت انزوای مقطعی یک گروه برای مصالح کشور و خواباندن جریانهای فکری در حوزه اصلاح طلبی امکانپذیر است. این الگو در دهه دوم انقلاب که به دهه سازندگی مشهور گردید به مورد اجرا گذاشته شد، اما تغیر رویکرد جامعه نسبت به این الگو که عملاً در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ ریاست جمهوری، خود را نمایان ساخت؛ بیانگر استقبال نکردن نخبگان سیاسی، حزبها و مردم از این الگو در جامعه بود[۳۵]. نهادهای رقابت سیاسی در جهان امروز، در حوزه رقابت سیاسی دو موضوع عمده وجود دارد، یکی قضیه انتخابات در سطوح مختلف و یکی احزاب سیاسی در انواع مختلف خود. گفته شده است که احزاب سیاسی ماشینهای انتخاباتیاند و به این ترتیب اساس کار احزاب سیاسی، انتخابات فرض شده است؛ به عبارت دیگر کیفیت و خصایل انتخاباتی در تعیین نوع نظام سیاسی، نحوه و میزان کارکرد آن تأثیر دارد. برای نمونه، اینکه در انگلستان دو حزب عمده سیاسی کارگر و محافظه کار وجود دارد و قدرت سیاسی بین آن دو دست به دست میشود، زاییده نظام انتخاباتی آن کشور است و اگر انگلستان، نظام انتخاباتی دیگری را تجربه میکرد، نظام حزبی این کشور به گونهای دیگر شکل میگرفت[۳۶]. بر این اساس امروزه در جهان، نظامهای مختلف انتخاباتی و نظامهای متنوع حزبی وجود دارد که در خدمت سیاست و حکومت در کشورهای دارای نظامهای مردمی قرار گرفته است. تعریف نظام انتخاباتی نیازمند ذکر این مقدمه است که «انتخابات، فرایندی است که دارای مراحل مختلف است، این مراحل با هم یکسان نبوده، ماهیتی متفاوت از یکدیگر دارند. به عنوان مثال؛ ثبت نام برای شرکت در انتخابات، تعیین صلاحیت نامزدها، شرکت در مبارزه انتخاباتی و انجام تبلیغات حضور در پای صندوق رأی و سرانجام شمارش آراء، مهمترین مراحل و اجزای این فرایند را تشکیل میدهند. هر یک از این مراحل، دارای ضوابط و مقررات مخصوص به خود است که مجموعه این ضوابط و مقررات، قوانین انتخاباتی کشورها نامیده میشود. حال با این مقدمه، باید بگوییم که نظام انتخاباتی نظامی است که قوانین مربوط به آخرین مراحل این فرایند یعنی شمارش آرا مشخص میکند؛ به عبارت دیگر، تبدیل رأی به کرسی نمایندگی و تقسیم کرسیها میان فهرستها و نامزدهای مختلف وظیفه اصلی نظام انتخاباتی است یا نظام انتخاباتی، تعیین کننده چگونگی اعمال حکومت توسط اکثریت است[۳۷]. نظام انتخاباتی که بدین گونه تعریف شد، یکی از عوامل اصلی شکل دهنده نظام حزبی نیز هست. در تعریف نظام حزبی گفته شده است: «از مجموعه روابط متقابل میان احزاب سیاسی از یک سوی و احزاب سیاسی و حکومت از سوی دیگر، نظام خاصی شکل میگیرد که از آن به نظام حزبی تعبیر میشود.» با این تعریف ۳ نوع نظام حزبی در جهان وجود دارد که عبارتند از: ۱ـ تکحزبی ۲ـ دو حزبی ۳ـ چند حزبی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۷-۳٫ دینامومتر فرافن ساخت ایران ۳-۷-۴٫ کالیپر Yagamiساخت کشور ژاپن برای اندازه گیری چربی زیر پوستی مناطق سه گانه بدن
 ۳-۷-۵٫ میله المپیک و وزنههای مختلف ۳-۸٫ روش اندازه گیری متغیّرها ۳-۸-۱٫ اندازه گیری قد آزمودنیها بدون کفش به علت معلولیت در حالت خوابیده، بر روی زمین درازکش قرار گرفتند. سپس با یک متر نواری قد آزمودنیها توسط آزمونگر از بالاترین نقطه سر تا پاشنـه آنها بر حسب سانتیمتر اندازه گیری شد (۱۴۶). شکل ۳-۷ اندازه گیری قد خوابیده ۳-۸-۲٫ اندازه گیری وزن ارزیابی قدّ آزمودنیها، به علت معلولیت آنها به صورت نشسته، بدین صورت انجام گرفت که در زمان اندازه گیری، ترازو روی سطح صاف تنظیم میشد و آزمودنیها بدون کفش و با حداقل لباس روی ترازو قرار میگرفتند و وزن آنها برحسب کیلوگرم با دقت ۱/۰ کیلوگرم اندازه گیری شد( ۱۴۶). شکل ۳-۸ اندازه گیری وزن ۳-۸-۳٫ امتیاز معلولیت با توجه به پرونده های اطلاعاتی آنها که در باشگاه بر اساس کلاس بندی پزشکی ثبت شده بود امتیاز معلولیت افراد ثبت گردید. ۳-۸-۴٫ محاسبه شاخص تودهیبدنی برای تعیین شاخص تودهی بدن، مقادیر وزن و قدّ آزمونیها در فرمول زیر قرار داده شد و شاخص تودهی بدن بر حسب کیلوگرم بر متر مربع محاسبه شد( ۱۱۴). مجذور قد (متر مربع) ÷ وزن (کیلوگرم) = شاخص تودهبدن ۳-۸-۵٫ اندازه گیری تودهی بدون چربی تودهی بدون چربی به کمک معادله زیر برآورد شد(۵ ): وزن کل بدن × درصد چربی= وزن چربی وزن بدن در حال حاضر- وزن چربی= وزن بدون چربی ۳-۸-۵-۱٫ اندازه گیری درصد چربی بدن تعیین درصد چربی بدن آزمودنیها به کمک فرمول سه نقطهای دانشکده پزشکی ورزشی آمریکا[۵۷] به شکل زیرمحاسبه شد(۶۱): ۰۳۶۵۳/۴- [(سن)×۰۳۶۶۱/۰]+²(مجموع سه قسمت )× ۰۰۱۱۲/۰- (مجموع سه قسمت ) × (۴۱۵۶۳/۰)= درصد چربی بدن شکل ۳-۹ کالیپر لازم به ذکر است که تمام اندازه گیریها در سه نوبت به صورت چرخشی در هر ناحیه از سمت راست بدن انجام گرفت، با توجه به نزدیکترین رقم تا حد ۱/۰ تا ۵/۰ میلیمتر ثبت شد و متوسط ۳ اندازه گیری به عنوان اندازۀ نهایی ثبت شد. ۲تا۴ ثانیه پس از رهایی دستگیره کالیپر، اندازۀ ضخامت چربی خوانده شد. به منظور پایایی و روایی خوب، سنجشها در یک زمان از روز و ترجیحاً صبح انجام شد(۸۱).به منظور اینکه ضخامت چین پوستی تحت تأثیر تغییرات مایع بینبافتی قرار نگیرد از آزمودنیها خواسته شد که در روز قبل از اندازهگیـری از شرکت در فعالیتهای جسـمانی که منجر به کم آبی می شود، پرهیز کنـند(۸۲).روش اندازه گیری ضخامت چینپوستی هر ناحیه از بدن بر اساس روش اندازه گیری که ویژۀ معادلات جکسون و پولاک[۵۸] بود(۸۱) به صورت زیر در سمت راست بدن صورت گرفت: ۳-۸-۵-۲٫ اندازه گیری ضخامت چینپوستی شکمی ضخامت لایه چربی زیرپوستی در این ناحیه در حالت ایستاده، و بدون هیچ انقباضی در عضلات شکمی اندازه گیری شد. در این حالت۳ سانتیمتر جانبی ناف علامتگذاری شده و ضخامت چینپوستی در این ناحیه به صورت عمودی اندازه گیری شد(۸۱ ). ۳-۸-۵-۳٫ اندازه گیری ضخامت چینپوستی فوقخاصره این چین پوستی به شکل لایهای مورّب در بالای تاج خاصره در حالتی که فرد ایستاده بود، اندازه گیری شد(۸۱ ). ۳-۸-۵-۴٫ اندازه گیری ضخامت چینپوستی پشتبازو در حالی که زاویه آرنج ۹۰ درجه بود فاصله بین برجستگی کناری زائده آخرومی و لبهی تحتانی زائدهی آرنجی در لبهی کناری، اندازه گیری شد و بعد از مشخص کردن وسط استخوان بازو در سطح خلفی، در حالی که دست، شل و کاملا صاف و کشیده بود، ضخامت چینپوستی به شکل عمودی اندازه گیری شد( ۸۱). ۳-۸-۵-۵٫ اندازه گیری ضخامت چینپوستی جلوبازو در حالتی که فرد ایستاده بود و دست شل و کاملا صاف بود، همسطح با علامت سهسر در سطح قدامی در ناحیه بازو، چینپوستی اندازه گیری شد(۸۱ ). ۳-۸-۶٫ اندازه گیری دور اندام برای بررسی توزیع چربی بدن محیط ناحیه شکم به صورت چرخشی هر ناحیه ۳ مرتبه با بهره گرفتن از متر نواری غیر الاستیک با دقت ۱/۰ سانتی متر اندازه گیری شد (۸۱ ). ۳-۸-۷٫ اندازه گیری حجم عضلانی بازو حجم عضلانی استفاده با از روش آنترپومتری برای عضلات ناحیهی بازو، بر طبق روش توضیح داده شده توسط فریسنچو[۵۹] (۷۳ ) محاسبه شد. معادلات استفاده شده برای تخمین اندازه عضلات بازو(۷۳ ): [ضخامت چین پوستی سه سر بازو (mm) ]- [π ÷ محیط بازو (mm)] : قطر عضله بازو ( mm) [ضخامت چین پوستی سه سر بازو (mm) ×π ]- [ محیط بازو (mm) ] : محیط عضله بازو (mm ) [ ²(قطربازو) ] × [ ۴÷π ] : سطح عضلا نی بازو (mm² ) ۳-۸-۷-۱٫ اندازه گیری محیط بازو برای اندازه محیط بازو نقطه میانی بازوی آزمودنی در حالت ایستاده و با دستهای آویخته شده از دو طرف تنه، در حالی که کف دست به طرف ران قرار گرفته بود، استفاده شد. برای تعیین نقطه میانی بازو، فاصله بین زائدهی آخرومی و لبه خلفی زائدهی آرنجی در ناحیه جانبی بازو، در حالی که متر بافتهای نرم اطراف بازو را خیلی فشرده نمیکرد، استفاده شد (۱۰). ۳-۸-۹٫ اجرای آزمون دراز و نشست از آزمون دراز و نشست برای تعیین استقامت عضلانی استفاده شد. قبل از مبادرت به انجام این آزمون و برای برگشت ضربان به حالت اول نیز آزمودنی ها ۳ دقیقه استراحت کامل داشتند. برای اجرای این آزمون، آزمودنی به پشت میخوابید، طوری که زانوها خمیده باشند و کف پاها با تشک تماس داشته باشند. محل قرار گرفتن دستها روی شانهها و به صورت ضربدری بود. با شنیدن فرمان شروع، شخص، بالاتنه را تا حدی که آرنج با زانو تماس یابد، بالا می آورد و مجدداً به وضعیت شروع باز میگشت و این عمل را تا مدت یک دقیقه تکرار میکرد. تعداد تکرارهای صحیح در مدت یک دقیقه به عنوان امتیاز فرد ثبت شد(۱۹). شکل ۳-۱۰ آزمون درازونشست
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
-
-
-
-
-
-
- معایب سیستم های فتوولتائیک
-
- بازدهی کم و هزینه بالای سرمایه گذاری اولیه
-
- محدودیت درساعات کارکرد با تمام ظرفیت در طول روز یا ماه و سال .
-
- عدم امکان پیوند با سیستم های سوخت پشتیبان مثل سیستم سوخت های فسیلی .
-
- نیاز به ذخیره سازی با باتری های الکترو شیمیایی که بسیار گران می باشد.
-
نیاز به اشغال مساحت زیاد جهت نصب کلکتورها.
-
-
-
-
-
- کاربرد سیستم های فتو ولتائیک
سیستم های فتوولتائیک در هر مکانی که دارای پتانسیل جذب انرژی خورشیدی بالایی هستند ، قابل استفاده برای تولید انرژی الکتریکی می باشند ولی در حال حاضر با توجه به هزینه بالای تولید سلول های خورشیدی و قیمت ارزان برق تولیدی توسط سوخت های فسیلی از سیستم های فتوولتائیک در مناطق دور افتاده و با فاصله زیاد از شبکه سراسری برق مانند روستاها و مناطق مرزی استفاده می شود . یکی از دیگر کاربردهای این سیستم ها جهت روشنایی سطح معابر در شهرهاست ، که در این روش هر پایه چراغ روشنایی با توجه به توان مورد نیاز لامپ ها در طول روز ، انرژی خورشیدی را توسط سلول های خورشیدی که در بالای پایه نصب شده دریافت کرده و توسط سیستم ذخیره انرژی انرا ذخیره می کند و در شب از آن برای تامین برق لازم برای روشنایی لامپ ها استفاده می کند.
 سیستم های پمپاژ خورشیدی با بهره گرفتن از سیستم های فتوولتائیک یکی از کاربردهای این سیستم ها است که در آن پمپ های خورشیدی قابلیت استحصال آب از چاه ها ، قنوات ، چشمه ها و رودخانه ها را دارند و تا پایان سال ۲۰۰۰ حدود ۳۵۰۰۰ پمپ خورشیدی در روستاهای فاقد شبکه سراسری برق نصب و بهره برداری شده است . سیستم های پرتابل خورشیدی یکی دیگر از کاربردهای سیستم فتوولتائیک است این سیستم ها با قابلیت جابه جایی می توانند در هر نقطه ای که از جهت جذب انرژی خورشیدی مطلوب باشد ، برای تولید برق استفاده شوند. سیستم های تغذیه ایستگاه های مخابراتی و زلزله نگاری اغلب از نوع سیستم فتوولتائیک می باشند، به این خاطر که اغلب این ایستگاه ها در مکان های صعب العبور و دور از شبکه سراسری و پستهای فشار قوی و فشار ضعیف نصب شده اند و تامین توان الکتریکی آنها از راه احداث شبکه توجیه اقتصادی ندارد و با توجه به حساسیت سیستم های مخابراتی به نویز ، استفاده از سیستم های فتوولتائیک در این پایگاه ها بسیار مطلوب می باشد . سیستم های تغذیه روشنایی تونل ها در جاده های کوهستانی نیز از موارد استفاده از سیستم های فتوولتائیک است که به علت پایین بودن توان لازم برای روشنایی در تونل ها، با تعداد کمی از سلول های خورشیدی می توان نیاز روشنایی تونل را تامین کرد .]۵[
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر این اساس دامنه این شاخص از صفر تا ۶ است. دفتر ثبت عمومی که معمولاً در بانکهای مرکزی کشورها قرار دارد و اطلاعات مربوط به اشخاص حقیقی و حقوقی و اطلاعات جاری روند بازپرداخت وامها، بدهیهای پرداخت نشده و مانده اعتبار را گزارش میکند و آنها را در اختیار مؤسسات مالی قرار میدهند. دفاتر ثبت خصوصی نیز که عمدتاً به عنوان شرکت خصوصی یا سازمان غیرانتفاعی شناخته میشوند اطلاعات مربوط به وام گیرندگان را جمع آوری و نگهداری میکنند و اطلاعات مذکور را بین بانکها و مؤسسات مالی عضو مبادله مینمایند. نسبت تعداد اشخاص حقیقی و حقوقی که اطلاعات اعتباری آنها ثبت گردیده به جمعیت بزرگسال هر کشور به عنوان شاخصی از پوشش اطلاعات، در محاسبه رتبه هر کشور مورد توجه قرار میگیرد.
شاخص حمایت از سرمایهگذاران
تمرکز این شاخص بر معاملاتی است که در آنها منافع مدیران با منافع شرکت در تعارض است و به عبارت دیگر منافع مدیران با منافع سهامداران شرکت در تعارض باشد. حال این پرسش مطرح است که تحت این شرایط سهامداران جزء تا چه حد قادرند در برابر چنین معاملاتی که صرفًا مطابق منافع مدیران صورت گرفته است از حقوق خود دفاع نمایند. مفروضاتی برای محاسبه شاخص
 معامله ای میان دو شرکت (سهامی عام و شرکت غیر سهامی) انجام می شود. یکی از مدیران شرکت خریدار (شرکت سهامی عام) مالک ۶٠ درصد سهام آن شرکت و مالک ٩٠ درصد سهام شرکت فروشنده میباشد. مدیری که در هر دو شرکت سهامدار است با انجام این معامله سود زیادی را نصیب خود نموده و به شرکت خریدار زیان وارد میکند. این معامله قانونی است و کلیه مجوزها و تأییدیههای لازم اخذ شده است. معامله بصورت مخفیانه انجام نشده و اطلاعات آن پس از معامله افشاء شده است. شاخصهای زیر سه بعد از مصادیق حمایت از سرمایهگذاران و نهایتا شاخص میزان حمایت از سرمایه-گذاران را مورد بررسی قرار میدهد: شفافیت معاملات (گستره شاخص افشاء) استعداد برای معامله شخصی (گستره شاخص مسئولیت مدیر) توان سهامداران برای تضعیف قانونی سوء رفتار مدیران و کارشناسان (شاخص سهولت دادخواست سهامداران) هر یک از شاخصهای سه گانه ذکر شده در دامنه صفر تا ١٠ میباشند ارقام بالاتر مبین افشای بیشتر، بیشتر بودن شاخص مسئولیت مدیر، توان بیشتر سهامداران برای تعقیب قانونی رانتجویی مدیران و در نهایت میزان شاخص کل در حمایت قضایی از سهامداران جزء میباشد. اجزائ شاخص افشاء مقام تأیید کننده معامله مفروض کیست؟ آیا افشای اطلاعات معامله به سهامداران ضروری است؟ آیا افشای معامله در گزارش دورهای شرکت ضروری است؟ آیا افشاء تعارض منافع از سوی مدیر ذینفع برای هیات مدیره ضروری است؟ آیا امکان بررسی معامله از سوی یک شخص خارجی (مانند مشاور مالی یا حسابدار) قبل از انعقاد آن وجود دارد؟ اجزاء شاخص مسئولیت مدیر آیا مقام تأیید کننده معامله در قبال سهامداران مسؤولیت دارد؟ آیا مدیر به خاطر خسارات وارده به شرکت از ناحیه معامله انجام شده در قبال سهامداران مسؤولیت دارد ؟ آیا امکان ابطال معامله از سوی دادگاه وجود دارد؟ آیا مدیر ملزم به پرداخت خسارات وارده به شرکت میباشد؟ آیا پس از اثبات تخلف مدیر امکان بازپرداخت منافع حاصله از ناحیه معامله انجام شده وجود دارد؟ آیا امکان جریمه و زندانی شدن مدیر وجود دارد؟ آیا سهامداران میتوانند به طور مستقیم به خاطر خسارات وارده به شرکت از ناحیه معامله انجام شده، علیه مدیران اقامه دعوی نمایند؟ اجزاء شاخص سهولت شکایت از سوی سهامداران چند درصد از سهامداران شرکت خریدار میتوانند بابت زیان وارده از محل این معامله بر شرکت، مدیر یا مدیران مسئول را تحت پیگرد قرار دهند؟ آیا سهامدارانی که مالک ۱۰% یا کمتر، سهام شرکت خریدار میباشند میتوانند علیه مدیران طرح دعوی نمایند؟ آیا مدیران در قبال خسارات وارده به شرکت مسئول میباشند؟ آیا امکان مجازات مدیران متخلف وجود دارد؟ آیا خواهان در طول محاکمه و قبل از آن به اسناد معامله دسترسی دارد؟ روند تحقیق از خوانده و شهود چگونه است؟
شاخص پرداخت مالیات
این شاخص مبین آن است که یک شرکت چه مقادیری را تحت عنوان مالیات در یک سال مالی می-بایست بپردازد. معیارهای مزبور شامل تعداد پرداختهایی است که یک کارفرما میبایست تحت عنوان مالیات داشته باشد. ساعت صرف شده برای انجام امور مالیاتی و درصدی از سود که تحت عنوان مالیات پرداخته میشود. این شاخص تمام انواع مالیاتها و پرداخت های اجباری به دولت و صندوقهای بازنشستگی که در حسابهای شرکت منعکس میشود و بر درامدهای اظهار شده موثر است را محاسبه میکند. مالیات بر ارزش افزوده در حسابها منعکس نمیشود ولی مراحلی را بر شرکت تحمیل میکند. مفروضات روش شناسی مرحله: تعداد دفعات مراجعه برای پرداخت مالیات، حقوق بیمه، بازنشستگی و …. به دستگاههای ذیربط زمان: تعداد ساعات صرف شده در یک سال برای آمادهسازی مدارک و بایگانی تمام اسناد مرتبط با مراحل مختلف نرخ کلی مالیات(هزینه): تمام مبالغ پرداخت شده اجباری مطابق قوانین در سال دوم فعالیت که به صورت درصدی از سود محاسبه می¬گردد. مفروضات در مورد شرکت شرکت، عمومیترین نوع شرکت با مسئولیت محدود در یک کشور شروع فعالیت: اول ژانویه؛ همه دارایی شرکت در ترازنامه نشان داده شده و کارکنان مورد نیاز استخدام شدهاند. در بزرگترین شهرتجاری کشور فعالیت میکند. صددرصد مالکیت شرکت داخلی و دارای ۵ مالک از اتباع داخلی است. در پایان سال، سرمایه اولیه شرکت ۱۰۲ برابر در آمد سرانه است فعالیتهای عمده شرکت تجاری یا صنعتی است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین در مورد برانگیختگی هیجانی، با مقایسه میانگین آن یعنی (۴٫۴۵) میتوان آن را در شاخص ۴-۵یعنی گزینه متوسط قرار داد. بنابراین کتابداران در بعد داشتن برانگیختگی هیجانی، در وضعیت متوسط رو به بالا قرار دارند.

۴-۳-۸٫فرضیه اول پژوهش
بین عامل شرایط سازمانی و توانمندسازی روانشناختی از نظر کتابداران رابطه معنیداری وجود دارد. جدول (۴-۲۱) نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون پیرامون میزان شرایط سازمانی و توانمندسازی روانشناختی کتابداران را نشان می دهد.
جدول(۴-۲۱):نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون پیرامون میزان شرایط سازمانی و توانمندسازی روانشناختی
| ضریب همبستگی پیرسون |
۰٫۸۸۸(**) |
| سطح معنیداری |
۰٫۰۰۰ |
| تعداد |
۱۰۹ |
نتایج به دست آمده از آزمون ضریب همبستگی بین این دو متغیر حاکی از آن است که در بین ۱۰۹پاسخگوی مورد مطالعه ضریب همبستگی با سطح معنیداری۰۰۰/۰=α برابر با ۸۸۸/۰=R محاسبه شده است. از آنجا که این سطح معنیداری از سطح معنیداری مورد نظر ما ۰۵/۰=α کمتر است مدرک کافی برای رد فرض صفر خود داریم، درنتیجه فرضیه صفر مارد و فرضیه اصلی ما تائید میشود. بنابراین نتیجه میگیریم که با بهبود شرایط سازمانی میزان توانمند سازی روانشناختی کتابداران نیز افزایش مییابد.
۴-۳-۹٫فرضیه دوم پژوهش
بین عامل راهبردهای مدیریتی و توانمندسازی روانشناختی از نظر کتابداران رابطه معنیداری وجود دارد. جدول (۴-۲۲) نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون پیرامون میزان راهبردهای مدیریتی و توانمندسازی روانشناختی کتابداران را نمایش می دهد.
جدول (۴-۲۲):نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون پیرامون میزان راهبردهای مدیریتی و توانمندسازی روانشناختی
| ضریب همبستگی پیرسون |
۰٫۹۲۹(**) |
| سطح معنیداری |
۰٫۰۰۰ |
| تعداد |
۱۰۹ |
نتایج به دست آمده از آزمون ضریب همبستگی بین این دو متغیر حاکی از آن است که در بین ۱۰۹پاسخگوی مورد مطالعه ضریب همبستگی با سطح معنیداری۰۰۰/۰=α برابر با ۹۲۹/۰=R محاسبه شده است. از آنجا که این سطح معنیداری از سطح معنیداری مورد نظر ما ۰۵/۰=α کمتر است مدرک کافی برای رد فرض صفر خود داریم، درنتیجه فرضیه صفر مارد و فرضیه اصلی ما تائیدمیشود. بنابراین نتیجه میگیریم که با افزایش راهبردهای مدیریتی میزان توانمند سازی روانشناختی کتابداران نیز افزایش می یابد.
۴-۳-۱۰٫فرضیه سوم پژوهش
- بین عامل منابع خودکارآمدی و توانمندسازی روانشناختی از نظر کتابداران رابطه معنیداری وجود دارد. جدول ۴-۲۳ نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون پیرامون میزان منابع خودکارآمدی و توانمندسازی روانشناختی کتابداران را نمایش می دهد.
جدول(۴-۲۳):نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون پیرامون میزان منابع خودکارآمدی و توانمندسازی روانشناختی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف)در انسان بسیاری از تغییرات ریز ماهوارهای موجب تغییر در نشانگر های مجاور ناحیه ی ریز ماهوارهای نمیشود. بنابراین در ایجاد چنین تغییراتی نوترکیبی بیتاثیر است. از آنجا که جهش در فرضیه کراسینگ اور نامساوی، وابسته به نوترکیبی است، تغییرات ریز ماهواره ای و عدم تغییر نقاط مجاور با این فرضیه قابل توجیه نیست.
 ب)نقصان در ژنهایی که در نوترکیبی نقش اساسی دارند تاثیری در پایداری ریز ماهوارهها ندارد. ج)مطالعات انجام گرفته در ساکارومایسزسرویزیه[۴۷] نشان میدهد که پایداری ریز ماهوارهها در سلولهایی که تقسیم میوز را انجام میدهند مشابه با یاخته ها در تقسیم میتوز است. با توجه به اینکه نوترکیبی در میوز بیشتر از میتوز است، پس اگر فرضیهی کراسینگ اور نامساوی صادق باشد، باید ریز ماهوارهها در میوز ناپایدارتر از میتوز باشد(۲۳). ۱-۶ دامنه تنوع واحدهای تکرارشونده دو مدل متفاوت برای توصیف دامنهی تنوع تعداد واحدهای تکرار شوندهی ریز ماهوارهای وجود دارد: ۱٫مدل جهش گام به گام[۴۸]
-
- مدل آللی نا محدود[۴۹]
۱-۶-۱ مدل جهش گام به گام اگر فرض کنیم در ریزماهوارهها یک گام معادل تغییر در یک واحد تکرار شونده باشد، بنابر این مدل ریز ماهوارهها از نظر اندازه فقط در تعداد محدودی گام تفاوت دارند، بهطوری که هر گام از گام بعدی به وسیلهی یک واحد تکرار شونده جدا میشود. در این مدل چنین فرض میشود که بسیاری از جهشهای با فراوانی زیاد، فقط ریزماهوارهها را در یک گام یا دو گام(در یک زمان) تغییر میدهند. طرفداران این نظریه معتقدند که در بیشتر آزمایشها، بیشترین تغییر در ساختار ریزماهوارهها مربوط به افزایش یا کاهش در یک واحد تکرار شونده بوده است(۱۰). ۱-۶-۲ مدل آللی نامحدود بر اساس این مدل هیچگونه محدودیتی در اندازهی پتانسیل ریزماهوارهها وجود ندارد. از این رو تعداد نا محدودی از انتخابها میتوانند اتفاق بیفتند که تمامی آنها احتمال یکسان را داشته باشند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که ترکیبی از این دو مدل(عموما تغییر در یک یا دو واحد تکرار شونده و به مقدار کمتر تغییرات بزرگتر) بهتر میتواند تغییرات جهشی در ریزماهوارهها را توضیح دهد(۱۰). ۱-۷ مارکرهای STR توالیهای تکراری کوتاه پشت سر هم(STRS) ، توالیهای تکرارشونده کوتاه با طول ۱-۱۳ نوکلئوتید هستند که به شکل سر به دم قرار میگیرند. در ژنوم انسان، معمولترینSTR ، توالی دو نوکلئوتیدی [CA]n است،که در این فرمول n تعداد تکرارهاست که معمولا بین ۵ تا ۲۰ بار متغیر است(۲۴). ۱-۸ کاربرد مارکرهای STR مارکرهایSTR کاربردهای فراوانی دارد که از مهمترین آنها تعیین هویت افراد است(۲۵). تعیین هویت در موارد بسیاری کاربرد دارد که از جملهی آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ۱- مطالعات شجرهای و روابط فامیلی ۲- شناسایی هویت قربانیان حوادث ۳- تعیین هویت در موارد جنایی ۴- ردیابی تاریخ بشر و مطالعات جمعیتی(۲۶). ۱-۸-۱ مطالعات شجرهای و روابط فامیلی از مارکرهایSTR می توان برای بررسی خویشاوندی دو یا چند نفر استفاده کرد. این نوع مطالعه را آنالیز فامیلی[۵۰] میگویند و کاربرد متداول آن در بررسی رابطه والدین ـ فرزندی است(۲۷). هرساله بیش از ۳۰۰۰۰۰ مورد تست ابویت به منظور تعیین رابطه پدر فرزندی در ایالات متحده انجام میشود. این تستها معمولا شامل یک مادر، یک کودک و یک یا چند پدر مدعی است. همانطور که میدانیم هر فرد دارای دو سری آلل میباشد که یک سری آن را از پدر و سری دیگر را از مادر دریافت کرده است. بدین منظور آللهای پدر و فرزند برای یافتن تعدادی از جایگاههایSTR مورد بررسی قرار میگیرند. اساس این تست بر این است که در فقدان جهش، آللهای کودک باید مطابقت کاملی با آللهای پدری و مادری داشته باشد(۲۸-۲۹-۳۰). شکل ۱-۴ آللهای فرزندان مجموعهای از آللهای والدین آنها میباشد(۲۶). علاوه بر این بسیاری از افراد برای شناسایی اقوام خود از مارکرهایSTR استفاده میکنند. برای مثال با آنالیز STR های کروموزومY می توان نسبت فامیلی میان مردان یک خانواده را مشخص کرد. زیرا همانطور که میدانید کروموزومY توارث پدری دارد و از پدر به تمام پسران به ارث میرسد. پس طبیعی است که تمام پسران خانواده در همهی نسلهاSTR های یکسانی روی کروموزوم Y خود داشته باشند. آزمایشی که بدین منظور انجام میگیرد آزمایش Y-filer نامیده میشود. به کمک این آزمایش میتوان روابط میان برادرها، عمو و برادرزاده و… را مشخص نمود(۲۷-۳۱). ۱-۸-۲ شناسایی هویت قربانیان حوادث فجایع بزرگ، طبیعی یا بدست بشر، میتواند جان افراد بسیاری را بگیرد، تستهایی که برای شناسایی قربانیان حادثه انجام میشود، تست تعیین هویت قربانیان حادثه نامیده میشود. از این تست در مواردی مانند سقوط هواپیما ،آتش سوزیهای بزرگ و حوادث تروریستی استفاده میشود. در این قبیل حوادث با بهره گرفتن از اسامی افراد، خانوادههای آنها شناسایی میشوند و پس از مراجعهی خانوادهها، از اعضای خانواده شامل پدر، مادر، فرزند، خواهر و برادر نمونهی DNA گرفته میشود و نواحی STR آنها بررسی میشود. پس از این مرحله با بهره گرفتن از DNAبه دست آمده از بقایای اجساد پروفایل ژنتیکی آنها تهیه میشود و در نهایت با مقایسهی پروفایلهای تهیه شده هویت قربانیان شناسایی میشود(۳۲). ۱-۸-۳ تعیین هویت در موارد جنایی تعیین هویت در موارد جنایی شامل دو بخش میباشد: شناسایی افراد مجهول الهویه ردیابی مجرمین(۲۵). ۱-۸-۳-۱ شناسایی افراد مجهول الهویه هر ساله میلیونها نفر در سراسر جهان تحت شرایط مشکوکی مفقود میشوند. بسیاری از این افراد قربانی فعالیتهای مجرمانه از قبیل تجاوز و قتل میشوند و هویت آنها ناشناس باقی میماند. در این موارد هم میتوان از مارکرهای ژنتیکی موجود در DNA افراد برای تعیین هویت آنها استفاده کرد(۳۳). سه دسته نمونه در مورد افراد قربانی وجود دارد: ۱-نمونه مستقیم از فرد قربانی ۲-نمونه خانواده قربانی ۳-نمونههای ناشناس باقی مانده از انسان در صحنهی جرم این نمونهی باقی مانده میتواند استخوان، دندان، بافت، تار مو، لکه ی خون و یا هر چیز دیگری باشد(۳۴). ۱-۸-۳-۲ ردیابی مجرمین علاوه بر این میتوان از آنالیز DNA برای ردیابی و شناسایی مجرمین استفاده کرد. این که فردی مرتکب جرم و جنایتی بشود و نمونهای از DNA خود را به جا نگذارد، تقریبا غیرممکن است. مو، لکههای خون و حتی اثر انگشت، مقادیر بسیار جزئی از DNA را دارند که برای مطالعه با PCR کافی هستند. این بررسیها لازم نیست که بلافاصله انجام شوند، زیرا در سالهای اخیر، با آزمایش DNA روی مواد بایگانی شده، تعدادی از جنایات گذشته ـ با عنوان پروندههای مختومه ـ نیز روشن شده است(۳۵). باید به خاطر داشته باشیم که یک پروفایل DNA به تنهایی فاقد اعتبار است و کاربردی ندارد. همیشه برای بررسی یک پروفایل DNA نیاز است که یک مقایسهای انجام شود: ۱-نمونه ی مورد بررسی که با Q مشخص می شود ۲-نمونه شناخته شده که با K نمایش داده می شود در موارد جنایی، نمونه ی صحنه ی جرم (Q) با نمونه ی فرد مظنون (K) و یا مظانین (K1,K2,K3,K…) مقایسه می شود . در یک مورد بدون مظنون، نمونه ی صحنه ی جرم با نمونه هایی که در اطلاعات کامپیوتری از افراد سابقه دار وجود دارد، بررسی می شود . (K1,K….,KN)(34). شکل ۱-۵ شناسائی مجرمین به کمک مارکرهای STR(26).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خوبی دفاع میکرد و جامعه برای محاکمه و مجازات مرتکب جرم ناگزیر به تماشای اقدام بزه دیده برای تقاضای تعقیب و محاکمه وی نبود. ویژگی دوم، غیرعلنی بودن دادرسی بود.نحوه دادرسی در این نظام اصولاً سری است. بنابراین اصل بر محرمانه بودن دادرسی است مگر در جایی که خود قاضی تشخیص دهد که دادرسی به صورت علنی برگزار شود(گلدوست جویباری،۱۳۸۸، ۲۸). این ویژگی از معایب این نظام به شمار میآید «زیرا عدم حضور مردم در رسیدگیهای کیفری و تشکیل دادگاه از قاضی و متهم، دست قضات رسیدگی کننده را در اتخاذ تصمیم به میل خود باز میگذارد(آشوری،۱۳۸۱، ۳۷). ویژگی سوم، کتبی بودن دادرسی بود. یعنی از همان شروع به تحقیق و تعقیب، هر اقدام قضایی که در پرونده صورت میگیرد باید به صورت مکتوب باشد. همچنین طرفین میتوانستند مطالب خود را به صورت مکتوب اظهار نمایند و پروندهای برای نگهداری مکاتبات آنها و ضبط جریان رسیدگی تشکیل میشد.ویژگی چهارم، غیر ترافعی بودن رسیدگی است. یعنی دادرسی به نبرد قضایی میان متهم و قاضی به عنوان نماینده جامعه تبدیل میشد. متهم از حقوق اندکی برای دفاع از خود برخوردار بود و نمیتوانست از دلایل اتهام آگاه شده و آنها را مورد مناقشه قرار دهد و یا آزادانه دلایل خود را ارائه نماید. در مقابل، قاضی از اختیارات زیادی برخوردار بود تا از متهم اقرار بگیرد و هر پرسشی را مطرح نماید(خالقی،۱۳۸۸، ۱۷). در مجموع در این نظام اصل بر گناهکاری متهم بود مگر این که او قادر باشد خلاف آن را ثابت کند (آشوری،۱۳۸۱، ۳۸). این سیستم دادرسی که به متهم اجازه نمی داد تا از اتهامات و دلایلی که علیه او جمع آوری شده بود، اطلاع یابد و امکان حضور و دخالت وکیل مدافع را منتفی می کرد، تا حدی پیش رفت که دادگاه های معروف به “انکیزسیون” و یا تفتیش عقاید[۵] به وجود آمد و در این دادگاه ها اعمال ننگین و شرم آوری به نام اجرای عدالت صورت گرفت و یکی از نقاط تاریک تاریخ بشریت را به وجود آورد. در این دوره از تاریخ حقوق ملاحظه می شود که شکنجه به منظور کسب اقرار از متهم و تکمیل پرونده مقدماتی تجویز می شود و در مورد محکومان به اعدام نیز این تجویز وجود داشت که قبل از مرگ محکوم علیه، او را شکنجه نمایند تا معاونان و شرکای احتمالی خود را معرفی کند. در این دوره اقرار به عنوان دلیل اصلی محسوب می شد و قاضی پس از اقرار متهم از رسیدگی به سایر دلایل بی نیاز بود و از همه مهمتر این که متهم باید با زبان خودش سخن می گفت و امکان استفاده از وکیل مدافع برای او وجود نداشت(آشوری،۱۳۸۰، ۲۷۰). نظام تفتیشی کسب اقرار از متهم را ارجح می داند در حالی که نظام اتهامی به اثبات مجرمیت با ادله ای که مستقل و آزاد گردآوری شده، وفادار است. نظام حقوق کیفری مبتنی بر اقرار در درازمدت کمتر قابل اعتماد خواهد بود و نسبت به سیستم مبتنی بر تحصیل دلیل به طور مستقل و آزادانه از طریق تحقیقات ماهرانه بیشتر در معرض سوء استفاده می باشد Samaha,2012,288)).از دیگر ویژگی های نظام تقتیشی، سیستم دلایل قانونی بود که قضات نمیتوانند متهم را محکوم کنند مگر در صورت احراز دلایل که قانون معین کرده است(گلدوست جویباری،۱۳۸۶، ۲۷). تأثیری که اقرار در پایان بخشیدن به رسیدگیهای کیفری داشت سبب شد که قضات رفتهرفته برای اخذ آن به وسایلی متوسل کردند و به این ترتیب شکنجۀ متهمانی که از پاسخ دادن به پرسشهای قضات امتناع میکردند بتدریج در سراسر اروپا (به استثنای انگلستان) ولااقل در رسیدگی به جرایم مهم مرسوم شد(آشوری،۱۳۷۸، ۳۰). شکنجه برای رسیدن به دو هدف اعمال میشد: یکی کسب اقرار از متهم و تکمیل پروندۀ مقدماتی و مورد دوم، به هدف اجبار محکومعلیه قبل از اعدام به معرفی معاونان و شرکای احتمالی جرم. دلیل دیگری که در اثبات امر کیفری مؤثر بود شهادت بود. در این نظام گواهی دو شاهد مرد بدون توجه به تقوا و پاکدامنی آنان حتی برای صدور حکم اعدام هم کفایت میکرد (آشوری،۱۳۷۸، ۳۲). ضمن اینکه این سیستم در حفظ و نظام موجود و دفاع از اجتماع بسیار مفیدتر از سیستم اتهامی است و با اتخاذ آن احتمال فرار مجرم از مجازات ضعیف میگردد.اما عیوب و اشکالات بسیاری بر آن وارد است، مهمترین اشکال این سیستم نادیده گرفتن اصل برائت است. از دیگر عیوب این سیستم اینکه نفع متهم در این نظام نادیده گرفته میشود و در حقیقت فرد فدای جامعه میشود. بویژه با توجه به وجود و حاکمیت دلایل قانونی و اختیار وسیع قضات در اخذ اقرار از متهم،نتیجۀ حاصله که شکنجههای سخت است باعث وارد شدن انتفادات زیادی بر این سیستم میشود.(آخوندی،۱۳۶۸، ۵۵)
 در واقع می توان چنین نتیجه گرفت که هر دو نظام ترافعی و تفتیشی، تفتیشی هستند زیرا رسیدگی در مرحله مقدماتی توسط دولت، یعنی پلیس و دادستان آغاز و هدایت می شود. همین طور، هر دو نظام"اتهامی” هستند زیرا مرحله تعقیب و محاکمه به عهده نهادی جدا از قاضی مرحله مقدماتی است (Ambos,2003,35). و هر دو نظام معایبی داشتند که رفع این معایب از ضروریات بود. ۳- نظام مختلط از مطالب پیش گفته چنین برمی آید که هریک از سیستم دوگانه ایراداتی داشتند که به مرور زمان درصدد اصلاح آن ها برآمدند، از جمله در کشورهای با نظام کامن لا، تعقیب عمومی ایجاد شد و در کشورهایی که از نظام دادرسی تفتیشی برخوردار بودند، نهادهایی چون هیئت منصفه مورد اقتباس واقع شد و با تفکیک دو مرحله “تحقیقات مقدماتی” و “رسیدگی” از یکدیگر، نظام مختلط را ایجاد نمودند که در مرحله اول(تحقیقات مقدماتی) از اصول سیستم تفتیشی پیروی می شود و در مرحله بعدی (رسیدگی در دادگاه) رسیدگی به صورت ترافعی و به شیوه ای نزدیک به نظام اتهامی صورت می گیرد. البته این تحول نظام های حقوقی به همین اندازه پایان نیافت، بلکه روز به روز حتی از دامنه تفتیشی بودن تحقیقات مقدماتی نیز کاسته شد و دستگاه های عدالت کیفری به سوی نظام اتهامی روی آوردند. علی الخصوص در دهه های اخیر که حقوق بشر و لزوم رعایت آن بر تمام شاخه های حقوقی و از جمله آیین دادرسی کیفری سایه افکنده است، شاهد آن هستیم که نظام های حقوقی با فرار از چنگال سیستم تفتیشی، به سوی سیستم اتهامی گام برمی دارند و سعی بر آن دارند تا حقوق و آزادی های فردی در کلیه مراحل رسیدگی کیفری (اعم از مرحله قبل از دادرسی، حین دادرسی و بعد از دادرسی) مراعات شود. به نظر می رسد رشد و توسعه دمکراسی در کشورهای مختلف، از بعد حقوقی وقضایی بر نظام دادرسی کیفری آن کشورها اثرمستقیم دارد(Leonard L,2006,1552) لازم به یادآوری است که این اصول امروزه در معتبرترین اسناد بین المللی اعم از جهانی و منطقه ای، مورد توافق جامعه جهانی قرار گرفته اند. به گونه ای که برخی از آنها در حد بیانیه و اعلامیه می باشند و برخی دیگر نیز متون لازم الاجرایی هستند که به علت الحاق و تصویب آنها از طرف دولت ها، در زمره قوانین داخلی آنها قرارگرفته اند. راجع به انجام یک محاکمه موثر، گروهی از متخصصان سازمان ملل متحد، درباره اداره دادگاه و جمع آوری ادله، نقش فعال تری را برای قضات درخواست کردند. در این زمینه مسلم است که حقوق نوشته همانند آیین دادرسی ساخته دست قضات بهتر می تواند مانع از تاخیرهای حاصل از رابطه متقابل آزاد طرفین شود، با این حال، مقررات آیین دادرسی تنها یک چارچوب کلی در این رابطه فراهم می آورد، کارکرد شفاف و روشن یک سیستم قضایی به عوامل آن بستگی دارد. آیین دادرسی حقیقتا مختلط مستلزم این است که دادستان، وکلای مدافع و قضات نسبت به هر دو نظام کامن لا و حقوق نوشته از اطلاعات کافی برخوردار باشند، و بتوانند نگاهی فراتر از نظام های خودشان داشته باشند .( Ambos, 2003,10) یکی ازچالش های اساسی به هنگام بررسی اساسنامه دیوان بین المللی کیفری در رم، تعیین نظام دادرسی حاکم بر دیوان بود. همانند سایر قسمت های اساسنامه، نظام دادرسی دیوان نیز نمی توانست با نادیده گرفتن نظام دادرسی حقوق نوشته صرفا از نظام کامن لا اقتباس کند. سابقه و رویه دادگاه های کیفری اختصاصی (موردی) نیز راهنمای خوبی برای تعیین نظام دادرسی حاکم بر دیوان بود. نظام دادرسی دیوان به خوبی نمایانگر این مطلب است که این دیوان نیز درصدد جمع بین ویژگی های دو نظام فوق به همراه یک سری نوآوری هاست. بخش دوم- نظام بین المللی دادرسی کیفری اینک پس از نگاهی اجمالی به نظام های ملی دادرسی کیفری، به بررسی نظام بین المللی دادرسی کیفری می پردازیم. در این بخش تاریخچه و صلاحیت محاکم کیفری بین المللی و نیز پیشینه دادرسی بین المللی کیفری به اختصار مورد بررسی قرار می گیرند. گفتار اول- تاریخچه و صلاحیت محاکم کیفری بین المللی حاکمیت کشورها همواره مانع اساسی در راه تعقیب و مجازات جنایتکاران بزرگی بوده است که در صحنه وسیعی از جهان مرتکب جنایات می شدند. زیرا گاهی جنایاتی بین المللی اتفاق می افتاد که کشورها تمایلی برای پیگیری و مجازات مرتکبان آنها نداشتند. همچنین گاهی جرائمی اتفاق می افتاد که در قلمرو کشورخاصی نبودند و نفع حکومت خاصی نیز در تعقیب این جرائم نبود. به منظور رفع نقیصه فوق، کشورها با پذیرش اصل “صلاحیت جهانی”[۶] برخی جرائم را واجد وصف مهم و بین المللی دانسته اند و توافق نموده اند که هر کشوری که به مرتکبان این گونه جرائم دسترسی پیدا کرد،می تواند آنها را تحت تعقیب قرار دهد و به مجازات برساند. پیدایش اندیشه صلاحیت جهانی به شرح فوق نیز چندان کارساز نبوده است. موانع و محدودیت هایی نظیر ” فقدان قانونگذاری و یا وجود قوانین مناسب” ،” فقدان دانش و تخصص کافی در سیستم عدالت کیفری” ، “فقدان اراده سیاسی و یا عدم مداخله سیاسی در اجرای صلاحیت” ، “عفو متهمان به جرائم مشمول اصل صلاحیت جهانی” ، “مصونیت قضایی متهمان” ، “مشکل تحصیل دلیل” ، “فقدان یا عدم کفایت قرادادهای استرداد مجرمین” و ” محدودیت های حقوق داخلی ” از جمله عوامل عدم موفقیت اصل صلاحیت جهانی می باشند(فروغی،۱۳۸۶،۲۴۷). به موازات اصل صلاحیت جهانی و به ویژه پس از آن که عدم موفقیت این اصل در مجازات کلیه مرتکبان جنایات بزرگ بین المللی به شرح فوق مشخص شد، اندیشه ایجاد دادگاه کیفری با صلاحیت بین المللی رشد و توسعه بیشتری یافته است.[۷] به همین جهت می توان گفت که دادرسی های بین المللی کیفری از قدمت زیادی برخوردار نیستند. گفتار دوم- پیشینه دادرسی بین المللی کیفری نقطه عطف تاریخ دادرسی های بین المللی کیفری را می توان تشکیل دادگاههای نورمبرگ و توکیو دانست. سپس با تشکیل دادگاههای بین المللی کیفری برای یوگسلای سابق و روآندا و همچنین تشکیل دادگاههای مختلط و در نهایت تشکیل دیوان بین المللی کیفری، آیین دادرسی بین المللی کیفری توسعه یافت. در ادامه به بررسی این روند تاریخی پرداخته می شود. ۱- پیش از تشکیل دادگاههای نورمبرگ و توکیو تا قبل از تشکیل دادگاه های نظامی بین المللی نورمبرگ[۸] و توکیو،[۹] ایده تشکیل یک دادگاه بین المللی کیفری برای محاکمه جنایتکاران بین المللی هر از گاهی مطرح می شده است. شش قرن قبل، اولین دادگاه بین المللی کیفری درصدد بود تا در خصوص اشخاص مسئول در قبال آنچه که امروزه جنایات بین المللی خوانده می شود، اجرای عدالت کند.(در قضیه مورد نظر جنایت علیه بشریت بود). شرح آن قضیه این است که در سال ۱۴۷۴ یک دادگاه بین المللی کیفری موقتی با ترکیب ۲۸ قاضی از آلزاس، آلمان و سوئیس با ریاست یک قاضی اتریشی، پیترفون هاگنباخ یکی از حکام وقت را محاکمه و محکوم کردند. محاکمه هاگنباخ را می توان یکی از نخستین تلاش های جامعه بین المللی برای محاکمه قدرت دانست. در این دادگاه نماینده امپراطور اتریش، به عنوان شاکی اعلام کرد که هاگنباخ قوانین خدا و انسان را زیر پا نهاده است. در نهایت، دادگاه متهم را مجرم شناخت و وی را از درجه شوالیه گری و مزایای مربوطه محروم کرد، زیرا مرتکب جرایمی شده بود که مکلف به پیشگیری از آنها بود. سرانجام، نیز هاگنباخ اعدام شد(ضیایی بیگدلی، نژندی منش،۱۳۸۹، ۱۴۶). در تاریخ جدید نیز اولین پیشنهاد برای ایجاد یک دیوان بین المللی کیفری دائمی را یک سوئیسی به نام گوستاو موینیه[۱۰] در سال ۱۸۷۲ مطرح کرد. در واقع در اثر ترس و وحشت ناشی از فجایعی که دو طرف جنگ (فرانسه وپروس) در سال ۱۸۷۰ مرتکب شده بودند، پیشنهاد ایجاد یک دیوان بین المللی کیفری دائمی در این سال مطرح شد که هدف ایجاد آن نیز سزادهی به ناقضان کنوانسیون ژنو ۱۸۶۴ و اجرای عدالت در خصوص هر شخص بود که در قبال این جرائم مسئول بود لیکن پیشنهاد او با استقبال روبرو نشد(اردبیلی،۱۳۸۳، ۱۳). در ۱۹ ژانویه ۱۹۱۹ بلافاصله بعد از پایان جنگ جهانی اول، کنفرانس صلح پاریس، کمیسیونی را برای تعیین مسولیت مسببین جنگ و اعمال مجازات به خاطر نقض قوانین و عرف های جنگی تعیین نمود.کمیسیون کنفرانس ۱۹۱۹ پیشنهاد کرد که یک دیوان اختصاصی برای محاکمه اشخاصی که در قبال نقض قوانین مربوط به جنگ و حقوق بشریت مسئول هستند، تشکیل شود Bassiouni,1997, 11) ). به این جهت مقرراتی در معاهده ورسای ۱۹۱۹ (مواد۲۲۷ تا ۲۳۰ معاهده) مبنی بر ایجاد یک دیوان بین المللی اختصاصی برای محاکمه ویلهلم دوم (شاه آلمان) به لحاظ ارتکاب جرم علیه اخلاق بین المللی و نقص حرمت معاهدات تصویب شد، همچنین صلاحیت این دیوان برای تعقیب اشخاص مظنون به ارتکاب افعال ناقض قوانین و عرف جنگ به رسمیت شناخته شده بود. به علاوه در همین ایام تصمیم دیگری نیز برای تعقیب مجرمین جنگی ترکیه بخاطر قتل عام تعداد زیادی ارمنی توسط مقامات ترکیه اخذ شده بود. به هر حال هیچ دادگاه بین المللی برای رسیدن به مقاصد فوق تشکیل نشد. به این صورت که ویلهلم دوم به هلند شد و این کشور از استرداد وی خودداری نمود. متفقین نیز به محاکمه متهمان آلمانی نزد دادگاه عالی آلمان در لایپزیک رضایت دادند. از تعداد بیش از ۸۹۶ فرد آلمانی که متهم به جرائم جنگی بودند، فقط ۱۲ نفر محاکمه شدند و از میان ۱۲ نفر هم فقط ۶ نفر محکوم شدند. مقامات ترکیه نیز به موجب معاهده لوزان (۱۹۲۳) مشمول عفو قرار گرفتند. Caianiello & Illuminati, 2005, 412)) و نتیجه ای که گرفته می شود این است که چون هیچ دادگاه بین المللی تشکیل نشد پس بر طبق آیین دادرسی داخلی محاکمه و محکوم شدند. ۲- دادگاه های بین المللی نورمبرگ و توکیو اولین دادگاه بین المللی کیفری تاثیرگذار در قرن بیستم دادگاه نورمبرگ بود که به منظور رسیدگی به جنایات ارتکابی در حین جنگ جهانی دوم ایجاد شد. در سال ۱۹۴۱ متفقین تصمیم گرفتند که اشخاصی که به خاطر نقض جدی حقوق بشردوستانه مسئول هستند محاکمه و مجازات شوند. در اعلامیه مسکو در اکتبر۱۹۴۳، متفقین تاکید نمودند که بعد از جنگ، رهبران سیاسی و نظامی آلمان و ژاپن به خاطر جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و اقدام به جنگ تجاوزکارانه، به محاکمه کشیده خواهند شد. در اگوست ۱۹۴۵ فرانسه، انگلستان، ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در لندن تشکیل جلسه دادند و قراردادی را امضاء کردند که مقرر می داشت یک دادگاه نظامی بین المللی در نورمبرگ تشکیل شود. این دادگاه به منظور محاکمه عالی ترین مقامات آلمان تشکیل شد که به جنایت علیه صلح، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت متهم بودند. براساس منشور نورمبرگ هر یک از چهار قدرت فاتح جنگ یکی ازچهار قاضی و یکی از چهار دادستان را تعیین می نمودند) اسماعیلی، یوسفیان، ۱۳۸۳، ۶۱۳). دادستان ها وظیفه تهیه کیفر خواست و پیش نویس قواعد دادرسی دادگاه نورمبرگ را برعهده داشتند. این مطلب جالب توجه است که تعیین قواعد دادرسی توسط دادستان، نه در اساسنامه دادگاه های یوگسلاوی و روندا و نه در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری پیش بینی نشده است. دادگاه نورمبرگ ملزم به رعایت تکنیکی ادله نبود و هردلیلی را که احتمالا ارزش اثباتی داشت، می توانست بپذیرد. این شیوه جمع آوری ادله نیز در اساسنامه دادگاه یوگسلاوی و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری وجود ندارد. بعلاوه قضات دادگاه نورمبرگ این اختیار را داشتند که الزام کنند که شهود برای ادای شهادت حاضر شوند، از متهمین استنطاق کنند و دستوردهند که اسناد و سایر ادله جمع آوری شود. در پایان دادرسی دادگاه نورمبرگ، از مجموع ۲۲ تن از مقامات آلمانی که در نورمبرگ محاکمه شدند،۳ نفر تبرئه شدند و ۱۹ نفر گناهکار شناخته شدند (۱۲ نفر از آنان به مجازات مرگ محکوم شدند، ۳ نفر به حبس ابد و ۴ نفر به حبس موقت). رویه دادگاه نورمبرگ پایه اصلی و مبنای حقوقی بیش از یک هزار محاکمه موردی در خصوص جرایم جنگی قرار گرفت که این محاکمات در مناطق اشغالی و یا آزاد شده برگزار شد.[۱۱] (فیوضی، ۱۳۶۷، ۱۵۶). جنایتکاران جنگی ژاپنی نیز بعد از جنگ جهانی دوم به وسیله دادگاه بین المللی نظامی برای خاور دور (معروف به دادگاه توکیو) محاکمه شدند. منشور این دادگاه عمدتا بر مبنای منشور نورمبرگ تنظیم شده بود. منشور نورمبرگ و منشور توکیو و آراء صادره از این دادگاه ها، علیرغم نقش اساسی که در توسعه حقوق بین المللی در قرن بیستم داشتند، اما خالی از عیب و ایراد نیز نبودند. مهمترین ایراد نیز این است که این دادگاه ها، دادگاه هایی بودند که فاتحان جنگ آن را تشکیل داده بودند. به هر حال در غیاب استانداردهای بین المللی مشخص و معین در خصوص محاکمات بین المللی کیفری، این دادگاه یک سری قواعد حداقلی را از اصول کلی حاکم بر نظام های مختلف دادرسی اقتباس می کردند. اصول به رسمیت شناخته شده در منشور نورمبرگ و آراء صادره ار این دادگاه، کلا در سال ۱۹۴۶ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد مورد تایید قرار گرفتند.تعریف منشور نورمبرگ از جنایات بین المللی نقش مهمی در توسعه حقوق بین الملل کیفری داشت. به گونه ای که تعریف جنایات جنگی که در منشور نورمبرگ آمده بود، تدوین شد و در کنوانسیون چهارگانه ژنو مقرر می دارند که کشورهای عضو باید اشخاصی را مرتکب نقض شدید حقوق بشر دوستانه شده اند و یا دستور آن را داده اند، بدون توجه به ملیت آنها در یک دادگاه ملی و درصورت امکان در یک دادگاه بین المللی محاکمه کنند. همچنین در کنوانسیون “پیشگیری و مجازات جنایت نسل زدایی” که در سال ۱۹۴۸ تصویب شد، امکان محاکمه متهمان به ارتکاب نسل زدایی توسط دادگاه صالح کشوری که این جنایت در قلمرو آن رخ داده است یا در “دادگاه بین المللی صالحی که دول متعاهد مرتبط با صلاحیت آن، در آینده نسبت به آن توافق خواهند کرد"، وجود دارد. مسولیت بین المللی به سبب ارتکاب نسل زدایی نیز موضوعی است که باید توسط دیوان بین المللی دادگستری مورد رسیدگی قرار گیرد.[۱۲] نتیجه ای که می توان گرفت این است که قضات دادگاه نورمبرگ و توکیو در جمع آوری و ارزیابی ادله از سیستم تفتیشی استفاده می کردند. ۳- تشکیل دادگاه رسیدگی به جنایات ارتکابی در یوگسلاوی سابق و رواندا در سال ۱۹۹۱ اسلوونی و کرواسی استقلال خود را از یوگسلاوی اعلام کردند. به لحاظ سوابق تاریخی جنگ جهانی دوم که در طی آن تعداد زیادی از صرب های ساکن منطقه کرواسی به وسیله یک سازمان نژاد پرستارانه کروات نابود شده بودند، این بار نیز بیم آن وجود داشت که حدود پانصد هزار صرب ساکن در مناطق استقلال یافته در معرض خطر قرار گیرند. این سابقه تاریخی، زمینه یک پاسخ و عکس العمل شدید را فراهم کرده بود. اسلوبودان میلوسویچ که در آن زمان هنوز رئیس جمهور یوگسلاوی نبود، شروع به اعزام نیروهای ارتش ملی یوگسلاوی ـ که غالبا صرب بودند ـ به منطقه اسلوونی نمود و این امر برای شروع فاجعه کافی بود.یک سال بعد در سال ۱۹۹۲ دامنه جنگ به بوسنی رسیده بود. فقط ۱۸ ماه بعد از شروع جنگ ها حدود ۱۵۰۰۰۰ نفر کشته شده بودند. به ویژه در شهر سارایوو که بیش از ۱۰۰۰۰ نفر کشته شدند که حدود ۲۵۰۰ نفر از آنها را کودکان تشکیل می دادند (. (Caianello & Illuminati, 2005,418 پیرو این وضعیت، سازمان ملل و اجتماع بین المللی دست به کار شدند. این امر نیز اولا: تحت تاثیرتبلیغات گسترده رسانه ها بود که نه تنها بر عمق فاجعه ارتکابی در یوگسلاوی تاکید داشتند بلکه همچنین قصور جامعه بین المللی در برقراری صلح بین طرفین درگیر را نیز متذکر می شدند. ثانیا: نفع قدرتهای بزرگ جهان نیز در این بود که اشخاص دخیل در این جنایات را به مجازات برسانند(صابر،۱۳۸۸، ۳۴). در۴۱ فوریه ۱۹۹۳ شورای امنیت به موجب قطعنامه ۸۰۸ تشکیل یک دادگاه بین المللی کیفری اختصاصی برای رسیدگی به جنایات ارتکابی در یوگسلاوی سابق را تصویب نمود و سپس براساس فصل هفتم منشور ملل متحد، اساسنامه دادگاه رسیدگی به جنایات ارتکابی در قلمرو یوگسلاوی سابق را به موجب قطعنامه ۸۲۷ تصویب نمود. در خصوص مشروعیت دادگاه یوگسلاوی سابق و اینکه آیا شورای امنیت ملل متحد از چنین صلاحیتی برخوردار است که یک دادگاه بین المللی کیفری ایجاد نماید، مناقشات فراوانی صورت گرفته است(بیگ زاده، ۱۳۷۵، ۴۱). دادگاه های نورمبرگ و توکیو ماهیتا دادگاه های چند ملیتی (نه بین المللی) و صرفا نماینده بخشی از جامعه جهانی محسوب می شدند، دادگاه یوگسلاوی سابق خود را نخستین دادگاه بین المللی حقیقی می داند که به منظور تعیین مسولیت کیفری براساس حقوق بشر دوستانه بین المللی توسط شورای امنیت تاسیس گردیده است (اسماعیلی، یوسفیان، ۱۳۸۳، ۵۳). آیین دادرسی دادگاه شامل سه مرحله است : - جمع آوری اطلاعات و تحقیقات راجع به موضوع پرونده. - صدور کیفر خواست . - دادرسی . با توجه به ماده ۱۵ اساسنامه که مقرر داشته است ” قضات این دادگاه بین المللی، مقررات آیین دادرسی و ادله را تهیه و تصویب خواهند کرد …” پس آیین دادرسی را خود دادگاه وضع کرده است. مرحله اطلاعات و تحقیقات به دادستان واگذار شده است. وی باید هم به تحقیق درباره موضوع بپردازد و هم در مورد مناسبت تعقیب یا عدم تعقیب متهم اظهار نظر کند(بند ۱ ماده ۱۶ و بند ۱ ماده ۱۸( تمایز وظایف عدالت کیفری میان دادسرای مأمور تعقیب جرم از یک سو، و بازپرس که باید درباره وقوع جرم و دلایل امر و اسناد جرم به متهم تحقیق و اظهار نظر کند از سوی دیگر، وجود ندارد. این تفکیک وظیفه- که مستمر هم نیست- مخصوص آن نظام تفتیشی تعقیب جرم است که معمولاً درکشورهایی که دارای سنت تمدن رومی هستند ، اعمال می گردد. در مقابل، در نظام اتهامی کشورهای کامن لا چنین امری بسیار نادر است. این جدایی در اساسنامه دادگاه نورنبرگ (مواد ۱۴ و ۱۵) و دادگاه توکیو (ماده ۸) وجود نداشت و، درهر مورد، دادسرا هردو وظیفه تحقیق و تعقیب واتهام را عهده دار بود (رحیمی،۱۳۷۸، ۲۲۲). شروع تحقیقات قضایی منحصراً به دادستان بستگی دارد : اگر امر عمومی به صرف اقامه دعوای مدعی خصوصی یا براثر قرار جلب مستقیم به دادگاه رسیدگی کننده به ماهیت دعوی شروع نمی شود در اینجا تمام اصحاب دعوی اعم از زیان دیده از جرم و دارندگان حق، دولتها و سازمانهای بین المللی و سازمانهای غیر دولتی و نیز اشخاص ثالث می توانند مدارک و «اطلاعات » خود را به دادستان تحویل نمایند . دادستان در این حال « نظرمی دهد که آیا تعقیب متهم ضروری است یا نه » (بند ۱ ماده ۱۸ ). این معنی همان نظام قدیمی مناسب داشتن آغاز تعقیب کیفری است (خزایی، ۱۳۶۵، ۶۹). که می توان گفت این ماده برگرفته از این خصیصه نظام تفتیشی است که مرجعی برای تعقیب و تقاضای محاکمه متهم صرفنظر از شکایت یا عدم شکایت بزه دیده وجود داشت و در این نظام دعوی از طرف نماینده دادسرا که عبارت از دادستان باشد به نام جامعه برای حفظ نظم اجتماعی مطرح میگردد. در آنچه مربوط به بازداشت متهم و حضور او در دادگاه است، تمام دولتهای عضو سازمان ملل متحد « موظفند» در مورد شناسایی و جستجوی اشخاص، تهیه دلایل، ارسال مدارک و به ویژه بازداشت و تحویل کسانی که دادستان برای آنها قرار بازداشت یا برگ جلب صادر کرده است، با دادگاه همکاری کنند (ماده ۲۹ ). جلسات دادرسی علنی است جز درموردی که دادگاه محاکمه را غیر علنی اعلام کند (بند ۴ ماده ۲۰ و ماده ۲۲ ). ماده ۲۱ تمام تضمینهای پیش بینی شده در بندهای ۱ تا ۳ ماده ۱۴ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۹۶۶ را در مورد متهمان تأیید می کند از قبیل اصل برائت، رعایت حق دفاع، حق برخورداری از محاکمه منصفانه و غیره . همانطور که در نظام اتهامی بیان شد علنی بودن از محاسن و مزایای این نظام بود که در این مورد دادگاه یوگسلاوی سابق از این ویژگی پیروی کرده است. به موجب بند ۴ ماده ۲۱ هر متهمی حق دارد : (…) ج. در دادرسی حاضر شود وخود از خویش دفاع کند .» درگزارش دبیرکل سازمان ملل متحد آمده است که این امر(مأخوذ از بند ۳ ماده ۱۴ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) رسیدگی غیابی را منتفی می سازد. به عقیده ما این تفسیر موجب می شود که به متن مراجعه کنیم : این حقیقت که متهم حق دارد در دادگاه حاضر باشد، منافی با آن نیست که دادگاه غیاباً رسیدگی کند، مشروط برآنکه متهم امکان آن را داشته باشد که از حق حضور در دادگاه استفاده نماید. اگر بپذیریم که حق متهم مبنی برحضور در دادگاه مانع از رسیدگی غیابی می گردد، این امر را نیز پذیرفته ایم که متهم با خودداری از حضور در دادگاه می تواند نهایتاً مانع انجام دادرسی شود. این تفسیر منتهی به « نتیجه ای آشکارا بی معنی و نابخردانه » میگردد (ماده ۳۲ کنوانسیون وین درباره حقوق معاهدات ) و بنابراین باید مردود شناخته شود، هم به دلیل بی معنی بودن آن و هم به دلیل تأثیرمفیدی که باید ماده ۱ اساسنامه دارا باشد که دادگاه را مأمور می کند « درباره اشخاص مسوول، رسیدگی واظهار نظر نماید » (رحیمی، ۱۳۷۸، ۶۸). با توجه به ماده ۲۱ اساسنامه که به حقوق متهم می پردازد و حق دفاع به خوبی تضمین شده است می توان گفت دادگاه یوگسلاوی هم از ویژگی ترافعی بودن نظام اتهامی که شاکی و متهم در جایگاه خواهان و خوانده قرار می گرفتند، و دلایل خود را ابراز میداشتند بهره جسته است. با توجه به مطالبی که بیان شد چنین نتیجه گرفته می شود که دادگاه یوگسلاوی سابق در آیین دادرسی خود بیشتر به نظام دادرسی اتهامی گرایش نشان داده است و در مرحله اول (تحقیقات مقدماتی) از اصول نظام تفتیشی پیروی کرده است و در واقع نظام دادرسی این دادگاه نظام مختلط می باشد. در سال ۱۹۹۴ یعنی یک سال پس از استقرار دادگاه رسیدگی به جنایات ارتکابی در یوگسلاوی سابق، شورای امنیت ملل متحد قطعنامه ۹۵۵ را به تصویب رساند و به موجب آن دادگاه بین المللی کیفری رواندا را ایجاد کرد. صلاحیت این دادگاه رسیدگی به جنایات ارتکابی در قلمرو کشور رواندا بین تاریخ اول ژانویه ۱۹۹۴ تا ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴ می باشد. مقررات ناظر بر این دادگاه شباهت بسیار زیادی به مقررات دادگاه یوگسلاوی دارد. مقر این دادگاه در شهر آروشا در کشور تانزانیا می باشد و زمانی که توتسی ها و هواداران هوتویی آنها مورد قتل عام و حملات گسترده افراد هوتویی قرار گرفتند و اینان مرتکب جنایات نسل زدایی، جنایات ضد بشریت، نقض ماده ۳ مشترک کنوانسیون های ۱۹۴۹ ژنو در مورد حمایت از قربانیان جنگ و نیز نقض پروتکل دوم الحاقی به آن در ۸ ژوئن ۱۹۷۷ گردیده اند. صلاحیت دادگاه همچنین ناظر به تعقیب آن دسته از اتباع رواندایی است که از اول ژانویه تا ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴ مرتکب جنایات نسل زدایی و یا سایر جنایات فوق الذکر در سرزمین های همسایه شده اند. این دادگاه نیز همانند دادگاه یوگسلاوی سابق صرفا نسبت به اشخاص حقیقی اعمال صلاحیت می نماید. مقررات اساسنامه دادگاه رواندا راجع به تشکیلات دادگاه، انجام تحقیقات، آماده سازی کیفرخواست، بررسی و تایید کیفر خواست، حقوق متهم، مجازات ها، آیین دادرسی و تجدید نظر و نیزآیین های تعاون و معاضدت قضایی همانند مقررات اساسنامه دادگاه یوگسلاوی سابق در همین زمینه می باشد.[۱۳] ۴- دادگاه ویژه سیرالئون
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که یا پیر ما را توبنمای روی دگر باره زد بانک حیدر صواب بنیزه کنم با تو زان پس عتاب کتا از چه ما دیر داذی جواب نپروردم از دین توخویشتن یکی با جهاندار بوذم براز ز تو عبرتی دیدم ای تنگ بخت کزین دیرمن هر سو آتش بجست همی کرد آتش سوی من رها هم اکنون تو رویت بحیدر نمای ترا ونبی را به فرمان شدم (ربیع، ۱۳۸۸: ۱۵۸پ – ۱۵۹ر)
و نیز داستان تشنه شدن لشگریان حضرت علی (ع) و داستان چاه آبی که از زیر سنگ بیرون آمد و نوشته هایی که به عبری و خطّ سیاه بر آن سنگ نوشته بودند و در آن نوشته ها نام «ایلیا» به عنوان نام دیگر علی (ع) دیده می شود و نام دوازده وصی، که به طور آشکاری نشان دهندۀ آن است که سراینده این منظومه شیعۀ اثنا عشری است. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ( ۱۴۰۴:ج۷، ۲۲۸ ) با شرح بیشتری آن را از نصر بن مزاحم روایت کرده است. چون أمیرالمؤمنین (ع) به جانب صفیّن حرکت کرد یاران وهمراهان آن حضرت گرفتار تشنگی سختی شدند و هر چه آب همراه داشتند، تمام شد، پس به دنبال آب به سمت چپ و راست بیابان رفتند و اثری از آن ندیدند، أمیرالمؤمنین (ع) آنان را ازراه و جاده به سویی برد و کمی راه رفتند، پس دیری در میان بیابان پدیدار شد، علی (ع) آنان را به جانب آن دیر برد تا به پای آن رسید. پس دستور داد کسی آن دیر نشین را آواز دهد که سر از دیر بیرون آورد، او را آواز دادند و سر بیرون کرد و از کرامات امام برآن راهب آشکار شد و حضرت سبب مسلمان شدن آن راهب شد. أمیرالمؤمنین (ع) به او فرمود: آیا نزدیک جایگاه تو آبی هست که این گروه سیراب شوند؟ گفت:چه دور است ، میان من و میان آب ! بیش از دو فرسنگ فاصله است، در این نزدیکی هیچ آب پیدا نمی شود و من خودم در این جا ماهی یک بار برایم آب می آوردند واگر در آن صرفه جویی نکنم از تشنگی هلاک خواهم شد، أمیرالمؤمنین (ع) به لشگریان فرمود: آیا شنیدید دیر نشین چه گفت؟ گفتند: آری، آیا دستور فرمایی بدانجا که اشاره کرد برویم تا نیرو و تاب و توان ازما نرفته شاید به آب برسیم.
 امیرالمؤمنین (ع) به لشگریان فرمود: نیازی بدان نیست و سپس گردن استر سواریش را به سوی قبله کرده و به جای نزدیکی از آن دیر اشاره فرمود و بدیشان گفت: آنجای زمین را کنید، پس گروهی از ایشان رفتند و به وسیلۀ بیل آنجا را کندند، سنگ بزرگ و برّاقی آشکار شد، عرض کردند: ای امیرمؤمنان دراینجا سنگ بزرگی است که بیل ها در آن کارگر نیست. حضرت فرمود: این سنگ روی آب است و اگر از جای خود حرکت کند به آب خواهید رسید، پس همگی برای کندن آن کوشش کردند و هر چه خواستند آن را جنبش دهند، نتوانستند و کار برایشان دشوار شد، همین که آن جناب دید همگی گرد هم فراهم شده و برای کندن سنگ تلاش می کنند و کاری از پیش نمی برند، پای مبارک از رکاب بیرون آورده و به زمین آمد و آستین بالا زد و انگشت زیر آن سنگ انداخته، آن را حرکتی داد و به آسانی از جای برکنده و چند ذرع به دور پرتاب کرد و چون سنگ از جای کنده شد، روشنی آب پدیدار گشت. لشگریان بر سر آن ریختند و همگی از آب آشامیدند، آن آب گوارا ترین و سرد ترین و زلال ترین آبی بود که در این سفر خوردند، پس به ایشان فرمود: برای راه خود تهیۀ آب نمایید و از این آب بردارید و خود را سیراب نمایید، این کار را نیز انجام دادند، پس آن حضرت آمده، آن سنگ را به دست مبارک برداشت و در همانجا که بود بنهاد و دستورداد خاک بر آن بریزند و نشان آن را با خاک بپوشانند. سراینده این معجزه را بدین گونه توصیف کرده است.
بیاران علی گفت این جایگاه بکندند آن جای را بی درنگ یکی سنگ دیذ او چو سنگ رخام بخطّ سیاه و به عبری زبان چو نام ده و دو گزیده نبی ده ودو وصی را همیدون تمام بگفت این و گفتش بنام خدای چو حیدر بیفکند سنگش بتاب سپه آب خوردند و برداشتند
فرو کند باید بهر حال چاه بمقدار ده گز دگر بود سنگ نبشته بذو بر فراوان کلام بماندند عاجز بزرگان در آن نبشته بدو دیذ نام وصی نبشته بدو دیذ نام امام و برکند آن سنگ محکم ز جای برون جست چون بحر ازین سنگ آّب سر چاه را نهن بگذاشتند ( ربیع، ۱۳۸۸: ۱۶۰ ر )
و نیز داستان دو مردی که به داوری نزد امام آمدند و هر یک مدّعی بود که «او خواجه و طرف مقابل بندۀ اوست» که با داوری شگفت انگیز حضرت علی برای همگان حقیقت آشکار شد.
برمر تضی بردشان زان سپس همی گفت کین مرا بنده است دگر گفت من خواجه ام بنده اوست
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از معجزات بزرگ پیامبر اکرم (ص) معجزهی شقالقمر است که وحشی بافقی در بیتهای زیر به آن پرداخته است.
کرا قلبیست تا بعد از شکستن نه در دستش همین شق قمر بود |
درستش کرده بسپارم به دستش بهر انگشت از اینش سد هنر بود (دیوان: ۳۶۰) |
| قمر بحجله چرخ از عروس معجزهاش |
نمود گرد گریبان به یک مشاهد چاک (دیوان: ۱۶۰) |
| جهت را پرده زد در زیر پا شق |
به نور قرب واصل گشت مطلق (دیوان: ۳۰۴) |
۲-۲-۴-۳. سایه نداشتن پیامبر مسئله سایه داشتن یا نداشتن پیامبر (ص) از جمله مسائلی است که در زمره مباحث عقلی نیست، تا بتوان به وسیله عقل در این باره حکم صادر کرد و گفت پیامبر سایه داشت یا نداشت. در این موضوع تنها تکیه گاه و تنها چیزی که میتوان به آن اعتماد کرد روایات است. و این موضوع در شعر بسیاری از شاعران آمده است، وحشی بافقی نیز در شعرش به این موضوع اشاره کرده است و وجود مقدس پیامبر را سر چشمهی نور میداند که از سایه بری است.
ازین غم سایه دارد رو به دیوار چو جوهر بود آن سر چشمه نور مگر از شوق بیخود گشت سایه |
که در راهش نشد با خاک هموار که بودش سایه از همسایگی دور چو شد همراه آن خورشید پایه (دیوان: ۳۰۳) |
۲-۳. امامت امامت یکی از رحمتهای الهی است که برای بشر در نظر گرفته شده و پروردگار منّان بارها ارزش والای آنان را در آیات قرآن کریم به شکلی واضح و قرینه دار بیان کرده. همان گونه که گفته میشود، امامان نور آسمانها و زمیناند و مرجع هدایت انسانها به حساب میآیند .لازم به ذکر است که بگوییم در فرهنگ شیعی در کنار معرفت به توحید و نبوت هیچ اصلی به اهمیت و عظمت اصل امامت نمیرسد زیرا چه بسیار ملتها که در اثر فقدان رهبری صحیح و صالح با اینکه از امکانات بالایی بهرهمند بودند دچار انحطاط و سقوط شدند و چه بسیار مللی که با هدایت رهبران صالح، به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای دست یافتند (کازرونی،۱۳۷۴: ۷۲). امامت در اشعار وحشی بافقی موضوع منقبت را شامل میشود که به ذکر وبیان آن میپردازیم.
 ۲-۳-۱. منقبت تاریخِ ستایشگری شاعران نسبت به چهرههای مورد علاقهشان، تاریخی است به طول تاریخ شعر و شاعری؛ و همچنان که اصل شعر در میان افراط و تفریط سرگردان بوده و به دشواری به حیّز اعتدال در میآمده، شعر مدح و ستایش هم به قیاس مخاطبان خود و تعبیرات و ترکیباتی که در آن به کار میرفته، دائما در فراز و نشیب بوده و هست. «منقبت گونهای دیگر از مدح است. به روال معمول زمانی که شاعر به مدح و وصف ائمه دین از حضرت علی تا آخرین فرزند او (علیهم السلام) میپردازد، به این گونه مدیحه سرایی منقبت میگویند» (ریاحی زمین، ۱۳۸۴: ۳۹). «کمتر شاعری را در دوره صفوی میتوان یافت که قصیده یا ترکیب و ترجیعی در ستایش پیامبر اسلام و امامان شیعه نسروده باشد. گویی شاعران این کار را زکوه طبع و قریحه خود به شمار میآورند و از گذاردن آن به عنوان یک وظیفه دینی غفلت نداشتند؛ اما نباید منقبتگویی را ویژهی شعر عهد صفوی و یا ابتکاری از شاعران آن دوره نیست چه این کار سابقهی طولانی در شعر فارسی دارد و علیالخصوص در سدههای هشتم و نهم که مصادف با نیروگرفتن مذهب شیعهی اثنیعشری بوده به شاعران متعدد منقبتگوی باز میخوریم چنان که منقبتگویان دوران صفوی را باید به منزلهی دنبال کنندگان کار آنان به حساب آوریم. پیداست که غلبهی نهایی تشیع و رسمی شدن آن میتوانست در این امر تأثیر تازهای داشته باشد و چنین نیز بود به ویژه که پس از شاه اسماعیل رسمی کنندهی کیش دوازده امامی در ایران، پادشاه توبه کاری مثل شاه تهماسب با سلطنت طولانی خود روی کار آمد و سیاست دینی پدر را به اضافهی تظاهرهای عابدانه و همکاری نزدیک با عالمان مذهبی شیعه دنبال نمود و معلومست که در بحبوبه چنین سیاست مذهبی کار منقبت گویی هم رونقی بیشتر از پیش مییافت» (صفا، ۱۳۷۹، ج ۵، بخش اول: ۳-۶۲۲). از میان موضوعات مختلف شعر دینی، اشعاری که به مدح و منقبت اولیای دین پرداختهاند شاخهای دیرپای و پر برگ و بار را سامان دادهاند که سایه سار خود را بر بسیاری از شاخههای دیگر شعر دینی افراشته است. حضرت علی (ع) و ذکر ویژگیهای خاص ایشان جلوه خاصی در شعر شاعران دارد؛ مثلاً هاتف اصفهانی به بیان جنگ آوری ایشان میپردازد:
شهنشاه غضنفر فر پلنگ آویز اژدر در به رتبت ساقی کوثر به مردی فاتح خیبر ولی حضرت عزت، قسیم دوزخ و جنت |
امیر المومنین حیدر علی عالی اعلا به نسبت صهر پیغمبر ولی والی والا قوام مذهب و ملت، نظام الدین و الدنیا (هاتف اصفهانی، ۱۳۸۵: ۹-۵۸) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰۰۱/۰
٣/٣۶-
٧/٨٨
١۴/۴۶
٧۶
بعد رهبر متفکر
براساس یافتههای جدول، چون مقدار سطح معنیداری آزمون (٠٠١/ ۰= value - p) ازمقدار а آزمون ( ٠۵/٠) کوچکتر میباشد، فرض صفر (٠H) رد میشود. در نتیجه فرضیهی پژوهش (١H) تأیید میگردد. یعنی ادارهی آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر از بعد رهبرمتفکر برخوردار میباشد. ۵- سوال فرعی ۴ پژوهش: ادارهی آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر تا چه حد از بعد قابلیت فردی برخوردار است؟ برای بررسی سوال فوق از آزمون Τ به صورت زیراستفاده مینماییم.
 ٠H: ادارهی آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر از بعد قابلیت فردی برخوردارنیست. ١H: ادارهی آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر از بعد قابلیت فردی برخوردار است. جدول ۴-١۵: نتایج آزمون T در مورد سوال فرعی چهارم پژوهش
p- value
t
انحراف استاندارد
میانگین
اندازهی نمونه
متغیر شاخص
٠
١٩/۴۴
٣/٨١
٢۶/٠١
٧۶
بعد قابلیت فردی
براساس یافتههای جدول، چون مقدارسطح معنیداری آزمون (٠= value-p) از مقدار а آزمون (٠۵/٠) کوچکترمی باشد، فرض صفر (٠H) رد میشود. در نتیجه فرضیهی پژوهش (١H) تأیید میگردد. یعنی ادارهی آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر از بعد قابلیت فردی برخوردار میباشد. ۶- سوال فرعی ۵ پژوهش: ادارهی آموزش وپرورش شهرستان اسلامشهرتا چه حد ازبعد آرمان مشترک اطلاعات برخوردار است؟ برای بررسی سوال فوق ازآزمون Τ به صورت زیراستفاده مینماییم . ٠H: ادارهی آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر از بعد آرمان مشترک برخوردارنیست. ١H: ادارهی آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر از بعد آرمان مشترک برخوردار است. جدول ۴-١۶: نتایج آزمون T در مورد سوال فرعی پنجم پژوهش
p- value
t
انحراف استاندارد
میانگین
اندازهی نمونه
متغیر شاخص
٠
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴)درب این لوله ها محکم بسته شد و در دمای اتاق و در تاریکی نگهداری گردید . ۵)استاندارد سولفات باریوم قبل از هر بار استفاده باید به شدت (ترجیحاً با ورتکس مکانیکی ) همزده شود ، تا کدورت یکنواختی ایجاد گردد . در صورت مشاده ذرات بزرگ ، باید استاندارد تازه ای تهیه گردد. ۶)استاندارد سولفات باریوم باید به صورت ماهانه جایگزین شود یا جذب آن اندازه گیری گردد. برای مقایسه با کدورت نیم مک فارلند باید سوسپانسیون باکتریایی و استاندارد تهیه شده با یکدیگر در مقابل صفحه ای با خطوط تیره بررسی شوند.
 ۲-۱۴-۲- آماده سازی باکتریها ۱) باکتریهای مورد نظر را پس از خارج کردن از حالت منجمد در محیط کشت مایع نوترین براث استریل کشت داده شدند. ۲) باکتریهای کشت شده در محیط مایع را به مدت ۲۴ ساعت جهت رشد در انکوباتور ۳۷ نگهداری گردیدند. ۳) سپس باکتریهای موجود در محیط مایع را تا زمان کشت دادن روی محیط جامد نوترین آگار در دمای ۴ نگهداری شدند. البته این مدت زمان نباید زیاد طولانی باشد، زیرا کشت کهنه شده و قدرت رشد باکتریهای برای محیط جامد کاهش خواهد یافت. ۲-۱۴-۳- آماده سازی نمونههای پروتئینی استری شده تمامی نمونههای پروتئینی استری شده را جهت تهیه محلول پروتئینی ۵/۰ درصد در تیوبهای کوچک توزین نموده و توسط آب دو با تقطیر به حجم موردنظر رسانیده شدند. ۲-۱۴-۴- روش انجام آزمون ضدباکتریایی ۱) ابتدا مقداری کاغذ صافی را به شکل دایرههایی با قطر تفریبی ۵/۰ میلیمتر برش زده شدند. ۲) پنس و کاغذ صافیهای برش داده شده را با دقت توسط اتوکلاو استریل شدند. ۳) محیط کشتهای جامد نوترین آگار ریخته شده در پلیت را که از قبل آماده شدهاند در زیر هودی که از قبل استریل شده است قرار گرفتند. ۴) نمونههای باکتریایی را که در مرحله آماده سازی باکتری در محیط کشت مایع رشد دادهایم به زیر هود انتقال داده شدند. ۵) محلولهای ۵/۰ درصد پروتئینی را که از قبل آماده کردهایم به زیر هود منتقل شدند. ۶) باکتریهای آماده شده در محیط کشت مایع را بر روی محیط کشت جامد به وسیله لوپ کشت، کشت چمنی داده شدند. در این مرحله باید از دستکش استفاده گردد و سطح دستکش قبل از شروع به کار با اتانل ۷۰% باید استریل گردد. بعد از هر بار گشت دادن لوپ را توسط شعله استریل میکنیم و تمامی مراحل کشت دادن باید نزدیک به شعله انجام شود. ۷) بعد از گذشت ۳۰ دقیقه که باکتریها بر روی محیط کشت تثبیت شدند، به آرامی کاغذ صافیهای برش زده شده را توسط پنس به محلول پروتئینی مورد نظر آغشته نموده و بر روی محل علامتگذاری شده قرار گرفتند. در این مرحله باید دقت کرد تا سر پنس با سطح محیط کشت تماس برقرار نکرده و موجب پارگی آن نشود. ۸) جهت تثبیت شدن کامل پروتئین آغشته شده به کاغذ صافی، بعد از قرار دادن آن بر روی محل مورد نظر به مدت ۱ ساعت آن را به همان حال خود رها شدند. ۹) محیطهای کشت را به مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت درون انکوباتور ۳۷ نگهداری کرده و نتیجه را ثبت کردیم. در صورتی که پروتئین اثر ضدباکتریایی داشته باشد، یک هاله عدم رشد اطراف کاغذ صافی مشاهده میشود. فصل سوم نتایج ۳-۱- نتایج حاصل از خالصسازی BLG ۳-۱-۱- خالصسازی ابتدایی طبق مراحلی که در فصل دوم شرح آنها داده شد، خالصسازی با بهره گرفتن از روش آرمسترانگ و همکاران انجام پذیرفت. نمک مورد استفاده در این روش آمونیومسولفات بود که با به کار بردن غلظتهای تدریجی آن، پروتئینها را به ترتیب رسوب داده تا به رسوبی از BLG با کمترین مزاحمت ایجاد شده توسط دیگر پروتئینها دست یابیم. اولین رسوب به دست آمده در این بخش پس از افزودن بخش اول نمک آمونیومسولفات حاوی چربی و مقداری کازئین خواهد بود و پس از صاف شدن، محلول باقی مانده () همان آب پنیر خواهد بود. پس از رساندن pH محلول به ۵/۳ رسوبی به دست خواهد آمد(a2) که حاوی مقدار زیادی آلفالاکتالبومین و کازئین خواهد بود و بدین ترتیب ما دیگر پروتئینهای مزاحم را هم حذف کردهایم. محلول به دست آمده در این مرحله (a3) حاوی مقدار بسیار زیادی BLG است که با افزودن مقدار دوم نمک آمونیومسولفات آن را رسوب داده و جهت دیالیز آماده میکنیم. در تمامی مراحل این روش خالصسازی، SDS-PAGE انجام میشود تا از روند پیشرفت کار و میزان خالص شدن BLG اطلاع حاصل گردد. همانطور که در شکل ۳-۱مشاهده میکنید میزان پروتئینهای مزاحم به ترتیب در رسوبهای a2، a3 و رسوب نهایی BLG کاهش مییابد و به خلوص قابل قبولی از این پروتئین دست مییابیم. aLAC BLG casein BLGخالص رسوب BLG ۳a ۲a شکل ۳-۱ تصویر SDS-PAGE از BLG خالص، رسوب BLG بسیار خالص شده، رسوب a2 و رسوب a3. همانطور که در شکل ۳-۱ واضح است، در رسوب به دست آمده a2 مقدار زیادی کازئین و آلفالاکتالبومین اضافی داریم که بخش اعظمی از کازئین و مقدار بسیار زیادی از آلفالاکتالبومین در رسوب a3 حذف شده است و در رسوب BLG مشاهده میشود که این دو پروتئین عمده آب پنیر حذف شدهاند و گامی مثبت در جهت خالصسازی BLG است. لذا BLG به دست آمده در این مرحله تا حدود زیادی خالص است. ۳-۱-۲- افزایش غلظت BLG به منظور افزایش غلظت BLG جهت برآورد بهتر اثر آن اقدام به تغلیظ بهتر نمونه پروتئینی گردید. جهت این کار از دیالیز نمونه پروتئینی حل شده در بافر پروتئینی استفاده شد. شکل ۳-۲ تصویر SDS-PAGE نمونه BLG دیالیز شده با غلظت بالاتر همانطور که در شکل ۳-۲ مشاهده میکنیم، دیالیز صورت گرفته در برابر بافر استات غلظت BLG محلول را بسیار افزایش داده و درصد خلوص بسیار بالا و قابل قبولی را فراهم کرده است که این میزان خلوص و نحوه به دست آوردن آن مطابق آن چیزی بود که مورد نیاز است. ۳-۲- نتایج BLG استری شده ۳-۲-۱- نتایج ژل SDS-PAGE از BLG استری شده از آن جایی که واکنش استری کردن در محیط خود دارای اسید و عوامل واکنشگر دیگر میباشد، جهت اطمینان از عدم هیدرولیز شدن این پروتئین، با نمونههای استری شده SDS-PAGE را انجام شد تا در مراحل بعدی این اطمینان حاصل شود که اثر دیده شده مربوط به پروتئین کامل است و نه پپتیدهای آن. همانطور که در شکل ۳-۳ مشاهده میکنید، هیچ اثری از هیدرولیز شدن پروتئین در SDS-PAGE این نمونهها مشاهده نمیشود. ۳-۲-۲- نتایج ژل UREA-PAGE پروتئینهای استری شده PAGE UREA- تفاوت بارها را نشان میدهد. این روش به دلیل داشتن اوره و نداشتن SDS پروتئینها را بر حسب بار و اندازهاشان جداسازی میکند. قبل از انجام هر تستی این روش جهت اطمینان از استری شدن نمونهها انجام میشود. همانطور که در شکل ۳-۴، مشاهده میکنید باندها در یک منطقه جمع نشدهاند و دارای اسمیر هستند. دلیل آن این است که تغییر بار در این پروتئینها به صورت همگن اتفاق نمیافتد و هر کدام در منطقهای از ژل متوقف می شوند و این خود اثبات استری شدن پروتئینهاست. دو نمونه BLG استری شده توسط متانل و اتانل، همانطور که مشاهده میکنید باند تشکیل ندادهاند که دلیل آن استری شدن بسیار این پروتئین توسط این الکلها و عدم ورودشان به ژل میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بندچهارم: تنجیز شرط نتیجه شرط نتیجه می بایستی منجز و بین متعاقدین صریح و روشن باشد نه معلق. شرط یا معلق به صفتی از صفات مبیع است مانند انکه کسی اسبی را بخرد به شرط آنکه آبستن یا متعلق به یکی از افعال طرفین و یا شخص باشد . چنانچه مثلاً در عقد بیعی شرط شود که انجام این معالمه مشروط به این است که شما لباس مرا بدوزی یا فلان خیاط لباس مرا بدوزد و یا اینکه «نتیجه» یکی از اعمال در ضمن عقد شرط شود و مثل اینکه در ضمن عقد شرط شود که من این خانه را به تو می فروشم به شرط اینکه ماشین شما بطور نتیجه متعلق حق من قرار گیرد. در مورد قسم اول از شروط یعنی شرط صفت هیچ بحثی از جهت صحت آن نیست و هرگاه از این شرط تخلف شود طرف معامله خیار تخلف از وصف و شرط را دارد. زیرا تحصیل چیزی بدون صفتی که مورد نظر متعاقدین در عقد است معقول نیست و وفاء به چنین عقدی معنی ندارد. حال ببینیم « شرط نتیجه» چه حکمی دارد. اگر مراد از شرط نتیجه مثلاً ملکیت یا زوجیت باشد اشتراط به اموریست که تحصیل آنها منوط و مربوط به اسباب شرعیه است که مرجع آنها به شرط فعل است. و اگر مراد حصول نتیجه باشد « به نفس اشتراط» این هم دو صورت دارد یا حصول نتیجه برحسب ادله شرعی منوط به اسباب خاص شرعی است مانند زوجیت و طلاق و عبودیت آزادی بنده و به فروش رسیدن عین مرهونه متعاقب انقضاء اجل دین، بنابراین چون این امور به صرف اشتراط و بدون اجرای تشریفات شرعی برخلاف کتاب و سنت است باطل می باشد.
 صورت دوم این است که نتیجه بر حسب ادله شرعی به صرف اشتراط بدون هیچ کونه تشریفات خاصی واقع می شود مانند وکالت و وصایت و ملکیت ثمره، در این مورد هم هیچ اشکالی در صحت آن نمی باشد. اما اگر دلیلی در بین نباشد که تعیین کند « نتیجه » از قسم اول است یا از قسم دوم. مثل اینکه در عقدی شرط شود که فلان ملک خاص که تابع یکی از عوضین نیست برای یکی از طرفین باشد یا در امور خیریه مصرف شود در این مورد حکم به صحت چنین شرطی مشکل است می توان نفیاً استدلال کرد که مجرای این مورد مشکوک اصالت عدم تحقق است چون اصل عدم تحقق شرط است. مگر در مواردی که علم پیدا کنیم که شرط با اسباب خاص خودش در خارج محقق گردیده و تحقق آن هم معلوم نیست و بنابراین مشمول عموم ( المؤمنون عندشروطهم) نمی باشد و چون فعلاً شرطی وجود ندارد از این جهت وفا به آن هم واجب نمی باشد و ممکن است طور دیگری استدلال کرد با این بیان که در وجوب وفای به شرط فعلیت آن لزومی ندارد بلکه وفا به شرط اعم است از انجام دادن فعل مشروط و ترتیب اثر دادن به شروط. شاهد بر این مدعا روایتی است که سلیمان بن خالد از حضرت امام جعفر صادق(ع) روایت کرده[۴۴] و مضمون آن این است که مادرشخصی، بنده است و وی با مالک مکاتبه ای دارد که قسمتی از مال الکتابه خود را پرداخته و به همان اندازه آزاد گردیده. پسر این زن به مادرش می گوید می خواهی به تو کمک کنم که کلیه مال الکتاب را بدهی و آزاد شوی به شرط آنکه تو دیگر نسبت به پدرم اختیار نداشته باشی مادر قبول می کند و این شرط را می پذیرد و از امام علیه السلام در این مورد سؤال شد. امام فرمود: چون شرط را پذیرفته لذا اختیاری به شوهر ندارد زیرا ( المؤمنون عند شروطهم). وجه این استدلال این است که امام ( ع) در کلیه موارد اعم از اینکه شرط فعلیت داشته یا نداشته باشد به عموم ( المسلمون عند شروطهم ) تمسک فرموده اند. چنانچه در مورد همین روایت فوق که منظور از عمل کردن به شرط ترتیب اثر دادن به آن است بعد از پرداخت مال الکتابه و آزاد شدن زن، علاوه بر این وقتی شرط را جزئی از عقد بدانیم عموم ( اوفوا بالعقود) آن را هم فرا می گیرد. و دعوای اینکه حصول مالکیت و نظایر آن مربوط به اسباب خاص شرعی است و مادام که اسباب آن بوجود نیامده باشد مسببات آنها نیز موجود نخواهد گشت، دعوایی است غیر مسموع زیرا بعضی از فقها، گفته اند می توان در ضمن عقد شرط شود مثلاً کره یک اسب آبستن از مال خریدار باشد به طور کلی می توان حکم داد که نتایجی را که حصولشان منوط به اسباب خاص شرعی است نمی توان در عقد شرط کرد اما نتایج دیگری که ما علم نداریم که حتماً باید به وسیله اسباب شرعی خاص بوجود بیاید، شرط کردن آنها در ضمن عقد صحیح می باشد مثلاً اگر نذر کنیم که مریضمان شفا یابد فلان مال را صدقه بدهیم یا گوسفندی قربانی نماییم یا مال فلان شخص باشد وقتی مریضمان شفاء پیدا کرد واجب است به نذر خودمان وفا کنیم. همانطور نیز صحیح است که این امور در ضمن عقدی شرط شود ، وفا کردن به چنین شرطی هم واجب می باشد و معنای وجوب وفا نیز همین ترتیب اثر دادن بر آن شروط است همان طور که بیان شد،ابتدا به مطالعه اجمالی آنچه در حقوق ایران در باب شرط نتیجه آمده پرداختیم(گفتاراول) ،آنگاه به معانی مختلف شرط در حقوق فرانسه می پردازیم (گفتاردوم) که نهایتاً بتوانیم مقایسهای بین این دو سیستم به عمل آوریم (گفتارسوم(. گفتار دوم:بررسی شروط درحقوق فرانسه ترمینولوژی در حقوق فرانسه کمتر به نظریه عمومی شرط و ارتباط آن با عقد پرداخته شده است. بیشتر احکامی که در این باب وجود دارد، مربوط به شرط تعلیقی است که به آن کندیسیون(Condition) میگویند [۴۵] مشکل این است که ما درجستجوی آنچه که در حقوق ایران شرط نتیجه مینامیم، درحقوق فرانسه معنای معادلی پیدا نمیکنیم که بتواند تمام مصادیق این مفهوم را بپوشاند ودرمطالعات انجام گرفته پیرامون شروط قراردادی در نظام حقوقی کشور فرانسه ، صرفاً شاهد عنوان « condition du corollaire»که ترجمه ی شرط نتیجه است ، می باشیم و در رابطه با موضوع نهادهای پایه ، نحوه ی تحقق ، ماهیت حقوقی و احکام وآثار مربوطه متاسفانه هیچگونه مطالعاتی انجام نگرفته است لذاماناچاریم معانی و واژه های مختلف شرط رادرحقوق فرانسه بررسی نموده تابتوانیم معناوجایگاه معادلی برای شرط نتیجه پیدانماییم باتوجه به اینکه واژهcondition درفرهنگ حقوقی فرانسه کاربردفراوانی دارد لذا ان راموردبررسی قرارمی دهیم واژه Condition معانی مختلفی دارد معنایی ازشرط که بیشتر مراد ماست، بمعنای عناصر یک عمل حقوقی میباشندکه خود نیز بر دو قسمند : الف - یا عنصری اساسی است که اعتبار و یا تاثیر عمل حقوقی منوط به آن است. مثلاً بلوغ متعاقدین شرط داشتن اعتبار یک قرارداد، ب- یا کیفیت و قیدی برای تعهد است که انعقاد و یا انحلال قراردادرامنوط به تحقق یک واقعه بعدی و نامطمئن میسازد(ماده ۱۱۶۸ کد سیویل( این شروط هم میتوانند تعلیقی باشند و هم تحلیلی(فاسخ). مثل بیع بشرط اینکه جنس خوب فروش رود و یا بیع به شرط اینکه فروشنده نمایندگی خود را به فرد دیگری ندهد. شرط در این معنا (کیفیت یا قیدی برای تعهد) به شرط تعلیقی مربوط میگردد. Clauseبه مقررات ویژه یک عمل حقوقیگفته میشود که دو منظور از درج آن در یک عمل حقوقی مد نظر قرار می گیرد -۱ یا برای مشخص تر کردن عناصر عقد و یا کیفیت آن عمل حقوقی (مثل نحوه پرداخت، قیمت و محل اجرا) است، -۲ یا به منظور قراردادن آن تحت رژیم ویژه میباشدکه بعضاً ازشرائط عمومی آن عمل حقوقی حالت مستثنیکننده دارند و به آنها شرائط ویژه نیز میگویند. Stipulation همان مقررات مشروح یک قرارداد است که معمولاً به صورت کتبی بیان میگردد. در معنای عام تر این لغت برای تمامی مقررات پیش بینی شده در یک قرارداد بکار می رود مثلاً برای بیان شرط به نفع ثالث عبارت Stipulation pour autrui را داریم[۴۶] بحث را خلاصه می کنیم : آنچه که تحت عنوان شرط در ضمن عقد از آن یاد میشود، اگر خود در ضمن تعهد دیگری باشد، از عنوان کلوز Clause استفاده می شودکه نمیتواند جدای از عقد به کار رود.و اگر عقد را مشروط به تحقق واقعه خارجی بنماید، از آن به Condition تعبیر میشود. لذا Clause و یا حتی Stipulation شکل ظاهری آن تعهدی است که معمولاً به صورت یک ماده در درون قرارداد کلی مندرج میشود. به این لحاظ Clause هویت مستقلی نسبت به عقد ندارد و میتوان آن را صورت ظاهری و ترتیب لفظی شرط در ضمن عقد دانست این معنای از شرط معادل معنای شرط در لسان العرب ابن منظور و قاموس المحیط مرحوم فیروز آبادی میباشد. این بود خلاصه آنچه در زبان فرانسه در بدو امر برای جستجوی معادل شرط نتیجه در حقوق ایران به ذهن خطور میکند. با دقت بیشتر و مطالعه موادی از حقوق مدنی فرانسه که این واژه ها در آنها به کار رفته، در مییابیم که Condition بیشتر به شرط تعلیقی اطلاق میگردد و مقررات مربوطه در کد سیویل(حقوق مدنی) ناظر به عقد معلق است که اساساً از محل بحث ما خارج هستند. با تفصیلی که به ناچار لازم میدانیم از حقوق فرانسه در زمینه شرط به معنای Condition بیاوریم در خواهیم یافت که آنچه در فقه و قانون مدنی ما، از آن به شرط نتیجه یاد میشود، اگرعنصر اساسی عقد نباشد ، تحت عنوان شروط تبعی و فرعیClauses accessoires باید به بررسی گرفته شود. بنظر میرسد آنچه که میتواند به طور مشخص، معادل شرط نتیجه قرار گیرد، شرط فرعی است که متضمن انجام عملی باشد. [۴۷] البته در کد سیویل مقررات خاصی به آن اختصاص داده نشده بلکه باید با غور در حقوق تعهدات بطور اعم، به دنبال معنای معادل آن پرداخت و ضمانت اجرای آن را جستجو نمود و دانست چه هنگام چنین شروطی باطل هستند و چه وقت هم باطل و هم مبطل عقد. چنانچه خواهد آمد بعضی ازحقوق دانان فرانسوی خواستهاند همان مقررات مذکور در ماده ۱۱۷۲ در مورد بطلان شروط تعلیقی را به شروط تبعی نیز بسط بدهند. بنداول :شرایط صحت شروط در حقوق فرانسه عملی می تواند بعنوان شرط برای یک عقد قرار گیرد، که دو سری ویژگی داشته باشد : ۱- عمل مذکورباید به نحوی خارج از اراده طرفین باشد. ۲- تحقق شرط منطقی به نظر رسد. لذا شرط غیر معقول و یا محال یا غیر مشروع و خلاف [۴۸]اخلاق حسنه باطل میباشد. بر اساس شرط اول شروط به سه دسته تقسیم میگردند : - شروط سببیConditions causalles که محصول اتفاق و تصادف صرف هستند. مثل اینکه گفته شود اگر باران ببارد، چترم را به تو میفروشم. این شروط به اراده یکی از دو طرف قرارداد وابسته نیست(ماده ۱۱۶۹کد سیویل) - نوع دوم شروطی هستندکه به اراده یکی از اطراف قرارداد وابسته است که به آنها Conditions potestatives میگویند (ماده ۱۱۷۰کد سیویل( - و بالاخره نوع سوم هم که شروط مختلط بوده و کاملا'’ به اراده یکی از اطراف عقد وابسته نیست مثل اینکه بگوید من این مبلغ را به شما میدهم در صورتی که با فلانی ازدواج کنی. شروط سببی و شروط مختلط چه در شکل شرط تعلیقی وچه در شکل شرط تحلیلی، اساسا'’صحیح میباشند. ولی شروطی که به اراده یکی از منعقدین معلق میشود، بر دو گونه هستند[۴۹] گونه اول شروطی هستند که بصورت مصرح به اراده یک طرف بستگی داردکه در آن الفاظی نظیر هر وقت دلم خواست مقرون است. این شروط باطل (وفق ماده ۱۱۷۴کد سیویل) و مبطل (وفق ماده ۱۱۷۲کد سیویل) عقد نیز میباشند. نوع دوم شروطی هستندکه اراده فرد در آنها بطور مستقیم دخیل نیست مثل اینکه بگویدهر وقت خواستم از این شهر بروم، اموال خود را به شما می فروشم یا اگر ازدواج کردم منزل شما را اجاره میکنم. در اینجا اراده فرد منوط شده به انجام عملی ارادی که تحقق آن، علت عقد میشود. به هر حال شروط مزبور در مواردی که حکم به صحت آنها مینمائیم چه در شکل تعلیقی و چه در شکل تحلیلی، موجب صحت قراردادند و فقط یک مورد استثنا شده و آن در مورد هبه (ماده ۹۴۴) میباشد که در این خصوص هر گونه [۵۰]شرطی که به نحوی به اراده واهب بستگی داشته باشد، صریحاً باطل دانسته شده است شرط دوم از شرائط صحت عقد در حقوق فرانسه این است که تحقق آن باید منطقی و عاقلانه باشد لذا شرط مطلقا'’ غیر مقدور ،چه غیر مقدور عقلی وچه قانونی و یا غیر مقدور از نظرمخالفت با اخلاق حسنه، باطل و مبطل عقد است(ماده ۱۱۷۲) ماده ۱۱۷۲ فقط در موردقراردادهای مالی قابل اجرا است. لذا از قاعده مزبور، مورد بخشش هاو قراردادهای رایگان استثناء شده است. ماده ۹۰۰ کدسیویل مقرر میدارد [۵۱] که شرط نامشروع یا مخالف اخلاق حسنه یا نظم عمومی در ضمن عقد هبه و یا وصیت باطل ولی موجب بطلان عقد نمیشود. اجرای خشک این دو ماده در عمل مشکلاتی را برای حقوقدانان فرانسوی ایجاد نمود زیرا شروط باطلی را که فقط جنبه تبعی داشتند را در کنار شروطی که مقوم قرارداد بوده و اراده قطعی وجزمی طرفین به آن تعلق گرفته بود، قرار میداد وایجادشبهه می نمود این بودکه رویه قضائی بر آن شد که شروطی را که اساس تراضی نیستند و برای اراده واهب و یا موصی انگیزه قاطع و جازم برای اراده آنها دارند، به گونه ای که بدون آن انگیزه، عقد محقق نگردد، از جمله شروط باطل و مبطل محسوب گردند. و متقابلاً در قراردادهای مالی، مواردی که شرط مبطل (شرط غیر مقدور ویا غیرمشروع) انگیزه جازم و قاطع در تصمیم گیری آنها نباشد، منجر به ابطال عقد نشود[۵۲] برای این کار رویه قضائی فرانسه از تئوری سبب استعانت گرفت و اعلام نمود هر جا که شرط باطل در قراردادی مالی انگیزه قاطع و سبب محرک نباشد [۵۳] عقد مشروط را فاسد نمینماید. ملاحظه میشود حکم مواد ۹۰۰ و ۱۱۷۲ به لحاظ طبیعت معوض و یا رایگان بودن عقد انشاء نشده است بلکه بر مبنای وصف اساسی و یا فرعی بودن شرط حکم دو گانه برای آنها وضع گردیده است. رویه قضائی متعاقباً بر آن شد که شروط اساسی را از شروط تبعی و فرعی تمییز دهد[۵۴] و بدین ترتیب راه حل واحدی را هم برای عقود معوض و هم برای عقود رایگان پیدا شد. لذا غیر مقدور بودن، غیر مشروع بودن و غیر اخلاقی بودن شرط زمانی میتوانند منجر به بطلان عقد شوند که بر یک تعهد اساسی عقد تعلق بگیرند و در مواردی که به صورت یک تعهد فرعی و تبعی قابل انفکاک از پیکره عقد باشند، موجب بطلان عقد نمیشوند. با این حساب، همان ماده ۱۱۷۲ که اساساً برای شروط تعلیقی وضع گردیده بود، برای شروط فرعی و تکمیلی نیز به کار آمد و Condition و Clause راه حل واحدی پیدا کرد و تنها تفاوت این دو در نحوه اندراج و شکل آن در عقدبود.اگر با به کار بردن ادات شرط مقرون گردیده بود، از نوع اول واگر بصورت خبری بود، از نوع دوم قلمداد شد. لذا رویه قضائی تنها به این مسئله میپرداخت که آیاشرط مندرج ویژگی قاطع و جازم درتصمیم طرفین را دارد یا خیرکه در صورت اولی عقدرا باطل و در مورد دوم فقط خودش باطل بود. بنددوم :آثار و ضمانت اجرای شروط در حقوق فرانسه الف:آثار شروط در حقوق فرانسه در مورد آثار عقد سئـوال مهم این است که آیا اثر عقد از زمان انعقاد است؟ در زمانی که هنوز شرط محقق نشده عقد چه سرنوشتی دارد و بعد از تحقق شرط چه سرنوشتی؟ -در مدتی که هنوز نمیدانیم مفاد شرط محقق میشود یا نه، دو حالت وجود دارد : اگرشرط از گونه شرط تحلیلی باشد، دراین صورت مفادعقد باید بلافاصله اجرا شود، گو اینکه اصلاً شرطی وجود نداشته است. لذا اگر عقد موجب انتقال ملکیتی باشد، این اثر بلافاصله ظاهر شده و مثلاً مبیع به ملکیت مشتری در میآید ولی در صورت تحقق شرط این ملکیت از بین میرود. اما اگر شرط از گونه شرط تعلیقی باشد، متعهد له نمیتواند اجرای عقد را مطالبه کند. از این رو چون هنوز عقدی محقق نشده، مدت مرور زمان نیز از تاریخ انعقاد عقد نخواهد بود، بلکه از تاریخ تحقق شرط میباشد (ماده ۲۲۵۷ بند۱ کد سیویل). اگر متعهد له پولی پرداخته، میتواند آنرا پس بگیرد. در این مدت اگر شرط محقق نشد، عقد از اساس باطل میگردد. [۵۵] - ولی اگر مقتضای شرط یعنی آن حادثه بعدی و محتمل الوقوع رخ دهد، ماده ۱۱۷۵ مقرر میداردکه باید به تمام آنچه که طرفین از عقد انتظار داشته اند، تر تیب اثر داده شوداگر متعهد خود مانع تحقق حادثه شود،که بتواند آنرا مستمسک قرار داده و از انجام تعهد سر باز زند، حادثه تحقق یافته تلقی و شرط عمل شده قلمداد میگردد(ماده ۱۱۷۸) . یعنی باید عقد و وقوع حادثه مستند به فعل یکی از اطراف قرارداد نباشد بلکه در جریان طبیعی و عادی حادثه عملی نشود. [۵۶]. بدیهی است آثار عقدبعداز تحقق قطعی شرط از زمان انعقاد عقد خواهد بود(ماده ۱۱۷۹ کد سیویل). یعنی اگر شرط ازگونه شرط تعلیقی باشد اثر وقوع شرط موجب میشود، عطف به ما سبق شود لذا اگر منزلی با شرط تعلیقی فروش رود، ملاک در قیمت منزل، قیمت زمان انعقاد عقد خواهد بود، نه قیمت زمان تحقق شرط. اگر شرط از گونه شرظ تحلیلی باشد، مثل این است که اصلا'’ شرطی در ضمن عقد نبوده است. مشکل عمده در جائیکه شرط از مقوله شرط تحلیلی است در رابطه با ثالث منتفع از قرارداد بروز می کند; امری که در فرانسه منجر به بحث های زیادی گردیده ولی راه حل موثری هنوز توسط رویه قضائی ارائه نشده است. شایان گفتن است طرفین عقد میتوانند با توافق هم دیگر اثر عقد را از زمان تحقق شرط بار کنند چون اینکه این اثر اززمان انعقاد عقد مد نظر قرار گرفته شود، جزء قوانین امری نیست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعداد دیگر از فقیهان عامه معتقدند که صلح با بعضی از شرکا موثر در مجازات سایر شرکا در قتل نیست و موجب سقوط قصاص آنها میگردد.[۶۶] با توجه به مواد ۲۱۲ ، ۲۱۳، ۲۱۴ و ۲۱۵ قانون مجازات اسلامی۱۳۷۰ روشن است که قانون گذار به پیروی از قول مشهور فقیهان امامیه و علی رغم نظریه بعضی از صاحب نظران اسلامی مبتنی بر مغایرت قتل همه شرکا با عقل سلیم و اسراف دانستن آن[۶۷]همه شرکای در قتل را قابل قصاص میداند و صاحب حق قصاص میتواند با اذن ولی امر و تحت شرایطی که در قانون آمده است همه شرکای در قتل را قصاص کند همچنین صاحب حق قصاص میتواند با توجه به تبصره ۱ ماده ۲۱۲ قانون مجازات اسلامی برخی از شرکای در قتل را بازپرداخت دیه قصاص کند و از بقیه شرکا نسبت به سهم دیه اخذ کند خلاصه این که قانون گذار گذشت بعضی از شرکای در قتل را موثر در محازات بقیه شرکا ندانسته و برای اولیای دم این اختیار را قائل شده که علی رغم گذشت و مصالحه بعضی از شرکا نسبت به قصاص شرکا دیگر قتل اقدام کند.
 البته این نظر قانون گذار در صورتیکه همه شرکای در قتل را قابل قصاص بدانیم قابل دفاع به نظر می رسد زیرا در این فرض اولیای دم استحقاق قصاص هر یک از مشترکین در قتل را به نحو کمال و استقلال دارا هستند. گفتار چهارم-اثر صلح در حق قصاص اولیای دم خواهان قصاص همانطور که قبلا گفتیم اگر اولیای دم متعدد و بعضی از آنها با جانی مصالحه کنند در این که مصالحه احدی از اولیای دم مسقط حق قصاص بقیه است بین فقیهان اختلاف است. عدهای از فقیهان صلح احد از اولیای دم را موجب سقوط حق قصاص بقیه میدانند. تعداد دیگر از فقیهان نیز که عمدتا از فقیهان امامیه هستند صلح احد از اولیای دم را موجب سقوط قصاص بقیه اولیای دم نمیدانند و برای اولیای دم خواهان قصاص این حق را قائل گردیدهاند که با پرداخت سهم دیه اولیای دمی که خواهان دیه هستند و یا در صورت گذشت رایگان با پرداخت دیه سهم سایرین به قاتل مبادرت به قصاص او کنند. قانون گذار در ماده ۲۶۴ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰ به پیروی از قول مشهور فقیهان امامیه از نظریه اخیرپیروی کرده است بنابراین اگر صلح یا گذشت احد از اولیای دم را مسقط حق قصاص بقیه بدانیم نمیتوان تاثیر صلح را نسبت به اشخاص ثالث در این خصوص نادیده گرفت. ماده ۳۵۰ قانون جدید مجازات اسلامی نیز همین رویه را پذیرفته و مقرر می دارد:«در صورت تعدد اولیای دم، حق قصاص برای هر یک از آنها به طور جداگانه ثابت است.» فصل دوم- طرفین صلح و شرایط طرفین صلح در این فصل ابتدا طرفین صلح مورد بررسی قرار می گردد. این مسئله در حالات گوناگون مورد توجه است زمانی که اولیاء دم واحد باشند یا متعدد؛ یا اگر اولیاء یا ولی دم اهلیت نداشته یا در دسترس نباشد تکلیف چیست. یا اگر بین صاحبان صلح توافق نباشد تکلیف چگونه است و چه زمانی ولی امر حق مصالحه دارد.و در گفتارهای مجزا شرایط طرفین صلح و تراضی طرفین صلح و محل صلح مورد بررسی قرار گرفته است. صلح از جمله عقود لازم است از این رو طرفین صلح باید اهلیت داشته باشند یعنی ولی یااولیا دم و جانی باید اهلیت داشته باشند لازم است ابتدا ولی یا اولیای دم و جانی را کاملا بشناسیم سپس شرایط آنها را بررسی کنیم. جرایم علیه تمامیت جسمانی از جمله قتل و ضرب و جرح از زمان پیش از انقلاب اسلامی غیر قابل گذشت محسوب میشد حیثیت عمومی این قبیل جرایم بر حیثیت خصوصی آنها غلبه داشت به همین دلیل اقامه دعوی، تعقیب و مجازات مرتکبین این جرایم بر عهده مدعی العموم قرار داشت و رضایت اولیای دم تاثیری در اصل تعقیب جرم نداشت به عبارت دیگر زیان دیده از این نوع جرایم در مراحل اول جامعه بود نه بستگان مقتول. بنابراین حق جامعه در تعقیب و مجازات مرتکبین این قبیل جرایم مقدم بر حق افراد محسوب میشد پس از انقلاب اسلامی که نظام کیفری کشورمان مبتنی و برگرفته از نظام اسلام گردید به لحاظ غلبه حق الناس قصاص بر جنبه حق الهی آن نقش جامعه در تعقیب و مجازات مرتکبین جرایم علیه تمامیت جسمانی افراد مترتب بر اقدام اولیای مقتول است: و در واقع حق قصاص و سلطنت بر استیفای آن در ابتدا برای مجنی علیه یا اولیای دم وضع گردیده است البته تشریع حق قصاص برای مجنی علیه یا اولیای دم او به این معنا نیست که جنبه حق اللهی این قبیل جرایم نادیده گرفته شود. زیرا وقوع جرایمی از قبیل قتل، موجب اخلال در امنیت و آرامش عمومی میشود و این امر برای دولت به نمایندگی از جامعه این حق و اختیار را به وجود میآورد که در رابطه با مرتکبین این جرایم تحت شرایطی ولو با اعمال مجازاتهای تعزیری عکس العمل نشان دهد با توجه به مراتب فوق شناخت ولی دم به عنوان یکی از طرفین صلح لازم و ضروری است. مبحث اول: ولی دم واحد و شرایطش در نظامهای حقوقی عرفی از جمله نظام حقوقی کشور ما پیش از انقلاب اسلامی جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص اعم از قتل ضرب و جرح شدید، از جمله جرایم غیرقابل گذشت محسوب میگردید. حیثیت عمومی این قبیل جرایم بر حیثیت خصوصی آنها غلبه داشت به همین دلیل اقامه دعوی تعقیب و مجازات مرتکبین این جرایم به عهده مدعی العموم قرارد اشت و رضایت و عدم رضایت اولیای دم تاثیری در اصل تعقیب جرم نداشت به عبارت دیگر زیان دیده از این نوع جرایم در مرحله اول جامعه بوده نه بستگان مقتول. بنابراین حق جامعه در تعقیب و مجازات مرتکبین این قبیل جرایم مقدم بر حق افراد محسوب میشد. در نظام کیفری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که نشات گرفته از نظام حقوق اسلامی است به لحاظ غلبه حق الناسی قصاص بر جنبه حق اللهی آن نقش جامعه در تعقیب و محازات مرتکبین جرایم علیه تمامیت جسمانی افراد مترتب بر اقدام اولیای مقتول است و در واقع حق قصاص و سلطنت بر استیفای آن در ابتدا برای مجنی علیه یا اولیای دم وضع گردیده است. البته تشریح حق قصاص برای مجنی علیه یا اولیای دم به این معنا نیست که جنبه حق اللهی این قبیل جرایم نادیده گرفته شود زیرا وقوع جرائمی از قبیل قتل، موجب اخلال در امنیت و آرامش عمومی میشود و این امر برای دولت به نمایندگی از جامعه این حق و اختیار را بوجود میآورد که در رابطه با مرتکبین این جرایم تحت شرایطی ولو با اعمال مجازاتهای تعزیری عکس العمل نشان دهد با توجه به مراتب فوق شناخت لی دم به عنوان کسی که نقش اساسی در عفو و گذشت از حق قصاص دارد از هر جهت لازم و ضروری به نظر میرسد. فقیهان در رابطه با مصادیق ولی دم دارای وحدت نظر نیستند در این قسمت از بحث به منظور دستیابی به قول راجح و برتر نظریههای مختلف فقیهان اعم ازامامیه و عامه را در رابطه با تشخیص و تعیین مصادیق اولیای دم مورد بررسی قرار میدهیم. نظریههای مذکور در چهار دسته زیر قابل ارائهاند. الف- حق صلح از قصاص برای وراثی است که مستحق میراث مجنی علیه هستند اعم از ذکور اثاث و اعم از متقربین بلاواسطه یا باواسطه و اعم از کسانی که به واسطه پدر با مجنی علیه مرتبط هستند یا به واسطه مادر به دیگر سخن کلیه وراث حین الفوت مقتول صاحب حق قصاص هستند و در نتیجه میتوانند جانی را از قصاص نفس عفو کنند زیرا اولا مراد از ولی در آیه ۳۳ سوره الاسرا وارث است. ب- فقط عصبه، یعنی بستگان ذکور پدری حق صلح بر قصاص را دارند [۶۸]بنابراین خویشاوندان مادری اعم از مرد و زن و به طور کلی زنان حق صلح قصاص را ندارند زوج و زوجه نیز به لحاظ خروج موضوعی فاقد اختیار صلح قصاص هستند. ج- حق صلح قصاص، برای اهل و اقارب مقتول است و در این امر ورثه و غیر ورثه و همچنین زن و مرد مساوی هستند.[۶۹] . زیرا اولا، به سبب قتل بستگان مقتول نیرویی را از دست دادهاند و کشته شدن و هدر رفتن خون فامیل برای همه آنان ننگآور است، بنابراین هر کس از بستگان مقتول که از قتل او نفعی داشته؛ و از فقدان او متاثر شده باشد میتواند مطالبه قصاص و یا صلح کند.[۷۰] د- حق صلح قصاص برای کلیه ورثه غیر از زوج و زوجه است.[۷۱]زیرا اولاً: زوج زوجه از عصبه نیستند.[۷۲]ثانیا: علقه زوجیت با فوت قطع میشود.[۷۳] قانونگذار در ماده ۲۶۱ قانون مجازات اسلامی به تبعیت از قول مشهور فقیهان امامیه اولیای دم را که قصاص و عفو و صلح در اختیار آنهاست، همان ورثه مقتول معرفی کرده و شوهر و زن را استثنا کرده است. در ماده ۲۶۱ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰ آمده است اولیای دم که قصاص و عفو در اختیار آنهاست همان ورثه مقتولند مگر شوهر یا زن که در قصاص و عفو و اجرا اختیاری ندارند. مشابه همین ماده در قانون جدید مجازات اسلامی در ماده۳۵۱ بدین نحو بیان شده است:«ولی دم همان ورثه مقتول است به جز زوج یا زوجه او که حق قصاص ندارند.» با توجه به ماده فوق الاشعار اولا: قصاص و عفو بعد از فوت مجنی علیه در اختیار اولیای دم است ثانیا اولیای دم، همان ورثه حین الفوت مقتولند غیر از زن و شوهر که در قصاص و عفو اختیاری ندارند ثالثا: ماده مذکور معارض ماده ۲۶۸ ق.م ا نیست زیرا ماده ۲۶۱ اولیای دمی را که حق قصاص دارند احصا نموده است و به موجب آن زن و شوهر را فاقد حق دانسته است ولی کلیه مصادیق اولیای دم را احصا ننموده است.[۷۴] شعبه ۴ دیوان عالی کشور در رای شماره ۵۹/۴-۸/۲/۷۰ حق درخواست قصاص در رابطه با قتل شوهر را برای زن قائل نشده و حکم صادره از سوی دادگاه بدوی را به لحاظ عدم توجه به این امر نقض کرده است و در قسمتی از رای مورد اشاره آمده است بر طبق ماده ۴۷ قانون حدود و قصاص ماده ۲۶۱ قانون مجازات اسلامی فعلی همسر حق درخواست قصاص در مورد قتل شوهر را ندارد.[۷۵] البته قائل نشدن حق درخواست قصاص و عفو برای زن یا شوهر در رابطه با قتل یکدیگر به این معنا نیست که زن یا شوهر نتواند در رابطه با قتل همسرش اعلام شکایت کند. اداره حقوقی دادگستری در پاسخ به این سوال که آیا زوجه با وجود سایر اولیای دم که قصاص قاتل را تقاضا مینمایند یا اصلا طرح شکایت ننموده و یا پس از شکایت گذشت نمودهاند حق شکایت کیفری نسبت به دیه را دارد یا خیر نظر داده است که: بر طبق ماده ۴۷ قانون حدود و قصاص ماده ۲۶۱ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰زوج و زوجه حق قصاص و عفو از قصاص را ندارند و این به این معنی نیست که در مساله قتل اجنبی هستند بنابراین بدون گذشت زوجه نمیتوان اقدام به تعقیب کرد به عبارت دیگر وقتی قتل اتفاق میافتد چون پس از رسیدگی و صدور حکم نهایی دادگاه عمد بودن یا نبودن و موجب قصاص بودن یا نبودن آن محرز میشود و تا رسیدگی نشده است این امر هم معلوم نمیگردد نمیتوان زوج یا زوجه را غیرمحق در شکایت و خارج از اولیای دم محسوب کرد بلکه باید شکایت آنان رسیدگی شود و در صورت احراز وقوع قتل عمد موجب قصاص، صدور حکم به قصاص، متوقف بر مطالبه سایر ورثه گردند. در صورت صدور حکم به قصاص زوجه نمیتواند مطالبه دیه نسبت به سهم خود بنماید ولی در صورت صدور حکم به پرداخت دیه یا تبدیل شدن قصاص به مال، زوجه میتواند سهم خود را مطالبه کند.[۷۶] با توجه به مراتب فوق الاشعار، قانون گذار و به تبع از آن رویه قضایی در تشخیص و تعیین مصداق اولیای دم قول مشهور فقیهان امامیه را که مستند به اجماع است مورد لحاظ قرار داده و به استناد آن زوج و زوجه را از حق قصاص و صلح و اجرای آن محروم کرده است. گفتار اول– ولی دم واحد حل و فصل و رسیدگی به دعاوی کیفری در زمان معقول و سرعت در اجرای کیفر که همواره در حقوق جزای جدید مورد تاکید است علاوه بر تامین و تحقق اثر ارعابی مجازات برای متهم در تامین امنیت از دست رفته و احقاق حق و بازگرداندن آرامش به جامعه که هنوز اثرات لطمهی وارده ناشی از جرم را فراموش نکرده است و همچنین زوال ترس از جرم و ناامنی، بسیار موثر و سودمند است و به قول سزار بکاریا، هر چه اجرای مجازات سریعتر و از نظر زمانی نزدیکتر به وقوع جرم باشد سودمندتر و عادلانهتر است. [۷۷] نظام تقینی کشور گاهی در تصویب قوانین و گاهی با سکونت تعمدی خود بنا به مصالحی نه چندان قابل دفاع اصل مسلم سرعت بخشیدن به دعوی کیفری و جلوگیری از اطاله دادرسی را مورد خدشه قرار داده و عملاً موجبات تضیع حقوق آزادیهای افراد خصوصا متهم را فراهم میکند. از جمله این موارد فرضی است که ولی دم مقتول صغیر یا مجنون باشد. همانطور که میدانیم اهلیت داشتن ولی دم مقتول از جمله شرایطی اساسی برای اتخاذ تصمیم نسبت به حق قصاص است بنابراین اگر ولی دم مقتول به لحاظ صغرسن یا جنون، فاقد اهلیت لازم برای استیفای قصاص یا تبدیل آن به دیه باشد تصمیم گیری فوری در رابطه با حق قصاص امکانپذیر نخواهد بود. در این که در این فرض ولی قهری یا در صورت فقدان او ولی امر میتواند به ولایت از او استیفای قصاص یا با رعایت مصالح مولی علیه خود اقدام به گذشت کنند، بین فقیهان اسلامی اعم از امامیه و عامه به شرحی که بعداً خواهیم دید اختلاف نظر وجود دارد.[۷۸] در قانون حدود و قصاص مصوب سال ۱۳۶۱ قانونگذار به تبعیت از قول تعدادی از فقیهان، امامیه و در ماده ۵۲ این قانون برای ولی (پدر یا جد پدری) و وصی منصوب از طرف آنها و حاکم در فرضی که ولی دم مقتول صغیر یا مجنون است اختیار استیفای قصاص یا تبدیل قصاص را به مقدار دیه یا کمتر و یا بیشتر از آن قائل گردیده است. قانون گذار با تصویب ماده ۲۶۶ قانون مجازات اسلامی و از بین موضوعات مطروحه در ماده ۵۲ قانون حدود و قصاص، صرفا موضوع مطروحه در قسمت اخیر ماده ۵۲ قانون حدود و قصاص یعنی فرض که ولی دم مقتول صغیر یا مجنون است سکوت اختیار کرده است. محاکم و رویه قضایی با توجه به سکوت قانون و اختلاف نظر حقوقدانان[۷۹]در رابطه با بقا یا عدم بقا ماده ۵۲ قانون حدود و قصاص و به استناد اصل ۱۶۷ قانون اسلامی جمهوری اسلامی ایران عملا فتوای حضرت امام خمینی(ره)[۸۰]را مبنا و ملاک قرار داده و هر گونه تصمیم گیری در رابطه با حق قصاص را در خصوص مورد موکول به دارا شدن اهلیت ولی دم مقتول کردهاند. اتخاذ این رویه در محاکم با توجه به نوع قرار تامین جرم قتل عمدی قرار بازداشت موقت و عدم تمایل قضات محاکم نسبت به فک قرار بازداشت موقت محکومین به قصاص موجب گردیده است که محکومین به قصاص تا بلوغ صغیر که بعضا بیش از ۱۵ سال به طول میکشد در زندان بسر ببرند که این امر از یک طرف ایجاد مشکلات برای دستگاه قضایی و تحمیل مجازات اضافی و مضاعف را برای محکومین به قصاص به دنبال دارد که با توجه به عدم وجود دلیل بر جواز آن، در مغایرت آن با عدالت و نصف اسلامی نباید تردید کرد. از طرف دیگر طول مدت و تاخیر درتصمیم گیری نسبت به حق قصاص تا زمان بلوغ صغار یا افاقه مجنون چه بسا موجب تفویت حق ولی دم صغیر یا مجنون گردد. با توجه به مراتب فوقالاشعار بررسی دیدگاه های فقیهان اسلامی و تجزیه و تحلیل مبانی قانونی قضیه در راستای پیدا کردن راه حل و ارائه راهکارهای تقنینی در خصوص مورد از هر جهت لازم و ضروری به نظر میرسد. گفتار دوم – دارا بودن اهلیت در قصاص نفس یا عضو اگر دارنده حق قصاص واحد و دارای اهلیت لازم برای دستیابی قصاص باشد، میتواند تحت شرایطی از جمله اذن ولی امر جانی را قصاص کند یا او را مجانا عقو و یا در مقابل دیه یا بیشتر و یا کمتر از حق قصاص صلح کند. نکتهای که ذکر آن ضروری است آن که اگر مجازات قتل عمدی را به نحو تعیین قصاص بدانیم در عفو غیر معوض و مجانی رضایت جانی شرط نیست و ولی دم میتواند یک طرفه حقق قصاص خود را ساقط کند اما در گذشت معوض رضایت جانی شرط است و بدون رضایت او ولی دم حقی جز قصاص ندارد برعکس اگر مجازات قتل عمدی را قصاص یا دیه به نحو تخییر بدانیم انتخاب دیه توسط ولی دم نیاز به توافق با جانی ندارد و او ملزم است که دیه را به ولی دم مقتول پرداخت کند. از مجموع مواد ۲۰۵، ۲۱۹، ۲۵۷، ۲۶۱ و ۲۶۵ قانون مجازات اسلامی نیز فهمیده میشود که ولی دم بعد از ثبوت قصاص و با اذن ولی امر میتواند قاتل را قصاص و یا او را به طور مجانی عفو کند و یا در مقابل دریافت دیه کامل یا به کمتر یا زیادتر از آن از حق قصاص گذشت کند. گفتار سوم – فقدان اهلیت اگر ولی دم مقتول واحد و به لحاظ صغرسن یا جنون فاقد اهلیت لازم باشد در جواز اجرای قصاص یا تبدیل آن به دیه بلافاصله پس از صدور حکم اشکال شده است زیرا از طرفی حق قصاص متعلق به صغیر یا مجنون است و از طرف دیگر آنها قادر به تصمیم گیری در رابطه با حق قصاص نیستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶/۲
۲۵
۵/۱۵
۴/۴۱
۵/۱۵
۱۰۰
منبع: یافتههای تحقیق ۴-۳- نتایج تحلیلی و چند متغیره ۴-۳-۱- مدل معادلات ساختاری برای بررسی روابط علی بین متغیرها مدل معادلات ساختاری از نوع تحلیل عاملی تأییدی با بهره گرفتن از نرمافزار Lisrel است. از این روش تحت عنوان مدل علی و تحلیل ساختار کواریانس یاد شده است. از طریق این روش قابل قبول بودن مدلهای نظری را در جامعه های خاص با بهره گرفتن از داده های همبستگی آزمود. فرضیه مورد بررسی در یک مدل معادلات ساختاری، یک ساختار علی خاص بین مجموعه ای از سازه های غیر قابل مشاهده است. این سازهها از طریق مجموعه ای از متغیرهای نشانگر (قابل مشاهده) اندازه گیری می شود. یک مدل معادلات ساختاری کامل از دو مولفه تشکیل شده است: الف) یک مدل ساختاری که ساختار علی خاصی را بین متغیرهای مکنون و متغیرهای نشانگر(اندازه گیری شده) تعریف می کند. هنگامی که داده های به دست آمده از نمونه مورد بررسی به صورت ماتریس همبستگی یا کواریانس درآید و توسط مجموعه ای از معادلات رگرسیون تعریف شود، مدل را می توان با بهره گرفتن از نرم افزار Lisrel تحلیل کرد (سرمد و دیگران،۱۳۷۶: ۲۷۷-۲۷۶).
 در این پژوهش برای سنجش عوامل موثر بر عدم تعادلفضایی در خراسانرضوی و اینکه چه عواملی می تواند شبکهشهری را به تعادل برساند، از مدلسازی معادله ساختاری از نوع تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار لیزرل استفاده شده است. عاملهای پنهان، عامل سیاسی، طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، زیربنایی و فرهنگی- مذهبی، و عاملهای آشکار گویه های هر یک از این عاملها محسوب می شود. شکل۴-۱ نمایش مدل تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار لیزرل ۴-۳-۲- کدگذاری: جدول ۴-۱۷ کدگذاری عوامل، ابعاد و گویهها در نرم افزار لیزرل
ابعاد
گزینه ها
مخفف
سیاسی (si)
تغییرات تقسیمات کشوری در سطح استان خراسان رضوی (تبدیل روستا به شهر و…)
a1
قدرت نمایندگان در مجلس در چانه زنی برای افزایش اعتبارات برای شهرهای بزرگ خراسان از جمله مشهد، نیشابور، سبزوار و…
a2
تقسیم استان در سال ۱۳۸۲ به ۳ استان خراسان رضوی، شمالی و جنوبی
a3
حاکمیت نظام بسیط متمرکز (سیاستگذاری، برنامه ریزی و… از بالا به پایین)
a4
عدم توجه به تقسیم کار ملی (عدم توجه به شهرهای میانی و کوچک در تقسیم کار)
a5
طبیعی (ta)
عدم وجود وحدت اقلیمی در استان خراسان رضوی
b1
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مصاحبه با آقای اسماعیلی[۲۴] در مورد بسته بندی به مهمترین مساله ای که چرا محصولات شیشه ای آنها دارای بسته بندی مناسب نیستند این بود که هزینه تمام شده بالا می رود و در نهایت سود کمتری حاصل می شود. یعنی نیاز به اینکه اگر محصول آنها بسته بندی درخور داشته باشد و همین امر فروش را چند برابر بکند را ندارند و به عبارتی فرهنگ سازی نشده است. در چند سال گذشته موضوع بسته بندی محصولات صنایع دستی از سوی مسئولین دولتی مورد توجه قرار گرفته و جلسات و همایش هایی در این ارتباط با حضور صنعتگران برگزار شده است. اما این جریان هنوز به طور گسترده به مرحله ی عمل نرسیده و تصمیمات اتخاذ شده به اجرا در نیامده است.نیاز به داشتن بسته بندی مناسب برای محصولات، باید از جانب خود صنعتگران نیز احساس شود. زیرا بسیاری از آن ها این موضوع را نه به عنوان بخشی مهم و اساسی در روند ارائه و فروش آثارشان، بلکه به دید مسئله ای غیر ضروری و تشریفاتی می نگرند. پس این موضوع باید به طور جدی پی گیری شود و با اطلاع رسانی و دادن آگاهی کامل به صنعتگران در راستای ضرورت بسته بندی محصولات و تاثیرات آن در بالا بردن کیفیت عرضه و فروش آثار،آن ها را ترغیب به اعمال این امر کنند تصویر شماره (۸-۳).
 تصویر شماره (۸-۳)، نمونه ای از بسته بندی صنایع دستی ایران، زنجان، از نشریه گلابتون شماره ۶ مثلا می توان در نمایشگاه های معتبر صنایع دستی که در نقاط مختلف کشور برگزار می شود، داشتن بسته بندی مناسب محصولات را شرطی برای شرکت و اختصاص غرفه ی ارائه ی آثار به صنعتگران هر حرفه ی صنایع دستی قرار داد. به این ترتیب، تدریجا بسته بندی تبدیل به بخشی اساسی در روند تولید و عرضه ی آثار می شود. از جمله دیگر کارهایی که می توان در این راستا انجام داد، برقراری ارتباط بین صنعتگران و شرکت های خدمات تبلیغاتی و بسته بندی کالاست تا طراحی و تولید بسته ی مناسب و در خور محصولات صنایع دستی به دست نیروی متخصص و آموزش دیده ی این کار انجام شود.این شرکت ها می توانند نمونه هایی از انواع جعبه،ساک و …از مواد مختلف نظیر چوب، مقوا و سایر جنس ها تولید کنند و با اندازه ها و ویژگی های مختلف و نیز قیمت های گوناگون ارائه دهند تا صنعتگران بتوانند بسته به جنس و اندازه و کیفیت کارشان، بسته های مختلف از ارزان ترین تا گران ترین آن ها را سفارش دهند و هزینه ی آن را در قیمت نهایی محصولشان لحاظ کنند. یکی از دلایلی که با عث گردیده تا به حال تولید کنندگان آنچنان تمایلی محصولات صنایع دستی خود دارای بسته بندی ننمایند شاید اندیشه افزوده شدن قیمت تمام شده محصول تولیدیشان باشد. در آغاز ما باید از حداقل ها شروع کنیم و آن را پیچیده و دست نیافتنی نبینیم. بسته بندی باید ۵ درصد از قیمت فروش محصول صنایع دستی باشد برای محصولات بالای ۵۰ هزار تومان باشد. به طور مثال اگر یک گلیم ۷۰ هزار تومان قیمت داشته باشد هزینه بسته بندی آن اگر دست کم ۳۵۰۰ باشد منطقی است. در خصوص محصولات صنایع دستی پربها این رقم قابل توجیه و منطقی است اما در مورد محصولاتی که قیمتی پائین تری دارند تا ۲۰درصد هم این رقم قابل اافزایش است. به طور مثال سفالی که خود ۵۰۰۰ قیمت دارد با ۱۰۰۰ تومان یعنی همان ۲۰ درصد باید با رویکرد حفاظت محصول حداقل کارتن ها و ضربه گیرها را برای آن در نظر گرفت. جدول۳، نسبت هزینه بسته بندی به قیمت فروش محصول صنایع دستی، تنظیم جدول از نگارنده
| قیمت فروش محصول |
کمتر از ۱۰ هزار تومان |
۱۰ هزار تا ۵۰ هزار تومان |
بالای ۵۰ هزار تومان |
| هزینه بسته بندی |
حداکثر ۲۰ درصد |
۷ تا ۱۵ درصد |
تا ۵ درصد |
«مهمترین وظیفه در شروع حرکت به سوی ایجاد و گسترش بسته بندی در محصولات صنایع دستی فرهنگ سازی است. فرهنگ سازی نیز همواره احتیاج به صرف هزینه و زمان دارد. فرهنگ سازی از طریق سیاستهای ترویجی، تشویقی و اجباری به کارگیری بسته بندی در تولیدات صنایع دستی از سوی اداره کل میراث فرهنگی و معاونت های صنایع دستی هر استان از طریق موارد زیر می باشد: الف) سیاستهای ترویجی - طراحی و تولید بسته بندی های تیپ هر استان و در اختیار هنرمندان گذاشتن به صورت رایگان. - برگزاری کارگاه های آموزشی- ترویجی با موضوع بسته بندی با مخاطب هنرمندان صنایع دستی. ب)سیاستهای تشویقی: - شرکت دادن اشخاص حقیقی و حقوقی فعال در زمینه بسته بندی صنایع دستی در جشنواره و نشست های مرتبط. - اختصاص غرفه در نمایشگاه های صنایع دستی به هنرمندان برخوردار از بسته بندی در محصولات صنایع دستی و با در نظر گرفتن تسهیلاتی همچون هزینه رایگان حمل و نقل و… ج)سیاستهای اجباری: - لزوم برخورداری محصولات صنایع دستی از بسته بندی مناسب جهت تمدید پروانه تولید در سالهای آتی. - لزوم برخورداری ایران کد در محصولات صنایع دستی که این امر با بسته بندی محقق خواهد گردید. - اهمیت دادن به بسته بندی محصولات صنایع دستی در دریافت نشان مهر اصالت یونسکو» (قاسم خانی،۱۳۸۹، ۲۲). ۶-۳- هویت و اصالت محصولات شیشه گری محصولات و دست ساخته های شیشه ای در گذشته غالبا جنبه ی کاربردی داشتند. برخی از این کاربردها در زندگی امروزی تغییر شکل یافته و یا از بین رفته اند. محصولاتی نظیر گلاب- پاش، عطردان، و … امروزه با الگو برداری از نمونه های قدیمی که در موزه ها نگه داری می شوند ساخته می شود و با پاره ای تزیینات و آوردن نقوش و رنگهایی متنوع به رویشان جنبه ی نوآورانه و زیبا و کاربردی جدید به آنها داده می شود. گاهی نمونه آثار خارجی با طرحهایی مدرن و منحصر به فرد مورد الگو برداری و حتی تقلید محض قرار می گیرند که در این حالت نه تنها طرح از تازگی و جذابیت عاری است، بلکه گاه سازنده ی اثر هم نمی تواند محصول را طبق دقت و حساسیت به کار رفته در الگوی اولیه بسازد و نتیجه ی کار چه از لحاظ طرح و چه از لحاظ کیفیت در سطح پایینی قرار می گیرد. به خصوص اگر بخواهیم این محصول را در نمایشگاه خارجی یا جهت صادرات عرضه کنیم، بی شک نمی توانیم منتظر مورد استقبال واقع شدن آن باشیم. چرا که این اثر ساخته شده باکیفیتی نه در حد برخی آثار اروپایی و با طرح فاقد اصالت و بار معنایی ارائه شده و نمی تواند مشتری خارجی که به دنبال آثاری نفیس از هنر و صنایع دستی ایران است را به خود جذب کند. راهکارهایی وجود دارد که می تواند به حفظ هویت و اصالت در آثار شیشه گری دستی ما کمک کند. در دنیای امروز که در آن بسیاری از سلیقه ها به سمت استفاده از نقوش و تزئینات سنتی و بومی در تلفیق با آثار هنری و دکوری مدرن گرایش یافته اند، فرصت مناسبی برای طراحان ایجاد شده که بتوانند ویژگی ها و برخی نمادها را از گوشه و کنار تاریخ و فرهنگ منطقه ای به محصولات هنری خود وارد کنند و با این کار نه تنها این ویژگیهای فرهنگی را از فراموشی و نادیده انگاری برهانند، بلکه به این طریق محصول خود را به اثری ارزشمند و دارای هویت منطقه ای تبدیل کنند. همچنین برخی هنرمندان به مشابه سازی آثار قدیمی روی آورده اند. این کار که از مهارت بالا و دقت زیاد در اجرای اثر نیازمند است، می تواند قدمی مثبت در احیای شیوه های ارزشمند گذشته باشد و الگویی از صنایع دستی ارزشمند ما که در موزه های گوشه و کنار جهان محبوس مانده اند را در معرض نمایش می گذارند تصاویر(۹-۳) و (۱۰-۳). تصویر (۹-۳)، کاسه مربوط به دوره ساسانی، قرن ۶ میلادی، موزه بریتانیا تصویر (۱۰-۳)، کاسه شیشه ای، معاصر، از سایت www.golkarglass.com در برخی دیگر نمونه ها، الگو برداری تنها از طرح و شکل اثر موزه ای برداشته شده و هنرمند آن را با رنگ شیشه ی با کیفیت و رنگ بندی باب سلیقه ی امروز تولید کرده است که این دسته آثار نیز از زیبایی چشم نواز همراه طرحی اصیل برخوردارند تصویر (۱۱-۳). تصویر (۱۱-۳)، تنگ شیشه ای معاصر، از سایت www.golkarglass.com بهره گیری از آثار شیشه گری اعصار گذشته ی کشور چه در زمینه ی طراحی و شیوه های ساخت، چه به صورت بازآفرینی عینی و یا الهام گرفتن از آنها، از مزایایی برخوردار است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: الف) احیای این آثار و بازشناساندن ویژگیهای غنی هنری آنها جهت معرفی به دنیای امروز
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
**Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).
جدول فوق به بررسی رابطه بین سرمایهفرهنگی و حستعلقمکانی پاسخگویان ساکن نسیمشهر پرداخته است. با توجه به اینکه سطح معناداری این دو متغیر برابر با ۰۰۰/۰(کمتر از ۰۵/۰) است، میتوان گفت رابطه معناداری بین دو متغیر وجود دارد. میزان همبستگی این دو متغیر برابر با ۴۸۶/۰- است، که نشاندهنده همبستگی متوسط به بالا و معکوس(علامت منفی) بین این دو متغیر است و با (**) مشخص شده است، لذا با اطمینان ۹۹ درصد میتوان رابطه همبستگی بین سرمایه فرهنگی و حستعلقمکانی را معنیدار دانست. بنابراین میتوان گفت هرچه میزان سرمایهفرهنگی افراد بیشتر باشد، حس تعلق افراد به مکان زندگیشان کمتر می شود و بالعکس.
 فرضیه سوم: به نظر میرسد بین نگرش به ویژگیهای فضایی- کالبدی و حستعلقمکانی ساکنین نسیمشهر رابطه معناداری وجود دارد. (با توجه به اینکه متغیر مستقل و وابسته در این فرضیه در سطح فاصلهای قرار دارند، بنابراین در بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده می شود).
جدول ۲۶- ۴ همبستگی بین نگرش به ویژگیهای فضایی- کالبدی و حستعلقمکانی پاسخگویان ساکن نسیمشهر
حس تعلق مکانی
ویژگیهای فضایی- کالبدی
همبستگی
.۳۸۹**
Sig. (2-tailed)معناداری
.۰۰۰
تعداد
۱۹۶
**Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).
جدول فوق به بررسی رابطه بین نگرش به ویژگیهای فضایی- کالبدی و حستعلقمکانی پاسخگویان ساکن نسیمشهر پرداخته است. با توجه به اینکه سطح معناداری این دو متغیر برابر با ۰۰۰/۰(کمتر از ۰۵/۰) است، میتوان گفت رابطه معناداری بین دو متغیر وجود دارد. میزان همبستگی این دو متغیر برابر با ۳۸۹/۰ است، که نشاندهنده همبستگی متوسط به پایین و مستقیم بین دو متغیر است و با (**) مشخص شده است. لذا با اطمینان ۹۹ درصد میتوان رابطه همبستگی بین نگرش افراد به ویژگیهای فضایی- کالبدی و حستعلقمکانی را معنیدار دانست. بنابراین میتوان گفت هرچه ویژگیهای فضایی- کالبدی برای افراد مطلوبیت بیشتری داشته باشد، حس تعلق افراد به مکان زندگیشان بیشتر می شود و بالعکس. فرضیه چهارم: به نظر میرسد بین مدت زمان سکونت و حستعلقمکانی ساکنین نسیمشهر رابطه معناداری وجود دارد. (با توجه به اینکه متغیر مستقل در این فرضیه در سطح ترتیبی قرار دارد و متغیر وابسته نیز در سطح فاصلهای است، بنابراین در بررسی این متغیر از آزمون اسپیرمن استفاده می شود).
جدول۲۷- ۴ همبستگی بین مدت زمان سکونت و حستعلقمکانی پاسخگویان ساکن نسیمشهر
حس تعلق مکانی
مدت سکونت در نسیمشهر
همبستگی اسپیرمن
.۵۳۶**
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
<p>Sig.</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>۱</p><p> </p><p>۶٫۴۳۳</p><p> </p><p>۸</p><p> </p><p>.۵۹۹</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>همچنین نتایج حاصل از جدول ۴-۳-۳-۷ نشان از میزان ضریب تعیین نِیجل کرک دارد که با توجه به نتایج در اینجا مقدار آن۰٫۱۴۸ است.<br />جدول ۴-۳-۱-۷</p><p> </p><p> </p><p><strong>Model Summary</strong></p><p> </p><p> </p><p> </p><p>Step</p><p> </p><p>-۲ Log likelih
است؛ اما به علت عدم توجه منابع، آگاهی از دیدگاهها، رفتار و نقش مردم محلی در جامعه مشکل است. در مواجهه با این مشکل، مورخان محلی باید تلاش نمایند تا از طریق جمع آوری شواهد و مدارک پراکنده به آشکارسازی نقش مردمی بپردازند که نهتنها خود دربارهی خویش کم نوشتهاند بلکه منابع نیز بهندرت از آنها یادکردهاند. در این رابطه بررسی مسائلی مانند کشاکشهای طبقاتی، رقابتهای مذهبی، ایجاد حس مسئولیتپذیری در اجتماع باید موردتوجه واقع شوند. این تحقیق نیز بهعنوان زیرمجموعهای از تاریخ محلی، جدای از این مشکلات نبود ولی سعی شد با جمع آوری اطلاعات موجود تا حد امکان تحقیقی کامل ارائه دهد. نقد و بررسی منابع در این قسمت، به بررسی منابعی که در این نوشتار از آنها استفاده خواهد شد، اشاره مىشود و میزان اهمیت و کاربرد این منبع در تحقیق نیز بیان خواهد شد. تاریخ طبری، اثر عربى ابوجعفر محمد بن جریر طبرى، تاریخى عمومى از آغاز آفرینش تا ۳۰۲ ق است که نام اصلى آن «تاریخ الامم و الرسل و الملوک» بوده و در سال ۳۰۳ ق نوشته شده است. کتاب به سبب جامعیتِ بخش تاریخ اسلام، که نتیجه احاطه، بىطرفى و امانتداری مؤلف است، در بین تواریخ اسلامى بىنظیر بوده و این امر باعث اهمیت کتاب شده است. نویسنده در تدوین تاریخ خلفا، از منابع مورخان استفاده کرده، البته از کتابهاى آنان نام نبرده و فقط روایاتشان را با ذکر کامل راویان نقل کرده است… روایات کتاب، درباره بعضى قیامها، مثل قیامهاى ایرانیان در عهد بنىعباس، قیام زنگیان و برخى قیامهاى شیعى، یکطرفه و تعصبآمیز است بااینحال، لحن روایات نویسنده درباره خلفاى اموى و عباسى بىطرفانه است. هدف نویسنده، ذکر تاریخ شاهان و پیامبران الهى بوده ولی در بیان حوادث دوران خود یعنی ساله های ۲۵۰ تا ۳۰۰ هجری دقت بیشتری به کار گرفته است و اطلاعات دقیق تری می دهد. دوران حکومت خاندان ابی دلف عجلی بر ناحیه کرج نیز با این دوران همزمان بوده و در بیان این حوادث نیز دقت ویژه ای دارد. در بیان حوادث منطقه با بهره گرفتن از کلماتی مثل « حَدِّثنا»،« أَخبَرنا»،« کَتَبَ الىّ» گزارش داده است. که نشان از داشتن منابعی مکتوب دارد که اجازه نقل حدیث آن ها را نیز داشته است. در این تحقیق از این کتاب در بیان حوادثی که در کرج ابی دلف رویداده و اطلاعات مربوط به این خاندان که طبری آنها را گزارش کرده استفادهشده است. کتاب تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ترجمه الکامل فى التاریخ شامل وقایع از آغاز خلقت تا سال ۶۲۸ هجرى قمرى است که ابوالحسن عزالدین ابناثیر مورخ بزرگ اسلامى در قرن ششم نوشته است. مولف معاصر حمله مغول به ایران است و از نظر عقاید سیاسی به خلافت عباسیان تمایل دارد به همین علت در بیان حوادت باید به این اندیشه مولف دقت شود او در بیان حوادث بسیار دقیق عمل می کند و از جزئیات نیز غافل نمی شود، به همین جهت حملات فرماندهان خلافت عباسی به ناحیه جبال را نیز به شکلی مفصل و دقیق بیان می دارد. البته او در بیان این حوادث از منابع پیشین نیز بهره می برد. در این کتاب اطلاعاتی در راستای موضوع پژوهش موجود است ازجمله بیان حوادث مربوط به جنگهای خلفای عباسی با مردم عراق عجم و حملات فرماندهان خلیفه به ایران و ناحیه جبال و همچنین اطلاعاتی در خصوص اشخاص مشهور در حکومت کرج ابی دلف و بیان حوادث آن، به ما میدهد که این اطلاعات با نوشته های مورخین دیگر در باره این ناحیه اختلاف زیادی ندارد و از این جهت می تواند قابل اعتماد باشد. اخبار الطوال اثر عربى ابوحنیفه احمد بن داوود بن ونند دینورى، در تاریخ عمومى است. کتاب یکى از مهمترین منابع تاریخ ایرانى عصر ساسانى است که حوادث دولتهاى عرب پس از اسلام را تا پایان خلافت معتصم عباسى (۲۲۷ ق) در بردارد. وى تنها به نقل روایت اکتفا نمىکند، بلکه در برخى موارد به تحلیل رویدادها نیز پرداخته، مىکوشد علل و موجبات واقعهاى را که گزارش مىکند، پیدا کند. نویسنده درباره برخى از رویدادهاى مربوط به تاریخ شیعه، نظیر جنگهاى امام على (ع)، واقعه کربلا، قیام مختار و جنبش عباسیان و قیام ابومسلم با تفصیلى بیشتر سخن گفته و گزارشهاى او درباره رویدادهاى پس از ظهور اسلام، غالباً معتبر و دستاول است. در این کتاب اطلاعاتی در خصوص تشیع در ایران و فعالیتهای اولین گروههای شیعی در عراق عرب موجود بود که در پژوهش مورداستفاده قرار گرفت، همچنین در خصوص قیام مختار و بیان حوادث آن نیز اطلاعات کاملی وجود دارد که در قسمت مربوط به این شخص از این منبع استفادهشده است. «تاریخ قم»، ترجمه فارسى اثرى است در تاریخ و جغرافیاى شهر قم با برخى اطلاعات دربار فرهنگ و جامع این شهر تا سد ۴ ق، تألیف حسن بن محمد قمى (د. پس از ۳۷۸ ق). این کتاب، «کتاب قم» نام داشته و آن را به عربى و براى صاحب بن عباد نوشته بوده است. وى نخست قصد داشته است کتابى مشتمل بر «اخبار عرب اشعریه که به قم نزول کردند» بنویسد؛ اما بعد هدف خود را گسترش داده و کتابى جامع دربار قم رقمزده است. اصل عربى کتاب قمى تاکنون به دست نیامده و آنچه از این کتاب امروزه در دست است، ترجمهاى است از ۵ باب کتاب که در حدود سال ۸۰۵ یا ۸۰۶ ق. به انجام رسیده است. کتاب قمی یکى از مفصلترین آثار در تاریخ و فرهنگ این شهر بوده است و در میان تواریخ محلى جایگاه ممتازى دارد. مؤلف با پرداختن به جزئیات مهم و اغلب منحصربهفرد، به شرح ماجراى مهاجرت عرب، بهویژه عربهاى اشعرى، به قم و نیز «ذکر اخبار ایشان در ایام جاهلیت و ذکر قبایل و عشایر ایشان»، پرداخته است. این کتاب درواقع مهمترین منبع استفادهشده در تحقیق است. در این کتاب اطلاعات بسیار مفیدی در خصوص اوضاع قم و مناطق اطراف آن آمده است که درزمینه موضوع رساله کمک فراوانی به جمع آوری اطلاعات لازم کرد. این اثر اطلاعات زیادی در خصوص خاندان اشعری دارد که درواقع برای اثبات یکی از فرضیات تحقیق که درباره نفوذ تشیع بهواسطه ورود این خاندان به منطقه است، کمک زیادی کرد. در این کتاب همچنین اطلاعات زیادی در خصوص روستاهای فراهان و نام و نشان آنها و میزان درامد و مالیات آنها و موقعیت جغرافیایی آنان دارد که در تحقیق حاضر از آن استفادههای زیادی شد.
 کتاب «سیرى کوتاه در جغرافیاى تاریخى تفرش و آشتیان»، مؤلف: مرتضى سیفى قمى تفرشى است. کتاب در ۳۴۰ صفحه در سال ۱۳۶۱ چاپشده است. کتاب حاضر پژوهشى است در حوزۀ تاریخ محلى منطقه تفرش، آشتیان و فراهان که بهطور غیرمستقیم اطلاعات محدودی دربارئ تحولات تشیع امامیه در فراهان ارائه مىدهد. این کتاب با روش کتابهایی که موضوع جغرافیای تاریخی دارند، تدوینشده و به همین جهت اکثر ا مطالب آن کلی است و بحث دقیقی در خصوص تشیع در آن یافت نشد. همچنین در بحث جغرافیای تاریخی نیز به دلیل اشاره به سه منطقه بحثی دقیق و تخصصی وجود ندارد. اما از مزایای این کتاب توجه دقیق آقای سیفی به منطقه و احاطه کامل ایشان به جغرافیای فراهان و تفرش است که در ذکر برخی از حوادث به نکاتی توجه کرده اند که در سایر منابع در این خصوص اطلاعاتی نداریم. از این منبع نیز در حد نیاز در این تحقیق استفاده کرده ایم. «آثار البلاد و اخبار العباد» کتابى است در موضوع جغرافیا که به توصیف اقالیم سبعه زمین پرداخته است.قزوینی مولفی دقیق است و در ذکر ویژگی های هر مکانی دقت فراوانی به خرج می دهد ولی در معرفی برخی از مکان ها خرافات و افسانه هایی را در کتاب آورده است. به همین جهت در توجه به منطقه فراهان در کتاب مذکور باید به این نکات توجه کرد. «البلدان» کتابى جغرافیایى و درواقع قدیمترین کتاب جغرافیایی عربى است که به دست ما رسیده است. بدون شک، یعقوبى مورخى شیعه مذهب است که آثار تشیع وى در کتاب تاریخش کاملاً روشن است. یعقوبی بر خلاف سایر جغرافی دانان زمان خود به تحلیل عقلی توجه دارد و همین باعث دوری او از خرافات می شود و به اطلاعات این کتاب جغرافیایی در بیشتر موارد می توان اعتماد کرد. مثلا در خصوص روایت از شهر و منطقه کرج ابودلف مانند سایر مورخین به افسانه های آن توجه جندانی ندارد و بیشتر بیان مکان و موقعیت شهر را مد نظر دارد. در کتابهایی با این عنوان همانگونه از موضوع آنها برمیآید برای بیان مناطق جغرافیایی، ادیان و مذاهب و راهها و ارتباطات مناطق مختلف باهم، استفاده میشود و ما نیز در این تحقیق در بیان اینگونه مسائل، مانند موقعیت جغرافیای کرج یا فراهان و یا برای بیان ارتباطات این مناطق از این کتب استفاده کردهایم. با استفاده این سه منبع میتوان تصوری از منطقه جغرافیایی فراهان درگذشته به دست آورد و بر اساس آن سیر تحولات منطقه را در بستر مکانی وقایع و حوادث تبیین کرد. «الاصیلى فى انساب الطالبیین» اثر صفىالدین ابوعبدالله محمد بن على حسنى، معروف به ابن طَقطَقى یا ابن طِقطِقا (متوفاى ٧٠٩ ق) است. وى از علماء، مورخان و نسب شناسان امامیه در روزگار خود، از خاندان نقابت و خود نقیب حلّه، کربلا و نجف بوده است و در طى سفرهاى علمى خویش، از نسب شناسان و جراید انساب شهرهاى بصره، بغداد، موصل، مراغه، فراهان، قم، شیراز و… بهره برده است. در رابطه با اساتید و مشایخ مؤلف گفتنى است که وى با علماى بزرگ روزگار خویش؛ همچون على بن محمد دستجردانى وزیر، ظهیرالدین على کازرونى، عبدالرزاق بن احمد شیبانى معروف به «ابن فوطى» مؤلف مجمع الآداب و الحوادث الجامعه که از او به حدّثنى الفاضل المورخ العلّامه ابوالفضل نموده است، الشریف على بن احمد عبیدلى از او تعبیر بالسید الفاضل نموده، ابراهیم زرکشى که از وى تعبیر به حدّثنى شیخ من شیوخ الحدیث یعرف بابراهیم الزرکشى و… ارتباط و مراوده داشته که طبعاً به استفاده از علوم، روایات، نسخهها و کتاب خانههاى آنان راه مىبرده است، به همین خاطر باید اذغان کرد که یکى از از ویژگىهاى این اثر، گستردگى منابع کتبى و شفاهى آن مىباشد. از این کتاب نیز در این پژوهش استفاده فراوانی مخصوصاً در بیان نسب امام زادگان مشهور فراهان و بقاع متبرکه و ارتباط آنان با خاندان ائمه علیهالسلام، شد. فصل اول – جغرافیای تاریخی فراهان فراهان از مناطق نامآشنای ایران است و کمتر کسی است که این نام را نشنیده باشد. این نام در تاریخ نیز از شهرت فراوانی برخوردار است و همواره به مفاخر فراوانی با عنوان فراهانی مثل قائممقام فراهانی، میرزا تقیخان فراهانی، ادیبالممالک فراهانی و غیره اشارهشده است. در ابتدای بحث تشیع فراهان جا دارد به جغرافیای تاریخی منطقه و بررسی سیر تحولات تاریخی در آن پرداخته شود تا ذهن خوانندگان جهت بررسی تشیع این منطقه آماده شود. ۱/۱-وضعیت جغرافیایی الف- جغرافیای طبیعی فراهان فراهان ازنظر جغرافیای دشتی است وسیع که از سمت شمال به کوههای ساری دره کلا و تخت رستم تفرش، از قسمت شرقی به کوههای شهراب و گرکان، از قسمت جنوبی به انتهای کویر میقان و از قسمت غربی به کوههای لره و آقداش محدود میشود.(شکل ۱) عرض جغرافیایی منطقه امروزی فراهان از ۳۴٫۳۴۲ تا ۳۴٫۹۱۲ در جه شمالی و طول آن از ۴۹٫۴۲۰ تا ۴۹٫۹۲۸ درجه شرقی و وسعت منطقه حدود ۶۰۰ کیلومترمربع است. این منطقه با آب و هوایی نسبتاً سرد و خشک در زمستان و گرم و خشک در تابستان در منطقه خشک و نیمه خشک کشور قرار دارد. این منطقه در ارتفاع متغیر بین ۱۷۸۰ تا ۱۹۰۰ متر از سطح دریا قرار دارد که از دشتهای مرتفع کشور محسوب میشود. متوسط میزان بارندگی سالانه آن ۲۷۰ میلیمتر است. ب- جغرافیای سیاسی فراهان وجهتسمیه فراهان واژه فراهان و وجهتسمیه آن به شکلهای مختلفی تفسیر شده است که از میان آنها سه شکل رایج وجود دارد: الف) فراهان = فر+هان بر این اساس فراهان به معنی جایگاه شان و شوکت یا جای رفعت و شکوه معنی میشود. ب) فراهان = فره+آن اگر این ترکیب را در نظر بگیریم معنی آن را چنین میتوان یافت: محل فزونی و بسیاری یا ناحیه خوشمنشی و جایگاه ثروت. ج) فراهان = فراه + آن و اگر ترکیبی از این واژهها باشد فراه در زبان پهلوی به معنای شهر و الف و نون نیز نشانه جمع در نظر گرفته شود معنی آن میتواند محل شهرها و شهرکها نیز باشد. (تخلص از فهیم،۱۳۹۱: ۲۲) فراهان نام یکی از شهرستانهای استان مرکزی است که در منطقه پهناوری در شمال شهر اراک قرار دارد. از شمال و شمال شرقی با تفرش از شرق و جنوب شرقی با آشتیان، از جنوب و جنوب غربی با اراک و از غرب و شمال غربی با شهرستان کمیجان هممرز است. این منطقه بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ سی هزار و چهلودو نفر جمعیت دارد و حدود ۹۵۰۰ خانوار است که دارای ۷۲ شهر و روستای دارای جمعیت است. این شهرستان با مرکزیت شهر فرمهین دارای دو بخش است: یکی بخش مرکزی با مرکزیت شهر فرمهین و دیگری بخش خنجین با مرکزیت همین شهر است. از دیگر روستاهای منطقه میتوان به تلخاب و فشک اشاره کرد. (مرکز آمار ایران،۱۳۹۰) پ- جغرافیای اقتصادی فراهان اقتصاد منطقه بر پایه کشاورزی و دامپروری استوار است و منطقه به انبار غله و خطه زرخیز مشهور است که عمده محصولات آن گندم، جو، یونجه، حبوبات، سیبزمینی و انگور است. ۶۰۶۶۳ هکتار از اراضی شهرستان فراهان زیر کشت محصولات زراعی بهاره و پاییزه میباشد و رتبههای ذیل را در تولیدات زراعی در استان مرکزی دارا میباشد. مقام اول استان در تولید گندم دیم با سطح ۴۰۰۰۰ هکتار و مقام اول استان در تولید حبوبات دیم با سطح ۳۹۰۰ هکتار. فراهان دارای ۲۴۰۵ هکتار باغات آبی و ۵۰۰ هکتار باغات دیم است و عمده محصولات باغی شهرستان انگور، بادام و گردو میباشد. حمدالله مستوفی در خصوص اقتصاد فراهان و اوضاع اشتغال مردم این دیار به ظرافت اشاره میکند: «ارتفاعاتش غلّه و پنبه و انگور و میوه نیکو و بسیار مىباشد و پیوسته در آن ولایت ارزانى بود.» (مستوفی ۱۳۸۱ :۱۱۲) از این گفته چنین برمیآید که اقتصاد منطقه در اواسط قرن هشتم قمری متکی به معیشت کشاورزی بوده و محصولات متنوعی در این زمینه تولید میشده است. میزان مالیات منطقه میتواند نشاندهنده موقعیت اقتصادی باشد؛ در خصوص میزان خراج و مالیات منطقه فراهان نیز آمده است: «رستاق فراهان: اصل: هشت هزار و پنجاهوسه درهم. اضافت: سهزار و صد و چهار درهم و دانکى نیم درهمى. جمله: یازده هزار و صد و پنجاه و هفت درهم و دو دانک نیم درهمى.»(قمی،۱۳۸۵ :۳۲۸) که میزان بالای خراج آن نشان از آبادانی این منطقه بوده است. در ادامه نیز خراج هرکدام از روستاها را یکبهیک میآورد. ابن فقیه فراهان را در محدوده همدان و یعقوبی آن را از مضافت قم میداند. در خصوص میزان مالیات کرج ابی دلف به این نکته اشارهشده که «خراج کرج سه میلیون و چهار صد هزار (درهم) بود، ازجمله بابت مقاطعه روستاها یک میلیون درهم و بابت مقاطعه آبها چهار صد هزار (درهم) سپس در دوران واثق از این رقم کاسته شد و به سه میلیون و سیصد هزار درهم رسید.» (یعقوبی،۲۵۳۶ :۴۸) که میتوان فهمید منطقه کرج در حاشیه جنوبی فراهان، منطقهای آباد بوده که مالیات آن به حدی زیاد بوده که به دلیل ناتوانی مردم در پرداخت آن، خلیفه تصمیم میگیرد آن را کم کند. در دوره ایلخانان نیز منطقه فراهان به دلیل اهمیتی که مغولان بدان میدادند دارای شرایط مساعدی بوده است. بر اساس اکتشافات باستانشناسی شهر زلف آباد فراهان، مشخص شد که این شهر در دوره مغول بسیار آباد بوده و ارتباطات تجاری و بازرگانی آن تا مرزهای چین میرسیده است. بر اساس ظروف چینی بهدستآمده میتوان فهمید که منطقه با سایر مناطق ارتباط اقتصادی داشته است. همچنین از دوره ایلخانان سکههای نقره نیز بهدستآمده است و همچنین ظروف و اجرهای سفالی که احتمالاً از کارگاههای سفال کاشان به این شهر آورده میشد، همه اینها میتواند دلیلی بر رونق اقتصادی منطقه در دوره مذکور باشد. (شراهی،۱۳۸۵: ۱۱۸۲) ۱/۲ وضعیت تاریخی (فراهان در گذر تاریخ) الف- فراهان فراهان تاریخی، محلی است در نزدیکی همدان (قزوینی،۱۳۷۳: ۵۰۰) که در آن نمک زاری به مسافت چهار فرسنگ در چهار فرسنگ وجود داشته است، (قزوینی،۱۳۷۳: ۵۰۰) این منطقه با کویر میقان امروزی برابر است. این منطقه درگذشته با وره (نزدیک آشتیان) و طبرس (تفرش) همسایه بوده (یعقوبی، ۲۵۳۶: ۴۹) و روستای باستانی فردجان (فردقان) نیز مرز شمالی منطقه بوده است. (ابن فقیه، ۱۳۴۹: ۷۵) قسمت جنوب و جنوب غربی فراهان با شهر و منطقه قدیمی کرج ابودلف (حدود کرهرود اراک) همسایه بوده (قمی، ۱۳۸۵: ۲۶) همچنین بر اساس کتاب تاریخ قم، فراهان در قسمت شمال غربی با منطقه انار (قمی، ۱۳۸۵: ۲۳۱) که امروزه در قسمت غربی شهرستان کمیجان قرار دارد، همسایه بوده است. فراهان در قسمت غرب نیز تا آخر منطقه ساروق امتداد داشته (مستوفی، ۱۳۸۱: ۱۱۲) و به منطقه کرج ابودلف میرسیده است. راههای ارتباطی بین قم و ری و اصفهان و کرج و همدان از این منطقه عبور میکرده است. (ابن فقیه،۱۳۴۹: ۷۵) این منطقه درگذشته حدود دویست و ده دیه داشته (قمی، ۱۳۸۵: ۵۶) که در تاریخ قم نام برخی از آنها آمده است. (شکل ۱) دشت فراهان از قدمت تاریخی زیادی برخوردار است. در دوران پیش از اسلام این منطقه در میان سه ناحیه اصلی یعنی آتروپاتن (آذربایجان) و اکباتان (همدان) و پارتاکنا (اصفهان) قرار داشته است و یکی از سرزمینهای حکومت ماد بوده است. ولی تاکنون هیچگونه حفاری یا گمانهزنی در این مورد در فراهان انجامنشده است. در چند جاى کتاب تاریخ قم از فراهان یادشده است و مؤلف آن را از ساختههاى (فراهان بن همدان) دانسته و آن را (رستاقى بین همدان و اصفهان که فارجان به قرب آن باشد) تحدید کرده است؛ فراهان جایی است که کوروش پادشاه مغلوب لیدى (کروسوس) را به نزدیک همدان تبعید کرد و از آن در سالنامه سارگون دوم آشورى بهصورت «بریکانو» و در جغرافیاى بطلمیوس بهصورت (paraxana) بین همدان و کاشان یادشده و سپس بهعنوان یک ساتراپ پارسى و بعدها به مثابه ناحیت اسقفى مذکور گردیده است. (قمی،۱۳۸۵ :۵۸) مهمترین منبعی که از نام فراهان یاد میکند کتاب تاریخ قم است که در آن فراهان از مناطق قم محسوب شده است، البته در معجم البدان، یاقوت فراهان در شمار مناطق همدان نیز آمده است (حموی،۱۳۸۳ :۴/ ۲۴۵) نام فراهان در تاریخ قم اولین بار در بیان حدود قم آمده و مرز قم را تا آخر حد فراهان میداند. (قمی،۱۳۸۵ :۵۸) این منطقه در کتاب با عنوان طسوج فراهان آمده و دارای ۲۱۰ روستا بوده که در جایی دیگر از ۴۳ دیه نام میبرد و از آن جمله میتوان به : «بشیرآباد، تیرازآباد، یزدیناباد، اسروان، زیراونده، ویسمه، بهبوذان آباد، زورقند، فارسه، داؤد آباد، الفارجان، دستجرد، جوشه، ایرکویه، سوسار، کرکان، خوزهاباد، ویذه، میقان، بزرحسار» اشاره کرد (قمی،۱۳۸۵ :۳۲۱) در توصیف فراهان آمده است: «از عجائب قم نمکستانى است که بفراهانست، بقرب فارجان و آن مانند دریائکى است چهار فرسخ طول آنست و دو فرسخ عرض آن. جون وقت خریف «پاییز» درآید، مردم آن ناحیت از آب مستغنى شوند، مجموع آبهآى آن موضع بذان دریائک روانه کردانند و همه اوقات خریف و زمستان آب در آن جمع شود. جون ایّام بهار درآید و مردم دیکر باره بآب محتاج شوند، آن آبها از آن موضع باز بندند و مجموع آب آن دریاجه نمک کردد و کردان و سائر مردم آن نمک را برند و بهمه بلاد جبل و غیر آن برند». (قمی،۱۳۸۵ :۲۴۹) در تاریخ قم به آتشکدهای در مزدجان (فردجان) فراهان نیز اشارهشده که به آتش آذرجشنسف مشهور بوده و در دوره قباد ساسانی قسمتی از این آتش به آذربایجان منتقل شده و پس از کشته شدن مزدک دوباره آن را به فردجان فراهان آورده اند.(قمی، ۱۳۸۵: ۸۹) در تاریخ قم کنار نام فراهان از مناطق طبرش و کوزدر هم یادشده است که باکمی تغییر واژه همان تفرش و کودزر امروزی است. در ذیل نام این دو منطقه نیز از شماری دیه یادشده مثل: «رستاق طبرش سیودو دیه، از آن جمله: طرخران، فیم، جاویذه(قمی،۱۳۸۵ :۱۷۱) و «رستاق کوزدر: الفارسجان، سهل آباد، دسکان، تبرته، کمان، درون، احمد آباد»(قمی،۱۳۸۵ :۳۲۰) وسعت فراهان کنونی تنها بخشی از فراهان تاریخی است و به همین دلیل در انجام مطالعات، محدوده فراهان بزرگتر در نظر گرفتهشده و منظور از فراهان، شهرستان امروزی نیست. این منطقه تاریخی قسمتی از شهرستانهای خنداب، کمیجان، تفرش، آشتیان، اراک را نیز در بر میگیرد. این منطقه در دورهای از تاریخ به دلیل همسایگی با منطقه کرج، به کرج نیز معروف بوده است و در منابع دوره اولیه اسلام این نام بیشتر به چشم میخورد. این منطقه در اطراف شهری به همین نام قرار داشته که دراینباره آمده است: کرج : شهری است متفرق که قراء آن در یکجا مجتمع نیست و معروف به کرج ابودلف است که او و فرزندانش تا زوال حکومتشان در آنجا میزیستند. ساختمانهای سلطنتی و قصرهای بزرگی میداشته و مزرعه و مواشی داشته لیکن باغ و گردشگاه نداشته و میوه آن از بروجرد تأمین میشده است و خلاصه شهر بزرگی است که دارای دو بازار است که میان آن میدان بزرگی قرار دارد. (اصطخرى، ۱۳۶۸ : ۱۱۷)
ood</p><p> </p><p>Cox & Snell R Square</p><p> </p><p>Nagelkerke R Square</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>۱</p><p> </p><p>۳۸۳٫۵۶۸</p><p> </p><p>.۱۱۱</p><p> </p><p>.۱۴۸</p><p> </p><p> </p><p> </p><p> </p><p> </p><p> </p><p>a. Estimation terminated at iteration number 4 because parameter estimates changed by less than .001.</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>در انتها برای مقادیر مدل از نتایج جدول ۴-۳-۳-۳ استفاده می شود که با توجه به ارقام مندرج در قسمت ضرایب(B) مدل اصلی ما در فرضیه یک به صورت زیر تعریف می شود<br /><a href="https://feko.ir/"><img class="alignnone wp-image-71″ src="https://ziso.ir/wp-content/uploads/2021/10/THESIS-PAPER-5.png” alt="دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه” width="365″ height="125″ /></a><br />فصل پنجم:<br />نتیجه گیری و پیشنهادات<br />۵-۱. مقدمه<br />هدف از این فصل، جمع بندی و ارائه پیشنهاد بر اساس ارزشیابی نتایج و یافتههای تحقیق است تا ضمن ایجاد یک تصویر روشن از یافتههای تحقیق، نتایج آن از صراحت بیشتری برخوردار گردد. علاوه بر این، زمینه های لازم برای نتیجه گیری کلی تحقیق فراهم آید و به گونهای یافته ها با مبانی نظری تلفیق یابد. به همین منظور، ابتدا ضمن بیان مسئله تحقیق، یافته های فصول قبل بویژه فصل چهارم تحقیق اعم از یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها و نیز اطلاعات به دست آمده از منابع اطلاعاتی موجود که در آن فصل توصیف و تحلیل و مورد بحث و تفسیر قرارگرفتهاند. در قسمت پایانی و پس از نتیجه گیری کلی از تحقیق انجام شده تنگناها و محدودیت های انجام تحقیق بیان گردیده و سرانجام با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات موجود، پیشنهاد و راهکارهایی، ارائه گردیده و در انتها نیز پیشنهادیی برای تحقیق های آتی محققین و دانشجویان ارائه شده است.<br /><strong>۵-۲</strong><strong>. خلاصه تحقیق</strong><br />هدف اصلی این تحقیق بررسی ارتباط کیفیت اقلام تعهدی شرکتها(در غالب شرکتهای با کیفیت اقلام تعهدی بالا و شرکتهای با اقلام تعهدی پایین) با سه معیارمالی اعم از؛ نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، نسبت بازدهی ارزش ویژه، و نسبت سود تقسیمی است. روش تحقیق پژوهش حاضر کاربردی و طرح پژوهش آن از نوع نیمه تجربی و با بهره گرفتن از رویکرد پس رویدادی (از طریق اطلاعات گذشته) بوده است. قلمرو مکانی این تحقیق، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی این تحقیق نیز از سال ۱۳۸۷ تا سال ۱۳۹۲ بوده است. تعداد نمونه در این تحقیق مبتنی بر ۵۱ شرکت(۳۰۶ نمونه سال-شرکت) در نظر گرفته شده است. همچنین، تعداد سه فرضیه به منظور بررسی رابطه بین هر یک از متغیرهای تحقیق تدوین گردیده است. از اینرو، معیارهای مالی؛ نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، نسبت بازدهی ارزش ویژه، و نسبت سود تقسیمی به عنوان متغیر مستقل و نوع کیفیت اقلام تعهدی اختیاری به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شد. همچنین از چهار متغیر کنترلی اندازه شرکت ، اهرم مالی، عمر شرکت، و نوع گزارش حسابرسان مستقل<strong> </strong>استفاده شده است. همچنین جهت آزمون فرضیه ها از نرم افزار SPSS 22 استفاده به عمل آمده است.<br /><strong>۵-۲-۱</strong><strong>. نتایج فرضیه اول :</strong><br />فرضیه اول مبنی بر اینکه " ارزش بازار شرکتها(مبتنی بر نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام) تاثیر معنیداری بر کیفیت اقلام تعهدی اختیاری دارد." مورد پذیرش قرار نگرفت.<br />با این تشریح که تغییر در نسبت قیمت بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام با کیفیت اقلام تعهدی اختیاری در جهت خلاف هم است ولی از لحاظ معنادی قابل قبول نمی باشد.<br />این نتایج به نوعی با نتایج تیموری(۱۳۹۳) مبنی بر اینکه " تفاوت معناداری در ارزش گذاری اقلام تعهدی اختیاری، بین شرکت های که نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام بالا و پایینی دارند، وجود دارد" صالحی و قربانی(۱۳۹۰)"(بین محافظه کاری سود و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری ارتباط معناداری وجود ندارد" و اُلوچ و همکاران(۲۰۱۵) " کیفیت اقلام تعهدی اختیاری شرکتها به طور معناداری در سطوح مختلف متاثر از ارزش سهام می باشد" تطابق دارد.<br />ولی با نتایج انصاری و همکاران(۱۳۹۳)"وجود ارتباط منفی و معنادار میان مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی با معیار ارزش شرکت"، فخاری و همکاران(۱۳۹۰)"بین اقلام تعهدی اختیاری و همزمانی قیمت رابطه مثبت معنادار حاکم است" شایسته شجاعی(۱۳۹۱)"شرکتهای دارای اقلام تعهدی بالا دارای نسبت ارزش دفتری به ارزش ذاتی متفاوتی هستند"، ودیعی و عظیمیفر (۱۳۹۱)" در ارزش گذاری شرکتها در مقایسه بین اقلام تعهدی اختیاری آنهاتفاوت معنادار وجود دارد"، رمضان پور و همکاران(۱۳۹۲)"بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد."، دیمیترپولس و استریو(۲۰۰۹)"اقلام تعهدی اختیاری اهمیت فزایندهای در توصیف تغییر قیمت سهام دارند")تطابق ندارد.</p>
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
<p>Sig.</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>۱</p><p> </p><p>۶٫۴۳۳</p><p> </p><p>۸</p><p> </p><p>.۵۹۹</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>همچنین نتایج حاصل از جدول ۴-۳-۳-۷ نشان از میزان ضریب تعیین نِیجل کرک دارد که با توجه به نتایج در اینجا مقدار آن۰٫۱۴۸ است.<br />جدول ۴-۳-۱-۷</p><p> </p><p> </p><p><strong>Model Summary</strong></p><p> </p><p> </p><p> </p><p>Step</p><p> </p><p>-۲ Log likelih
شکل ۲-۴) برشی عمودی از دستگاه ۳۵ شکل۳-۱) دستگاه پلاسمای کانونی کوچک ۲۰ ژول که بر روی میز استیل دو طبقه نصب شده است. ۴۶ شکل ۳-۲) اندازه های قسمت های مختلف دستگاه بر حسب میلی متر ۴۸ شکل ۳-۳) سیستم کلی دستگاه ۲۰ ژول ۵۰ شکل۳-۴) نمای تابلو فرمان ۵۲ شکل ۳-۵) شمای دستگاه کنترل الکترونیکی ۵۴ شکل ۳-۶) بلوک دیاگرام کلی دستگاه ۵۵ شکل ۳-۷) شمای کلی از طرح دستگاه پلاسمای کانونی ۲۰ ژول ۵۶ شکل۳-۸) نمونه ای از سیگنال مشتق جریان ۵۸ شکل ۳-۹) نمونه ای ازسیگنال مشتق جریان ۵۹ شکل ۳-۱۰) نمونه ای ازسیگنال جریان ۵۹ شکل ۳-۱۱) تغییرات فرکانس تخلیه با فشار در ولتاز تخلیه ۱۶ کیلو ولت ۶۰ شکل ۳-۱۲) آرایش TLDهای نصب شده در اطراف دستگاه۲۰ ژول ۶۱ فهرست جدول ها جدول۱-۱مشخصات دستگاه های پلاسمای کانونی موجود در مرکزCCHEN 20 جدول ۲-۱) مشخصات الکتریکی چند دستگاه پلاسمای کانونی ۲۴ جدول۳-۱) اسامی برخی از وسایل موجود در آزمایشگاه پلاسمای کانونی کوچک در پژوهشکده فیزیک پلاسما ۴۳ جدول ۳-۲) مشخصات دستگاه پلاسمای کانونی ۲۰ ژول ۴۷ فصل اول عملکرد پلاسمای کانونی ۱- مقدمه: ۱-۱ دستگاه پلاسمای کانونی[۱]: پلاسمای کانونی دستگاهی از خانواده Z-پینچ[۲]های دینامیک است. این دستگاه از دو الکترود هم محور تشکیل می شود که در پایین به وسیله یک عایق از هم جدا می شوند و الکترود بیرونی نقش کاتد و الکترود داخلی نقش آند را بازی می کندو فضایبین آن ها را گازی با فشار پایین پر کرده است.]۲و۱[ الکترود ها معمولا از جنس مس یا فولاد ضد زنگ ساخته می شوند. جنس عایق در این دستگاه ها ممکن است، چینی، سرامیک، یا تفلون باشد.در این دستگاهاعمال یک ولتاژ بالا به شکل پالسی بیناین دو الکترود هم محور سبب وقوع تخلیه الکتریکی بین دو الکترود می شود که در نتیجه آنیک ستون پلاسمای داغ(با دمای در حدود چند کیلو الکترون ولت)، چگال (در حدود ۳-cm1019 -۱۰۱۸) وبا عمر کوتاه (درحدودns200-50) بر روی محور الکترود داخلی تولید میگردد. این دستگاه در دهه ۱۹۶۰ میلادی به طور مستقل توسط فیلیپوف[۳] در شوروی و مدر[۴] در ایالات متحده آمریکا به دو مدل متفاوت طراحی و ساخته شد که به نام مخترعینشان نامیده می شوند. تفاوت این دو مدل در نسبت طول الکترود داخلی(L)به قطرآن(D) است.درنوع فیلیپوف ۱ (در حدود ۲/۰ یا کمتر) و در نوع مدر ۱ (در حدود ۵ یا بیشتر) است(شکل ۱-۱)]۲و۱[ این اختلاف منجر به تفاوت هایی در فرآیندهای فیزیکی به ویژه در مرحله اول تخلیه می شود، اما در نهایت شاهد نتایج مشابهی در هر دو نوع هستیم. یعنی تشکیل پلاسمایی داغ و چگال با مشخصات ذکر شده در پاراگراف بالا، که منبعی غنی از انواع مختلف تابش های نوترونی، الکترومغناطیسی، الکترونی، پرتو ایکس [۵]نرم و سخت و انواع پدیده های پلاسمایی است.]۳[ همچنین دستگاه های پلاسمای کانونی ترکیبی (هیبرید) با نسبت های۲-۱ نیز ساخته شده اند.]۵و۴[ پلاسمای کانونی ماشینی ارزان و کارآمد برای مطالعه امواج ضربه، پدیده پینچ و کانونی شدن، ناپایداریهای مختلف پلاسما و پدیده های متعدد دیگری است که در آن پلاسما می تواند تا شرایط گداخت گرم شده و مقادیر قابل ملاحظه ای پرتو ایکس نرم و سخت، انواع یون های پرانرژی، پرتوهای الکترون نسبیتی و در صورتی که گاز به کار رفته حاوی دوتریم باشد،نوترون های حاصل از گداخت هسته ای گسیل نماید]۶[.
 شکل ۱-۱ ) نمای شماتیک دو دستگاه پلاسمای کانونی ]۲و۱[ ۱-۲ کاربرد های پلاسمای کانونی: در سال های اخیر پلاسمای کانونی کاربردهای بسیار زیاد پژوهشی، صنعتی و پزشکی یافته که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد]۹-۶[. ۱- برخی از کاربردهای پزشکی مربوط به این دستگاه ها: رادیو گرافی با پرتو x رادیو گرافی با نوترون های سریع کاربرد بعنوان چشمه مولد پرتوx یا نوترون در درمان بیماران تولید ایزوتوپ های با عمر کوتاه برای کاربردهای پزشکی کاربردهای زیست پزشکی مثل میکروسکوپی با پرتو x و فعال سازی آنزیم ها ۲- برخی از کاربردها در صنایع غیرهسته ای: لیتوگرافی با بهره گرفتن از پرتو x تست قطعات الکترونیک با بهره گرفتن از پرتو x کاربرد در اکتشاف منابع زیرزمینی مانند نفت و ذغال سنگ بررسی فشردگی مغناطیسی مواد و ماشین کاری در ابعاد میکرومتر کاشت یونی ۳- برخی از کاربردهای آن در سیستم های هسته ای: کاربرد در سیستم های هیبرید شکافت-گداخت به عنوان چشمه نوترون تست قطعات بدنه و اجزای داخلی راکتورهای گداخت و وسایل تشخیصی بکار رفته در این دستگاه ها در محل خودشان تولید کننده نیروی محرکه سفینه های فضائی ۴- کاربردهای دیگر تحقیقات در زمینه فیزیک پلاسمای پایه و فیزیک ستارگان(برای شبیه سازی فرایندهای آستروفیزیکی) آموزش دانشجویان و پژوهشگران فیزیک پلاسما درشکل ۱-۲ دو تصویر از کاربردهای پلاسمایکانونی آورده شده است. این تصاویر مربوط به رادیوگرافی پرتو x و نوترون های حاصل از پلاسمای کانونی برای کاربرد در اکتشاف (برای تشخیص موادی که دارای هیدروژن هستند) است.]۵و۴[
ood</p><p> </p><p>Cox & Snell R Square</p><p> </p><p>Nagelkerke R Square</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>۱</p><p> </p><p>۳۸۳٫۵۶۸</p><p> </p><p>.۱۱۱</p><p> </p><p>.۱۴۸</p><p> </p><p> </p><p> </p><p> </p><p> </p><p> </p><p>a. Estimation terminated at iteration number 4 because parameter estimates changed by less than .001.</p><p> </p><p> </p><p> </p><p>در انتها برای مقادیر مدل از نتایج جدول ۴-۳-۳-۳ استفاده می شود که با توجه به ارقام مندرج در قسمت ضرایب(B) مدل اصلی ما در فرضیه یک به صورت زیر تعریف می شود<br /><a href="https://feko.ir/"><img class="alignnone wp-image-71″ src="https://ziso.ir/wp-content/uploads/2021/10/THESIS-PAPER-5.png” alt="دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه” width="365″ height="125″ /></a><br />فصل پنجم:<br />نتیجه گیری و پیشنهادات<br />۵-۱. مقدمه<br />هدف از این فصل، جمع بندی و ارائه پیشنهاد بر اساس ارزشیابی نتایج و یافتههای تحقیق است تا ضمن ایجاد یک تصویر روشن از یافتههای تحقیق، نتایج آن از صراحت بیشتری برخوردار گردد. علاوه بر این، زمینه های لازم برای نتیجه گیری کلی تحقیق فراهم آید و به گونهای یافته ها با مبانی نظری تلفیق یابد. به همین منظور، ابتدا ضمن بیان مسئله تحقیق، یافته های فصول قبل بویژه فصل چهارم تحقیق اعم از یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها و نیز اطلاعات به دست آمده از منابع اطلاعاتی موجود که در آن فصل توصیف و تحلیل و مورد بحث و تفسیر قرارگرفتهاند. در قسمت پایانی و پس از نتیجه گیری کلی از تحقیق انجام شده تنگناها و محدودیت های انجام تحقیق بیان گردیده و سرانجام با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات موجود، پیشنهاد و راهکارهایی، ارائه گردیده و در انتها نیز پیشنهادیی برای تحقیق های آتی محققین و دانشجویان ارائه شده است.<br /><strong>۵-۲</strong><strong>. خلاصه تحقیق</strong><br />هدف اصلی این تحقیق بررسی ارتباط کیفیت اقلام تعهدی شرکتها(در غالب شرکتهای با کیفیت اقلام تعهدی بالا و شرکتهای با اقلام تعهدی پایین) با سه معیارمالی اعم از؛ نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، نسبت بازدهی ارزش ویژه، و نسبت سود تقسیمی است. روش تحقیق پژوهش حاضر کاربردی و طرح پژوهش آن از نوع نیمه تجربی و با بهره گرفتن از رویکرد پس رویدادی (از طریق اطلاعات گذشته) بوده است. قلمرو مکانی این تحقیق، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی این تحقیق نیز از سال ۱۳۸۷ تا سال ۱۳۹۲ بوده است. تعداد نمونه در این تحقیق مبتنی بر ۵۱ شرکت(۳۰۶ نمونه سال-شرکت) در نظر گرفته شده است. همچنین، تعداد سه فرضیه به منظور بررسی رابطه بین هر یک از متغیرهای تحقیق تدوین گردیده است. از اینرو، معیارهای مالی؛ نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، نسبت بازدهی ارزش ویژه، و نسبت سود تقسیمی به عنوان متغیر مستقل و نوع کیفیت اقلام تعهدی اختیاری به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شد. همچنین از چهار متغیر کنترلی اندازه شرکت ، اهرم مالی، عمر شرکت، و نوع گزارش حسابرسان مستقل<strong> </strong>استفاده شده است. همچنین جهت آزمون فرضیه ها از نرم افزار SPSS 22 استفاده به عمل آمده است.<br /><strong>۵-۲-۱</strong><strong>. نتایج فرضیه اول :</strong><br />فرضیه اول مبنی بر اینکه " ارزش بازار شرکتها(مبتنی بر نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام) تاثیر معنیداری بر کیفیت اقلام تعهدی اختیاری دارد." مورد پذیرش قرار نگرفت.<br />با این تشریح که تغییر در نسبت قیمت بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام با کیفیت اقلام تعهدی اختیاری در جهت خلاف هم است ولی از لحاظ معنادی قابل قبول نمی باشد.<br />این نتایج به نوعی با نتایج تیموری(۱۳۹۳) مبنی بر اینکه " تفاوت معناداری در ارزش گذاری اقلام تعهدی اختیاری، بین شرکت های که نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام بالا و پایینی دارند، وجود دارد" صالحی و قربانی(۱۳۹۰)"(بین محافظه کاری سود و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری ارتباط معناداری وجود ندارد" و اُلوچ و همکاران(۲۰۱۵) " کیفیت اقلام تعهدی اختیاری شرکتها به طور معناداری در سطوح مختلف متاثر از ارزش سهام می باشد" تطابق دارد.<br />ولی با نتایج انصاری و همکاران(۱۳۹۳)"وجود ارتباط منفی و معنادار میان مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی با معیار ارزش شرکت"، فخاری و همکاران(۱۳۹۰)"بین اقلام تعهدی اختیاری و همزمانی قیمت رابطه مثبت معنادار حاکم است" شایسته شجاعی(۱۳۹۱)"شرکتهای دارای اقلام تعهدی بالا دارای نسبت ارزش دفتری به ارزش ذاتی متفاوتی هستند"، ودیعی و عظیمیفر (۱۳۹۱)" در ارزش گذاری شرکتها در مقایسه بین اقلام تعهدی اختیاری آنهاتفاوت معنادار وجود دارد"، رمضان پور و همکاران(۱۳۹۲)"بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد."، دیمیترپولس و استریو(۲۰۰۹)"اقلام تعهدی اختیاری اهمیت فزایندهای در توصیف تغییر قیمت سهام دارند")تطابق ندارد.</p>
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج پژوهش
الهیاری فرد،۱۳۸۲
خدمات بانکداری الکترونیک و نیازهای اجرایی آن در مقایسه تطبیقی هزینه های عملیات خدمات مختلف بانکی
متوسط مدت زمان لازم جهت انجام هر تراکنش در بانکداری اینترنتی و اینترانتی نسبت به بانکداری سنتی به طور معنی داری کاهش یافته است.
اداره پژوهش های بانک سپه،۱۳۸۲
صرفه جویی کاربرد بانکداری الکترونیک در بانکداری سنتی
به بررسی مقایسه ای صرفه جویی زمانی ناشی از پرداخت قبوض آبونمان در شهر تهران
اداره پژوهش های بانک سپه،۱۳۸۲
عابربانک و شعبه( پرداخت الکترونیکی و سنتی )
در صورت پرداخت این قبوض توسط عابربانک تقریباً ۸۹۴۵۲۶ ساعت ویا ۱۱۱۸۱۶ روز کاری و یا ۳۷۲ سال کاری صرفه جویی در زمان را می توان انتظار داشت.
راحتی تکتم ،۱۳۸۹
نقش خدمات نوین بانکی در جذب مشتری و بهبود کارایی سیستم بانکی با تأکید بر هزینه و وقت کارکنان(مطالعه موردی بانک های سپه شهر مشهد)
خدمات نوین بانکی باعث افزایش رضایت مشتریان بانکهای سپه شهرستان مشهد شده است ولی این خدمات به افزایش کارایی (کاهش هزینه و وقت کارکنان) در شعب بانک منجر نشده است.
شکرگزار،۱۳۸۲
بررسی امکان سنجی بانکداری الکترونیک در بانکها
برای بررسی متغیر فنی، فاکتورهایی مانند: امکان استقرار در بانکها، امکان نرم افزاری و سخت افزاری، امکان ایجاد امنیت کافی، امکان بالابردن سرعت و …، برای بررسی متغیر اقتصادی، فاکتورهایی مانند: هزینه بدست آوردن نرم افزارها، کاهش هزینه خدمات به مشتریان، میزان بودجه های بلندمدت برای خرید یا تولید نرم افزار و …،

صدیقیم سحر،۱۳۹۰
کیفیت خدمات درک شده،تمایلات رفتاری و رضایت مشتری در فضای الکترونیکی
که اگر چه ریسک ادراکی کمتر برای مشتری منجر به ادراک مطلوب تری از کیفیت خدمات وب سایت میشود ،امالزوما به رضایت یا تمایلات رفتاری مثبت در مشتریان نمی شود.مهارت های فردی کار با کامپیوتر بر ادراک مشتری از کیفیت خدمات وب سایت تاثیر گذار است
عباسی منصور ،۱۳۸۸
بررسی رتبه بندی کیفیت خدمات ورابطه آن بارضایت مندی مشتریان (مطالعه موردی در بانک صادرات استان سیستان وبلوچستان)
درسطح اطمینان در صد بالایی میزان عوامل تنشکیل دهنده کیفیت خدمات در بانک صادرات هنوز به عنوان عوامل اصلی رضایت مندی مشتریان می باشند. .همچنین نتایج آزمون فرضیه هفتم هم نشان داد که رتبه بندی عوامل تشکیل دهنده کیفیت خدمات دارای اولویت هایی به صورت زیر می باشد: ۱- اطمینان ۲- پاسخگو بودن ۳- همدلی ۴- عوامل محسوس ۵- اعتبار ۶- پذیرش وعمل برمبنای قوانین اسلامی .
فرامرزی فر احمد ،۱۳۸۹
رفتار مصرفکننده در تجارت الکترونیکی
شناخت ساختار ذهنی مصرفکننده و عوامل مؤثر در نحوه شکلگیری آن در طراحی سایتها و فرایند جستجوی مصرفکننده به منظور بالا بردن نرخ بازدهی از سایتها و ترغیب مصرف کنندگان به خرید از آنها بسیار تأثیرگذار است.
در کلیه ی پژوهش های انجام هرکدام به نوعی به بررسی یک بعد از ارائه ی خدمات الکترونیک توسط سازمان های مالی پرداخته اند. ولی متاسفانه هیچکدام پیشنهادهایی در مورد امنیت فضای الکترونیکی نپرداخته اند و این جای بحث و پژوهش فراوان دارد. ۲-۳-۲٫مطالعات خارجی:
پژوهشگر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیادهسازی سریع و آسان اجرای سریع و آسان
جمعآوری اطلاعات مسئله پراکندگی ارائه پیشنهادهای عمومی مسئله کاربر غیرعادی عدم انعطاف پذیری
روشهای مبتنی بر دانش
روش مبتنی بر دانش
با اکتشاف نیازهای صریح کاربران و دانش عمیق درباره حوزه آیتمها، به ارائه پیشنهاد میپردازند.
عدم نیاز به جمعآوری اطلاعات کاربر عدم وجود مسئله پراکندگی مناسب برای اکتشافات اتفاقی
 قابلیت اطمینان بالا عدم وجود مسئله کاربر غیرعادی کارایی بالا باوجود دانش اندک پاسخ سریع به کاربر در صورت تغییر ارجحیتهای کاربر
نیاز به کسب دانش مشکل با تعداد آیتمهای بالا وابستگی کیفیت پیشنهادها به کیفیت دانش کسب شده
روش مبتنی بر سودمندی
پیشنهادهایی بر اساس سودمندی هر شی برای کاربر ایجاد می کند.
عدم وجود مسئله پراکندگی مشارکت فاکتورهای کیفی در ارزش گذاری آیتم پاسخ سریع به کاربر در صورت تغییر ارجحیتهای کاربر
انعطافپذیری کم
روشهای ترکیبی
مبتنی بر ترکیب روشهای ذکر شده
استفاده از مزایای یک روش برای غلبه بر معایب روشهای دیگر بهبود عملکرد سیستمهای پیشنهاد دهنده ارائه پیشنهادهای با کیفیت بیشتر
هدف سرویسهای توصیهگر کمک به کاربران برای یافتن آنچه که به دنبال آن هستند به آسانی و بدون صرف زمان و تلاش زیاد میباشد. بر اساس موارد بیان شده روشهای گوناگون برای توصیهگری شامل روشهای مبتنی بر محتوا، مشارکتی و دانشمحور [۳۳] میباشد. روش محتوا محور اطلاعات را بر اساس رفتار گذشته کاربر تحلیل می کند و روش مشارکتی آیتمها را بر اساس پیشنهاد کاربران دیگر، پالایش و توصیه می کند. روش پالایش مشارکتی که به عنوان نمونه برای سایت آمازون برای پیشنهاد کتاب به کار برده می شود، به دلیل وجود جامعه کاربری بسیار بزرگ و بر اساس این ایده که کاربرانی که آیتمهای مشابهی را در گذشته انتخاب کردند دارای سلیقه مشابه در مورد دیگر آیتم ها نیز میباشند به ارائه پیشنهاد می پردازد اما زمانی که پیشنهاد برای سفر و گردشگری باشد، با مشکل نبود جزییات و اطلاعات در مورد سابقه ترجیحات و علاقه مندی و انتخاب در مورد اکثر کاربران مواجه خواهیم شد. به علاوه در یک محیط جغرافیایی مشخص، جامعه کاربری بزرگ وجود نخواهد داشت. با توجه به اینکه روشهایی که به تاریخچه انتخابها و یا محصولات مورد علاقه برای ارائه پیشنهاد نیازمندند در نتیجه برای آیتمهایی با تواتر خرید پایین نامناسب میباشند [۳۴]. بعضی از اقلام به گونه ای هستند که به طور منظم خریداری نمیشوند مانند خدمات مالی، ماشین، ابزار الکترونیکی و همچنین خدمات گردشگری. در اینگونه موارد سیستمهای توصیهگر دانش مبنا برای درک بیشتر خواستهی کاربر برای پیشنهاد اقلام مفید و صحیح به وی بکار برده می شود. سیستم مبتنی بر شرط یکی از روشهای دانش مبناست که در زمینه گردشگری بکار برده می شود این سیستمها متکی بر قیود[۱۱]و ترجیحات کاربر هستند که می تواند به طور مستقیم از کاربر در شروع استفاده از برنامه کاربردی بدست آید [۳۲]. بنابراین با توجه به مسائل و مشکلاتی که در سیستمهای توصیهگر مبتنی بر یادگیری بررسی شد. در این پایان نامه از سیستم توصیهگر مبتنی بر شرط برای ارائه پیشنهاد به کاربر استفاده می شود.
فصل سوم
حسابگری بافتآگاه
مقدمه
هنگامی که انسانها با هم ارتباط برقرار می کنند وضیعت محیطی و شرایط خاص زمان محاوره که به آن بافت گفته می شود، در شکل گیری و نحوه اداکردن کلمات و اصطلاحات و نیز تفسیر آنها تاثیر می گذارد [۱۸].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴-۱ تحقیق توصیفی تحقیق توصیفی برای تعیین و توصیف ویژگیهای متغیّرهای یک موقعیت انجام میشود. برای مثال، توصیف ویژگیهای یک جامعه آماری براساس سن، جنس، تحصیلات، میزان درآمد، هزینه و …، ماهیت توصیفی دارند. هدف هر تحقیق توصیفی عبارت است از توصیف و تشریح عینی، واقعی و منظم خصوصیات یک موقعیت یا یک موضوع. محقق در تحقیق توصیفی سعی میکند تا بدون هرگونه دخالت و یا استنتاج ذهنی، آنچه را که هست گزارش نماید و نتایج عینی از موقعیت بگیرد و با استفاده ار روشهای گوناگون به توصیف آنها بپردازد (مهدیزاده اشرفی، حسینی؛ ١٣۸۵، ص۸۹).
 در تحقیق توصیفی، محقق ضرورتاً بدنبال کشف و توضیح روابط بین پدیدهها، آزمون فرضیهها و پیشبینی نیست، بلکه توجه او بیشتر در جهت توصیف وقایع و موقعیتها، بر اساس اطلاعات وصفی است (نادری و سیف نراقی؛ ١٣۷۶، ص۷۴). تحقیق توصیفی شامل جمع آوری اطلاعات برای آزمون فرضیهها یا پاسخ به سؤالات مربوط به وضع موجودِ موضوع مورد مطالعه میشود. یک نمونه معمول تحقیق توصیفی شامل ارزیابی نگرشها یا عقاید نسبت به افراد، سازمانها، رویدادها یا رویهها میگردد (خاکی؛ ١٣۸۴، ص٢١۰). به هر حال این تحقیق چیزی بیشتر از تهیه سؤالات و ارائه پاسخها صرف است. از آنجایی که معمولاً سؤالاتی پرسیده میشود که قبلاًً پرسیده نشده است، باید وسایل یا ابزارهایی برای این مطالعات خاص به وجود آید؛ ایجاد وسیله یا ابزار، نیاز به زمان و مهارت دارد و یک امر اتفاقی با عادی نیست (همان منبع). ۳-۴-۲ تحقیق پیمایشی زمینهیابی ترجمه واژه Survey به معنای نگاه با جستجو کردنِ دورتر و فراتر است. تحقیق پیمایشی یا زمینهیابی عبارتست از مشاهده پدیدهها به منظور معنا دادن به جنبههای مختلف اطلاعات جمع آوری شده. تحقیق زمینهیابی شامل دو مرحله اساسی زیر است: مشاهده دقیق و نزدیک پارامترهای مورد تحقیق در جامعه. جمع آوری اطلاعات و معنا دادن به آنچه که مورد مشاهده قرار گرفته است. تحقیق پیمایشی یک فرایند پژوهشی است که به منظور جمع آوری اطلاعات درباره این موضوعات که گروهی از مردم چه میدانند، چه فکر میکنند یا چه کاری انجام میدهند، اجراء میشود. مقصود از «چه میدانند» آن است که مردم چه اطلاعاتی در مورد یک موضوع یا هدف دارند. منظور از «چه فکر میکنند» آن است که عقاید، نگرشها، ارزشها، و باورهای مردم چه هستند؟ نکته مهم آنکه، آنچه در این تحقیق اندازهگیری میشود، دانستهها و تفکرات مردم نیست، بلکه اظهارات مردم درباره اینکه چه میدانند و چه فکر میکنند اندازهگیری میشود (مهدیزاده اشرفی، حسینی؛ ١٣۸۵، ص۹۶). تحقیق پیمایشی روشی در تحقیق اجتماعی است که فراتر از یک تکنیک خاص در گردآوری اطلاعات است. هر چند معمولاً در آن از پرسشنامه استفاده میشود، امّا فنون دیگری از قبیل مصاحبه ساختارمند، مشاهده و تحلیل محتوا و …، هم بهکار میروند. مشخصه تحقیق پیمایشی مجموعه منظمی از دادههاست که آن را ماتریس متغیّر بر حسب دادههای موردی[۹۶] مینامند. در این ماتریس، صفت یا ویژگی هر مورد را بر حسب متغیّر مورد بررسی گردآوری میکنیم و با کنارهم گذاشتن این اطلاعات به مجموعه ساختمند یا مستطیلی از دادهها میرسیم (خاکی؛ ١٣۸۴، ص٢١۰). با این توصیف، پیداست که هر یک از این روشهای تحقیق، متضمن اقداماتی بس متفاوت و مستلزم مهارتها و حساسیتهای مختلف میباشد. روش تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی میباشد. از لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی است، چرا که محقق درصدد است تا با گردآوری اطلاعات واقعی، متنوع و گسترده بدنبال بررسی روابط میان تهییج طلبی و خستگی صنعتی با توجه به نقش تعدیلگر دراک زمان میباشد. در این راستا از ابزار پیمایشی (پرشسنامه) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. ۳-۵ قلمرو مکانی تحقیق (جامعه آماری) در این تحقیق برای آزمون فرضیه های مساله محدوده کارخانجات خصوصی داروسازی کیلومتر ۱ تا ۲۰ جاده مخصوص تهران – کرج انتخاب گشته است. ۳- ۶ قلمرو زمانی قلمرو زمانی برای طراحی، توزیع، جمع آوری و تجزیه و تحلیل پرسشنامه تحقیق، شامل یک دوره ۱۰ ماهه بوده است و فرایند تحقیق تا زمستان ۱۳۹۰ خاتمه یافته است. ۳-۷ جامعه آماری، حجم و روش نمونه گیری ۳-۷-۱ جامعه آماری با نگاهی به سوابق تحقیقاتی و ماهیت رفتاری بودن موضوع تحقیق و با علم به اینکه موضوع تحقیق محدود به صنعت و کسب و کار خاصی نمی شود، با رایزنی با خبرگان و اساتید محترم راهنما و مشاور، جامعه آماری تحقیق کارشناسان کارخانجات داروسازی تهران مقرر گشت، به این دلیل که ماهیت حساس بودن این رشته به خطاهای انسانی میتواند تحقیقات رفتاری روی نیروی انسانی متخصصان این صنعت را توجیه کند. ۳-۷-۲ حجم نمونه نمونه مورد نظر با بهره گرفتن از فرمول کوکران به شرح زیر محاسبه شده است: Nz2pq n= Nd2 + z2pq n= حجم نمونه N= حجم جامعه ۸۰۰ z= 96/1 p= 05/0 q= 95/0 d= مقدار خطای قابل تحمل در اندازه گیری متغیر ۰۷/۰ با جایگذاری مقادیر عددی جامعه در فرمول کوکران، مقدار حجم نمونه ۱۵۰ نفر استخراج میگردد. ۳-۷-۳ روش نمونه گیری با نظرسنجی از خبرگان در زمینه آمار، تصمیم بر استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای از ۵ شرکت گرفته شد. ۵ شرکت منتخب به گونه ای انتخاب شدند که نمایانگر و نماینده کل جامعه آماری مورد نظر باشند. ۳-۸ روش های گردآوری اطلاعات به طور معمول، چهار ابزار عمده برای جمعآوری دادهها وجود دارد. هر یک از این ابزارها، خود انواعی دارند که کاربردهای ویژهای برای تحقیقات خاص دارند. این ابزارها عبارتند از (خاکی؛ ۱۳۸۴، ص۲۴۲-۲۳۹): بررسی (مراجعه به) مدارک و اسناد مشاهده[۹۷] مصاحبه[۹۸] پرسشنامه[۹۹] ۳-۸-۱ پرسشنامه یکی از معمولترین و متداولترین ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه است. محقق با بکارگیری پرسشنامه سعی میکند تا از طریق طرح تعدادی سؤال، اطلاعات مورد لزوم را جمع آوری نماید. در تحقیقاتی که از پرسشنامه استفاده میشود، اعضاء جامعه یا نمونه به پرسشهای مطرح شده از طرف محقق به صورت کتبی پاسخ میدهند و از آنجا که پرسشنامه جنبه خود اجرایی دارد، محقق باید آن را به شیوهای تهیه و تنظیم نماید که ضمن ترقیب پاسخدهنده به تکملی آن، راهنماییهای مورد لزوم به پاسخ دهنده ارائه شود تا محقق اطمینان حاصل نماید که پرسشنامه توسط پاسخدهنده به خوبی درک شده و بدون مشکل، به سؤالات آن پاسخ خواهد داد. مبنای تمامی پرسشنامه سؤال است که محقق هدفهای تحقیق را به سؤالات مشخصی تبدیل کرده تا از طریق پاسخ به آنها توسط پاسخدهندگان، اطلاعات مورد لزوم برای پاسخ به سؤالات تحقیق یا فرضیههای تحقیق فراهم شود (مهدیزاده اشرفی، حسینی؛ ۱۳۸۵، ص۱۷۶). پرسشنامه به عنوان یکی از متداولترین ابزار جمع آوری اطلاعات در تحقیقات پیمایشی میباشد (خاکی؛ ۱۳۸۴، ص۲۴۲). با توضیحات مختصر ارائه شده، در این پژوهش اطلاعات اولیه توسط مطالعات کتابخانهای، مقالات علمی معتبر، مجلات دارای اعتبار، وبسایتهای علمی و پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکتری تهیه شده است که در نهایت به انتخاب مدلی جهت شکلدهی شالوده تحقیق انجامید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هم طرفدار ایجاد یک مرجع بین المللی با صلاحیت انتخابی (و نه اجباری) بودند. این کمیته به قدری نگران حفظ حاکمیت دولتها بود که پیشنهاد کرد، صلاحیت این دادگاه از قبل مفروض گرفته نشود و اجباری نباشد. این کمیته تأکید کرد که: «با اعطای صلاحیت به این دادگاه، دولت ها ملزم به ارجاع دعاوی خاص به دیوان نیستند. چنین حقی برای دولت ها مفروض است، شاید دولتها ترجیح دهند بر اساس قوانین ملی خود به محاکمه و مجازا ت مرتکبان جنایات بین المللی بپردازند.»
 این پیشنهاد کمیته مزبور در برابر دولتهایی که تمایل به رسیدگی نداشته باشند کارایی ندارد. و برای دیوان بین المللی قدرت اجرایی به وجود نمیآورد. از گزارش کمیته ۱۹۵۳ ، بر می آید که برگزیدن روش اعلام صلاحیت دیوان به صورت مورد به مورد، برای پیشگیری از تعارض قوانین بوده است. در آن زمان بیشتر محاکم داخلی برای رسیدگی به جنایات بین المللی، فاقد کفایت قلمداد میشدند. کمیته ۱۹۵۳ در مدت کوتاهی بعد از دادگاههای توکیو و نورنبرگ ایجاد شده بود و احتمالاً از نتایج این دادگاهها تأثیر گرفته بود. بر اساس گزارش کمیسیون، مجمع عمومی در سال ۱۹۵۴ تصمیم گرفت تا زمانی که گزارشهای کمیته ویژه را در مورد تعریف جنایت تجاوز و همچنین پیشنویس قانون جرایم علیه صلح و امنیت بشری که موضوعات مربوط به این دادگاه هستند را دریافت کند، تلاش برای ایجاد دیوان بین المللی کیفری را به تعویق اندازد.[۳۶] تصمیم مشابهی نیز در دوازدهمین جلسه مجمع در سال های ۱۹۵۷و۱۹۶۸ اتخاذ شد[۳۷]. موضوع تشکیل دیوان بین المللی در سال ۱۹۷۴ زمانی که طرح اولیه تعریف جنایت تجاوز به این مجمع ارائه شد مجدداً مورد توجه قرار گرفت اما عدم تمایل برای ایجاد یک مرجع جنایی بینالمللی همچون قبل با توجه به فضای حاکم بر جهان در دوران جنگ سرد به خوبی قابل درک است. در این دوره یکی از مهمترین مباحثی که در راستای تشکیل دیوان بین المللی کیفری مطرح بود، بررسی مساله مسئولیت دولت[۳۸] و همچنین تهیه پیش نویس قانون جرایم علیه صلح و امنیت بشری بود[۳۹] که تاثیر بسزایی در وفاق بین المللی در جهت ایجاد یک مرجع دائمی برای رسیدگی به جنایات بین المللی تلقی می گردید. ۲)- تلاش های سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ (اقدامات کمیسیون حقوق بین الملل) در ۱۹۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر اساس پیشنهاد ترینیداد و توباگو از کشور های حوزه آمریکای مرکزی و حوزه دریای کارائیب ماموریت مطالعه در خصوص تشکیل دیوان دائمی برای رسیدگی به جنایات بین المللی را به کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل متحد واگذار نمود. کمیسیون حقوق بین الملل، در گزارش سال ۱۹۹۰ خود به مجمع عمومی اعلام داشت که سه روش برای رابطه میان دیوان و مراجع داخلی متصور است: تشکیل یک مرجع بین المللی با صلاحیت ذاتی و انحصاری تشکیل یک مرجع بین المللی با صلاحیت موازی با مراجع داخلی تشکیل یک مرجع بین المللی با صلاحیت تجدیدنظر در آراء مراجع داخلی ضمناً تاکید گردید که در هر یک از این سه راهکار می توان تصور تاسیس یک مرکز برای ارائه نظرات مشورتی به منظور اتخاذ رویه ای منسجم در عرصه بین المللی را نیز مورد توجه قرار داد.[۴۰] مضافاً اینکه در گزارش مذکور، کمیسیون پیشنهاد داده بود تا صلاحیت دیوان به صورت موازی و با اختیار انتخاب[۴۱] توسط دولت ذی ربط باشد. در سال ۱۹۹۲ نیز فعالیت های کمیسیون حقوق بین الملل ادامه یافت. گزارشگر ویژه کمیته مامور، در نطق خود با اعطای صلاحیت پژوهش نسبت به احکام مراجع داخلی مخالفت نمود؛ وی با اشاره به ارائه این پیشنهاد از سوی برخی اعضا و مخالفت شدید سایرین، این امر را تهدیدی برای حاکمیت های مستقل قلمداد نمود. وی متعاقباً بیان داشت، اعطای صلاحیت انحصاری به مرجع بین المللی، موجب رقابت نظام قضایی داخلی و بین المللی نمی گردد.[۴۲] یکی از اعضا اعلام کرد، دولتها قصد ندارند تا از حاکمیت خود صرفنظر کنند و مرجع جزایی بین المللی باید تنها صلاحیت فرعی[۴۳] داشته باشد. به علاوه باید به دیوان اختیار تجدیدنظر در احکام داخلی داده شود و مداخله آن نیز مقید به سپری شدن مراحل قضایی داخلی نگردد چرا که این دو نظام و سطح دادرسی کاملاً با یکدیگر متفاوتند. گزارش سال ۱۹۹۲ شئون دیوان و کارکردهای بین المللی را به ترتیب زیر بیان نمود: ارائه نظرات مشورتی در باب تحلیل و درک درست از حقوق بین الملل کیفری به مراجع داخلی. پس از محاکمه افراد در سطح ملی توسط دولتها، کیفیت اقدام و عملکرد دولت را از نظر تطابق با موازین حقوق بینالملل مورد بررسی قرار دهد. سازوکاری برای تحقیق و حقیقتیابی، در خصوص قضایا و یا افراد مظنون که در سطح ملی محاکمه می شوند ترتیب دهد. نظامی رسمی برای نظارت بر دادگاههای ملی ایجاد کند. هرچند دسترسی عملی به این اهداف بلند پروازانه بود اما خود پایه گذار تلاش های بعدی برای توسعه دامنه حقوق بین المللی کیفری گردید. حرکت از صلاحیت اختیاری مرجع بین المللی، مندرج در گزارش نهم، به سمت صلاحیت انحصاری که در گزارش دهم به آن تاکید شد، یکی از تحولات این دور از مذاکرات بود. تلاش کمیسیون حقوق بینالملل برای تدوین پیشنویس اساسنامه دیوان کیفری بینالملل، طی سالهای ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴ با ویژگی های خاصی ادامه یافت. در این مقطع، دادگاه کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق تشکیل شده بود و شورای امنیت در تدارک مقابله با نسل زدایی بود. کمیسیون حقوق بین الملل در این مقطع موفق به تهیه پیش نویسی شد که در ابتدا برای مرجع بین المللی، صلاحیت همزمان با صلاحیت دادگاههای ملی قائل گردید و در عین حال برای مرجع بین المللی در پرداختن به وضعیت اولویت در اعمال صلاحیت پیش بینی کرده بود. البته باید خاطر نشان کرد این پیش نویس، دادگاههای داخلی را واجد صلاحیت دائمی و مرجع بین المللی را واجد صلاحیتی فرعی می دانست. به این معنا که ورود مرجع بین المللی به موضوع، مشروط به تحقق اوضاع و احوال معینی خواهد بود. در دیباچه نخستین پیشنویس تصریح شده بود: « هر گاه مراجع قضایی داخلی در دسترس نباشند و یا اقدام آنان موثر واقع نشود، دیوان کیفری بینالمللی مکمل نظامهای قضایی ملی خواهد بود.» [۴۴] گزارش کمیسیون در مقام تفسیر دیباچه پیش نویس نیز مقصود از تکمیلی بودن را اینچنین بیان داشت: «مقصود آن است که این دادگاه در مواقعی اقدام کند که امید نمیرود چنین افرادی در دادگاههای ملی به نحو مقتضی محاکه شوند لذا بر این نکته تاکید شده است که این دادگاه نظامهای موجود ملی و روشهای جاری همکاری های قضایی بینالمللی را تکمیل میکند و قصد آن را ندارد که صلاحیت دادگاههای ملی را منکر شود و یا به حق دولتها برای درخواست استرداد مجرمین یا سایر اشکال همکاری قضایی بینالمللی براساس رویه های موجود خللی وارد نماید»[۴۵] در خصوص تبیین ماهیت دیوان برحسب ارتباط آن با مراجع ملی ، نظرات مختلفی وجود داشت. برخی تاسیس دیوان را امکانی برای دولتها میدانستد که نظامهای قضایی ملی را تکمیل کند و نه آن که جایگزین آنها گردد. برخی این دادگاه را در شرایطی که دولتهای ذیربط مایل نبوده یا نتوانند به دادرسی بپردازند جایگزین محاکم ملی دانستهاند، مشروط بر اینکه تضمینهای لازم فراهم شود تا دیوان برای مقاصد سیاسی مورد سوء استفاده قرار نگیرد. سایر اعضا این پیشنهاد را مطرح کردند که دیوان صلاحیت ذاتی محدودی نسبت به معدودی از مهمترین جنایات داشته باشد. همین طور پیشنهاد شد که دیوان اختیار داشته باشد که بتواند هرگاه موضوعی از اهمیت لازم برخوردار نبود یا محاکم ملی به خوبی از عهده رسیدگی برمیآیند، از اعمال صلاحیت احتراز کند.» [۴۶] مذاکرات کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل، به تدوین اساسنامه ای برای دیوان بین المللی کیفری در سال ۱۹۹۴ منجر شد. کمیسیون حقوق بین الملل سازوکار صلاحیت تکمیلی را در راستای پیشنهادی که در کمیته ویژه و کمیته مقدماتی مطرح شده بود تصویب نمود. فرایند قابلیت پذیرش نیز در پیش نویس کمیسیون با آنچه نهایتاً در رم به تصویب رسید متفاوت نبود. تنها نکته مهمی که در پیش نویس کمیته وجود داشت آن بود که در آن، سخن از « رسیدگی های غیر موثر مراجع داخلی»[۴۷] مطرح بود مضافاً اینکه _همچون سازوکار پیش بینی شده در ماده ۳۶ اساسنامه دیوان دادگستری بین المللی_ مقرر شده بود دیوان موقعی صالح به رسیدگی است که علاوه بر تصویب اساسنامه در هر مورد نیز مداخله دیوان را نیز مجدداً تجویز نماید؛ که البته این مورد اخیر قدرت تاثیرگذاری دیوان را نیز کاهش می داد. پیش نویس پیشنهادی کمیسیون حقوق بین الملل به دیوان صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به نسل کشی می داد. بنابراین کمیسیون اولویت مراجع ملی را معتبر دانست و تنها در موقعیتهای محدودی قائل به اولویت صلاحیت دیوان بود. روش پیشبینی شده در پیشنویس کمیسیون حقوق بینالملل، به عنوان مبنای موثری در جریان مذاکرات کمیته مقدماتی تاسیس دیوان کیفری بینالمللی حفظ گردید، زیرا مفهوم اولویت رسیدگی های ملی با ملاحظه «حاکمیت» شرط مبنایی بسیاری از دولتها بود. [۴۸] در آخرین پیش نویس سال ۱۹۹۴ کمیسیون بیان داشت که، قبح نسل کشی آن قدر شدید است که دیوان باید دارای صلاحیت ذاتی و انحصاری در خصوص آن باشد؛ لذا صرف عضویت دولت در اساسنامه کافی است و نیازی به اعلام بعدی رضایت دولت به ورود به رسیدگی از سوی دیوان نمی باشد. این امر ملهم از از ماده ششم کنوانسیون نسل زدایی ۱۹۴۸ بود. در این ماده، بر مبنای اصل یا محاکمه کن ویا استرداد نما برای مرجع بین المللی صلاحیت ذاتی رسیدگی به جنایت مزبور را قائل شده بود اما بدیهی است اعمال صلاحیت متوقف بر تشکیل دیوان بود. بی شک در این مرحله دست یابی به اتفاق نظر در باب صلاحیت ذاتی[۴۹] دیوان در برخورد با نسل زدایی دست آورد بزرگی به شمار می آمد؛ این در حالی بود که اعمال صلاحیت این مرجع در رسیدگی به جنایات بین المللی دیگر همچون جنگ تجاوزکارانه، جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی متوقف بر اعلام رضایت بعدی دولت در تسلیم شدن به صلاحیت دیوان بود[۵۰].
-
- کمیته ویژه[۵۱](۱۹۹۵)
پس از ارائه گزارش کمیسیون حقوق بینالملل به مجمع عمومی، کمیته ویژهای به انتخاب مجمع عمومی مامور شد تا پیشنویس کمیسیون حقوق بینالملل را مورد مطالعه قرار دهد. کمیته ویژه در سال ۱۹۹۵ جلساتی تشکیل داد که در این جلسات مساله رابطه دیوان با محاکم ملی و تکمیلی بودن صلاحیت دیوان به تفصیل مورد بحث واقع شد. در مذاکرات این کمیته، توجه به معنا و مفهوم صلاحیت تکمیلی در کانون توجه اعضا قرار گرفت. گزارش کمیته ویژه در مورد تأسیس دیوان بین المللی کیفری حکایت از آن دارد که برخی از کشورها هنوز میخواهند ، با استناد به رویه دو دیوان یوگسلاوی و رواندا، صلاحیت دیوان بین المللی کیفری را مقدم بر صلاحیت مراجع داخلی قلمداد نمایند[۵۲]. بیشتر دولتها از تقدم صلاحیت مرجع بین المللی با رعایت شروطی که در اساسنامه دیوان های موردی مورد تاکید قرار گرفته بود، حمایت کردند اما شماری از کشورها حاضر به پذیرش صلاحیت نخستین و ذاتی مرجع بین المللی دایمی و همچنین صلاحیت شبه جهانی آن نبودند و در عوض ، سازوکار صلاحیت تکمیلی با اوصافی که منجر به اقدام موثر دیوان می گردید، مورد حمایت بود؛ هرچند در این خصوص نیز اختلاف نظرهای عدیده ای وجود داشت که از این جمله، می توان به تبیین چارچوب صلاحیت تکمیلی دیوان و گستره آن و آستانه مداخله دیوان در موضوعاتی با حیثیت داخلی برای دولتها اشاره نمود. معیار قابلیت پذیرش نیز در این کمیته به تفصیل به بحث گذاشته شد. برخی از دولتها بر این باور بودند که عبارتهای «خارج از دسترس»[۵۳] و «ناکارآمد»[۵۴] بسیار مبهمند. خصوصا واژه «ناکارآمد» موجب نگرانی فراوانی برای دولتمه گردیده بود و ایشان، در مورد ضابطه تعیین آن، ابهام فراوانی داشتند. همچنین تاکید شد که لازم است مفهوم و سازوکار اصل صلاحیت تکمیلی به نسبت آنچه که در پیش نویس آمده است، تکمیل گردد. دولتها معتقد بودند، سلب صلاحیت از نظام قضایی داخلی تنها به استدلال اینکه رسیدگی آن نظم کافی ندارد، مطلوب نیست بلکه باید این اطمینان حاصل شود که دولت اقدامات خود را با «حسن نیت»[۵۵] انجام دهد. در خصوص تصمیم مراجع داخلی به عدم تعقیب نیز به شرطی باید دیوان را صالح به مداخله دانست که مبانی تصمیم مرجع داخلی موجه نباشد. برخی دولتها نیز به ماده آ/۲/۴۲ که مقرر می داشت اگر جنایت بین المللی در نظام قضایی داخلی به عنوان یک بزه عمومی دسته بندی شود، دیوان می تواند از مرجع داخلی سلب صلاحیت نماید، معترض بودند [۵۶]. که این نگرانی نیز متعاقباً در تصویب نهایی اساسنامه مرتفع گردید. در نهایت، کمیته ویژه، تاکید کرد که اصل صلاحیت تکمیلی اصلی غیر قابل انکار و برای توفیق یافتن دیوان بسیار ضروری است و کمال آن وابسته به تکوین بیشتر مقررات ماهوی خواهد بود.[۵۷] کمیته ویژه به مساله حدود صلاحیت قضایی دیوان نیز پرداخت؛ همان گونه که بیان شد، در پیش نویسی که کمیسیون حقوق بین المللی برای اساسنامه تهیه کرده بود، در مورد نسلکشی به دیوان بین المللی صلاحیت ذاتی اعطا شده بود، این امر باعث ایجاد بحثهای زیادی گردید. برخی از دولتها قویاً با اعطای صلاحیت ذاتی به صورت ویژه مخالفت کردند و مدعی بودند وجود صلاحیت ذاتی موجب تحدید حاکمیت ها می گردد. برخی دولتها نیز در مقابل، با طرح این موضوع که چون اساس صلاحیت دیوان با عضویت مختارانه دولت در اساسنامه حاصل می گردد، لذا حاکمیت مصون می ماند. مضافا اینکه صلاحیت ذاتی به معنای صلاحیت انحصاری نیست و این صلاحیت دولت های عضو را از اعمال صلاحیت در سطح ملی محروم نمی نماید. مساله تقدم صلاحیت نیز با طرح صلاحیت تکمیلی منتفی گردید. در باره صلاحیت ذاتی نیز باید متذکر شد که مقصود تهیه کنندگان این بود که دیوان بر انواع خاص جنایات صلاحیت دارد نه اینکه صرفا دیوان شایسته است تا به این جنایات رسیدگی نماید. در گزارش کمیته مزبور تاکید شد که: اثر صلاحیت تکمیلی صرفا آن است که بتواند در شرایطی موجبات مداخله دیوان را در مسایل فراهم آورد و تردید در صلاحیت ذاتی به آن می انجامد که دیوان از همان آغاز نتواند نسبت به جنایتی راسا اقدام نماید[۵۸]. ۴- کمیته تدارک[۵۹] (۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸) کمیته تدارک تدوین اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی در سالهای ۱۹۹۸- ۱۹۹۶ جلساتی تشکیل داد. آخرین جلسه این کمیته که از ۱۶ مارس تا ۳ آوریل ۱۹۹۸ در نیویورک برگزار گردید، بخش عمدهای از مواد فعلی اساسنامه را تدوین نمود. هنگامی که کمیته تدارک بحثهای خود را در سال ۱۹۹۶ آغاز کرد، این باور بالقوه وجود داشت که اصل صلاحیت تکمیلی باید روابط قضایی دیوان بین المللی کیفری و مراجع داخلی را به صورت شفافی مشخص نماید[۶۰]. تنها تعداد کمی از هیئتهای نمایندگی هنوز از اصل تقدم صلاحیت دیوان حمایت می کردند. ایشان به دادگاه های ویژه و این که چگونه آن دادگاه ها صلاحیت ذاتی و برتر خود را بر پرونده های معین اعمال کردهاند استناد می نمودند و موفقیت های آن را تمجید می کردند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۵-۱- فرض کلی بین مشارکت در ورزش های همگانی و کیفیت زندگی سالمندان شهرهمدان رابطه وجود دارد. ۱-۵-۲- فرضیات اختصاصی مشارکت در ورزشهای همگانی توان پیش بینی کیفیت زندگی سالمندان شهر همدان را دارد. بین مشارکت درورزشهای همگانی و سلامت جسمانی سالمندان شهرهمدان رابطه وجود دارد بین مشارکت در ورزشهای همگانی و وضعیت روانی سالمندان شهرهمدان رابطه وجود دارد. بین مشارکت در ورزشهای همگانی و روابط اجتماعی سالمندان شهرهمدان رابطه وجود دارد. بین مشارکت در ورزشهای همگانی و قلمرو محیطی سالمندان شهرهمدان رابطه وجود دارد. ۱-۶- تعاریف متغیرها و واژه ها ۱-۶-۱- پرسشنامه اطلاعات عمومی(جمعیتشناختی) شامل مشخصات فردی(سن، میزان تحصیلات، جنسیت، میزان درآمد، وضعیت تأهل و میزان مشارکت) است که براساس نیازتحقیق به داده های مربوط به ویژگیهای فردی پاسخگویان،مورد استفاده قرارمی گیرد. ۱-۶-۲- مشارکت در ورزش الف)تعریف مفهومی مشارکت: مشارکت به معنی به کار گرفتن منابع شخصی به منظور سهیم شدن در یک اقدام جمعی است(محسنی و جاراللهی، ۱۳۸۲). آلن بیرو[۱۲] در تعریف مفهوم مشارکت چنین می نویسد: مشارکت کردن به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است. به همین جهت، از دیدگاه جامعه شناسی، باید بین مشارکت به عنوان حالت یا وضع ( امر شرکت کردن ) و مشارکت به عنوان عمل و تعهد ( عمل مشارکت ) تمیز قائل شد. مشارکت در معنای اول از تعلق به گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد و در معنای دوم داشتن شرکتی فعالانه در گروه را می رساند و به فعالیّت اجتماعی انجام شده نظر دارد( بیرو، ۱۳۶۶: ۲۵۷).
 ب)تعریف عملیاتی مشارکت: دراین پژوهش منظور از«مشارکت در ورزش های همگانی»، نمره ای است که فرد در پرسشنامه مشارکت در ورزش کسب می کند. ۱-۶-۳- ورزش همگانی الف)تعریف مفهومی: بنابر تعریف سایت فدراسیون جهانی ورزش همگانی، ورزش همگانی یا ورزش برای همه، معادل عبارت انگلیسی sport for all است و معمولا به آن دسته از فعالیت های ورزشی اطلاق می شود که جنبه تفریحی داشته و بدون توجه به نتیجه آن-برد و باخت-انجام می شود. در بعضی ازمنابع واژه مشارکت کلان را معادل ورزش همگانی می دانند(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). ب)تعریف عملیاتی: هرفعالیت ورزشی که پرداختن به آن بدون در نظر گرفتن سن، جنس، توانایی و وابستگی اجتماعی امکان پذیر باشد. پراختن به آنها غالبأ نیازمند آموزش های ویژه یا طولانی مدت نیست و معمولأ با کمترین امکانات و درفضاهای عمومی قابل انجام هستند(سعیدی،حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰) و در این پژوهش نمراتی که آزمودنی ها از پرسشنامه مشارکت در ورزش عریضی(۱۳۸۵) به دست می آورند. ۱-۶-۴- کیفیت زندگی تعریف مفهومی: کیفیت زندگی درک افراد از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ، سیستم ارزشی که در آن زندگی می کند، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت هایشان می باشد، پس کاملأ فردی بوده و توسط دیگران قابل مشاهده نیست و بر درک افراد از جنبه های مختلف زندگیشان استوار است (کریملو و همکاران، ۱۳۸۹). تعریف عملیاتی: نمراتی که آزمودنی ها از اجرای پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی[۱۳] (۱۹۹۶) به دست می آورند. ۱-۶-۵- سالمندی الف) تعریف مفهومی: پدیده سالمندی روندی طبیعی است که از زمان حیات جنین شروع و تا مرگ ادامه می یابد. سالمندی را می توان از بعد زیست شناسی این چنین معنی کرد: مرحله ای است طبیعی و پیش پایانی در ادامه روند تولد تا مرگ و از بعد اجتماعی: سالمندی دورانی از زندگی است که شخص قادر به ادامه زندگی خود بطور مستقل نیست و محتاج به کمک دیگران می باشد. مراحل قانونی نیز وجود دارد:مثل معاف شدن بالطبع یا بالاجبار از انجام وظائف منظم قانونی (بازنشستگی). از بعد جسمی، روند طبیعی به سمت افت عملکرد بعضی از بافتها پیش می رود است و نیز می توان سن روانی را مد نظر قرار داد. سازمان بهداشت جهانی: میانگین سنی را اینگونه طبقه بندی می کند. -محدوده سنی ۷۵-۶۰ ، سالمند جوان -محدوده سنی ۹۰-۷۵ سال، سالمند میانسال -۹۰ سال به بالا ،(مقصودنیا،۱۳۸۴: ۷). ب)تعریف عملیاتی: منظور از سالمندان در این پژوهش، کلیه افراد بالای ۶۰ سال سن ساکن در شهر همدان می باشند که در ورزش های همگانی شرکت می کنند. ۱-۸- قلمروهای پژوهش ۱- قلمرو موضوعی: تعیین رابطه بین مشارکت در ورزش های همگانی با ابعاد کیفیت زندگی سالمندان شهر همدان ۲- قلمرو مکانی: مکان در نظرگرفته برای این پژوهش ایستگاه های تندرستی، پارک ها و مرکز سالمندان شهر همدان استفاده گردید. ۳- قلمرو زمانی: این پژوهش در سال ۱۳۹۳ انجام شده است. فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش ۲-۱- مقدمه مفهوم کیفیت زندگی چندین دهه است که بسیاری از مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، سطوح مدیریت و برنامه ریزی محلی، ملی و بین المللی را تحت تاثیر قرار داده است. با توجه به رشد نقاط شهری و جمعیت نشین در سال های اخیر موضوع کیفیت زندگی در شهر های کشورهای صنعتی و در حال توسعه به طور روز افزونی مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این فصل، بررسی پژوهش ها و مطالعاتی است که در زمینه مشارکت در ورزش های همگانی و کیفیت زندگی صورت گرفته است. این قسمت از تحقیق خواننده را با کارها و زمینه های قبلی و همچنین با حیطه موضوع مورد مطالعه آشنا می سازد. این فصل به دو بخش تقسیم شده است. در بخش اول به مطالعه مبانی نظری و تحقیقات انجام شده در زمینه مشارکت در ورزش های همگانی و در بخش دوم مبانی نظری و مطالعات انجام شده در رابطه با کیفیت زندگی ذکر می شود. در ادامه به تحقیقات و پژوهش های انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش می پردازیم. در نهایت به جمع بندی فصل پرداخته می شود. ۲-۲- مبانی نظری ۲-۲-۱- ورزش همگانی در دنیای کنونی، ورزش از نظر مفهوم توسعه یافتگی معنای گسترده و ژرفی یافته است و تقریبأ تمام کشورها می کوشند تا زمینه های گسترش خود را از فراسوی فعالیت ورزشی بهتر بشناسند. از طرف دیگر، کشورهای عقب نگه داشته شده تلاش می کنند با موفقیت در میدانهای ورزشی از رقابت در جهان باز نمانند. بنابراین ورزش پدیده ای همگانی است و با گسترش آن مردم و قشرهای گوناگون یک جامعه از فواید آن بهره مند می شوند. همچنین انجام فعالیت های ورزشی، اوقات فراغت مردم کشورهای مختلف را پر می کند و به جرأت می توان گفت که در برخی از کشورها حتی می تواند در سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از عوامل تعیین کننده باشد(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). ۲-۲-۱-۱- تعاریف ورزش همگانی ساده ترین تعریف این است که، ورزش همگانی پرداختن عامه مردم به ورزش حتی در زمانی کوتاه با توجه به امکانات موجود و شرایط افراد است و در این میان وظیفه اصلی سازمانها و ادارات ورزش دعوت از مردم برای انجام ورزش همگانی مانند پیاده روی، دوچرخه سواری، کوه پیمایی، دوهای عمومی و ورزش های بومی و محلی است(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ را ﻧﻴﺰ ﻣﻲتوان ﺑﻪ دو دﺳﺘﻪ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪی ﻛﺮد: دﺳﺘﻪ ﻧﺨﺴﺖ ﺗﻌﺎرﻳﻔﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﻴﺎﻣﺪی ورزش ﺗأﻛﻴﺪ ﻛﺮده و دﺳﺘﻪ دوم ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﺎﻫﻴﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ ذاﺗﻲ ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﭘﺮدازﻧﺪ. در اﻳﻦ دﺳﺘﻪ از ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﻧﻴﺰ ﻣﻌﻴﺎر ﻧﻘﺪ و ﺑﺮرﺳﻲ، انطباق تعاریف بر مصادیق است.
-
- ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﭘﻴﺎﻣﺪی از ورزش همگانی:
از دﻳﺪﮔﺎه ﻛﻤﻴﺘﻪ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ اﻟﻤﭙﻴﻚ[۱۴]، ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻗﺪرت و ﺑﺮﺗﺮی را ﺑﻪ اﻧﺴﺎن باز ﻣﻲ ﮔﺮداﻧﺪ و ﻣﻮﺟﺒﺎت رﺷﺪ و ﮔﺴﺘﺮش ﺳﻼﻣﺘﻲ، آﻣﺎدﮔﻲ و اﺣﺴﺎس ﺧﻮب ﺑﻮدن را ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎی ورزﺷﻲ ﺑﻪ ﻣﺮدﻣﻲ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ آن ﻋﺎدت ﻛﻨﻨﺪ، در ﻫﺮ ﺳﻦ، ﺟﻨﺲ، ﻧﮕﺮش، ﺷﺮاﻳﻂ اﻗﺘﺼﺎدی وﻓﺮﻫﻨﮕﻲ (ﻣﺤﻠﻲ ﻳﺎ ﻣﻨﻄﻘﻪای) را فراهم می آورد(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،۱۳۹۰). یوکاووری[۱۵] (۲۰۰۲)،بیان می کند، ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﻟﺬت، رﺿﺎﻳﺖ، آراﻣﺶ، ﺗﻌﺎدل، ﺗﺴﻠﻂ، ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ، ﺗﻬﻴﻴﺞ، ﻧﺸﺎط، دوﺳﺘﻲ، آﺷﻨﺎﻳﻲ، ﺑﺎزی ﺟﻮاﻧﻤﺮداﻧﻪ، ادراک، رﺷﺪ و ﺗﻜﺎﻣﻞ، سلامتی، آمادگی جسمانی و خوب بودن(قره، ۱۳۸۳). از دﻳﺪﮔﺎه ﻳﻮرﮔﻦ ﭘﺎﻟﻢ[۱۶] (۲۰۰۰)، ﻣﻨﻈﻮر از ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ، ﺗﺎﻣﻴﻦ ﺳﻼﻣﺘﻲ و ﺑﻬﺒﻮد زﻧﺪﮔﻲ ﻫﻤﻪ اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ورزش با کمترین هزینه ترین برنامه هاست(قره، ۱۳۸۳).
-
- ﺗﻌﺮﻳﻒ ماهیتی ورزش همگانی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- بهترین نتیجهی هر ذره بهروزرسانی میکنیم.
- بهترین نتیجه را در بین ذرات مشخص میکنیم.
-
- سرعت را برای هر ذره بهروزرسانی میکنیم.

- موقعیت را برای هر ذره بهروزرسانی میکنیم.
- تا زمانی که شرط توقف برآورده نشده است، مراحل ۲ تا ۶ را تکرار میکنیم.
در ادامه بعضی از الگوریتمهای پیشنهادشده در خوشهبندی را که در آنها از الگوریتم کوچ پرندگان برای بهینهسازی استفادهشده است میآوریم. الگوریتم [۷۸]MO-PSO این الگوریتم برای پیکربندی بهینه در شبکه از الگوریتم کوچ پرندگان استفاده میکند. برای این کار از اطلاعات انرژی و منطقهی تحت پوشش گرههای شبکه برای انجام این کار استفاده میکند.
(۲-۳)
(۲-۴)
که در فرمول (۲-۳)، بیشترین زمان حیات شبکه مد نظر است. در این فرمول زمان حیات واقعی شبکه به زمان کل شبیهسازی مدنظر است. در فرمول (۲-۴) بیشترین همپوشانی شبکه در کل شبکه به عنوان معیار ارزیابی مدنظر است. که در آن مناطق مختلف شبکه هستند. الگوریتم [۷۹]PSO-MV الگوریتم پیشرو با بهره گرفتن از اطلاعات جمع آوری شده از انرژی باقیمانده گرههای حسگر در شبکه و اجرای الگوریتم کوچ پرندگان برای هر خوشه دو گره به عنوان سرخوشه پیشنهاد میدهد. یک سرخوشه به عنوان سرخوشهی اصلی و یکی به عنوان همراه سرخوشه معرفی میکند. وظایفی که سرخوشه باید انجام دهد را بین این دو گره تقسیم میکند. سرخوشهی اصلی[۸۰] وظیفهی جمع آوری اطلاعات از اعضای خوشه و ارسال نتایج تجمیعشده را به سرخوشههای نزدیک برای رسیدن به سینک به عهده دارد. سرخوشه معاون[۸۱] وظیفه مسیریابی درون خوشه برای گرههای خوشه و مسیریابی یک یا چند راهه را در ارتباطات با سینک بر عهده دارد [۴۹]. الگوریتم [۸۲]PSO-SD در این کار، الگوریتم کوچ پرندگان را به صورت نیمه متمرکز با توجه به اطلاعات مکانی و انرژی باقیمانده گرههای حسگر خوشهها اجرا میشود. فرمول بهینگی در این الگوریتم به شکل زیر است.
(۲-۵)
که در فرمول x1 ، x2 ، x3 و حدود مسئله به شرح زیر است:
(۲-۶)
(۲-۷)
(۲-۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حقیقت و محمدی
رابطه کیفیت افشاء شرکتی و فاصلهمالیاتی
رگرسیون چندگانه
شرکت های با شفافیت بالا، پتانسیل تضاد نمایندگی کمتر و فاصلهمالیاتی بیشتر نسبت به شرکت های با شفافیت پایین دارند
۱۳۹۲
مداح و نعمت الهی
رابطه بین نرخ تعرفه و فرار مالیاتی در سطح داده های تجاری
معادلات ساختاری
رابطه مثبت و معنی داری بین اختلافات تجاری یا فرار مالیاتی و نرخ های تعرفه در مورد ۲۷۹۱۷ تولیدات تحت بررسی وجود دارد
۱۳۹۲
مهرانی و سیدی
رابطه بین مالیات بر درآمد و حسابداری محافظه کارانه
رگرسیون چندگانه
شواهد مبین وجود انگیزه مالیاتی حسابداری محافظه کارانه در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد
۱۳۹۲
بادآور نهندی و همکاران
تأثیر شفافیت اطّلاعات حسابداری بر ناکارایی سرمایه گذاری در شرکت ها
رگرسیون چندگانه
نتایج پژوهش حاکی از آن است که شفافیت اطّلاعات حسابداری بر کارایی سرمایه گذاری تأثیری ندارد.
۱۳۹۲
قربانی و همکاران
تأثیر کیفیت گزارشگری مالی بر نوسان بازده غیر متعارف سهام را در شرکت ها
رگرسیون چندگانه
کیفیت گزارشگری مالی بر نوسان بازده غیر متعارف سهام تأثیری معکوس دارد
۵-۲) تشریح مقاله مبنا گالمور و لابرو(۲۰۱۴) در تحقیقی با عنوان اهمیت محیط اطلاعاتی داخلی در فاصله مالیاتی شرکتها نشان دادند که توانایی شرکتها برای فاصله از مالیات، به طور بالقوه تحت تاثیر کیفیت محیط اطلاعاتی داخلی آنها قرار دارد. این محققین، از اختلاف مالیات نقدی پرداخت شده و مالیات تعلق یافته و انحراف معیار ۵ ساله مالیات نقدی پرداخت شده، جهت اندازه گیری فاصله مالیاتی شرکتها استفاده نمودند و جهت برآورد کیفیت گزارشگری مالی، از ۴ معیار سرعت اعلان سود، دقت سود پیش بینی شده، رویداد تجدید ارائه اطلاعات و ضعف کنترلهای داخلی استفاده شده است. همچنین، آنها دو متغیر پراکندگی جغرافیایی شرکت و عدم اطمینان اطلاعاتی را به عنوان سایر متغیرهای مستقل استفاده نمودند که برای محاسبه پراکندگی، از تعداد شعب شرکتها در سطح کشور و برای محاسبه عدم اطمینان، از میانگین انحراف معیار ۵ ساله درآمد فروش، جریان نقد عملیاتی و حقوق صاحبان سهام استفاده کردند.
 ۱-۵-۲) فرضیات مقاله مبنا محیط اطلاعاتی داخلی با کیفیت بالاتر با فاصله مالیاتی بیشتر، ارتباط دارد. اثر سودمند کیفیت اطلاعات داخلی بر فاصله مالیاتی، در شرکتهای با تنوع بالاتر، بیشتر است. اثر سودمند کیفیت اطلاعات داخلی بر فاصله مالیاتی، در شرکتهای با عدم اطمینان کمتر، بیشتر است. محیط اطلاعاتی داخلی با کیفیت بالاتر با ریسک مالیاتی کمتر، ارتباط دارد. ۲-۵-۲) متغیرهای مقاله مبنا الف)متغیرهای وابسته Cash ETR Cash : مالیات نقدی پرداخت شده تقسیم بر درآمد قبل از مالیات تعدیل شده بر اساس اقلام تعهدی Cash ETRVolatility : انحراف معیار نرخ موثر مالیاتی نقدی در صول ۵ سال ب) متغیرهای کیفیت محیط اطلاعاتی داخلی(IIQ)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف از این واحد پشتیبانی واحد ۱۰۳ جهت حذف ترکیبات سبک از میعانات گازی میباشد. خوراک ورودی، هیدروکربنها از واحد ۱۰۰، میعانات از واحد ۱۰۴ و ۱۰۷ و محصولات، میعانات گازی پایدار شده و آب ترش به واحد ۱۰۹ میباشند. RVP میعانات گازی در تابستان باید حدود psi10 و در زمستانpsi 12 باشد و گاز جدا شده در این واحد به سمتMP flare هدایت میگردد. تفاوت عمده این واحد با واحد ۱۰۳ نبود برج تثبیت (Stabilizer)، نمکزدا (Desalter) و کمپرسور میباشد که به همین علت تمام گازهای جدا شده در این واحد به سوی مشعل هدایت میگردد. خروجی این واحد به ۳ صورت به واحدهای ۱۴۳، Off spec و On spec و واحد ۱۴۲ هدایت میگردد و در حالت عادی این واحد خارج از سرویس میباشد. ۳-۲-۱۲-واحد ۱۱۱: پروپان خنک کننده هدف این واحد کمپرس کردن پروپان بخارشده جهت سردسازی میباشد. خوراک ورودی، پروپان گازی از واحدهای ۱۰۴ و ۱۰۵ و پروپان جبرانکننده (make up) از واحد ۱۴۵ و محصول، پروپان مایع با فشار barg 6/20 و دمایC 60 به واحدهای ۱۰۴ و ۱۰۵ میباشد. هر فاز دارای سه واحد میباشد که همیشه دو واحد در حال کار و یکی در حال آماده باش (stand by) قرار دارد. روش کار در این واحد به این صورت است که بخارات پروپان استفاده شده در کندانسور برج اتان واحد ۱۰۵ وارد درام مکش مرحله اول (first stage suction drum)، بخارات پروپان از چیلر گاز خیس (wet gas chiller) واحد ۱۰۴ وارد درام مکش مرحله دوم econd) stage suction drum) و بخارات پروپان از جعبه سرمای (cold box) واحد ۱۰۵ وارد مرحله اول و دوم میشوند. پروپان مایع و گاز آن در این دو مرحله از هم جدا میگردند. مایع به درام ذخیره پمپ میشوند و گاز وارد کمپرسور میگردد. کمپرسورهای موجود در این واحد به صورت دو مرحلهای گریز از مرکز میباشند که بوسیله یک موتور الکتریکی با یک گیربکسَ متغیر هیدرولیکی کار میکنند. این کمپرسورها مجهز به سیستمی به نام ضد تلاطم (Anti surge) میباشند که از وارد شدن کمپرسورها به مرحله تلاطم و آسیب دیدن کمپرسورها جلوگیری میکند که اساس کار آن بدین صورت است که خروجی کمپرسور بوسیله دو شیر کنترل فلو به ورودیهای آن متصل میگردد و برای اینکه دمای آن کنترل شود مقداری پروپان از درام ذخیره (storg drum) به آن تزریق میگردد.
 ۳-۲-۱۳- واحد ۱۱۳: احیا کاستیک هدف از این واحد احیا و تصفیه کاستیک سودا استفاده شده جهت جداسازی مرکاپتان از گازهای ترش پروپان و بوتان صادره از واحد ۱۰۷ میباشد. خوراک ورودی، محلول سودا و دیسولفاید از واحدهای ۱۱۴ و۱۱۵ و محصول، کاستیک احیا شده به واحدهای ۱۰۴ و ۱۰۵ و دیسولفاید با دانسیته پایین به واحد ۱۴۶ میباشد. کاستیک خروجی از واحدهای ۱۱۴ و۱۱۵ که کاستیک سنگین نامیده میشود بعد از مخلوط شدن با یکدیگر خوراک واحد ۱۱۳ را تشکیل میدهند. کاستیکی که در این واحد احیا میشود کاستیک % ۱۵ وزنی بوده که برای تصفیه و بازیابی آن از اکسیداسیون در مجاورت کاتالیست مایع و هوا استفاده میشود که باعث تبدیل شدن مرکاپتانهای محلول در کاستیک به DSO یا دی سولفاید و آب میشود. RSSR + H2O 2RSH + 1/2O2 آب دی سولفاید مرکاپتانها البته این واکنش که با تزریق هوا در در اکسیدایزر انجام میشود در مجاورت کاتالیستی با نام تجاری LCPS30 میباشد. بعد از واکنش بوسیله یک جداساز میتوانیم دی سولفاید و کاستیک سبک را از یکدیگر جدا کنیم. دی سولفاید با دانسیته پایینتر از بالای جداکننده به واحد ۱۴۶ برای ذخیرهسازی فرستاده میشود و جهت استفاده در بعضی از کارگاههای شیمیایی به کار میرود. کاستیک سبک توسط بوتان شسته شده تا اگر ترکیبات مرکاپتان اضافی همراه آن باشد وارد فاز بوتان شده و کاستیک با غلظت مناسب و بالاتر از % ۱۵ به سمت واحد ۱۱۴ و ۱۱۵ هدایت میشود. همچنین هوای اضافی و جدا شده از کاستیک سبک که Spend Air نامیده میشود از بالای جداساز دیسولفاید جدا شده و به سمت واحد ۱۲۱ هدایت میگردد. هر فاز شامل دو واحد مشابه میباشد. ۳-۲-۱۴- واحد ۱۱۴: فرآوری پروپان هدف این واحد حذف مرکاپتانها و آب از پروپان میباشد. خوراک ورودی، پروپان ترش از واحد ۱۰۷ و محصولات، پروپان خشک که به سمت واحد ۱۴۷ هدایت میشود و محلول کاستیک با مرکاپتان که برای احیا به سمت واحد ۱۱۳ هدایت میشود میباشد. در این واحد ترکیبات سولفور بخصوص مرکاپتانها و آب موجود در جریان گاز ترش پروپان صادره از واحد ۱۰۷ حذف میشود. براساس طراحی انجام شده از محلول کاستیک سودا با غلظت ۱۵تا % ۲۰ برای تصفیه پروپان ترش استفاده میشود و محلول سود پس از جذب مرکاپتانها در واحد ۱۱۳ دوباره تصفیه و بازیابی میشود و وارد سیکل میگردد. پروپان شیرین شده پس از خشک شدن برای ذخیرهسازی به واحد ۱۴۷ فرستاده میشود. برای جداسازی مرکاپتانها از پروپان در مرحله اول از فرایند استخراج (extraction) استفاده میشود که در برجی به نام Extractor به صورت جریان متقابل با محلول کاستیک در تماس و انتقال جرم قرار میگیرد. کاستیک از بالای سینی ۱۵ و پروپان از پایین برج وارد میشوند. بعد از جداسازی مرکاپتانها، پروپان از بالای برج خارج شده و در صورت کاستیک در یک settler شسته میشود و بعد از فیلتر شدن وارد خشککننده شده و بعد از خشکشدن و آبگیری در خشککنندهها دوباره فیلتر شده وجهت ذخیرهسازی به واحد ۱۴۷ ارسال میگردد. در صورتی که پروپان محصول واحد دارای کیفیت مناسب جهت ذخیرهسازی نباشد از طریق یک پمپ به واحد ۱۰۶ ارسال شده و به خط سراسری گاز میپیوندد. جهت بازیابی خشککنندهها از پروپان استفاده میشود ؛ بدین صورت که مقداری از پروپان وارد کوره شده و بعد از حرارت دادن تا C280 جهت خشک کردن ذرات مولکولی استفاده میشود. همچنین به علت وجود COS همراه پروپان در این واحد بیش از %۹۰ از این ترکیبات در برج از گاز جدا میشود اما جهت جداسازی %۱۰ باقیمانده از COS از یک درام تمامکننده (finishing drum) با کاستیک % ۷ استفاده میکنیم. ۳-۲-۱۵- واحد ۱۱۵: فرآوری بوتان هدف این واحد خذف مرکاپتانها، آب و CO2 از بوتان میباشد. خوراک ورودی، بوتان ترش از واحد ۱۰۷و محصولات، بوتان خشک به واحد ۱۴۸ و محلول کاستیک با مرکاپتان که به سمت واحد ۱۱۳ هدایت میشود میباشد. براساس طراحی انجام شده از محلول کاستیک (NAOH) با غلظت ۱۵ تا %۲۰ برای تصفیه بوتان ترش استفاده میشود و محلول سود پس از جذب مرکاپتانها در واحد ۱۱۳ دوباره تصفیه و بازیابی میشود و وارد سیکل میگردد و بوتان شیرینشده پس از خشکشدن جهت ذخیرهسازی به سمت واحد ۱۴۸ هدایت میگردد. جهت جداسازی مرکاپتانها از بوتان در مرحله اول از فرایند استخراج استفاده میشود که در برجی به نام Extractor گاز بوتان و کاستیک به صورت جریان متقابل، انتقال جرم انجام دهند. این فرایند که استخراج مایع از مایع میباشد در دمای C40 و فشار bar9 میباشد. کاستیک از بالای سینی ۱۵ و بوتان از پایین وارد برج میشود. بعد از جداسازی مرکاپتانها، بوتان از بالای برج خارج شده (پس از انتقال جرم و جذب مرکاپتانها توسط محلول کاستیک) و پس از شستشو در آب در settler برای جداسازی محلول کاستیک carry over شده احتمالی در فرایند استخراج به سمت sand filter جهت فیلتر شدن هدایت میگردد. بعد از آبگیری و خشک کردن که در یک بستر پر از ذرات مولکولی انجام میشود، گاز فیلتر شده و جهت ذخیرهسازی به سمت واحد ۱۴۸ هدایت میگردد. در صورتی که بوتان محصول واحد دارای کیفیت مناسبی جهت ذخیرهسازی نباشد از طریق یک پمپ به واحد ۱۰۶ ارسال شده و به خط سراسری گاز میپیوندد. ۳-۲-۱۶- واحد ۱۱۶: فرآوری اتان هدف از این واحد حذف دی اکسید کربن وآب از گاز اتان میباشد. خوراک ورودی، گاز اتان ترش از واحد ۱۰۵و محصول، گاز اتان خشک جهت صادرات به پتروشیمی میباشد. در این واحد دیاکسیدکربن و آب موجود در اتان خشک که از واحد ۱۰۵ به این واحد میآید حذف میگردد. دی اکسیدکربن در مرحله اول در یک برج جذب بوسیله یک فرایند جذب شیمیایی با DEA حذف شده وDEA سنگین (rich) بدست آمده در یک برج احیا، احیا شده و به برج جذب بازگردانده میشود و در نهایت اتان توسط غربال ملکولی خشک میگردد. این واحد دارای چند بخش اصلی میباشد: ۳-۲-۱۶-۱- بخش جذب قبل از ورود گاز به برج جذب تمام میعانات موجود در گاز جدا شده و سپس گاز وارد برج جذب میگردد. برج جذب در فشار bar 4/23 و در دمای حدود C 37 تا C 57 کار میکند. در برج جذب توسط جریان متقابل آمین و گاز اتان، CO2 گرفته شده و در آمین حل میشود ودر بالای برج، اتان شیرین حاصل میشود. ۳-۲-۱۶-۲- بخش احیا آمین سنگین (rich amin) بعد از پیش گرم شدن توسط مبدل حرارتی وارد برج احیا میگردد. این برج در فشار ۹/۰ تا barg 2/1 کار میکند و دمای پایین برج تقریبا C130 میباشد. هدف این برج شکستن پیوندهای بین CO2 و آمین سنگین با بهره گرفتن از حرارت میباشد. بنابراین محصول بالای برج گاز اسیدی و بخار آب و محصول پایین برج آمین سبک (lean amin) میباشد که بعد از خنک شدن به تانک آمین انتقال مییابد. ۳-۲-۱۶-۳-بخش آبگیری گاز اتان در برج جذب مرطوب میگردد و باید این رطوبت از گاز جدا گردد لذا گاز به قسمت نمگیری که شامل دو برج غربال ملکولی است فرستاده میگردد. با عبور از بسترهای غربال مولکولی رطوبتش گرفته شده و خشک میگردد. یک قسمت از گاز جهت صادرات منتقل شده و بخشی از آن (حدود % ۷ دبی جریان) جهت احیا بسترها مورد استفاده قرار میگیرد که در ابتدا در کوره گرم شده سپس جهت بخار کردن آبهای جذب شده در سطح غربال مولکولی وارد خشک کن (dryer)ها میشود. در نهایت گاز پس از احیا و خشک شدن توسط کولر هوایی (Air cooler)، بوسیله دو کمپرسور دوباره به مسیر اصلی گاز برگشت داده میشود. مجموعه فیلتراسیون آمین سبک: این مجموعه شامل چند فیلتر از انواع مختلف میباشد که برای تصفیه آمین از ناخالصیهای جامد و مایع به کار گرفته میشود و کاملاً شبیه به مجموعه واحد ۱۰۱ میباشد. ۳-۲ -۱۷- واحد ۱۲۱: تولید بخار آب هدف از این واحد تولید بخار فشار بالا، بخار فشار پایین و آب مقطر برای واحدهای مختلف میباشد. خوراک ورودی، میعانات از واحدهای ۱۰۳، ۱۰۸، ۱۱۰ (حدود t/h 5/64)، از واحدهای ۱۰۲، ۱۰۹، ۱۴۴( حدود t/h 141)، از واحدهای ۱۰۰، ۱۰۴، ۱۰۵، ۱۰۶ (حدود t/h 229) و آب عاری از مواد معدنی (Demineralized Water) از واحد ۱۲۶ میباشد. محصولات واحد شامل: بخار HP اشباع شده با فشار bara 45 و دمای C 274 (حدود t/h83)، بخار LP اشباع شده با فشار bara5/5 و دمای C163 (حدودt/h 491)، آب جهت خوراک بویلر LP با فشار bara3/14و دمای C115 (حدودt/h 75) و میعانات سرد با فشار bara5/14و دمای C60 (حدود t/h 807) میباشد. بخارات تولید شده در این واحد پس از آزاد کردن انرژی در واحدهای مختلف به صورت مایع در آمده و دوباره به این واحد انتقال مییابند. بخارات مایع شده برگشتی از واحدهای مختلف پروسسی که steam condensate نام دارد بعد از خنک شدن در سیستمهای سردکننده و تبدیل شدن به شکل تک فازی وارد تانکهای ذخیره بخارات مایع شده میشود که مقدار تلف شده آب در واحدهای مختلف پالایشگاهی از طریق واحد ۱۲۷ تأمین میشود. بخار فشار بالا (HP) توسط پنج بویلر و یک بویلر یدکی که هر کدام قابلیت تولید ۱۶۰ تن در ساعت بخار را دارند، تأمین میگردد. شکل ۳-۳- نمایی از واحد تولید بخار آب ۳-۲-۱۸- واحد۱۲۲: گاز سوخت هدف کلی این واحد تأمین سوخت گازی (حاوی %۳۳ مولی متان) جهت استفاده در واحدهای مختلف پالایشگاه برای دستگاههای مختلف از جمله توربینهای برق (GTG)، کمپرسورهای صادرات (GTC)، بویلرها و کورهها میباشد. خوراک ورودی، گاز سوخت با فشار بالا (HP fuel gas) از واحد ۱۰۶ و گاز سوخت با فشار پایین (LP fuel gas) از واحدهای زیر میباشد: ۱- اتان تصفیه شده و خنک شده از واحد ۱۱۶ ۲- گاز سوخت با فشار بالا ۳- هیدروکربنهای فلش شده از MDEA سنگین در واحد ۱۰۱ خوراک ورودی این واحد در حالت عادی از واحد ۱۰۶ میباشد که در حدود bar 33 فشار دارد. اما در حالت راهاندازی بدلیل عدم وجود گاز در داخل پالایشگاه خوراک این واحد از شبکه سراسری (IGAT) که از فازهای ۲ و ۳ تأمین میشود، بدست میآید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- تسلط فرهنگ فردگرایی در بانک موجب شده تا افراد از انتقال دانشی که دارند مضایقه کنند لذا با ارتقای فرهنگ تسهیم دانش در میان کارکنان، موجب افزایش و خلق و تبادل دانش می شود.
همانگونه که نتایج پژوهش نشان داد مدیریت دانش بر روی سرمایه فکری تاثیر معنی دار و مثبتی دارد، لذا پیشنهاد می شود مدیران بانک سپه جهت ارتقای سطح سرمایه فکری توجه ویژهای به مدیریت دانش داشته باشند، در ضمن جهت افزایش غنای مدیریت دانش باید توجه بیشتری به شاخصههای تولیددانش وذخیره سازی دانش در موسسه داشته باشند. بنابراین پیشنهادهای زیر جهت تقویت هر یک از اجزای تولید دانش و ذخیره سازی دانش ارائه میگردد:

- پس از اتمام هر طرح و پروژهای اشتباهات گذشته بررسی گردد تا از تکرار آن جلوگیری شود.
- پشتیبانی از نظرات متنوع و بررسی نظرات مخالف در موسسه.
- تولید ایدههای نو و بهره برداری از موتور فکری سازمان.
- تقویت سامانه نظام پیشنهادات در سازمان.
- ایجاد بانک دانش (حافظه سازمانی- مخازن دانش) و ثبت بینش و تجربیات به منظور قابل استفاده و در دسترس ساختن آنها در هر مکان و هر زمان توسط هرکسی که نیاز داشته باشد.
- بهبود ارتباطات میان واحدی سازمان و ارتباطات واحدهای صف وستاد در جهت مدیریت دانش سازمانی.
- تشویق کارکنان برای به روز کردن پایه های دانش خود از طریق تعامل با افرادی که در آن زمینه خاص، تخصص و مهارت دارند.
- سرمایه گذاری در مدیریت دانش به منظور تسریع در بهره گیری از نوآوریها و افزایش دانش افراد سازمان.
با توجه به نتایج پژوهش که نشان داد فرهنگ سازمانی بر روی سرمایه فکری تاثیر معنی دار ومثبتی دارد. لذا پیشنهاد می شود مدیران بانک سپه جهت ارتقای سطح سرمایه فکری در موسسه توجه ویژهای به فرهنگ سازمانی داشته باشند و در بعد سرمایه فکری باید به شاخصه سرمایه انسانی توجه بیشتری صورت گیرد. بنابراین پیشنهادهای زیر برای تقویت هر یک از اجزای سرمایه انسانی ارائه می شود:
- اندازه گیری مستمر سطح شایستگی کارکنان واستفاده از برنامه بهبود.
- ارتقای همکاری تیمی کارکنان در شعب بانک.
- ارائه آموزشها و مشاورهها برای کمک به بهبود وضع آتی کارکنان.
- تشویق کارکنان جهت ارتقای سطح تحصیلات.
- ایجاد انگیزه در کارکنان جهت افزایش توانمندی آنها در سازمان.
- تشویق کارکنان جهت ارائه ایدههای خلاقانه.
۵-۴-۲- پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی پیشنهاداتی به شرح ذیل برای پژوهشهای آتی ارائه میگردد:
- تاثیر فرهنگ سازمانی ،مدیریت دانش و سرمایه فکری روی عملکرد شعب بانک و اینکه کدامیک اثر بیشتری دارد.
- به صورت مقایسه ای ،سطح فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش و سرمایه فکری در شعب مختلف و در شهرهای مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
- کارایی و بهرهوری سرمایه فکری از طریق روشهای کمی مثل DEA تحلیل پوششی داده ها در شعب بانک و تاثیر فرهنگ و مدیریت دانش بر کارایی و بهرهوری سرمایه فکری.
- بررسی نقش فعالیتهای رقابتی بین بانک سپه بعنوان بانک دولتی و سایر بانکهای خصوصی.
- بررسی دیدگاه مشتریان در خصوص غنای فرهنگ سازمانی در بانک یا سطح سرمایه فکری.
۵-۵- محدودیتهای پژوهش در مراحل انجام تحقیق،محدودیتهایی به شرح ذیل مشاهده گردید:
- استفاده از پرسشنامه به علت محدودیت ذاتی آن.
- ازمحدودیتهای تحقیق که احتمالا می تواند تعمیمپذیری نتایج حاصل را تحت تاثیر قرار دهد، میتوان به عدم کنترل برخی از عوامل موثر بر نتایج پژوهش ، از جمله تاثیر متغیرهایی چون: عوامل اقتصادی، شرایط سیاسی و غیره اشاره کرد.
منابع
- اخوان، پ، سنجقی، م. و اجاقی، ح. (۱۳۹۱)، «بررسی روابط بین مدیریت نوآور، فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش»، فصلنامه راهبرد دفاعی، سال دهم، شماره ۳۸، ۱۹۹-۱۷۵٫
- امراللهی بیوکی، م.، اسلامی، م. و دهقان دهنوی، ح. (۱۳۹۳)، «بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و درک از توانمندی کارکنان شعب بانک تجارت»، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد.
- امین بیدختی، ع.، مکون حسینی، ش. و احسانی، ز. (۱۳۹۰)، «بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش شهرستان سمنان»، فصلنامه راهبرد، سال بیستم، شماره ۵۹، ۲۱۶-۱۹۱٫
- جعفری، م.، گرجی، ح.، صالحی، م. و رستگاری مهر، ب. (۱۳۹۰)، «رابطه عوامل ساختاری و فرهنگ سازمان با استراتژی مدیریت دانش در مراکز درمانی و عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران»، مدیریت سلامت، شماره ۱۴، ۹۵-۸۷٫
- حقیقت منفرد، ج. و هوشیار، آ. (۱۳۸۹)، «بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش»، فصلنامه علمی- پژوهشی مدیریت و منابع انسانی در صنعت نفت، سال چهارم، شماره ۱۱، ۸۷-۶۵٫
- خاکی، غ. (۱۳۹۱)، «روش تحقیق با رویکرد پایان نامه نویسی»، نشر فوژان، تهران، چاپ اول.
- خرم خواه، هـ.، هاشم نیا، ش. و پیمان، ج. (۱۳۹۲)، «بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی در مدیریت دانش»، مجله مدیریت فرهنگی، سال هفتم، شماره ۱۹، ۲۴-۱۳٫
- دستگیر، م.، عرب صالحی، م.، امین جعفری، ر. و اخلاقی، ح. (۱۳۹۳)، «تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی شرکت»، پژوهش های حسابداری مالی و حسابرسی، سال ششم، شماره ۲۱، ۳۶-۱٫
- رضایی دولت آبادی، ح.، خزائی پول، ح.، امانی، م. و کاظم، ر. (۱۳۹۲)، «طراحی مدل تأثیرگذاری فرهنگ سازمانی بر تسهیم دانش و ایجاد چابکی در مهار شرایط بحرانی با رویکرد پدافند غیرعامل»، دو فصلنام علمی- پژوهشی مدیریت بحران، شماره سوم، ۶۵-۵۷٫
- رضایی کلانتری، م.، صالحی، م. و طاهری، م. (۱۳۹۳)، «رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری و تعیین سهم هریک از مؤلفه ها»، فصلنامه علمی- پژوهشی رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، سال پنجم، شماره ۱، ۲۰۰-۱۸۹٫
- رهنمای رودپشتی، ف.و صالحی، ۱٫ (۱۳۸۹)، «مکاتب و تئوری های مالی و حسابداری»، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، چاپ اول.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۷۳/۳
مدت مراقبت از بیمار
۰۱۰/۰
۰۰۵/۰
۰۴۶/۰
۰۱۰/۱
۰۰۰/۱
۰۱۹/۱
جهت آنالیز چندگانه از مدل رگرسیون لوجستیک چندگانه استفاده گردید در این مدل متغیر پاسخ (فشارمراقبتی کمتر مساوی ۴۰=۰ و فشارمراقبتی بیشتر یا مساوی ۴۱=۱ ) در نظر گرفته شد.پس همه متغیرهایی که در آنالیز تک متغیره دارای سطح معنیداری(۲۵/۰p<) بودند، وارد مدل رگرسیون لوجستیک شدند. نتایج با ۰۵/۰= α و سطح ۱/۰ = Removalدر جدول بالا خلاصه شده است. با توجه به یافته های جدول فوق، تأهل مراقبین (۰۰۱/۰=p) و زندگی با بیمار (۰۰۵/۰=p) و توان بیمار (۰۰۲/۰=p) و مدت مراقبت از بیمار (۰۴۶/۰=p) از عوامل پیش بینی کنندهی فشار مراقبتی شدید تلقی گردیده است. بهطوریکه در این مطالعه: ۱- افراد متأهل نسبت به افراد مجرد ۴/۵ برابر شانس تمایل به افزایش فشار مراقبتی بیشتری داشتند (۹۶۴/۱-۸۷۰/۱۴= ۹۵%CI). ۲- در صورت زندگی با بیمار ۰۶/۵ برابر، فشار مراقبتی بیشتری به مراقب وارد میشد ( ۶۳۸/۱- ۶۲۵/۱۵= ۹۵%CI). ۳- با کاهش یک رتبه در توان بیمار ۱/۲ برابر، فشار مراقبتی بیشتری به مراقب وارد می شد (۳/۳- ۳/۱= ۹۵%CI). ۴- با افزایش یک ماه در مدت مراقبت از بیمار ۰۱/۱ برابر فشار مراقبتی در مراقب افزایش می یافت (۰۰۰/۱-۰۱۹/۱ = ۹۵%CI). فصل پنجم بسمهتعالی در این فصل، یافته های پژوهش بر اساس اهداف و سؤالات تحقیق مورد بحث و بررسی قرار گرفت و شامل تجزیه و تحلیل یافتهها، نتیجهگیری نهایی، پیشنهاد برای کاربرد یافته های تحقیق و همچنین پیشنهاد برای مطالعات آینده میباشد.
 تجزیه و تحلیل یافتهها : پژوهش مورد نظر با هدف کلی « تعیین فشار مراقبتی و عوامل مرتبط با آن در مراقبین بیماران همودیالیزی مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی رازی شهر رشت در سال ۱۳۹۲» انجام شد. برای نشان دادن نتایج پژوهش و دستیابی به اهداف آن، یافتهها در۲۳ جدول و در ۱ نمودار تنظیم شد. جدول شماره ۲-۱ در ارتباط با توزیع واحدهای مورد پژوهش برحسب مشخصات فردی - اجتماعی بیمار میباشد. نتایج بیان کنندهی آن است که اکثر بیماران همودیالیزی (۱/۴۶ %) توان خیلی کمی در انجام کارها داشتند و ۹/۴۲ درصد آنها نیاز مراقبتی خیلی زیاد را گزارش کرده اند. میانگین سنی بیماران ۶۵/۱۴± ۹۵/۶۰ سال است. ۶/۵۰ درصد بیماران مرد و ۷۴ درصد متأهل بودند. بیشتر بیماران همودیالیزی ( ۹/۴۲ %) دارای تحصیلات زیردیپلم بودند. اکثر واحدهای مورد پژوهش (۲/۶۸ %) به بیماری دیگری بهجز بیماری کلیوی نیز مبتلا بودند. میانگین مدت همودیالیز بیماران ۴۰/۴۵±۲۵/۴۳ ماه بود. بیشتر بیماران بیکار ( ۶/۳۹ % ) وسرپرست خانواده ( ۵/۵۶ %) بودند. اکثر بیماران همودیالیزی (۶/۹۱ % ) تحت پوشش بیمه هستند و اکثر آنها( ۱/۷۲ % ) عضو هیچ سازمان حمایت کنندهای نبودند و بیشترشان (۶/۶۵ % ) عضو انجمن دیالیز بودند. جدول شماره ۴-۳ در ارتباط با توزیع واحدهای مورد پژوهش برحسب مشخصات فردی – اجتماعی مراقب می باشد. نتایج بیان کنندهی آن است که میانگین سنی مراقبین ۰۰/۴۲±۷/۴۳ سال است. اکثر واحدهای مورد پژوهش زن ( ۷/۷۲% ) و متأهل (۳/۵۱% ) و دارای تحصیلات زیردیپلم (۳/۵۱% ) بودند. ۴/۴۹ درصدمراقبین نسبت فرزندی با بیماران داشتند. میانگین مدت مراقبت از بیماران برابر( ۱۱/۶۱ ±۴۲/۶۲) ماه بود. اکثر مراقبین ( ۸/۹۴ % ) مراقبت از بیمار دیگری را بر عهده نداشتند و بیشتر آنها (۹/۶۶ % ) به بیماری خاصی مبتلا نبودند. از نظر محل سکونت اکثر مراقبین (۷/۷۴ % )در شهر سکونت داشتند و بیشتر آنها ( ۷/۸۵ %) دارای مسکن شخصی و ( ۲/۵۵ % ) خانه دار بودند. اکثر مراقبین (۸/۶۸ % ) منبع درآمد خانواده نبودند. متوسط درآمد ماهانهی خانواده در بیشتر مراقبین ( ۸/۴۶% ) کمتر از ۵۰۰ هزار تومان بود. میانگین تعداد افراد خانواده در واحدهای مورد پژوهش برابر(۰۰/۴±۷۳/۳ ) نفر بود. اکثر مراقبین (۸۷ % ) همراه با بیمار زندگی میکردند. در ارتباط با هدف شماره ۱ « تعیین شدت فشار مراقبتی بهطور کلی و به تفکیک آیتمها در مراقبین بیماران همودیالیزی، جدول شماره ۷-۵ تدوین گردید. طبق یافته های جدول شماره ۵ از میان ۱۵۴ واحد مورد پژوهش، ۱۱۵ (۷/۷۴ % ) نفر دارای فشار مراقبتی در سطح شدید (۴۱≤) بودند و میانگین نمرات فشارمراقبتی: ۷۵/۵۰ بود، که با مطالعه مولاگلو و همکاران همسو می باشد. مولاگلو و همکاران در پژوهش خود به بررسی تأثیر برنامهی آموزشی مرتبط با مراقبت در منزل بیماران همویالیزی بر فشار مراقبتی مراقبین پرداختند و نتیجه گرفتند میانگین نمره فشار مراقبتی مراقبین ۱/۵۲ بود (۲۳). عباسی و همکاران در پژوهشی با هدف بررسی فشار مراقبتی و عوامل مرتبط با آن در مراقبین بیماران همودیالیزی نشان دادند که ۲/۷۴ درصد از آزمودنیها دارای فشار مراقبتی شدید میباشند (۱۶). برخلاف نتایج فوق در مطالعه ریوکس و همکاران با بررسی فشار مراقبتی مراقبین بیماران همودیالیزی در منزل، فشار مراقبتی مراقبین در سطح پایینی گزارش شد (۲۲). تفاوت در یافته های این مطالعات می تواند به این دلیل باشدکه مطالعهی ریوکس بر روی مراقبین بیماران همودیالیزی در منزل انجام شد و همودیالیز به صورت شبانه و در منزل میتواند علت مهمی برای فشار مراقبتی پایین در این مراقبین باشد چرا که با فعالیتهای روزانهی مراقب و بیمار تداخلی ندارد و در واقع آنها، زمانی را برای انتقال بیمار به مراکز همودیالیز از دست نمیدهند. همچنین استفاده از ابزارهای متفاوت میتواند دلیل دیگر این تفاوت در نتایج باشد. ابزار مورد استفاده در مطالعه ریوکس پرسشنامه فشار مراقبتی المستال[۶۰] می باشد. به نظر میرسد که در جامعهی پژوهش ما به دلایلی چون ، انجام همودیالیز به دفعات در طول هفته، مشکلات مالی بیماران، اثرات بیماری و عوارض آن بر مراقب ، میزان فشار مراقبتی اکثر مراقبین در سطح شدید می باشد. طبق یافته های جدول ۶ و ۷، سوالات شماره ۲۲ (۰۰۰۱/۰p=) ، ۱۵ (۰۰۰۱/۰p=)، ۱۴(۰۰۰۱/۰p=)، ۸ (۰۰۰۱/۰p=)، ۷ (۰۰۰۱/۰p=)، ۳ (۰۰۰۱/۰p=)، ۲ (۰۰۱/۰p=)، سوالاتی هستند که هم معنی دار می باشند هم تعداد زیادی از واحدهای مورد پژوهش را تحت فشار قرار داده اند و در واقع دارای ریسک فراوان می باشند. در واقع بیش از پنجاه درصد از واحدهای مورد پژوهش در پاسخ به هر یک از این سوالات گزینه بارها و همیشه را انتخاب کرده اند که نشان دهنده این است که این موارد آنها را تحت فشار زیادی قرار داده است. این یافته را اینگونه می توان توضیح داد که بر اساس مقالهی چیمه و همکاران که با هدف بررسی عوامل موثر بر فشار مراقبتی و سلامت روانی مراقبین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی انجام دادند، فشار مراقبتی در مراقبین به دو گروه عینی و ذهنی تقسیم میشود. فشار عینی به اثرات منفی بیماری بر مراقب اصلی گفته میشود؛ از جمله موارد عینی مانند اختلال در روابط خانوادگی، محدودیت در فعالیتهای اجتماعی، کار و تفریح، مشکلات مالی و مشکلات جسمی. فشار ذهنی به واکنشهای هیجانی مراقبین نسبت به فرد بیمار و مراقبت از وی گفته میشود؛ از جمله مواردی مثل فشار روانی، احساس از دست دادن، فقدان و افسوس (۲۹). بر اساس این تقسیم بندی، سؤال ۲ « آیا احساس میکنید که بهعلت وقتی که برای بیمارتان صرف میکنید، برای خودتان وقتی ندارید؟ » فشار مراقبتی عینی، سؤال ۳ « آیا مراقبت همزمان از بیمارتان و همچنین رسیدگی به خانواده خود و شغلتان شما را بیش از اندازه تحت فشار قرار داده است؟ » فشار مراقبتی عینی، سؤال ۷ « آیا فکر کردن به آینده بیمارتان و سرانجام بیماری او شما را میترساند؟ » فشار مراقبتی ذهنی، سؤال ۸ « آیا احساس میکنید که بیمارتان به شما وابسته است؟ » فشارمراقبتی ذهنی، سؤال ۱۴« آیا بیمارتان احساس میکند تنها کسی که میتواند از او مراقبت کند، شما هستید؟ » فشارمراقبتی ذهنی، سؤال ۱۵ « آیا شما احساس میکنید که برای مراقبت همزمان از بیمارتان و همچنین هزینه های خودتان پول کافی ندارید؟ » فشار مراقبتی عینی، سؤال ۲۲ « در مجموع، به چه میزان خودتان را به علت مراقبت از فرد بیمار تحت فشار میبینید؟ » فشار مراقبتی عینی و ذهنی را بهطور کلی بررسی میکنند. همانطور که مشخص است سه سؤال ۲، ۳ و ۱۵ فشار مراقبتی عینی و سه سؤال ۷، ۸ و ۱۴ فشار مراقبتی ذهنی و سؤال ۲۲ فشار ذهنی و عینی مراقب را بررسی میکند. طبق نتایج بهدست آمده در این پژوهش مراقبین به یک اندازه از فشارهای عینی و ذهنی وارد شده رنج میبرند. مراقبین بیماران دیالیزی به همان اندازه از مشکلات مالی، جسمی و محدودیت در فعالیتهای اجتماعی رنج میبرند که از فشارهای ذهنی مانند احساس وابستگی، ترس از دست دادن بیمار و واکنشهای هیجانی. این یافته با نتایج مطالعهی چیمه و همکاران همسو نیست (۲۹). این محققان در پژوهش خود با ارزیابی عوامل مؤثر بر فشار مراقبتی و سلامت روانی مراقبین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نشان دادند فشار مراقبتی عینی شامل محدودیت فعالیتهای اجتماعی، کار، تفریح، مشکلات مالی و جسمی و اختلال در روابط خانوادگی، تأثیر بیشتری بر سلامت روانی مراقبین داشته است. این تفاوت در نتایج میتواند به سبب استفاده از ابزارهای متفاوت (ﻓﺮم ﻛﻮﺗﺎه آزﻣﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺗﺠﺎرب ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎی ﺑﻴﻤﺎران رواﻧﻲ(FEIS[61]) و یا جامعه مورد پژوهش متفاوت باشد (۲۹). همچنین طبق یافته های این جداول سوالات (۱،۴،۵،۱۰، ۱۱،۱۶،۱۷،۱۸، ۱۹،۲۰، ۲۱) درصد فشار مراقبتی کمتر از ۵۰ درصد دارند و از لحاظ آماری معنی دار هستند، بدین گونه که از لحاظ احساسی واحدهای مورد پژوهش را کمتر تحت فشار قرار داده اند .طبق تقسیم بندی فشار مراقبتی عینی و ذهنی، سوال ۱ “ آیا احساس می کنید که بیمارتان بیشتر از نیازهایش از شما تقاضا دارد؟” فشار مراقبتی ذهنی، سوال ۴” آیا از رفتارهای بیمارتان احساس سرافکندگی می کنید؟” فشار مراقبتی ذهنی، سوال ۵” آیا درکنار بیمارتان بودن شما را عصبانی می کند؟” فشار مراقبتی ذهنی، سوال ۱۰ “ آیا مراقبت از بیمارتان سلامتی شما را به مخاطره انداخته است؟” فشار مراقبتی عینی، سوال ۱۱” آیا شما احساس می کنید که به علت مراقبت از بیمارتان، آن حریم شخصی که می خواهید را ندارید؟” فشار مراقبتی عینی، سوال ۱۶” آیا شما احساس می کنید که در آینده ای نزدیک نمی توانید بیش از این از بیمارتان مراقبت کنید؟” فشار مراقبتی ذهنی، سوال ۱۷ “ آیا احساس می کنید که کنترل زندگی تان را از زمانی که از بیمارتان مراقبت می کنید از دست داده اید؟” فشار مراقبتی عینی، سوال ۱۸” آیا از دست بیمارتان به سطوح آمده اید به اندازه ای که آرزو دارید می توانستید مراقبت از او را به فرد دیگری واگذار کنید ” فشار مراقبتی ذهنی، سوال ۱۹” آیا نسبت به اینکه چه کاری باید برای بیمارتان انجام دهید، مطمئن نیستید؟” فشار مراقبتی ذهنی، سوال ۲۰” آیا شما احساس می کنید که باید کارهای بیشتری برای بیمارتان انجام دهید؟” فشار مراقبتی ذهنی، سوال ۲۱” آیا شما احساس می کنید که می توانستید ازبیمارتان به شکل بهتری مراقبت کنید؟” فشار مراقبتی ذهنی را بررسی می کنند. برای هدف ویژهی شماره ۲ « تعیین عوامل مرتبط پیشگویی کنندهی فشارمراقبتی مبتنی بر عوامل فرد ـ اجتماعی مراقبین بیماران همودیالیزی جداول ۸ تا ۲۰ تدوین گردیده است. جدول شماره ۸ نشان میدهد بین سن مراقب و فشار مراقبتی، ارتباط آماری معنیدار و مثبتی وجود دارد و با افزایش سن مراقب، فشار مراقبتی هم افزایش مییابد. به نظر میرسد در این پژوهش ، چون با افزایش سن، مراقبین دچار مشکلات و درگیریهای بیشتری در زندگی میشوند و بهدلیل تعدد نقشها و گاه کاهش سطح سلامتی و توان ، فشارمراقبتی بیشتری را بر اثر مراقبت متحمل میشوند. ارتباط معنیدار سن مراقب با فشار مراقبتی با تحقیق عباسی و همکاران با هدف بررسی فشار مراقبتی و عوامل مرتبط در مراقبین بیماران همودیالیزی همخوانی دارد (۱۶). در مقابل آوسار و همکاران در پژوهشی با هدف بررسی وضعیت روحی روانی و فشار مراقبتی مراقبین بیماران دیالیز صفاقی در مقایسه با پیوند کلیه (۸۳) و همینطور، محمدی شاهبلاغی در پژوهشی با هدف بررسی خودکارآمدی و فشار مراقبتی مراقبین عضو خانواده سالمندان، چنین رابطهای گزارش نکردند (۳۲). دلیل نتایج متفاوت میتواند مربوط به این امر باشد که مراقبین مورد بررسی در این مطالعات مربوط به بیماریهای متفاوتی بودند و نیز بیمارانشان دارای نیازهای مراقبتی متفاوت بودند. یافته دیگری که در این جدول وجود دارد ارتباط آماری معنیدار و مثبت بین مدت مراقبت از بیمار و فشار مراقبتی است، بهطوریکه با افزایش مدت مراقبت از بیمار، فشار مراقبتی هم افزایش مییابد. این یافته با نتایج مطالعهی کوهستانی و همکاران، همسو است. وی در بررسی تعیین شیوع فرسودگی و عوامل مرتبط با آن بر روی مراقبت کنندگان خانگی از بیماران مبتلا به سکته مغزی نتیجه گرفت با افزایش مدت مراقبت از بیمار، فشار مراقبتی مراقب افزایش مییابد (۲۰). کیم[۶۲] و همکاران نیز در مطالعهی خود با بررسی همبستگی بین فشار مراقبتی مراقبین بیماران اسکلروز جانبی آمیوتروفیک[۶۳] پیشرفته با کیفیت زندگی آنها گزارش کردند مراقبینی که زمان بیشتری مراقبت میکنند، فشار مراقبتی بالاتری دارند (۸۵). این امر میتواند از آنجا ناشی شود که هر چه مدت مراقبت از بیمار طولانیتر میگردد، مراقب هم از لحاظ روانی و هم از نظر جسمی خستهتر و آسیب پذیرتر میشود و میتوان چنین گفت مراقب در مراحل اولیهی مراقبت هنوز امید به بهبود بیمار دارد؛ ولی با طولانی شدن دورهی بیماری بهتدریج امید به بهبود بیمارش را از دست میدهد و در یک کار تکراری و با چشمپوشی از نیازهای روانی و جسمی خود فقط از بیمارش مراقبت میکند و این امر موجب افزایش فشار مراقبتی با افزایش زمان مراقبت خواهد شد. همچنین این جدول نشان میدهد بین فشار مراقبتی و تعداد افراد خانواده ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. جدول شماره ۹ بیانگر آن است که بین فشار مراقبتی و جنس مراقب ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. بدین معنی که بین زنان و مردان در زمینهی فشار مراقبتی، تفاوتی را نشان نداد. این یافته با پژوهش عباسی و همکاران و همچنین پژوهش دادا [۶۴]و همکاران با بررسی عوامل مرتبط با فشار مراقبتی در مراقبین کودکان و نوجوانان روانی در نیجریه همخوانی دارد (۱۶, ۸۶)؛ ولی در پژوهشهای کوهستانی و همکاران و مولاگلو و همکاران، زنان فشار مراقبتی بیشتری را نسبت به مردان گزارش کردند (۲۰, ۲۳). با وجود اینکه به نظر می رسد بدلیل اینکه زنان بیشتر از مرادان دچار استرس و فشار روانی می شوند، فشار مراقبتی بیشتری را متحمل شوند ولی احتمال دارد این تفاوت در نتایج ناشی از تاثیر عوامل دیگر فردی ، اجتماعی بوده باشد که موجب کاهش فشار و عدم معنی دار شدن این متغیر شده است. جدول شماره ۱۰ نشان میدهد بین فشار مراقبتی و تأهل مراقب، ارتباط آماری معنیداری وجود دارد، بهطوریکه افراد متأهل، فشار مراقبتی بیشتری را بیان کردند. که این یافته با نتیجه رابطه سن مراقب و میزان فشار مراقبتی نیز مطابق است، از آنجایی که با بالا رفتن سن مراقب، احتمالا” او متأهل نیز میشود و در سن بالا و با زندگی متأهلی و وجود فرزندان، ایجاد مسایل جدید در زندگی، مواجه با چالشهای زندگی میتواند دلیلی برای افزایش فشار مراقبتی باشد. در این راستا، محمدی در بررسی خودکارآمدی و فشار مراقبتی در مراقبین عضو خانواده سالمندان نیز نتایج مشابهی بهدست آورد، بهطوریکه مراقبین متأهل، فشار مراقبتی بیشتری را گزارش کردند (۳۲). این یافته با نتایج پژوهش مولاگلو و همکاران متفاوت است. وی در مطالعهی خود نشان داد مراقبین مجرد، فشار مراقبتی بیشتری دارند(۲۳). جدول شماره ۱۱ نشان میدهد بین فشار مراقبتی و مراقبت مراقب از بیمار دیگر ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. در این مطالعه مراقبینی که علاوه بر بیمار دیالیزی خود از یک یا چند فرد دیگر مبتلا به سایر بیماری ها مراقبت می کردند، فشار مراقبتی بیش تری نداشتند. شاید تعداد کم واحدهای مورد پژوهشی که مراقبت از بیمار دیگری را هم به عهده داشتند در این یافته تاثیرگذار بوده باشد. جدول شماره ۱۲ بیانگر آن است که بین فشار مراقبتی و ابتلای مراقب به بیماری، ارتباط آماری معنیداری وجود دارد، به بیان دیگر، مراقبینی که به بیماری هایی مانند آرتریت روماتوئید، دیسک کمر، دیابت، فشارخون بالا و بیماری قلبی مبتلا هستند، فشار مراقبتی بیشتری دارند. در این رابطه، هیگنیسون و گااو[۶۵] در مطالعهی توصیفی تحلیلی خود که با بررسی تأثیر خصوصیات بیماران بر فشار مراقبتی و مثبت گرایی در مراقبین بیماران با سرطان پیشرفته مشاهده کردند مراقبین همراه با مشکلات جسمی، فشار مراقبتی بالاتری دارند (۸۷). باچنر [۶۶] در پژوهش خود که جهت روانسنجی نسخهی عربی مقیاس فشار مراقبتی زاریت در مراقبین بیماران سرطانی انجام داد، گزارش داد مراقبینی که سلامتی بهتری دارند، فشار مراقبتی کمتری را بیان میکنند (۸۸). همینطورمراقبی که خودش هم به بیماری مبتلا باشد، به دلیل بیمار بودنش و مشکلات جسمی و روانی همراه با این بیماری، فشار مراقبتی مضاعفی را متحمل خواهد شد، چرا که او خودش نیز نیاز به مراقبت دارد؛ ولی مجبور است تا با مشکل خودش سازگاری کند و در صدد رفع نیازهای بیمارش برآید و همین امر موجب افزایش فشار مراقبتی وارد شده بر وی میگردد. جدول شماره ۱۳ نشان میدهد که بین فشار مراقبتی و محل سکونت مراقب ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. جدول شماره ۱۴ نشانگر آن است که بین فشار مراقبتی و نوع مسکن مراقب ارتباط آماری معنیداری وجود دارد. به بیان دیگر، مراقبینی که دارای منزل شخصی میباشند، فشار مراقبتی بیشتری دارند. شاید این یافته به این دلیل باشد افرادی که در این گروه قرار دارند، ممکن است تحتتأثیر عوامل دیگر ی مانند سن، زندگی با بیمار و تأهل قرار گرفته باشند، که این عوامل تأثیر منفی بر فشار مراقبتی دارد و در نتیجه میزان فشار مراقبتی افزایش می یابد. جدول شماره ۱۵ نشان میدهد که بین فشار مراقبتی و منبع درآمد بودن مراقب ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. این در حالی است که یافته های گارلو[۶۷] در پژوهشی با هدف بررسی فشار مراقبتی در مراقبین بیماران بدحال(سرطان، نارسایی قلب و بیماریهای مزمن انسدادی ریه) حاکی از آن است مراقبینی که وظایف روزانه ی بیشتری داشتند و دربارهی این وظایف نگران بودند، فشار مراقبتی بیشتری را گزارش کردند (۸۹). شاید در پژوهش ما، تعداد کم واحدهای مورد پژوهش که وظیفهی منبع درآمد بودن را برعهده داشتند و همچنین اینکه اکثر واحدهای مورد پژوهش زن و خانه دار بودند که تحت حمایت مالی همسر قرار داشتند، در این یافته تأثیرگذار بوده باشد. جدول شماره ۱۶ نشان میدهد که بین فشار مراقبتی و زندگی با بیمار ارتباط آماری معنیداری وجود دارد. به بیان دیگر، مراقبینی که با بیمار زندگی میکردند، فشار مراقبتی بیشتری را متحمل شدهاند. در این رابطه بهنظر میرسد مراقبینی که با بیمار در یک خانه زندگی میکنند، مدت زمان بسیار بیشتری را در کنار بیمار سپری میکنند و همین امر موجب میشود تا ساعات ارائه مراقبت در شبانهروز نسبت به مراقبینی که با بیمار در یک خانه زندگی نمیکنند، بیشتر باشد و موجب وارد شدن فشار مراقبتی بیشتری به مراقب گردد؛ ولی مراقبینی که با بیمار در یک خانه زندگی نمیکنند و ساعاتی از روز را در کنار بیمار میباشند، زمانی را برای رسیدگی به زندگی خود در اختیار دارند و همچنین دوری از بیمار برای ساعاتی در روز موجب احساس استرس کمتر ناشی از انحراف فکر فرد می شود و اجازه ذخیره انرژی را فراهم می سازد.و همین امر موجب میشود فشار کمتری به ایشان وارد شود. جدول شماره ۱۷ نشان میدهد بین فشار مراقبتی و میزان تحصیلات مراقب ارتباط آماری معنیداری وجود دارد. به بیان دیگر، افراد دیپلم به بالا نسبت به افراد بیسواد و زیردیپلم تحت فشار مراقبتی کمتری هستند. بهنظر میرسد تحصیلات عالی موجب وسعت دید و تفکر میشود. همچنین افرادی که تحصیلات عالی دارند، روش های بیشتری برای حل مسئله داشته و در روابط بین فردی و حل مشکلات روزمره موفقیت بیشتری دارند و افراد با تحصیلات بالاتر بهعلت هوش متوسط به بالا و هوش هیجانی بیشتر معمولا” توانایی درک متقابل و همدلی بیشتری دارند و در نهایت تحصیلات بر مدیریت استرسهای وارد شده بر هر فرد تأثیر مثبت دارد و میتواند موجب کاهش فشار مراقبتی شود. در این رابطه، مولاگلو و همکاران در پژوهش خود نشان دادند مراقبینی که تحصیلات بالاتری دارند، فشار مراقبتی بیشتری را گزارش میکنند (۲۳). آوسار و همکاران نیز در مطالعهی خود با بررسی وضعیت روحی - روانی و فشار مراقبتی در مراقبین بیماران دیالیز صفاقی در مقایسه با پیوند کلیه، ارتباط معنیداری بین تحصیلات و فشار مراقبتی گزارش نکردند (۸۳). یافته های متفاوت ممکن است در ارتباط با جنبه های دیگر تحصیلات بالاتر مانند شاغل بودن، داشتن مسئولیتهای اجتماعی بیشتر باشد در حالی که در پژوهش ما اکثر نمونه ها خانه دار بودند. جدول شماره ۱۸ نشان میدهد بین فشار مراقبتی و وضعیت شغل مراقب ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. در این راستا، پژوهش دادا و همکاران نیز رابطهای بین شغل مراقب و فشار مراقبتی گزارش نکردند (۸۶). ولی سوندارس[۶۸] در پژوهش خود با بررسی عوامل مرتبط با فشار مراقبتی در مراقبین بیماران نارسایی قلبی گزارش کرد مراقبین بیکار نسبت به مراقبین شاغل فشار مراقبتی بیشتری دارند (۹۰). بهنظر میرسد در این تحقیق، مهمترین عاملی که با عدم تأیید ارتباط بین شغل مراقب و فشار مراقبتی همراه بوده، این است که درصد بالایی ازواحدهای مورد پژوهش بدون شغل میباشند؛ بنابراین امکان تفکیک مناسب از نظرمیزان فشار مراقبتی با شغل وجود نداشت. جدول شماره ۱۹ نشان میدهد که بین فشار مراقبتی و وضعیت درآمد ارتباط آماری معنیداری وجود دارد. افراد با درآمد کمتر از ۵۰۰ هزار تومان نسبت به افراد با درآمد بیشتر از ۷۰۰ هزار از فشار مراقبتی بیشتری برخوردار بودند. در این رابطه، بلاسکو و همکاران در مطالعهی خود نشان دادند که وضعیت اقتصادی ضعیفتر با فشار مراقبتی بیشتری همراه است (۲۵). همچنین در مطالعهی گارلو و همکاران تحت عنوان بررسی فشار مراقبتی در مراقبین بیماران بدحال نشان داده شد مراقبینی که مشکلات مالی دارند، فشار مراقبتی بیشتری دارند (۸۹). سوندارس نیز در مطالعهی خود گزارش کرد مشکلات مالی مراقبین با افزایش فشار مراقبتی آنان همراه است (۹۰). بیماریهای مزمن، بار مالی بسیار زیادی بر خانواده تحمیل میکنند، با توجه به اینکه در مراقبت از وابستگان درجه یک وضعیت مالی بیمار و مراقب به هم مرتبط است، هزینه تهیهی داروها، رفت و آمد مداوم به بیمارستان به ویژه از نقاط روستایی دور، هزینه های مراجعه به پزشک همگی از عواملی هستند که خانواده این بیماران را تحت فشار بیشتری قرار میدهند و سبب میشود مراقبین، فشار مراقبتی بیشتری را متحمل شوند. جدول شماره ۲۰ نشان میدهد بین فشار مراقبتی و نسبت با بیمار ارتباط آماری معنیداری وجود دارد. به این صورت که افرادی که نسبت همسری با بیمار داشتند در مقایسه با سایر نسبتهای فامیلی، فشار مراقبتی بیشتری را متحمل شدند. این یافته با نتایج کوهستانی و همکاران همسو است. وی در بررسی فشار مراقبتی مراقبین بیماران مبتلا به سکتهی مغزی نتیجه گرفت مراقبینی که نسبت همسری با بیمار دارند، فشار مراقبتی بیشتری را تجربه میکنند (۲۰). در همین راستا، یافته های پژوهش گارلو نشان داد همسران مراقب، فشار مراقبتی بیشتری را در مقایسه با افرادی که نسبتهای دیگری مثل فرزندی و والدینی دارند، گزارش کردند (۸۹). احتمالا همسران بهدلیل رابطه عاطفی تنگاتنگی که با بیمار دارند، بیشتر از بقیهی اعضای خانواده تحت فشار قرار خواهند گرفت. از طرفی بهدلیل اینکه همزمان با بیمار شدن یکی از والدین، مسئولیت بیشتری بر عهدهی والد سالم قرار میگیرد و او علاوه بر ادارهی زندگی وظیفهی تربیت فرزندان، رسیدگی به امور درسی بچه ها، رفت و آمدهای اجتماعی را نیز به عهده دارد و همچنین مسئولیت مراقبت از همسرش نیز با وی میباشد، این عوامل موجب وارد شدن فشار مضاعف بر وی خواهد شد. برای هدف ویژهی شماره ۳ « تعیین عوامل مرتبط پیشگویی کنندهی فشار مراقبتی مبتنی بر عوامل فردی - اجتماعی بیماران همودیالیزی جداول ۲۱ و ۲۲ تدوین شد. جدول شماره ۲۱ نشانگر آن است که بین فشار مراقبتی و سن بیمار ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. این یافته با مطالعهی دادا و همکاران همخوانی دارد. در مطالعهی مذکور، رابطه معنیداری بین سن بیمار و میزان فشار مراقبتی مراقبش یافت نشد(۸۶) . این در حالی است که کوهستانی در مطالعهی خود نشان داد هر چه سن بیمار کمتر باشد، فشار مراقبتی مراقب بیشتر است (۲۰). شاید معنیدار نبودن این یافته در پژوهش حاضر در ارتباط با دامنه سنی وسیع بیماران بوده که امکان دسترسی به ارتباط دقیق آماری را مانع شده است. همچنین این جدول نشان میدهد بین فشار مراقبتی و میزان توان بیمار ارتباط آماری معنیدار و منفی وجود دارد، بهطوریکه با افزایش توان بیمار، میزان فشار مراقبتی کاهش مییابد. هم راستا با مطالعهی حاضر، پژوهش کوهستانی و همکاران در این زمینه نشانگر این است که ارتباطی معکوس بین فشار مراقبتی مراقبین و میزان توانایی بیمار در امر مراقبت از خود و انجام فعالیتهای زندگی روزمره وجود دارد (۲۰). به این صورت که هر چه سطح توانایی و مراقبت از خود بیمار پایینتر باشد، میزان فرسودگی و خستگی روانی مراقبین خانوادگی افزایش مییابد و هرچه میزان توان بیمار در انجام امور شخصی و روزمره بیشتر باشد، فشار کمتری به مراقب وارد خواهد شد و او زمان کمتری را برای مراقبت از بیمارش اختصاص میدهد؛ ولی با کاهش توان بیمار، مراقب مجبور است که این کاهش توان بیمار را با گذاشتن وقت و انرژی بیشتری توسط خودش جبران نماید که این امر باعث وارد شدن فشار بیشتری بر وی خواهد شد. همچنین جدول شماره ۲۱ نشانگر آن است بین فشار مراقبتی و نیاز مراقبتی بیمار ارتباط آماری معنیدار و مثبتی وجود دارد، بهطوریکه با افزایش نیاز مراقبتی بیمار، میزان فشار مراقبتی در مراقب افزایش مییابد. به بیان دیگر، بیمارانی که در انجام فعالیتها نیاز بیشتری به مراقبشان دارند، سبب میشوند فشار مراقبتی بیشتری به مراقب وارد شود. این نتیجه نیز مطابق با نتیجهی رابطه میزان توان بیمار و فشار مراقبتی است. از آنجایی که با افزایش توان بیمار، میزان نیاز مراقبتی او کاهش خواهد یافت و قادر خواهد بود که بیشتر کارها را خودش انجام دهد، با افزایش توان و کاهش نیاز مراقبتی میزان فشار مراقبتی مراقب کاهش خواهد یافت. عباسی و همکاران نیز یافتهی مشابه با این نتایج به دست آوردند. وی در بررسی خود نتیجه گرفت عامل نیاز مراقبتی بیمار پیشبینی کنندهی میزان فشار مراقبتی مراقب است (۱۶). یافتهی دیگر در این جدول، نبود رابطه معنیدار بین فشار مراقبتی با مدت درمان با همودیالیز است. این یافته، مشابه مطالعهی چیمه و همکاران بود، در این مطالعه نیز طول مدت بیماری با فشار مراقبتی رابطه معنیداری نداشت (۲۹). در همین زمینه، دادا و همکاران نیز در مطالعهی خود، بین مدت زمان بیماری و فشار مراقبتی رابطهای گزارش نکردند (۸۶). از نظر محقق دلیل این امر می تواند در ارتباط با تاثیر دیگر عواملی موثر بر فشار مراقبتی باشد، مانند درآمد ،تاهل، تحصیلات. جدول شماره ۲۲ نشان میدهد بین فشار مراقبتی و جنس بیمار ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. یافته های مطالعات کوهستانی و همکاران و دادا و همکاران نیز مشابه یافتهی تحقیق حاضر بودند (۲۰, ۸۶).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۳-۴-۶- وضعیت عملکرد ۱۱۶ فصل پنجم ۱۱۹ ۵-۱- مقدمه ۱۱۹ ۵-۲- نتایج بدست آمده از آمار استنباطی ۱۱۹ ۵-۲-۱- بررسی نتایج بدست آمده از آزمون همبستگی اسپیرمن ۱۱۹ ۵-۲-۲- بررسی نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن ۱۱۹ ۵-۲-۳- بررسی نتایج بدست آمده از آزمون کولموکروف - اسمیرنف ۱۲۰ ۵-۲-۴- بررسی نتایج بدست آمده از آزمون میانگین یک جامعه آماری ۱۲۰ ۵-۳- ارائه پیشنهادها برمبنای یافته های تحقیق ۱۲۰ ۵-۴- ارائه پیشنهادات برای تحقیقات آتی ۱۲۱
 ۵-۵-محدودیتهای تحقیق ۱۲۱ منابع و مآخذ ۱۲۳ منابع فارسی: ۱۲۳ منابع لاتین: ۱۲۵ ضمائم و پیوست ها ۱۳۱ فهرست جداول جدول ۳-۱) شکل کلی و امتیازبندی پرسشنامه تحقیق………………………………………………………. ۹۲ جدول ۳-۲) جدول شماره سوالات مربوط به هر متغیر و ابعاد آنها…………………………………….. ۹۳ جدول ۳-۳) آلفای کرونباخ مربوط به هر متغیر……………………………………………………………….. ۹۵ جدول ۳-۴) علائم آماری …………………………………………………………………………………………….. ۹۶ جدول۱-۴) توزیع فراوانی مربوط به سن پاسخگویان……………………………………………………….. ۱۰۰ جدول۲-۴) توزیع فراوانی مربوط به میزان تحصیلات پاسخ دهندگان……………………………….. ۱۰۱ جدول ۳-۴) توزیع فراوانی مربوط به سابقه خدمت پاسخ دهندگان…………………………………. ۱۰۳ جدول ۴-۴) توزیع فراوانی مربوط به سِمت(پست) سازمانی پاسخ دهندگان………………………. ۱۰۴ جدول ۵-۴) توزیع فراوانی مربوط به وضعیت تاهل پاسخ دهندگان………………………………….. ۱۰۵ جدول ۶-۴) نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن برای فرضیه اصلی………………………………………. ۱۰۷ جدول ۷-۴) نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن برای فرضیه فرعی اول…………………………………. ۱۰۸ جدول ۸-۴) نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن برای فرضیه فرعی دوم…………………………………..۱۰۹ جدول ۹-۴) نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن برای فرضیه فرعی سوم…………………………………۱۱۰ جدول ۱۰-۴) نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن برای فرضیه فرعی سوم……………………………….۱۱۱ جدول ۱۱-۴) اولویت بندی ابعاد هوش فرهنگی برحسب میانگین رتبه با استفاده ازآزمون فریدمن……… ۱۱۲ جدول ۱۲-۴) معنی داری آزمون فریدمن ابعاد هوش فرهنگی…………………………………………. ۱۱۲ جدول ۱۳-۴) جدول بررسی وضعیت نرمال بودن متغیرهای تحقیق…………………………………. ۱۱۳ جدول ۱۴-۴) وضعیت میانگین و انحراف معیار متغیرها………………………………………………… ۱۱۶ جدول ۱۵-۴) نتایج آزمون میانگین یک جامعه آماری متغیرها………………………………………… ۱۱۷ فهرست نمودارها نمودار۲-۱) ابعاد عملکرد بر اساس نظر Walker و Stott …………………………………………………. 15 نمودار ۲-۲) ابعاد عملکرد از نظر هرسی و بلا نچارد ……………………………………………………….. ۱۵ نمودار ۲-۳) نمونه ای ازتوزیع نرمال……………………………………………………………………………….. ۳۴ نمودار۱-۴) توزیع درصد فراوانی مربوط به سن پاسخ دهندگان…………………………………. ۱۰۱ نمودار۲-۴) توزیع درصد فراوانی مربوط به میزان تحصیلات پاسخ دهندگان …………………. ۱۰۲ نمودار۳-۴) توزیع درصد فراوانی مربوط به سابقه خدمت پاسخ دهندگان…………………………… ۱۰۳ نمودار۴-۴ : توزیع درصد فراوانی مربوط به سِمت(پست) سازمانی پاسخ دهندگان……………… ۱۰۵ نمودار۵-۴ : توزیع درصد فراوانی مربوط به وضعیت تاهل پاسخ دهندگان…………………………. ۱۰۶ فهرست اشکال شکل ۲-۱) ابعاد هوش فرهنگی از نظر Ang و Earley………………………………………………….. 52 شکل ۲-۲) ابعاد هوش فرهنگی از نظر Thomas و Inkson……………………………………………… 54 شکل ۲-۳) سیر تکامل هوش فرهنگی………………………………………………………………………………… ۷۳ شکل ۲-۴) چاچوب مفهومی ……………………………………………………………………………………………. ۸۶ چکیده با در نظر گرفتن اینکه جهان هر چه بیشتر به هم پیوسته می شو و سازمانها هر چه بیشتر چند ملیتی شده و از نظر فرهنگی متنوع تر می شوند ، حیاتی و ضروری است که افراد دانش و مهارتهایی داشته باشند تا به صورت موثر با چالش ها و مقتضیات یک جامعه جهانی روبرو شوند. نتیجه محیط های متنوع از نظر فرهنگی این است که افراد با ارزشها ، فرضیات و خواسته ها و انتظاراتی مواجه هستند که اصولاً متفاوت از ارزشها و فرضیات خودشان است. این اعتقاد وجود دارد که هوش فرهنگی توضیح می دهد که چرا بعضی افراد در هدایت محیط های متفاوت از نظر فرهنگی نسبت به افراد دیگر ، ماهرتر هستند. به عنوان یک حوزه جدید و روبه رشد تحقیق ، هوش فرهنگی به عنوان یک عامل مهم برای عملکرد و تعامل موثر در داخل و در میان محیط های مختلف از نظر فرهنگی ظهور پیدا کرده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که کنم این جـان بلا گردان تو ( نیّرتبریزی، ۷۲)
شاعر می گوید زمانی که حضرت قاسم نزد امام حسین می آید تا برای رفتن به قربانگاه و رسیدن به معشوق اجازه بگیرد درخواست و طلب اذن آن عاشق دل سوخته که هنوز در ابتدای راه عشق بود و خام، نزد پیر عشق پذیرفته نشد و به او اذن ورود به راه پر بلا را نداد، اما پس از مدتی درنگ، امام اجازه جهاد را صادر کرد:

در حیا فرزانه فرزندِ حسن با زبانِ لابه نزدِ شاه شد
در شجاعت حیدرِ لشکر شکن خواستار عزمِ قربانگاه شد (همان، ۷۸)
لابه های آن قتیلِ تیر عشق
می نشد پذرفته نزد پیر عشق (همان، ۷۹ )
۳-۵٫ حجاب های راه سلوک در مسیر سیر وسلوک ، تعلقات و تعینات ظاهری و امور مادی راه را بر سالک سد می کنند و باعث حجاب و جدایی بین عارف وتجلیات حق می شود. حجاب عبارت است از موانع وسختی های راه رسیدن به حق و اموری که سالک را از رسیدن به حق باز می دارند و طی طریق را دشوار می کنند. سالک باید هر چه غیر حق است را از میان بردارد نجم الدّین رازی غرور و فریب شیطان و مکر نفس را از حجاب های مهم این راه می داند و دلیل وجود این حجاب ها را محک صالحان می داند(رازی، ۱۳۷۷: ۳۱۸). هنگامی سالک شایستگی لازم برای رسیدن به حق را پیدا می کند که «آینه دل از کدورت وجود ماسوای حضرت صقالت پذیرد و صفا به کمال رسد مشروقه ی آفتاب جمال حضرت گردد، جام جهان نمای ذات متعالی الصفات شود. ولیکن نه هر کرا دولت صقالت و صفا دست داد سعادت تجلی مساعدت نماید… اما بدین سعادت هم دلهای صافی مستعد شود»(همان : ۳۱۸). عمان و نیّر به عنوان شاعران عارف، بحث نظری حجاب را مطرح کرده اند و ضمن شرح و توضیح حجابهای راه به این اشاره می کنند که در راه رسیدن امام به لقای الهی حجابهای متعددی بوده و ایشان با کمال آرامش همۀ موانع و حایل ها را پشت سر گذاشته است و فرزندان و جان امام حسین از حجابهای مهم راه سلوک است . مثلاً در شرح ماجرای حضرت علی اکبر این مبحث عرفانی را پیش کشیده است و بر مصداق «بهر چه از دوست وامانی چه کفر آن حرف و چه ایمان» بر مذاق اهل عرفان میگوید تعلقات و دلبستگیها از هر نوع که باشد پاگیر است و در هر قدم راه را بر عارف می بندد و حایلی برای دست یافتن به حقیقت می شود:
بازم اندر هر قدم، در ذکر شاه پیش مَطلب، سَدّ بابی می شود
از تعلّق گردی آید سَدّ راه چهر مقصد را، حجابی می شود (عمان،۳۱۳)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳-۷-نوسان در پیوستار کا نون کنترل : گفتیم این ادراک ناخودآگاه از ثبات نسبی برخوردار است. این گفته بدان معناست که امکان تغییر و جابه جایی در روی این پیوستار وجود دارد. راتر همواره تأکید کرده است که انتظارات کلی به شیب تعمیم اشاره دارند و تحت شرایط خاص، کسی که عموماً احساس کنترل درونی بالایی دارد، ممکن است به این باور برسد که پیامد رفتارش عمدتاً ناشی از شانس، یا رفتار افراد قدرتمند است )فیست و فیست، ۱۹۹۴). بررسیها نشان داده اند که کودکان، همزمان با رشد خود جهت گیری درونی پیدا می کنند. کنترل درونی از اواخر نوجوانی افزایش مییابد و تا سنین پیری در همان سطح باقی میماند(شولتر، ۱۹۹۸).این واقعیت را میتوان با نظریه اخلاقی کلبرگ مقایسهکرد که عملکرد افراد ابتدا براساس قوانین و نظارت اجتماعی است و در مراحل پایانی رشد خلاقی، افراد در مورد رفتارها بر اساس وجدان و احساس مسئولیت قضاوت می کنند. در زنان بیرونی بودن، پس از طلاق افزایش میبابد و بعد از مدتی به درونی بودن میگراید. زنانی که به وسیله ی همسران خود مورد بدرفتاری جسمانی قرار گرفته اند، در مقایسه با زنانی که مورد بدرفتاری قرار نگرفته اند، بیشتر به کانون کنترل بیرونی گرایش دارند. افراد طبقات پا یین اجتماع و کسانیکه جزء گروه های اقلیت هستند )بهاستثنای شرقیها( دارای جهت گیری بیرونی هستند( شولتر، ۱۹۹۸). راتر معتقد است که هم موقعیت و هم مشخص، در احساسهای کنترل شخصی دخالت دارند. در احساسهای کنترل شخصی دخالت دارند. بنابراین کسی که در یک موقعیت، انتظار کلی برای موفقیت دارد ممکن است در موقعیتی دیگر، احساس کنترل شخصی کمی داشته باشد(فیست و فیست ۱۹۹۴ ).
 ۲-۳-۸- پیآمدها و تأثیرات کانونکنترل : بهداشت جسمانی: افراد درونی از نظر جسمی سالمتر می باشند. آنان مستعد داشتن فشارخون پا یین تر و حمله های قلبی کم تری هستند و اگر دچار حمله ی قلبی شوند، با کارکنان بیمارستان بیشتر همکاری می کنند و احتمالاً زودتر از بیماران بیرونی، از بیمارستان مرخص میشوند. آ نها نسبت به بهداشت خود محتاطترند و به احتمال بسیار در مقایسه با بیرونیها هنگام نشستن در اتومبیل بیشتر از کمربند ایمنی استفاده می کنند، بیشتر به ورزش میپردازند و بیشتر سیگار را ترک می کنند )شولتر، ۱۹۹۸(. مثلا پژوهشها نشان میدهد که بیماران مسلول درو نگرا از شرایط خود، آگاهی بهتری دارند، برای حفظ سلامتی خود بیشتر نیرو صرف میکنند و در مقایسه با افراد برو نگرا بیشتر موفق می شوند(گنجی ،۱۳۸۰ ). سلامت روانی و هیجانات منفی: طبق نظریه راتر افراد مبتلابه اختلالهای عادت، باید منبع کنترل بیرونی داشته باشند. یعنی، آنها معتقدند که سرنوشت یا رفتار بوالهوسانه یا ناپایدار دیگران بر زندگی آنها حاکم است. آنها باور دارند که نمی توانند جلوی خودشان را از انجام دادن رفتارهای ناسالم بگیرند. پژوهشگران رابطه بین عادتهای ناسالمی مانند سیگار کشیدن، مصرف الکل و خوردن نامعقولراباکانون کنترلبررسیکرده اند نتایج نشان دادکه افراد بیرونی بالا،اختلالهای عادتبیشتریداشتندفیستوفیست، (۱۹۹۴).شواهدی در دست است که نشان میدهد افراد درونی از بهداشت روانی بهتری برخوردارند آنان کمتر دچار مسائل هیجانی می شوند و کمتر به الکل روی می آورند، آنان بین همسالان خود محبوب هستند و در موقعیتهایی که از میان شقوق مختلف باید دست به انتخاب بزنند، احساس انتخاب شخصی بیشتری دارند. آنان کمتر دچار اضطراب و نشانه های روانپزشکی میشوندشولتز(۱۹۸۸)اما بیرونیها عصبی، تحریک پذیر، مملو ازکینه، بی اعتماد و افسرده هستند و عزت نفس پایینی دارند. آ نها دنیا را خصمانه وخطرناک میبینند و معتقدند که برای تغییر دادن اوضاع، کاری از دست آ نها بر نمیآید.آنها همیشه در دریایی از دلسردیها غوطه میخورند و معتقدند که نمی توانند هیچ رویداد شادی آوری ایجاد کنند (گنجی،۱۳۸۰ ). موفقیت و شکست: وقتی فردی بسیاردرونی، در آزمونی نمره کمی بگیرد، میگویدمن به اندازه کافی باهوش نیستم تا از عهد ه این آزمون برایم، من قدرت ذهنی لازم را برای این آزمون ندارم، فردی با کانون درونی غیرافراطی میگوید: چون به انداز ه کافی مطالعه نکردم، شکست خوردم، تفسیر فرد از این رویدادبر عواملی متمرکز است که مربوط به او هستند وبنابراین می تواند آنها را کنترل کند(گراو،۲۰۰۱ ). درونیها در مدرسه و در آزمو نهای هنجارشده پیشرفت تحصیلی نمرات بالاتری میگیرند. پژوهشها نشان داده است که این افراددر تکالیف آزمایشگاهی در سطح بالاتری عمل می کنند، کمتر تحت تأثیر کوششهای دیگران قرار دارند و در مقابل تلاش دیگران برای ترغیب و اجبار مقاومتر، درک کنندهتر، کنجکاوتر و درپردازش اطلاعات کاراتر هستند،آ نها تمایل دارند راهبردهای خوب را نگهدارند و راهبردهایی را که با شکست روبه رو میشوند، کنار بگذارند. راتر از این مشاهده شگفت زده شد که افراد درونی بعد از شکستهای مکرر، انتظارات خود را کاهش ندادند. آ نها حتی بعد از چندین رفتار تقویت نشده، احساس کنترل شخصی زیاد را حفظ کردند. این گرایشهابه خصوص در موقعیتهایی وجود داشتندکه افرادکه مطمئن نبودند پیامد رفتارشان ناشی از مهارت آنها یا پیشامد تصادفی است (فیست و فیست ،۱۹۹۴). افراد بیرونی طبق مشاهدات راتر حتی بعداز تجربه کردن موفقیت، احساس کنترل شخصی خود را افزایش ندادند. آنان پیامدهای موفقیت آمیزخود را به صورت شانس یا تصادف توجیه کردند بیرونیها با این خطرروبه رو هستند که حتی پس از موفقیت روش خود راتغییر دهند و روشی را نگهدارند که شکست خورده درست مثل این است که آ نها به خود میگویند خوب، این روش، این بار موفقیت آمیز نبوده است. احتمالا دفعه ی بعد موفقیت آمیز خواهد بود. گفته می شود که بیرونیها از خطای ادراکی شر ط بندی رنج میبرند، مثلاً اگر کسی ده بار متوالی یک سکه را به هوا بیندازد و هر د ه بار شیر بیاید، بار یازدهم خواهد گفت که این بار خط خواهد آمد. در حالیکه افراد تیپ درونی از خود خواهند پرسید که نکند هردو طرف سکه شیرباشد( گنجی،۱۳۸۱). ۲-۳-۹-شکل گیریکانونکنترل: راتر معتقد است که افراد، کانون درونی وبیرونی را مانند سایر ویژگیهای شخصیت درطول رشد خود یاد میگیرند)گنجی، ۱۳۸۰)شواهد حاکی از آن است که کانون کنترل دردوران کودکی آموخته می شود. الگوی خاصی از رفتارهای والدین مسئول آموختن جهتگیری درونی است. والدین این کودکان قویاً حمایت کنندهاند، پیشرفت را می ستایند)تقویت مثبت(ودر انضباط خود ثابت قدم عمل می کنند. آنان از نظرنگرشی، اقتدار طلب نیستند. هرچه فرزندان آنان بزرگتر میشوند، این والدین استقلال را بیشترتشویق می کنند و این کار را با کمتر درگیر شدن درکار آنان عملی میسازند)شولتز،۱۹۹۸) ادراک تعمیم یافته ی بیرونی، پیامدهای منفی بر رفتار و هیجانات فرد دارد. این ادراک حتی برسلامت جسمی و امکان موفقیت و پیشرفت هم تأ ثیری منفی دارد. پس باید برای افراد بیرونی کاری کرد. شرایط موقعیتی گاهی موجب تغییر کانون کنترل از درونی به بیرونی می شود. اگر تغییر از مثبت به منفی ممکن باشد، پس برعکس آن نیز امکان دارد. این ویژگی شخصیتی آموختنی است. پس امکان تغییر آن از طریق یادگیری مجدد وجود دارد. اماتغییر دادن رفتاری که در طول عمر آموخته شده،همیشه کار دشواری است. اگر عرصه فرد درمقیاس درونی بودن،متوسط و در مقیاس بیرونی یا افراد معتقد به شانس بالاباشد، برای تغییر تلاش زیادی لازم است. شانس یا قدرت کسانی که میخواهند شما را تحت کنترل خودداشته باشند بر شما تأثیری نخواهد داشت. اگرخودتان را گول میزنید که نمی توانید در موقعیت خود هیج تغییری به وجود آورید، کمی درنگ کنید)گنجی، ۱۳۸۰ ( ابتدا کانون کنترل خود را بررسی کنید. برای این کار به روش پاسخگویی به وقایع و نوع تغییر آ نها توجه کنید، تا به حال باید سبک خاص خود را شناخته باشید. این دانش و بینش به شما قدرتی میدهد تا بر زندگی مسلط شوید. اوّلین گام مهم پرداختن به این عامل درونی، همین دانش و بینش است )مک گراو، ۲۰۰۱ ). سپس به افرادی بیاندیشید که با شرایطی شبیه شما روبهرو بود هاند و بر اثر روش های خود توانسته اند آنها راتغییر دهند. به دفعاتی فکر کنید که تلاشهای شما موفقیت آمیز بوده و از آ نها نتیجه گرفتهاید.اگر برخی امور به طور کامل خارج از کنترل ماست در عوض اعتماد به اینکه تلاشهای ما می تواند بارور باشد،راه را برای یک زندگی شاد،سالم و توأم با خوشبختی بازمینماید )گنجی، ۱۳۸۷). یکی از راه های تغییر کانون کنترل، تعامل گروهی با افرادی است که دارای کانون کنترل سالمی هستند. در گروه، افراد از تجارب یکدیگر یاد میگیرند و در موردشیو ه های عملکرد خود بازخورد دریافت می کنند. ۲-۳-۱۰-پرورش دادن منبع کنترل در کودکی : شواهد حاکی از آن هستند که منبع کنترل در کودکی آموخته می شود و مستقیماً با رفتار والدین ارتباط دارد. عقاید کنترل بیرونی احتمالاً توسط کودکانی ابراز می شوند که در خانه های بدون الگوی نقش مردانه بزرگ شده اند در ضمن، عقاید کنترل بیرونی با تعداد خواهر- برادرها افزایش می یابد. یک پژوهشگر نتیجه گرفت که کودکان در خانواده های بزرگ تک والد که زنان سرپرستی آنها را بر عهده دارند به احتمال بیشتری منبع کنترل بیرونی را پروش می دهند (اشنویند، ۱۹۹۵) . معلوم شده است والدین کودکانی که از منبع کنترل درونی برخوردارند بسیار مایت کننده بوده و آنها را برای موفقیت تحسین می کنند، و در روش انضباط خود با ثبات هستند. هنگامی که این کودکان بزرگتر می شوند، این والدین با ترغیب کردن استقلال، به تقویت کردن جهت گیری درونی ادامه می دهند. عتنئ ۲-۴-اختلالات تغذیه : DSM_IV_TR اختلالات تغذیه را به دو گروه عمده طبقه بندی می کند ،الف)اختلال تغذیه و خوردن نوزادان یا کودکان کم سن و سال که به نابسامانی های تغذیه و خوردن مداوم همراه است و ب) اختلالات خوردن که با نابسامانی های جدی در رفتارهای خوردن مشخص می شود .دلیل تفکیک اختلالات ونابهنجاری های خوردن به دوحوزه گسترده براساس سن شروع و تشابه علائم است .اختلالات تغذیه و خوردن نوزادان یا کودکان کم سن و سال بین اختلالات تشخیص زود هنگام در نوزادی ،کودکی یا نوجوانی قرار می گیرند درحالیکه شروع کم اشتهایی روانی[۷۳] وپراشتهایی روانی [۷۴] دیرتر اتفاق می افتد(یازده سالگی تا جوانی ).اگرچه رده بندی بین المللی بیماریها[۷۵] ،چاقی را به عنوان یک بیماری پزشکی عمومی رده بندی می کند ،در DSM_IV_TR به عنوان یک اختلال تلقی نمی شود. بنابراین این طبقه بندی مشخص نمی کندکه آیا فاکتورهای روانشناختی به یک مورد خاص چاقی مرتبط هستند.این فاکتورها باید تحت فاکتورهای روانشناختی موثر بر بیماری پزشکی مورد توجه قرار گیرند . ۲-۴-۱-کم اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی: افراد مبتلا به کم اشتهایی روانی وپراشتهایی روانی چندمشخصه مشترک دارند،شروع اختلال خوردن اغلب بعد از یک دوره رژیم سخت آغاز می شود ، افراد مبتلا به این اختلالات به احتمال زیاد در مورد زنانی اتفاق می افتد که می خواهند لاغر باشند و درعین حال به غذا فکر می کنند . هردو،ترسازچاق شدن را دارند و حس بدشکلی و وزن بالای بدن را دارند . علی رغم تعدادی از مشخصه های مشترک ، افراد با اختلالات کم اشتهایی روانی وپر اشتهایی روانی همچنین تفاوتهای شخصیتی دارند . مشخصه متمایز کننده اصلی که افراد مبتلا به کم اشتهایی روانی را از افراد مبتلا به چر اشتهایی روانی جدا می سازرد این است که افرادی که کم اشتهایی روانی دارند در نهایت در عدم پذیرش حفظ وزن نرمال بدن موفق خواهند بود .مبتلایان به کم اشتهایی روانی کمتراز ۸۵% وزن مورد انتظار خود را خواهند داشت . ۲-۴-۲-مشخصه های بالینی بی اشتهایی روانی : مشخصه تشخیصی آن ،عدم پذیرش حداقل حفظ وزن قابل قبول می باشد . افرادی با این اختلال ، وزن حداقل ۱۵%پایین از حد نرمال خواهند داشت . مقیاس های تشخیصی رده بندی بین المللی بیماری ها این حد اقل رادر رابطه با شاخص حجم بدن[۷۶] برابر یا کمتر از۵/۱۷ کیلوگرم تعریف می کند . ترس جدی آنورکسی ها از افزایش وزن ،انگیزه ی اصلی آنها برای کنترل میزان خوراک و تغذیه می باشد که این اختلال میتواند مرگبار باشد . افراد مبتلا به کم اشتهایی روانی نشات گرفته ازترس افزایش وزن و دریافت سایزو شکل بدن غیرطبیعی ،معمولا ابتدا ازطریق محدود کردن مواد غذایی پر کالری ،تصمیم به کاهش وزن میگیرند . در نهایت با افزایش محدودیتها ،رژیم آنها محدود به چند ماده غذایی کم کالری ازقبیل کرفس میشود . مقیاس های تشخیصی برای کم اشتهایی روانی بر اساس DSM_IV_TR شامل علائم زیر است :حفظ وزن کمتراز۸۵ %حداقل مورد انتظار ، ترس شدید از افزایش وزن یا چاق شدن ،حس مغشوشی از شکل بدن و عدم عادات ماهیانه سه بار متوالی .افراد مبتلابه کم اشتهایی روانی اغلب توان کنترل میل به غذا را دارند . مشخصه های دیگر شامل :احساس ناکارایی ،وسواسی ،حالت هیجانی بازداری شده و خود انگیختگی ، الگوهای تفکر سخت ونیاز شدید به کنترل اثرات محیطی می باشد . برای افراد مبتلابه کم اشتهایی روانی خویشتن بینی و خودباوری تقریبا با تصویر بدن مترادف است . آنها کاهش وزن رابه عنوان یک موفقیت وگرسنگی کشیدن را به عنوان قدرت شخصیتی قلمداد می کنند . حس تحریفی از تناسب بدن آنها به آنها امکان دریافت در باره چگونگی بیرون زدن استخوانهایشان از بدن یا اینکه سوءتغذیه آنها موجب می شود شبیه یک اسکلت در آیند ،را نمی دهد . از لحاظ فیزیولوژیکی رژیم های محدود و شدید آنها موجب مشکلات سلامتی قابل توجهی می شود .عدم پذیرش برای خوردن ممکن است منجر به ضرورتیبرای دخالت پزشکی شود از قبیل تغذیه از طریق لوله به منظور پیشگیری از مرگ . ۲-۴-۳-زیر تیپ های بی اشتهایی روانی : دو زیر تیپ برای بی اشتهایی روانی وجود دارد . زمانی که بیشتر افراد در باره بی اشتهایی روانی می اندیشند آنها درباره زیر تیپ محدود کننده[۷۷] فکر می کنند . زیرتیپ محدود کننده ،وزن پایین را با رژیم محدود ،روزه یا ورزش افراطی حفظ می کنند.افراد این زیر تیپ معمولا در فرایند خوردن زیاد و استفراغ شرکت نمیکنند وافرادی با زیر تیپ دوم ،تیپ خوردن /تخلیه [۷۸] ممکن است به فرایند خوردن زیاد و استفراغ یا خوردن بیشتر از میزانی که معمولا می خورند و سپس بعد از خوردن عمل استفراغ را انجام می دهند ،برخی ازافراد با این زیر تیپ ممکن است در مفهوم صحیح کلمه ، زیاد نخورند اما حتی اگر آنها مقدار کمی بخورند ،بعد از خوردن عمل استفراغ را برای خارج کردن غذا انجام می دهند معمولا عمل خوردن زیاد و استفراغ به طور منظم وهفتگی انجام میگیرد . ۲-۴-۴-شیوع و دوره و همایندی مرضی[۷۹] بی اشتهایی روانی : تقریبا ۱%جمعیت مبتلا به کم اشتهایی روانی در طول عمر تشخیص داده می شوند ،اگر چه این دغدغه وجود دارد که این نسبت در حال افزایش است . اختلال عمدتا در زنان (تقریبا ۹۰%)اتفاق می افتد . اختلال در دختران نوجوان ازخانواده های سفیدپوست طبقه متوسط وطبقه بالا بیشتر دیده می شود . بنابراین یک توجه فکری به لاغری نه تنها منجر به نسبتهای بالای شیوع می شود بلکه همچنین دیده می شود که اختلال در طول تمامی گروه های اخلاقی و طبقات اجتماعی بسیار فراگیر می شود .سن معمول شروع ،بین ۱۴تا۱۸ سالگی است .پیش شناخت بهتر مرتبط با شروع در اوایل نو جوانی است. نسبت های بهبود (ریکاوری )پایین هستند یا تنها تقریبا ۱۰%کاملا ازاختلال ریکاوری شده است ،درحالیکه تقریبا ۵۰%به ریکاوری و بهبودی نسبی میرسند .تقریبا نیمی از زنانی که مبتلا به بی اشتهایی عصبی هستند ، دچارپرخوری عصبی در مرحله بعدی می شوند. دوره بی اشتهایی عصبیتا حدی غیر قابل پیش بینی است بنابراین اختلال می تواندبا رویدادهای استرس زا تشدید شود . در حالیکه برخی ازافراد در یک دوره ازپای در می آیند،برخی یک دوره طولانی بسیار آشکار در نوسان افزایش و کاهش وزن و وافزایش مشکلات سلامتی را نشان می دهند که معمولا زیرتیپ خوردن / تخلیه کردن می باشد. اگر این تغییربا افزایش وزن همراه باشد پس تشخیص ممکن است ازبی اشتهایی عصبی به پرخوری عصبی تغییر یابد. گرسنگی مزمن و کاهش وزن بدون کنترل می تواند منجربه آبزدایی و عدم تعادل الکترولیتی شود که به بستری شدن نیاز دارد ،افرادی که نیازمند به بستری شدن هستنددر آنها نسبت مورنالیته بر اثر خودکشی ، گرسنگی ،عدم تعادل الکترولیتی و دیگر عوارض پزشکی بالاست بی اشتهایی عصبی با افسردگی،تحریک پذیری ،نگرانی و رویگردانی اجتماعی و بیخوابی همراه است .خصوصیات وسواس فکری – عملی متداول است ، زیرا آنوروکسی ها فکرشان فکرشان به شکل افراطی مشغول غذا است. نبود کنترل انگیزه در تیپ خوردن /تخلیه متداول است. که ممکن است در نابهنجاری ها و اختلالات کوموریید سوءاستفاده از مواد آشکار باشد .نگرانی ۷۵%،افسردگی ۷۳% ،اختلالات شخصیتی ۷۴% جزوی از اختلالات کوموریید هستند . ۲-۴-۵-مشخصه های بالینی پراشتهایی روانی : مشخصه اصلی پراشتهایی روانی ،سیکل پراشتهایی است که شامل خوردن به همراه کاربرد روش های جبرانی جهت پیشگیری از اضافه وزن می باشد .مقیاس های تشخیصی برای پراشتهایی روانی شامل بازگشت و عود خوردن با ولع و استفاده مکرر از راهبرد های جبرانی برای کاهش ورپزن می باشد .خوردن و رفتارهای جبرانی حداقل دوبار در هفته برای مدت سه ماه صورت می گیرد و خود ارزشی در آنها از طریق وزن و تناسب بدن ارزیابی می شود . ۲-۴-۶-زیر تیپ های پر اشتهایی روانی : دو زیر تیپ از پراشتهایی روانی بر اساس روش های جبرانی به کار برده شده وجود دارند،نوع اول، تیپ تخلیه و استفراغ (ادرار زیاد ،اسهال ،تهوع،تنقیه خودانگیزشی) ونوع دوم، تیپ غیر تخلیه (روزه گرفتن ،ورزش زیاد ) را در بر میگیرد . بخاطر شرم مربو به خوردن زیاد وتخلیه آن افراد مبتلا به پراشتهایی روانی می توانند گاهی اوقات قابل تشخیص نباشند . خوردن زیاد معمولا در خلوت صورت می گیرد و تند تند غذا میخورند .پیشبینی مربوط به عود خوردن ممکن است شامل احساسات افسردگی ،محرکهای محیطی ،تحریک پذیری فشار روحی وگرسنگی باشد . اگر چه افراد مبتلا به پراشتهایی روانی در رفتارهای جبرانی برای حذف کالری ها ازبدنشان شرکت می کنند عمل تهوع مکرر در آنان همراه عوارض خاصی است از جمله از لحظ فیزیکی اسیدهای معده می توانند موجب تخریب مری در طول زمان و تحلیل مینایدندان ها شود. ومطالعات نشان داده که تهوع مداوممنجر به احساس گرسنگی بیشترشده و کمتر سیر میشوند . بنابر این این افراد اغلب در سیکل هایی که احساسات بسیار شدید گرسنگی ایجاد میکنند و در ریسک بالای تکرار عود های خوردن و تخلیه قرار دارند ،گرفتار می شوند . ۲-۴-۷-شیوع و دوره و همایندی مرضی پراشتهایی روانی: شیوع آن در طول عمر تقریبا ۱تا۳ درصد است ونسبت مردان به زنان ۱به ۱۰ می باشد. شروع آن دیرتر ازبی اشتهایی روانی است و معمولا پراشتهایی روانی در اواخر نوجوانی یا در اوایل بزرگسالی اتفاق می افتد . دوره اغلب طولانی است با نسبتهای بالای عود .بیشتر افراد مبتلا به پراشتهایی روانی کاهش وزن نوسانی دارندکه عمدتا بین میانگین رنج وزن برای قدشان می مانند . در طول دوره رشد بیشتر دختران نوجوان ،رژیم آزمایشی و رفتارهای کاهش وزن را تجربه می کنند یک نظر سنجی از دانشجویان نشان دادکه ۵۰%به خوردن زیاد به طور دوره ایی می پردازند در حالی که تعدادی به استفاده ازرفتارهای جبرانی استفراغ ۶%یا اسهال ۸% را حداقل یکبار گزارش کرده اند.و نشان دادند که اختلالات خوردن در پاسخ به دو تغییر زندگی استرس زا ایجاد می شود که شامل شروع بلوغ وآغاز جوانی می باشد.آتی وبروکس[۸۰] (۲۰۰۴) . ۲-۴-۸-شباهت و تفاوت بین دو نوع اختلالات خوردن : شباهت ها وتفاوتهایی بین بی اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی وجود دارد. اگرچه دو اختلال خوردن ،مشخصه های مشابهی دارند همچنین تفاوتهای مهمی بین بی اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی وجود دارد.از جمله تفاوتها این است که آغاز بی اشتهایی زودتراز پراشتهایی اتفاق می افتد و مطالعات نشان داده که خصوصیات خانوادگی و شخصیتی به نظر میرسد در خانواده های مبتلا به بی اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی بویژه هنگام مقایسه دو نوع منحصر به فرد و بسیار مقابله ایی ازاین اختلالات متفاوت باشند .در حالیکه افراد مبتلا به بی اشتهایی روانی بسیار سخت گیر ،وسواسی بوده و نسبت به لاغری خود بسیار وسواس به خرج می دهند.افراد تیپ خوردن زیاد / استفراغ پراشتهایی روانی بیشتر اجتماعی هستند . در حالیکه بی اشتهایی روانی به احتمال زیاد ازلحاظ جنسی نارس هستند ،پراشتهایی روانی مشکلات زیادی در کنترل پیام عصبی ( انگیزه ) دارند و می توانند از لحاظ جنسی بیشتر فعال باشند . مطالعات خصوصیات خانوادگی تفاوتهایی را در این دو گروه اختلال خوردن با پاتولوژی آشکار در خانواده های مبتلا به پر اشتهایی روانی نشان داده اند تقریبا نیمی از بی اشتهایی روانی محدود کننده خواهند بود درحالی که نیمی دیگر خصوصیات تیپ خوردن زیاد /تخلیه را نشان می دهند .شخصیتها بین این دوتیپ متفاوت است ،باتیپ خوردن زیاد / تخلیه که بیشتر خصوصیات پراشتهایی روانی را دارند .زیر تیپ محدود کننده بسیار کم رو ،نگران ، وسواس ، سازگار و خود کنترلی بالایی دارند . در مقایسه افرادی با تیپ جوردن زیاد / تخلیه خوش برخورد و برونگرا هستند . ۲-۴-۹-سبب شناسی وعوامل علیتی در اختلال خوردن : سبب شناسی اختلالات تغذیه ایی یک هم کنشی پیچیده بین فاکتورهای محیطی ،بیولوژیکی ، روانشناختی وخانوادگی می باشد . الف)وراثت : خویشاوندان تنی افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی یا پراشتهایی عصبی خودشان به میزان بالای دچار این اختلالات هستند . نتایج تحقیقات نشان داد خطر بی اشتهایی عصبی در خویشاوندان افراد مبتلا به این اختلال ۱۱/۴ برابر بیشتر از خویشاوندان افراد گواه سالم بود .درمورد خویشاوندان افراد مبتلا پراشتهایی عصبی ،خطراین اختلال ۳/۷برابر بیشتر از خطر آن برای خویشاوندان افراد گواه سالم است .بااین حال ،اختلالهای خوردن بر خلاف اختلالات خلقی و اسکیزوفرنی در اصل و نسب یا اجداد افراد مبتلا به آن رشه دار نیستند .باید توجه داشت که در تحقیقات خانوادگی نمی توان دخالتهای متفاوت تاثیرات ژنتیکی و محیطی را از هم جدا نمود ،اینگونه مسائل با تحقیقات دوقلوها و فرزند خواندگی بهتر قابل حل هستند . تعداد کمی تحقیقات در مورد دوقلو ها وجود دادر که حاکی از آن است که بی اشتهایی عصبی و پراشتهایی عصبی اختلال های توارث پذیری هستند .بعضی شواهد نشان می دهند ،ژنهایی وجود دارند که ممکن است با بی اشتهایی عصبی یا پراشتهایی عصبی ارتباط داشته باشند . ب)عوامل اجتماعی – فرهنگی و تاثیرات خانوادگی: باگسترش نقش رسانه های گروهی ،امروزه تلویزیون و مجله های مد نقش بسزائی در تشویق افراد برای لاغری دارند . دختران جوان و نوجوان به طور فزاینده ایی با تصاویر مدلهای که به طور نامعقولی لاغر هستند در ارتباط هستند .علاوه بر این ،فشارهای اجتماعی برای لاغری در طبقه های اجتماعی و اقتصادی بالاتر که اکثر دختران و زنان مبتلا به بی اشتهایی عصبی ازاین طبقه قرار دارند.بیش از یک سوم بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی اظهار داشته اند که کزکاری خانواده عاملی بوده که در ایجاد اختلال خوردن آنها مشارکت داشته است . با این حال ،نیمرخ خانواده نمونه وجود ندارد بلکه انواع رفتارهایی که مورد توجه قرار گرفته اند عبارتند از انعطاف ناپذیری ،محافظت بیش ازحد والدین ،کنترل افراطی واختلاف زناشویی بین والدین .بعلاوه بسیاری از والدین بیماران مبتلا به اختلال های خوردن در رابطه با مطلوب بودن لاغری ،رژیم گرفتن و ظاهر جسمانی خوب ،دل مشغولی دیرینه داشته و مانند فرزندان خود گرایشهای کمال گرایانه دارند. به نظر میرسد که عوامل خانوادگی در پراشتهایی عصبی نیز نقش داشته باشند .فیربورن [۸۱])۲۰۰۶) دریافتند که زنان مبتلا به پراشتهایی عصبی از نظر عوامل مخاطره آمیزمانند انتظارات بالای والدین ،رژیم گرفتن سایر اجزایخانواده و میزان اظهارات عیب جویانه اعضایخانواده درمورد شکل ،وزن یا خوردن ،از لحاظ آماری با گروه گواه نابهنجار و گروه گواه بهنجار تفاوت نشان دادند . در نمونه بزرگی از دانشجویان زن ،قویترین پیش بینی کننده نشانه های پرخوری عصبی این بود که اعضای خانواده تا چه حد درباره ظاهر زن اظهارات اهانت آمیز و انتتقادی کرده و بر نیازاو به رژیم گرفتن تاکید میکردند . ج)عاطفه منفی : عاطفه منفی (احساس بد )عامل خطر علیتی برای نارضایتی ازبدن است . وقتی فرد احساس بدی دارد ممکن است روی نقاط ضعف و کاستی هایش تمرکز کرده و نقایص خود را بزرگ جلوه دهد ،به نظر می رسد که این بخصوص در مورد افرادی که به اختلال های خوردن مبتلا هستند مصداق داشته باشد . افراد مبتلا به اختلال خوردن مانند افراد افسرده شیوه شیوه تفکر تحریف شده دارند واطلاعاتی را که ازمحیط دریافت می کنند به صورت تحریف شده پردازش می کنند به صورت تحریف شده پردازش می کنند وهمین باعث می شود احساس بدتری داشته باشند . تحقیقات طولی که با افراد جوان انجام شده تاکید کرده اند که افسردگی وعاطفه منفیپیش بینی کننده خطر زیادی برای اختلال های خوردن بعدی هستند . باچروجیمز [۸۲]،ترجمه :سید محمدی (۱۳۸۸) ۲-۴-۱۰-درمان و مداخله های درمانی : تماس نزدیک با پزشک ومراقبت اولیه در مورد اختلالات خوردن در نتیجه جدی بودن پیامد ها وعوارض فیزیکی که میتواند ایجاد کند ، اهمیت دارد . در مورد بی اشتهایی عصبی سه هدف در درمان به طور دقیق ذکر شده اند : افزایش وزن ،تجزیه افکار نهانی ،رفتارها ،روابط بین فردی وحفظ افزایش وزن . داروهای ضد افسردگی در برخی افراد مبتلا به اختلالات خوردن مفید واقع شده اند ،اینکه آیا این داروها کژکاری های زیستی اساسی را که علت اختلالات خوردن است برطرف می کنند یاصرفا شرکت کردن فرد در روان درمانی و تغییر دادن عادتهای خوردن او را تسهیل می کند معلوم نیست .روزنهان [۸۳]،ترجمه :سیدمحمدی (۱۳۹۰).به نظر میرسد که داروهای ضد افسردگی فراوانی پرخوری ها را کاهش می دهند وخلق بیمار و اشتغال ذهنی آنان را به شکل و وزن بدن بهبود می بخشد . شواهد محکمی وجود ندارد که نشان دهد داروهابتوانند در درمان بیماراران مبتلا به بی اشتهایی عصبی مفید واقع شود . با این حال دارو های ضد افسردگی و ضد روان پریشی گاهی مورد استفاده قرار می گیرند .باچروجیمز ،ترجمه :سید محمدی (۱۳۸۸) اغلب متخصصان بالینی موافق اند که روان درمانی جهت مبتلایان به اختلالات خوردن حتی برای افرادی که دارو های ضد افسردگی استفاده می کنند ضروری است . فیرببورن (۲۰۰۳) تحریف شناختی در فرایند تفکر افراد با اختلالات خوردن موجود می باشد .گرایش به سمت خود ارزیابی منفی واشتغال فکری وسواسی در مورد غذا ،مشخصه اصلی این این الگوی تفکر ناسازگار است .از لحاظ رفتاری ،سیکل بی اشتهایی وپراشتهایی به طور منفی تغییر ناپذیر وتقویتی می باشد.کارایی درمان شناختی درمانهای شناختی برای اختلال های خوردن بویژه درمان پرخوری عصبی را بررسی کرده ومعلوم شده که درمانهای شناختی در شش بررسی انجام شده نتایج بهتری داشته و ازداروهای ضد افسردگی بسیار موثرتر بوده است. میانگین کاهش پرخوری ۷۵%بود و به طور کلی ۵۷%بیماران در پایان دوره درمانی اصلا پرخوری نمی کردند و آثار درمان همچنان پابرجا بود .پروچاسکا،جیمز و جان[۸۴]،ترجمه: سید محمدی(۱۳۸۱).درمانهای شناختی – رفتاری به بیماران می آموزند محرکهای محیطی پرخوری را شناسایی کنند ، غذاهای نگران کننده را وارد رژیم خود کنند اما مقدار خوردن آنها را کنترل کنند و شناخت های تحریف شده خود را راجع به غذا ،وزن و هیکل را شناسایی کنند و آنها را تغییر دهند .روزنهان و سلیگمن[۸۵] ،ترجمه :سید محمدی (۱۳۷۹ ).به وسیله درمان شناختی – رفتاری در رفتارهایی مانند پرخوری ومحدودیت رژیم غذایی تغییر زیادی صورت می گیرد،اما حتی بعد از درمان نگرانیدر باره وزن وشکل بدن باقی می ماند .از آنجا که بی اشتهایی عصبی چند ویژگی مشترک با پراشتهایی عصبی دارد ، درمان شناختی – رفتاری برای بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی نیز مورد استفاده قرار می گیرد چند برنامه شناختی رفتاری برای کمک به بیماران مبتلا به بی اشتهایی روانی ارائه شده.یک برنامه که درمان شناختی وخانواده درمانیرا تلفیق می کند به ۶۴%موفقیت در انتهای برنامه درمانی شانزده ماهه دست یافته است .پیگیرینشان داد که ۸۲%بعداز یکسال نتایج را حفظ کرده اند . مولفه هایبرنامه شناخت محوریبا افزایش آگاهی خوردن ، توسعه وزن مناسب ،ارتباطمزایای تحقق هدف ،کنترل رفتارهای خوردن توسطیک بزرگتر ،افزایش آگاهی ازالگو هایتفکر ناسازگار ،ارائه تکنیک استراحت و تمرکزبر روی پیشگیریازعود مجدد را ارائه می دهد . بعلاوه در جلسات درمانی شخص به محرکهای روانشناختی می پردازد ودرمان به سمت هر گونه مشکل کوموریید جهتگیری می شود اما نتایج بدستآمده ازاین درمانها بر محدودیت فعلی درمان شناختی – رفتاری برای این گروه ازبیماران تاکید دارند. برنامه های رفتاری - شناختی می تواندبر مبنای گروهی یا فردی ایجاد شده که ازآنجمله خانواده درمانی است . در مورد بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی ،اکنون خانواده درمانی درمان ارجح محسوب می شود . در خانواده درمانی، درمانگر با والدین کار می کند تا به آنها کمک کند که به فرزند مبتلا به بی اشتهایی عصبی خود کمک کنند تا دوباره خوردن را آغاز کند، و به سایر مشکلات ومسائل خانواده پرداخته می شود. خانواده درمانی بخصوص برای بیمارانی که قبل از ۱۸ سالگی به بی اشتهایی عصبی مبتلا می شوند وکمتر ازسه سال از بیماریشان می گذرد خیلی مناسب است ( باچروجیمز ،ترجمه :سید محمدی ۱۳۸۸). ۲-۴-۱۱-دیگر اختلالات خوردن : اختلال خوردن زیاد : پیوست DSM_IV_TR حاوی مقولات زیادی از اختلال برای مشمولین احتمالی می باشد. بنابراین علائم ناکافی مانع ازمشمول شدن آنها می شود. یکی از این مقولات اختلال خوردن زیاد را در بر می گیرد که شامل توان کمتر کنترل عودهای خوردن افراطی است و بر خلاف بی اشتهایی و پر اشتهایی روانی با استراتژی های جبرانی ادامه نمی یابد بنابراین مانند سایر اختلالات خوردن با افراط، احساس گناه، تنفر، خجالت و افسردگی همراه است. همانگونه که قابل پیش بینی است ،عودهای مکرر در غیاب رفتارهای تخلیه سازی ممکن است منجر به مشکلات نوسانات وزنی شود که چاقی و اضافه وزن را به همراه دارد، و اغلب آغاز آن در اواخر نوجوانی ویا اوایل بزرگسالی است و این اختلال اغلب با افسردگی همراه است. اختلالات خوردن در نوزادان یا کودکان کم سن : یکی از تقسیم بندی های DSM_IV_TR وجود اختلال در نوزادان یا کودکان کم سن است که با شروع اختلال در ابتدای کودکی یا نوزادی تشخیص داده می شود ومشخصه اصلی آن عدم خوردن کافی است که موجب نبود وزن مناسب و کاهش وزن زیاد می شود و شروع قبل ازشش سالگی اتفاق می افتد . مشخصه های مرتبط شامل تحریک پذیری ، رویگردانی و تاخیر رشدی می شود .رابطه کودک – والد ناقص ممکن است شرایط را تشدید کند در حالی که سوء استفاده و غفلت ممکن است فاکتور های اصلی باشند . عدم رشد بین ۱% تا ۵% در کل پذیرش نوزادان بیمارستان ها دیده می شود . تحقیقات نشان داده اند که کودکانی با اختلال تغذیه اغلب مشکل وابستگی زیاد نسبت به همتای سالم شان دارند . اختلال نشخوار کردن : ویژگی مشخص این اختلال وازنی مکرر و جویدن مجدد غذاست . این اختلال در نوزادان و افراد عقب مانده ذهنی متداول است . بخاطر اینکه غذا دوباره برگشته و بلعیده نمی شود ،کاهش وزن،عدم رشد وحتی مرگ را به همراه دارد . ۲۵% نوزادان دارای این اختلال ازبین می روند . فاکتورهای پیش بینی کننده مرتبط با نابهنجاری ها و اختلال شامل شرایط استرس زا ،نبود انگیزه یا کم توجهی و رابطه کودک – والدتحمیلی می باشد .در بزرگترها عقب ماندگی ذهنی فاکتور اصلی می باشد . شروع معمولا بین ۳ تا ۱۲ ماهگی است در مواردی که با عقب ماندگی ذهنی همراه است شروع ممکن است دیرتر باشد. هرزه خواری : نوزادان ابتدا دنیای خود را با به دهن گرفتن اشیاء شناسایی می کنند ومی توانند مواد غیر خوراکی را ببلعند بویژه اگر بخوبی نظارت نشوند. مشخصه اصلی این اختلال خوردن مواد غیر خوراکی به طور منظم و مداوم در طول دوره حداقل یکماه می باشد . مواد خورده شده از لحاظ رشدی با نوزادان و کودکان کم سن و سال ترکه گچ ، مو یا نخ میخورند متفاوت است . کودکان بزرگتر ممکن است شن ، حشرات ،برگ یا سنگریزه بخورند ویا حتی نوجوانان ممکن است خاک استفاده کنند. بخاطر اینکه برخی فرهنگ ها ، خوردن مواد غیر خوراکی را از قبیل خاک مجازمی دانند برای تشخیص اختلال باید عملکرد فرهنگی را نفی کرد . این اختلال اغلب با عقب ماندگی ذهنی یا یکی ازاختلالات رشدی گسترده همراه است . نسبت شیوع آن در بزرگسالان به واسطه سلامت روانی می تواند تا ۱۵% باشد . ۲-۵-پیشینه پژوهش : ۲-۵-۱-تحقیقات داخلی :-نتایج تحقیقی تحت عنوان بررسی شیوع اختلالات خوردن و عوامل مرتبط با آن که توسط (روستایی ،حاجی فرجی ،دژکام ،راد ،مهرابی ،ذوقی،۱۳۸۸) در تهران انجام شده نشان داد که شیوع اختلالات خوردن در دختران در سطح قابل توجهی وجود دارد که در مقایسه با مطالعات سالهای قبل افزایش چندانی نشان نداده است.-در پژوهشی عباس زاده تحت عنوان بررسی رابطه استرس با ابعاد مختلف سبک زندگی مانند عملکرد تغذیه ای و فعالیتهای فیزیکی نشان داد که بین کیفیت زندگی افراد و فعالیتهای فیزیکی و عملکرد تغذیه ای آنها رابطه معناداری وجود دارد -در بررسی که در کشور ما در سال ۱۳۸۷ انجام شده در زمینه رشد ارزیابی کودکان نشان داده که ۴/۶ پسران و ۴/۱ دختران چاق هستند اگرچه چاقی در حال حاضر در کشور ما مشکل عمده کودکان به شمار نمیرود. -نتایج پژوهشی تحت عنوان ارتباط سلامت روان با اختلال خوردن در دانشجویان دختر، ملازاده اسفنجانی،موسوی کافی،یگانه( ۱۳۹۰) نشان دادند بین اضطراب در دانشجویان با اختلالات خوردن و فاقد اختلالات خوردن تفاوت معناداری وجود داشت اما تفاوت بین افسردگی،نشانه های جسمانی،اختلال در کارکرد اجتماعی و نمره کل سلامت در دو گروه تفاوت معناداری نبود.همچنین نشان داد که اضطراب پیش بینی کننده مناسبی برای اختلالات خوردن می باشد.-نتایج پژوهشی بین سبکهای مقابله ای در اختلال خوردن در دانشجویان بسکاب نژاد ،هومن ،قاسمی نژاد (۱۳۸۹) نشان داد که سبکهای مقابله ای اجتناب اجتماعی بهترین پیش بینی کننده انواع اختلالات خوردن است مبتلایان برای رویارویی با فشارهای روانشناختی از سبکهای مقابله ای اجتنابی استفاده می کنند و اختلال خوردن نیز نوعی سبک رویارویی با مشکلات زندگی است. -در تحقیقی تحت عنوان بررسی همهگیرشناسی رفتارهای بیمارگونه خوردن و ارتباط آن با پنج عمل بزرگ شخصیت در دانش آموزان در سال( ۱۳۹۲) نشان داد که ۲/۲۵ درصد دانش آموزان در مقطع متوسطه مشکوک به اختلال خوردن هستند و همچنین نشان داد از بین ابعاد شخصیت صرفا” عامل باز بودن به تجربه یا انعطاف پذیری به طور مثبت می تواند رفتار رژیم دختران را پیش بینی نماید. بر طبق نتایج تحقیق بروک ، هویت عبارت است از یک مجموعه معانی که در تعریف یک نقش اجتماعی یا موقعیت اجتماعی که یک شخص کیست به کار برده می شود هویت موفق به عنوان شاخص برخورداری از شخصیت شکوفا و تحول یافتگی دارای بالاترین ارزش روان شناختی است و سردرگمی به عنوان توفیق در انتقال از نوجوانی به بزرگسالی از کمترین ارزش روان شناختی برخوردار است( نصرتی و همکاران ۱۳۸۵). اصولا هویت موفق به عنوان شاخص برخورداری از شخصیت شکوفا و تحول یافتگی دارای بالاترین ارزش روان شناختی است و سر در گمی به عنوان عدم توفیق در انتقال از نوجوانی به بزرگسالی از کمترین ارزش روان شناختی برخوردار است(رحیمی نژاد ۱۳۹۱). ۲-۵-۲-تحقیقات خارجی : بر اساس نتایج تحقیقیات لیندا بوییج[۸۶] (۲۰۰۴) تحت عنوان تاثیر اختلالات دی ان ای بر اختلالات تغذیه ایی،افراد مبتلا به اختلالات تغذیه ای عموما” دارای اختلالات خاصی در متیلاسیون[۸۷] دی ان ای خود هستند.که موجب بی اشتهایی یا پرخوری یا بی نظمی در غذا خوردن آنها می شود.همچنین نشان دادکه تغییرات دی ان ای در برخی زنان مبتلا به بیماری های مزمن تغذیه ای با تغییرات بارز متیلاسیون در ژن مربوط به اضطراب رابطه وجود دارد و این موضوع با تغییر رفتار اجتماعی،اختلال سیستم عصبی و مغز و ضعف سیستم ایمنی بدن و نقص عملکرد اندام محیطی همراه است.-در مطالعات دکتر استیگر[۸۸] در دانشگاه مک کیل[۸۹] نشان داد که بی اشتهایی و اختلالات یک موضوع سطحی نمی باشد و تنها تاثیر آن در شکل ظاهر و فرم بدن نمود ندارد در بسیاری از موارد نیز ارتباطی با عملکرد بد والدین ندارد و همچنین این اختلال پس از ظهور در بدن میل به تثبیت داشته و در طول زمان حادتر خواهد شد و منجر به اختلال در عملکرد کلی بدن شده و سیستم عصبی فرد را مختل می کند و منجر به بروز اثرات مزمن خواهد شد-.نتایج تحقیقات مالونی[۹۰] در سال (۲۰۰۸) در ایالات متحده نشان داد که ۴۵ درصد نوجوانان تمایل داشتند لاغر شوند و ۳۷ درصد شروع به کاهش وزن کرده بودند و در واقع با افزایش سن نوجوان تمایل به کاهش وزن افزایش می یابد این مطالعه همچنین نشان می دهد که ۷۰ درصد نوجوانان مورد نظر ادعا کرده اند که در همین زمان مادران آنان نیز رژیم غذایی برای کاهش وزن داشته اند.-در مطالعه موسیس[۹۱] در سال( ۲۰۰۹) در آمریکا نشان داده شده که ۵۱ درصد دختران کم وزن ادعا می کنند که به شدت از چاق شدن می ترسند و بدون توجه به وزن فعلی خود و داشتن اطلاعات تغذیه مناسب اقدام به کاهش وزن نموده اند.- گزارش بسیج ملی آموزش کلسترول در آمریکا در سال (۲۰۱۲) حاکی از آن است که کودکان چاق بیشتر در معرض مشکلات بهداشتی شامل کاهش توانمندی جسمی به علت مشکلات ارتوپدی،ریوی،مقاومت به انسولین و افزایش فشار خون هستند چاقی در کودکان ارتباط مستقیمی با افزایش کلسترول VLDL ،LDL و ارتباط معکوسی با کلسترول HDL دارد به علاوه بلوغ زودرس در کودکان چاق وجود دارد که موجب کوتاهی قد آنها می شود. -براساس نظر مینو چین هویت متکی بر دو رکن احساس تعلق و تمایز است ( مینو چین ، ۱۹۹۵)[۹۲]. از نظر مارسیا حالت های هویت عبارتند از : هویت سر در گم ، این افراد هنوز بحران هویت را تجربه نکرده اند و تعهد به یک شغل و یا مجموعه ای از عقاید در آنان ایجاد نشده است. هویت اجتماعی ، احساس تعلق و همبستگی به یک جامعه است به گونه ای که عضو یک جامعه از سایر جوامع متمایز می باشد و فرد در مقابل معیار ها و ارزش های جامعه خود احساس تعهد و تکلیف کند. هویت زود هنگام ، این افراد هنوز یک بحران هویت را تجربه نکرده اند ، اما به مجموعه ای از ارزش ها براساس تصمیم دیگران ( معمولا والدین خود ) متعهد شده اند . هویت مهلت خواه ، افرادی که دارای این هویت هستند براساس اهداف خود ، فعالانه در جستجوی هویت خود بوده و به دنبال رسیدن به تعهد در رابطه با اهداف انتخابی خود هستند و هویت کشف شده ، این افراد بحران هویت را تجربه کرده و آن را به خوبی حل کردند و تعهدی نسبتا پایدار را در خود ایجاد کردند به نظر ربر[۹۳] (۱۹۸۵) هویت مفهوم ذهنی یک فرد از خودش می باشد و با عناوین مختلفی چون هویت جنسی ، هویت گروهی،هویت نژادی و… مورد استفاده قرار می گیرد - افرادی دارای منبع کنترل درونی به احتمال کمتری دچار مشکلات هیجانی یا الکلی می شوند آنها با استرس بهتر مقابله می کنند، که این در بررسی ۳۶۱ پرستار در آلمان ثابت شده است.آنهایی که سطح بالاتری از استرس را گزارش دادند و در منبع کنترل بیرونی نمرات بالاتری گرفتند (اشمیت، نیومن و اوپرمن، ۲۰۰۰) پژوهش همچنین نشان می دهد افرادی که از منبع کنترل درونی برخوردارند کمتر دچار اضطراب و افسردگی می شوند و به احتمال کمتری دست به خودکشی می زنند (بناسی، سووینی و دوفور، ۱۹۸۸؛ کلتیکانگاس- جاروئینن و رایکونن، ۱۹۹۰؛ لفکورت، ۱۹۸۲؛ پتروسکی و بیرک و هیمر، ۱۹۹۱). - به نظر گیدنز ، هویت انسان در متقابل با دیگران ایجاد می گردد و در جریان زندگی پیوسته تغییر می کند هیچ کس دارای هویت ثابتی نیست . هویت ، سیال و همواره در حال ایجاد شدن و عوض شدن است ( فاگوت و همکاران ، ۲۰۰۰)- ۲-۶-مدل مفهومی: متغییر ملاک متغییر پیش بین متغییر تعدیل کننده متغییر کنترل فصل سوم روش پژوهش ۳-۱-طرح پژوهش :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فاکتور کمیت (QF): این فاکتور نشان دهنده بیشترین مقدار ماده ای است که انتظار داریم به طور منطقی در هنگام وقوع حادثه ای از درون دستگاه خارج شود . این فاکتور بر اساس بیشترین جرم ( بر اساس پوند ) محتریات قابل اشتعال درون واحد می باشد . فاکتور حالت (SF): این فاکتور نشان دهنده میزان تمایل یک ماده برای تبدیل شدن به حالت گاز ( بخار ) هنگامی که دراتمسفر رها می شود ، می باشد. این فاکتور با بهره گرفتن از نسبت دمای میانگین فرایند به دمای جوش ماده در شرایط فشار اتمسفری ( بادر نظر گرفتن دماهای مطلق ) به دست می آید.
 فاکتور خوداشتغالی (AF): این فاکتور نشان دهنده افزایش احتمال اشتعال سیال ، هنگامی که در دمایی بالاتر از دمای خود اشتعالی نشت کند ، می باشد. فاکتور فشار (PRF): این فاکتور نشان دهنده سرعت فرار سیال از دستگاه به هنگام وقوع می باشد. عموماً مایعات و یا گازهایی که در فشار بالاتری ( بیشتر از ۱۵۰psig ) قرار دارند سریع تر از داخل دستگاه خارج می شوند ، و در نتیجه احتمال وقوع یک نشتی آنی وجود خواهد داشت که می تواند عواقب وخیم تری نسبت به خروج پیوسته داشته باشد. فاکتور اعتبار (CRF): این فاکتور نشان دهنده اقدامات و تجهیزات ایمنی در نظر گرفته شده برای واحد می باشد. این اقدامات و تجهیزات ایمنی می توانند نقش مهمی در کاهش عواقب ناشی از یک کارافتادگی داشته باشند. وجوه مختلفی از طراحی واحد و عملیات در این فاکتور تاثیر گذارند. - تجهیزات آشکارساز گاز - خنثی کردن و پاکسازی اتمسفر - ضدحریق بودن بودن کابل ها و ساختمان ها - امنیت سیستم های اطفای حریق - ظرفیت منبع آب آتشنشانی - امکان ایزوله کردن تجهیزات - وجود سیستم های فوم ثابت - حفاظت در برابر فشار زیاد ناشی از انفجار - وجود مانیتور های آب آتشنشانی - سیستم های توقف سریع عملیات -دیواره(پرده) آب فاکتور پتانسیل تخریب(DPF): این فاکتور نشان دهنده پتانسیل وارد آمده خسارت به تجهیزات موجود در واحد به هنگام وقوع آتش سوزی یا انفجار می باشد. این فاکتور با یک تخمین تقریبی از تعداد تجهیزاتی که در نزدیکی یک مقدار زیاد از محتویات آتشگیر و یا قابل انفجار قراردارند ، به دست می آید. دسته پیامد های خسارتی ناشی از وقوع از کار افتادگی: دسته پیامد های خسارتی با بهره گرفتن از ترکیب فاکتور های فوق و سپس انتخاب آن بر اساس مقدار این فاکتور ترکیب شده بدست می آید . دسته پیامد های سمیت: بخش C از “دستور العمل” مربوط به محاسبه فاکتور عواقب ناشی از سمیت است. این فاکتور بر اساس زیر فاکتور های زیر مشخص می شود و میزان خطرات به القوه سمیت یک واحد را بیان می کند : الف: کمیت و سمیت، یا فاکتور کمیت مواد سمی[۳۱] ب: توانایی پخش شدن تحت شرایط فرایند یا فاکتور قابلیت پخش شدن[۳۲] ه: سیستم های تشخیص دهنده و تخفیف دهنده یا فاکتور اعتبار[۳۳] ک: جمعیت اطراف محل وقوع نشت یا فاکتور جمعیت[۳۴] فاکتور کمیت ماده سمی (TQF): این فاکور نشان دهنده کمیت ( مقدار) و همچنین میزان سمیت ماده است . بخش کمیت با توجه به جرم ماده می باشد و می توان با بهره گرفتن از روشی که در قسمت قبل ارائه شد آن را بدست آورد سمیت ماده با بهره گرفتن از فاکتور سمیت (NH) بر اساس استاندارد NFPA مشخص می گردد فاکتور قابلیت پخش شدن (DIF): این فاکتور نشان دهنده توانایی ماده برای پخش در محیط می باشد این فاکتور به طور مستقیم از روی نقطه جوش نرمال سیال تعیین می شود . هرچه نقطه جوش پایین تر باشد تمایل برای پخش شدن در محیط کمتر خواهد بود. فاکتور اعتبار (CRF): در این بخش نیز این فاکتور نشانده امکانات و تجهیزات ایمنی در نظر گرفته برای واحد می باشد . مولفه های زیر در این فاکتور تاثیر گذار است: الف: توانایی تشخیص مواد سمی در واحد ب: توانایی ایزوله کردن دستگاه از کار افتاده پ: سیستم های توقف سریع عملیات سیستم های کاهش دهنده خطر سمیت (مانند دیواره یا پرده آب یا …) فاکتور جمعیت (PPF): این فاکتو نشان دهنده تعدا افرادی است که پتانسیل در معرض خطر سمیت قرار گرفتن راداشته باشد. این فاکتور به گونه ای مقیاس بندی شده است که نشان دهد هر چه افراد بیشتری در منطقه خطر قرار گرفته باشند، درصد کمتری از آنها تحت تاثیر سمیت قرار خواهند گرفت . این نتایج بر اساس داده های واقعی از حوادث نشت مواد سمی به دست آمده است . دسته پیامدهای سمیت: این دسته با بهره گرفتن از ترکیب فاکتورهای فوق و انتخاب دسته با توجه به مقدار این فاکتور ترکیب شده به دست می آید . دسته های پیامدها ( سمیت و خسارت ) توسط حروف الفبا نشان داده می شوند. آنگاه دسته ای که دارای حرف بزرگتری است به عنوان پیامد وقوع از کارافتادگی بر روی محور افقی ماتریس ریسک نشان داده می شود . ۳-۱-۱-۴ نتایج: دسته احتمال وقوع از کارافتادگی و بالاترین دسته پیامدهای وقوع از کارافتادگی ( نشان از خسارت حاصل از وقوع کارافتادگی و یا ناشی از سمیت ) برای تعیین موقعیت هر واحد بر وری ماتریس ریسک ۵×۵ استفاده می شود. هنگامی که نتایج بر روی ماتریس نشان داده می شود، موقعیت هر واحد بر روی ماتریس نشان دهنده سطح ریسک واحد مورد ارزیابی است . بعد از انجام یک آنالیز کیفی ریسک شامل جندین ماده و یا یک مخلوط چند جزئی ، واحدی که بالاترین میزان ریسک را داراست بهترین معیار برای تعیین لزوم انجام ارزیابی دقیق تر و با جزئیات بیشتر می باشد . ۳-۱-۱-۵ تعیین نواحی بحرانی که نیازمند توجه بیشتری در حین بازرسی می باشند نتایج ماتریس ریسک می تواند برای تعیین نواحی بحرانی تر استفاده شود . همچنین می توان از این نتایج برای تصمیم گیری در مورد اینکه چه بخشی از واحد فرآیندی نیازمند بیشترین توجه در حین بازرسی و یا دیگر فعالیت های تخفیف دهنده ریسک می باشد ، استفاده نمود . از طرفی می توان از این نتایج برای تعیین لزوم انجام یک آنالیز کاملاً کمی نیز استفاده کرد . رنگ های نشان داده شده بر روی ماتریس ریسک (شکل۳-۲) راهنمایی برای تعیین میزان سطح ریسک تجهیزات است ، این رنگ بندی ها متقارن نیستند . رنگ بندی این ماتریس با این فرض که فاکتور پیامدهای وقوع از کارافتادگی نسبت به فاکتور احتمال وقوع از کارافتادگی تاثیر بیشتری به ریسک دارد، انجام گرفته است. بدون در نظر گرفتن رنگ بندی های ، واضح است که هر چه موقعیت تعیین شده برا ی دسته های احتمال و پیامدها به سمت قسمت بالا و سمت راست ماتریس حرکت می کند، مقدار ریسک افرایش می یابد. سازمان های مختلف معیارهای متفاوتی جهت تعیین لازم برای اجرای یک آنالیز کمی و طرح ریزی فعالیت های بازرسی خود دارند . شکل۳-۲٫ ماتریس کیفی ریسک
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نام نویسنده: الهام فرزانگان
نام استاد راهنما: دکتر عزتالله عباسیان
نام استاد مشاور: دکتر محسن ابراهیمی
دانشکده: اقتصاد و علوم اجتماعی
گروه آموزشی: اقتصاد
رشته تحصیلی: علوم اقتصادی
گرایش تحصیلی: علوم اقتصادی
مقطع تحصیلی: دکتری
تاریخ تصویب پروپوزال: ۰۵/۱۰/۱۳۹۱
تاریخ دفاع: ۲۶/۰۶/۱۳۹۳
تعداد صفحات: ۲۶۴
چکیده: در این رساله مشکل مخاطره اخلاقی در بازارهای رهن ثانویه مورد توجه قرار گرفته است. در واقع، بر مسئله طراحی بهینه اوراق بهادار با پشتوانه رهن (MBS) تحت مشکل اطلاعاتی مخاطره اخلاقی، تمرکز شده است. تحت چنین قراردادی، یک بانی (پذیرهنویس رهن) می تواند در تلاش بهینه برای غربال کردن قرض گیرندگان با ریسک پایین تشویق گردد. سرمایه گذاران در بازار ثانویه نمی توانند تلاش
 پذیرهنویس رهن را مشاهده نمایند، اما میتوانند پرداختهای خود به پذیرهنویس را بر نکولهای رهن مشروط نماید. در اینصورت قرارداد بهینه بین پذیرهنویس و سرمایهگذار به صورت مبلغی میباشد که به پذیرهنویس بعد از یک دوره یک ساله پرداخت میگردد. بر خلاف مدلهای ایستا که بر نگهداری بخشی از دارایی توسط پذیرهنویس به عنوان ابزاری برای فراهم کردن انگیزه، تمرکز دارند، مدل این رساله به نحوی نشان میدهد که به ﺗﺄخیر انداختن پرداختها یک مکانیزم انگیزه کلیدی میباشد. چارچوب در نظر گرفته شده در این رساله به گونه ای است که، سرمایهگذار درباره تلاش بانی (پذیرهنویس) راجع به اعمال استانداردهای پذیرهنویسی، طی دوره زمانی فرض شده، یاد میگیرد. به عبارت دیگر فرض شده که سرمایهگذار یک تصمیمگیرنده بیزین است و برای طراحی برنامه جبران بانی، اعتقادات پسین به روز شده خود را در نظر میگیرد. در واقع در این رساله سعی بر آن بوده است که شکل صریحی برای اعتقادات در طراحی بهینه قراردادها و در چارچوب اوراق بهادارسازی، مدلسازی گردد. در ادامه، با بهره گرفتن از داده های ساختگی مربوط به جریان عایدیهای اوراق بهادار MBS، یک روش تغییر معین برای استنباط در فرایند IBP، بر اساس یک تقریب چسباندن-شکستها به منظور استنباط ابعاد مختلف تلاش اعمال شده غیر قابل مشاهده، اجرا می شود. سپس سرمایهگذار این اطلاعات اضافی را به عنوان علامتهای اطلاعاتی در طراحی قرارداد پیش روی خود در نظر میگیرد.
واژه های کلیدی: اوراق بهادار MBS، مخاطره اخلاقی، طراحی بهینه برنامه جبران، فرایند IBP، استنباط بیزین تغییر.
فهرست مطالب فصل اول: کلیات تحقیق ۱-۱- مقدمه ۳ ۱-۲- بیان ﻣﺴﺄله ۵ ۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش ۷ ۱-۴- فرضیات و سوالات اساسی تحقیق ۸ ۱-۵- اهداف تحقیق ۸ ۱-۶- تعاریف و مفاهیم ۱۱ فصل دوم: ادبیات موضوع، و پیشینه پژوهش ۲-۱- مقدمه ۴۱ ۲-۲- نقش سنتی بانکها در اقتصاد ۴۲ ۲-۳- اوراق بهادارسازی ۴۳ ۲-۳-۱- تأمین مالی ساختار یافته ۴۵ ۲-۴- نگاهی به تاریخچه اوراق بهادارسازی ۴۶ ۲-۵- سیر تکاملی بازار محصولات اوراق بهادارسازی شده ۴۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گارانتی ارتباط و مشتری مداری روش فروش نوع و جنس فروشندگان ۲-۱۹ شیوه های برند سازی از دیدگاه تجاری، برند سازی در بازار بسیارشبیه علامت گذاری در مزرعه است. یک برنامه برند سازی باید طوری طراحی شود که محصول شما را از همه محصولات مشابه متمایز سازد. حتی اگر همه محصولات آن دامنه بسیار شبیه به هم باشند. بنابراین خلق یک برند بر طبق تعریف انجمن بازاریابی آمریکا به این صورت می باشد : انتخاب یک اسم، لوگو، سمبل، طرح بسته بندی یا سایر مشخصه هایی که یک محصول را از سایر محصولات متمایز می کند . این مولفه های متفاوت از برند ، که قا بل شناسایی و تفکیک پذیر هستند، اساس برند را تشکیل می دهند . برای مثال تنوع استراتژی های نام برند را درنظر بگیرید . بعضی از شرکت ها نام جنرال الکتریک و سامسونگ را دوست دارند و از این اسامی برای تمام محصولات خود استفاده می کنند . تولیدکننده های دیگر محصولات جدی دشان را با برندهای اختصاصی که ربطی با شرکتشان ندارد نامگذاری می کنند. مانند
 - Procter - Gamble’s Tide - Pampers - Iams - Panten product خرده فروشان برندهای خود را براساس نام فروشگاه دیگران ایجاد می کنند مانند: - Macy’s has its own Alfani - INC - Charter Club - Club room اشکال متفاوتی از نام های برند وجود دارند. بعضی از برندها براساس نام اشخاص می باشند. مانند: -Estee lauder cosmetics لوازم آرایشی - Porsche automobiles اتومبیل پورشه -Orville Redenbacher popcornذرت بوداده براساس نام مکان مانند: - Stante Fe cologne - Chevrolet Tahoe SUV - British Airways براساس نام حیوانات یا پرندگان مانند: - Mustang automobiles - Dove Soap - Greyhound buses بعضی از نام های برند برای محصولات با قابلیت ماندگاری استفاده می شود مانند: - lean cuisine - just juice - Ticketron یا ویژگی های صفاتی مانند: - DieHard Autobatteries - Mop & Glo floor - Beautyrest mattresses یا اسامی که دارای پسوند و پیشوند هستند و اعتبار علمی و طبیعی دارند مانند: - Compaq computers - lexus automobiles - Intel microprocessors یک برنامه برند سازی موفق مبتنی بر مفهوم منحصربفرد بودن است. این برنامه برداشتی را در ذهن مشتری احتمالی ایجاد می کند که هیچ محصول دیگری در بازار شبیه محصول شما نیست. آیا یک برند موفق برای همه جذاب است؟خیر. هیچ برندی نمی تواند جاذبه جهانی داشته باشد. با این همه وسعت دادن مبنا، گسترش دادن جاذبه و طولانی تر کردن خط همگی گرایش های رایجی در بازاریابی هستند. همان طور که نیروهایی سعی می کنند سهم بازار شرکت را افزایش دهند نیروهایی نیز وجود دارند که از قدرت برند می کاهند. ۲-۲۰فرآیند مدیریت استراتژیک برند مدیریت استراتژیک برند شامل طراحی و پیاده سازی برنامه ها و فعالیت های بازاریابی به جهت ساخت، اندازه گیری و مدیریت ارزش برند می باشد. در این قسمت توضیح داده می شود که مدیریت استراتژیک برند شامل چهار مرحله به شرح زیر می باشد: -۱ شناسایی و ایجاد موقعیت برند -۲ برنامه ریزی و پیاده سازی برنامه های بازاریابی برند -۳ اندازه گیری و تحلیل کارایی و عملکرد برند -۴ رشد و پایداری ارزش برند ۲-۲۱ شناسایی و ایجاد موقعیت برند مدیریت استراتژیک برند توسط درک دقیق از برند، آنچه توسط برند نمایش داده می شود و موقعیت قرارگیری آن نسبت به دیگر رقبا، آغاز می گردد. موقعیت یابی برند را می توان بدین صورت تعریف کرد: عمل طراحی اظهارات و تصویر شرکت به گونه ای که حجم قابل توجهی از ذهن گروه هدف مخاطب را به خود مشغول سازد. بدین صورت است که منافع بالقوه آن کسب و کار در حال بیشترین اندازه قرار می گیرد. به صورت بنیادی موقعیت برند در جهت متقاعد ساختن مصرف کنندگان از مزایا و یا نقاط تفاوت ۱۳ که برند نسبت به رقبا دارد، بسیار حائز اهمیت می باشد. ۲-۲۲ طرح و پیاده سازی برنامه های بازاریابی برند ایجاد ارزش برند ملزم ب ه تهیه یک برندی می باشد که مصرف کنندگان از آن اطلاع کافی داشته باشند و نسبت به آن وابستگی قوی، دلپذیر و منحصر به فردی احساس کنند . بطور کلی این فرایند ایجاد ساختار اطلاعات به سه عنصر اصلی زیر وابستگی دارد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت دانشکده مدیریت وحسابداری گروه آموزشی مدیریت پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته: مدیریت بازرگانی گرایش داخلی عنوان: رتبه بندی عوامل موثربر اعتماد مشتریان به خدمات بانکداری اینترنتی بانک ملت شعب استان گیلان استاد راهنما: جناب اقای دکترحسین گنجی نیا استاد مشاور: جناب آقای دکترشهرام گیلانی نیا نگارش: رضاپوروحدانی بنکده نیمسال تحصیلی پاییز ۱۳۹۲ تقدیر و تشکر از: سپاس خداوند منان را که عشق آموختن در دل انسانها بر افروخت. از استادگرامی جناب آقای دکتر گنجی نیا که درمقام استادراهنما ،همواره از تجارب ارزنده و راهنماییهای به موقع شان بهره مند بوده ام تشکر و قدردانی می نمایم. وباتشکراز جناب آقای دکتر گیلانی نیا که درانجام این تحقیق مشاوره های لازم ومفیدی را به بنده ارائه نمودند. تقدیم به : -پیشگاه مقدس حضرت ولیعصر(عج الله تعالی شریف) -پدر ومادر عزیزم وبرادرانم بهمن وبهزاد وخواهرانم که درجهت تحصیل علم وموفقیت من ازهیچگونه تلاشی دریغ نورزیده اند. تقدیم به همسر عزیز و فرزند دلبندم یکتا، به پاس محبتهای بی دریغشان که هرگز فروکش نمی کند وبه پاس عاطفه سرشار و گرمای امید بخش وجودشان. چکیده پایان نامه : باتوجه به رقابتی بودن صنعت بانکداری درعصر حاضر، بانک هابرای متمایز شدن از رقبا ، باید بتوانند رابطه بلند مدت وپایداری را با مشتریان خود داشته باشند .بدین منظور بانک ها باید انتظارات مشتریان وعوامل حفظ این رابطه بلند مدت را شناسایی ودر جهت تعامل پایدار بامشتریان از طریق جلب اعتمادشان گام بردارند . پژوهش حاضر باهدف شناسایی ورتبه بندی عوامل موثربراعتمادمشتریان به خدمات بانکداری اینترنتی درشعب بانک ملت استان گیلان انجام گرفته است.فرضیه اصلی تحقیق به وجودتفاوت معنی داربین عوامل موثربراعتمادمشتریان اشاره دارد.تحقیق حاضرازلحاظ هدف کاربردی واز لحاظ ماهیت وروش توصیفی –همبستگی است.ابزارگردآوری داده هاپرسشنامه بوده که بین ۴۵۰ نفراز مشتریان شعب بانک ملت گیلان توزیع شده وتعداد ۳۸۴پرسشنامه جمع آوری شده است. مقیاس اندازه گیری مورد استفاده در این پرسشنامه، مقیاس ۵ نکته ای لیکرت می باشد.برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است.برای تعیین تفاوت بین متغیر های تحقیق از تحلیل واریانس وبرای رتبه بندی بین متغیر های مستقل از آزمون رتبه بندی فریدمن وتاپسیس استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان دادکه بین ۵متغیر مستقل تحقیق امنیت ،سهولت ادراکی،سودمندی ادراکی ،آگاهی دهندگی وکاربرپسندی ومتغیروابسته تحقیق که اعتماد مشتریان به خدمات بانکداری اینترنتی است رابطه معنادار ومثبت وجوددارد.طبق رتبه بندی آزمون فریدمن از لحاظ شدت تاثیرعامل سودمندی ادراکی دررتبه اول وعوامل امنیت ،سهولت ادراکی ،کاربرپسندی وآگاهی دهندگی دررتبه های بعدی می باشند. طبق رتبه بندی تاپسیس از لحاظ شدت تاثیر عامل امنیت دررتبه اول وعوامل سودمندی ادراکی،سهولت ادراکی ،کاربرپسندی وآگاهی دهندگی دررتبه های بعدی می باشند نتایج تحقیق نشان می دهد که مدیران بانک برای افزایش اعتماد مشتریان بایدبه سودمندی ومفید بودن بودن و آسان وراحت بودن محتوی ،محصولات وخدمات وب سایت بانکداری اینترنتی توجه وتمرکزویژه ای نمایند .همچنین به مساله امنیت سیستم بانکداری اینترنتی ومحفوظ ماندن اطلاعات تراکنش ها وفراهم آوردن خدمات واطلاعات مالی مورد نیاز مشتریان نیز توجه داشته باشند.
 کلمات کلیدی :بانکداری اینترنتی، اعتماد، امنیت، سهولت ادراکی، سودمندی ادراکی
فهرست مطالب فهرست صفحه فصل اول کلیات تحقیق مقدمه ۲ ۱-۱)بیان مساله ۲ ۱-۲) اهمیت وضرورت تحقیق ۳ ۱-۳)اهداف علمی تحقیق: ۴ ۱-۴)چهارچوب نظری تحقیق: ۴ ۱-۵-۱خلاصه نتایج تحقیق مدل ۸ ۱-۵)سوال تحقیق ۹ ۱-۶)فرضیه های تحقیق ۹ ۱-۷)تعریف نظری متغیرهای تحقیق ۱۰ ۱-۸)تعریف عملیاتی متغیر های تحقیق: ۱۰ ۱-۹) قلمرو تحقیق ۱۴ ۱-۹-۱) قلمرو موضوعی ۱۴ فصل دوم مرورمنابع/ادبیات تحقیق/پیشینه تحقیق مقدمه ۱۷ ۲-۱)مفاهیم اعتماد در سازمان ۱۷ ۲-۱-۱)سطح اعتماد ۱۸ ۲-۱-۲)ابعاداعتماد ۱۹
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳ـ احیاء موات: اگر جماعتی( به قصد احیاء) اقدام به حفر نهری کرده باشند، به قدر عمل و هزینهای که کردهاند، مالک میشوند. که به نظر اهل خبره است».[۸۳۷] اهل خبره باید مالکیت هر یک را به میزان عمل و هزینه مشخص کند. ۴ـ تعیین زمین مفتوحالعنوه: در تعیین زمین مفتوحالعنوه (زمینی که به وسیلهی جنگ در اختیار دولت اسلامی قرارگرفته است) «فرقی بین رجوع به اهل خبره و رأی عرف و لغت در فهم معنی آن نیست».[۸۳۸] « (پس میتوان) به ظن حاصل از اهل خبره در تشخیص مفتوح العنوه رجوع کرد، چه اینکه شک در مفهوم موضوعات باشد یا در مصادیق آن».[۸۳۹]
۵ـ رجوع به خبره برای تقویم (قیمتگذاری):
 ۵ـ ۱ ارش: ارش از بایع به نسبت تفاوت قیمت صحیح و معیب گرفته میشود. و زمانی که قیمت مشخصی نداشت، ناگزیر باید به اهل خبرهای که به قیمت در روز بیع مطلعند (حسب حدس و خرص وتخمین)، مراجعه شود.[۸۴۰] فقهاء در مقوّم شرایطی را لازم میدانند؛ برخی امانت و وثاقت در خبره را کافی دانسته اند.[۸۴۱] محقق اردبیلی هم تعدد و معتبر بودن را درخبره شرط میداند.[۸۴۲] در حاشیهی مجمعالفائده نیز آمده است : «به کسانی(میتوان رجوع کرد) که از قول ایشان ظن حاصل میشود».[۸۴۳] و گفته شده «در اکتفاء به قول واحد وجهی است».[۸۴۴] برخی معتقدند واحد کفایت میکند به شرط اینکه بنا بر اقوی موثوق باشد. اگر چه احتیاط مستحب است به دو مقوّم عادل رجوع شود به خصوص در جایی که گمان غبن و نزاع میرود.[۸۴۵] حتی برخی علاوه بر عدالت، ایمان را نیز شرط میدانند.[۸۴۶] به نظر میرسد اختلاف نظر در خصوص اشتراط شرایط شهادت (از جمله تعدّد و عدالت و اخبار از حس در مقوّم ) و یا عدم اشتراط آن بدین جهت است که نحوهی اعلام نظر کارشناس به سه شکل می باشد و یا به عبارتی مقوّمین سه دستهاند: مقوّم «۱-گاهی از قیمت متعارفی که نزد اهل بلد معلوم و معین است خبر می دهد، یا قیمت متعارفی که نزد این نوع اهل فن برای این مبیع معین و یا برای مبیعی که در صفات مقصود مثل اوست بیان میکند ؛ مانند کسی که خبر میدهد این نوع گندم و مانند آن را در بازار به فلان قیمت خرید و فروش می کنند… ۲-زمانی هم از روی حدس و گمان خبر میدهد، به جهت اینکه با اشیایی مانند آن زیاد ممارست دارد… ۳- موقعی هم به اعتبار خصوصیاتی که در مبیـع است و آنها را میشناسد از قیــمت آن خبر میدهد. با اینکه قیمت آن در صورت علم به خصوصیاتش واضح است».[۸۴۷] مثلاً طلاساز میگوید این طلا هیجده عیار است و طلای هیجده عیار هم قیمتش معلوم است. عدهای از فقهاء قسم اول را از باب شهادت دانسته، بنابراین شرایط شهادت از جمله عدالت ، اخبار از حس (مثلاً بگوید دیدم که این مقدار خرید و فروش میکردند) و تعدد شاهدان را شرط میدانند.[۸۴۸] امام خمینی در تحریرالوسیله در خصوص قسم اول میفرمایند: «و اقوی آن است که قول یک مقوّم هم به شرطی که مورد وثوق باشد معتبر است، هر چند که نزدیکتر به احتیاط آن است که همهی شرایط شهادت یعنی دو تعدد و عدالت رعایت شود».[۸۴۹] و دو قسم دیگر را داخل در تصدیق اهل خبره دانسته ومعتقدند در این دو قسم شرایط شهادت معتبر نیست و رجوع به ایشان از باب رجوع جاهل به عالم است.[۸۵۰] شیخ انصاری در مکاسب میفرماید: «منظور فقهاء از مقوّم، همان قسم دوم است».[۸۵۱] و قسم اول و سوم را اصلاً مقوّم نمیداند. سید یزدی نیز معتقد است: «قسم اول از باب شهادت نبوده وتعدد در مقوّم واجب نیست».[۸۵۲] ممکن است اشکالی در اینجا مطرح شود و آن اینکه باب اخبار از موضوعات خارجی، باب شهادت است که در آن عدالت، تعدد و اخبار ازحس معتبر است (پس در دو قسم دیگر نیز باید شرایط شهادت معتبر باشد). در پاسخ باید گفت: در بسیاری از موارد در موضوعات خارجی دلیل وارد شده است که میتوان از باب بنای عقلاء (بر ترتیب اثر دادن به قول ثقه ….) به قول واحد اکتفاء کرد، مانند اوقات فرایض. البته در بعضی از موارد نیز بر لزوم شهادت عدلین دلیل وجود دارد، مانند باب مرافعات و قضاء.[۸۵۳] بنابراین به جهت فقد دلیل مبنی بر داخل شدن قسم دوم و سوم تحت ادله حجیت بیّنه، تعدد وعدالت در مقوم شرط نیست و به اهل خبرهی مورد وثوق و اطمینان میتوان مراجعه کرد. ۵ـ۲ تعیین قیمت ثمن (۱۰۰ درهم الا دیناراً): اگر مشتری ( کالایی را ) به ۱۰۰ درهم الا دیناراً یا بالعکس بخرد برای تقویم به اهل خبره رجوع میشود.[۸۵۴] ۵-۳ تعیین قیمت مروارید و جواهر: « برای تعیین قیمت مروارید… به اهل خبره رجوع میشود و واجب نیست متبایعین آن را وزن کنند… اگر چه اهل خبره در تقویم نیاز به وزن پیدا خواهند کرد».[۸۵۵] «(وهمچنین برای تعیین قیمت) جواهر نصب شده بر لباسی که از طلا و نقره ساخته شده ، واجب نیست کندن و وزن کردن آن، بلکه اعتبار نظر اهل خبره در آن کفایت میکند».[۸۵۶] ۵ـ ۴ تعیین قیمت دینار و درهم: «زمانی که به تعیین قیمت دینار و درهم احتیاج باشد باید به اهل خبره مراجعه شود».[۸۵۷] ۵ـ۵ تخمین قیمت (در تعیین تفاوت قیمت): اگر عامل در پرورش زرع کوتاهی کند و محصول کم شود. ظاهراً عامل به حسب تخمین اهل خبره ضامن تفاوت (حصهی مالک) است.[۸۵۸] ۵ـ۶ تقویم ابیّنه و اشجار و…(برای تعیین میراث زوجه) : « در تقویم بناها، درختان و نخلها و اشیاء ثابت در زمین به تقویم اهل خبرهی مورد اعتماد رجوع میشود».[۸۵۹] ۵ـ۷ تعیین قیمت متلف: «کسی که حیوان دیگری را (که شرعاً قابل تملک باشد) تلف کند، باید قیمت آن در نزد اهل خبره را بپردازد».[۸۶۰] و یا در مقبوض به عقد فاسد، «اگر مبیع تلف شده باشد (برای تعیین قیمت) باید به اهل خبره رجوع کرد».[۸۶۱] ۵ـ۸ تعیین قیمت ثلث مال: «میزان در تعیین قیمت ثلث مال، رجوع به خبرهی عادل است و باید دو نفر باشند».[۸۶۲] ۵ـ۹ تقویم ترکه: «زمانی که وصی ترکه را تقویم میکند، چنانچه به اهل خبره مراجعه نکند از وصایت منعزل میشود».[۸۶۳] ۵ـ۱۰ تشخیص اجرتالمثل: اجرتالمثل «اجرتی است که اهل خبره ارزیابی و تعیین میکند».[۸۶۴] *در اجارهی زمین در مزارعه و مساقات ،چنانچه قبل از تعیین اجرت از زمین استفاده کند، اجرتالمثل تعیین خواهد شد که توسط اهل خبره معین میشود».[۸۶۵]«(و) بهتر آن است که اهل خبره دو نفر عادل باشند و شاید به یک نفر عادل هم بتوان اکتفاء کرد».[۸۶۶] * در اجارهی خانه چنانچه اجرت درزمانهای مختلف متفاوت باشد، به تقویم اهل خبره مراجعه میشود. «(به طور مثال) اجرت خانه در زمستان بیشتر از اجرت آن در تابستان است. یا (برعکس) اجرت زمین در تابستان بیشتر از زمستان است. و یا اجارهی خانه در مکه در موسم حج بیشتر است. (در این صورت) در تقویم باید به اهل خبره رجوع کرد».[۸۶۷] ۶ـ تشخیص مثلی و قیمی: در تشخیص مثلی و قیمی فقهاء گفتهاند: «به ثقات اهل خبره مراجعه میشود».[۸۶۸] ۷ـ تخمین وزن در بیع عریّه: گاه خبره به طور دقیق نمیتواند قیمت را تعیین کند، اما میتواند تخمین بزند و تخمین خبره به واقع نزدیکتر است، به طور مثال «در بیع عریّه کارشناس باید بگوید که اگر رطب آن خشک شود، به تخمین، وزن آن چه مقدار میشود».[۸۶۹] ۸ـ تعیین خسارت: «خسارت مستند به تقصیر صاحب گوسفند توسط خبره تعیین میشود».[۸۷۰] ۹ـ تشخیص بدوّ صلاح:[۸۷۱] قبل از بدوّ صلاح، بیع میوهی نخل جایز نیست. بدوّ صلاح؛ یعنی «میوه به حدی برسد که از آفت در ایمن باشد و مرجع در آن اهل خبره است».[۸۷۲] ۱۰ـ تشخیص حمل در بیع حیوان: فقهاء بیع حمل همراه با پشم را در حیوان جایز دانستهاند؛ زیرا حمل نزد اهل خبره امری غیرمجهول است؛ یعنی اهل خبره میتوانند وجود حمل را تشخیص دهند.[۸۷۳] ۱۱ـ تشخیص عیب: « عیب چیزی است که از قیمت مبیع در نزد اهل فن مثل تجار و اهل خبره میکاهد».[۸۷۴]فقهاء نیزگفتهاند: عیب آن چیزی است که در نزد اهل خبره و معرفت، عیب باشد.[۸۷۵]پس در جایی که صحت و معیب بودن مشکوک است «چنانچه از مواردی باشد که تشخیص آن به اهل خبره و بصیرت احتیاج دارد باید به ایشان رجوع کرد. پس اگر از قول ایشان وثوق حاصل شود کفایت میکند».[۸۷۶] در موارد زیر باید به اهل خبره مراجعه کرد: * در صورت اختلاف موجر و مستأجر در عیب بودن آنچه که موجود است، به اهل خبره مراجعه میشود.[۸۷۷] * اگر بایع عبدی را بخرد و ادعا کند که در او اثری از عیب نمیباشد، واجب است ردّ، و این امر به ادعای او ثابت نمیشود. بلکه احتیاج به شهادت اهل خبره (به وجود عیب) دارد.[۸۷۸] * «در تشخیص خرمای معیب در بیع سلم به اهل خبره مراجعه میشود».[۸۷۹] * «در عسل رقیق، اگر اهل خبره رقّت را به گرما نسبت دهند، قبول عسل (بر مشتری) لازم است. و اگر(رقّت) را به عیب اسناد دادند، اجبار به قبول عسل نیست».[۸۸۰] * «مرجع در ارزیابی و تعیین نقص حاصل از زراعت (در اجاره)، اهل خبره و معرفت است».[۸۸۱] * مرجع تشخیص عیب و نقص در عین مغصوبه، اهل خبره است. «اگر اهل خبره عین را معیب محسوب کنند، لازم است غاصب عین را با دفع ارش، رد کند…».[۸۸۲] * «…گاهی اهل خبره عیب مشک در شیشه را میدانند (که در این صورت خریدار بین ردّ و ارش مخیر است)».[۸۸۳] * در تشخیص مرض عبد (عیب مجوّز فسخ بیع) «به اهل خبرهی مورد اطمینان از اطباء مراجعه میشود».[۸۸۴] ۱۲ـ تشخیص مقدار مأذون و متعارف (در استفاده از عین مستأجره): حدی که مستأجر اجازهی استفاده دارد، مقدار متعارفی است که اهل خبره تشخیص میدهند.[۸۸۵] «در صورت اختلاف موجر و مستأجر در این که فعل انجام شده تعدی محسوب میشود یا نه، به اهل خبره رجوع میشود».[۸۸۶] ۱۳ـ تشخیص مصلحت: تشخیص مصلحت تصرف در اموال طفل: «اگر ولی از اهل خبره باشد، به نظر خود میتواند تصرف کند و در غیر این صورت ، باید(برای تشخیص مصلحت وعدممفسده) به اهل خبره رجوع کند».[۸۸۷] * تشخیص مصلحت تصرف وصی در اموال: تصرف وصی در مال، منوط به مصلحت است که«این مصلحت را اهل خبره تشخیص میدهند».[۸۸۸] حتی وصی در مصالحه با کسی که ادعایی بر میت دارد، باید مصلحت را رعایت کند و تشخیص مصلحت به تأیید اهل خبره است.[۸۸۹] * تشخیص مصلحت قطع درختان: در بارور کردن درختان نخلی که رهن شده، اگر نخلها به هم فشرده و مزاحم هم باشند واهل خبره به جهت مصلحت بیشتر به درآوردن درختان حکم کنند، جایز است.[۸۹۰] ۱۴ـ تشخیص غبن : «مرجع تشخیص غبن اهل خبره است».[۸۹۱] بنابر نظر فقهاء در جایی که خود خبره مغبون واقع شود، ادعای غبن از وی پذیرفته نمیشود. [۸۹۲] به طور مثال اگر مشتری کالایی را به قیمت بیشتر از آنچه که قیمت کالاست بخرد، چنانچه از اهل خبره و معرفت باشد، خیار ندارد.[۸۹۳] همچنین چنانچه بایع خود اهل خبره باشد و دانسته به کمتر از قیمت واقعی بفروشد، دعوای غبن او ساقط است.[۸۹۴] و چنانچه هر دو (بایع و مشتری) اهل خبره باشنـد و اختلاف قیمت کم باشد به گونهای که معمولاً مصالحه میشود، غرری وجود نخواهد داشت و بیع صحیح است.[۸۹۵] دلیل عدم توجه به قول مغبون خبره، آنست که «چنانچه (خبره) مدعی جهل به قیمت شود، تناقض به وجود میآید؛ زیرا مقتضی ظاهرخبره بودن (مشتری) آن است که معامله از جانب کسی صادر شده که علم و آگاهی دارد».[۸۹۶] «(بنابراین) اگر علم به عدم معلوم بودن جهل یا قطع به عدم احتمال جهل در حق او وجود داشته باشد، قولش شنیده نمیشود» ؛ [۸۹۷]زیرا «جهل به قیمت تنها به سبب غفلت و مثل آن محقق میشود»[۸۹۸] که در حق خبره معنا ندارد. البته برخی معتقدند امکان جهل در خبره هم وجود دارد.[۸۹۹] ۱۵ـ رفع جهالت و غرر با ارزیابی اهل خبره: فقهاء گفتهاند: «غرر چیزی است که در عرف و نزد اهل خبره غرر شمرده شود».[۹۰۰] * به طور مثال در باب تبعّض صفقه و در جایی که شرط فاسد، مفسد عقد نیست «با تعیین و تشخیص اهل خبره، جهالت رفع میشود».[۹۰۱] * زمانی که شخص نخلی را به ارث ببرد (در حالی که آن را مشاهده نکرده است)، اما اهل خبره آن را به مقدار معینی از مال ارزیابی و قیمتگذاری کنند و سپس بفروشد… زمانی که بایع از قول اهل خبره به مقدار مالکیت مبیع و مشاهدهی مشتری اطمینان حاصل کند، اشکالی در بیع او از جهت(وجود) غرر نیست.[۹۰۲] * «سنّ یکی از اوصاف جنس است و باید مشخص و معلوم باشد. اگر مولای غلام نسبت به سن جاهل باشد، به ظنّ اهل خبره رجوع میشود».[۹۰۳] «واگر کبیر باشد به قول خود غلام رجوع شده و با اشتباه، به اهل خبره مراجعه میکنند».[۹۰۴]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
httpmosavabaat.moe.org.ir استان سیستان و بلوچستان WWW.googlecomimgres12121 شهرستان خاش ۲-۱- پیشینه محل تحقیق -۱-۲موقعیت جغرافیایی: -کشور ایران در جنوب غربی قاره آسیا ودر منطقه خاور میانه با مساحتی حدود۱۹۵/۶۴۸/۱ کیلو متر مربع وجعمیتی بیش از هفتادوپنج میلیون نفر واقع شده است . استان سیستان وبلوچستان در جنوب شرق ایران باوسعتی حدود۱۸۷۵۰۲ کیلو متر مربع ودر مختصات جغرافیایی ۲۵ درجه و۳ دقیقه تا ۳۱ درجه و۲۸ دقیقه عرض شمالی و۵۸ درجه و۴۷ دقیقه تا۶۳ درجه و۱۹ دقیقه طول شرقی واقع شده است این استان پهناور در سمت شرق با کشور پاکستان ۹۰۰ کیلو متر وبا کشور افغانستان ۳۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارد در قسمت جنوب با دریای عمان به طول تقریبی ۲۷۰ کیلومتر مرز آبی دارد ودر قسمت غرب بااستان کرمان به طول ۵۸۰ کیلومتروبا استان هرمزگان به طول ۱۶۵ کیلومتر همجوار است. ۲-۲- ویژگیهای جمعیتی استان: - برای اساس سرشماری سال ۱۳۷۵ جمعیت استان ۵۷۹/۷۲۲/۱ نفر بود که۱۲/۴۶ درصد در شهرو۷۵/۵۲در روستا سکونت داشتند.(زنده دل.۱۳۷۹.ص۲۵)
 براساس آمار۱۳۸۵جمعیت کل استان برابر۰۰۰/۲۱۹/۲نفر می باشد که جمعیت شهرنشین ۳/۴۸درصد آن راتشکیل می دهند این موضوع باتوجه به فرم های کشوری که بطور متوسط جمعیت شهرنشین در کشور را ۸/۶۴درصدنشان می دهدرقم بسیار پایینی می باشد. براساس سرشماری سال۱۳۹۰جمعیت استان ۲۵۳۴۳۲۷میلیون نفرمی باشد که جمعیت شهر نشین آن۰/۴۹درصد آن راتشکیل می دهد ۲-۳-آب وهوای استان: استان دارای آب وهوای گرم وخشک وبازمستانهای معتدل می باشد .در تابستانها روزهاگرم وشبها خنک است ودرزمستانها روزها آفتابی وشبها یخبندان واغلب زیر صفردرجه سانتی گراد می رسد.تغییرات درجه حرارت در شبانه روز زیاد ودردامنه نوسان حرارتی زیاد است ورطوبت نسبی هوا کم وبارندگی سالیانه هم بسیار کمتر ازمتوسط بارندگی در سطح کشور است.در سال۱۳۷۹حداکثر دما مربوط به شهرستان ایرانشهر با۶/۴۸درجه سانتی گراد وحداقل مطلق دما مربوط به شهرستان زاهدان با۸/۱۰-درجه سانتی گراد بوده است.متوسط بارندگی سالیانه استان طی۱۵ساله ۶۵تا۷۹ حدود۸/۱۰۸میلی متر بوده است(طوقی حمید ،جامعه نوین بلوچستان –انتشارات صدیقی زاهدان۱۳۷۵ ) ۲-۴- صنایع دستی سوزن دوزی بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله ۴۰تا۵۰سال دست اندر کار آن به حساب می آیند. در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزن دوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند. سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکیب رنگ ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسیم کرده اند، نه به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد. پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می شود و جیب یا در اصطلاح محلی گوپتان نامیده می شود سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود. از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد. پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است . سکه دوزی: تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزن دوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می اندازند و یا در عروسی ها به گردن شتر می آویزند. به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد. سفالگری: سفال کلپورگان سراوان و سفال کوه میتیک سرباز کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در ۳۰ کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد. سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدایی تولید می شود. در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گیرد و تراش داده می شود و با سیاه قلم تزیین می شود. نقش ها ساده و هندسی است. مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و … است. زرگری: زرگری و نقرهسازی یکی دیگر از هنرهای دستی استان است. در اثر تغییرات زمان و عوامل متعدد دیگر، نقرهسازی، جای خود را به طلاسازی داده است زرگرهای بلوچ از اقوام و طوایف مشخصی هستند که علاوه بر جواهرسازی، انواع زیورآلات زنان بلوچ را با مهارت تهیه میکنند.زنان بلوچ مانند اغلب زنان مردم ایران از زیورهای بومی استفاده میکنند. زرگرهای محلی زیورهای طلا و نقره را با نقوش ساده هندسی و نمادین میسازند. این زیورها برای زینت سروگردن و گوش و بینی و دست و پا استفاده میشود. زیورهای بلوچی بیشتر شبیه زینتآلات مردم پاکستان و هندوستان است. دلیلش رفت و آمد زیاد بین ساکنین بلوچستان و قسمت غربی شبه قاره هند و پاکستان است. قالی بافی . زیراندازهای سیستانی به سه نوع تقسیم میشود: ۱ . نوع تاریخی یا کهن که تا آغاز سده چهاردهم هـ.ق بافته میشد.۲. نوع میانه که از حدود اواخر قرن سیزدهم هـ.ق بافته شده و هنوز هم رایج است.۳. نوع نو، که هماکنون بافته میشود. عمده مواد اولیه توسط روستاییان تهیه شده و از رنگهای متنوع استفاده مینمایند. نقوش اغلب تجریدی و به صورت هندسی، مرغی، انسانی یا طرح و بافت کلی مددخانی، بهلوری، خشتی، سلیمانی و گلدانی است. در حال حاضر فرش سیستان به دلیل نوع طرح، رنگ، نقش، ابعاد، دوام علاوه در بازارهای داخلی و بازارهای خارجی فروش دارد. سیستان به لحاظ ارتباط گسترده فرهنگی و هنری با بلوچستان، عشایر خراسان، ترکمنستان، در زمینه نقش و رنگ و ابعاد قالیهای خود با این مناطق وجوه اشتراک فراوان دارد. ۲-۵- موسیقی سنتی استان سازهای مختص این استان عبارتند از دونلی و قیچک و دهل و سوروز و تمبورگ وبنجو(سایت ویکی پدیا) ۲-۶- شهرستان خاش شهرستان خاش با وسعتی معادل ۲۳۱۰۵ کیلومتر مربع در بخش شمالی بلوچستان واقع گردیده و یکی از شهرستان های پهناور سیستان و بلوچستان را تشکیل می دهد. این شهرستان از شمال و شمال غرب به شهرستان زاهدان از سمت شمال شرقی به کشور پاکستان از جنوب و جنوب شرقی به شهرستان سراوان و بالاخره از جنوب و غرب به شهرستان ایرانشهر محدود گردیده است.این شهرستان بر اساس آخرین تقسیمات مصوب کشوری مشتمل بر ۳ بخش و ۱۱ دهستان می باشد؛ شهرستان خاش در حاضر از دونقطه ی شهری بر خوردار است.
| تعدادآبادی |
نام دهستان |
نام شهر |
شهرستان/ بخش |
خالی از سکنه |
دارای سکنه |
جمع |
۳۵۴ ۱۵ ۱۰ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زیر خاکستر فرو خنده ها آموخته لیک غم بنیاد او…. ( همان: ۲۲۵) این فضا با شعر این دوره نیما، کاملا” با محیط سیاسی آن روزگار مطابقت دارد ،(مرغ غم)، (غراب)،(جغد)،(نوع مجسمه) نمادهایی هستند که در آسمان شعر او پرواز می کنند و تیرگی خاصی را بر شعر او حاکم می سازند،جلال آل احمد معتقد است که « تنهایی و بی پناهی است که نیما را این همه متوجه مرغان ساخته و آرزوی زندگی رمزی درزی مرغان و آن هم مرغان شوم و تنها را باید اثری از دوره سکوت پیش از شهریور ۱۳۲۰ دانست».( آل احمد، ۱۳۷۶ : ۹۲) شعر دیگر نیما در این دوره که می توان با توجه به آن وضعیت جامعه و اوضاع سیاسی آن دوره و تأثیر این اوضاع بر آثار شاعران را در یافت کرد، شعر ( وای بر من) است: کشتگاهم خشک ماند و یکسره تدبیرها گشت بی سود و ثمر تنگنای خانه ام را یافت دشمن با نگاه حیله اندوزش وای بر من!می کند از بهر سینه من تیرهایی که به زهر کینه آلوده است… وای بر من به کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده خود را تا کشم از سینه پر درد خود بیرون تیرهای زهر را دل خون؟ وای برمن! (طاهباز ، ۱۳۷۶ : ۲۳۴) در این شعر بی پناهی شاعر کاملا” نمایان است « یأس و بدبینی اشعار دوره خفقان، درد بیشتری دارد و تیرگی بیشتری ( به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را) فریاد شاعر تنهایی است که دارد خفه می شود و جرأت دم برآوردن هم ندارد». (آل احمد، ۱۳۷۶ ک ۹۲) تأویل پور نامداریان هم در مورد این شعر نیما، بیانگر فضای خفقان آن دوره است« در آغاز شعر شاعر سخن از (تیرهای آلوده به زهر کینه) می گفت که دشمن برای سینه او آماده می کرد، این اشاره به پرونده سازی و آماده کردن بهانه ها و مستمسک های لازم از طرف نظام مستبد وقت دارد تا بدان وسیله عمل خود را موجه جلوه دهد و شاعر یا کسانی که با حکومت سر مخالفت دارند و دم از راستی و عدالت و آزادی می زنند، با انواع تهمت های زشت و ناروا متهم به خیانت و جرم و جنایت و وطن فروشی کند». ( پور نامداریان ، ۱۳۷۷ :۳۱۰)
 لازم به ذکر است که خفقان و سخت گیری های نظمیّه رضاشاه در این دوران آن چنان شدید بود که بسیاری از شاعران از جمله ملک الشعرا بهار را وادار به سکوت نمود مثلا” وی درشعری با نام ( کارنامه زندان) اشاره ای به قیام مردم مشهد و کشتار مسجد گوهرشاد می کند امّا در بیان این فاجعه دیگر جانب احتیاط را می گیرد، این فاجعه که یکی از مهم ترین وقایع دیکتاتوری رضا شاه بود، ملک الشعرا تمام تقصیرات را به دوش ( رئیس پلیس نادان) به خراسان می اندازد و دامن رضاشاه را در کشتار مردم از هر اتهامی پاک می داند:
| وان قضایا که در خراسان بود |
|
هم زجهل پلیس نادان بود |
( دیوان ملک الشعرا بهار، ۱۳۶۸ : ۹۹۳) ۲-۴-۲-جنبه اجتماعی شعر اعتراض در دوره رضاشاه ما در تحلیل شعر اعتراض در دوره رضا شاه با مضمون های اجتماعی با گستردگی زیادی مواجه هستیم، زیرا دامنه مفاهیم اجتماعی آنقدر گسترده هستند که اجازه بررسی آنها را تحت یک عنوان کلی به ما نمی دهد پس ما در چند مفهوم کلی آنها را تقسیم بندی کرده، و به تحلیل هر یک از آنها می پردازیم، هرچند که این تقسیم بندی می توانست سر فصل های دیگری هم داشته باشد امّا برای جلوگیری از طولانی شدن مطالب این مفاهیم را در سه دسته: ۱-موضوع عدالت و نظام اداری کشور ۲-مردم و انتخابات ۳-زندگی و اوضاع طبقه محروم جامعه تقسیم بندی کرده و به بررسی آنها می پردازیم لازم به ذکر است که بعضی از این سرفصل ها به مفهوم سیاسی نیز نزدیک هستند که در خصوص این مطلب در صفحه های قبل توضیحاتی داده شده است. الف: عدالت و نظام اداری کشور رضاشاه با تثبیت قدرت، تغییرات کلی را در تمام شئونات مردم و جامعه به وجود آورد توجه به ظاهر مردم و لباس و پوشاک، نشانه این بود که تفکرات وی تا چه حد سطحی و کورکورانه است، یکی از نهادهایی که به وسیله رضاخان از روال عادی خود خارج شد (عدلیه) بود، با سپرده شدن عدلیه به (داور) تحصیل کرده اروپایی، و تقلید از نظام های قضایی و حقوقی اروپایی، و همچنین با دخالت کردن بیگانگان در اداره امور قضایی و حقوقی،عدالت از جامعه و حکومت رضاخان بار بست.زیباترین سروده را در خصوص قضاوت در ایران در این دوره قطعه تمثیلی (آزموده) اثر پروین اعتصامی است که با بیان یک حکایت رشوه گیری، هرج و مرج در عدلیه و قضاوت را به تصویر می کشد:
قاضی بغداد شد بیمار سخت هفت ها در دام تب چون صید ماند مدعی دیگر نیامد بر درش دادخواه و مردم بیدادگر آن دکان عجب شد بی مشتری مدتی قاضی ز کسب و کار ماند کس نمی آورد دیگر نامه ای نیمه شب دیگر کسی بر در نبود |
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷۰۲/۰
Offering
ضریب تعیین تعدیل شده مدل رگرسیونی ۱۲۹/۰ می باشد و حاکی از این که این مدل توانسته است ۹/۱۲ درصد از سطح مدیریت سود شرکتهای نمونه آماری در طول دوره تحقیق را از طریق متغیرهای مستقل و کنترلی، تبیین نماید. همچنین، نتایج نشان می دهد که آماره دوربین واتسون بین ۵/۱ تا ۵/۲ بوده و بنابراین، بین خطاهای الگوی رگرسیونی خود همبستگی شدیدی وجود ندارد و عدم وجود خود همبستگی بین خطاها، بعنوان یکی از فرضهای اساسی رگرسیون در خصوص مدل برازش شده، پذیرفته می شود. سطح معنی داری آماره F برای مدل کمتر از سطح خطای آزمون(۰۵/۰=α ) است و درنتیجه فرض H0 فوق رد می شود و رگرسیون برآورد شده بلحاظ آماری معنی دار و روابط بین متغیرهای تحقیق، خطی می باشد.
 یافته های ارائه شده در جدول ۴-۵ نشان می دهد که ضریب برآورد شده برای متغیر Insti که منعکس کننده نقش صندوق های سرمایه گذاری در سطح مدیریت سود شرکتهای داری عدم تقارن اطلاعاتی پایین می باشد؛ برابر با ۳۶۴/۱ و با سطح معناداری ۰۴۳/۰ است. این یافته حاکی از این می باشد که مالکیت صندوق های سرمایه گذاری در شرکتهای با عدم تقارن پایین، باعث بالا رفتن سطح مدیریت سود این شرکتها شده است. در مجموع، یافته ها نشان داد که در شرکتهای با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، صندوق های سرمایه گذاری، نقشی در مدیریت سود نداشته اند. این در حالی است که در شرکتهای با عدم تقارن اطلاعاتی پایین، مالکیت صندوق های سرمایه گذاری، موجب بالا رفتن سطح مدیریت سود شده است. این یافته ها با ادعای مطرح شده در فرضیه سوم تحقیق مطابقت ندارد و در نتیجه، این فرضیه در سطح اطمینان ۹۵ درصد، رد می شود. ۴-۷) خلاصه فصل در فصل حاضر، فرضیات تحقیق مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. هدف اساسی تحقیق حاضر بررسی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی، مدیریت سود و نظارت صندوق های سرمایه گذاری شرکتهای پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران می باشد. در راستای هدف مذکور، ۳ فرضیه مطرح شد که در این فصل، مورد آزمون قرار گرفت. نتایج حاکی از پذیرش فرضیه اول و رد فرضیات دوم و سوم است. مطابق با یافته ها، بین سطح مدیریت سود با نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری، تمرکز مالکیت، مالکیت دولتی و نیاز مالی شرکتهای نمونه آماری، ارتباط مستقیم و معناداری برقرار می باشد. همچنین، در حالت کلی، صندوق های سرمایه گذاری، نقشی در متعادل نمودن رفتارهای گزارشگری مالی مدیران نداشته اند. این در حالی است که با تفکیک نمونه به دو گروه شرکتهای با عدم تقارن اطلاعاتی بالا و عدم تقارن اطلاعاتی پایین، مشخص شد که در شرکتهای با عدم تقارن اطلاعاتی پایین، مالکیت صندوق های سرمایه گذاری، منجر به بالا رفتن سطح مدیریت سود شده است. فصل پنجم یافته های پژوهش و نتیجه گیری ۵-۱) مقدمه جو و کیم(۲۰۰۷) ارتباط بین کمیت و کیفیت افشای شرکتی با مدیرت سود را بررسی نمودند. آنها دریافتند شرکتهای با سطح افشای گسترده تر، با احتمال کمتری دست به مدیریت سود می زنند و استدلال نمودند که افشای اطلاعات بیشتر، عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و مالکان را کاهش می دهد و فرصتهای مدیریت سود را محدود می سازد. زیراکه، استفاده کنندگان از اطلاعات مالی، اطلاعات بیشتری در اختیار دارند و با احتمال بیشتری انحراف در اطلاعات را تشخیص می دهند(جو و کیم، ۲۰۰۷). در همین راستا، کسیا و لیو(۲۰۰۵) ارتباط بین اعلامیه های پیش بینی سود را با سطح مدیریت سود بررسی کردند. نتایج آنها حاکی از یک ارتباط معکوس بین مدیریت سود با انتشار پیش بینی سود می باشد. آنها استدلال نمودند که مدیران برای کنترل سود، سعی می کنند که اطلاعات کمتری به استفاده کنندگان بدهند.در مجموع، شواهد نظری و تجربی موجود نشان می دهد که عدم تقارن اطلاعاتی، عاملی است که سطح مدیریت سود در شرکتها را افزایش می دهد. بنابراین، استدلال می شود که انگیزه های مدیران در راستای دستیابی به منافع شخصی از طریق مدیریت سود در شرکتهای با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، بیشتر می باشد(دای و همکاران، ۲۰۱۳). هانگ (۲۰۰۹) عقیده دارد ، سرمایه گذاران نهادی می توانند اطلاعات محرمانه حاصل از مدیریت را به دیگر سهامداران انتقال دهند. اما برای اینکه چنین نظارتی معتبر باشد، سهامداران نهادی باید سرمایه گذاری را برای یک دوره زمانی ادامه دهند که به اندازه کافی طولانی باشد و علاوه بر این، سهام کافی برای کاهش مشکل سواری مجانی نگهداری کنند (دای و همکاران، ۲۰۱۳). لیو و پنگ(۲۰۰۶) صندوق های سرمایه گذاری را به سه طبقه، گروه بندی کردند و دریافتند که دقت اقلام تعهدی با سرمایه گذاران کوتاه مدت، ارتباط معکوس دارد، در حالیکه سرمایه گذاران بلندمدت دقت اقلام تعهدی را افزایش می دهند. کوه(۲۰۰۷) نشان داد که سرمایه گذاران نهادی می توانند کاهش دهند مدیریت سود فرصت طلبانه را، در حالیکه مالکیت نهادی زودگذر، باعث افزایش مدیریت سود در شرکتهایی که سعی در رسیدن به سود هدف دارند؛ می شوند(دای و همکاران، ۲۰۱۳). بنابراین، بنظر می رسد چنانچه سهام شرکت در مالکیت صندوقهای سرمایه گذاری بلندمدت باشد؛ در مقایسه با شرایطی که سهام در مالکیت صندوقهای سرمایه گذاری کوتاه مدت باشد؛ مدیریت سود کمتری را داشته باشد. با توجه به مباحث فوق، در تحقیق حاضر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی، مدیریت سود و نظارت صندوق های سرمایه گذاری شرکتهای پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران بررسی شده است. در این راستا، سه فرضیه مطرح شد که در فصل قبل مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. در این فصل نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق ارائه و نتایج مزبور براساس مبانی نظری تحیقق تشریح و تفسیر می شوند. همچنین، این یافته ها با نتایج تحقیقات پیشین مقایسه می شوند. در پایان فصل، پیشنهادهای کاربردی با توجه به یافته های تحقیق و نیز پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی مرتبط ارائه شده است ۵-۲) خلاصه تحقیق حسابداری به عنوان یک سیستم اطلاعاتی میتواند در جهت تصمیمگیریهای اقتصادی اطلاعات ارزشمندی را در اختیار سرمایهگذاران و سایر استفاده کنندگان اطلاعات مالی قرار دهد.اما باید در نظر داشت که برخی از اطلاعات حسابداری در قالب اقلام تعهدی منعکس می شوند؛ که به وسیله مدیران تهیه میشود و کیفیت آن ممکن است تحت تاثیر انگیزه های منفعت جویانه و فرصت طلبانه آنان قرار گیرد. اعمال نظر مدیر بر ارقام گزارش شده ناشی از اختیاری بودن برخی از رویه های گزارشگری مالی است. بدین ترتیب که مدیریت برخی اختیارات را در شناسایی اقلام تعهدی، دارد. این اختیارات ممکن است برای علامت دهی اطلاعات خصوصی استفاده شود و یا بطور فرصت طلبانه ای برای مدیریت سود بکار رود(دیچو و همکاران،۲۰۰۳).از این جهت، وجود مکانیزم هایی برای کنترل انگیزه های مدیران در شرکتهای سهامی در راستای حفظ منافع مالکان، ضروری است. در تحقیق حاضر، سعی می شود، نقش صندوق های سرمایه گذاری(به عنوان مهمترین گروه سهامداران نهادی در بازار سرمایه ایران)، در نظارت بر رفتارهای مدیران شرکتهای سرمایه پذیر، تبیین شود. همچنین، عدم تقارن اطلاعاتی بعنوان یک انگیزه مهم برای مدیریت سود، تلقی و مورد بررسی قرار می گیرد.در بندهای زیر، ارتباط بین متغیرهای اساسی تحقیق، مبتنی بر شواهد نظری و تجربی موجود، تبیین شده است. در این راستا، رامالینگودا و یو(۲۰۱۲) نشان دادند که در شرکتهای با سطح عدم تقارن اطلاعاتی بالا، مالکیت نهادی با محافظه کاری حسابداری ارتباط مثبت دارد و هرچه عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر می شود؛ تقاضا برای محافظه کاری بالاتر می رود. آنها استدلال نمودند که عدم تقارن اطلاعاتی، ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده و سهامداران نهادی را وادار به افزایش سطح نظارت می کند. در این خصوص، کوفی(۱۹۹۱) ادعا نمود چنانچه عدم تقارن اطلاعاتی پایین باشد، هزینه های نظارت صندوق های سرمایه گذاری کم است و آنها انگیزه دارند که سهام خود را برای مدت بیشتری نگهداری نمایند(دای و همکاران، ۲۰۱۳).بر این اساس، بنظر می رسد که سطح عدم تقارن اطلاعاتی، رویه های نظارتی صندوق های سرمایه گذاری بر مدیریت سود شرکتهای سرمایه پذیر را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، سه فرضیه در تحقیق حاضر مطرح شد که بر ارتباط بین متغیرهای اساسی تحقیق متمرکز شده اند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها به طور خلاصه در جدول زیر ارائه شده است. جدول شماره۵- ۱خلاصه نتایج حاصل از آزمون فرضیات
خلاصه فرضیه
ضریب متغیر مستقل
سطح معنی داری آزمون
نتیجه
فرضیه اول: بین عدم تقارن اطلاعاتی با مدیریت سود ارتباط معنادار وجود دارد..
SD
۰۷۱/۱
۰۲۸/۰
پذیرش فرضیه
فرضیه دوم: بین صندوق های سرمایه گذاری بلندمدت و صندوق های سرمایه گذاری کوتاه مدت، در کاهش سطح مدیریت سود ارتباط معنادار وجود دارد.
Insti L
۸۹۷/۰
۵۵/۰
رد فرضیه
Insti S
۱۵۹/۰-
۱۷۴/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برجسته تامین صلح جهانی،تحلیل و حل منازعات،ادیان جهان و دموکراسی بوده و یافته های تحقیقات خود پیرامون افغانستان،پاکستان،ایران،ترکیه،غرب چین،آسیای میانه و شرق میانه را به کنفرانس های مختلف در سراسر جهان ارائه نموده است[۲]. پاکستانی ها همواره بر مستقل بودن تحقیقات دانشمندان تسلیحاتی خود تاکید کرده اندو تکنولوژی موشکی را یکی از دستاوردهای مهم علمی و فنی خود به حساب می آورند . اما چه در گذشته و چه در زمان حاضر همواره این تردید وجود داشته است که پاکستان به طور مستقل به تکنولوزی پیشرفته موشکی است نیافته و از کمک های فنی و علمی چین و یا کره شمال استفاده کرده است. « تنهایی یک ژنرال » ترجمان سیاسی،شماره ۵۱،۱۷آذر ۱۳۸۰فص۶-۳۵ این مقاله ترجمه ای است از مقاله ehrenrovollim absents. که در مجله دی سایت ۲ دسامبر ۲۰۰۱ امده است ژنرال پرویز مشرف از دو ابزار سرکوب و توجیه برای به کرسی نشاندن سیاست جدید خود بهره گرفت و بدین ترتیب پیش بینی بسیاری از صاحب نظران در خصوص بروز انفجار داخلی در پاکستان راست نیامد. پاکستان توانست خود را به عنوان متحدی قابل اعتماد برای آمریکایی ها نشان دهد.پرویز مشرف ضمن سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل به مسایلی اشاره کرد در سال های اخیر موجب جدایی پاکستان از جامعهد جهانی شده بود .موضوع کشمیر،اسلام گرایی و سیاست پاکستان در قبال افغانستان، پرویز مشرف به گونه ای با این مسایل برخورد کرد که هیچ گونه خد شه ای به اعتماد متحدان غربی نسبت به وی وارد نیامد و در عین حال شان و منزلت ملت پاکستان نیز حفظ شود. مواضع پرویز مشرف در خصوص بحران کشمیر بسیار روشن و شفاف بود.او میان مبارزه برای استقلال و تروریسم تمایز قایل شد و هر گونه اقدام تروریستی را محکوم کرد
 Htt:// www.did.ir/document/index. Fa.asp? cn+=na00020034608470914 سید سعید میر ترابی،تنشها میان افغانستان و پاکستان، سرباز کردن اختلافات و رقابت های دیرینه مهمترین موضوع در روابط پاکستان و افغانستان خط مزری دیوراند می باشد در سال۱۸۹۲ مرز بین افغانستان و هند توسط بریتانیا ها به وسیله خط دیوراند تعیین گردید. افغانها ازهمان زمان از خط مرزی مذکور ناراضی بودند. با توجه به اینکه حدود نیمی از جمعیت افغانستان را پشتونها تشکیل می دهند افغانها پس از استقلال پاکستان در ۱۹۴۷ و تا به امروز خواستار پیوستن سرزمینهای پشتون نشین پاکستان به افغانستان یا خود مختاری آنها بوده اند. http:/www.did.ir/document/index.fa.asp? cn=na00020054811582109 محمد محسن حمیدی<<خط دیورند>> و مجادله اخیر افغانستان و پاکستان ۳۰ آبان ۳۸۴ به نقل از htt://en.wikipedia.org/wiki/Durand-line Wikipedia-the free encyclopedia امروزه نیز این مشکل به قوت خود باقی است که می توان به تعرض نیروهای پاکستانی نسبت به خطوط مرزی افغانستان و در مقابله،حمله افغانستان به سفارت پاکستان در کابل و همچنین شلیک راکت به سوی پاسگاه های مرزی پاکستان اشاره کرد و این نشان از عمق اختلافات دو کشور دارد اختلافاتی که به نظر نمی رسد به سادگی قابل حل باشند. چارلز دبلیوبگلی و اوجین آر و یتکف، سیاست خارجی آمریکا الگو و روند، ترجمه اصغر دستمالچی، دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل ۱۳۸۲،ص۴۸۸-۴۸۵ اکنون هند به صورت یک قدرت منطقه ای قابل محاسبه درآمده است.به لحاظ صنعتی-علمی و فنی در حال توسعه است. بازار مصرف رو به رشدی را در اختیار دارد که جمعیت بالای یک میلیارد نفری آن برای هر قدرت صنعتی،تجاری خارجی وسوسه انگیز خواهد بود.توان هند در جذب سرمایه و تکنولوژی پیشرفته به دلیل وجود زبان انگلیسی به عنوان میراث استعمار انگلیس در سطح نسبتا بالایی است از این رو به نظر می رسد که صاحبان سرمایه و تکنولوژی در آمریکا به هند نگاه مثبت تری از گذشته یافته باشند اگر به این واقعیت توجه داشته باشیم که مسله هسته ای شدن همزمان هند و پاکستان بانگاه متفاوتی در آمریکا رو به رو شده است و هسته ای شدن هند برای آمریکا قابل قبول تر از هسته ای شدن پاکستان بوده است آنگاه می توان با ضریب اطمینان قابل قبول تری گفت که به رغم بعضی از تحریم ها علیه هند،مناسبات آمریکا و هند در حال گسترش است و گمان می رود که در دوره حکومت حزب کنگره برهند نیز این توسعه مناسبات مد نظر هردو کشور آمربکا و هند باشد. درمورد نظریه «ثبات هژمونیک» نگاه کنید به: Robert keohane- after hegemony:cooperation and discord in the world ecomom- Princeton university press -1984- p- 32 آنارشی بین المللی، پیامدهای مهمی برای رفتار کشورها و روابط بین الملل دارد،به طور کلی آنارشی دو الگوی رفتاری برای کشورها در روابط بین الملل ایجاد می کند.اولا کشورها نسبت به یکدیگر بی اعتمادند و به هم سوء ظن دارند.ثانیا مهمترین هدف کشورها در نظام بین الملل،تضمین بقا و ادامه حیات است به علت اینکه سایر کشورها تهدیدات بالقوه ای هستند و هیچ اقتداربرتری وجود ندارد که کشورهای مورد تجاوز را نجات دهد،کشورها نمی توانند برای تامین امنیت خود به دیگران متکی باشند. س.م.بورک/لارنس زایرینگ، تاریخ روابط خارجی پاکستان، مترجم: ایرج وفایی، تهران: انتشارات کویر،۱۳۷۷ ، صص ۱۳۰-۱۲۹ استقلال پاکستان آمریکاییان آن را عجیب ترین کشور در جهان توصیف می کردند بدین ترتیب زمانی که هند و پاکستان حیات خود را به عنوان دو کشور مستقل شروع کردند اروپا در چنگال جنگ سرد گرفتار آمده بود با صدارت بوتو جیمی کارتر علاقه ای به مدرنیزه کردن تجهیزات و جنگ افزارهای کهنه پاکستان ابراز نکرده بود و بدنبال جلب نظر هند میل نداشت به اقدامی دست زند که اسباب رنجش دهلی نو را فراهم آورد. بوتو کودتای ۱۹۷۹که بنا به تحریک آمریکا صورت می گرفت بوتو در تحلیل خود به این نتیجه رسید که واشنگتن عزم کرده از افول وی بهره برداری برد با شکست کارتر و روی کار آمدن ریگان پاکستان بیشترین کمک های نظامی را دریافت کرد و ضیاء نیز به نوبه خود موافقت نمود کشورش را در گرماگرم مبارزه افغانستان وارد نماید. دولت بوش(پدر)کمک های اقتصادی و نظامی در سال ۱۹۹۰به پاکستان گردید.روی کار آمدن بی نظیر بوتو به عنوان پیروزی دموکراسی مواجه گردید.وایجاد پاکستان دموکراتیک و قراردادهای تسلیحاتی در کوتاه مدت به قوت خود باقی ماند. ژئاروید اتوتایل، سیمون والبی،پاول روتلج، اندیشه های ژئوپلتیک در قرن بیستم، ترجمه محمد رضا حافظ و هاشم نصیری،تهران،انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل،۱۳۸۰ ص ۲۹۶-۲۹۵ در حال حاضر با از بین رفتن ارتباط بین تهدیدات و ائتلاف ها،اولویتها و کیفیات ژئواکونومی در عملکرد دولتها حالت غالب پیدا می کند هنوز هم ممکن است که به واسطه ترس از عواقب انجام یک عمل و یا عکس العمل کشور مقابل و همجنین اعمال اقدامات تنبیهی،منازعات تجاری خاتمه یابد،لیکن این منازعات را دیگر نمی توان به واسطه مداخله های سیاسی طرفین که سر منشاء آن ضروریات استراتژیک در خصوص حفظ همکاری متحدان در مقابل یک دشمن مشترک است سرکوب نمود و اگر قرار باشد که همبستگی و اتحاد داخلی به واسطه وجود یک تهدید حفظ شود،امروزه آن خطر بایستی اقتصادی باشد.از سوی پایان جنگ سرد باعث گردید تا از اهمیت برخورداری از توانایی نظامی در رابطه با امور جاری دنیا به صورت مداوم کاسته شود.دردوران پساجنگ سرد با ازبین رفتن ارتباط بین تهدیدات و ائتلافهای نظامی اولویتها و کیفیات ژئواکونومی در عملکرد دولتها حالت غالب پیدا کرد. جیمزدوئرتی و رابرت نالتز گراف، نظریه های متعارض در روابط بین الملل، ترجمه علی رضا طیب و وحید بزرگی، جلد اول، چاپ دوم، نشرقومی،تهران،۱۳۷۶ رویکرد نئورئالیسم یا واقع گرایی جدید به عنوان رویکرد نظری تحقیق مورد بهره برداری قرار گرفته است. رویکردی که به عقیده نگارنده شاید بتوان آن را به عنوان چارچوب تئوریک و بحث نظری تبیین جایگاه پاکستان در سیاست خارجی آمریکا به کاربردسنت واقعگرایی دستمایه لازم را برای شکل گیری آنچه رویکرد نو واقعگرایی به نظریه روابط بین الملل خوانده شده فراهم آورده است.نوواقعگرایی با تدوین قضایایی که در آنها متغییرهای وابسته و مستقل ازهم جدا شده اند، و با قرار دادن نظریه واقعگرایی کهن در چارچوبی جدید که مبتنی بر تحلیل های تطبیقی است. درپی تنقیح و احیای دوباره واقعگرایی کهن است. زیبافرزین نیا(۱۳۸۳)در مقاله (آمریکا و پاکستان :تردید و اعتماد) محمد جعفر جوادی ارجمند(۱۱/۱۰/۸۷-تصویب۲۰/۱۲/۸۷)در مقاله (تحرک های طالبان و تاثیر آن در روابط پاکستان،افغانستان و آمریکا). آقای عفان سلجوق دانشیار دانشکده اردو،در مقاله (روابط خارجی پاکستان). دکتر شهروز ابراهیمی استاد یار روابط بین الملل دانشگاه اصفهان – مصطفی محمدی دانشجوی کارشناسی ارشد(۳۰/۱۱/۸۹)در پایان نامه (روابط هسته ای پاکستان و آمریکا از ۱۹۴۷تا۲۰۱۰). سید قاسم منفرد(۱۳۹۰)در مقاله (ابعاد جدید تنش در روابط آمریکا و پاکستان) کمک کردن آمریکا به کشور پاکستان به نفع آمریکاست که هزینه کمتری را در بردارد و اگر ارتباط با پاکستان مسدود شود آمریکا بسوی کشورهای آسیای میانه خواهد رفت که بسیار پر هزینه است. دکتر محمد کاظم کاوه پیشقدم در مقاله(شاخص های تغییر الگوی سیاست خارجی آمریکا بعد از جنگ سرد) الگوی های جدید در رفتار امنیتی و سیاست خارجی آمریکا در قالب مداخله گرایی – هژمونیک گرای یکجانبه –مبارزه با تروریسم و جنگ پیشدستانه تعریف می شود. بروس رایدل(۲۰۱۱) در کتاب (هم آغوشی مرگبار پاکستان- آمریکا و آینده جهاد جهانی ) موضوع آن با آنکه پاکستان از سه دهه گروه های جهادی را در خود جا داده است همواره از امریکاییان امتیاز گرفنه است وی اما هشدار می دهد که نبرد برای روح پاکستان در راه است. حمیدالله (۱۳۸۹) بعداز سقوط رژیم طالبان و حمله ۱۱ سپتامبر آمریکا بیشترین کمک مالی را به پاکستان داشته است . ولی پاکستان بر علیه تروریسم با آمریکاهمکاری نداشته و بیشترین توجه به مشکل خود نسبت به هند متمرکز نموده است.آمریکااز قطع همکاری با پاکستان در هراس است که پاکستان به دست افراط گرایان اسلامی سقوط کند اما کارشناسان دولت مردان افغانستان نزدیکی دو کشور را در راستای منافع شخصی خود را ارزیابی می کنند.بنا به نظر بارک اوباما پاکستان یک غده سرطانی است. رهین فرهمند(۱۳۹۰)مقاله (اوج گیری تنش ها در روابطآمریکاوپاکستان و تاثیرآن بر روند صلح) آمریکابه دلیل تنش در منطقه و نزدیک شدن به سال ۲۰۱۴ و خروج نظامیان این کشور از افغانستان و از سوی تنش با ایران خواهان کنترل منافع خود در منطقه است و خواهان نظام قدرت مندی نظامیان در پاکستان است و تاثیر مستقیم این تنش ها در روابط آمریکا و پاکستان بر تحولات افغانستان بسیار مهم و حیاتی است. ناامنی افغانستان بدون همکاری صادقانه پاکستان مهار شدنی نیست این همکاری در صورتی وجود دارد که روابط بین آمریکاو پاکستان متشنج نباشد. روزنامه های خارجی هافینگ تن مقاله آخرین بازی پاکستان را در منطقه تحلیل نمود(۲۱/۱۱/۹۱) رهبران امروزه پاکستان و طراحان سیاسی از نظر ضیاالحق حمایت می کنند رهبرانی را که آمریکا در افغانستان به قدرت رسانیده پاکستان مخالف است و پاکستان دوست دارد نیروهای مورد نظر خودش در افغانستان به قدرت برسند کمک های هنگفت مالی و اقتصادی به پاکستان – رابطه قوی هند و نفوذ هند را در افغانستان برای هر دو کشور و منطقه مفید می خواهد. دکترنوذرشفیعی آمریکا پشت افراط گرایی پاکستان (۱۳۹۱) آغاز حکومت موقت در سال۲۰۰۱ دولت آمریکا میلیارد دلار جهت مبارزه علیه تروریزم پرداخت نمود و کنگره آمریکا به این نتیجه رسید که پاکستان اقدامی علیه القاعده و طالبان انجام نداده است کمک به پاکستان به نفع امنیت ملی آمریکا است . کارشناسان آمریکایی اعتقاد دارند کمک به پاکستان می تواند نتیجه معکوسی به دنبال داشته باشد آثار ایشان نظریه های رایج در باره ساختار نظام بین الملل و سازمانهای جهادی در پاکستان – تبین افراط گرایی در پاکستان و تاثیر آن بر روابط تهران اسلام آباد- سیاست قدرت (آینده نظام بین الملل و قدرت ها). ۱-۱۰- جنبه جدید بودن و نوآوری درپژوهش پیوند بین ابعاد نظری و سیاست خارجی پاکستان از یک سو و از سوی دیگر تقسیمبندی بین دو دوره قبل و بعد از ۱۱ سپتامبر در ارتباط با روابط پاکستان و امریکا بر اساس یک دیدگاه ساختاری و همچنین تبیین جایگاه کشورهای ضعیف در سیاست خارجی قطب مسلط بر اساس تغییر رفتارها و ساختارها خود نه تنها به لحاظ نظری در ایران جدیدند بلکه این مبانی کمتر در کشور ما در ارتباط با کشوری چون پاکستان مدنظر قرار گرفته اند. ۱۱-۱- مفاهیم پژوهش ژئوپلیتیک: علم«سیاست زمین»، شبه علم یا نظریه ای است که سیاست را وابسته به عوامل محیط جغرافیایی می داند. ژئوپلیتیک دانشی است که روابط بین جغرافیای دولت ها و سیاست های آنها را مورد بررسی قرار می دهد.[۳] استراتژی: « کلاوس ویتز»[۴] استراتژی را بهره برداری از درگیری ها برای حصول به هدف جنگی می داند. «لیدل هارت»[۵] استراتژی را هنر توزیع به کارگیری ابزار نظامی برای تحقق اهداف سیاسی میداند.[۶] در واقع استراتژی، تدابیری است که جامعه برای بسیج و کاربرد آن علیه کلیه منابع موجود و یا قابل حصول به منظور حفظ و تعمیم ارزش های متعلق به خود اتخاذ می کند.[۷] عزت الله عزتی در کتاب زئواستراتژی خود قائل به وجود دو بعد و صورت از کلمه استراتژی می باشد و بیان می دارد : استراتژی نظامی عبارت است از (چگونگی و نحوه برنامه ریزی به منظور پیش بینی عملیات گسترده نظامی در آینده ) واز لحاظ عمومی استراتژی عبارت است از (داشتن هنروخط مشی به منظور هدایت مجموعه فعالیتهایی در مقیاس جهانی در آینده)[۸] ژئواکونومی: ژئواکونومی رابطه بین اقتصادهای جهانی است. مطالعه اینکه چگونه اقتصادهای ملت های جهان با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و بر روی یکدیگر تاثیر می گذارند را ژئواکونومیک گویند. ژئواکونومی مفهومی است جدید که هدفش دخل وتصرف در استراتژی های اقتصادی است،برای نیل به اهداف سیاسی،نظامی – امنیتی وفرهنگی – اجتماعی به نحوی که این دخل وتصرف در بستر ژئوپلیتیک صورت گیرد. تعریف زئواکونومی عبارت است از تحلیل استراتژیهای اقتصادی بدون در نظر گرفتن سود تجاری که از طرف دولت ها اعمال می شود،به منظور حفظ اقتصاد ملی یا بخش های حیاتی و به دست آوردن کلیدهای کنترل اقتصاد از طریق ساختارهای سیاسی و خط مشی های مربوط به آن .همچنین دولت از این طریق می تواند کنترل و اقتدار تمام منابع تولید و بخش های کلیدی اقتصادی را به دست بگیرد و به استحکام بخشیدن فعالیت های اقتصادی و قدرت های اقتصادی بپردازد.[۹] تروریسم: استفاده یا تحدید به استفاده از خشونت به صورت نظام مند[۱۰] برای نیل به اهداف سیاسی[۱۱] را تروریسم گویند. تا کنون هیچ تعریف جامع مورد توافقی راجع به ویژگی[۱۲]، انگیزه[۱۳]،یا شیوه انجام آن[۱۴] وجود
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پژوهشی توسط کلانتری و همکاران (۱۳۸۹) ، با عنوان بررسی جامعه شناختی گرایش به فرزندآوری و برخی عوامل مرتبط با آن در شهر تبریز انجام شده است . نتایج حاکی از آن بود که بین گرایش به فرزندآوری و متغیر مشارکت اجتماعی رابطه معنادار مثبت وجود داشت و بین گرایش به فرزندآوری و پذیرش اجتماعی رابطه خطی معناداری احتساب نشد . طبق نتایج این تحقیق بین گرایش به فرزند آوری و گرایش دینی همبستگی معناداری مشاهده گردید. یعنی افرادی که دارای گرایش دینی بالایی بودند علاقه مندی بیشتری به فرزندآوری داشتند و با توجه یافته ها بین گرایش به فرزندآوری و منافع اقتصادی رابطه معکوس وجود دارد . یعنی هرچقدر والدین بیشتر به دنبال منافع اقتصادی خود بودند به همان میزان از گرایش آنها به فرزندآوری کاسته می شد(کلانتری و همکاران ،۱۳۸۹) . پژوهش دیگری توسط عنایت و پرنیان ( ۱۳۹۲) ، تحت عنوان مطالعه رابطه جهانی شدن فرهنگی و گرایش به فرزندآوری انجام گرفته است . نتایج این پژوهش بیانگر این بوده است که تقریباٌ ۲۹ درصد زنان دارای گرایش به فرزندآوری می باشند . بر اساس نتایج آزمون همبستگی نیز بین تمامی مؤلفه های جهانی شدن فرهنگی شامل: فناوری نوین داده ای و ارتباطاتی ، نگرش نقش جنسیتی ، آگاهی از وسایل پیشگیری از بارداری ، استفاده از موبایل و مشتقات آن و فرد گرایی ، ارتباط معنی دار و منفی با متغیر گرایش به فرزندآوری وجود دارد . یافته های مستخرج از رگرسیون چند متغیره نیز نشان داده است که چهر متغیر فناوری نوین داده ای و ارتباطاتی ، فرد گرایی ، نگرش نقش جنسیتی و استفاده از موبایل و مشتقات آن در مجموع توانسته اند ۳/۲۶ درصد از تغییرات متغیر گرایش به فرزندآوری را تبیین کنند( عنایت و پرنیان،۱۳۹۲) . تحقیقی توسط شوازی و خواجه صالحی (۱۳۹۲)، تحت عنوان سنجش تأثیر استقلال ، مشارکت اجتماعی و تحصیلات زنان بر تمایل به فرزندآوری در شهر سیرجان انجام گرفته است . نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که رابطه بین متغیر های استقلال و تمایل به فرزندآوری با کنترل متغیر های اقتصادی و اجتماعی (تحصیلات ، مشارکت اجتماعی و وضعیت اشتغال ) معنا دار نیست. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون لجستیک بیانگر این بود که از میان متغیر های مختلف، متغیر تحصیلات زنان و مشارکت اجتماعی زنان نقش تعیین کننده ای در تبیین تغییرات متغیر وابسته دارد به گونه ای که با افزایش این دو عامل تمایل به فرزندآوری کاهش می یابد . علاوه بر این دو متغیر سن زنان و تعداد فرزندان در رابطه با متغیر تمایل به فرزندآوری از قدرت تبیین بالایی برخوردارند( شوازی و خواجه صالحی ، ۱۳۹۲) . پژوهشی توسط کشاورز و همکاران (۱۳۹۲) با عنوان بررسی عوامل مؤثر برفاصله بین ازدواج و فرزندآوری در شهر اصفهان انجام گرفته است . مهمترین یافته های پژوهش نشان داد که بین سن زن در هنگام ازدواج و تأخیر در فرزندآوری رابطه منفی و معنادری وجود دارد و با توجه به سطح معناداری بدست آمده فرضیه تأیید شده است . در واقع هرچه سن زنان در هنگام ازدواج بیشتر باشد ، تأخیر در فرزندآوری کمتر است . فرضیه دیگری که اثبات گردیده است تأثیر قدرت زن در خانواده می باشد که مهمترین نقش در تأخیر فرزندآوری در خانواده داشته است (کشاورز و همکارا،۱۳۹۲) . تحقیق دیگری توسط محمودیان و رضائی (۱۳۹۱) تحت عنوان زنان و کنش کم فرزندآوری در یک مطالعه موردی به این نتیجه رسیدند که خود – حمایتی مهمترین مقوله و معنای ذهنیتی زنان در استدلال برای کم فرزندآوریشان است. یعنی پیش فرض اساسی در کنش کم فرزندآوری زنان در این منطقه حمایت از خود جسمانی ، اجتماعی و روانی است(محمودیان و رضائی،۱۳۹۱) .
 تحقیق دیگری توسط میر محمد صادقی و همکاران(۱۳۸۹) ، تحت عنوان عوامل اقتصادی – اجتماعی و جمعیت شناختی مؤثر بر باروری در مناطق روستای شهرستان نجف آباد صورت گرفته است . یافته های تحقیق نشان می دهد که در برخی از سنین طول دوره ازدواج ، تعداد مرگ و میر فرزندان ، تعداد سقط جنین و وسعت اراضی قابل استفاده ی روستا (تخمین اندازه) تأثیر مثبت بر باروری دارد. در صورتی که سن زن در اولین زایمان، فواصل زایمان، سطح تحصیلات زن و شوهر و دارا بودن بیمه تأثیر منفی بر باروری دارند (میر محمد صادقی،۱۳۸۹) . پژوهشی توسط کبودی و همکاران (۱۳۹۲) با عنوان الگوی تصمیم گیری فرزندآوری به صورت یک مطالعه کیفی انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه جمع آوری گردیده است . نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تصمیم فرزندآوری یا فرزند نیاوردن به صورت تصادفی شکل نمی گیرد بلکه مبنای این تصمیم گیری ، رفع یا کاهش یک سری نیازهای درک شده است . نیاز به فرزندآوری لزوماً به معنای تمایل قلبی افراد برای داشتن فرزند نیست بلکه فرد تصور می نماید داشتن فرزند (دیگر) می تواند بخشی از نیازهای درک شده او را کاهش دهد . دو مقوله ی نگرش فرد به پیامد های فرزندآوری و هنجار های درک شده نیز شرایط علی نیاز درک شده به فرزندآوری هستند . پس از درک نیاز در صورتی فرد قصد فرزندآوری می نماید که کنترل بر شرایط پس از فرزندآوری را مناسب ارزیابی نماید(کبودی ،۱۳۹۲) . تحقیقی دیگر که توسط نقدی و زارع (۱۳۹۲) با عنوان بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر باروری زنان حاشیه نشین انجام گرفت نشان داد که باروری با سن ازدواج ، طول مدت ازدواج ، سابقه زندگی در حاشیه و تعداد مطلوب فرزندان همبستگی معناداری دارند . همچنین متغیر های ترجیح جنسیتی ، نگرش در مورد استفاده از وسایل پیشگیری ، تحصیلات ، رضایت از زندگی زناشویی و خواستگاه اجتماعی نیز اثر معنی داری روی باروری داشته است . اما تأمین اجتماعی ، احترام اجتماعی ، فاصله گذاری بین موالید و شغل اثرشان بر باروری معنی دار نبوده است . بر اساس یافته های تحلیل رگرسیون مشاهده شد که از بین ۸ متغیر فاصله ای وارد شده در معادله دو متغیر تقدیر گرایی و طول مدت ازدواج روی هم رفته به عنوان مهمترین عوامل ، ۶۲ درصد تغییرات باروری را تبیین می کنند . به طور کلی نتایج نشان می دهند که باروری در مناطق حاشیه نشین با متن شهر همگرا شده است(نقدی و زارع،۱۳۹۲) . پژوهشی توسط اسلاملو و همکاران(۱۳۹۲)، با عنوان نگرش زوج های در شرف ازدواج به باروری متعاقب سیاست های تشویقی فرزندآوری در کشور انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که تعداد فرزندان ایده آل و نیز فرزند دلخواه در اغلب زوج ها کمتر از ۲ بود که تفاوتی بین دو جنس وجود نداشت . برای افرادی که جنس فرزند برایشان مهم بود، جنس پسر از اولویت بیشتری برای هر دوی زنان و مردان برخوردار بود . در مورد تمایل برای افزایش تعداد مورد دلخواه فرزند به تبع سیاست های تشویقی باروری کشوری تنها۲/۱۸ درصد از مردان و ۶/۹ درصد از زنان تمایل خود را در این ارتباط اعلام کردند که بی میلی زنان بیشتر از مردان بوده است . برخورداری از تحصیلات دانشگاهی و در حال تحصیل بودن و زندگی در خانواده های کوچکتر منجر به تمایل به داشتن فرزند بیشتر می شود . یافته تأیید کننده تغییر قابل توجه رفتار باروری زوج های ایرانی است که تا حد زیادی ناشی از تغییرات عمده ارزشی و نگرشی آن ها در زمینه ترجیحات باروری شامل تعداد و جنس ایده آل و دلخواه بوده و به نظر می رسد تغییر سیاست های باروری کشور تأثیر قابل توجهی در تغییر نگرش زوج ها ایجاد نخواهد کرد( اسلاملو و همکاران،۱۳۹۲) . تحقیقی که توسط مباشری و همکارانش در سال ۱۳۹۲ با عنوان تعیین مهم ترین عوامل تأثیر گذار بر الگوی باروری خانواده های تک فرزند و بدون فرزند شهرستان شهر کرد انجام گرفت . به این نتیجه رسید که بین نمره نگرش افراد با سن ، سن ازدواج مدت زمان زندگی مشترک و تحصیلات رابطه معنی دار و مستقیم وجود داشت . بیشترین درصد افراد (۳/۸۳ درصد) افزایش هزینه ها و فشار اقتصادی و کمترین درصد(۳/۸ درصد) ترس از سقط مکرر و مرده زایی را دلیل عدم تمایل به فرزندآوری ذکر کرده بودند . سه عامل افزایش هزینه ها و فشار اقتصادی ، عدم وجود حمایت ها و تسهیلات رفاهی از جانب دولت برای فرزندآوری و نگرش غلطی که داشتن فرزند بیشتر نشانه فرهنگ اجتماعی ضعیف تر است ، از مهمترین عوامل تأثیر گذار بر فرزندآوری می باشد(مباشری،۱۳۹۲) . پژوهش دیگری که توسط پیلتن (۱۳۹۲) با عنوان عوامل مؤثر بر تمایل به فرزندآوری بین زنان ۱۵-۴۹ ساله مراجعه کننده به مراکز درمانی و بهداشتی شهرستان جهرم انجام گرفت نشان داد که بین جامعه پذیری جنسیتی و تمایل به فرزندآوری رابطه معناداری وجود دارد . بعلاوه بین نوع تغذیه و تمایل به فرزندآوری نیز رابطه معناداری وجود داشته است . بین سطح تحصیلات زنان و تمایل به باروری تفاوت معنادار وجود دارد (پیلتن ،۱۳۹۲) . حق شناس (۱۳۸۹) در پژوهشی به بررسی تأثیر عوامل اقتصادی ، اجتماعی و جمعیتی بر رفتار باروری در ارومیه پرداخت . یافته های پژوهش بدین قرار بود که : به دلیل اثر قوی و معنادار سطح تحصیلات زنان ، این متغیر به عنوان مهمترین عامل و سرعت دهنده اصلی در کاهش باروری پایدار در ارومیه ملاحظه گردید . اثر اشتغال بر روی شاخص تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده از نظرآماری معنی دار نگردید . سن زنان در اولین ازدواج تأثیر معناداری روی شاخص سنجش رفتار باروری داشته و جهت تاثیر منفی بوده است ، زمانی که این متغیر را به عنوان متغیر کنترل و جانبی وارد تحلیل نموده ، به لحاظ آماری تغییر چشمگیری در رابطه با سطح تحصیلات زنان و باروری آنان حاصل نگردید(حق شناس،۱۳۸۹) . نوروزی(۱۳۹۰) در مطالعه ای به بررسی تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر میزان باروری زنان در ایران پرداخت . این پژوهش به روش پیمایشی صورت گرفت که یافته ها نشان داد که : اول اینک سطح تحصیلات والدین بویژه مادران و کاهش مرگ و میر فرزندان از مؤثرترین عوامل در کاهش میزان باروری زنان در ایران می باشد . بالا رفتن سن ازدواج زنان ، شهرنشینی، اشتغال زنان درخارج از منزل ، نوگرایی و بهبود وضعیت زندگی، از دیگر عوامل مؤثر بر کاهش باروری زنان در ایران می باشد . همچنین با افزایش هزینه کل خانوار ، باروری زنان (در گروه های با درآمد پایین) افزایش می یابد. در گروه های با درآمد بالا با افزایش هزینه کل خانوار باروری زنان کاهش می یابد . به علاوه اشتغال والدین در گروه کشاورزی با بالاتر بودن میزان باروری زنان همراه است(نوروزی ،۱۳۹۰) . تحقیقات خارجی از آنجا که در کشورهای توسعه یافته زمان طولانی تری نسبت به ایران در فرایند کاهش موالید به سر می برند لذا انتظار می رفت که شاید تحقیقات بیشتری در این زمینه لحاظ شده باشد لذا در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۷-۲- معرفی مدل Ctran/w یک مدل یا زیر برنامه اجزای محدود است که زیر مجموعه ای از مجموعه نرم افزاریهای GEO-SLOPE بوده و برای شبیهسازی پخش و انتقال آلودگی در محیط متخلخل استفاده می شود. این برنامه قادر است انتقال آلودگی از ردیابی ساده ذرات تا فرایندهای پیچیده شامل ، انتقال، پخش، انتشار مولکولی، جذب، تجزیه رادیو اکتیو و جریان با دانسیته مختلف را شبیهسازی کند. CTRAN/W اطلاعات لازم در مورد جریان آب را از برنامه SEEP/W که خود نیز زیر مجموعه GEO-SLOPE است، دریافت می کند تا بتواند حرکت مواد محلول در آب را پیش بینی کند. کاربرد این برنامه آسان است و محدودیتی در زمینه سایز مدل و تعداد گرهها و المانها و بازههای زمانی ندارد و تنها قادر است پخش و انتقال آلودگی را در دو بعد شبیهسازی کند. در این برنامه پخش و انتقال آلودگی در محدوده اشباع و غیر اشباع را میتوان پیش بینی کرد که مزیت این مدل است.
 ۳-۷-۳- معادله حاکم و شرایط مرزی معادله حاکم در مدل Seep/w معادله لاپلاس میباشد و بر اساس قوانین ریاضی و محاسبات عددی، این معادله به فرم زیر حل می شود: (۳-۱) که در آن ∂ بار آبی و x,y مختصات نقاط می-باشند. با مشخص نمودن شرایط مرزی و فرض مقادیری برای φ، معادله لاپلاس حل می گردد. بنابراین شرایط مرزی استفاده شده در مدل سازی، تراز آب بالادست و پایین دست می باشد. معادله حاکم در مدل ctran/w معادله انتقال- انتشار یک بعدی غیر ماندگار است. (۳-۲ ) که در این معادله C غلظت جریان است و u از مدل seep/w گرفته شده است. هم ضریب انتشارپذیری است که با بهره گرفتن از روش سعی و خطا به دست می آید. ۳-۷-۳-۱- نحوه محاسبه ضریب انتشارپذیری طولی( ) سرعت حرکت ردیاب در خاک با رابطه زیر محاسبه میگردد: (۳-۳) که در این معادله Q دبی جریان عبوری میباشد و A سطح مقطع جریان میباشد. سرعت محاسبه شده را در معادله تابع متمم خطا قرار میدهیم تا ضریب انتشارپذیری طولی بدست آید. (۳-۴) این معادله برای محاسبه ضریب انتشار پذیری طولی با روش سعی و خطا بدست می آید. اعداد مختلف در این تابع قرار داده می شود تا یک عدد بهینه برای ضریب انتشارپذیری طولی بدست آید. قابلیت انتشار پذیری طولی و عرضی با بهره گرفتن از روابط زیر تعیین و در مدل Ctran/w قرار داده می شود تا مدل اجرا شود. قابلیت انتشار پذیری طولی را از معادله زیر محاسبه میگردد: (۳-۵) قابلیت انتشار پذیری عرضی از معادله زیر محاسبه میگردد: (۳-۶) روش دیگر برای بدست آوردن ضریب انتشار پذیری طولی روش گشتاورهای زمانی است. فرمول محاسبه روش گشتاورهای زمانی به این صورت است. (۳-۷) ۳-۷-۴- اجرای مدل عددی برای ساخت یک مدل در نرم افزار Seep/w در حالت کلی باید چند قسمت اصلی رعایت شوند، که عبارتند از: تنظیمات اولیه، ساخت مدل هندسی، تعریف مواد و مصالح، اعمال شرایط مرزی، مش بندی و در نهایت تحلیل و آنالیز مساله.بدین منظور باید شکل هندسی تمام اجزای مدل آزمایشگاهی و نیز تراز آب بالادست و پایین دست به برنامه معرفی شوند. همچنین باید ضریب نفوذپذیری (K) نمونه خاک مورد مطالعه به برنامه معرفی گردد. در مدل Ctran/w پارامترهای مورد نیاز از جمله تخلخل و چگالی خاک خشک به نرم افزار معرفی می شود. زمان آزمایش ردیابی نیز به مدل داده می شود و قابلیت انتشار پذیری طولی و عرضی نیز به مدل داده می شود. بر اساس این پارامترها مدل منحنی را تولید می کند. فصل چهارم بحث و نتایج ۴-۱- مقدمه در این فصل نتایج حاصل از آزمایشهای ردیابی در سه نوع خاک بیان می شود و سپس به تشریح حاصل از مدلسازی پرداخته می شود. ۴-۲- نتایج آزمایش جذب ماده رنگی در نمونه خاک در انتخاب ماده پانسیو ۴-آر در ابتدا آزمایش جذب این ماده رنگی، مطابق توضیحات فصل سوم انجام گرفت. در نمونههای در عدم حضور خاک قرائت دستگاه ۸۷۴/۰ بود و در نمونههای در حضور خاک جذب به ۸۵۶/۰ رسید پس نتیجه گرفته شد که رنگ پانسیو ۴- آر جذب ناچیزی در خاک داشته است و به عنوان یکی از مواد ردیاب مورد استفاده در این پژوهش انتخاب شد. در انتخاب ماده رنگی ویولت کوواسول هم آزمایش جذب ماده رنگی صورت گرفت. در نمونههای در عدم حضور خاک قرائت دستگاه ۶۵۴/۰ بود و در نمونههای در حضور خاک ۵۸۸/۰ بود. این ماده هم به عنوان ردیاب دوم در این پژوهش انتخاب شد. ۴-۳- نتایج آزمایشهای ردیابی در این قسمت نتایج حاصل از آزمایشهای ردیابی بیان میگردد. ۴-۳-۱- نتایج بازیابی ماده ردیاب پانسیو ۴-آر در این قسمت نتایج حاصل از بازیافت ماده رنگی پونسیو ۴-آر در سه نوع خاک بیان میگردد. ۴-۳-۱-۱- نتایج بازیابی پانسیو ۴-آر برای خاک ریزدانه (FS) در این آزمایش مقدار ۵/۰ گرم ماده رنگی پانسیو ۴-آر مورد استفاده قرار گرفت. جدول ۴-۱: مقادیر ماده رنگی بازیابی شده با پانسیو ۴-آر در هر یک از نقاط اندازه گیری در خاک ریزدانه
| محل نمونه برداری |
پیزومتر ۱ |
پیزومتر ۲ |
پیزومتر ۳ |
پیزومتر ۴ |
مخزن پایین دست |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عذرش معدن گــــــاهِ داد و معدلت چـــــار چــــو در زیـر او پر مغفرت جوی شیـر و جـــوی شهدِ جاودان جویِ خمـــر و دجلـــــهی آبِ روان جرعهیی بر خــــــاک تیره ریختند زآن چهــــار، و فتنـــهیی انگیختند آب دادی عـــام، اصـــــل و فرع را از برای طُهــــر و بهـــر کــــرع را
 تا از اینها پی بـــری ســـوی اصول تو بر این قانع شدی ای بـــوالفضــول بشنو اکنون ماجــــرای خــــاک را که چه میگوید فسون محـــــراک را پیش اسرافیل گشته او عبــــــوس میکند صد گونه شکل و چــاپلــوس که: «بحقِ ذاتِ پــــاک ذوالجـــلال که مدار این قهــر را بر مــــن حلال من از این تقلیب بــــویی میبـــرم بــــدگمــــانی میدود انـــدر سرم تو فـــرشتــــه رحمتی، رحمت نما زآنکــــه مـــرغی را نیــــازارد هما ای شفــــا و رحمتِ اصحـــاب درد تو همان کن، کآن دو نیکوکــار کــرد زود اسرافیــــل باز آمـد به شــــاه گفت عذر و مــــاجــــرا نــــزد اله کز برون فرمان بـــدادی که بگیـــر عکس آن الهـــام دادی در ضمیـــر؟ امر کردی در گرفتـــن، سوی گوش نمیکردی از قساوت، ســوی هــوش؟ سبق رحمت گشت غالب بــر غضب ای بدیع افعال و نیکـــــوکــــار رب (مثنوی، ج۵، ۸۳) ۳-۱۸- فرستادن عزرائیل ملک العزم والخرم را علیه السلام به خاک برای ترکیب جسم آدم گفت یـــــــزدان زود عـــزرائیل را که: « ببیـن آن خــاک پر تخییل را آن ضعیفِ طال ظــــالم را بیــــاب مشت خـاکی هیــن! بیاور با شتاب» رفت عزرائیل، سرهنـــــگِ قضــــا سوی کره خـــــاک، بهـــرِ اقتضــا خاک بر قانون، نفیـــــر آغـــاز کرد داد سوگندش، بسی ســـوگند خورد کِای غلام خاص، و ای حمـالِ عرش! ای مطاع الامر اندر عــــرش و فرش رو، به حقّ رحمــــتِ رحمـــان فرد رو، به حق آن که با تــــو لطف کرد گفت: « نتوانم بدین افسـون، که من رو بتــــابـــم زآمــــرِ سِّو عَلَـــن بر نفیر تــــو جگــــر میســـوزدم لیک، حـــق لطفی همــی آموزدم : لطف مخفی در میــــان قهــــــرها در حَـــدَث پنهـــــان، عقیقِ بیبها قهر حق بهتر زصد حلـم مــن است منع کردجان زحق، جان کندن است لطفهــــای مضمــــــر اندر قهرِ او جـــان سپــــردن جان فزاید بهر او هین! رها کــن بدگمــــانی و ضلال سرقدم کن چــون که فرمودت: نفال باز از نوعی دگــــــر آن خاکِ پست لابه و سجده همـی کرد او چو مست گفت: « نه، برخیـــز، نبود زین زیان من سروجان مینهم رهــن و ضمـان لابه مندیش و مکــــن لابــــه دگر خبر بد آن شــــــاه رحیـــم دادگر بنده فرمانم، نیارم تـــــــرک کــرد امر او کــــز بحـــر انگــیزد گـــرد گوش من از گفتِ غیــــرِ او کراست او مرا از جان شیرین جــان تـر است جان که باشد کِش گزینم بــرکریم؟ کیک چه بوُد که بسـوزم زو گلیــــم؟ من ندانــــــم خیـــر، اِلاّ خیــرِ او صُمّ و بُکم و عُمــــی من از غیــر او گوش من کــــرّ است از زاری کنان که منـــــم در کفِّ او همچون سَنان (مثنوی، ج۵، ۸۴) ۳-۱۹- جایگاه فرشتگان در متون مقدّس فرشتگان غالباً در روایتهای کتاب مقدّس یاد شدهاند. باور به وجود انها بخشی از اصول جزمی است که یهودیان و مسیحیان باید آن را بپذیرند. به همین ترتیب، مسلمانان با تکیه بر قرآن، این باور را در شمار اصول ایمانی خود جای میدهند: نیکی آن است که به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورد. (بقره، ۱۷۷، ۲۸۵؛ نساء ۱۳۶) طبق هر سه دین توحیدی، فرشتگان در آسمان، گرداگرد عرش هستند و خداوند را تسبیح میگویند؛ و در زمین واسطهی میان خدا و انسان و ترجمان ارادهی الهی هستند؛ واسطهی وحیاند و پیام خداوند را به پیامبران میرسانند. آنان به نام خدا سخن میگویند، گاه با روح برتر، روح خداوند، خلط میشوند، در حالی که جز ابزاری نیستند، به نحوی اسرارآمیز به سوی انسان فرستاده میشوند و همچون فرشتگان محافظ، فرشتگان مجازات و فرشتهی مرگ تلقی میشوند. به فرمودهی قرآن، بعضی از آنها مجرمان را برای مجازات تا جهنم همراهی میکنند. (ماسون، دنیر، قرآن و کتاب مقدّس، ترجمهی تهامی، ۱۳۷۹؛ ج۱/۲۰۹) الهیات کاتولیک، میداند که خداوند، آفریدگار مطلق، شر را پدید نیاورده است. در نظر الهیات کاتولیک، فرشتگان، که آفریدههایی محدوداند کامل نیستند و این امکان هست که بر ضدّ ارادهی الهی بشورند؛ بعضی از آنها روحهای خبیثی شدند که در کتاب مقدس به عنوان دشمنان انسان شناخته شدهاند. (همان) آباء کلیسا، فرشتگان را در زمرهی واقعیتهای نادیدنی قرار میدهند که از سوی خداوند قادر مطلق آفریده شدهاند. (کولسّیان، ۱: ۱۶) در نظر آگوستین، آنها شریک نور سرمدی آفریده شدهاند. دبونیسیوس، یادآوری میکند که واژهی سرافین که بر نفی از فرشتگان اطلاق میشود، به معنای انان که مشتعلاند است(همان). قرآن سخن ابلیس دربارهی آدم را که تازه آفریده شده بود، خطاب به خداوند این چنین نقل میکند: «من از او بهترم، مرا از آتشی آفریدهای و او را از گلی». (اعراف، ۱۲) به نظر میرسد، دانش آدم که از دستان آفریدگار بیرون آمده است، در خلوص بدوی خود، از دانش فرشتگان که اسماء جانداران را از او میآموزند، فراتر است. (بقره، ۲۹-۳۱) سنت یهود، انسانها را در جایگاهی فراتر از فرشتگان جای میدهد. (ماسون، دنیز، ترجمهی تهامی، ۱۳۷۹؛ ج۱/۲۱۱) فرشته در زبان عربی “ملک” نامیده میشود و ریشهی آن « L-A-K» به معنای فرستادن شخصی به عنوان پیامبر است. نامی است که بر فرشتهای نهاده شده است. (پیدایش، ۱۶: ۴۸) نامی است که به یک پیامبر داده شده (حجّیء، ۳: ۱) به یک کاهن (ملاکی، ۲: ۷) به اسرائیل (اشعیاء، ۴۲: ۱۶) و در زبان عربی، «ملأک» از فعل «لأک» به معنای فرستان یا ملک از ریشهی «م-ل-ک» است. واژهی رسل نیز برای فرشتگان به کار رفته است، (انعام، ۶۱؛ اعراف، ۳۵؛ هود، ۶۹؛ عنکبوت، ۳۱). ولی بر پیامبر نیز اطلاق میشود. واژهی یونانی « qagelos» در کهنترین ترجمهی یونانی عهد عتیق و « aggelos» که معادل ان در ترجمهی تورات به زبان لاتین، معنای «فرستاده» را دارد. در ابتدای کتاب ایّوب«فصل ۱و۲، آیات ۶ و ۱» شرح مجلس فرشتگان آمده است که از آن فرستادگان (معنی واژهی فرشته این است» خدا به زمین گسیل میشوند، اینها گاه فرشتگان هلاک کنندهاند «خروج، فصل ۱۲، آیهی ۲۳؛ حزقیا، فصل ۹، آیهی ۱؛ مزامیر، فصل ۷۸، آیهی ۴۹» و گاه فرشتگان محافظ ملتها و افرادند «خروج، فصل ۲۳، آیهی ۲۰؛ دانیال فصل ۱۰، آیهی ۱۳» و گاه فرشتگان راهنمایند «پیدایش، فصل ۲۴، آیهی ۷».
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به انسانهای مشکوک می گویند. ۳-۸-۲۹- یور تَم اَدَه کاوار تَم ناَده Yowr tam adehe kavār tam nadehe (باران در هوای آزاد تمام می شود اما زیر خانه پوشالی تمام نمی شود).زمانی که یک مسئله یا اختلافی پایان می دهد اما یکی ول کن ماجرا نیست. ۳-۹- تحلیل برخی از ضرب المثل های رایج در منطقه سندرک ۳-۹-۱- ای شانس دوشی یا و دَریا خُشی مردی به نام دوشنبه بود که خیلی دوست داشت به سفرهای دریایی برود. تا اینکه بعد از مدت ها کسی پیدا شد که به او گفت می خواهم تو را با خود به سفر دریایی ببرم، دوشنبه که شانس و اقبال خوبی نداشت و به بد شانسی هم مشهور بود، خوشحال شد که با تکیه به بخت و اقبال آن شخص آرزویش بر آورده خواهد شد. خلاصه اینکه خودش را کاملا آماده سفر نمود و راهی سفر شدند که ناگهان خشکسالی حاکم شد و آب دریا خشک شد. دوشنبه با دیدن صحنه خشک شدن دریا نا امید شد و همچنان به بخت و شانس بد خود نالید و از آن به بعد این مثل را در مورد افراد بدشانس به کار می برند. ۳-۹-۲- در بلا اُفتاده ای رو تازه کن در روزگاران دور مردی زندگی می کرد که با همسایگان خود رابطه خوبی نداشت و همیشه با آنها به بدی رفتار می کرد و به آنان فحش و ناسزا می گفت و همیشه اظهار می کرد که من به شما احتیاج ندارم، این شما هستید که به من احتیاج دارید. تا اینکه روزی برایش مشکل بزرگی پیش آمد و در رنج و محنت گرفتار شد و نمی توانست چکار بکند.تا اینکه یکی از دوستان قدیم خود را دید و مشکلش را با او در میان گذاشت. دوستش گفت از من کاری نمی آید، برو پیش همسایه هایت و از آنها کمک بگیر. مرد گفت من با آنها قهر هستم و روی کمک خواستن از آنها را ندارم، دوستش در جواب او گفت:در بلا افتاده ای رو تازه کن (حالا که در رنج و منحت افتاده ای خوشرو باش)
 ۳-۹-۳- خسوگ (مادر زن) پادشاه خو کوره حلا خَر لگته زه Xowsog pādešāh xow kora halā xar lagateh za. در زمان قدیم پادشاهی بود که مادر زن خیلی تنبلی داشت به گونه ای که دست به سیاه و سفید هم نمی زد و به تنبلی و بی حالی شهرت داشت هر وقت که کاری پیش می آمد، خودش را به کوری و نابینایی می زد تا اینکه یک روز در حیاط قصر نشسته بود که خری وارد حیاط شد و به لگد زد و از آن روز به بعد مادر زن پادشاه دیگه حتی از جایش هم بلند نمی شد و تنبل تر از گذشته شد که این ضرب المثل در مورد او گفته شد. ۳-۹-۴- رو مَدَ ای روباری پا اَیاره ای دو ماری Row mada ey robāri pā ayāre ey domāri اینگونه تعریف گردیده که مردی از تبار رودبار گذرش به یکی از روستاهای منطقه بشاگرد می افتد و مردم آن روستا به خاطر غریب بودنش به او احترام می کنند و او را به خانه خود دعوت می نمایند تا اینکه آن مردم یک روز به خاطر این همه احساس و محبت تصمیم می گیرد به خواستگاری یکی از دختران آن روستا برود و القصه به خواستگاری هم می رود و مردم از این کار او ناراحت می شود و این مثل را می سازند. ۳-۹-۵- شوهاذ نُوُون نَکن، نُووُن گرونن، وفای کهنه اُن بیش ای نُوُنن Šohāz novon nakan novon geronen vafaye kohnaon bešey nowonen این ضرب المثل در مورد انسانهایی است که بسیار تنوع طلب هستند و هر چیز نو و جدیدی را می خواهند ولی همیشه با مشکل مواجهند. ۳-۹-۶- نَکِشت و بُرِشت Nakešt o borešt این ضرب المثل در مورد آنهایی است که صبر و حوصله ندارند و می خواهند همیشه از دیگران جلوتر باشند و همیشه هم دچار مشکل می شوند. (نکاشته می خواهی برداشت بکنی) ۳-۹-۷- ای دوستی اَکُنمت پوستی Ey dosti akanomet posti این ضرب المثل ها درمورد آنهایی است که با دوستی بیش از اندازه و غیر منطقی مانع پیشرفت می شوند و چنین دوستی مشهور به دوستی «خاله خرسه» است. ۳-۹-۸- ما که نداریم بهره ای چه غو چی یا چه کهره ای Mā ke nadārim bahrei če yoči ya če kahrei ۳-۹-۹- نه خود خورم و نه به کسی دهم گنده کنم به سگ دهم در دهکده ای مرد چوپانی بود که گوسفندان زیادی داشت و از شیر آنها دوغ و ماست فراوان درست می کرد و به دیگران هم نمی داد و وقتی شیرها گندیده می شدند به صحرا می ریختند یا اینکه جلوی سگ ها می گذاشت که این مثل در مورد او ساخته شد. ۳-۹-۱۰- مال لگور یا به گول یا به زور لگور :(lagor ) ساده لوح – ترسو روزگاری در روستایی مرد ثروتمندی زندگی می کرد که خیلی خسیس و ترسو بود در عین حال ساده لوح هم بود، هر وقت مردم روستا از او صادقانه کمک می خواستند، کمک نمی کرد و این باعث شد که مردم یا به گول و یا به زور از اموال او استفاده کنند که این مثل ساخته شد. ۳-۹-۱۱- خَوشی شوی خودُم ای سفر بیا نه شوی کَسون روزگاری در روستایی دو تا زن به نامهای خاتون و بی بی جان که هر دو همسرانشان به سفر رفته بودند در همسایگی هم زندگی می کردند روزی خاتون با خوشحالی به سراغ بی بی جان رفت و گفت: مژده بده و خوشحال باش که شوهر من از سفر برگشته، بی بی جان که از دوری شوهرش ناراحت و غمگین بود به او جواب داد تو باید خوشحال باشی نه من، چون شوهر تو از سفر برگشته و این جا بود که این ضرب المثل را گفت: که مفهوم این مثل این است که«لذت و خوشی های شخصی به کام خود شخص خوشایند است نه به کام دیگران». ۳-۹-۱۲- به خو نَت اومدَم دوغم نداری برو خونه نشین که ماست می فرستم در زمان های قدیم در روستایی خانوداه ایی زندگی می کردند که به خساست معروف بودند روزی یک از اهالی روستا تصمیم گرفت به خانه ی آنها برود و دوغ بگیرد. وقتی همسایه ها با خبر شدند به او گفتند : خودت را به زحمت نینداز که آن ها به تو دوغ نمی دهند. مرد گفت : من میروم تا ببینم چه می شود. مرد رفت و در خانه رو به او کرد و گفت : چرا خودت را به زحمت انداخته ای تو برو خانه ات من خودم برایت ماست می فرستم . مرد به خانه اش برگشت و منتظر ماند چند روز گذشت اما خبری از ماست نشد و به این ترتیب ضرب المثل ساخته شد. ۳-۹-۱۳- آدم ای هَستی اَکَن مَستی نه ای تنگدستی در قدیم الایام دو خانوداه در همسایگی هم زندگی می کردند یک از خانواده ها ثروتمند و دیگری فقیر بود. خانواده ثروتمند هر روز شراب می نوشیدند و از شدت مستی داد و فریاد می زدند و خوشحالی می کردند اما خانوداه ی فقیر چیزی برای خوردن نداشتند و ناراحت و ملول بودند. روزی رهگذر به در خانه مرد فقیر رفت و این سوال را پرسید که چرا شما ناراحت و بی صدا هستید ولی همسایه ی شما شادی می کند و داد و فریاد می زند مرد فقیر با کمی تأمل این ضرب المثل را بازگو کرد. ۳-۹-۱۴- خَوشی بارون سَردوشُم بباره، سر قبرم بباره یا نباره از جمله ضرب المثل های رایج در منطقه است و بدین مفهوم می باشد که احسان و محبت در زمان حیات افراد تاثیر بیشتری دارد . و وعده ی به وفاداری در هنگام مرگ و وفات ، وعهده ی بی پایه و اساس است. ۳-۹-۱۵- شوی سَهی به اِی رو سَهی روزی درویشی از شهری می گذشت زن جوان و زیبارویی را دید که با یک مرد سیاه پوست کار می کرد درویش به گمان این که مرد سیاه پوست نوکر اوست گفت : ای زن جوان در شأن شما نیست که با نوکر کارکنی ، زن جواب داد : این مرد سیاه پوست شوهر من است. درویش با تعجب گفت : شما به این زیبایی چطور با این مرد ازدواج کرده ای ؟ زن جواب داد : روزگاری در شهر ما دختران زیبا و مجرد را می ربودند من هم از ترس اینکه ربوده شوم با این مرد سیاه پوست ازدواج کردم و به او پناه آوردم و مفهوم مثل این است که شوهر سیاه بهتر از روسیاهی است. ۳-۱۰- قصّه ها قصه در لغت به معنی حکایت،سر گذشت و ماجرا در اصطلاح ادبی ، اثری مکتوب یا شفاهی که به شرح سرگذشت شخصی خاص می پردازد. از جنبه ادبیات داستانی ، قصّه به آثاری که در آن تأکید بر حوادث خارق العاده بیشتر از تحول و پرورش آدم ها و شخصیت ها است، محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه می باشد. از انوع ادب داستانی قصّه و افسانه از همه به فرهنگ عامه نزدیکتر است این نزدیکی از قرن پنجم و ششم هجری قمری به بعد بیشتر مشاهده می شود زیرا از این به بعد متن های ادبی کاملاً زیر سلطه نثر عربی قرار گرفته اند . ذوق و سلیقه منشیان و مترسلان درباری به تدریج رو به ضلالت گرائیده شد.قصه های عامیانه که از این تأثیر برکنار مانده بودند، خاصیت گفتاری خود را حفظ کردند و باعث شد مردم عامه بیشتر به قصه های سنتی رو بیاورند و کمتر به متون نثیر فنی بپردازند(شهمرادی،۱۳۹۰،۱۰۶). قصّه ها از زمان انسانهای اولیه وجود داشته است و از هنگامی که آن ها با مسایلی چون بیماری و مرگ رو به رو می شدند و از سر شگفتی به جستجو راه حل هایی برای آن می پرداختند ، اسطوره ها پیدا شدند و اندک قصّه های روایتی که در .واقع محور اصلی ادبیات کودکان است تکوین یافت، و به مرور دستخوش تغییرات و پیشرفت هایی شد تا بتوانند جامعه بشری آن روز را تحت تأثیر زمینه هایی چون دوستی قبیله و نگهداری از سنت های قبیلگی قرار دهد(اورمزد،۱۳۹۰ ، ۱۴). ۳-۱۰-۱- از محبت خارها گل می شود زنی بود که شوهرش او را دوست نداشت و او را اذیت می کرد، کلاً سرناسازگاری با هم داشتند. در زمان قدیم رسم بود که اگر کسی با مشکلی مواجه می شد نزد ملّا می رفت تا اینکه دعائی برای او بنویسد و مشکلش حل شود. زن نزد ملّا رفت و موضع را با ملّا در میان گذاشت،ملا گفت : اگر می خواهی برایت دعا بنویسم و گره از مشکلت باز کنم باید برای من ۳ تار موی پیشان شیر بیاوری . زن بازگشت و در راه خانه با خود می گفت من موی پیشانی شیر را از کجا بیاورم، در همین فکر بود که شخصی به ذهنش آمد که می توانشت او را در این زمینه کمک کند. روز بعد به سراغ آن شخص رفت و در خانه او را زد ، پیرزنی در را باز کرد ، قضیه را برای پیرزن با تجربه تعریف کرد.پیرزن به او گفت مقداری خرمای روغنی (چنگال) را بردار و روانه دشت و صحرا شو، وقتی که شیر را دیدی، روز اول خرما را در دید شیر بگذار و خود پنهان شو، روز دوم خرما را بگذار و خود را در دور دست نمایان کن و روز سوم کمی نزدیک و نزدیک تر برو و همینطور آرام آرام به شیر نزدیک شو.چون شیر ببیند تو برایش غذا می آوری و به او محبت می کنی به تو آسیبی نمی رساند و تحت تأثیر محب تو قرار می گیرد.و تو هم از این فرصت استفاده کن و دست به پیشانی اش بکش و ۳ تار موی را از پیشانی اش بکن . خلاصه زن رفت و این کارها را انجام داد و ۳ تار موی را از پیشانی شیر کَند و برای ملّا برد. زن به ملا گفت چیزی را که خواسته بودی آورده ام. ملّا در جواب گفت : نیازی به دعا کردن ندارد ، تو که توانسته ای با محبت کردن خود شیر را رام کنی، حتماً با ابراز عشق و علاقه و احسان نمودن به شوهرت دل او را دست خواهی آورد و می توانی کاری بکنی که شوهرت هم تو را دوست داشته باشد(شهمرادی، ۱۳۹۳،۱۰۸-۱۰۷). ۳-۱۰-۲- قصه احمدک و دختر پادشاه راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شیرین شکر گفتار چنین روایت می کنند که در روزگار قدیم یک مرد به نام احمدک بود که در این دنیا فقط یک مادر داشت و خیلی زیاد فقیر بودند، احمدک هر روز به جنگل می رفت و هیزم جمع می کرد و این هیزم ها را به درب خانه ها، در تنورها ، می برد تا یک لقمه نان به او بدهند و هر روز کارش همین بود تا روزی از روزها کلاغی به سر بام نشسته بود. به مدت سه هفته بود که قارقار می کرد. خلاصه یک روز که احمدک برای چیدن هیزم به جنگل رفت بعد از این که هیزم ها را جمع و جور کرد آنها را با طناب بست و نگاه به دور و برخود کرد ناگهان مردی را دید که ریسمانی در دست داشت و آن ریسمان را به درختی می بست احمدک تعجب کرد که چرا این ریسمان به آن درخت که نزدیک بود نمی رسد ولی به آن درخت که دورتر بود می رسید احمدک فقیر رفت جلو و با آن مرد سلام کرد و از او پرسید که دلیل آن چیست که این ریسمان به این درخت که نزدیک است نمی رسد ولی به آن درخت که دورتر است می رسد آن مرد به احمدک چنین پاسخ داد که قسمت تو دختر پادشاه پاروز است احمدک در آن لحظه بر سر چشمه آبی رسید و از آب چشمه آبی نوشید و دست و صورت خود را هم شست و اندکی بعد شتری را دید که با مهار کنار چشمه خوابیده بود. احمدک با خود گفت من تا بحال سوار شتر نشده ام و دوست دارم امروز سوار این شتر شوم تا ببینم خوب است یا نه . سپس احمدک سوار شتر شد و همین که سوار شد، شتر از جا برخاست،و حرکت کرد و امان از دست احمدک گرفت و شتر رفت تا احمدک را به مسجدی که در یک شهر بود رساند و کنار مسجد ایستاد و احمدک از شتر پیاده شد ،از قضا شتر احمدک را به شهری که پادشاه پاروز در آنجا بود برده بود احمدک در گوشه این مسجد معتکف شد.خلاصه در قسمتی از این شهر عروسی دختر پادشاه با پسر عمویش یعنی پسر وزیر بود. دختر پادشاه از پسر وزیر متنفر بود و دوست نداشت با او ازدواج کند و دختر پادشاه به پدرش و بقیه گفته بود حالا که شما مرا مجبور به این ازدواج تلخ می کنی من حرفی ندارم ولی یک شرط می گذارم که تا پسر عمویم وارد حجله شد او را با شمشیر به قتل می رسانم عموی دختر که از این ماجرا خبردار شد کمی فکر کرد و گفت حال که این دختر سوگند خورده که شب اول پسر مرا می کشد پس باید کس دیگری را پیدا کنید تا به جای پسرم شب اول وارد حجله شود و آن پسر را اشتباهاً به جای پسر من به قتل برساند غلامان جستجو را آغاز کردند تا چنین فردی را پیدا کنند و بالاخره پسر جوانی را که کنار مسجد نشسته بود دیدند و سراغش رفتند. غلامان دست این پسرک جوان (احمدک فقیر) را گرفتند و اور ا به قصر وزیر بردند وزیر جلو آمد و به احمدک گفت ای پسر جوان من برای تو یک شرط می گذارم و تو باید شرط مرا قبول کنی . وزیر گفت می خواهم با دختر پادشاه ازدواج کنی اگر این کار را کنی مبلغ ۱۰۰ تومان به تو پاداش می دهم و دستور العمل های لازم را به او داد و به او گفت چند ساعتی داخل حجله بنشین ولی دست به اندام دختر نزن و پس از چند لحظه که گذشت به بهانه رفتن به دستشویی از حجله بیرون بیا و لباس دامادی را از تنت بیرون بیار و پول خود را بگیر و به شهر و دیار خودت برو. احمدک قبول کرد و بعد از اینکه حمام رفت و لباس دامادی را پوشید. سپس احمدک را به جای پسر وزیر راهی حجله کردند دختر پادشاه تا چشمش به احمدک فقیر افتاد گفت اگر من صد بار هم سوگند بخورم این جوان را نمی کشم و او را از صمیم قلب دوست می دارم و پس از اندکی که گذشت دختر پادشاه به احمدک فقیر گفت بیا با هم بخوابیم احمدک گفت صبر کن تا من دستشویی بروم و بعد از رفتن وبه دستشویی کنار تو بر می گردم. احمدک از حجله بیرون آمد و لباس های دامادی را هم از تن خود بیرون آورد و لباسهای را به پسر وزیر داد و آنها از احمدک تشکر کردند و پولی را به او دادن و احمدک رفت در کنار همان مسجدی که قبلاً نشسته بود نشست و شتری را که او را به این شهر رسانده بود را دید و سوار شتر شد و شتر او را به شهری که احمدک در آنجا زندگی می کرد برد.و خلاصه پسر وزیر لباس های دامادی را پوشید و وارد حجله شد. دختر پادشاه تا چشمش به پسر عمویش افتاد شمشیر را بیرون آورد و خواست او را بکشد . دختر پادشاه گفت : ای حرامزاده تو با من چیکار می کنی چند ساعت قبل یک پسر دیگری آوردی و حالا خودت آمدی مگر یک زن را به چند شوهر می دهند زود از حجله ام برو بیرون و گرنه تکه تکه ات می کنم . دختر با ناراحتی نزد پدرش رفت و گفت ای پدر مهربان مگر یک دختر را چند شوهر می دهند اول یک پسر رعنا و رشید را نزد من می فرستی و چند لحظه بعد پسر وزیر را . پدر جان من همان پسر را می خواهم که در نگاه اول عاشق او شدم. پادشاه گفت چون پسر وزیر با تو نامردی کرده تو آزادی با هر کسی که دلت می خواهد ازدواج کنی. دختر گفت : پدر جان تو باید پول زیادی به من بدهی تا من بتوانم شوهر مورد علاقه ام را پیدا کنم. دختر با لباس های مردانه و همراه غلام ها و سوارکارها ی زیاد شهر به شهر رفت و از مردم می خواست تا هر کس قصه زندگی اش را تعریف کند و به آنها ۱۰۰ تومان بدهد خلاصه دختر رفت تا به شهری رسید که احمدک در آن شهر زندگی می کرد. مردم آن شهر هر کدام آمدند بدون اینکه دختر پادشاه را بشناسند قصه ی زندگی خود را تعریف کردند تا نوبت احمدک رسید همین طور که داستان زندگی اش را تعریف می کرد دختر پادشاه به او کیسه های طلا می داد و می گفت بیشتر بگو تا آخر قصه اش را گفت دختر پادشاه که پی برده بود که او ، همان مرد رعنا و رشید است کیسه های طلای بیشتری به او می داد و به او می گفت بیشتر بگو که از زندگی تو خوشم آمده است.آخر ماجرا که شد دختر شروع به تحسین از احمدک کرد و گفت من همان دختر پادشاه هستم برو مادرت را بیاور تا به قصر ما برویم. احمدک و مادرش و دختر پادشاه به قصر رفتند پادشاه که منتظر آنها بود با آغوش باز آنها را پذیرفت. پادشاه عقد دخترش را با احمدک بست و دست احمدک را در دست دخترش گذاشت و هفت شبانه روز جشن گرفتند. ۳-۱۰-۳- آدم و پری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مخاطبان محلی
فرایند مدیریت
فرایند مدیریت سیستماتیک برای تبلیغ دهندگان

مدیریت بیمه اتوماتیک، دستی
مدیریت بیمه اتوماتیک یا دستی
مدیریت بیمه اتوماتیک، دستی
پیوند مستقیم به لیست محصولات
دارد
ندارد
ندارد
ندارد
هدفگیری تبلیغات
هدفگیری پویای مشتری مبتنی بر رضایت
فاقد هدفگیری سیستماتیک
فاقد هدفگیری سیستماتیک
فاقد هدفگیری سیستماتیک
ردگیری تبلیغات
ردگیری اتوماتیک
ردگیری بسیار
ندارد
ندارد
ارزیابی عملکرد
ارزیابی و سنجش اتوماتیک
ارزیابی عملکرد اتوماتیک و مستقیم
فاقد ارزیابی عملکرد اتوماتیک و مستقیم
فاقد ارزیابی عملکرد اتوماتیک و مستقیم
هزینه
کم
بسیار بالا
بالا
متوسط
در مقایسه با تبلیغات سنتی، تبلیغ در اینترنت از مزیتهای تعامل قابل ملاحظهای بر خوردار است. از آن جمله میتوان به ارتباطی دو طرفه با مخاطبان به ایجاد یک پیوند مستقیم به امنیت محصولات، توانایی هدفگیری ایستا و پویای مشتریان، دسترسی جهانی و شبانهروزی، ارسال ونگهداری و بهروزرسانی آسان، قابلیت اندازه گیری و ردگیری بالا، طراحی پیام آگهی و قابلیت فروش اشاره کرد. بهعلاوه هزینه تبلیغ در اینترنت نیز به مراتب کمتر از رسانههای دیگر میباشد. شرکتهای تجاری اگر بخواهند در عرصه فعالیت باقی بمانند و موقعیت خود را در بازار پر رقابت امروزه حفظ کنند چارهای جز بکارگیری این نوع از تبلیغات را نخواهند داشت. تبلیغات اینترنتی دارای اشکال مختلفی است که هر شکل آن دارای ویژگیهای خاصی خود است که با توجه به هدف تبلیغات نوع محصول، ویژگی مخاطبین باید شکل متناسب تبلیغات اینترنتی انتخاب شود (قریحه و همکاران، ۱۳۹۲). نگرش نسبت به تبلیغات نگرش عبارت است از ساماندهی بلندمدت فرآیندهای انگیزشی، احساسی، ادراکی و شناختی با توجه به برخی جنبه های محیطی که فرد در آن قرار گرفته است. بر همین اساس، نگرش یک فرد بیانگر شیوه تفکر، احساس و واکنشهایی است که نسبت به محیط اطراف خود (مثلاً نسبت به خودروی مورد علاقه اش) داد. درمورد تعریف نگرش، موارد گوناگونی مطرح شده است. تورثون[۵] نگرش را میزان شدت احساساتی که فرد درمورد یک محرک دارد، تعریف می کند. نگرشها به واسطه عواملی مانند عوامل درونی و شخصیتی مانند باور و تمایلات فردی آن ها سرچشمه گرفته و گاهی از عوامل بیرونی مثل درآمد، تأثیرگذاران خارجی و عوامل اقتصادی متأثر می شود. از نقطه نظر تاریخی دو گرایش عمده در مطالعه نگرشها وجود داشته است. گرایش اول به دیدگاه سه بُعدی و در دیدگاه دوم نگرش به یک ساختار مجرد احساسی در نظر گرفته شده است. در گرایش اول که مبنای نظری این پژوهش را تعیین می کند، ابعاد نگرش شامل عنصر شناختی، عنصر احساسی و عنصر رفتاری است. عنصر شناختی از باورها و دانش مصرف کننده نسبت به یک شی تشکیل شده است. درمورد هر شی باورها و و اعتقادهایی وجود دارد که هرکدام منعکس کننده دانش فرد درمورد ویژگیهای کالا است. مصرف کننده با بهره گرفتن از باورهای خود، کالا یا خدمات را ارزیابی می کند. عنصر دوم واکنشهای احساسی درمورد یک کالا است که بُعد عاطفی نگرش نامیده می شود، با ابراز احساسات یک فرد نسبت به یک کالا و مثبت و یا منفی نگریستن به آن، درواقع ارزشیابی عاطفی خود را برای توصیف کالا اعلام کرده است. در عنصر سوم نیز همانگونه که فکر می کند و تمایل دارد، تصمیمها و تمایلات خود را عملی می کند (صنایعی و شافعی، ۱۳۹۱). نگرش نسبت به تبلیغات این گونه تعریف شده است: زمینه برای پاسخ به یک محرک تبلیغاتی خاص به صورت مطلوب طی یک موقعیت خاص است. نگرشهایی که نسبت به تبلیغات شکل میگیرند بر روی نگرش مشتریان نسبت به نام تجاری وهم چنین هدف خرید مشتریان تاثیرگذار است. اگر هدف نهایی تبلیغات ایجاد نگرش مثبت نسبت به تبلیغات ونام تجاری باشد. افزایش احتمال خرید با یک پاسخ احساسی مثبت به تبلیغ رابطه مثبت و مستقیمی با شناخت نام تجاری و نگرش مثبت نسبت به نام تجاری واهداف خرید مشتریان دارد. آنچه به نظر می رسد این است که هنگامی که مشتریان یک تبلیغ مشخصی را میپسندند، احتمالاً آن نام تجاری تبلیغ شده را دوست خواهند داشت و مشتریان برای خرید آن نام تجاری آمادهتر خواهد شد (قریحه و همکاران، ۱۳۹۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این مورد دو دیدگاه متفاوت حاکم بر نظریات حقوقدانان است که اختصاراً به آن اشاره خواهیم نمود:
-
-
- عدهای معتقدند که چون اصل بر شرط بودن قبض در صحت عقد رهن است و ماده 42 یک استثناء است و در یک قانون خاص مندرج گردیده ، باید استثناء را در موارد سکوت تفسیر مضیق نماییم؛ بنابراین، درخصوص سکوتِ قانون درمورد رهن بار کشتی باید این نتیجه را گرفت که در این نوع رهن نیز قبض شرط صحت است.

-
- در مقابل، عدهای دیگر معتقدند که اگرچه درمورد قبض بار و کالاهای کشتی بهصراحت سخنی به میان نیامده است. ولی با توجه به سیاق مواد مربوط به رهن و نیز ماهیت و فلسفه آن میتوان گفت که قبض بار نیز نباید شرط رهن باشد.[111]
همچنین در ادامه اینگونه استدلال کردهاند که استثنای با مبنا سرایتپذیر است.اما، استثنای بدون مبنا را نمیتوان سرایت داد و شرط صحت نبودن قبض درمورد رهن کشتی استثنای با مبنا است و نهایتاً اینکه عدم شرطیت قبض درمورد رهن کشتی قابل تسری به رهن بار کشتی است؛ چرا که مبنا یکی است.[112] در نهایت باید اینگونه نتیجه گیری کرد: لزوم قبض مادی، حتی در رهن مدنی باعث دشواریهای حقوقی و عملی گردیده و از طرفی،رویهی قضایی در جهت تعدیل حکم قانون درباره مفهوم قبض تلاش نموده است و تعبیر قبض عرفی و استیلای معنوی را نیز پذیرفته است و چه بسا پذیرش نقش قبض در صحت عقد رهن با توجه به اطلاق مادهی 772 قانون مدنی در امور مدنی نیز قابل توجیه نیست . در خصوص رهنهای تجاری به دلیل رعایت اصل سرعت، قبض و استیلا به معنای قبض مادی مطرح نبوده است و بالطبع، در رهن کشتی که در حیطهی امور دریانوردی حاصل میشود، به دلیل ضرورت وجود این نوع رهنها در توسعه و سهولت امور دریانوردی، همچنین هدف آن که تشویق و توسعهی سرمایه گذاران به دادن وامهای کلان به مالکان کشتی در حال ساخت یا مالکان کشتیهایی که در حین سفر نیاز به اعتبارات کافی دارند است،شرط نبودن قبض مقرر شده است چرا که قبض اساساً با ادامهی فعالیت کشتی منافات دارد. در رهن بار و کرایهی باربری نیز علیرغم سکوت قانونگذار دریایی، به دلیل وضوح امر، قبض شرط صحت عقد نیست؛ زیرا، رهن بار و کالا طبق مادهی 89 در شرایط اضطراری و در حین سفر دریایی منعقد می شود که صرفاً به منظور ادامه و تعقیب سفر دریایی انجام می شود و روشن است که در حین سفر دریایی و در مواقع فوری، اصل سرعت و شرایط اضطراری موجود اقتضا میکند سریعاً عقد رهن منعقد گردد و نیاز به قبض مال مرهون اساساً مطرح نمیشود و چه بسا که مرتهن اصولاً دسترسی به مال مرهون نداشته باشد. گفتار دوم: شرایط اختصاصی برای تحقق عقد رهن دریایی شرایطی لازم است. شرایط عام صحت قرارداد و نیز شرایط عام حاکم بر رهن مدنی در ارتباط با رهن دریائی قبلاً بررسی شده است.لیکن،شرایط خاصی نیز در زمینه رهن دریائی وجود دارند. این شرایط را به اجباری و اختیاری تقسیم نمودهایم؛ چرا که عدم رعایت شرایط اجباری، موجب خروج از قواعد و حوزهی رهن دریایی خواهد شد و قرارداد مشمول قواعد رهن مدنی قرار میگیرد. لیکن، عدم رعایت شرایط اختیاری این ضمانت اجرا را در پی نخواهد داشت، بلکه تنها طرفین ممکن است امتیازاتی را از دست بدهند. بند اول: شرایط اجباری در قانون دریایی مبحثی تحت عنوان شرایط اجباری مطرح نشده است. اما، از لحن برخی مواد مانند مادهی 42 این شرایط را میتوان فهمید. الف. ثبت رسمی با عنایت به مادهی 34 مکرر قانون ثبت، علاوه بر ثبت معاملات رهنی نسبت به اموال غیرمنقول که به موجب مادهی 47 همین قانون ثبت آن اجباری اعلام شده است، ثبت رهن یا هرگونه معامله با حق استرداد دیگر نسبت به اموال منقول نیز به منظور صدور اجراییه لازم دانسته شده است؛ لذا عموماً برای برقراری حق رهن، پیشبینی ترتیبات ثبتی ضروری است؛ زیرا، نسبت به مفاد اسناد عادی حداقل ادعای جعل و انکار و تردید به سهولت میسر است و این امر حقوق مرتهن را در معرض تضییع و تفریط قرار میدهد و همچنین به لحاظ تأثیر قرارداد رهن نسبت به حقوق اشخاص ثالث، احراز تاریخ تنظیم سند رهنی دارای اهمیت بسیار است؛ بنابراین ملاحظات، تردیدی نیست که قراردادهای رهنی مدنی و تجاری باید به ثبت برسند[113]. علاوه بر این، قانون دریایی به لحاظ اهمیت موضوع ثبت در معاملات رهن دریایی بهصراحت در مادهی 42 ثبت را لازم داشته است و کیفیت معاملات رهن کشتی به موجب مادهی 48 تابع مفاد مادهی 24 این قانون قرار گرفته است و همینطور آیین نامهی ثبت انتقالات و معاملات کشتیها مصوب 13/6/134، در این خصوص ثبت را الزامی دانسته است. طبق مادهی 24، ثبت همهی انتقالات و معاملات و اقاله راجعبه عین کشتیهای مشمول این قانون و همچنین منافع آنها درصورتی که مدت آن زائد بر دو سال باشد در داخل کشور «اجباری» است و منحصراً بهوسیلهی دفاتر اسناد رسمی که برای این کار از طرف سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اجازه مخصوص دارند انجام میشود و درصورتیکه معاملات مزبور خارج از کشور صورت گیرد، انجام معامله طبق مقررات کشور محل وقوع آن باید توسط نزدیکترین نماینده کنسولی ایران به محل معامله گواهی و مراتب به دفتر کنسولگری نیز منعکس و ظرف 15 روز به سازمان بنادر و کشتیرانی ایران اعلام شودو همچنین، به موجب بند «د» این ماده «همهی معاملات مربوط به فروش و انتقال و رهن کشتی باید در اسناد« ثبت» و «تابعیت» کشتی قید شود». مدلول این بند از قانون این اجازه را به ما میدهد که بگوییم هر حکم، عقد یا بهطور کلی هر عملی که موجب انشا، نقل، تعدیل یا اسقاط حق عینی مربوط به کشتی شود، هیچگونه اثری نخواهد داشت، مگر آنکه در سند ثبت کشتی قید شود. به عبارت دیگر، ترتیب اثر هر عمل قانونی مربوط به حق عینی وارد بر کشتی متوقف بر درج و ثبت آن واقعه در سند رسمی کشتی است.[114] بند (د) مادهی 24، ثبت همهی معاملات مربوط به رهن کشتی را الزامی دانسته است؛ اما، لازم به ذکر است که تاکید این بند صرفاً بر رهن کشتی نبوده و ناظر به دیگر اقسام رهن دریائی مشتمل بر کشتی، رهن بار و کرایهی باربری نیز است؛ چرا که بار کشتی و رهن کرایهی باربری نیز ملحق به رهن کشتی بوده و هنگامیکه قانونگذار نظر به انواع و اقسام رهن داشته است، الزامیبودن ثبت را نیز برای آن قائل شده است؛ بنابراین، تصریح قانونگذار به رهن کشتی ناشی از غلبه این نوع رهن دریایی بر موارد نادر رهن بار و کرایهی باربری است. از سوی دیگر، مادهی 89 مقرر نموده که اگر در حالت اضطرار نیاز به اخذ وام و وثیقهگذاشتن کرایه یا بار کشتی باشد، فرمانده ابتدا صورتمجلسی با ذکر موجبات قرضه، تنظیم کند و آن را به امضای افسران ارشد کشتی برساند و مراتب را فوراً به مالک کشتی اطلاع داده و کسب تکلیف نماید. درصورتی که از طرف مالک کشتی، وجوه لازم در اختیار فرمانده گذارده نشود، فرمانده میتواند درصورتی که کشتی در بندر خارجی باشد، با ارائه صورتمجلس مذکور و کسب اجازه از نماینده کنسولی ایران و در صورت عدم حضور نمایندهی کنسولی ایران در محل، با اجازهی مقامات صلاحیتدار محل و درصورتی که کشتی در بنادر ایران باشد، با اجازهی دادستان محل یا نمایندهی قانونی او مبادرت به تحصیل وام کند. از لحن این ماده نیز اینگونه متبادر به ذهن میگردد که ثبت رهن بار نیز الزامی است، خصوصاً با توجه به مبالغ زیاد این وامها و بهرههای قابلتوجه آن، درصورت عدم ثبت، این امر موجب عدم ثبات این قراردادها میگردد و قطعاً موجب تضییع حقوق طرفین و حتی اشخاص ثالث میگردد. نکته حائز اهمیت دیگر درخصوص سند ثبت و سند تابعیت است که رهن باید در هر دو سند ذکر شود. ابتدا اینکه این اسناد چیست و چه ضرورتی برای ثبت در آنها وجود دارد؟ در پاسخ باید گفت، تابعیت رابطهای است حقوقی بین شخص و دولت متبوع او که تنها اشخاص از تابعیت برخوردارنداما، درخصوص اموال و اشیاء اصولاً تابعیتی وجود ندارد. با این حال قوانین و مقررات بر اینکه کشتی از جمله اموال بوده و دارای تابعیت است، اجماع دارند. علت این امر را باید در دو واقعیت انکارناپذیر جستجو کرد: «1. دریانوردی بینالمللی رفتوآمد در آبهای دیگر کشورها را به دنبال دارد که هرکدام سیستم حقوقی خاص خود را دارند و برای اینکه کشتی در انجامدادن دریانوردی دچار مشکلات ناشی از این تنوع نشود، باید مقررات و ضوابط حقوقی یکسانی بر آن حاکم باشد؛ بنابراین، باید با یک دولت، ارتباط مستقیم برقرار کند تا مورد ادعای دیگر دول قرار نگیرد.2. کشتیها اغلب در دریاهای آزاد تردد دارند و این آبها به هیچ دولتی تعلق ندارند. لیکن، برای جلوگیری از هرگونه هرجومرج و بیقانونی، بهترین روش آن است که کشتیها با به اهتزاز درآوردن پرچم یک کشور و قرارگرفتن تحت تابعیت آن حاکمیت و صلاحیت انحصاری این کشور را بپذیرند.[115]»بنابراین، با برافراشتن پرچم ملی یک کشور بر روی یک کشتی، علقهی تابعیت میان آن کشتی و دولت اعطاکننده برقرار میشود. تابعیت آثار گستردهای دارد که آنچه مربوط به بحث ما است، لزوم پیروی از قانون کشور متبوع و رعایت مقررات ثبتی آن است؛ لذا، همهی انتقالات و معاملات مربوط به کشتی باید در اسناد تابعیت منعکس شود. سند ثبت کشتی نیز گواهینامهای است که سازمان بنادر و کشتیرانی طبق نمونهی مخصوصی که در آییننامه ثبت کشتیها و شناورها معرفی شده، به نام کشتی تنظیم و صادر میکند. این سند باید به امضای مالک یا نمایندهی او و همچنین سازمان بنادر و کشتیرانی برسد.[116] تمام معاملات و از جمله معاملات رهنی باید در این سند نیز ثبت شود تا حقوق اشخاص ذینفع رعایت گردد و همچنین مقررات ایران بر آنها اعمال شود. برخی از حقوقدانان لزوم ثبت و تنظیم با سند رسمی را به این دلیل دانستهاند که قبض در رهن کشتی ضرورت ندارد. در مواردی که سند رسمی تنظیم میشود، منظور ازقبض و اقباض که پیدایش حالت وثوق از طریق گرفتن وثیقه است، در همان مرحلهی تنظیم سند رسمی تأمین میشود؛ یعنی، مرتهن مطمئن است که وثیقه بدون تأمین طلب او فک نخواهد شد.[117] همانطور که گفته شد، چون قبض ضرورت ندارد، قانونگذار با الزامی دانستن ثبت رسمی رهن دریایی زمینهی اطمینانخاطر مرتهن را فراهم کرده است. نکته دیگر این است که آیا ثبت معاملات رهنی کشتی در اسناد ثبت و تابعیت امری شکلی یا ماهوی است. به عبارت دیگر، اگر راهن سند رهن را در مراجع صالح ثبت ننموده باشد، قرارداد رهن چه ارزشی خواهد داشت؟ در پاسخ به این سؤال با توجه به سکوت قانونگذار اختلافنظر وجود دارد. برخی قائل به بطلان این عقد شدهاند؛ چرا که ثبت معاملات رهنی کشتی را با استناد به ظاهر مادهی 42 از شرایط صحت این عقد میدانند.[118] اما، نظر عدهای دیگر این است که نباید وقایع قانونی نظیر فروش و رهن را به دلیل ثبت نشدن آنها در سند ثبت کشتی ماهیتاً باطل قلمداد کرد؛ بلکه، منطقاً بهرهمندی و انتفاع متعاقدین از این اعمال حقوقی را باید متوقف به ثبت آنها در اسناد کشتی دانست؛[119]چرا که عقد با توافق طرفین به وجود آمده است اما، با ثبت است که مشمول قانون دریایی میشود؛ بنابراین، ثبت محدوده آثار و شرایط را روشن میکند و در اصل صحت عقد دخالتی ندارد؛ لذا،گر عقد رهن ثبت شود، قوانین و مقررات قانون دریایی بر آن اعمال میشود و در صورت عدم ثبت تابع رهن عام (مدنی) قرار میگیرد. نظر دیگری که متبادر به ذهن میشود، این است که رهنی که ثبت نشود، رهن دریایی تلقی میشود. اما، نزد محاکم و ادارات دولتی و اشخاص ثالث قابلیت استناد ندارد و استناد به آن منوط به رعایت فرایند ثبت عقد است؛ زیرا، توافق بر رهن در حیطهی امور دریایی حاصل شده است و به نحو صحیح رهن دریایی شکل گرفته است.[120] اما، عدم ثبت موجب از دست دادن یک سری مزایای رهن دریایی از جمله حق تقدم میشود.[121] این نظر در حقوق کشور های آمریکایی و اروپایی پذیرفته شده است و معمولاً اجباری برای ثبت رهن پیشبینی نشده است. لیکن، برای برخورداری از آثار قانونی باید ثبت در بندر ثبت کشتی صورت گیرد[122]. مزایای ثبت کشتی به این قرار است: رجحان بر رهنهای ثبتنشدهی سابق و رهنهای ثبتشدهی لاحق، رجحان بر هر گونه قرض و وام ثبت نشده و بدون حق وثیقهی سابق و لاحق.[123] به نظر نگارنده، با توجه به اصل آزادی اراده و همچنین اصل رضاییبودن معاملات و رعایت اصل صحت باید این نوع رهن را صحیح بدانیم و مانند نقل و انتقال املاک و ثبت آنها امکان الزام به تنظیم سند رسمی را در این موارد قائل شویم یا حداقل ضمانت اجرا را این بدانیم که عقد جنبهی مدنی خواهد داشت و قائلشدن به بطلان عقد امری بعید به نظر میرسد؛ بنابراین، حکومت مواد قانون دریایی منوط به ثبت خواهد بود.[124] در وضعیت کنونی، برای پیشگیری از بروز اختلاف عملاً طرفین قرارداد شرایط ثبت قرارداد و ضمانت اجرای عدم ثبت آن را در قرارداد تصریح میکنند. بهعنوان مثال، وکالتنامهای به نفع مرتهن تنظیم میکنند تا وی از طرف راهن وکالت جهت ثبت قرارداد داشته باشد. نکته دیگر این است که ثبت رهن معمولاً در کشور صاحب پرچم و مطابق قوانین همان کشور صورت میگیرد، اما، اگر رهن در آبهای آزاد یا در آبهای کشور دیگری منعقد شود معمولاً قانون محل انعقاد عقد جانشین قانون کشور صاحب پرچم میشود اما، به جهت جلوگیری از تعارض قوانین بهتر است در هر حال ثبت رهن طبق قوانین کشور صاحب پرچم باشد.[125] ب. تعیین دین تعیین دین بهطور کلی در تمام عقود رهنی و وثیقه ای لازم است اما، تعیین دین در رهن دریایی خصوصیاتی دارد که بعد از پرداختن به شرایط عام دین به آن اشاره میکنیم. مادهی 775 قانون مدنی بهطور عام بیان میدارد که: «برای هر مالی (دینی) که در ذمه باشد، ممکن است رهن داده شود ولو عقدی که موجب اشتغال ذمه است قابل فسخ باشد». بنابراین، دین به طور معمول عبارت است از وامی که راهن از مرتهن اخذ نموده است که شرایطی دارد. به عبارت دیگر، حقی که میتوان در مقابل آن رهن قرار داده شود باید شرایط ذیل را داشته باشد: 1.حق، مالی باشد: یعنی چیزی باشد که مالیت داشته و ارزش معاوضه را داشته باشد.
-
- در ذمه باشد: یعنی فقط برای حق دینیِ مالی میتوان رهن داد و برای اعیان خارجی نمیتوان وثیقه گذارد. بدین معنا که شخص باید در برابر دیگری مدیون باشد تا بتوان برای ایجاد اطمینان در طلبکار مالی را به رهن داد.
-
- در ذمهی مدیون ثابت باشد: به این معنا که مالی میتواند در مقابل آن رهن قرارداده شود که درحین عقد در ذمهی راهن ثابت باشد و آن دینی است موجود یا دینی که سبب آن پیدایش یافته است، مانند دین ناشی از قرض که ممکن است حال باشد یا مؤجل. اما، برای دینی که سبب آن حاصل نشده است، نمیتوان رهنی منعقد داد. همینطور رهن برای دین آینده امکان ندارد.
-
- دین باید طوری باشد که بتوان از ثمن فروش مال مرهون آن را استیفا نمود: چنانچه طبیعت دین طوری باشد که دائن نتواند بهوسیلهی فروش عین مرهونه استیفای طلب خود را از ثمن آن بنماید، رهن صحیح نخواهد بود؛ پس، موضوع دین از دیدگاه طرفین باید جنبهی کلی و مثلی داشته باشد تا طلبکار بتواند از محل بهای مورد رهن به آن برسد.[126]
با این مقدمهی کوتاه دریافتیم که دین چیست و چه خصوصیاتی بهطور کلی دارد. اما، آنچه پراهمیت است، در قراردادهای رهنی دریایی، همانطور که در بخش نخست توضیح آن رفت، وام ممکن است به سه دلیل پرداخت شود که اجمالاً عبارت اند از تحصیل اعتبار جهت پرداخت هزینههای ساخت کشتی، تحصیل اعتبار جهت پرداخت هزینههای جاری و مخارج جاری کشتی و وامی که فرمانده جهت مخارج فوقالعادهی کشتی دریافت میکند. خروج از این سه دلیل باعث عدم شمول عنوان رهن دریایی و اطلاق عنوان رهن مدنی بر عمل حقوقی میگردد؛ لذا، باید وام و دینی که برای آن رهن قرار داده میشود، برای مقاصد دریایی بوده و بهصراحت معین شود و در قراردادها ذکر شود. در غیر این صورت، مشمول مقررات رهن دریایی نخواهد بود و آثار آن را نخواهد داشت. مادهی 43 قانون دریایی در تأیید این موضوع، مقرر داشته است که مبلغ رهن باید صراحتاً در سند رهن ثبت شود. از شیوهی نگارش این ماده میتوان دریافت در صورتی که در سند رهن، این مبلغ صراحتاً قید نشود، آن عقد، رهن دریایی تلقی نمیشود. نکتهی شایان ذکر این که علیرغم نظریاتی که بعد از انقلاب اسلامی درمورد اخذ بهره مطرح شد، درمورد قانون دریایی و صراحتاً عقد رهن دریایی، دین شامل اصل وام به علاوهی بهرهی آن میشود. البته با تفاسیری که برخی از حقوقدانان از این مورد داشتهاند، نظریات شورای نگهبان را همانطور که در متن این نظر آمده، در مورد مسائل مدنی میدانند. حال آنکه موارد تجاری را از این حیطه جدا نمودهاند و قانون دریایی نیز بهعنوان یکی از موارد بارز تجاری از حیطهی شمول نظریات مزبور خارج است.[127] البته باید اذعان داشت که صرفنظر از صحت و سقم این تفاسیر و نظریات، محاسبهی بهره جزء رویه معمول قراردادها بوده است واین مورد حتی با وجود صراحت قانونی، در قرارداد نیز تصریح میشود. ج. تعیین زمان بازپرداخت دین اگرچه معمولاً در قراردادهای رهنی زمان بازپرداخت دین معین میشود، اما این امر بهصراحت در قانون مدنی موردتوجه واقع نشده و آن را از شرایط صحت قرار ندادهاند. بهگونهای که عدم تعیین زمان بازپرداخت موجب بطلان عقد رهن نمیشود؛ لیکن، در رهنهای بازرگانی، از جمله رهن دریایی، به دلیل مبالغ هنگفت و بهرههای کلان نیاز به تعیین دقیق زمان بازپرداخت دین وجود دارد. در تأثیر این مطلب میتوان به مادهی 43 قانون دریایی اشاره نمود که صراحتاً تعیین زمان بازپرداخت و سررسید دین را در سند رهن الزامی دانسته است. این قسمت از قرارداد از دیدگاه مرتهن یکی از مهمترین بخشهای قرارداد رهنی دریایی درجهت حفظ حقوق وی است و معمولاً مرتهن بهطور کاملاً مشخصی نحوه بازپرداخت دین را بهوسیلهی راهن مشخص میکند. این سررسیدها معمولاً از قراردادی به قرارداد دیگر فرق میکند و میتواند در کل مبلغ دین نیز تأثیرگذار باشد. هرچه اقساط طولانیمدتتر بین طرفین تعیین میشود، مبلغ بهره نیز بالاتر خواهد رفت و میتوان گفت در چنین حالتی بر مبلغ دین که از طریق فرمول اصل مبلغ به علاوه بهره آن محاسبه میگردید ، افزوده میشود. نکتهی مهم دیگر بحث، تعیین ضمانت اجرای عدم بازپرداخت دین در مواعد مشخص است. این ضمانت اجرا معمولاً برای استحکام بیشتر درخود قرارداد ذکر می شود که میتواند به دو شکل پرداخت خسارت تأخیر تأدیه یا حالشدن کل بدهی با عدم پرداخت یک قسط آن باشد. البته این موضوع به توافق طرفین بستگی دارد و معمولاً مرتهن سعی دارد برای اطمینانخاطر از بازگشت سرمایه خود، تضمینات کافی درنظر بگیرد.[128] بند دوم: شرایط اختیاری این دسته از شرایط که با مداقه در مواد قانونی به دست آمده، از جمله شرایط الزامی نبوده و بنابراین جهت کمال و شفافسازی عقد رهن دریایی آورده شده است که در این بند بررسی خواهند شد. الف. شرط بیمه برای روشنتر شدن موضوع، ابتدا مختصری به ماهیت بیمه و انعقاد آن میپردازیم و سپس به نقش بیمه و آثار آن در رهن دریایی خواهیم پرداخت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در ادامه تلاش خواهیم کرد با بررسی دیدگاه این گروه به مفهوم بهره وری دست پیدا کنیم. اولین تلاش ها توأم با برداشت علمی نسبت به بهره وری برای اولین بار در سال ۱۷۷۶ میلادی، از سوی کوئیزنی[۳۱۹] مطرح شد. در قرن ۱۸، آدام اسمیت[۳۲۰] در کتاب معروف خویش با عنوان «پژوهشی در باب ماهیت و ریشه های ثروت ملل»، موضوع تقسیم کار را به عنوان کلید افزایش کارآیی مطرح نمود. متعاقب همین بحث عنوان کرد: از آنجا که تقسیم کار و استفاده از تخصص گرایی منوط به انباشت سرمایه است، لذا عامل واقعی ایجاد امکانات اقتصادی هر جامعه توانایی افراد آن جامعه است (اسمیت، ۱۹۸۷، ص ۳۲۶). در سال ۱۸۸۳ فرانسوی دیگری به نام لیتره[۳۲۱]، بهره وری را قدرت تولید بیان نمود. در سال ۱۸۹۸ رایت[۳۲۲] اولین تحقیق آماری را در زمینه ی بهره وری مرتبط با کار یَدی و ماشینی انجام داد که در گزارش سالانه ی وزارت کار آمریکا منتشر گردید (رایت ۱۸۹۸، ص ۳ ).
 در سال ۱۹۰۰، ارلی[۳۲۳] بهره وری را ارتباط بین بازده و وسایل بکار رفته برای تولید این بازده عنوان کرد. در دهه ی ۱۹۱۰، در بینش مدیریت علمی با بنیان گذاری فردریک وینسلو تیلور[۳۲۴] خردگرائی سازمانی یا رفتار عقلائی سازمان مترادف با بهره وری بکار می رود و اصولاً مدیریت به دانش افزایش بهره وری و استفاده ی بهینه از امکانات موجود به منظور رسیدن به اهداف تعیین شده، تعریف می شود. وی با همکاری گیلبرث[۳۲۵] به منظور افزایش کارآیی، درباره ی تقسیم کار، بهبود روش ها و تعیین زمان استاندارد مطالعاتی انجام داد (طاهری، ۱۳۷۸ ص ۲۰). در سال ۱۹۵۰، سازمان همکاری اقتصادی اروپا[۳۲۶] تعریف کامل تری از بهره وری با این مضمون ارائه نمود: «بهره وری عبارت است از: خارج قسمت خروجی (میزان تولید) بر یکی از (کل) عوامل تولید. بدین ترتیب می توان از بهره وری سرمایه، بهره وری سرمایه گذاری، بهره وری مواد خام (بسته به این که بازده در ارتباط با سرمایه، سرمایه گذاری یا مواد خام و غیره مورد بررسی قرار می گیرد) نام برد». سازمان بین المللی کار[۳۲۷] بهره وری را چنین تعریف کرده است: رابطه بین ستاده ی حاصل از یک سیستم تولیدی به داده های به کار رفته (مانند زمین، سرمایه، نیروی کار و …) به منظور تولید آن ستاده (خاکی، ۱۳۸۸: ۲۴). در سال ۱۹۵۵، دیویس[۳۲۸] این مفهوم را به تغییراتی که در میزان محصول بر اثر منابع به کار رفته ایجاد می شود، تعبیر نمود. در سال ۱۹۵۸ آژانس بهره وری اروپا[۳۲۹] بهره وری را درجه و شدت استفاده ی مؤثر از هر یک از عوامل تولید تعریف کرد. همچنین این سازمان اعلام داشت که «بهره وری» یک نوع طرز تفکر و دیدگاهی است بر این پایه که هر فرد میتواند کارها و وظایفش را هر روز بهتر از روز قبل انجام دهد. اعتقاد به بهبود بهره وری یعنی داشتن ایمان راسخ به پیشرفت انسانها (خاکی، ۱۳۸۸: ۲۶). از نظر سازمان بهره وری ملی ایران[۳۳۰]، بهره وری یک فرهنگ، یک نگرش عقلانی به کار و زندگی است که هدف آن هوشمندانه تر کردن فعالیت ها برای دست یابی به زندگی بهتر و متعالی تر است (همان منبع). در سال ۱۹۶۲، فابریکانت[۳۳۱] بهره وری را نسبت بین بازده و نهاده تعریف کرد. در سال ۱۹۶۵، کندریک و کریمر[۳۳۲] ضمن ارائه ی تعاریف کارکردی و موضعی برای بهره وری از عامل منفرد و بهره وری جمعی و کلی عوامل یاد کردند. در فاصله ی سال های ۱۹۷۶ و ۱۹۷۹، استیگل[۳۳۳] بهره وری را نسبت میان بازده مرتبط به عملیات تولیدی مشخص و معین در مقایسه با نهاده های مصرف شده و سومانث[۳۳۴] بهره وری را یک نسبت بین خروجی محسوس و ورودی محسوس تعریف کردند. سینک و تونل[۳۳۵]، بهره وری را در مفهوم “نسبت ستاده ی واقعی به ستاده ی استاندارد” تعریف کرده اند که می تواند در سنجش بهره وری در سطح فردی بسیار کارساز باشد (اسکات[۳۳۶]، ۱۹۸۰). استاینر[۳۳۷] بهره وری را معیار عملکرد و یا قدرت و توان موجود در تولید کالا و خدمات می داند. از نظر ماندل[۳۳۸] بهره وری به مفهوم نسبت بین بازده ی تولید به واحد منابع مصرف شده است که با یک نسبت مشابه در دوره ی پایه مقایسه می شود و به کار می رود. در دهه ی ۱۹۹۰، دکتر جان کندریک[۳۳۹] و دانیل کریمر[۳۴۰] بهره وری را در نگرش اقتصادی تولید سرانه یا میزان تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر ساعت کار معرفی نمودند (کندریک، ۱۹۹۸، ص ۲). سازمان بهره وری ملی ژاپن[۳۴۱]، طی دهه ی ۱۹۹۰ با همکاری دکتر دمینگ[۳۴۲] مفاهیم جدیدی را در زمینه ی بهره وری و کیفیت ارائه نمودند که مورد توجه بسیاری از صاحب نظران علم سازمان و مدیریت قرار گرفته است. اکتون و گولدون[۳۴۳] بهره وری را نسبت برون داد واقعی به منابع مواد مورد انتظار می دانند و آفتالیون[۳۴۴] بهره وری را نسبت بازده به مقدار عوامل تولید و مصرف می داند (کاسکیو[۳۴۵]، ۱۹۹۲). در مهندسی صنعتی بهره وری اغلب در فرایند تولید به صورت “نسبت ستاده (کالاهای تولید شده) به داده (منابع مصرف شده)"تعریف می شود (سومانث[۳۴۶]، ۱۹۹۴). در سال ۱۹۹۵ مرکز بهره وری ژاپن، بهره وری را بدین صورت تعریف می کند: بهره وری یک نگرش ذهنی و پیشرفت مستمر است که شرایط بهینه ی فعلی را شامل می شود. بهره وری یعنی اینکه امروز عملکرد بهتری نسبت به دیروز داشته باشیم. بهره وری همان اشتیاق برای بهبود شرایط حاضر است، بدون اینکه میزان تناسب وضعیت واقعی را در نظر بگیریم. این مقوله تلاش مداوم برای آزمون روش ها و مسیرهای جدید را دربر می گیرد. به طور خلاصه، بهره وری همان عقیده برای “بهتر بودن"است (ساخ[۳۴۷]، ۲۰۰۱ به نقل از گایور[۳۴۸]، ۲۰۱۲ ص ۸۹). در دهه ی ۱۹۹۷ میلادی، نیلی[۳۴۹] بهره وری را برون داد هر ساعت کاری می داند که عامل اصلی در تعیین متوسط زندگی افراد است (نیلی، ۱۹۹۷). همچنین نواتاری[۳۵۰]، بهره وری را در سطح فردی “نسبت زمان واقعی کار به زمان استاندارد کار” تعریف می کند (نواتاری، ۱۹۹۷). پژوهشگرانی مانند جکسون و پیترسون[۳۵۱]، بهره وری را ” جمع اثربخشی و کارآیی” تعریف می کنند که امروزه در مفهوم “انجام درست کارهای درست” تجلی پیدا کرده است (جکسون و پیترسون، ۱۹۹۹). در سال ۲۰۰۱، میچل[۳۵۲]و همکارانش بهره وری را ارزش افزوده به درون داد عوامل تولید می دانند. پلاس و لوئیز[۳۵۳] نیز در سال ۲۰۰۱ بهره وری را به این صورت تعریف کردند: بهره وری یعنی اینکه با چه مقدار و چه کیفیتی، از منابع صرف شده در سازمان کالا تولید می کنیم؛ یعنی با منابع کمتر، کالای با کیفیت را تولید کنیم. در سال ۲۰۰۲، کلی و کاپلان[۳۵۴] بهره وری را کارآیی و اثربخشی و به عبارتی نسبت زمان ارزش افزوده به کل زمان می دانند. همچنین داونپورت و همکارانش[۳۵۵] در سال ۲۰۰۲ بهره وری را کیفیت، کارآیی و سودمندی تعریف می کنند (سبک رو و همکاران، ۱۳۸۹: ۱۸۱). در مجموع ساده ترین و در عین حال کلی ترین تعریف بهره وری، آن را به عنوان نسبت محصولات تولید شده به عوامل تولید به کار رفته مطرح می کند (پیوندی،۱۳۹۰: ۱۰۶) که در واقع استفاده ی مؤثر و کارآمد از ورودی ها یا منابع برای تولید یا ارائه ی خروجی هاست. ورودی ها یا نهاده ها، منابعی (نظیر انرژی، مواد اولیه، سرمایه و نیروی کار) هستند که برای خلق خروجی یا ستانده (که عبارت است از کالاهای تولید شده یا خدمات ارائه شده توسط یک سازمان) استفاده می شود؛ به دیگر سخن بهره وری عبارت است از به دست آوردن حداکثر سود ممکن با بهره گیری و استفاده ی بهینه از نیروی کار، توان، استعداد و مهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و …. به منظور ارتقای رفاه جامعه (تانگن[۳۵۶]، ۲۰۰۵). بهره وری، گوهر سازمانی است که می تواند پایداری و بقای سازمان ها را تضمین و مکانیزمی برای کسب مزیت رقابتی باشد (پدرام، ۱۳۹۰: ۲۵). ۲-۱-۲۱ بهره وری نیروی انسانی بهره وری نیروی انسانی را می توان به عنوان میزان تولید انجام شده تقسیم بر ساعات کار تعریف کرد (توماس[۳۵۷]، ۱۹۹۴). بهره وری نیروی انسانی عبارت است از نرخ ستاده ی واقعی (ساعات کار) ارائه شده توسط کارکنان سازمان (گیتون، ۲۰۰۰). بهره وری نیروی انسانی یعنی به حداکثر رساندن استفاده از منابع نیروی انسانی به طریق علمی به منظور کاهش هزینه ها و رضایت کارکنان، مدیران و مصرف کنندگان و نیز یعنی حداکثر استفاده ی مناسب از نیروی انسانی به منظور حرکت در جهت هدف های سازمان با کمترین زمان و حداقل هزینه (پیوندی، ۱۳۹۰: ۱۰۷). بهره وری نیروی انسانی مهم ترین معیار بهره وری است، زیرا بهره وری نیروی انسانی با اغلب تجزیه و تحلیل های سازمانی در ارتباط است و نیز نیروی انسانی راحت ترین داده ی قابل اندازه گیری است. عنصر اساسی در هر گونه تلاش برای بهبود بهره وری، نیروی انسانی است (نصرپور، ۱۳۸۲: ۲۵-۲۳). ۲-۱-۲۲ انواع بهره وری اصولاً توجه به مسائل بهره وری خواه در مرحله ی برنامه ریزی و خواه در مرحله ی اندازه گیری به یکی از سه صورت زیر مطرح می شود: ۲-۱-۲۲-۱ بهره وری جزئی[۳۵۸]: بهره وری نسبت بین ستاده و داده ی یک سیستم تولیدی را به صورت کمّی توصیف می کند (ویندل و دِرِسنر[۳۵۹]، ۱۹۹۲ به نقل از جاخرلوی و طاجوئی، ۱۳۹۰: ۱۹). هر گاه در نسبت مذکور از بین کلیه ی داده ها و منابع، صرفاً رابطه بین ستاده با یکی از منابع و عوامل تولید مورد بررسی قرار گیرد چنین بهره وری را بهره وری جزئی گویند (همان منبع). ۲-۱-۲۲-۲ بهره وری عامل کل[۳۶۰]: این نسبت در واقع نشان دهنده ی ارزشی است که استفاده از کارکنان و امکانات سرمایه ای سازمان را به مواد اولیه و قطعات و خدمات خریداری شده ی کسر شده از ارزش کل ستاده ها نشان می دهد (لام و لام[۳۶۱]، ۲۰۰۵ به نقل از جاخرلوی و طاجوئی، ۱۳۹۰: ۱۹). صورت نسبت مزبور را ارزش افزوده[۳۶۲] می گویند. ۲-۱-۲۲-۳ بهره وری کل[۳۶۳]: بهره وری کل برخلاف بهره وری جزئی، رابطه بین ستاده ی سیستم با کلیه ی منابع مصروفه را جهت تولید آن ستاده نشان می دهد (هانولا[۳۶۴]، ۲۰۰۲ به نقل از جاخرلوی و طاجوئی، ۱۳۹۰: ۱۹). ۲-۱-۲۳ جلوه های بهره وری چیست؟ تعریف بهره وری دربردارنده ی دو شاخص اصلی “کارآیی” و “اثربخشی” است. ۲-۱-۲۳-۱ کارآیی[۳۶۵]: انشاسی[۳۶۶]و همکاران (۲۰۰۷) کارآیی را نسبت بازده ی واقعی بدست آمده به بازده ی استاندارد و تعیین شده (مورد انتظار) تعریف کردند یا در واقع نسبت مقدار کاری که انجام می شود به مقدار کاری که باید انجام شود. نکته ی بسیار مهم آن است که طبق قوانین فیزیکی در ماشین (سیستم های بسته و مکانیکی)، کارآیی و راندمان که خارج قسمت ظرفیت فعلی به ظرفیت اسمی می باشد، تقریباً هرگز به یک نمی رسد و همواره کوچک تر از یک است، لیکن در مورد انسان (سیستم باز) بر اثر انگیزش و رهبری صحیح می تواند از یک بزرگتر شود (انشاسی و همکاران، ۲۰۰۷). فاطمی[۳۶۷] (۲۰۰۲)، کارآیی را بهره وری نسبت میان منابع مورد انتظار با منابع صرف شده می داند؛ به عبارت دیگر داده ی مورد انتظار به داده ی واقعی در سازمان و درست انجام دادن کار است. پولیتیس[۳۶۸] (۲۰۰۵) کارآیی را میزان صرفه جویی در هزینه های سازمان، وقت و منابع و همچنین میزان ایده های ارائه شده می داند (فاطمی ۲۰۰۲). ۲-۱-۲۳-۲ اثربخشی[۳۶۹]: فاطمی، اثربخشی را انجام دادن کارهای درست در زمان مناسب با کیفیت مناسب تعریف می کند و پولیتیس اثربخشی را میزان هزینه های به کار رفته در تولید کالا و میزان ایده های اجرا شده در سازمان تعریف می کند (همان منبع). اثربخشی، عبارت از درجه و میزان نیل به اهداف تعیین شده است. به بیان دیگر اثربخشی نشان می دهد که تا چه میزان از تلاش های انجام شده نتایج مورد نظر حاصل شده است (ابطحی و کاظمی، ۱۳۷۹). در حالی که نحوه ی استفاده و بهره برداری از منابع برای نیل به نتایج مربوط به کارآیی می شود. در واقع اثربخشی مرتبط با عملکرد و فراهم آوردن رضایت انسان از تلاش های انجام شده، و کارآیی مرتبط با بهره برداری صحیح از منابع است. لذا کارآیی جنبه ی کمّی دارد، ولی اثربخشی جنبه ی کیفی دارد. لازم است توجه شود که کارآیی و اثربخشی لزوماً همسو نیستند، و پا به پای هم حرکت نمی کنند در نهایت، بهره وری را می توان به صورت زیر تعریف کرد: بهره وری= اجرای کارهای درست (اثربخشی) + اجرای درست کارها (کارآیی) به طور کلی، نسبت به بهره وری، باید بینشی فراگیر و جامع اتخاذ شود، زیرا بهره وری کل جامعه را دربر می گیرد. در واقع بهره وری معیاری است که موارد زیر را شامل می شود: میزان تحقق اهداف چگونگی استفاده ی کارآ از منابع جهت ایجاد تولید مفید آنچه به دست آمده در مقایسه با آنچه امکان داشته مقایسه ی عملکرد بهره وری (انشاسی و همکاران، ۲۰۰۷). ۲-۱-۲۴ سطوح بهره وری بهره وری برابر است با خارج قسمت خروجی (میزان تولید) بر یکی از یا کل عوامل تولید. بهره وری از حیث آنکه در چه سطحی[۳۷۰] از سیستم ها مورد کنکاش قرار گیرد به سطوح زیر تقسیم بندی می شود. سطح فرد سطح گروه کاری سطح سازمانی سطح رشته های تجاری، خدماتی، صنعتی و کشاورزی سطح بخش های اقتصادی سطح ملی و کشوری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فلاونولها
میرستین
۸/۰
کوئرستین
۸/۱
کامپفرول
۶/۲
پلی فنولها عمده ترکیبات برگهای چای سبز را تشکیل میدهند. بنابراین، چای سبز منبع جیرهای با ارزشی برای پلی فنولها بویژه فلاونوئید[۵۲] میباشد. فلاونوئیدها مشتقات فنولی سنتز شده در مقادیر قابل توجه (۵/۱-۵/۰ درصد) و متنوع (بیش از ۴۰۰۰ نوع شناسایی شده) میباشند، که بطور وسیعی در گیاهان توزیع یافته است (وای سون و همکاران، ۱۹۹۵). فلاونوئیدها به ۶ زیرگروه فلاونها[۵۳]، فلاونونها[۵۴]، ایزوفلاونها[۵۵]، فلاونولها[۵۶]، فلاوانولها[۵۷] و آنتوسیانیدها[۵۸].تقسیم شده، که این ترکیبات در خصوصیات ساختمانی حلقه هتروسایکلیک[۵۹] اکسیژن با هم تفاوت دارند (رایس و همکاران، ۱۹۹۷).
 فلاونوئیدهای عمده یافت شده در چای فلاوانولها و فلاونولها هستند. کاتشینهای چای از لحاظ ساختمانی اصولاً جزء فلاوانول هستند و حدود ۲۰ درصد وزن خشک چای سبز را در بر میگیرند، درحالیکه فلاونولها ۲ تا ۳ درصد مواد جامد محلول در آب برگهای چای را تشکیل میدهد (هرتوج و همکاران، ۱۹۹۳). ۲-۵-۱-۱-کاتشینها کاتشینها (فلاون-۳-اول)، فلاونوئیدهای عمده موجود در چای سبز هستند. چهار کاتشین اصلی موجود در چای سبز عبارت از اپی گالوکاتشین-۳-گالات[۶۰] (EGCG)، که تقریباً ۵۹ درصد کل کاتشینها را در بر میگیرد، اپی گالوکاتشین[۶۱] (EGC) (تقریباً ۱۹ درصد)، اپی کاتشین-۳-گالات[۶۲](ECG) (تقریباً ۶/۱۳ درصد) و اپی کاتشین[۶۳] (EC) (تقریباً ۴/۶ درصد) میباشد(مک کی و بلامبرگ و همکاران، ۲۰۰۲). اپی گالوکاتشین گالات پر اهمیتترین ترکیب فعال در میان سایر کاتشینهاست، و در جوانه برگ و اولین برگها چای غنیتر میباشد. معمولاً غلظت کل پلی فنولها در برگهای چای سبز خشک شده در حدود ۸ تا ۱۲ درصد است (گراهام، ۱۹۹۲؛ ماین و پیگن، ۱۹۹۱). ساختار کاتشینهای اصلی موجود در چای سبز در شکل ۲-۶ نشان داده شده است.
![]() شکل۲-۶- ساختار a) (-)-اپی گالوکاتشین (EGC)، b) (-)- اپی کاتشین-۳-گالات (ECG)، c) (-)-اپی گالوکاتشین-۳-گالات (EGCG)، d) (+)-کاتشین©، e) (-)-اپی کاتشین (EG) (کابررا و همکاران، ۲۰۰۶) محتوای نسبی کاتشینهای چای سبز بستگی به عوامل گوناگونی همچون
- چگونگی فرآوری برگها قبل از خشک کردن ( در جه تخمیر و حرارت دادن برگها در مدت فرآوری در کارخانه میتواند منجر به پلیمریزه شدن ترکیات مونو پلی فنولیک نظیر کاتشینها شود) منجر به تغییرات انطباقی و تغییر خصوصیاتشان میگردد.
- شرایط پرورشی (خاک، آب و هوا، شیوه های کشاورزی و مواد آلی و شیمیایی اضافه شده به خاک برای غنی سازی[۶۴]).
- نوع واریته چای(ژا و وی، ۲۰۰۲) بستگی دارد.
۲-۵-۱-۲- میرستین، کوئرستین و کامپفرول: کوئرستین، کامپفرول و میرستین جزء فلاونولها ی چای محسوب میشوند (مختار و احمد، ۱۹۹۹)، شکل ۲-۷ ساختمان ۳ فلاونوئید معروف موجود در چای را نشان میدهد. فلاونولها بدلیل حضورگروه کتو متصل شده ازطریق پیوند دوگانه به حلقه C، و همچنین مجاورت با گروه هیدروکسیل در حلقه B بطور قابل ملاحضهای پتانسیل آنتی اکسیدانی دارند (بورس و همکاران، ۱۹۹۶). فلاونولها به لحاظ ساختمانی نسبت به کاتشینها پایدارتر بوده و چای منبع جیرهای عمده این ترکیبات میباشد (هرتوج و همکاران، ۱۹۹۳).
![]() شکل۲-۷- ساختار شیمیایی کوئرستین، کامپفرول و میرستین موجود در چای سبز (دیوفرسن و فارنورس، ۲۰۰۰) ۲-۵-۱-۳- تاننها تاننها (فلاوانولها) که به اسامی دیگری چون اسید تانیک، گالوتانن و گالوتانیک نیز شناخته میشوند، ترکیبات پیچیده طبیعی هستند که از مواد شیمیایی پلی فنولی تشکیل شدهاند. این مواد ترکیبات پیچدهای با وزن مولکولی بالا (۵۰۰ تا ۳۰۰۰ دالتون) و دارای تعداد قابل ملاحضهای گروه هیدروکسیل فنولیک (۱ تا ۲ درصد وزن مولکولی) هستندکه امکان تشکیل ارتباطات تقاطعی بین پروتئین و سایر ماکرومولکولها را میسر میگرداند. مهمترین خاصیت تاننها قابلیت آنها در ترکیب با پروتئین است، بنابراین موجب بازدارندگی عمل آنزیمها میشوند. علاوه براین، مختل شدن فعالیت آنزیمهای دخیل در امر هضم نشاسته سبب کاهش در انرژی مصرفی میگردد. از آنجا که تاننها باعث رسوب پروتئین در غشاهای مخاطی میگردند، باکتریها را از وجود مواد غذایی در غشاهای مذکور محروم میسازند. از اینرو، خاصیت ضدباکتریایی نیز دارند. تاننها با افزایش جریان پروتئینها به دوازدهه، باعث بهبود قابلیت هضم کلی آمینو اسیدها میشوند، البته ضریب قابلیت هضم کاهش مییابد (میوپانگوا، ۲۰۰۳). ۲-۵-۱-۴- تئانین تئانین یکی از مشتقات اسید آمینهی گلوتامین و یک اسید آمینه منحصر به فرد در برگهای چای است، که به میزان فراوانی در چای سبز یافت میشود.
شکل۲-۸- ساختار شیمیایی تئانین موجود در چای سبز (دیوفرسن و فارنورس، ۲۰۰۰) تئانین اثرات فیزیولوژیکی گوناگون نظیر آنتی اکسیداسیون کلسترول LDL (یکوزاوا و دانگ، ۱۹۹۷) ، تعدیل ناقلهای عصبی (یامادا و همکاران،۲۰۰۵ )، ضد فشار خون (یوکوگوشی و همکاران، ۱۹۹۸) و همچنین اثرات گوناگون هورمونی و ناقل عصبی دارد. ۲-۵-۲- خواص آنتی اکسیدانی چای سبز فعالیت آنتی اکسیدانی چای سبز بطور مستقیمی در ارتباط با ترکیب حلقه های آروماتیک و گروه های هیدروکسیل سازندهشان است، که این منتج به باند شدن و خنثی سازی رادیکالهای آزاد توسط گروه های هیدروکسیل خواهد شد (اربا و همکاران، ۱۹۹۶؛ سافینی و همکاران، ۱۹۹۹). پلی فنولهای چای سبز به سبب وجود گروه های هیدروکسیل در ساختار شیمیایشان پتانسیل تمیز کردن رادیکالهای آزاد را داشته و همچنین قادر به تشکیل کمپلکس با رادیکالهای آزاد و خنثی سازیشان هستند (ایچی هاشی و همکاران، ۲۰۰۰). در عمل کاتشینهای موجود در چای قویترین آنتی اکسیدان در میان فنولهای گیاهی هستند. یکی از فراوانترین کاتشینهای چای سبز اپی گالوکاتشین گالات است. اپی گالوکاتشین گالات و اپی گالوکاتشین دارای بیشترین اثر آنتیاکسیدانی در بین کاتشینهای چای سبز بوده و سبب کاهش اکسیداسیون کلسترول و اسیدهای چرب لینولئیک وآراشیدونیک میشود. در برخی از تستهای آزمایشگاهی اپی گالوکاتشین گالات بیست برابر بیشتر از ویتامین C، سی برابر بیشتر از ویتامینE و دو تا چهار برابر بیشتر از Butylated hydroxyanisole (BHA) یا Hydroxytoluene (BHT) Butylated فعالیت از خود نشان دادند. همچنین، کل ظرفیت آنتی اکسیدانی کاتشینها معادل ۴۰/۲، ۵۰/۲، ۰۱/۳، ۸۲/۳، ۷۵/۴، ۹۳/۴ میلی مول در لیتر بترتیب برای اپی کاتشین، گالیک اسید، اپی گالوکاتشین، اپی گالوکاتشین گالات و اپی کاتشین گالات و همچنین ۹۹/۰ میلی مول درلیتر برای ویتامینهای C و E است (رایس-اوانس و همکاران، ۱۹۹۵). کاتشینها از شکلگیری هیدروسوپراکسید و سمیت لیپید ممانعت نموده (کانکو وهمکاران، ۱۹۹۸) و بعنوان تمیز کننده سوپر اکسید (گروت و همکاران، ۱۹۹۸) و دیگر رادیکالهای آزاد عمل میکند (فیالا و همکاران، ۱۹۹۶). کاتشینها فعالیت تحریک کنندگی آنزیمهای اکسیداتیو و کیلات آهن و مس را تغییر میدهند، از این رو از تحریک فلزات تشکیل دهنده رادیکالهای آزاد جلوگیری به عمل میآورند (کاشیما و همکاران، ۱۹۹۹). چای سبز عمل تنظیف انواع اکسیژن و نیتروژن واکنش پذیر و همچنین افزایش بیان آنتی اکسیدانهای اندوژنوسی داخل سلولی نظیرگلوتاتیون، گلوتاتیون ردوکتاز، گلوتاتیون پراکسیداز، گلوتاتیون-اس-ردوکتاز، کاتالاز و کوئینون ردوکتازرا انجام میدهد. بطور گستردهای در انواع مواد بیولوژیکیTBA[65] جهت تعیین درجه اکسیداسیون کاربرد دارد. نتایج یامان و همکاران (۱۹۹۹) نشان داد استفاده از عصاره چای سبب کاهش سطح TBA سرم میشود، که این مربوط به اثر آنتی اکسیدانی کاتشینهای چای میباشد. علاوه براین، در آزمایش بیسواس و واکیتا (۲۰۰۱) تغذیه پودر چای سبز (صرفنظر از سطح مصرفی)، بطور معنیداری مقدار TBA را در گوشت جوجههای گوشتی پایین آورد. هرچند، رحمانی و همکاران (۲۰۰۸) گزارش کردند سطوح مختلف برگ سبز چای (۵/۰، ۱، ۵/۱، ۲ درصد) تأثیری بر وقوع پراکسیداسیون لیپیدی در گوشت ران و سینه ندارد. ۲-۵-۳- خواص ضدباکتریایی چای سبز کاتشینهای موجود در چای سبز فعالیت ضد باکتریایی بر علیه باکتریهای گرم مثبت و گرم منفی دارند. عصاره چای از فعالیت باکتریهای بیماریزای رودهای نظیر Staphylococcus aureus،S. epidermis، Plesiomonas shigelloides، Salmonella typhi، S. tiphimurium،S. enteritidis، Shigella exneri، disenteriaeand S.، Vibrio cholerae،V. parahaemolyticus (میتسچر و همکاران، ۱۹۸۹؛ تودا و همکاران، ۱۹۸۹؛ تودا و همکاران، ۱۹۹۱)، Campylobacterjejuni و C. coli (دایکر و همکاران، ۱۹۹۱) جلوگیری می کند، اماتأثیری برعلیه Escherichia coli، Pseudomonas Aeruginosa یا Aeromonas hydrophila ندارد (تودا و همکاران، ۱۹۸۹). بیان شده است که پلی فنولهای گیاهی یا تاننها از طریق اتواکسیداسیون و تولید پراکسید هیدروژن، اثر مهاری خود را روی رشد یاختهها اعمال میکنند، ولی در شرایط محیطی ویژه ممکن است ژنهایی در باکتری القاء شوند که نهایتاً با افزایش دفاع آنتی اکسیدانی در باکتری موجب غلبه باکتری بر اثر مهارکنندگی تاننها گردند (ناکاهارا و همکاران، ۱۹۹۳). قویتر بودن اثر مهارکنندگی چای سبز در مقایسه با چای سیاه، این احتمال را مطرح میکند که متابولیتهای حاصل از فرآیندهای اکسیداسیون در ضمن تخمیر برگ چای، هم اثرات میکروبیولوژیکی و هم توان آنتی اکسیدانی آن را به درجاتی کاهش میدهند. با این حال، چای سیاه در پارهای شرایط، همچنان دارای اثر ضد باکتریایی است و به نظر میرسد که این اثر با ظرفیت آنتی اکسیدانی آن مرتبط باشد. ظاهراً خواص ضد میکروبی چای سبز مدیون اپی کاتشین گالات و اپی گالوکاتشین گالات است (ساساکی و همکاران، ۲۰۰۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ارتباط بین فقرو کم توانی WHO وUNESCO وILO (2004) مشاهده کردند که یک رابطه قوی دو جانبه بین فقر و کم توانی وجود دارد. فقر باعث کم توانی شدیدتر و کم توانی باعث فقر بیشترمیشود. در سال ۲۰۰۰ اعضاء UN اهداف توسعه هزاره (MDG) را برنامه ریزی کرده اند که در آن براندازی فقر در صدر لیست این اهداف بوده است. اثر فقر بر افراد دارای کم توانی به طور غیرقابل تصوری بزرگ و نابودگر است. بر طبق آمار سازمان بین المللی توسعه[۵] در سال۲۰۰۰، حدود ۵۰ درصد از افراد دارای کم توانی مستقیماً با فقر دست و پنجه نرم میکنند. ناریان و پتیچه[۶] (۲۰۰۲) مشاهده کردند که فقر، حقوق اساسی افراد ناتوان را نقض میکند و آنها را از نیازهای اولیه زندگی مانند آب سالم، غذا، سرپناه، پوشاک، بهداشت و آموزش محروم میکند. در جهان امروز بحث اصلی در توسعه، حق محور[۷] بودن آن است. مشخص شده که فقر تنها به معنای بی پولی نیست، بلکه به معنای انکار حقوق اولیه واصول زندگی محترمانه اعم از حق برخورداری از سلامت، آموزش کرامت، حق انتخاب و داشتن فرصت است. فقر به معنی نادیده انگاشتن این امکانات اولیه برای فرد است، هر فردی که تمامی این امکانات را داشته باشد فقیر نیست. حتی اگر ثروتمند نباشد.(هارتلی، ۲۰۰۴: ۵۹). بحث درباره حقوق و به واقعیت رسیدن آن، از طریق دسترسی برابر به خدمات و فرصتهاست. اثر فقر بر افراد کم توان، به طور غیرقابل تصوری وسیع و تخریب کننده است. تلاقی کم توانی وجنسیت میتواند این محرومیتها تشدید کند. برغم اینکه بخش عظیمی از زنان دارای کم توانی در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند، تحقیقات کمی بر روی موضوعات مربوط به آنان در این کشورها بعمل آمده است. آثار منتشره موجود درباره زنان دارای کم توانی در کشورهای در حال توسعه، اغلب حاکی از آن است که این زنان با تبعیض چند گانه ناشی از کم توانی، جنسیت و وضعیت اجتماعی دنیای در حال توسعه مواجه هستند. با توجه به نگرشهای سنتی و عادات فرهنگی- اجتماعی جامعه، برابری جنسیتی یکی از موضوعات قابل توجه اغلب زنان کشورهای در حال توسعه است. از این رو بسیاری از موضوعاتی که زنان معمولاً در جامعه مرد سالار با آن مواجه هستند عبارتند از، محدودیت دسترسی به آموزش و اشتغال، و مشکلات برخاسته از عادات فرهنگی و سنتی که باعث دور ماندن زنان از زندگی عادی و نظیر آن میشود. این عوامل تاثیر بیشتری بر زنان دارای کم توانی دارد. اگر چه کم توانی به نابرابری و انزوای زنان و مردان منجر میشود، اما افراد دارای کم توانی از هر دو جنس یک گروه متجانس را تشکیل نمیدهند. زنان دارای کم توانی در کشورهای در حال توسعه در مقایسه با مردان دارای کم توانی در معرض برخی چالشهای خاص هستند. فقر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه میتواند چالشهای محدودیت دسترسی به منابع و خدمات توانبخشی را تشدید نماید.
 تجربه نشان میدهد که بخش عظیمی از افراد کم توان بیکارند و حتی اگر تواناییهای لازم برای انجام فعالیتهای کاری داشته باشد، اغلب از فرصتهای استخدامی محروم میشوند. در نتیجه، هیچ در آمد ثابتی ندارند و به همین خاطر باید همیشه نیازمند بخشش خیرین و گروههای خیریه برای تأمین معاش خود باشند. اسناد بین المللی از قبیل کنوانسیون حقوق بشر و حقوق کودک، بند ۱۵۹ معاهده ILO در مورد سیاستهای ملی برای استخدام افراد کم توان و نقش قوانین استاندارد سازمان ملل در برابری فرصتها برای افراد کم توان، به وسیله بیشتر دولتها نادیده گرفته شده است. دازیه (۱۹۸۴) و اموبین(۲۰۰۲) خاطر نشان کردند. که این نگرشهای منفی که توسط افراد کم توان تحمل میگردد اغلب باعث ایجاد حس عداوت، به وجود آمدن نارضایتی و سرکوبی ابتکار و خلاقیت آنان میشود. یافتههای اخیر در خصوص مطالعه «تأثیر خدمات ارائه شده به افراد دارای آسیبهای نخاعی[۸] بر مشارکت اقتصادی آنها» نشان میدهد که افراد کم توان با موانع مختلفی در زمینههای دسترسی به فرصتهای استخدامی، شغل مناسب، پایداری فرصت شغلی، دریافت دستمزد مناسب، نگرش تبعیضی، مهارتهای مناسب، فقدان کیفیت آموزشی، محیط و حمل و نقل غیرقابل دسترس و… مواجه هستند. WHO معتقد است که ارائه خدمات بهتر، راهی برای خروج از چرخه فقر بوجود میآورد یکی از گروههایی که در هر کشور بشدت نادیده گرفته میشوند، افراد کم توان هستند که حتی در فراز و نشیب فرایند توسعه هم دخالت داده نمیشوند. زیرا این گروه اغلب در زیر خط انتهایی قرار دارند. (هارتلی، ۲۰۰۴: ۲۴) لازم است که استراتژیهای ملی برای پرداختن به اهداف توسعه وکاهش فقر مقیاسهایی را برای تضمین مشارکت افراد دارای کم توانی در نظر داشته باشند. تلاش در سطح جامعه در جهت تضمین فرصتهای برابر برای افراد دارای کم توانی در زمینه تحصیل، اشتغال ومشارکت اجتماعی و…باید درراستای استراتژیها و سیاستهای کشوری برای توسعه و رشد یافتگی باشد. ساختار مدیریتی، حمایت وزارتخانههای مختلف دولتی، سازمانهای غیر دولتی و دیگر عوامل مداخله گر نیز معمولاً مورد نیاز است. سازمانها ونهادهایی که در جهت کاهش فقر فعالیت میکنند، اهمیت برنامههای خاص را برای مشارکت زنان ونقشی که در امور مربوط به سلامت، تحصیل و رفاه دارند را دریافته اند. ولی این برنامهها بنا به عادت، شامل زنان دارای کم توانی نمیشود.برنامهها ی توسعهای باید در ارتقاء «یکپارچه سازی» زنان دارای کم توانی در برنامههای معطوف به کاهش فقر که در میان کل زنان اجرا میشود، مؤثر باشند. ضرورت شامل شدن افراد کم توان در جریان توسعه جهانی کاملا روشن است. این امربه علت این است که عدم دستیابی به مراقبتهای بهداشتی و توانبخشی، تحصیل، آموزش مهارتها و شغل چرخه معیوب فقر و کم توانی را به وجود میآورد. بدون مشارکت افراد دارای کم توانی کاهش میزان فقر و گرسنگی به نصف تا سال ۲۰۱۵ به ویژه با توجهای که در اهداف توسعه هزاره (MDG)[9] بدان شده است. امکان پذیر نمیباشد. (منشور مشترک ۲۰۰۴). در سال ۲۰۰۰ میلادی کشورهای عضو سازمان ملل متحد، بیانیه هزاره سوم را بین خود تصویب نموده و برای هدایت اجرای بیانیه، ۸ هدف توسعه هزاره مقرر کردند (که ۳ هدف به طور خاص برای افراد دارای کم توانی و خانواده شان در نظر گرفته شده بود که عبارتند از: ریشه کنی فقر و گرسنگی شدید، دستیابی به تحصیلات ابتدایی در سطح جهان، ارتقاء برابری جنسی و توانمند سازی زنان. هدف ۱: ریشه کن کردن فقر شدید و گرسنگی فقر علت کم توانی: بیش از ۵۰ درصد از کم توانی ها قابل پیشگیری هستند که مستقیماً به فقر مربوطند. علی الخصوص این یک واقعیت است که کم توانی از سوتغذیه، مادران و بیماریهای عفونی ایجاد میشود. کم توانی بعنوان عامل خطر برای ایجاد فقر است. بیش از ۸۵ درصد از افراد دارای کم توانی با فقر زندگی میکنند. هدف۲: دسترسی به آموزش ابتدایی همگانی تخمین زده میشود که ۹۸ درصد از کودکان دارای کم توانی در کشورهای در حال توسعه به مدرسه نمیروند. هدف ۳: ترویج برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان مکرراً تایید شده که زنان دارای کم توانی بطور مضاعف از مزایای اجتماعی محرومند. آنها بدلیل مونث بودن و هم بدلیل کم توانی شان از فعالیتهای گوناگون محروم شده اند زنان دارای کم توانی نسبت به زنان دیگر دو برابر بیشتر قربانی سوء استفادههای فیزیکی و جنسی هستند. وضعیت زنان دارای کم توانی در حالی که در جهان زنان برای برابری با مردان مبارزه میکنند. زنان دارای کم توانی تلاش میکنند تا ابتدا بعنوان یک فرد وسپس یک زن در جامعه هویت پیدا کنند. مرور منابع و مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف جهان در خصوص زنان و دختران دارای کم توانی نشان دهنده این واقعیت است که آنان محرومیت مضاعفی را درجوامع خود تجربه میکنند، زن بودن و کم توان بودن. با وجود آنکه تعداد دختران و زنان دارای کم توانی در جهان بسیار قابل توجه است. ولی بویژه در کشورهای در حال توسعه منطقه ی آسیا و اقیانوسیه اسکاپ[۱۰] به مشکلات آنان توجهی نمیشود. این بی توجهی باعث شده است که آنان قدرت پیدا نکنند تا صدای خود را به گوش سایرین برسانند در سراسر منطقه اسکاپ چه در مناطق روستایی و چه شهری زنان و دختران دارای کم توانی گرفتار وضعیت دشواری هستند که متأثر از داشتن کم توانی، زن بودن و فقر میباشد. که هر یک از این عوامل بشدت تحت تأثیر تعصبات حاکم در جامعه قرار دارد. بنابر این در منطقه آسیا و اقیانوسیه دختران و زنان دارای کم توانی جزء فقیرترین افراد هستند که سلامتی شان را پیوسته خطرهای بیشتری تهدید میکند. (سازمان ملل ۱۹۹۵: بنقل ازکوشا) جامعههای فقیرتر به ویژه در کشورهای در حال توسعه در مقابل آنچه باعث کم توانی میشود آسیب پذیرتر هستند. تحقیقی که در سال ۱۹۸۹ از طرف سازمان جهانی کار (ILO)در ۶ کشور منطقه آسیا و اقیانوسیه انجام شد نشان داد که بروز کم توانی در زنان ۴۹-۱۵ سال بنابر دلایلی مانند بارداریهای متعدد، عدم دسترسی به مراقبتهای بهداشتی بعد از زایمان، مراقبتهای پزشکی و تغذیه نامناسب بیشترمی باشد و با این شرایط آنان در معرض از دست دادن سلامتی خود و خطر ناتوان شدن قرار میگیرند. این که تعداد زنان دارای کم توانی کمتر از مردان دارای کم توانی است با توجه به این واقعیت که طول عمر زنان در مجموع از طول عمر مردان بیشتر است ثابت میکند که زنان دارای کم توانی در مقایسه با مردان دارای کم توانی از مراقبتها و پشتیبانیهای کمتری برخوردار میباشند که این موضوع باعث مرگ زود هنگام آنها میشود. نوزادانی که از زمان تولد، کم توانی در آنها مشخص است، موجوداتی ناخواسته تلقی میشوند، این کودکان بخصوص در مناطق روستایی و یا خانوادههای فقیر به حال خود رها میشوند و این اتفاق برای دختران دارای کم توانی بیشتر رخ میدهد. در این شرایط امکان زنده ماندن برای دختران کم توان حتی در قیاس با پسران دارای کم توانی کمتر است. زنان دارای کم توانی در روستاها با مشکلات بیشتری مواجه هستند آنان بدلیل سلطه سنتها و تعصبهایی که منزلت اجتماعی پایینتری را به آنها تحمیل میکند از یکسو و عدم امکان دسترسی به اطلاعات، برخی مراقبتهای پزشکی و خدمات توانبخشی، بیسوادی، فاصله از تسهیلات موجود در شهرها و دشواریهای ناشی از فقر با سختیها و مشکلات بیشتری دست به گریبان هستند. کم توانی با بی سوادی، سوء تغذیه، عدم دسترسی به آب سالم، پایین بودن مصونیت نسبت به بیماریها و آسیبها و صدمات روحی و روانی و… همراه است(,UN 1995). یک زن دارای کم توانی با امکان بیسوادی و سوء تغذیه بیشتری مواجه است برای یک زن کم توان امکان داشتن شغل در آمد زا کمتراز یک مرد کم توان است. در اغلب موارد یک مرد دارای کم توانی بعنوان یک مرد در (جوامع در حال توسعه و مرد سالار) دارای اعتباراست، ازدواج وتشکیل خانواده برای آنان در قیاس با زنان دارای کم توانی آسانتر است. یک زن دارای کم توانی با توجه به فرهنگ اغلب کشورها، در خصوص داشتن معیار زیبایی و تندرستی بعنوان امری بسیار تعیین کننده از صف انتخاب شوندگان برای داشتن یک زندگی زناشویی و خانوادگی کنار گذارده میشود. احساسات و عواطف زنان دارای کم توانی غالبأ همانند سایر زنان در نظر گرفته نمیشود. گویی آنان فاقد نیازهای طبیعی و مشروع همانند دیگر زنان میباشد. ندیدن، نشنیدن و یا راه نرفتن برای زنان دارای کم توانی در اغلب اوقات موجب نادیده گرفته شدن آنها در زندگی خانوادگی و اجتماعی میشود. در شرایطی که جنبشهای زنان در سراسر جهان بدنبال کسب حقوق برابر برای زنان میباشد زنان دارای کم توانی از فرصتهای حداقل برای زندگی محروم میباشند. آنان درکسب فرصتهایی برای بیان تواناییهای خویش جهت مشارکت درجوا مع خود نادیده گرفته میشوند. تبعیض بر علیه زنان تاثیرات زیادی در تمام جنبههای زندگی آنان از قبیل آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعی، وضعیت اقتصادی و… دارد. وقتی بیشتر زنان از حقوق خود محروم میشوند درواقع جامعه از استعدادها و قابلیتهای زنان کم توان نیز به دلیل کمبود فرصتها، محروم شده است. نگرشها و کلیشههای اجتماعی۱ نسبت به افراد دارای کم توانی در جامعه، موجب میشودکه نگاه مردم به آنان همواره با آمیزهای از ترس و دشمنی همراه باشد، از آنجائیکه سلامتی جسمانی بعنوان فاکتوری مثبت در جامعه تلقی میشود لذا هنوز مردم نسبت به این افراد دارای نگرشی ترحم آمیز بوده و خواهان دوری از آنان هستند. (وایت۲، ۱۹۹۶: ۲۲). این افراد اغلب بعنوان نیازمندانی وابسته بنظر میرسند که در مراودات اجتماعی روزمره قادر به فعالیتهای بارآور و ثمر بخش در زندگی اقتصادی خود نمیباشند. واین امر منجر به جداسازی و انفکاک آنان از نقش فعالشان بعنوان یک کنشگر اجتماعی میشود. آنان در سطوح مختلف اجتماعی و از سوی افراد سالم همواره در معرض انگ خوردن۳ بوده و معمولاً برچسبهایی نظیر: غیرفعال، ضعیف النفس، وابسته، بی کفایت، کم هوش و… به آنان زده میشود.اگر چه کم توانی به نابرابری و انزوای زنان و مردان منجر میشود، اما افراد دارای کم توانی از هر دو جنس یک گروه متجانس را تشکیل نمیدهند. زنان دارای کم توانی در کشورهای در حال توسعه در مقایسه با مردان دارای کم توانی در معرض برخی چالشهای بیشتری هستند. (لانسدیل، ۱۹۹۰) این زنان بخصوص در کشورهای در حال توسعه درعرصه های گوناگون زندگی خود با چالشهای بیشتری مواجه می با شند: عرصه شغل و درآمد بند ۱ ماده ۲۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد بیان میکند که: “هر شخصی حق کار کردن، حق انتخاب شرایط مناسب و عادلانه و حمایت شدن به هنگام بیکاری را دارد.” درعوض ILO[11] تخمین میزند که"نسبت بیکاران درمیان افراد دارای کم توانی در کشورهای درحال توسعه یک معضل است ودربرخی ازکشورهابه بیش از ۸۰درصد بالغ شده است".(ILO ، ۲۰۰۳) کاسول[۱۲](۲۰۰۳) مشاهده کرد که باوجود سیستم سهمیه قانونی کار برای افراد دارای کم توانی، متاسفانه در اغلب کشورها هنوز این قانون به صورت محدود اعمال میشود.ویا هیچ ضمانتی براجرای آن نیست. تجربه نشان میدهد که بخش عظیمی از افراد دارای کم توانی بیکارند و اغلب از فرصتهای استخدامی کنار گذشته میشوند. حتی اگر آنها تواناییهای لازم را برای انجام آن کار داشته باشند. در نتیجه، آنها هیچ در آمد ثابتی ندارند و به همین خاطر باید همیشه نیازمند بخشش خانواده و گروههای خیریه برای تأمین معاش خود باشند. اسناد بین المللی مثل معاهده حقوق بشر و حقوق کودک، بند ۱۵۹ معاهده ILO در سیاستهای ملی برای استخدام افراد دارای کم توانی و نقش قوانین استاندارد UN بر برابری فرصتها برای افراد دارای کم توانی، توسط اکثر دولتها نادیده گرفته شده است. با این تفاسیر افراد دارای کم توانی همچنان گرفتار ” تبعیض “، ” نادیده گرفتن ” و ” مظلومیت ” هستند (انوت[۱۳] ۲۰۰۳ و آکنتارو[۱۴]۲۰۰۴) دازی[۱۵] (۱۹۸۴) و اموبین[۱۶](۲۰۰۲) گفتند که این چنین شواهدی از طرز تلقی منفی که بر افراد دارای کم توانی تحمیل میشود، حکایت میکند.نقل قول زیراز سند ILO در خصوص استراتژیهای کاهش کم توانی و فقر در سال ۲۰۰۲ اقتباس شده است: بیشتر افراد کم توان به صورت بالقوه توانایی مستقل بودن را دارند. میزان حمایت مناسب ما در کاهش اثر یک نقص در ایجاد کم توانی، مؤثر است. اگر مشکلات حرکتی شخصی که از لحاظ جسمی آسیب دیده است، با وسایل حمل و نقل مناسب و تسهیل دسترسی مرتفع گردد، در این صورت وی هیچ تفاوتی با سایر افراد عادی نخواهد داشت. همین امر برای فردی با مشکلات ارتباطی نیز صدق میکند. در نتیجه این فرد، نیازی به کمک اجتماعی یا حفاظت نخواهد داشت، بلکه او تنها خواهان تضمین برخورداری از فرصتهای برابر میباشد. بررسی هزینه برچسب عدم توانایی به افراد کم توان در تولید اقتصادی بسیار حائز اهمیت است. وجود یک فرد کم توان در خانواده، بر تمام اعضا تأثیر میگذارد. به ویژه زمانی که فرد کم توان نان آور خانواده باشد. اگر آنها نتوانند از لحاظ اقتصادی فعال باشند، در نتیجه تمام خانواده از این موضوع متأثر خواهد شد. در کشورهای دارای نظام رفاه اجتماعی فراگیر، خدمات رفاهی به این افراد ارائه میشود، اما این کشورها دریافته اند که ارائه خدمات رفاهی، پایداری ندارد. ایجاد شرایط اشتغال برای افراد کم توان، بسیار ارزان تر از ارائه خدمات رفاهی به آنهاست، حتی اگر انجام شغل مورد نظر، نیازمند صرف مبالغی برای مناسب سازی محیط کار باشد. نقل قولی دیگر از ILO به قرار زیر است: ” هدف باید کاهش فقر در افراد کم توان باشد بدون سرکوبی تواناییهای اقتصادی آنها و ایجاد وابستگی به مؤسسات رفاهی. هزینههای مربوط به تسهیل دسترسی، وسایل فنی و مناسب سازی محیط کار افراد کم توان باید به عنوان سرمایههای کاری این افراد نگریسته شود و نه به عنوان هزینههای رفاه اجتماعی بیهوده". (هارتلی، ۲۰۰۳: ۴۴) اشتغال از موضوعاتی است که زنان دارای کم توانی در آن محدود و یا از آن محروم میگردند زیرا کلیشههای اجتماعی آنان را نسبت به سایر زنان کم قابلیت تر(ناتوانتر) به شمارمی آورد.(میشل فاین وآدرین۲، ۱۹۹۴). هر جندزنان در اشتغال بطور کلی با تبعیض روبرو هستند اما برای زنانی که کم توانی دارند این تبعیض خیلی بیشتر است. در شرایطی که بیکاری زیاد است، اگر زنان دارای کم توانی بالاخره کاری پیدا کنند میزان دستمزد آنها به طور قابل توجهی کمتر است، برای مثال حتی در یک کشور صنعتی حقوق یک زن دارای کم توانی با کار تمام وقت، ۵۶ درصد حقوق یک مرد با همان شرایط میبا شد، در حقیقت زنان دارای کم توانی در مقایسه با مردان دارای کم توانی ویا زنان که کم توانی ندارند، کمترین حقوق را در یافت میکنند(وایت، ۱۹۹۵) چرا که در مورد زنان دارای کم توانی هنوز این تلقی وجود دارد که آنان بعنوان افرادی ناتوان قادر به انجام وظایف یک بزرگسال چه بعنوان مزدبگیرو چه زن خانه دار نمیباشند. تاثیر این وضعیت و نتیجه حاصل از این موقعیت اقتصادی برای زنان دارای کم توانی با توجه به هزینههای گزاف درمانهای پزشکی و سایر هزینههای روزانه آنان میتواند بسیار زیان بار باشد. کار کردن علاوه برآن که از نظراقتصادی فرد را مستقل میسازد در عین حال عزت نفس شخص را نیز تقویت میکند، اشتغال سودمند برای زنان دارای کم توانی در بهبود بخشیدن به موقعیت و پیوستن آنان به جامعه موثر است. عرصه زندگی خانوادگی و مسائل عاطفی وجنسی علیرغم تغییرات سریع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در کشورهای در حال توسعه، هنوز نقش سنتی زن بعنوان کسی که باید تحت سر پرستی قرار گیرد به صورت یک قاعده کلی به قوت خود باقی است. در طول زندگی آنچه به زن هویت میبخشد ظرفیت وی برای انجام وظیفه در جایگاه همسر و مادر میباشد و پس از آن آنچه به هویت وی معنای بیشتر میدهد، کار و موقعیت وی در خارج از خانه است، زن دارای کم توانی بعنوان کسی که میتواند ازدواج کند مطرح نیست، کم توانی برای وی بعنوان نقصی محسوب میشود که خطر انتقال آن به فرزندان مطرح است وازسوی دیگر اینکه وی بتواند به خوبی از خانه وخانواده ی خود مراقبت کند مورد تردید قرار میگیرد. زنان کم توان با مشکلات زیادی در زمینه مسائل عاطفی، جنسی، زندگی خانوادگی، ازدواج وپرورش فرزندان مواجه هستند. ازدواج، زندگی خانوادگی وداشتن همسر و فرزند برای زنان دارای کم توانی مانند سایر زنان بخشی از موجودیت آنها بشمار میرود. زنان اغلب به وسیله جامعهای مورد قضاوت قرار میگیرند که به افراد از لحاظ ظاهر فیزیکی اش ارزش میدهند. تندرستی ظاهری یک زن یکی ازشاخصهای تعیین کننده برای انتخاب وی بعنوان همسر میباشد( فرانکلین۱، ۱۹۷۷) گزارش نمود که زنان کم توان به نسبت زنان سالم کمتر و دیرتر ازدواج میکنند و زودتر طلاق میگیرند. اگر زنی پس از ازدواج دچار کم توانی شود، به شدت با این خطر مواجه است که همسرش او را برای یافتن یک شریک دیگر رها کند، و تصور کند که وی نمیتواند به عنوان یک شریک جنسی وظایف زناشویی اش را انجام دهد و لیاقت مراقبت از فرزندان خود را ندارد. دختران و زنان کم توان بندرت در جریان مسائل مرتبط با روابط زناشویی وبارداری قرار میگیرند گویی از آنان انتظار میرود که این نیازها را در خود سرکوب نمایند. (کوشا، ۱۳۸۲: ۲ ) در واقع چنین بنظر میرسد که زنان دارای کم توانی تحت تاثیر کلیشههای رایج در خصوص ویژگیهای شخصیتی و جنسی اشان افرادی منفعل و آسیب پذیر هستند که کفایت و توانائی لازم را برای اجرای نقشهای عادی سایر زنان، همچون مادری و همسری ندارند، درحالی که زندگی خانوادگی، داشتن همسر و فرزند برای زنان دارای کم توانی نیز مانند سایر زنان بخشی از موجودیت آنها بشمار میرود و برای حفظ سلامتی جسمی و روانی شان اهمیت دارد. زمانی که آنان این نیاز خود را مطرح مینمایند جامعه از اینکه این زنان چنین حقی را برای خود قائل هستند.شگفت زده میشود در صورتی که مردان دارای کم توانی در این میان شانس بیشتری نسبت به زنان دارای کم توانی برای ازدواج دارند(کوتنر۱؛ ۱۹۸۷). زنی که بخاطر کم توانی مجرد باقی میماند. از نقش سنتی و جایگاه اجتماعی خود به عنوان یک همسر و مادر محروم میگردد. هنگامی که این محرومیت همراه با عدم استقلال مالی باشد. وی تبدیل به موجودی میشود که فاقد هر گونه ارزشی در خانواده و جامعه میباشد. اگر کسی بعد از مادر شدن کم توانی پیدا کند، و یا بعد از آن دارای فرزند شود، این طرزتلقی وجود دارد که وی نمیتواند از فرزند یا فرزندانش مراقبت و نگهداری نماید. در چنین مواردی چون حق مادر بودن از زن دارای کم توانی سلب میشود وی اعتماد به نفس خود را از دست میدهد و نمیتواند در زندگی از نظر روانی احساس رضایت نماید. خانوادهها در جوامع سنتی معمولاً به زنان دارای کم توانی بر حسب نیاز فیزیکی آنان کمک میکنند و اغلب در تامین حمایتهای عاطفی که مقوله پیچیدهتری است ناموفق هستند. بیشتر زنان با عصبانیت درمورد عدم دسترسی به مشاورین در زمینه مسائل عاطفی وجنسی خود از متخصصین زنان و زایمان گرفته تا روانشناسان ومتخصصین توانبخشی، حرف میزنند، آنان معتقدند به عنوان زنان کم توان این یک مشکل مضاعف برای آنان است که هم مورد قبول قرار گیرند و هم به قابلیتهای جنسی آنان پی ببرند. به طور آشکاری زنان کم توان را به عنوان افرادی که قابلیت جنسی ندارند در نظر میگیرند. غالباً تصور میشود که آنان هیچ حقوقی نسبت به احساسات جنسی خود ندارند. ازدواج کردن برای زنان دارای کم توانی با توجه به الگوهای اجتماعی، فرهنگی و ذهنیتی که از نظر جسمی برای زنان وجود دارد مشکلتر از مردان دارای کم توانی میباشد. جنی موریس بعنوان یک زن کم توان چنین میگوید: “اگر ما ازدواج نمیکنیم و یا فاقد هر نوع ارتباطی با جنس مخالف هستیم به این دلیل است که کسی از ما تقاضا نکرده، نه اینکه ما خود مجرد بودن و تنها زندگی کردن را انتخاب کرده ایم “. او میگوید: حتی زمانی که افراد سالم با ما ازدواج میکنند باید در انگیزههای آنان تردید نمود. زیرا مطمئناً آنان بخاطر عشق با ما ازدواج نمیکنند، انگیزههای آنان گاه ممکن است به دلایل زیر باشد: پنهان کردن نقاط ضعف خودشان باشد در ضعفهای آشکار یک زن دارای کم توانی. قربانی کردن زندگیشان بصورتی ایثارگرانه و توام با از خود گذشتگی برای مراقبت از یک زن دارای کم توانی. و گاه بدلیل روان پریشیها، و… (موریس، ۱۹۹۱: ۴۴) تصورات کلیشهای در خصوص زنان کم توان ، بعنوان افرادی فاقد میل جنسی گاه بدین شکل اظهار میگردد که آنان « افراد بالغ و کاملی » نیستند و لذا هیچ نقش پذیرفته شده و قابل قبولی برای توانا بودن زنان دارای کم توانی از نظر جنسی وجود ندارد. از آنجائی که آنان معمولاً «کودک انگاشته شده» و حالت فعال بودنشان نفی میگردد. تصور میشود میل جنسی نیز بتدریج در آنها تضعیف شده است، این تصورات نادرست در خصوص نداشتن میل جنسی در افراد دارای کم توانی، فاکتور مهمی در زمینه نادیده گرفتن آنان محسوب میگردد. بت۱ زن کم توانی است که در مورد عدم اعتنا به تمایلات جنسی اش چنین میگوید: “من مطمئنم که مردم ابتدا یک ویلچر میبینند و بعد مرا و بعد یک زن را، و گاه اصلاً نمیبینند". البته من فکر میکنم این نظر اکثریت مردم است، ممکن است کمی واقعیت داشته باشد اما بهر حال این موضوع بر تصویری که من از خودم دارم تاثیر میگذارد (شکسپیر ۱۹۹۶: ۳۲). اگر چه بنظر میرسد که جامعه جور دیگری فکر میکند اما افراد دارای کم توانی توانایی زندگی جنسی توام با رضایتمندی را دارند، تحقیقات نشان میدهد که مشکل اصلی پیامد تعصب و غلبه تصورات کلیشهای است نه ضعف فردی، میل جنسی زنان دارای کم توانی گاه بدلیل شرایط جسمی اشان سرکوب میشود. مثل: محدودیت در دستها، محدودیتهای حرکتی، درد، مشکلات داشتن بریس، سایر وسایل کمک توان بخشی و آسیب دیدگی نخاع (کول، ۱۹۸۸). اکثر ما نگرانیها و ابهاماتی در مورد رابطه جنسی داریم ودر صدد برمی آییم مسائل خود را با کسی در میان بگذاریم، این موضوع معمولا برای افراد دارای کم توانی مشکل تراست.مراقبت کنندگان، خانوادهها و متخصصان معمولا فعالیتهای خود را متمرکز به برطرف کردن نیازهای جسمی افراد دارای کم توانی مینمایند، در حالی که بهداشت احساسی، عاطفی وجنسی این افرادغالبا نادیده گرفته میشود.از آنجائی که جامعه نمیخواهد تجربه جنسی زنان دارای کم توانی را به رسمیت بشناسد، بنابراین آنان دچار نوعی بی اطلاعی نسبت به میل جنسی اشان هستند. این امر حائز اهمیت است که اطلاعات لازم برای آنها فراهم گردد، از جمله اطلاعاتی که به زنان کمک میکند این است که آنان ارتباطات را در موقعیتهائی که مورد سوء استفاده جنسی قرار میگیرند، بشناسند. جامعه باید بداند که احساسات جنسی برای افراد دارای کم توانی امری طبیعی محسوب میشود و با نادیده گرفتن محو نمیشوند، آنها نیز باید مانند سایرین بتوانند تجربههای احساسی، ارتباط جنسی، حق تشکیل خانواده و فرزند داشتن را بدون آنکه مورد تجاوز جنسی قرار گیرند در اختیار داشته باشند. (کوشا، ۱۳۸۱: ۸) عرصه کسب آموزش در ماده ۲۳، بخش ۳ عهد نامه حقوق کودک، یونیسف در سال ۱۹۹۰ کشورها را ملزم میداردکه کودکان دارای کم توانی باید به آموزش وپرورش، خدمات مراقبتهای بهداشتی، خدمات توانبخشی وحرفه آموزی برای اشتغال سودمند و امکانات اوقات فراغت دسترسی داشته باشند. درقوانین استاندارد سازمان ملل در مورد فرصتهای برابر برای افراد دارای کم توانی(۱۹۹۴)در قانون شماره۶ دولتها مکلف به رعایت اصل فرصتهای برابردر آموزش و پرورش شده اند. آموزش ابزاری قدرتمند برای ارتقاء توانمندسازی افراد کم توان است. چنانچه ریفکین و پریدمور، ۲۰۰۱) اظهار میدارند ” اطلاعات (آموزش) قدرت است، کسانی که اطلاعات ندارند، فاقد قدرت و حق انتخاب در خصوص بهبود شرایط زندگی خود هستند و نمیتوانند اتفاقات پیرامون خود را کنترل کنند". از طریق برنامههای آموزشی(چه رسمی و چه غیر رسمی) افراد کم توان میتوانند دانش و مهارتهای لازم را برای انجام عملکردها، وظایف یا برخی فعالیتهای اقتصادی اجتماعی مؤثر در رشد و توسعه فردی و اجتماعی، به دست آورند. آموزش برای توانمندسازی باید از سنین پیش دبستانی تا بزرگسالی ادامه یابد. نباید اهمیت آموزشهای حرفه ای، مهارتهای روزمره زندگی و… را در آموزش برای افراد دارای کم توانی دست کم بگیرند. با آموزش این مهارتها، قطعاً آنان برای زندگی آینده آماده خواهند شد. براساس گزارش اخیر گروه کم توانی بانک جهانی، “آموزش بگونهای وسیع بعنوان وسیله است برای توسعه سرمایه انسانی، پیشرفت برنامه اقتصادی و افزایش ظرفیتها و انتخابهای فردی به منظور لذت بردن از آزادیهای شهروندی است". بنابراین، از طریق آموزش افراد کم توان برای تغییر شانسهای زندگی خود و دستیابی به ابزاری برای مشارکت کاملتر در جامعه خود توانمند میشوند. آموزش مهارتهای قبل از اشتغال باعث افزایش اعتماد به نفس و خودباوری افراد دارای کم توانی میشود که این شرایط، انجام کارهای اثربخش در طول زندگی شغلی را بهبود میبخشد (هارتلی، ۲۰۰۳ : ۴۸). در بیشتر جوامع، آموزش زنان در اولویت نیست و آموزش زنان کم توان از آن هم کم اهمیتتر است به دلیل شناختی که از تواناییهای جسمی وجود دارد، زنان کم توان اغلب تشویق میشوند تا انرژی خود را بیشتر صرف کارهای دستی از قبیل خیاطی، بافتنی و فرش بافی بکنند تا در امور تخصصی، صرف نمایند. شرح حال زندگی زنان کم توان نشان میدهد که پسران برای رفتن به دنیای خارج از خانه تشویق میشوند در حالیکه اغلب از بردن دختران به بیرون از خانه اجتناب میشود. طبقه، نژاد، قوم و ارزشهای والدین و خانواده و متخصصین پزشکی که با آنها در ارتباط هستند، به شدت بر مسئولیتهای والدین نسبت به مسئولیتهای آموزشی یک دختر کم توان تاثیر میگذارد (فاین[۱۷] و اسک[۱۸]، ۱۹۸۸). عرصه دسترسی به تسهیلات ومنابع عمومی در جامعه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل (۴-۳۶) پراکنش گونه Hordeom bulbosa در استان کرمانشاه
-
- فصل پنجم
نتیجهگیری و پیشنهادها
نتیجه گیری
پوشش گیاهی مهمترین عامل تأثیرگذار بر پایداری و تعادل اکوسیستمهای طبیعی است. مشکل اصلی در احیایی بیولوژیک مراتع و مبارزه با مباحث بیابانزایی و فرسیاش انتخاب گونه های گیاهی نامناسب برای مناطق در دست احیا میباشد. هر منطقه شرایط اقلیمی و خاکی خاص خود را دارا میباشد که بایستی با توجه به شرایط منطقه گونه گیاهی مناسب را انتخاب نمود که میتوان به کاشت آتریپلکس در بیابانهای گنبد کاوس، تاغ در سگزی اصفهان، درخت کاری حاشیه اتوبان قم – تهران و غیره اشاره کرد. استان کرمانشاه دارای مراتع خوب و جنگلهای در خورتوجه است. این مناطق بخاطر تغیرات اقلیمی، بیماریهای گیاهی، چرای زود رس و بیروه، آتش سوزی های عمدی و غیره در حال نابودی و تخریب میباشند که میتوان به عنوان یک مساله بیابانزایی به آن پرداخت. شناخت درست از منطقه و همچنین گونه های بومی منطقه می تواند کارشناسان را در امر مدیریت و کنترل مسائل بیابان زایی کمک کند. با این توضیحات، در این تحقیق به شناخت عوامل اقلیمی تاثیر گذار در رشد و پراکنش گونه های گیاهی غالب استان کرمانشاه پرداخته شد. نتایج این تحقیق را میتوان به چند قسمت تقسیم کرد که در زیر به آنها اشاره می شود.
 ۱) باتوجه به مقادیر RMSE بدست آمده برای روش های عکس فاصله وزنی، کرجینگ و کوکرجینگ تفاوت معنیداری بین روش های مطالعه شده برای درونیابی داده ها وجود ندارد و میتوان از هر سه روش برای درونیابی داده ها در منطقه مورد مطالعه استفاده نمود. اما با توجه به اینکه روش کریجینگ بهترین تخمین گر خطی نااریب بوده و عاری از خطای سیستماتیک میباشد و همچنین داری مقدار کمتر RMSE نسبت به دو روش دیگر است، این روش مناسبترین روش برای درونیابی در استان کرمانشاه انتخاب می شود. ۲) نتایج مقادیر متوسط بارش سالانه با اندازه شبکه های مختلف نشان میدهد که بازه شبکه سلولی ۳، ۴، ۵، ۶، ۸ و ۱۰ مناسبترین اندازه شبکه های سلولی برای درونیابی هستند. نتایج آنالیزهای مقایسه میانگین، ضریب تغیرات، مقادیر RMSE، ضریب همبستگی، انحراف معیار و انحراف از میانگین نشان میدهد که در بین بازه اندازه های ۳، ۴، ۵، ۶، ۸ و ۱۰ کیلومتر مناسبترین اندازه شبکه سلولی برای منطقه مورد مطالعه ۶ کیلومتر میباشد. ۳) نتایج آنالیزهای آماری وابسته به داده های ورودی است و انتخاب داده های ورودی مناسب و تاثیر گذار منجر به نتایج واقعیتری می شود. کارهای مدیریتی موقعی می تواند اثر بخش باشد که بر پایه نتایج صحیح استوار شده باشند. نتایج آنالیز KMO نشان میدهد که هر چهار سری داده انتخابی برای آنالیز تحلیل عاملی دارای کفایت عالی هستند و نتایج آنالیز کرزانوفسکی نشان داده که داده های منتخب شده بر اساس پوشش گیاهی منطقه دارای کمترین ضریب پروکراستس و بیشترین شباهت به داده های اولیه و کلی دارند. با بهره گرفتن از روش کرزانوفسکی ۱۰۶ متغیر اقلیمی برای آنالیز تحلیل عاملی انتخاب شد. ۴) آنالیز تحلیل عاملی روشی است برای کاهش دادن حجم داده های ورودی به آنالیز و معرفی مهمترین عاملها که دارای بیشترین واریانس هستند. نتایج آنالیز تحلیل عاملی، ۴ عامل اصلی است که ۱۶۸/۸۷ درصد از واریانس کل را به خود اختصاص می دهند. عامل اول به عنوان دما گرمایشی شناخته شد که ۹۵۳/۴۷ درصد از واریانس کل را به خود اختصاص داده است. عامل دوم بارش با ۷۴۰/۲۳ درصد از واریانس کل و عامل سوم بارش زمستانه با ۷۶۶/۸ درصد از واریانس کل نامگذاری شدند. عامل چهارم با ۷۰۶/۶ درصد از واریانس کل باد شناخته شد. نتایج آنالیز تحلیل عاملی نشان میدهد که دو عامل دما و بارش نقش تعیین کننده ای در اقلیم و پراکنش گونه های گیاهی دارند. ۵) برای تشخیص مناطق همگن از آنالیز خوشهای استفاده می شود. خوشه بندی را با روش های مختلفی میتوان انجام داد که با مقایسه نقشههای بدست آمده از روش های مختلف با توپوگرافی و پوشش غالب منطقه روش تحلیل خوشهای با روش وارد مناسبترین روش برای پهنه بندی اقلیمی استان کرمانشاه شناخته شد. نتایج آنالیز تحلیل خوشهای هفت منطقه اقلیمی را برای استان کرمانشاه تعیین نمود:
-
- اقلیم بسیار گرم و نیمه خشک
-
- اقلیم خیلی مرطوب نیمه سرد
-
- اقلیم سرد و نیمه خشک بادی
اقلیم رویشی گونه Festuca ovina: گونه Festuca ovina در دو ناحیه اقلیمی سرد مدیترانهای و سرد نیمه مرطوب بادی گسترش پیدا کرده است. اقلیم رویشی جنگلهای استان (گونه درختی غالب بلوط): عامل دما را میتوان بعد از عامل بارش به عنوان دومین عامل کنترل کننده گسترش گونه های جنگلی در استان کرمانشاه عنوان کرد. اقلیم رویشی tomentellus Bromos: آستانه تحمل این گونه بسیار زیاد بوده و متوسط بارش بیشتر از ۵۰۰ میلی متر در سال لازم میباشد تا این گونه بتواند به عنوان گونه غالب و یا گونه همراه در منطقه گسترش پیدا کند. اقلیم رویشی Hordeom bulbosa: نتایج امتیازات عاملی نشان میدهد که عامل اصلی تاثیر گذار در رویش گونه Hordeom bulbosa عاملهای بارش میباشند و عامل دما در درجه اهمیت بعدی قرار دارند.
پیشنهادات
با توجه به نتایج بدست آمده، موارد زیر پیشنهاد میگردد:
-
- نقش پارامترهای هواشناسی در چندین دوره متوالی در رویشگاه گونه های مطالعاتی بررسی و ارزیابی شود.
-
- رطوبت خاک در رویشگاه گونه مورد مطالعه بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
-
- خصوصیات خاک رویشگاههای گونه ای مورد ارزیابی قرار گیرد.
مراجع
-
- ابوتراب، س. پ.، میرکاظمیان، م.، فتوت رودسری، ح.، ۱۳۸۶، اطلس ژئوتوریسم کرمانشاه، سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، ۶۵ ص
-
- اردکانی،م. ۱۳۸۷. اکولوژی. چاپ دوم. انتشارات دانشگاه تهران.
-
- بابای، غ.ر.، امانی، ف.، بیگلریان، ا.، کشاورز، م.، ۱۳۸۶، روش های تعیین داد ه های پرت در مطالعات پزشکی، مجله دانشکده پزشکی، ۲۷-۲۴.
-
- برادران راد، ر، ۱۳۷۸، پهنه بندی اقلیمی با استفاده ازGIS مطالعه موردی : شمال غرب ایران ،پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران ، دانشکده کشاورزی ، گروه مهندسی آبیاری وآبادانی ، بخش هواشناسی کشاورزی .
-
- پابو، ه، ۱۳۴۸، توسعه و اصلاح مراتع از طریق مطالعات بتانیک و اکولوژیک، انتشارات سازمان جنگلها و مراتع، ۲۱۷.
-
- ترابی، س، جهانبخش، س، علیجانی، ب، شفیعی، خ،۱۳۸۰، طبقه بندی اقلیمی ایران – روش چند متغیره، مجله پژوهشهای جغرافیای دانشگاه تهران، شماره ۳۹، ص ۱۶۵-۱۵۱.
-
- ثقفیان، ب، ۱۳۹۰، راهنمای روشهای توزیع مکانی عوامل اقلیمی با بهره گرفتن از داده های نقطهای، ۱۴۸ص.
-
- ثقفیان، ب، رحیمی بندرآبادی، س، طاهری، ح، غیومیان، ج، ۱۳۸۴، اثر تراکم ایستگاه و تفکیک منطقه ای در برآورد توزیع مکانی بارندگی روزانه (مطالعه موردی بر روی بارندگی جنوب غرب ایران )، نشریه استقلال، شماره۱، جلد اول، ۷۵-۵۹.
-
- حکیم خانی و علیجانپور(۱۳۸۸) تشخیص داده های پرت در روش منشایابی رسوب، مجله پژوهش های حفاظت آب و خاک، جلد هفدهم، شماره اول، ۴۳-۲۳.
-
- جعفری، م، طویلی، ع، ۱۳۸۹، احیای مناطق خشک و بیابانی، انتشارات دانشگاه تهران.
-
- حیدری، ح، علیجانی ب، ۱۳۷۸، طبقه بندی اقلیمی ایران با بهره گرفتن از تکنیک های آماری چندمتغیره، فصلنامه پژوهشهای جغرافیایی،۳۷: ۷۴- ۵۷.
-
- خانحسنی، م، جلیلی، ع، خداکرمی، ی، توکلی، ا، ۱۳۷۶، معرفی برخی ویژگی های بوم شناختی و جنگلشناسی و مناطق جنگلی استان کرمانشاه، فصلنامه پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، ۵۵۷-۵۸۴.
-
- خداقلی، م، مسعودیان، س.ا،کاویانی، م،کمالی غ. ع، ۱۳۸۵، بررسی گیاه- اقلیم شناختی حوضه زاینده رود، مجله پژوهش و سازندگی، ص ۴۱-۵۳.
-
- خداقلی، م.، شیرانی، ک.، یزدانی، م.ر.، کیوان داریان، ا.، ۱۳۸۶، پهنه بندی اقلیم رویشی حوضه آبخیز کارون با بهره گرفتن از روش های آماری چند متغیره و سامانه های اطلاعات جغرافیایی، مجله علمی کشاورزی، ۱۵۲- ۱۳۹.
-
- خلیلی، ع، درویش صفت، ع،ا، برادران راد، ر، بذرافشان، ج، ۱۳۸۳، پیشنهاد روش برای پهنه بندی اقلیمی در محیط GIS مطالعه موردی شمال غرب ایران در سیستم سلیانینف، بیابان، ۲۳۷-۲۲۷.
-
- خوشحال دستجردی، ج، عباسعلی، آروین، ۱۳۸۵، استفاده از گروه بندی خوشه ای در پهنه بندی زیست اقلیم انسانی، مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان، ۱۷۱-۱۸۶.
-
- دفتر آمار و اطلاعات.، ۱۳۸۷، سالنامه آماری استان کرمانشاه، استانداری کرمانشاه، ۵۴۷ ص.
- دین پژوه، ی، فاخری، ا، مقدم م، میرنیا، م، جهان بخش اصل، س، ۱۳۸۲، پهنه بندی اقلیمی ایران با بهره گرفتن از تحلیلهای چند متغیره برای استفاده در مطالعات کشاورزی، مجله علوم کشاورزی ایران، جلد ۳۴، ص ۸۰۹-۸۲۳.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محققان تشخیص داده اند که سمیّت کبدی ناشی از تتراکلریدکربن همراه با مقدار زیادی از تجمع کلسیم در کبد می باشد. اما ارتباط بین نکروز کبدی و تجمع کلسیم هنوز مبهم می باشد، غلظت کلسیم خارج سلولی ۱۰۴ تا ۱۰۳ برابر بیشتر از غلظت کلسیم سیتوپلاسمی است. این گرادیان غلظت در نتیجه نفوذپذیری نسبی غشاء پلاسمایی به یون کلسیم و انتقال فعال کلسیم توسط پمپ های کلسیم که در غشاء وجود دارند ایجاد می شود. بسیاری از سموم سطح کلسیم داخل سلولی را بالا می برند که یا با افزایش ورود کلسیم از خارج به داخل است یا در نتیجه مهار انتقال آن به خارج سلول می باشد (۹۰). Farber و همکارانش تصور کردند که تغییر در متابولیسم کلسیم به عنوان یک متابولیسم کلی برای سمیت تتراکلریدکربن است، به طوری که آسیب سمی اولیه مهار یک یا چند پمپ مختلف از کلسیم است که سبب افزایش کلسیم داخل سلولی می شود. غلظت کمی از تتراکلریدکربن (۱mM) سبب افزایش سریع در غلظت سیتوپلاسمی کلسیم آزاد می شود این افزایش منجر به فعال سازی یک سری از آنزیم های هیدرولیتیک و تخریب غشاء سلول ها و در نهایت مرگ سلول ها می شود. پمپ کلسیم شبکه آندوپلاسمیک ممکن است یک نقش مهمی را در این فرایند داشته باشد، زیرا ارگانلی است که CYP450 که مهمترین مسیر متابولیسمی برای فعال شدن تتراکلریدکربن است و همچنین پمپ کلسیم که یک سیستم اصلی برای نگه داشتن هومئوستاز کلسیم سیتوپلاسمی است را دارد (۴۶).
 فصل دوم: مواد و روش ها ۲-۱- دستگاهها و لوازم و تجهیزات مورد استفاده دستگاهها، لوازم و تجهیزاتی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت به صورت زیر است: دستگاه سانتریفوژ ساخت کشور آلمان بن ماری قفس نگهداری موش از جنس پلی کربنات با سقف مشبک از جنس استیل ترازوی حساس الکتریکی با دقت ۰۰۱/۰ گرم سرنگهای انسولینی ساخت کشور ایران پی پت ، همزن شیشه ای، ارلن مایر، استوانه مدرج و بشر جهت تهیه محلول دارو ظرف مخصوص بیهوش کردن حیوانات کاغذ صافی ساخت کشور آلمان وسایل جراحی جهت خونگیری یک جفت دستکش مخصوص گرفتن موش جا لوله ای «راک» ساخت ایران لوله آزمایش دوربین عکاسی ظرف آبخوری مخصوص موش اون (گرمخانه) ساخت ایران دنا ظرف شیشه ای درب دار پتری سرنگ cc 2 کامپیوتر جهت آنالیز داده ها یخچال فریزر جهت نگهداری سرم ساخت ایران آزمایش ۲-۲- ترکیبات شیمیایی و مواد مصرفی گیاه کرفس تهیه شده از استان فارس تتراکلریدکربن روغن زیتون ساخت شرکت فامیلا الکل سفید ساخت شرکت تولیدی فرآوردههای تقطیر پارسیان الکل صنعتی ساخت شرکت پارسیان شیراز آب مقطر تیغ جراحی «ساخت ایران» برچسب کاغذی «ساخت ایران» پنبه «ساخت ایران» خاک اره خوراک مخصوص موش تولیدی خوراک دام پارس دستکش در انواع مختلف (کتانی ،یکبار مصرف ، جراحی) موش صحرایی نر ۲-۳- دستگاه پرکولاتور[۷۴] دستگاه عصاره گیری است که با بهره گرفتن از فشار کار می کند. این دستگاه حاوی یک مخزن شیشه ای دهان گشاد می باشد که در پایین حاوی شیر کنترل است. مواد مورد نظر در داخل مخزن قرار می گیرد و به علت فشاری که به آن وارد می شود حلال، قطره قطره از آن خارج می شود. شکل (۲ – ۱) دستگاه پرکولاتور ۲-۴- روش تهیه عصاره هیدروالکلی گیاه کرفس: ابتدا مقدار ۱۵کیلوگرم گیاه کرفس از توابع استان فارس در ابتدای مرداد ماه ۱۳۹۲ تهیه گردیدو پس از تمیز نمودن، آن ها را در یک اتاق تاریکی پهن کرده تا خشک شود. و سپس به آزمایشگاه منتقل شد، ابتدا کرفس خشک شده را به وسیله آسیاب پودر کرده و ۱۰۰ گرم از پودر کرفس آسیاب شده را برداشته و در ۷۰۰ سی سی اتانول۷۰ در صد مخلوط کرده و به وسیله دستگاه پرکولاسیون به مدت ۳روز (۷۲ ساعت) در هوای آزمایشگاه نگه داری کرده و بعد از آن عصاره را از دستگاه می گیریم. در ضمن برای اینکه گیاه خشک نشود و عصاره بیشتری به دست بیاید همان اندازه که قطره قطره از شیر دستگاه عصاره خارج می شود به همان اندازه حلال مورد نظر که همان هیدرو الکل می باشد، از بالای دستگاه اضافه کرده تا مادامی که عصاره از پایین دستگاه گرفته می شود دیگر رنگی نداشته باشد. عصاره به دست آمده را به وسیله دستگاه روتاری و یا بن ماری غلیظ کرده تا تمام هیدرو الکل عصاره گرفته شود سپس برای اینکه عصاره رطوبتی نداشته باشد در دستگاه دیگری به نام دیسیکاتور که خلاء قوی ایجاد می کند به مدت ۲۴ ساعت نگه داری کرده و راندمان ۱۰۰ گرم گیاه پودر شده که برداشتیم ۲۰ گرم عصاره غلیظ کرفس می باشد. شکل(۲-۲): نحوه عصاره گیری ۲-۵-حیوانات مورد استفاده و نحوه نگهداری آنها حیوانات مورد آزمایش در این تحقیق موشهای سفید بزرگ نر بالغ از نژاد اسپراگوداولی با وزن تقریبی۵ ±۲۰۰ گرم و سن ۳-۲ ماه بودند که از خانه حیوانات شیراز تهیّه و در همان مرکز آزمایشات انجام شدند. درجه حرارت محیط ۲ ± ۲۵ در طول شبانه روز ثابت و طی دوره ی نوری ۱۲ ساعت تاریکی و ۱۲ ساعت روشنایی قرار داشتند. آب و غذا در تمام طول آزمایش بدون هیچ محدودیتی در اختیار آنها قرار میگرفت. قفسهای نگهداری حیوانات از جنس پلی کربنات در ابعاد ۴۰ × ۲۵ × ۱۵ با سقف مشبک از جنس استیل بود که در هرکدام از قفسها پنج سر موش نگهداری میشدند.کف قفسها توسط تراشههای چوب مفروش میشد. خاک ارههای موجود در کف قفس هر روز یکبار تعویض میشدند. شکل(۲-۳): تصویر قفس های نگهداری موش ۲-۶- گروه بندی حیوانات قبل از انجام تحقیقات حیوانات را وزن کرده تا در یک محدوده وزنی خاصی باشند. وزن موشهای نر مورد استفاده در این تحقیق، به طور میانگین حدود ۵ ±۲۰۰ گرم بودند. تعداد کل موشها ۴۰ سر بودند که به صورت زیر به گروه های کنترل، شاهد و تجربی تقسیم شدند. جدول ۲-۱- گروه بندی نمونه ها بر اساس مصرف عصاره هیدروالکلی گیاه کرفس و تتراکلرید کربن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از دیگر چیدمانهایش ۲۰۰۰ سوسک سفالین لعابدار در اندازهای بزرگتر از اندازهی طبیعی بود که از دیدن دنیایی که این موجودات در فاضلاب خانهی همسایهشان ساخته بودند، و آرچی[۲۰۱]، سوسکی که دون مارکیس[۲۰۲]، نویسنده و شاعر امریکایی، ساخته بود و روی ماشین تحریرش گذاشته بود، الهام گرفته شده بود؛ حشرهای که همه به آن نفرت میورزند. ” دلیل اینکه من این همه وقت خود را به پای این حشرهی ناخوشایند گذاشتم بیشتر علاقهی ژرف من به همهی موجودات است و مفتون ترسی میشوم که این حشره در روح های ناتوان برمیانگیزاند. چگونه کسی میتواند دیدی از هنر داشته باشد اگر زمینهی کلی آنرا درک نکند. این موجودات هیچ نقش مثبتی در افسانهها و قصههای شب ما ندارند. چنین نگرش تحقیرآمیزی را ما نسبت به هیچ موجود دیگری نداریم…” و چیدمان بعدی او شمار باز هم بسیار زیادی مارمولک در اندازهی طبیعی بود که به شیوهای کف فضای چیدمان چیده بود که صحنهی میدان نبرد را تداعی میکرد. (ژوهانسبورگ، ۱۳۸۲ و تهران ۱۳۸۳) در واقع بیتا با بهرهگیری نمادین از این موجوداتی که کمابیش هیچکس دوست ندارد، میکوشد سبکسریهای مردمی را به بازی بگیرد. اوج بازیگوشی بیتا شاید در” جاده ” است که با سه هنرمند دیگر آنرا اجرا میکند. مجسمههای بیتا را به پشت دو وانت میبندند و دور تهران راه میافتند با این نیت که بینندههای تازهای (بچههای مدرسهای، رانندههای تاکسی، رفتگران، مغازهدارها و…) جز هنردوستان و فرهیختگان گالریرا بیابند. همانند این تجربه را در ” زمین بازی ” می بینیم که که برای فضای فرهنگی لویی ویتون[۲۰۳] در نمایشگاه ” خاور بدون مرز” ( ۱۳۸۸، پاریس) با سیتروئنی اجرا کرد که از در و دیوارش اسباب بازی بیرون میریخت و شتری هم در پشتش بود. دو تجربه گروهی دیگر او در هنر همگانی، چیدمان ” طلسمهای خوشبختی ” (۱۳۸۲) با همکاری چهار هنرمند دیگر در گالری گلستان و” برای بم ” همراه با شش هنرمند دیگر بود که در انباری در مرکز تهران به مناسبت فاجعه زلزله بم برگزار شد که برای فروش آثارشان مانند دستفروشان دور محل به راه افتادند. کار دیگر فیاضی در این رویداد، نمایش ” هبوط هفت فرشته گریان ” در فضایی بود که با نور بنفش آبی نئون روی دیواری روشن میشد که همه فرشتگان به آن چشم دوخته بودند.
 ” قسمت ” که در پنجاه و یکمین دوسالانه ونیز (۱۳۸۴) به نمایش گذاشته میشود، چیدمانی است که در آن نوزادهایی طلایی را به نمایش میگذارد که در ارتفاعهای متفاوت در هوا آویزان هستند و با هم واژهی قسمت را در هوا مینویسند و سرچشمه، مادر ـ آفریننده درهمشکسته و بیمایه پشت سر گذاشته میشود. به گفته خودش هفت سال نوزاد میساخته که الهام بخشش دیدن عکس به خاک سپاری کودکی در جنگ بوسنی بوده که گلولهای سینهاش را سوراخ کرده بود و این پرسش از همان لحظه سخت ذهنش را درگیر میکند که “چه اگر نوزاد بتواند نگاهی آنی از سرنوشتش داشته باشد؟” و شاید حتی پیش از آن، که میتواند یکی از دل مشغولیهایش هنگام ساختن جنین هایش در” روشن/خاموش “(سقط جنین) بوده باشد؛ ۱۰ مجسمه فایبرگلاس شفاف در جعبههایی از پلکسیگلاس که از سقف آویزان شده بودند و بند نافشان آنها را به زمین پیوند میزد و قلبهایشان با لامپهای رنگی دیودی کوچکی که با صدای تپش قلب روشن و خاموش میشد(۱۳۸۱، موزه هنرهای امروز تهران). بیتا که میخواهد راز زندگی را دریابد و پاسخی به پرسشهایش بیابد، با گذاشتن خود در حالت ذهنی یا عاطفی دیگران به لحظهای میرسد که احساس میکند به اندازهی کافی اعتماد به نفس یافته تا به موضوعش شکل بخشد و این حالت به بهترین شکل در آنچه در” محله ” روی میدهد، دیده میشود. ” ابتدا تصمیم داشتم روی یک خانواده کوچک ایرانی کار کنم. سپس انگارهی القاگرانهتری از فرهنگمان از راه رسید. ایران آن کشور سیاه و سفیدی نیست که رسانهها به نمایش میگذارند. اجتماعی چند ملیتی است با فرهنگها، لایهها و پیچیدگیهای فراوان.” و این چندگونگی در این اثر به خوبی به نمایش گذاشته شده است. به گفته خودش شخصیتهایش آنهایی است که رویش تأثیر گذاشتهاند، هر چند که شاید حتی او را ندیده باشند. کار را با شکلبخشیدن به شخصیتها با گِل و گچ آغاز میکند، اما در نهایت آنها را از فایبرگلاس و پلیاستر میسازد و رکنی حائریزاده با نقاشی بر تنشان لباس میکند. (۱۳۸۸، گالری بی ۲۱، دوبی). فیاضی با رندی و خوشمزگی، صفات درونزادی شخصیت هایش را به نمایش میگذارد. او بر این باور است که از کنترل پیامی که میخواهد از راه هنرش برساند، با بیرون رفتن کار از کارگاهش دست میکشد و داوری را به بیننده میسپارد. میگوید: ” این آنها هستند که اثر را تعریف میکنند. من همیشه خود را هنرمندی مرده، بدون هیچ پیشینهای از آفرینش هنری میپندارم.” ” جنسیت و مقایسهی نقش ها در کارهایم جایی ندارد، نوزاد که به دنیا میآید، نمیداند مرد است یا زن، ژن ها و اصول و احکام جامعه مان در این باره تصمیم میگیرند..” و این باور را چیدمانش در نمایشگاهی به نام” نقش"، بینشهایی دربارهی جنسیت و سرمشق ها در ایران به نمایش میگذارد که در موزه هنر اسلامی پرگامون برلن برگزار شد. آرایش و رنگآمیزی ۱۵ نوزاد خفته بر بالینی خاردار و فلزی که این اثر را میسازد و به گونهای تداعیکنندهی قالیچههای تزئینی تمدن باستانی ایرانی است، به همین تعریف جنسیت، سرکوب فردیت و تعیین سرنوشتش از سوی جامعه از دیرباز اشاره دارد. این نگاه نمادین، تاریک و طنزآمیز نسبت به قسمت آیندۀ گونهمان به روشنی در چیدمانش به نام “باربکیو” (گالری اون، ۱۳۸۸) هم به نمایش گذاشته میشود؛ زنی شکمش مانند برهای که برای میهمانی بزرگی آماده میشود، پر و باربکیو میشود، میز بزرگی چیده و داخل شکمیها که بیشتر نوزاد هستند و جفت تولیدکننده و سربریدهشان دیسهای روی میز را پر میکنند. در چیدمان ” منظرهی شهر” در نمایشگاهی گروهی که در نگارخانه خاک برگزار میشود بار دیگر بیتا را میبینیم که به سراغ موجوداتی میرود که کسی آنها را دوست ندارد، جفتهایی از عقرب، مگس، آفتابپرست، آخوندک، ملخ، عنکبوت امریکایی در فضایی کمان وار که عنکبوتها به آن یورش بردهاند و انگار دارند در عمل نشان میدهند که عشق و نفرت پشت و روی یک سکهاند. پرسش آیا ما زندگیمان را میپوشیم؟ بنمایهای است که در” مانکن"(۱۳۸۳) به آن میپردازد که جامهای بر تن دارد با نگارههایی سیلک اسکرینی از رویدادها و خاطرهها، مردمان و جاهایی که تأثیر ژرفی بر او داشته است و آنها را از آلبومهای خانوادگی بیرون میکشد. با زلمزیمبوهایی در یک دست و عصایی با سر دیو در دست دیگر. خودش نقش مانکن را بازی میکند و در کوچهها و خیابانهای شهر تهران و ایروان ارمنستان لب فروبسته و خاموش راه میرود. همین مانکن و با همین لباسِ دفترچه خاطراتی را در ” جهیزیه گلی” (۱۳۸۸، پاریس) میبینیم که در بزرگترین صندوقچه از هفت صندوقچه باز هم پوشیده از عکسهای همانند ایستاده، یا مشغول درآوردن و بازبینی بقچههای جهیزیه و چیزهای درونشان از صندوقهاست، در حالیکه قصهی زندگی گلی از یک بلندگو به فارسی و از بلندگوی دیگر به انگلیسی بازگو میشود.؛ دختر کوچکی که به دلیل تنگدستی در ۱۲ سالگی به ازدواج مردی بس بزرگتردرآورده میشود و این همه کمابیش همان پیشینه هنری فیاضی را میسازد که خود چشم به آن میپوشد و خود را در آنها مرده میپندارد تا بتواند همچنان به آزمایشگری در زمینههای گوناگون ادامه دهد و همچنان بگذارد که انگارههای خامش، او را برای به واقعیت پیوستن در قالب هنر رهبری کنند. گزارشی از چیدمان ” پرسش از عروسک ها “[۲۰۴] در ابتدا ، یک میز دراز شام می بینیم که روی آن انباشته شده از منقل های حلبی در اندازه های مختلف و داخل آنها پر شده با تکه های عروسک و لاله شکسته و پنبه و ناخنگیر و اشیای دیگر و سپس نخ پیچ شده اند. از میز شام که جمعی از بینندگان دور آن سرگرم صحبت هستند, می گذریم و به تالار اصلی نگارخانه می رسیم با دو عروسک غول پیکر در لباس زنانه گوتیک و با رنگ های زنده و شاداب. اولی با قرقره و قلاب از سقف آویزان شده و وقتی با کمک دستیگره و چرخ قرقره به جهت بالا ( سقف ) کشیده می شود ، شکم آن باز می شود و ظاهراً چیزی شبیه جنین ازداخل آن بیرون می زند. که البته مهوع نیست و پایین پای عروسک حجم بزرگی از پنبه سفید و چیزی شبیه پارچه هایی که شکم عروسک ها را با آن پر کرده اند و از رنگ و جنس کاموای جنین هستند، کوه شده است . در لابه لای کوه پنبه، عروسک های کوچک مرد و زن دیده می شوند، همین طور به پارچه ی لباس عروسک غول پیکر تعداد زیادی از همین عروسک های کوچک، برخی به صورت سروته و وارونه دوخته و در واقع سوزن دوزی شده اند و باز ردیفی از کله های جدا و تن های تکه تکه شده عروسک در امتداد گیس های بسیار بلند آن دوخته شده اند که مثل مهره های تزئینی گیس های بافته شده به نظر می رسند. عروسک دوم در فاصله مناسبی پشت این عروسک قرار گرفته و در واقع در امتداد دو بازو به پروفیلی آهنی به صلیب کشیده شده است. عروسک سر ندارد، اما در فاصله ای مناسب بالای گردن حجم عظیم موی بافته شده با آرایش گوتیک قرار داد و ظاهراً در یک اجرای خصوصی، بیتا فیاضی درون پیراهن این عروسک رفته و پرفورمنس خاصی انجام شده است که ویدئوی آن بر دیوار پشت این عروسک در چند قاب مختلف پخش می شود . در قاب چپ، تماشاگران را می بینیم که از شکم عروسک دوم در حالی که بیتا فیاضی درون آن قرار دارد، پنبه و اشیایی را بیرون می کشند. این اشیا شامل دستبندها و قفل ها و کلت های کمری و قلب هایی همگی یک رنگ و ریخته شده از برنز هستند که بعدتر همانجا جای عروسک کوه شده اند. در قاب میانی، نمای دیگری از همین پرفورمنس و در قاب راست، پرتره ویدئویی هنرمند درون لباس عروسک و در حال پلک زدن ( پلک زدنی عروسک وار ) دیده می شود . تکه یادداشتی روی دیوار نگارخانه هست که گزاره هنرمند را به زبان انگلیسی نمایش می دهد و ما حصل کلام آن این است ” زهدان زن تنها محل پرورش بچه نیست ، بلکه چیزهایی دیگری هم در آن پرورده می شود که ظهور و تأثیرشان برجامعه مشهود است .” سوسک های حمام : رسولان موج نو[۲۰۵] انتخاب یک اثر، کاری بس دشوار است از انتخاب یک هنرمند. اصلا خود این کار را دشوار و احساسی می کند؛ چه بحث انتخاب یک هنرمند باشد، چه بحث انتخاب یک اثر. احساسی از آن جهت که انتخاب یکی از میان هزاران، هیچ حساب و منطقی را برنمی تابد. در آخر، ناچاری همه ی آنهایی را که دوست داری کنار بگذاری تا یکی باقی بماند. انتخاب یک اثر برای من طراح گرافیک، مثل انتخاب یک تصویر برای طرح جلد یک مجموعه آثار می ماند؛ باید یک اثر را انتخاب کنیم که بتواند یک مجموعه را نمایندگی کند و در نهایت شایستگی. من انتخابم را به آثار و هنرمندان شاخص پس از انقلاب محدود و در نهایت سوسک های سرامیکی بیتا فیاضی را به عنوان گزینه ی هنر امروز ایران انتخاب کردم . ششمین دوسالانه ی سفالگران معاصر ایران در سال ۱۳۷۷ نخستین حضور سوسک های عظیم الجثه ی بیتا فیاضی در شهر بوده است که جایزه ویژه همان دوسالانه را نیز از آن خودشان می کنند. اما من نخستین بار در سال ۱۳۸۰، در کارگاه خود هنرمند، با سوسک هایش روبه رو شدم. در حدود ۲۰۰۰ سوسک حمام براق و پرطمطراق، که گویی فی الحال از فاضلاب به موزه هنرهای معاصر تهران، به قصد تصاحب لشکر، کشیده اند. هر یک از سوسک ها با شاخک هایشان در حدود ۲۵ سانتی متر طول دارند و از سرامیک با لعاب سنتی و ترکیب مواد ساخته شده اند . ساخت و نمایش این اثر در سال های نخست پس از ۲ خرداد ۱۳۷۶ اتفاقی نیست. سوسک ها پیام آوران تغییرات اند. سوسک های بیتا، رسولان موج نوی هنر ایران اند. که از زیر زمین به روی زمین آمده اند تا نوید دهنده ی حضور نسل جدید هنرمندان وطنی باشند و برای هنر امروز ایران چه رسولی برازنده تر از سوسک حمام! سوسک هایی که در طول سال های فراموشی و گوشه نشینی فربه شده اند : پرطمطراق، زیاده خواه، متناقض، متکبر، وقیح، طعنه زن، طناز، لزج، سبک، جلف، براق، پرتعداد، و … و به راستی کدام یک صفتی برای هنرمندان نسل نوی ایران نیست ؟ انبوه سوسک ها در نمایشگاه هایی که بازدیدکنندگان انتظار نمایش آثار هنری سنتی را می کشند، اتفاق نیست. هنر سفالگری از کهن ترین دست ساخته های ایرانی هاست و این حضور معنا دار سوسک ها در دوسالانه ی سرامیک و سفال، به خودی خود امری است معاصر. بار تاریخی ای که بر دوش این سوسک ها سنگینی می کند، نشان از گیجی همیشگی ما دارد. جایگاه ما در گذشته کجاست و در آینده کجا؟ آیا نسل امروز هنرمندان، فرزندان خلفی برای اجدادشان هستند ؟ آیا ما – سوسک های حمام – از تبار شیرهای پارسی هستیم ؟ سوسک های حمام جانوری آشنا برای شهروندان ایرانی امروز است. آیا اگر بخواهیم جانوری را برای نماد ایران امروز اختیار کنیم، کاندیدایی شایسته تر از سوسک های حمام سراغ داریم؟ اگر واقع بین باشیم ، نسل شیرهای ایرانی سال هاست که منقرض شده است. سوسک های بیتا به طرز اعجاب آوری متناقض اند و از این جهت نیز امروزی. جنس سوسک ها از سرامیک با لعاب سنتی است. سرامیک، شاعرانه ترین ماده برای مجسمه سازی است؛ با لعاب که بیامیزد شاعرانگی اش دوچندان می شود. سفال و لعاب برای ما ایرانی ها آمیخته است به شعر و هنر اما لعاب در اینجا ماده ای شده برای بازسازی بدن لزج و خیس سوسک حمام که بیننده را دائم در کش و قوس آن قرار می دهد، دست بکشید بر پشت این سوسک ها یا نه و این تناقض، او را رها نمی کند، مثل زندگی این روزها. سوسک ها همان قدر که کریه اند، پر زرق و برق و چشم کور کن اند و همان قدر که قابل ترحم اند، مغرور. تناقضی که از زندگی امروز ما غیر قابل حذف است . سوسک های عظیم الجثه بیتا فیاضی، چه بهترین نمایه برای هنر امروز ایران باشند یا نباشند، بی شک در حافظه تاریخ هنر ظریف الجثه هنر امروز ایران ماندگار اند . ۳-۳ پرسش های مطرح شده از هنرمندان :
-
- دلایل ترجیح رسانه های نوین ( اینستالیشن ، ویدیو آرت ، پرفورمنس و … ) نسبت به دیگر ابزار های بیان رایج، در خلق آثارتان، چه نکاتی بوده است؟
-
- به نظر شما رسانه های نوین چه گزینه های جدید مفیدی را در اختیار هنرمندان معاصر قرار میدهند؟
-
- آیا استفاده از رسانه های نوین، به معنای نارسایی و یا از کارافتادگی دیگر ابزار های نوین میباشد، یا دلایل دیگری همچون علایق شخصی، متناسب بودن با موضوع انتخابی در هر اثر و … داشته است؟
-
- جایگاه رسانه های نوین در در هنر امروز ایران و جهان را چگونه میبینید؟
-
- به نسبت تفاوت سطح کیفی کلی آثار هنرهای تجسمی ( نقاشی، گرافیک، مجسمه سازی و…) ارائه شده در ایران و آنچه که در سایر نقاط دنیا شاهد آن هستیم، آیا این تفاوت در کاربرد از رسانه های نوین نیز به همان صورت است؟ یا شرایط امیدوار کننده تری در پیش روست؟
-
- فعالیت حرفه ای شما در آغاز با چه ابزارهایی بود؟
-
- روند تغیر ابزارهای مورد استفاده شما از آغاز تا به این مقطع زمانی چگونه بوده است؟ چه مدیوم هایی در ابتدا مورد استفاده شما بود تا به رسانه های نوین رسید؟
۸ . دلایل جذب هنر معاصر ایران را به این رسانه ها چگونه ارزیابی میکنید؟
-
- آیا شما به عنوان یک زن، تلاش و تاکیدی بر ارائه ی آثار خود بصورتی که زن بودن خالق اثر بارز باشد دارید؟
۱۰٫آیا شما فمینیست هستید؟
-
- به نظر شما زنانگی مشخصه ایست که باید در آثار زنان هنرمند ( اعم از فمینیست و غیر فمینیست ) مشهود باشد؟
-
- در آثاری از شما که دارای خصوصیات زنانه و فضای زنانه میباشند، علت، صرفا زن بودن شما به عنوان پدید آورنده ی اثربوده است که بطور ناخودآگاه منجر به بوجود آمدن این فضا شده، یا دلایل دیگری هم تاثیر گذار بوده است؟ اگر بلی، چه دلایلی؟
-
- روند شکل گیری مضمون یک اثر در ذهن شما از چه عناصر و منابعی تاثیر میگیرد؟ ( منابعی همچون اخبار، شرایط اجتماعی روز ایران و جهان، اسطوره هاو…)
-
- در انتخاب ابزار مناسب برای بیان و ارائه ی موضوع و مضمون انتخاب شده، چه نکاتی را مد نظر قرار میدهید؟
-
- آیا رسانه های نوین به عنوان اولویت درانتخاب شما هستند؟
-
- کاربرد رسانه های نوین را به عنوان یک جریان همه گیر و به اصطلاح ” مد ” چگونه ارزیابی میکنید؟
-
- به نظرشما آیا در بکارگیری رسانه های نوین، نشانه های قومی ، ملی ، اجتماعی ، فرهنگی و… نیز جایگاهی دارند یا با بهره گرفتن از این ابزار ها اثر به گونه ای بین المللی میشود؟
پاسخ هنرمندان به پرسش ها
-
- دلایل ترجیح رسانه های نوین ( اینستالیشن ، ویدیو آرت ، پرفورمنس و … ) نسبت به دیگر ابزار های بیان رایج، در خلق آثارتان، چه نکاتی بوده است؟
رزیتا شرف جهان : رشته ی اصلی من در هنرستان مجسمه سازی بود و بعد از آن رشته ی خود را در دانشگاه به نقاشی تغیر دادم چون در آن سال ها رشته ی مجسمه سازی در دانشگاه ها تعطیل شده بود وگرنه به رشته ی مجسمه سازی بسیار علاقمند بودم. در این زمینه بسیار تلاش کردم و سال های طولانی آموزش دیدم. همیشه در مطلبی که در کارهایم اهمیت داشت ارتباطی بود که می توانستم با مخاطب برقرار کنم. در دوران ما نوعی بی ارتباطی مردم با هنرهای تجسمی بود و این به علت کمرنگ بودن و کم سابقه بودن هنر های تجسمی در فرهنگ ما بود و دوران آموزشی ما مصادف با اوج مدرنیزم بود به همراه آثار آّبستره که همین مسئله ارتباط مردم را با اثر هنری سخت تر کرده بود. در طول سال های ۶۰ تا ۷۰ که فارغ التحصیل و وارد جامعه ی هنری خود شدم و فعالیت حرفه ای خود را آغاز کردم همواره با این اعتقاد همراه بودم که اثر هنری ای که از مردم جدا باشه هیچ فایده ای ندارد وبه هر طریقی هست باید بتوانیم با مردم ارتباط برقرار کنیم در نتیجه همیشه یک رویکرد مفهومی در کارهایم بود واین جنبه بایم بسیار حائز اهمیت بود. این هدف که بتوان با مردم ارتباط بهتری برقرار کرد باعث شد تا مدیوم های مختلفی را بکار بگیرم و در رسیدن به هدف هم واقعا مرا اغنا کرد و مردم خیلی ارتباط بهتری با آثار برقرار کردند. از طرف دیگر تجربه گری و آزمون و خطا در حیطه های مختلف بود. دوست نداشتم در یک زمینه ی خاص باقی بمانم و تا کنون هم علاقه دارم کارهایی که تابحال انجام نداده ام را تجربه کنم و فکر نمی کنم که در هنر هیچ محدودیتی در انجام فعالیت وجود داشته باشد. مسئله ی دیگر که به نوعی شخصی است این است که چون آموزش آکادمی طولانی مدت دیده ام، همیشه به طراوتی که در کارهای افرادی که تازه وارد این عرصه شده بودند و با اندک تجربه ای که کسب کرده بودند به ارائه ی آثارشان می پرداختند، حسرت می خوردم. اما آموزش های طراحی و نقاشی ای که من بصورت آکادمیک دیده بودم، در من همچون سنگ شده بود و قادر به تغیر آنها در راستای انجام کارهای جدیدم نبودم، لذا کار با مدیوم هایی که هیچ آموزشی در مورد آنها ندیده بودم و کاملا غریزی با آنها کار میکردم آن طراوت و تازگی ای که من بدنبالش بودم را به من می داد. ندا رضوی پور : من از راه خیلی دوری می آیم، زیرا من در دیپلم علوم تجربی گرفتم و دو سال پزشکی می خواندم، در اصل می خواهم بگویم اصلا پیشینه ی هنری نداشتم. بعد در همان سالی در دانشگاه اسم نویسی کردم با مقوله ی هنر آشنا شدم. این آشنایی از طریق نمایشگاه هایی بود که دیدم، از مارسل دوشان و هم نسلانش دیدم و متوجه شدم که هنر فقط آن چیزهایی که من فکر می کردم نیست و می تواند عمیق تر از آن چیزی که منمی پنداشتم باشد. از این رو من هم زمان هم در پزشکی اسم نویسی کردم هم هنر ام بعد از دو سال کلا به سمت هنر رفتم که رشته ام در سال های اول، به طور کل ،هنر های تجسمی بود و بعد تخصصم را در فضا سازی و طراحی صحنه گرفتم و اوایل بیشتر در تئاتر کار می کرد و طراحی صحنه انجام می دادم. بعد در سال۲۰۰۱ در اولین نمایشگاه موزه هنر های معاصر، اولین کارم که چیدمان و ویدیو بود را ارائه دادم و در آن مورد نیز همچنان فضا سازی برایم جالب بود و از فضا سازی به این چیدمان رسیدم و از فضایی که بیننده در آن درگیر میشد لذت می بردم. در اصل بیننده وارد فضایی می شد که از چند جهت صدا هایی شنیده می شد و فضای خیلی تاریکی بود که با ویدیو و صداها فضا سازی می شد. و ویدیو آن در مورد یک درخت بید بود وخاطراتی که در زیر این درخت اتفاق افتاده است. بطوری که انگار بیننده درگیر این خاطرات می شد که یک بار نوستالژیک برای خودم داشت کهبعد از سال ها به ایران برگشته بودم و برای یک سری دلایلی و خاطراتی برگشته بودم که دیگر هیچکدام از آنها وجود نداشتند و تنها یک حس از آنها باقی مانده بود و نوعی بازی بین گذشته و حال بود.این اولین مرتبه ای بود که من به این صورت با بیننده ها ارتباط برقرار کردم و برای خودم بسیار اتفاق جالبی بود وقتی می دیدم بیننده ها از آن اتاق تاریک بیرون می آیند و متاثر از این کار هستند. برای من جالب بود که من با دغدغه و داستان شخصی خودم توانسته ام ارتباطی برقرار کنم با مخاطبم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همان طور که در شکل (۳-۴۳) مشخص است مقدار پلیمره شدن بستگی به تعداد روبشهای پتانسیل داشت و بعد از ۵۰ روبش دماغهها ثابت شدند. شکل(۳-۴۴)، فرایند تشکیل پلیمر و واکنشهای اکسایش-کاهش مونومر و پلیمر تولوئیدین بلو را نشان میدهد. این شکل از پلیمره شدن میتواند بین تولوئیدین بلو موجود در محلول و تولوئیدین بلو اتصال یافته به سطح صورت گیرد. شکل ۳-۴۴- شمایی از واکنشهای اکسایش- کاهش مونومر و پلیمر تولوئیدین بلو ۳-۲-۵- بررسی خواص الکتروشیمیایی لایه پلیمری نیل بلو و تولوئیدین بلو تشکیل شده در سطح الکترود کربن شیشهای قبل از انجام الکتروپلیمریزاسیون همانطور که در شکل (۳-۴۱) نشان داده شده است دماغه مربوط به نیل بلو به صورت یک جفت دماغه با میانگین پتانسیل دماغه برابر ۴۱۸/۰- ولت و جدایی دماغه ۱۵۶ میلیولت بود. در ولتاموگرام مربوط به تولوئیدین بلو هم ( شکل۳-۴۳) یک جفت دماغه با میانگین پتانسیل دماغه برابر ۰۷/۰- ولت و جدایی دماغه ۹۰ میلیولت مشاهده میشود. برای بررسی بیشتر رفتار الکتروشیمیایی الکترود اصلاح شده بعد از پلیمریزاسیون شسته شد و به محلول الکترولیت با pH برابر ۰/۶ منتقل گردید. در شکل۳-۴۵ فرآیندهای اکسایش-کاهش مونومر و پلیمر تولوئیدین بلو نشان داده شده است. با پلیمره شدن از شدت دماغههای مونومر کم شده و دماغههای پلیمر به صورت پهن و شکافته شده مشاهده میشوند. همانطور که در مورد نیل بلو در شکل (۳-۴۵ A) نشان داده شده است پس از انجام ۵ روبش پتانسیل این تغییرات قابل لمس است. این اثر همچنین در شکل (۳-۴۵ B) برای ترکیب تولوئیدین بلو نشان داده شده است. با ادامه روبشهای پتانسیل برای نیل بلو تا ۱۳ روبش و در مورد تولوئیدین بلو تا ۵۰ روبش، دماغه مونومر به طور کامل حذف شد و دماغه پلیمر به بیشترین شدت خود رسید.
 شکل ۳-۴۵- ولتاموگرام چرخهای ترکیب A) نیل بلو و B) تولوئیدین بلو در محلول آمونیوم نیترات ۱/۰ مولار قبل و بعد از پلیمرشدن ۳-۲-۶- بررسی میزان پایداری پلیمر تشکیل شده با توجه به اینکه الکترود پلیمری حاصله از طریق اتصالات عرضی کوالانسی به سطح متصل شده، پایداری بالایی را برای آن انتظار داریم. جهت بررسی پایداری، الکترود در محلولهای استونیتریل، استن، اتانول و آب در حمام فراصوت به مدت ۵ دقیقه قرار داده شد و با توجه به نتایج ولتامتری هیچ اثری از کنده شدن پلیمر از روی سطح مشاهده نگردید (میزان %RSD برابر ۱/۳% را نشان داد). بنابراین در صورت آلوده شدن سطح الکترود به راحتی میتوان با قرار دادن آن تحت امواج فراصوت و در حلال مناسب سطح را تمییز کرد. همچنین اثر روبشهای متوالی پتانسیل بر روی الکترود بررسی شد و الکترود پایداری بسیار خوبی نشان داد (شکل ۳-۴۶). علاوه بر این به دلیل اینکه تمامی پیوندها به صورت کوالانسی هستند الکترود پایداری بسیار خوبی در دماهای بالا و در پتانسیلهای بالا از خود نشان داد. به دلیل اینکه اصلاح به روش کوالانسی در مورد انواع سطوح هادی کاربرد دارد به نظر میرسد این روش بتواند به طور موثری برای محافظت از خوردگی استفاده شود. شکل ۳-۴۶- بررسی میزان پایداری با انجام روبش پتانسیل در محلول آمونیوم نیترات در pH برابر ۰/۶٫ سرعت روبش پتانسیل ۱/۰ ولت بر ثانیه ۳-۳- بررسی خواص الکتروکاتالیزوری الکترودهای اصلاح شده با رنگهای فنوکسازین برای این هدف کاربرد حسگرهای طراحی شده برای اندازهگیری هیدروژن پراکسید و نیتریت مورد ارزیابی قرار گرفت. ۳-۳-۱-۱- بررسی خواص الکتروکاتالیزوری حسگرهای طراحی شده برای احیای الکتروکاتالیزوری هیدروژن پراکسید خواص الکتروکاتالیزوری الکترودهای کربن شیشهای اصلاح شده با رنگهای نیل بلو، تولوئیدین بلو و تیونین به احیای هیدروژن پراکسید با بهره گرفتن از روش ولتامتری چرخهای بررسی شد. برای این منظور ولتاموگرامهای چرخهای الکترودهای اصلاح شده با هر یک از سه رنگ نامبرده در غیاب و در حضور هیدروژن پراکسید ثبت و با ولتاموگرامهای مشاهده شده روی الکترود اصلاح نشده مقایسه شدند. شکل (۳-۴۷) ولتاموگرامهای چرخهای الکترود GCE/NB، در غیاب و در حضور ۵/۲ میلیمولار هیدروژن پراکسید در محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات و ۰۲/۰ مولار بافر در pH برابر ۰/۶ و در سرعت روبش ۲۰ میلیولت بر ثانیه را نشان میدهد. به دلیل اینکه کاهش الکتروکاتالیزوری H2O2 نیاز به اضافه ولتاژ زیادی دارد، افزودن ۵/۲ میلیمولار هیدروژن پراکسید به سل حاوی الکترود کربن شیشهای اصلاح نشده پاسخ مشخصی در محدوده ۰/۱ تا ۸/۰- ولت ایجاد نمیکند. در حالیکه ولتاموگرامهای بهدست آمده از الکترود اصلاح شده با نیل بلو در غیاب و در حضور ۵/۲ میلیمولار هیدروژن پراکسید تغییر قابل توجهی را نشان می دهند. ملاحظه میشود که پس از افزودن هیدروژن پراکسید به محلول جریان دماغه کاهشی بهشدت افزایش مییابد در حالی که جریان دماغه اکسایش حذف میشود. به علاوه اضافه ولتاژ لازم برای کاهش H2O2 به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد. این مشاهدات نشان دهنده احیای الکتروکاتالیزوری هیدروژن پراکسید توسط الکترودGCE/NB است. شکل۳-۴۷- ولتاموگرامهای چرخهای الکترود GCE و GCE/NB در غیاب و در حضور ۵/۲ میلیمولار هیدروژن پراکسید در محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات و بافر فسفات ۰۲/۰ مولار با ۰/۷=pH در سرعت روبش ۲۰ میلیولت بر ثانیه شکل (۳-۴۸) ولتاموگرامهای چرخهای الکترود اصلاح شده با نیل بلو در غلظتهای متفاوتی از هیدروژن پراکسید در محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات و ۰۲/۰ مولار بافر فسفات در pH برابر ۰/۷ و در سرعت روبش ۵۰ میلیولت بر ثانیه را نشان میدهد( جهت مشخصتر بودن ولتاموگرامها، تنها ولتاموگرام تعدادی از غلظتها در این شکل آورده شده است). در حاشیه شکل نمودار جریان کاتالیزوری بر حسب غلظت هیدروژن پراکسید رسم شده است. همانطور که ملاحظه میشود افزایش جریان کاتدی متناسب با افزایش غلظت هیدروژن پراکسید است. همانطور که در حاشیه شکل نشان داده شده است جریان کاتالیزوری در محدوده غلظت ۰/۵۰ میکرومولار تا ۰/۲۸ میلیمولار متناسب با غلظت هیدروژن پراکسید افزایش و از معادله خطی زیر پیروی میکند (معادله ۳-۶) که طبق آن میتوان جریان را به غلظت هیدروژن پراکسید در این محدوده از غلظت ربط داد. معادله (۳-۶) R2=0.999 Ip (µA) = 3.88C (mM) + 1.17 با در نظر گرفتن معادله زیر معادله (۳-۷) معادله (۳-۸) که در آن Yi مقدار شدت جریان بهدست آمده در هر نقطه از منحنی تنظیم و مقدار بهدست آمده از معادله منحنی تنظیم و n تعداد نقاط استفاده شده در رسم منحنی تنظیم و m شیب حاصل شده از رسم منحنی تنظیم میباشد، حد تشخیص برابر ۰/۳۸ میکرومولار محاسبه شد. شکل ۳-۴۸- ولتاموگرام چرخهای الکترود GCE/NB در غلظتهای متفاوت ۰، ۵/۰، ۵/۲ و ۵/۷ میلیمولار هیدروژن پراکسید (بهترتیب از a تا d) در محلول ۱/۰ مولار بافر فسفات با ۰/۷ = pH در سرعت روبش ۲۰ میلیولت بر ثانیه. حاشیه شکل: منحنی تنظیم رسم شده در غلظتهای مختلف از هیدروژن پراکسید شکل (۳-۴۹) ولتاموگرامهای چرخهای الکترود GCE/TB را در غیاب و در حضور ۰/۵ میلیمولار هیدروژن پراکسید در محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات و ۰۲/۰ مولار بافر PBS در pH برابر ۰/۶ و در سرعت روبش ۵۰ میلیولت بر ثانیه نشان میدهد. همانطور که قبلا نشان داده شد، افزودن هیدروژن پراکسید به سل حاوی الکترود کربن شیشهای اصلاح نشده پاسخ مشخصی در محدوده ۰/۱ تا ۸/۰- ولت ایجاد نمیکند. در حالیکه ولتاموگرامهای بهدست آمده از الکترود اصلاح شده با تولوئیدین بلو در غیاب و در حضور ۰/۵ میلیمولار هیدروژن پراکسید تغییر قابل توجهی را نشان میدهند. ملاحظه میشود که پس از افزودن هیدروژن پراکسید به محلول جریان دماغه کاهشی بشدت افزایش مییابد در حالی که جریان دماغه آندی حذف میشود. به علاوه اضافه ولتاژ لازم برای کاهش H2O2 به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد. این مشاهدات نشان دهنده احیای الکتروکاتالیزوری هیدروژن پراکسید توسط الکترودGCE/TB است. شکل ۳-۴۹- ولتاموگرامهای چرخهای الکترود GCE و GCE/TB در غیاب و در حضور ۰/۵ میلیمولار هیدروژن پراکسید در محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات و بافر فسفات ۰۲/۰ مولار با pH برابر ۰/۷ در سرعت روبش ۲۰ میلیولت بر ثانیه. خواص الکتروکاتالیزوری الکترود کربن شیشهای اصلاح شده با لایه تیونین نیز نسبت به احیای هیدروژن پراکسید با بهره گرفتن از روش ولتامتری چرخهای بررسی شد و ولتاموگرامهای چرخهای الکترود اصلاح شده با تیونین و اصلاح نشده در غیاب و در حضور هیدروژن پراکسید ثبت و مقایسه شدند. شکل (۳-۵۰) ولتاموگرامهای چرخهای الکترود GCE/TH را در غیاب و در حضور ۰/۵، ۰/۱۰ و ۰/۳۰ میکرومولار هیدروژن پراکسید در محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات و ۰۲/۰ مولار بافر در pH برابر ۰/۶ و در سرعت روبش ۲۰ میلیولت بر ثانیه نشان میدهد. همانطور که قبلا نشان داده شد، افزودن هیدروژن پراکسید به سل حاوی الکترود کربن شیشهای اصلاح نشده پاسخ مشخصی در محدوده ۴/۰ تا ۸/۰- ولت ایجاد نمیکند. در حالیکه ولتاموگرامهای بهدست آمده از الکترود اصلاح شده با تیونین در غیاب و در حضور مقادیر ۰/۵، ۰/۱۰ و ۰/۳۰ میلیمولار هیدروژن پراکسید تغییر قابل توجهی را نشان میدهند که همراه با افزایش شدید جریان دماغه احیاء و حذف جریان دماغه اکسایش میباشد و این تغییرات متناسب با غلظت تیونین میباشد. به علاوه در اینجا نیز اضافه ولتاژ لازم برای کاهش H2O2 به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد. این مشاهدات نشان دهنده احیای الکتروکاتالیزوری هیدروژن پراکسید توسط الکترودGCE/TH است. شکل ۳-۵۰- ولتاموگرامهای چرخهای الکترود GCE و GCE/TH در غیاب و در حضور ۰/۵، ۰/۱۰ و ۰/۳۰ میلیمولار هیدروژن پراکسید در محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات و بافر فسفات ۰۲/۰ مولار با pH برابر ۰/۶ در سرعت روبش ۲۰ میلیولت بر ثانیه. با توجه به مشاهدات بالا میتوان مکانیسم EĆ زیر را برای احیای هیدروژن پراکسید توسط الکترودهای اصلاح شده با رنگهای فنوکسازین پیشنهاد کرد. جریان کاهشی مشاهده شده مربوط به نفوذ هیدروژن پراکسید به سطح الکترود و واکنش آن با رنگ تثبیت شده بر روی سطح است. به طور کلی احیای هیدروژن پراکسید توسط رنگهای فنوکسازین توسط مکانیسم ارائه شده در شکل زیر (شکل۳-۵۱) صورت میگیرد. شکل۳-۵۱- مکانیسم کلی احیای هیدروژن پراکسید توسط رنگهای فنوکسازین [۱۷۶] ۳-۳-۱-۲- بررسی خواص الکترود اصلاح شده با نیل بلو نسبت به اکسایش الکتروکاتالیتیکی هیدروژن پراکسید جنبه جالب و قابل توجه دیگر الکترود اصلاح شده با نیل بلو توانایی آن به عنوان کاتالیست در اکسایش هیدروژن پراکسید بود. همانطور که در شکل (۳-۴۷) نشان داده شده است، ولتاموگرام الکترود اصلاح شده با نیل بلو در حضور H2O2 یک دماغه آندی با پتانسیل دماغه برابر ۷۶/۰ ولت نشان میدهد که افزایش جریان دماغه به طور خطی متناسب با غلظت هیدروژن پراکسید تا غلظت ۰/۱۵ میلیمولار بوده و از معادله خطی زیر پیروی میکند. I(µA) = 0.25c (mM) + 0.31 R2=998/0 معادله(۳-۹) اکسایش الکتروکاتالیتیکی میزان حساسیت پایینتری نسبت به کاهش الکتروکاتالیتیکی هیدروژن پراکسید نشان داد. حساسیت بالاتر منجر به امکان اندازهگیری در غلظتهای پایینتر و بهدست آوردن حد تشخیص بهتر میشود. از این رو کاهش الکتروکاتالیتیکی هیدروژن پراکسید جهت انجام بررسیهای بیشتر انتخاب گردید. ۳-۳-۱-۳- اندازهگیری آمپرومتری هیدروژن پراکسید با بهره گرفتن از الکترودهای اصلاح شده با رنگهای فنوکسازین نتایج ولتامتری حاصله که در بالا شرح داده شد بیانگر سهولت و امکان پذیری استفاده از الکترودهای اصلاح شده در اندازهگیری آمپرومتری هیدروژن پراکسید است. در این کار از این روش حساس آمپرومتری برای تعیین محدوده درجه بندی خطی اندازهگیری هیدروژن پراکسید توسط الکترودهای اصلاح شده استفاده شد. روش آمپرومتری یکی از روشهای قدرتمند جهت اندازهگیری گونههای فعال الکتروشیمیایی است. در این روش به دلیل چرخش محلول رسیدن آنالیت به سطح الکترود علاوه بر انتشار، از طریق همرفت نیز صورت میگیرد، بنابراین حساسیت اندازهگیری نسبت به روش ولتامتری چرخهای بالاتر بوده و امکان تشخیص مقادیر کمتر آنالیت بوجود میآید. ۳-۳-۱-۳-۱- بررسی اثر پتانسیل در اندازهگیری آمپرومتری هیدروژن پراکسید با بهره گرفتن از الکترودهای اصلاح شده با رنگهای فنوکسازین ابتدا به منظور بهدست آوردن بیشترین حساسیت و گزینش پذیری اثر پتانسیل اعمال شده بر روی پاسخ آمپرومتری حسگرهای طراحی شده نسبت به هیدروژن پراکسید مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه روی الکترود اصلاح شده GCE/TH نشان میدهد که جریان کاهشی هیدروژن پراکسید (با غلظت ۳-۱۰×۵/۱) در سطح الکترود اصلاح شده با منفیتر شدن پتانسیل از ۱/۰ تا ۴/۰- ولت افزایش مییابد و بیشترین شدت افزایش در حدود ۳۵/۰- ولت مشاهده میشود. در حالیکه جریان مشاهده شده در سطح الکترود اصلاح نشده کوچک و مستقل از پتانسیل اعمال شده است. در پتانسیلهای کاتدیتر جریانهای مشاهده شده برای هر دو الکترود اصلاح شده و اصلاح نشده به یک میزان زیاد میشود. بنابراین پتانسیل ۳۵/۰- به عنوان پتانسیل بهینه برای انجام آمپرومتری انتخاب گردید (شکل۳-۵۲ A). همچنین اثر پتانسیل اعمال شده بر روی پاسخ آمپرومتری حسگر GCE/NB نسبت به غلظت ۳-۱۰×۰/۱ مولار هیدروژن پراکسید مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان میدهد که جریان کاهشی هیدروژن پراکسید در سطح الکترود اصلاح شده با منفیتر شدن پتانسیل از ۱/۰ تا ۳/۰- ولت افزایش مییابد و بیشترین افزایش در حدود ۳۵/۰- ولت مشاهده میشود (شکل۳-۵۲ B). بنابراین پتانسیل ۳۵/۰- به عنوان پتانسیل بهینه برای انجام آمپرومتری انتخاب گردید. در مورد الکترود اصلاح شده تولوئیدین بلو نیز اثر پتانسیل اعمال شده بر روی پاسخ آمپرومتری حسگر نسبت به غلظت ۲-۱۰×۰/۵ مولار هیدروژن پراکسید مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان میدهد که جریان کاهشی هیدروژن پراکسید در سطح الکترود اصلاح شده با منفیتر شدن پتانسیل از ۱/۰ تا ۴/۰- ولت افزایش مییابد و بیشترین افزایش در حدود ۴۰/۰- ولت مشاهده میشود(شکل۳-۵۲ C). بنابراین پتانسیل ۴۰/۰- به عنوان پتانسیل بهینه برای انجام آمپرومتری انتخاب گردید. شکل ۳-۵۲- بررسی اثر پتانسیل در اندازهگیری آمپرومتری در سطح (A) الکترود اصلاح شده با تیونین در غلظت ۵/۱ میلیمولار هیدروژن پراکسید، (B) الکترود اصلاح شده با لایه نیل بلو در غلظت ۰/۱۵ میلیمولار هیدروژن پراکسید و © الکترود اصلاح شده با لایه تولوئیدین بلو در غلظت ۰/۵۰ میلیمولار هیدروژن پراکسید. در تمامی این منحنیها نمودار (a) مربوط به الکترود کربن شیشهای و (b) مربوط به الکترود کربن شیشهای اصلاح شده در محلول آمونیوم نیترات با pH برابر ۰/۶ در سرعت چرخش ثابت میباشد. ۳-۳-۱-۳-۲- بررسی اثر pH در اندازهگیری آمپرومتری هیدروژن پراکسید با بهره گرفتن از الکترودهای اصلاح شده با رنگهای فنوکسازین همانطور که از معادلات واکنش الکتروشیمیایی بر میآید پروتون در فرایند مبادله الکترون شرکت میکند. بنابراین اثر pH محلول بر روی پاسخ الکتروکاتالیزوری الکترودهای اصلاح شده نسبت به هیدروژن پراکسید بررسی شد. از آنجا که اندازهگیریها در حوالی pH زیستی حائز اهمیت است، بنابراین pHهای ۰/۶ ،۰/۷ و ۰/۸ جهت بررسی انتخاب گردیدند. اثر pH محلول بر پاسخ الکتروکاتالیزوری الکترود اصلاح شده GCE/TB نسبت به هیدروژن پراکسید بررسی شد و بهترین اثر الکتروکاتالیزوری در pH برابر ۰/۶ مشاهده شد(شکل ۳-۵۳). برای الکترودهای اصلاح شده GCE/NB و GCE/TH نیز بهترین اثر الکتروکاتالیزوری در pH برابر ۰/۶ مشاهده شد و این pH جهت اندازهگیری آمپرومتری H2O2 انتخاب گردید. شکل ۳-۵۳- آمپروگرام الکترود GCE/TB پتانسیل ثابت ۴۰۰- میلیولت بعد از تزریق غلظت ۰/۲ میلیمولار هیدروژن پراکسید به محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات در pH های ۰/۶، ۰/۷ و ۰/۸٫ سرعت چرخش الکترود ثابت. ۳-۳-۱-۳-۳- رسم منحنی تنظیم برای اندازهگیری آمپرومتری هیدروژن پراکسید توسط الکترودهای اصلاح شده با رنگهای فنوکسازین شکل (۳-۵۴ A) پاسخ آمپرومتری الکترود کربن شیشهای اصلاح شده GCE/NB را بعد از تزریقهای متوالی هیدروژن پراکسید به محلول چرخان ۱/۰ مولار بافر فسفات با ۰/۶=pH در پتانسیل ثابت ۳۵۰- میلیولت نشان میدهد. با توجه به ولتاموگرام بهدست آمده برای الکترود GCE/NB مشاهده میکنیم که بلافاصله بعد از هر تزریق هیدروژن پراکسید به محلول جریان به سرعت افزایش یافته و در کمتر از ۴ ثانیه به مقدار ثابت و پایداری شکل ۳-۵۴- (A) آمپروگرام الکترود GCE/NB بعد از تزریق غلظتهای مختلف هیدروژن پراکسید به (a) الکترود اصلاح نشده کربن شیشهای و (b) الکترود اصلاح شده با نیل بلو و (B) آمپروگرام الکترود GCE/NB بعد از تزریقهای متوالی ۵/۰ میلیمولار هیدروژن پراکسید به محلول ۱/۰ مولار آمونیوم نیترات در pH برابر ۰/۶ در سرعت چرخش ثابت و پتانسیل ثابت ۳۵۰- میلیولت. در منحنی C نمودار تنظیم جریان کاتالیزوری بر حسب غلظت هیدروژن پراکسید رسم شده است. میرسد که نشان دهنده پاسخ سریع و پایدار الکترود نسبت به هیدروژن پراکسید است. این جریان پایا برای رسم منحنی تنظیم استفاده شد. همانطور که در حاشیهی این شکل نشان داده شده است جریان اندازهگیری شده با غلظت در محدود غلظت ۷-۱۰×۹/۵ تا ۳-۱۰×۰/۲ مولار از منحنی تنظیم با معادله(۳-۱۰) و در محدود غلظت ۳-۱۰×۰/۲ تا ۲-۱۰×۰/۱ مولار از منحنی تنظیم با معادله(۳-۱۱) پیروی میکند که با توجه به آنها میتوان جریان تولید شده را به غلظت هیدروژن پراکسید ربط داد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نفوذ ایده آل[۶۴]: فرایندی است که طی آن رهبر پیروان را با ایجاد عواطف قوی نسبت به آنان هویت وابسته به خود می بخشد و در آنان نفوذ می کند (ازگلی و قنبری، ۱۳۸۲، ۴۹۷). این بعد، به وسیله رهبرانی نشان داده می شود که به عنوان الگوهای نقش عمل می کنند، از طریق ایجاد یک بینش مشترک، حس هویت ایجاد می کنند و با غلبه کردن به موانع، حس اعتماد و غرور را به پیروانشان تزریق می کنند (لوینز[۶۵]، ۱۹۹۷: ۴۱۷). چنین رهبرانی قادرند که تلاش مورد نیاز برای رسیدن به سطوح بهینه توسعه و عملکرد را در کارکنانشان برانگیزانند (بس، اولیو، ۲۰۰۷، به نقل از اطهری، ۱۳۸۸)
 انگیزش روحی[۶۶]: رهبران با صحبت هایشان به افراد نیرو می دهند، نیک بینی و اشتیاق را افزایش می دهند، و بینش خودشان از آینده در دسترس را با شایستگی افراد ارتباط می دهند. آنها بینشی را فراهم می کنند که توان لازم برای انجام سطوح بالایی از عملکرد و توسعه را بر می انگیزاند (بس، اولیو، ۲۰۰۷) . آنها آینده جذابی که توضیح دهنده سازمان است را با سمبل ها نشان می دهند که این سمبل ها به عنوان اهدافی برای کار به سوی آینده سازمان در نظر گرفته می شوند (بش و هاتر، ۱۹۸۸؛ والدمیان و ایناستین، ۱۹۸۸). بدین ترتیب، کارکنان با دستیابی به اهداف متداول برانگیخته می شوند (بس، اولیو ۱۹۷۷). ملاحظات فردی[۶۷]: ملاحظات فردی یک ویژگی اصلی رهبری تحولی است و به معنای درک نیازهای رشدی پیروان است، در حالی که با هر یک از پیروان به طور خاص رفتار می شود. ملاحظات فردی همچنین معرفی کننده تلاش رهبر برای تشخیص، درک و ارضای نیازهای کنونی پیروان نیز هست، در حالی که این نیازها را برای رشد پیروان به سطوح بالاتر استعدادهایشان در نظر می گیرند. این رهبران فرصت هایی را برای یادگیری کارکنان خود به وجود می آورند و با هر یک از پیروان به عنوان فردی که دارای نیازهای رشدی متفاوتی است، رفتار می کنند؛ و به پیوند نیازهای کنونی آنان به هدف سازمان کمک می کنند، در حالی که آن نیازها را در مواقع مناسب ارزیابی می کنند (نگونی[۶۸]، ۲۰۰۵). در مقابل، کارکنان مسئولیت بیشتری را برای رشد شخصی شان به عهده می گیرند که شامل فعالیتی همچون تغییرات شغلی می باشد (بس، اولیو، ۲۰۰۷، به نقل از اطهری، ۱۳۸۸). تحریک ذهنی[۶۹]: رهبران تحولی از طریق تحریک ذهنی به پیروان کمک می کنند تا درباره مشکلات قدیمی به شیوه جدید فکر کنند. زمانی که ایده های رهبری برای حل مشکلات کنونی، قدیمی یا نامناسب باشد، پیروان در بررسی ایده ها، فرض ها و ارزش های خود مورد حمایت قرار می گیرند. در نتیجه پیروان، توانایی خود برای تشخیص، درک و حل مشکلات آینده، را رشد و توسعه می دهند (بس و اولیو، ۱۹۹۰). پیروان از طریق تحریک ذهنی، به حل کنندگان اثر بخش مشکلات تبدیل می شوند. از طریق تحریک ذهنی پیروان است که وضع موجود مورد سوال قرار می گیرد و روش های خلاقانه جدید برای توسعه سازمان و برای تحقق اثر بخش هدف های مورد نظر تحقق می یابد. (بس، ۱۹۸۵). تحریک ذهنی، علاقه پیروان در مورد آگاهی از مشکلات را بالا می برد و توانایی و رغبت آنان به تفکر درباره مشکلات به شیوه جدید را توسعه می دهد. تاثیر تحریک ذهنی، در افزایش توانایی پیروان در تفکر، درک و تحلیل مشکلات، و در بهبود راه حل هایی که ارائه می دهند، دیده می شود (رافرتی و گریفین[۷۰]، ۲۰۰۴). بنابراین، رهبرانی که در رفتارهای آنان چنین شاخصه هایی وجود داشته باشد، به عنوان رهبر تحولی شناخته می شوند. رفتارهای رهبری تحولی به توسعه فرهنگ سازمانی و جوی که پذیرنده، نوآور، ریسک پذیر و یاد گیرنده باشد، کمک می کند. نقش رهبری تحولی در سازمان های آموزشی سازمان ها به واسطه عصر اطلاعات، با محیط بی ثبات و تغییرات پیش بینی نشده ای مواجه هستند. امروزه سازمان ها برای موفقیت باید سریع، انعطاف پذیر و همواره در حال یادگیری باشند. در این میان و در شرایط محیطی پیچیده و به سرعت در حال تغییر که الزامات زیادی را به سازمان ها تحمیل می کند، نقش رهبران و مدیران از اهمیت بیشتری برخوردار است (ازگلی و قنبری، ۱۳۸۲). رهبران سازمان ها باید افرادی باشند که بتوانند سازمان ها باید افرادی باشند که بتوانند سازمان و اعضای آن را به یادگیری برای انطباق با تغییرات برانگیزد و هدایت کند. سازمان ها باید یاد بگیرند که چطور با تغییرات محیط کار، مشتریان و تغییر خواسته های آنان سازگار شوند (بس، ۲۰۰۰). سازمان های آموزشی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. تغییرات زیادی به واسطه انقلاب اطلاعاتی در این سازمان ها به وجود آمده است. رهبران سازمان های آموزشی، به عنوان سازمان های یاد گیرنده، اهداف را از طریق مشارکت یا مداخله افراد مختلف تنظیم می کنند. آنان برای هماهنگ کردن منافع آموزشی موسسات دولتی، اعضای آموزشی، مدیران، معلمان، دانش آموزان، والدین و جامعه تلاش می کنند. تحقیقات در سازمان های آموزشی نشان داده است که معلمانی که مدیرانشان نمره بیشتری در پرسشنامه رهبری تحولی داشتند، دارای انگیزه بالاتری بودند (اینگرم، ۱۹۹۷). همچنین کو[۷۱] (۱۹۹۰) در تحقیق خود در مدارس متوسطه نشان داد که معلمان و دانش آموزانی که مدیران آنان نمره بیشتری در پرسشنامه رهبری تحولی دارند، تعهد، رضایت و عملکرد بالاتری از خود نشان دادند. مدیران ستادی تحولی، نه تنها با اعضای آموزشی و در اجتماع خود اثر بخش تر هستند، بلکه احتمالاً بهتر می توانند مدیران و معلمان را به ناحیه و بخش خود جذب و نگهداری کنند. این می تواند به عنوان مهمترین نقش مدیران ستادی آموزشی باشد، زیرا اکنون بار مسئولیت و فقدان رضایت و اثر بخشی در موقعیت مدیران آموزشی منجر به کاستی جدی مدیران آموزشی شده است (بس، ۲۰۰۰). کانتر[۷۲] در راستای آنچه که برای سازمان یاد گیرنده مورد نیاز است بیان می کند که رهبرانی نیاز خواهند بود که یاد گیرنده محور باشند و به راحتی در سراسر مرزهای سازمانی عمل کنند. به خصوص سازمان های یاد گیرنده آموزشی نیازمند رهبرانی خواهند بود که به عنوان ناظر، هادی و سرپرست عمل کنند. رهبران آموزشی باید رهبرانی تحولی باشند و پیروان خود را به ورای منافع خود، به نفع کل برتر سوق دهند (بس ۲۰۰۰). آنها باید در روابط خود با مدیران و معلمان دموکراتیک باشند، و خود را در مواجه با کثرت مشکلاتی که مدارس در قرن ۲۱ با آن مواجه می شوند، به عنوان عامل تغییر بدانند. آنان باید به کارکنان، مدیران و معلمان و دانش آموزان کمک کنند تا یاد بگیرند برای عصر جهانی شدن و تنوع و عصر اطلاعات و اقتصاد جدید سازگار و آماده شوند. بنابراین، رهبران آموزشی، باید رهبرانی تحولی باشند. آنها مانند رهبران در هر سازمان دیگری به ارتقای مزیت رقابتی در سازمان و مدرسه خود، از طریق مدیریت خوب، اجتماع خوب و روابط بین فردی و دانش تخصصی در این زمینه کمک خواهند کرد (سیرجیوانی[۷۳]، ۱۹۹۰، به نقل از بس، ۲۰۰۰). در گذشته ای نه چندان دور سازمان ها در محیطی غیر پویا و با ثبات به سر می برند؛ پیش بینی وقایع آینده تقریبا برایشان ممکن بود؛ مدیران می توانستند در شرایط مطمئن سازمان را مدیریت و برنامه ریزی کنند. اما به تدریج تغییرات مربوط به علم و فناوری، اقتصاد، فرهنگ و سیاست به سرعت سازمان ها را تحت تاثیر قرارداد، به طوری که ساختار سازمان های سنتی مناسب شرایط پیچیده و متغیر بازارجدید نیست و مدیریت شیوه های سنتی نمی تواند محتوی درون و برون سازمانی را بگشاید، پیش بینی نماید یا آن را کنترل کند. در سازمان های پست مدرن، سرمایه از پول یا ماشین آلات تشکیل نمی شود، بلکه به صورت دانش و اطلاعات است. در چنین شرایطی تنها راه چاره سازمان ها تبدیل شدن به یک سیستم یادگیری دائمی است تا بتوانند نیازهای محیطی را تشخیص داده و ابزار لازم را جهت تطبیق با محیط فراهم آورند و بدین وسیله به حیات خود ادامه دهند. نظریه سازمان یادگیرنده [۷۴] نظریه سازمان یاد گیرنده با تشکیل نظریه های مربوط به یادگیری و یادگیری سازمانی شکل گرفته است. مفهوم سازمان یادگیرنده توسط پیتر سنگه[۷۵] (۱۹۹۰) منتشر شده است (تولبرت، مک کلین و مایرز[۷۶]، ۲۰۰۲). او ابتدا مقاله ای تحت عنوان «ساختن سازمان یاد گیرنده، کار جدید مدیر» در سال ۱۹۹۰ را منتشر کرد و سپس در همان سال کتاب «پنجمین فرمان، خلق سازمان یادگیرنده » را به رشته تحریر درآورد که در آن نظریه خود را به طور مبسوط شرح داد و با استقبال فراوان مواجه شد. سنگه در سال ۱۹۹۹ کتاب «رقص تغییر» را انتشار داد که در آن ۱۰ چالش در فرایند تغییر را مشخص کرده و زمینه های اجرایی سازمان یاد گیرنده را فراهم آورد (قدمگاهی، ۱۳۸۳). نظریه پردازان تعاریف متعددی از سازمان یاد گیرنده ارائه کرده اند. پیتر سنگه سازمان یاد گیرنده را سازمانی می داند که در آن افراد به طور مستمر در حال توسعه ظرفیت های خود جهت تحصیل نتایجی هستند که به واقع طالب آنند، جایی که الگوهای تازه فکر کردن پرورش می یابد، محلی که خواسته ها و تمایلات گروهی محقق می شود و بالاخره مجموعه ای که در آن افراد پیوسته می آموزند که چگونه با یکدیگر یاد بگیرند (هدایت و روشن؛ ۱۳۸۴: ۱۰)، سازمانی که به طور مستمر در حال افزایش ظرفیت خود برای ساختن آینده ای بهتر است. برای چنین سازمانی، بقا و ادامه حیات هدف نخواهد بود. یادگیری برای ادامه حیات (یادگیری انطباقی) مهم و حتی ضروری است. اما در یک سازمان یادگیرنده، یادگیری انطباقی الزاماً با یادگیری زاینده ممزوج خواهد شد. یادگیری ای که ظرفیت خلاقیت سازمان را باور سازد. (همان ۲۲). سازمان یادگیرنده، بر توسعه و استفاده از ظرفیت های دانشی خود به منظور خلق ارزش های والاتر، تغییر رفتارها و بهبود نتایج سازمانی متمرکز است.(کینگ[۷۷]، ۲۰۰۱). به نظر داگسون (۱۹۹۳) سازمان یادگیرنده سازمانی است که با ایجاد ساختارها واستراتژی هایی به ارتقای یادگیری سازمانی کمک می کند. مایکل جی. مارکوارت نیز تعریف نسبتاً جامعی ارائه کرده است: «در تعریف سیستماتیک، سازمان یادگیرنده سازمانی است که با قدرت و به صورت جمعی یاد می گیرد و دائماً خود را به نحوی تغییر می دهد که بتواند با هدف موفقیت مجموعه سازمانی به نحو بهتری اطلاعات را جمع آوری، مدیریت و استفاده کند» (دعائی و عالی، ۱۳۸۴). رابینز معتقد است این نوع از سازمان ها پایه و اساس فعالیت های خود را بر مفاهیم رفتار سازمانی، مانند مدیریت کیفیت جامع، فرهنگ سازمانی، سازمان بدون رمز، تضاد یا تعارض بین واحدها و دوایر سازمانی و رهبری تحولی گذارده و به پدیده هایی چون روراست بودن، خطر پذیری و رشد و توسعه ارج می نهند. سازمان یاد گیرنده از سیستمی حمایت می کند که به کارکنان خود اجازه متقابلاً عمل کردن، سوال پرسیدن و فراهم کردن آگاهی و بینش نسبت به وظایف را می دهد و در نهایت باعث ترویج تفکر سازمان یافته می گردد (لانگر، به نقل از فلاح رضوی، ۱۳۸۷ ). اینگونه سازمان ها، ظرفیت هایی برای یادگیری، انطباق و تغییر دارند؛ ارزش ها، سیاست ها، سیستم و ساختار چنین سازمان هایی، یادگیری را برای اعضای آن تشویق و تسریع می کند (تولبرت، مک کلین و مایرز [۷۸]، ۲۰۰۲). تفاوت سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی[۷۹] موضوع یادگیری سازمانی در حدود دهه ۱۹۷۰ مطرح شد. کتاب معروف سنگه تحت عنوان «اصل پنجم[۸۰]» موجب شهرت و توسعه تفکر سیستم باز و یادگیری سازمانی شد (رضائیان، ۱۳۸۰) یادگیری سازمانی و سازمان یاد گیرنده مفاهیم مترادفی نیستند، اما گاهی اوقات، اشتباهاً به جای یکدیگر به کار برده می شوند (اسمیت [۸۱]، ۱۹۹۷، تسانگ[۸۲]، ۱۹۹۷). یادگیری سازمانی مفهومی است که برای توصیف انواع خاصی از فعالیت هایی که در سازمان جریان دارد به کار گرفته می شود، در حالی که سازمان یادگیرنده به نوع خاصی از سازمان اشاره می کند (تسانگ، ۱۹۹۷). در بحث سازمان یادگیرنده، تمرکز بر چیستی است؛ سیستم ها، اصول و ویژگی های سازمان هایی که به عنوان یک هویت جمعی، شروع به یادگیری کرده و اقدام به تولید می کنند، مورد بررسی قرار می گیرد. از طرف دیگر، یادگیری سازمانی به چگونگی وقوع یادگیری سازمانی به معنی مهارت ها و فرایندهای ساخت و بهره گیری از دانش، اشاره دارد (نوروزیان، ۱۳۸۵). ادبیات مربوط به یادگیری سازمانی، عمدتاً توصیفی هستند، در حالی که ادبیات و آثار مربوط به سازمان یادگیرنده عمدتاً تجویزی است (امی[۸۳]، ۲۰۰۸) . جدول زیر تفاوت بین یادگیری سازمانی و سازمان یاد گیرنده را نشان می دهد(حیدری، ۱۳۸۸): جدول ۳-۲ مقایسه سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی
| |
یادگیری سازمانی |
سازمان یاد گیرنده |
| نتایج |
تغییر سازمانی بالقوه |
بهبود سازمانی |
| انگیزه |
ارزیابی سازمانی |
مزیت رقابتی |
| ادبیات و آثار |
توصیفی |
تجویزی |
| هدف از تالیف |
ساختن تئوری |
مداخله |
| محرک ها |
فوری (آنی) |
برنامه ریزی شده |
| هدف خواننده |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- تصمیمگیری مستلزم انتخاب راهی از میان راههاست. یعنی اگر بهجز یک راه، راه دیگری وجود نداشته باشد، طبیعتاً تصمیمی نیز وجود نخواهد داشت؛
- تجزیه و تحلیلی که منجر به انتخاب راهی از میان راهها میشود، عقلایی است و در سطح وجدان آگاه انجام میگیرد. اما در حالی که جنبههای عقلایی و منطقی در اتخاذ تصمیم مهم است، عوامل ناخودآگاه و همچنین جنبههای احساسی، عاطفی و غیرعقلایی نیز در تصمیمگیری، نقش مهم و مؤثر دارد؛
- در تصمیمگیری، قصد و عمد وجود دارد. یعنی با اتخاذ تصمیم خاصی، میخواهیم به هدف خاصی برسیم (سعادت، ۱۳۷۲: ۱).
ریشههای تئوری تصمیمگیری سازمانی را میتوان به کتاب سازمانها،[۷۶] نوشته مارچ[۷۷] و سایمون نسبت داد که در سال ۱۹۱۸ منتشر شد. این کتاب در سال ۱۹۶۳ به وسیله تئوری رفتاری شرکت،[۷۸] نوشته ریچارد سیرت[۷۹] و مارچ دنبال شد که بر سیاستهای فرایند تصمیمگیری سازمانی متمرکز بود (هَچ، ۱۳۸۵: ۲/۴۳۶). تصمیمگیری سازمانی ویژگیهای عمدهای دارد که عبارتاند از: الف) توالی؛ ب) پیچیدگی بسیار؛ ج) دربرگیرنده ارزشهای انسانی؛ د) اتخاذ در زمینهها و محیطهای نهادینهشده (جوادکار، ۱۳۸۲: ۹۲). به عقیده بیشتر نظریهپردازان مدیریت، تصمیمگیری را میتوان به عنوان فرآیندی تعریف کرد که شامل تعریف مسئله، ارزیابی راه حل ها، اتخاذ تصمیم (انتخاب راه حل ها)، اجرای تصمیم و ارزیابی نتیجه است (بووی، ۱۹۹۳: ۱۷۲؛ به نقل از: فیضی، ۱۳۸۴: ۶۸). ۲ـ۲ـ۲٫ نقش تصمیمگیری در مدیریت بسیاری از صاحبنظران و نظریهپردازان مدیریت از گذشته تاکنون در مورد تصمیمگیری در سازمان و مدیریت ایدهها و مباحث فراوانی را مطرح کردهاند که این خود، بیانگر نقش و اهمیت فوقالعاده تصمیمگیری در سازمان است. در اینجا به برخی از نظرات و اعتقادات بزرگان مدیریت در اینباره اشاره میشود. نیومن[۸۰] کیفیت مدیریت را تابع کیفیت تصمیمگیری میداند و مدعی است که تصمیمگیری، بهتنهایی، مهمترین وظیفه مدیر است زیرا، کیفیت طرح و برنامهها، اثربخشی و کارآمدی استراتژیها و کیفیت نتایجی که از اعمال آنها به دست میآید، همگی تابع کیفیت تصمیماتی است که مدیر اتخاذ میکند. نیومن اضافه میکند که اگرچه با هدفگذاری و تعیین سیاست و خطمشیهای کلی، مسیری را که سازمان باید بپیماید، معین میشود ولی با این حال، هدایت سازمان در طول این مسیر و برای رسیدن سلامت به مقصد، لازم است که مدیر، تصمیمات مهم و حیاتی بسیار اتخاذ نماید تا ضمن استفاده و بهرهبرداری از امکانات و فرصتهایی که در طول راه وجود دارد، از برخورد با موانع خطرناک نیز احتراز کند (سعادت، ۱۳۷۲: ۴). استار[۸۱] نیز معتقد است که تصمیمگیری، پایه و اساس تمام وظایفی است که مدیر در سازمان انجام میدهد. او میگوید تصمیمگیری در تمامی وظایفی که مدیر انجام میدهد وجود دارد و از اینرو، میتوان مدیریت را برحسب تصمیماتی که مدیر در رابطه با وظایفی از قبیل برنامهریزی، سازماندهی و کنترل عملیات در سازمان اتخاذ میکند، مورد مطالعه قرار داد. علاوه بر اهمیت تصمیمگیری در این وظایف، کَست[۸۲] معتقد است تصمیمگیری، در هماهنگ نمودن عملیات در جهت اهداف سازمان نیز نقش مهم دارد و اضافه می کند که دسترسی به اطلاعات صحیح و کافی ـ به خصوص در موقعیت و شرایط پیچیده ـ میتواند عاملی بسیار مؤثر در تصمیمگیری باشد. کونتز[۸۳] نیز معتقد است که تصمیمگیری، اصل و اساس برنامهریزی را تشکیل میدهد زیرا بدیهی است طرح، برنامه، سیاست و خطمشی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه کسی، در جایی، تصمیمی گرفته باشد (سعادت، ۱۳۷۲: ۴ـ۵).
 ماندی[۸۴] و همکاران او نیز بعد از برشمردن وظایفی از قبیل برنامهریزی، سازماندهی، رهبری، ارتباطات و کنترل به عنوان وظایف اصلی مدیر، تصمیمگیری را فرآیندی برای یافتن شقوق مختلف، ارزیابی و انتخاب یکی از میان آنها تعریف میکنند و معتقدند که با چنین تعریفی، طبیعتاً در تمامی وظایفی که مدیر انجام میدهد، تصمیمگیری نیز وجود خواهد داشت. همچنین از نظر این محققین، مهارت در تصمیمگیری، مهمترین صفتی است که یک مدیر لایق و برجسته را از مدیری معمولی و متوسطالحال جدا میسازد. ریچاردز،[۸۵] با برخوردی محتاطانهتر، به همین نتایج میرسد: او معتقد است اگرچه فرایند تصمیمگیری دربرگیرنده تمامی ابعاد و جهات مختلفه مدیریت نیست، ولی مطالعه و بررسی فرایند تصمیمگیری میتواند وسیله مفید و مؤثری برای مطالعه و بررسی مفهوم مدیریت بهطور کلی باشد. استدلال ریچاردز این است که فرایند تصمیمگیری شامل مراحلی چون جمع آوری و پردازش اطلاعات و بر اساس آن، انتخاب راهی از میان راهها و سپس، ابلاغ تصمیم به کسانی است که مسئول و مأمور اجرای آن در سازمان میباشند (سعادت، ۱۳۷۲: ۵). ۲ـ۲ـ۳٫ انواع تصمیمگیریها برخی مشکلات ساده هستند. هدف تصمیمگیرنده روشن است، مشکل آشناست، و اطلاعات درباره مشکل بهآسانی تعریف و تکمیل میشود. مثالهایی در اینباره عبارتاند از: تأخیر عرضهکننده در تحویل کالاهایی مهم، درخواست مشتری برای پس گرفتن سفارش خرید، یا حل نمودن مشکل دانشجویی که درخواست کمک مالی دارد. چنین شرایطی را مشکلات با ساختارهای خوب مینامند… با این حال، بسیاری از شرایطی که مدیران با آن روبهرو هستند، مشکلاتی با ساختارهای بد هستند. اینگونه مشکلات، جدید و غیرمعمول هستند. اطلاعات درباره چنین مشکلاتی مبهم یا ناقص است. تصمیم به ورود به بازار جدید یا استخدام یک معمار برای طراحی یک ستاد اداری، نمونههایی از مشکلات با ساختارهای بد هستند. همینطور تصمیمگیری برای سرمایهگذاری در یک تکنولوژی ثابتنشده جدید، نمونههایی از اینگونه مشکلات هستند (رابینز[۸۶] و دیسنزو،[۸۷] ۱۳۷۹: ۱۳۹). درست همانگونه که میتوان مشکلات را به دو طبقه تقسیم کرد، به همان ترتیب میتوان تصمیمات را به دو بخش تقسیم کرد… تصمیمگیری برنامهریزیشده یا تصمیمگیری روزمره، مؤثرترین راه برای رفع مشکلات با ساختارهای خوب است (رابینز و دیسنزو، ۱۳۷۹: ۱۳۹). تصمیمهای برنامهریزیشده بر اساس روشها، قوانین و یا خطمشیهای نوشتهشده و یا نوشتهنشده در موقعیتهای تکراری، با محدود کردن یا مستثنا کردن راه حل ها بهآسانی اتخاذ میشوند. برای مثال، مدیران بهندرت درباره سطح حقوق مستخدم جدیدی نگران هستند زیرا سازمانها، معمولاً، مقررات حقوق و دستمزد برای همه پستها دارند (فیضی، ۱۳۸۴: ۷۰). اینگونه تصمیمها وقت مدیر را برای پرداختن به مسائل بهتر آزاد میکند (فیضی، ۱۳۸۴: ۷۱). وقتی مشکلات دارای ساختار بد باشند، مدیران بایستی بر تصمیمگیریهای غیربرنامهریزیشده تکیه کنند تا اینکه راهحل واحدی به کار گیرند (رابینز و دیسنزو، ۱۳۷۹: ۱۳۹). اگر مسئلهای به اندازه کافی تکرار نشود که بتوان برای آن خطمشی تعیین کرد یا آنقدر مهم باشد که به برخورد خاصی نیاز داشته باشد، باید با تصمیمگیری برنامهریزینشده حل شود. مانند چگونگی تخصیص منابع سازمانی، چگونگی برخورد با نقص خط تولید، ارائه محصولی جدید به بازار. در واقع، بیشتر مسائل مهمی که مدیران با آنها مواجهاند مستلزم تصمیمگیری برنامهریزینشده است. بهعلاوه، هر چه فرد، در سلسلهمراتب سازمانی بالاتر میرود، داشتن توانایی تصمیمگیری برنامهریزینشده برای او اهمیت بیشتری مییابد. به این دلیل، بیشتر برنامههای پرورش مدیران در جهتی به اجرا درمیآیند که تواناییهای تصمیمگیری برنامهریزینشده را در آنان ایجاد کنند یا بهبود بخشند. این کار با آموزش مدیران برای تحلیل منظم مسائل انجام میشود (استونر،[۸۸] ۱۹۹۲: ۲۵۲؛ به نقل از: فیضی، ۱۳۸۴: ۷۱). نمودار زیر رابطه بین انواع مسائل، تصمیمها و سطح سازمانی را نشان میدهد. همانطور که قبلاً بیان شد، تصمیمهای برنامهریزیشده پاسخی است به مسائل خوشساختار و مسائل بدساختار مستلزم تصمیمگیری برنامهریزینشده است. مدیران سطح پایین سازمان اساساً با مسائل آشنا و تکراری مواجهاند؛ بنابراین آنان از تصمیمهای برنامهریزیشدهای مانند روشهای استاندارد عملیاتی بهره میگیرند و چنانچه مسائلی خوب سازمانیافته نباشند غالباً مدیران سطحهای بالاتر درباره آنها تصمیمگیری میکنند. زیرا مدیران سطوح پایین تصمیمهای روزمره و یکنواخت را شخصاً اتخاذ میکنند و فقط تصمیماتی را که منحصربهفرد و دشوار تشخیص دهند به سطوح بالا واگذار میکنند. به همین ترتیب مدیران سطوح بالاتر تصمیمهای روزمره را به زیردستان محول میکنند تا بتوانند وقت خود را به مشکلات جدیتر سازمان اختصاص دهند (فیضی، ۱۳۸۴: ۷۱ـ۷۲). نمودار ۲ـ۲ـ۱٫ رابطه انواع تصمیمها و مسائل و سطوح سازمانی (منبع: کونتز، ۱۹۸۹: ۱۱۶؛ به نقل از: فیضی، ۱۳۸۴: ۷۲) ۲ـ۲ـ۴٫ مدلهای تصمیمگیری جان دیویی[۸۹] در اثرِ تحقیقاتی که در سال ۱۹۱۰ انجام داد، به این نتیجه رسید که حل مسئله، مستلزم چهار مرحله مختلف به شرح زیر است:
- رویداد و یا جریاناتی که تصمیمگیرنده را متوجه وجود مسئله می کند؛
- نوع مسئله، ابعاد و ویژگیهای آن مورد بررسی قرار گرفته، شناسایی میشود؛
- جستجو و تجسس برای یافتن راه حل های مختلفی که میتواند مسئله را حل کند، آغاز میگردد؛
- عواقب ناشی از انتخاب و به کار بستن هر راهحل، مورد بررسی قرار گرفته و بر اساس این ارزیابی، مناسبترین راهحل انتخاب و به مورد اجرا گذارده میشود.
اگرچه محققین مختلف، فرایند تصمیمگیری را به مراحل مختلفی تقسیم کردهاند، ولی پایه و اساس، غالباً همین مدل دیویی است (سعادت، ۱۳۷۲: ۱۸). ۲ـ۲ـ۴ـ۱٫ مدل کلاسیک/عقلایی تصمیمگیری در تئوری کلاسیک تصمیمگیری، فرض است که تصمیمگیرنده، اطلاعات برای تصمیمگیری و کنترل کامل به روی تصمیم دارد. پس تئوری کلاسیک در واقع مدلی برای تصمیمگیری در شرایط معلوم است زیرا تصمیمگیرنده در موقعیتی میباشد که میتواند بهطور دقیق، عواقب ناشی از تصمیمات خود را پیشبینی نماید. این توانایی تصمیمگیرنده، ناشی از رابطه مستقیم تکبهتکی است که میان تصمیم و نتیجه تصمیم در مدلهای تصمیمگیری در شرایط معلوم فرض شده است (سعادت، ۱۳۷۲: ۱۴۰). یک فرد تصمیمگیرنده عقلایی، کاملاً منطقی و واقعی خواهد بود. او بهدقت مشکل را تعریف میکند و هدف معین و روشنی دارد. علاوه بر این، مراحل فرایند تصمیمگیری همیشه منجر به انتخاب گزینهای خواهد شد که رسیدن به هدف را تسریع میکند. نمودار زیر مفروضات عقلانیت را بهطور خلاصه نشان میدهد: نمودار ۲ـ۲ـ۲٫ مفروضات عقلانیت (منبع: رابینز و دیسنزو، ۱۳۷۹: ۱۳۴) موضوع مهمی که باید به خاطر داشته باشیم این است که مفروضات عقلانیت و درجه اطمینانی که مفروض است، بهندرت اتفاق میافتد (رابینز و دیسنزو، ۱۳۷۹: ۱۳۴). در نمودار زیر فرایند تصمیمگیری بر اساس مدل عقلایی نشان داده شده است. توضیح هر یک از این مراحل در ادامه میآید: نمودار ۲ـ۲ـ۳٫ مدل عقلایی فرایند تصمیمگیری (منبع: برگرفته از: هَچ، ۱۳۸۵: ۲/۴۳۸)
- شناسایی مسئله: تصمیمگیری در اصل فرآیندی برای حل مسئلهای است که مانع حصول به اهداف سازمانی است. به همین جهت مدیران اول باید تشخیص دهند که مسئلهای وجود دارد، سپس به عوامل ایجادکننده مسئله و روابط میان آنها توجه کنند تا بتوانند تعریف دقیقی از مسئله ارائه دهند و با توجه به مسئله مشخص و تعریفشده در علتهای مسئله دقت کنند تا بتوانند به راه حل های مؤثر برای حل مسئله دست یابند؛
- ارزیابی راه حل ها: در این مرحله احتمال وقوع نتایج هر یک از راه حل ها ارزیابی میشود. برای این کار، مدیران ویژگیهای هر یک از راه حل ها را ارزیابی، سپس آنهایی را که غیرقابل قبول، نامناسب، بسیار گران یا دارای شرایط غیرقابل پذیرش دیگری باشند جدا میکنند. همچنین اگر راهحلی نتواند بهطور کارآمد اجرا شود یا به تحقق هدفهای سازمان کمک کند طبیعتاً راهحل عقلایی نیست و آن را کنار میگذارند. علاوه بر این، در ارزیابی راه حل ها، تأثیر راه حل ها بر قسمتهای دیگر و همچنین محیط سازمان نیز بررسی میشود (بووی، ۱۹۹۳: ۱۸۲)؛
- انتخاب راهحل: بعد از ارزیابی راه حل ها، مدیران با انتخاب یک راه از میان راه حل های گوناگون تصمیم میگیرند. آنان با سنجش و مقایسه میزان مخاطره و منافع هر راهحل، بهترین آنها را انتخاب میکنند. از این مرحله، آمادگی مدیر برای مخاطره یا تمایل او به خطر کردن عاملی اساسی و تعیینکننده است. بعضی مدیران راهحلی را که منابع بالقوه زیادتری دربرداشته باشد با پذیرش مخاطره بیشتری انتخاب میکنند. بنابراین توجه به نتایج مخاطره و پیشبینی منافعی که هر راهحل به همراه مخاطره مورد نظر عاید سازمان میکند از اهمیت زیادی برخوردار است؛
- اجرای راهحل انتخابی: یک تصمیم خوب زمانی میتواند موفق باشد که توسط کسانی که میخواهند آن را اجرا کنند پذیرفته شود و مورد حمایت قرار گیرد. از آنجا که مدیران تصمیمگیرنده بهطور عموم، برای اجرای تصمیمها به دیگران وابستهاند، باید دقیقاً توجه داشته باشند که چگونه اجرای تصمیمها بر افراد و وظایف آنان اثر میگذارد. یکی از راههای مؤثر برای جلب حمایت کارکنان در اجرای تصمیم، فراهم کردن زمینه مشارکت آنان در فرایند تصمیمگیری است. بهطور کلی، موفقیت اجرای تصمیم به مهارتهای ارتباطی مدیران و حساسیت آنان درباره واکنش کارکنان نسبت به تغییر بستگی دارد (بووی، ۱۹۹۳: ۱۸۳ـ۱۸۴)؛
- ارزیابی نتایج: مرحله نهایی فرایند تصمیمگیری، ارزیابی نتایج و فراهم کردن بازخورد درباره تصمیم و اجرای آن است. این کار میزان تطابق نتایج با انتظارات را نشان میدهد که در صورت لزوم، مدیران تغییراتی را برای اصلاح تصمیم یا اجرای آن اعمال کنند. اگر تصمیم اصلی نتایج مطلوب را به بار نیاورد ممکن است ناشی از درست تعریف نشدن مسئله باشد و شاید نیاز به جایگزینی راهحل دیگری به جای راهحل انتخابشده باشد (برگرفته از: فیضی، ۱۳۸۴: ۸۶ـ۸۸).
۲ـ۲ـ۴ـ۲٫ مدل رفتاری تصمیمگیری (عقلانیت محدود) برخلاف مدل کلاسیک تصمیمگیری که در آن عقلانیت انسان، جامع، کامل و نامحدود تلقی شده است، در مدل رفتاری تصمیمگیری، تعریف محدودتری از مفهوم عقلایی ارائه میشود (سعادت، ۱۳۷۲: ۲۷). سایمون بر اساس مقایسهای از فعالیتهای تصمیمگیری واقعی با مجموعه آرمانی مندرج در مدل تصمیمگیری عقلایی اظهار میدارد، تلاشهایی که در سازمان باید عقلایی باشد از طریق موارد زیر محدود میشود:
- ظرفیت پردازش اطلاعات انسانی؛
- زمان در دسترس برای فرآیندهای تصمیمگیری؛
- اولویتهای متعارض تصمیمگیرندگان در باب اهداف سازمانی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کار تیمی
کار کردن با دیگران در جهت یک هدف مشترک
منبع : به اقتباس از گلمن و همکاران[۷۱] (۲۰۱۳). ۲-۱-۴-۲-شایستگی عاطفی – اجتماعی باندلی از نظر باندلی (۲۰۰۸) شایستگی عاطفی – اجتماعی به بررسی و مطالعه میان کنشی( بین فردی) اثربخش در محیط کار می پردازد. وی مدلی نظری در خصوص شایستگی عاطفی اجتماعی ارائه نمود،مدل وی اجتماعی است، از آن جهت که تمامی روابط بین فردی را شامل رفتارها و اقداماتی می شود که فرصت هایی برای ارتباط اثربخش بین دو یا چند نفر است.عاطفی است از آن جایی که درک و استفاده از عواطف برای موفقیت هر رابطه انسانی ضروری ست. در این مدل شایستگی های عاطفی – اجتماعی را شامل چهار مورد ذیل بر می شمرد:
 الف) برقراری تفاهم: شایستگی برقراری تفاهم به معنای فرایند برقراری رابطه پایدار بر مبنای اعتماد دو طرفه ، هماهنگی و درک متقابل بین فردی ( مک درمات و جاگو ، ۲۰۰۰و باندلی،۲۰۰۸) می باشد ؛ کارمندانی که در حوزه برقراری تفاهم ماهرند از ابزارهای لازم برای ایجاد و توسعه دوستی ها و ساخت شبکه های اجتماعی گوناگون برخوردارند. به زعم استوارت و کش ( ۲۰۰۰ و باندلی،۲۰۰۸) برقراری تفاهم دارای هشت مؤلفه میباشد: ۱- همانندی(تشابه): میزانی که دو نفر در باورها و ارزشهای فرهنگی ، تاثیرات محیط پیرامون، تجربیات، شخصیت، نگرش ها، هنجارها و انتظارات مشترک هستند. ۲- مداخله/ مشارکت: میزان اراده دو نفر در شناخت و توسعه رابطه بین یکدیگر. ۳- عاطفه / علاقه : میزان علاقه ودوست داشتن دو طرف و اینکه چقدر به یکدیگر احترام می گذارند. ۴- کنترل/ تسلط: میزانی که دو نفر در کنترل سهم دارند و هیچ کدام به دنبال تسلط نیست این نیست که بر گفت و گو یا تعامل تسلط داشته باشد و بر آن غالب شود. ۵- ادراک خویشتن: عقیده و دیدی که فرد نسبت به خودپنداره اش بر اساس ادراکات فیژیکی، اجتماعی و روانشناختی دارد. ۶- ادراک از غیر : شیوه ای که هر کارمند دیگری را ادراک می کند. ۷- تعاملات کلامی: واژگان و کلماتی که در طول ارتباط بین دو نفر بکار برده می شود. ۸- تعاملات غیر کلامی: استفاده از علائم و نشانه هایی چون ظاهر فیزیکی، لباس، تماس چشمی، صدا، لمس کردن، حالت قرار گرفتن بدن و میزان نزدیکی دو طرف. ب) پذیرش تفاوت ها : این نوع شایستگی مربوط می شود به توانای کارمندان برای تحمل، موافقت و داشتن پذیرشی مطلوب نسبت به سایر افرادویا موقعیت هایی که آن ها بدان خو گرفته و عادت کرده اند متفاوت است( باندلی،۲۰۰۸). تحقیقات نشان می دهد کسانی که در امر پذیرش تفاوت های دیگران مهارت دارند( برای مثال، پذیرش تفاوت هایی نظیر سن، قومیت، نژاد، توانایی های فیزیکی، باورها و اعتقادات مذهبی، سوابق آموزشی، ارزشهاو علایق) از سطوح بالاتری از مهارت اجتماعی برخوردار بودخه و ارتباط برقرار کنندگان اثر بخش تری هستند(لوپس، کات و اسلاوی ، ۲۰۰۶) . بسیاری از محققان بیان داشته اند که نیروی کار آینده اقلیت های نژادی، زنان ، مهاجران و افراد با نیازهای ویژه بیش تری را شامل می شود. لذا رشد و توسعه پذیرش تفاوت ها در حال حاضر وجود دارد و می رود تا به یک جزء مهم از روابط بین فردی در کار تبدیل شود(باندلی،۲۰۰۸). رشد پذیرش تفاوت ها مهارتی ضروری ست که برای ارتباط اثر بخش و توسعه روابط بین فردی پایدار در محیط کار مورد نیاز است. ج) اعتماد سازی: ایجاد و پرورش اعتماد برای شکل گیری هر گونه ارتباط بین فردی اثر بخش در کار ضروری است . این شایستگی به معنای تمایل فرد برای پذیرش فعالیت های فرد مقابل، بر اساس میزانی که فرد مقابل فعالیت هایی را که برای فرد مهم است و از او انتظار دارد، انجام دهد تعریف می شود( باندلی، ۲۰۰۸) . اعتمادسازی و پرورش اعتماد به عنوان یک مؤلفه حیاتی از روابط بین فردی در شبکه های اجتماعی پدیدار شده است (باندلی،۲۰۰۸). در ادبیات مدیریت و روانشناسی صنعتی- سازمانی اعتماد در سطوح مختلف مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. در سطح خرد اعتماد به مثابه مولفهو عنصری حیاتی از بهره وری فردی و گروهی، به هم پیوستگی و اتحاد گروهی، همکاری و تشریک مساعی و اثر بخشی عملکرد دانسته شده است(باندلی(۲۰۰۸). د) تاثیر فرمندی: آخرین شایستگی عاطفی – اجتماعی یعنی ترویج تاثیر فرمندی، به استفاده از تاثیر غیر قهری و غیر جبری برای هدایت و هماهنگی فعالیت های اعضای سازمان برای دستیابی به اهداف خاص گروهی ، توانایی فرد برای برقراری ارتباط با یک پنداره خوب تدبیر شده از آینده، ایجاد اعتماد بین همکاران و اتخاذ اقداماتی اثر بخش برای دستیابی به اهداف سازمانی اطلاق می شود( باندلی، ۲۰۰۸). در ادبیات مدیریت و روانشناسی صنعتی- سازمانی ترویج تأثیر کاریزماتیک در بطن مطالعه رهبری قرار گرفته است. طی بیست سال گذشته چند نظریه در ادبیات روان شناسی صنعتی- سازمانی شهرت یافته این تئوری ها عبارت انداز : تئوری مسیر- هدف، مبادله رهبر-پیرو، رهبری تبادلی و تحول آفرین و رهبری کاریزماتیک. ترویج تاثیر کاریزماتیک از تئوری، تحقیق و نتایج تجربی هر یک از این حوزه ها نشأت می گیرد. ( باندلی، ۲۰۰۸) نکاتی راجع به این مدل: هر کدام از شایستگی های عاطفی- اجتماعی سازه های مبتنی بر مهارت اند که هر فردی در یک محیط سازمانی می تواند در توسعه و استفاده از آن ها ماهر و خبره شود.(جنبه اکتسابی داشتن و آموختنی بودن شایستگی ها)(باندلی،۲۰۰۸). این مدل یک مدل شناور است. به عبارت دیگر هیچ یک از این شایستگی ها پیش نیاز شایستگی دیگر نیست. برای مثال لازم نیست فرد کاملا در پذیرش تفاوت ها مهارت پیدا کرده باشد تا آن گاه اعتماد سازی کند. همچنین لازم نیست که فرد برای این که تاثیر کاریزماتیک داشته باشد تفاهم ایجاد کند. همه شایستگی ها با هم عمل می کنند( بهم مرتبط اند)، اما لازم نیستفرد پیش از توسعه سایر حیطه ها به سطح کاملی از خبرگی و مهارت در یک حیطه دست یابند(( باندلی، ۲۰۰۸) مدل نظری شایستگی عاطفی- اجتماعی برای کسانی که در موقعیت رهبری یا مدیریت هستند بیشترین کاربرد را دارد داشتن درجه معینی از مهارت در هریک از این حیطه ها برای همه کارکنانی که در یک سازمان هستند مفید و سودمند است اما به دلیل ماهیت برخی از موقعیت ها شایستگی عاطفی- اجتماعی بیش ترین ارتباط را با کارکنانی دارد که می بایست هر روز با دیگران کار کنند یا آنها را هدایت کنند . هنگامی که کارکنان سلسله مراتب سازمانی را طی کرده و در امر مدیریت کار و فعالیت های سایر افراد درگیر می شوند، رشد و بکارگیری شایستگی ها اهمیت بیش تری می یابد. لذا پیش قدم شدن در خصوص آموزش و رشد شایستگی عاطفی- اجتماعی باید بیش ترین بازگشت سرمایه را برای مدیران اجرایی سطح بالا داشته باشد.(باندلی،۲۰۰۸). ۲-۱-۴-۳-مدل شایستگی عاطفی گلمن گلمن (۱۹۹۵) با بررسی تقریبا ۲۰۰ مدل شایستگی ۲۵ شایستگی عاطفی – اجتماعی را که با بیشترین دقت عملکرد عالی را در بسیاری از مشاغل پیش بینی می کردند شناسایی کرد. وی این شایستگی ها را در ۵ بعد از هوش عاطفی یعنی: خود آگاه، خود تنظیمی، خود انگیزشی، آگاهی اجتماعی و مهارت های اجتماعی سازمان دهی کرد(بروکس،۲۰۰۲) . تحقیقات انجام شده با بهره گرفتن از پرسش نامه شایستگی عاطفی- مقیاسی برای اندازه گیری هوش عاطفی که توسط بویاتزیس، گلمن و آرهی[۷۲] ساخته شده بود- منجر به بوجود آمدن یک نسخه اصلاح شده از مدل اصلی شد و چارچوب شایستگی شامل چهار بعد خود آگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط گردید( چرنیس، آدلر، ۲۰۰۰) مدل گلمن دو حیطه را شامل می شود: شایستگی فردی و شایستگی اجتماعی. بین این دو حیطه چهار دسته شایستگی های مرتبط به هم هست که عبارت انداز : خود آگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی ومدیریت روابط. حیطه شایستگی فردی از دو دسته خود آگاهی و خود مدیریتی تشکیل شده است. حیطه شایستگی اجتماعی نیز متشکل از دو دسته آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط است(دافی، ۲۰۰۶) خودآگاهی و خود مدیریتی مهارت های بین فردی اند (مولیگان[۷۳]، ۲۰۰۳).چهار دسته شایستگی سسله مراتبی اند بدان معنا که خود آگاهی و آگاهی اجتماعی (شناخت)به صورت پایه و اساسی برای رشد یا ماهر شدن در خود مدیریتی و مدیریت روابط (تنظیم) عمل می کنند. خود آگاهی عاطفی پیش نیاز خود مدیریتی اثر بخش است، خود مدیریتی نیز پیش بینی کننده مهارت های اجتماعی (یعنی مدیریت روابط) است(آماندسون، ۲۰۰۳). در ذیل به شرح هر یک از ابعاد شایستگی عاطفی- اجتماعی از دیدگاه گلمن پرداخته خواهد شد: شایستگی فردی- خودآگاهی: خود آگاهی به معنی داشتن درک عمیق عواطف، قوت ها، ضعف ها، ارزش ها و انگیزه های خود می باشد و پیوند تفکر، احساس و عمل راممکن می سازد(دافی،۲۰۰۶).” هنگامی که فرد از احساسات خویش آگاه است، می داند که چرا عواطف و احساسات رخ می دهند و دلالت ها و معانی احساساتش را درک می کند"(دافی، ۲۰۰۶). خود آگاهی لازمه اقداماتی آتی است؛ هرچچه خود آگاهی فرد بیش تر باشد احتمال بررسی و آزمون روش های گوناگون انجام یک عمل نیز بیش تر می شود(دافی، ۲۰۰۶) خود آگاهی می تواند برای افراد کنترل ادراک شده بیش تری را نسبت به پیشامد ها و پیامد های بین فردی در کارشان ایجاد کند(دافی، ۲۰۰۶) به طور خلاصه گلمن خود آگاهی راد درک عواطف و روشن کردن مقاصد خود می داند(دافی، ۲۰۰۶) خود آگاهی در تئوری هوش عاطفی گلمن بسیار برجسته است و مبنایی را برای سه دسته شایستگی دیگر در مدل وی فراهم می کند. (دافی، ۲۰۰۶) شایستگی فردی – مدیریت بر خود. این اصلاح ابتدا خود کنترلی یا کنترل بر خود نامیده می شد.اما در بازبینی مجدد به خود مدیریتی یا مدیریت بر خود تبدیل شد. مفهوم زیر بنایی این شایستگی عاطفی خود تنظیمی است. خود تنظیمی هنگامی اتفاق می افتد که فرد تکانه ها یا عواطف غم انگیز خود را مدیریت کند(دافی، ۲۰۰۶) سارنی خود مدیریتی را البته وی آن ها را خود تنظیمی می نامد به مثابه” توانایی مدیریت اعمال، تفکرات و احساسات به شیوه سازگارانه و انعطاف پذیر در بافت های مختلف، خواه اجتماعی باشند یا فیزیکی..” تعریف می کند(دافی، ۲۰۰۶) خود مدیریتی انگیزه تمرکز یافته ای است که فرد برای دستیابی به اهدافش دارد. که شامل میزان توانایی فرد برای حفظ شفافیت ذهنی و انرژی تمرکز یافته هنگام جستجوی اهداف باشد که با کنترل مداوم احساسات و تکانه ها به منظور ایجاد جوی از اعتماد، آسایش و انصاف نشان داده می شود. (دافی، ۲۰۰۶). شایستگی اجتماعی- آگاهی اجتماعی. آگاهی اجتماعی بر آگاهی فرد نسبت به کسانی که پیرامون آن ها هستند و گرایش افراد برای عمل طبق آن آگاهی تأکید می کند(دافی، ۲۰۰۶). آگاهی اجتماعی به معنای هماهنگ بودن با این که دیگران در لحظه خاص چه احساسی دارند به گونه ای که بتوان به طور مناسب عمل کرد می باشد، همدلی کردن بخش اعظمی از آگاهی اجتماعی ست( دافی،۲۰۰۶). شایستگی اجتماعی- مدیریت روابط. تأکید مدیریت روابط بر رابطه متقابل بین خود و دیگران در یک سطح عاطفی برابر است. مدیریت روابط از مهارت های شایستگی عاطفی برای افزایش رفاه و بهزیستی افراد پیرامون در بافت های فردی یا سازمانی استفاده می کند. شایستگی اجتماعی مبنی بر مهارت های موجود در سه دسته دیگر شایستگی است: “مجموعه شایستگی خود آگاهی، خود مدیریتی، و همدلی همگی با هم در مدیریت روابط جمع می شوند"(دافی،۲۰۰۶)مدیریت روابط به معنای توانایی دوستی کردن هدفمندانه برای سوق دادن افراد در مسیری واحد برای دنبال کردن یک هدف که شامل توانایی کنترل عواطف دیگران با بهره گرفتن از ترکیبی از مهارت های شایستگی خود آگاهی، خود مدیریتی، و آگاهی اجتماعی است، می باشد(دافی، ۲۰۰۶). ۲-۱-۴-۴- مدل شایستگی عاطفی: وربیکی،بلاسچاک و باگازی[۷۴] بر اساس تحقیقات انجام شده در مینه روانشناسی رشد( سارنی[۷۵] ، ۱۹۹۹) ، خود تنظیمی عاطفی (بننو[۷۶] ، ۲۰۰۱) و روانشناسی اخلاقی (دیلان[۷۷] ، ۱۹۹۵) وربیکی و همکاران (۲۰۰۴) به جمع آوری هفت مهارت ظاهرا متناقض عاطفی پرداخته اند که اگر افراد خواهان آنند که در حوزه اجتماعی که فعالیت می نمایند به شایستگی عاطفی دست یابند این مهارتها باید به خوبی با یکدیگر ترکیب شوند. به بیان ساده تر به زعم آنها شایستگی عاطفی ترکیبی از این هفت مهارت است. هر چقدر افراد بتوانند بهتر این مهارت را هدفمندانه ترکیب کنند بهتر می توانند موقیت های چالش انگیز عاطفی را مدیریت کنند. هفت مهارت از جمله موراد زیر می باشد: ۱- پذیرش دیدگاه دیگران[۷۸] : مهارت خود را جای دیگری قرار دان که بخش آموخته شده و مرکری همدلی است و به عنوان پاسخ عاطفی که حاصل درک و فهم حالت یا وضعیت عاطفی دیگراناست و با آنچه دیگری احساس می کند یا انتظار می رود که احساس کند برابر یا مشابه است تعریف می شود(آیزنبرگ[۷۹] ، ۲۰۰۶ به نقل از وربیکی و همکاران) توانایی با دیگران احساس کردن( احساس دیگران را داشتن) مولفه اصلی شایستگی عاطفی است و عهده دار افزایش پیوند های اجتماعی بین مردم است. افراد همدل شنوندگان بهتری هستند؛ آن ها احساسات دیگران را در می یابند، مبنایی را برای تاثیر گذاری بهتر بر دیگران گسترش می دهند و تمایل دارند که عملکرد بهتری داشته باشند. (وربیکی و همکاران،۲۰۰۴). ۲- مدیریت ابراز عواطف خویش[۸۰] : مهارت کلیدی در مدیریت عواطف آگاهی فرد نسبت به این مسئله است که ابراز عواطف و احساساتش بر دیگران تاثیر می گذارد و می تواند به صورت راهبردی برای کسب منفعت به کار برده شود.(سارنی، ۱۹۹۹) کنترل ابراز عواطف می تواند به بازیگری تشبیه شود و تلبیس عاطفی نامیده شده است.زیرا که غالبا بین آن چه که احساس می شودو آنگونه که ارتباط برقرار می شود تفاوت وجود دارد…. در تحقیقات سازمانی مدیریت عواطف (مطابق با قواعد احساسی) کار عاطفی(مامبی و پانتم، ۱۹۹۲؛ اشفورت و تامیاک، ۲۰۰۰) یا مدیریت تأثیر(اسچلنکر،۱۹۸۰) نامیده شده است. گلمن(۲۰۰۱)در این خصوص می گویدموثرترین افراد واکنش های دیگران را درک کرده و پاسخ های خود را برای پیشبرد تعامل خوبی تنظیم می کنند(وربیکی و همکاران،۲۰۰۴). ۳- کمک به دیگران برای پذیرش احساسات فرد : تلبیس عاطفی گرچه ابزاری کارآمد برای مدیریت ابراز خود است اما به منابعی نیاز دارد( فلدمن برت و گراس[۸۱] ، ۲۰۰۱) و بنا براین کار عاطفی نیز نامیده می شود(مامبی و پاتنم ، ۱۹۹۲؛ موریس و فلدمن ، ۱۹۹۶). در حالی که نشان دادن عواطف واقعی به تلش اندکی نیاز دارد(لیری و کاوالسکی[۸۲]،۱۹۹۰)کنترل شدیدی را برای نشان دادن عواطفی که متفاوت هستند از آنچه که فرد در موقعیت فعلی واقعا احساس می کند موردنیاز است. موریس و فلدمن (۱۹۹۶) در این خصوص می گویند آن چه که تنظیم ابراز عاطفه را دشوارتر ، و بنابراین کاربرتر می کند، دقیقا آن مواقعی هستند که تعارضاتی بین عواطف اصیل و واقعی و عواطف مطلوب از نظر سازمانی وجود دارد. گاهی اوقات راهبرد بهتر آن است که فرد به دیگران کمک کند تا عواطف و احساساتش را بپذیرندبه جای این که در هر موردی تلاش کند عواطف و احساساتش را تغییر دهد یا مخفی نماید.افراد موثر نه تنها توانایی تلبیس یا پنهان نمودن عواطف و احساساتشان را به شیوه راهبردی دارند بلکه قادرند عواطف واقعی و اصیلشان را به دیگران بقبولانند و باعث شوند که دیگران با آنها احساس راحتی کنند.در این خصوص برخی روانشناسان درباره سرایت عاطفی صحبت می کنند. نتیجه ابراز عواطف اصیل و واقعی این می شود که فرد می تواند بر اسنادهای دیگران اثر بگذارد مبنی بر اینکه فرد قابل اعتماد و موثقی است، چنین اسناد هایی کلید عملکرد شغلی اثربخش است(گلمن، ۲۰۰۱ به نقل از وربیکی وهمکاران،۲۰۰۴)
- عدم احساس گناه در صورت داشتن هدف راهبردی[۸۳] : مهارتهای مدیریت استراتژیک عواطف چنان چه ارتباط برقرار کننده در بکارگیری آنها بر خلاف واقع انتظار داشته باشد که دچار عذاب وجدان خواهد شد بی ارزش خواهد بود(وربیکی و همکاران،۲۰۰۴). در این خصوص رفییلی و ساتن[۸۴](۱۹۸۷) به صورت ضمنی به احساس گناه به عنوان یکی از پیامد های تنظیم عواطف هنگامی که در مورد تعارض شخصیت- نقش و یا برخورد میان ارزش های شخصی الزامات نقشی صحبت میکنند، اشاره می نمایند.مفهوم از خود بیگانگی کارمندان، به عنوان یکی از نتایج کار عاطفی ، نیز می تواند راهی برای سازگاری با احساس گناه دائمی باشد که از کار عاطفی (یعنی تلبیس عاطفی) ناشی شده است. این گونه عواطف منفی است که تهدیدی را برای رفاه عواطفی ایجاد میکند- درواقع تحقیقات انجام شده تعارض شخصیت- نقش را به عنوان تهدیدی مهم بریا رفاه کارمندان شناسایی کرده است.
به طور خلاصه افرادی که در زمینه ابراز عواطفشان قادرند احساس گناه نکنند یا کم تر احساس گناه می کنند یا توانسته اند بر عواطف منفی شان غلبه کنند نسبت به کسانی که هنگام استفاده از عواطفشان به مثابه ابزاری استراتژیک احساس گناه می کنند، احساس رضایت و راحتی بیشتری کرده و در نتیجه اثر بخش تر خواهند بود(وربیکی و همکاران، ۲۰۰۴) ۵- احساس اصالت [۸۵] : اریکسون [۸۶] (۱۹۹۷) اشاره می کند که ما در یک فرهنگ عاطفی درمانی که در آن فرایند مدیریت عواطف عادی فرض می شود زندگی می کنیم؛ مفروضه ای که حداقل برای مشاغل حوزه خدماتی ، که به طور گسترده ای بوسیله قواعد عاطفی سازمان یا تاکتیک های ارتباطی ای که برای تسهیل اقناع سازی ایجاد شده اند تسخیر شده، مناسب به نظر می رسد. چنین دیدگاهی به افراد اجازه می دهد که در امر مدیریت عواطف به گونه ای که با رفاه و اصالت سازگار است مشارکت کنند: چنین مفهوم سازی مجددی دیدن مدیریت عواطف را به عنوان یک بخش عادی از تجربه عواطف میسر می نماید. اگر چنین باشد آنگاه ممکن است که عواطف و احساسات مدیریت شده یه طور بلقوه بخشی واقعی یا معتبر از تجربه عاطفی به مثابه عواطف خود به خود تجربه شده باشد(اریکسون، ۱۹۹۷). چنین استدلالی توسط تححقیقات انجام شده بر روی اثرات مدیریت عواطف در بافت های کاری تایید شده است(بالان، اریکسون و هارتون[۸۷] ، ۱۹۹۷) در نتیجه افرادی که قادرند چنین دیدگاهی را در مورد مدیریت عواطف بپذیرند می توانند هدف استراتژیک و بکارگیری عواطف ابراز شده را با عواطف و احساساتی از اعتبار و اصالت، ولو آن که به صورت استراتژیک عمل شود ترکیب نمایند. اشفورت و تامیاک(۲۰۰۰) اشاره می کنند که تقریبا نیمی از افراد در مطالعه شان در خصوص مشاغل خدماتی دامنه وسیعی از عواطف را نشان داده و وانمود می کردند و در عین حال در نقش شان همچنان احساس اصالت می کردند. یعنی چنین افرادی قادر بودند وجهه ای از توجه را برای ایفای نقش هایشان اتخاذ نمایند و در عین حال اصالت خودشان را حفظ کنند(وربیکی و همکاران، ۲۰۰۴). ۶- دیدگاه کنایه ای[۸۸] : هچ[۸۹](۱۹۹۷) بیان می کند که کنایه بواسطه تمایل به رها کردن شیوه های مرسوم نگریستن به تجربه و امتحان کردن واژگان تازه و جریان های قابل تفسیر بدست می آید. به زعم سیتینگ رورتی(۱۹۸۹) و هچ(۱۹۹۷) کنایه گوها افرادی هستند که در می یابند که هر چیزی با شرح و توضیح مجدد می تواند به گونه ای ساخته و پرداخته شود که خوب یا بد به نظر برسد و عدم تلاش شان بریا شکل دهی معیارهای انتخاب آنها را در موقعیتی قرار می دهد که سارتری آن را فوق پایدار می نامد: هرگز کاملا قادر نیستند که خودشان را جدی بگیرند به خاطر این که همیشه از این مسئله آگاه هستند که شرایطی را که درآن خودشان راتوصیف می کنند در معرض تغییر است. به همین نحو کنایه به عنوان مکانیزمی که باید به افراد اجازه دهد وضعیت های عاطفی مبهم را تحمل کنند و گه گاهی راهبرد های سازگاری متناقضی را به کار گیرند عمل میکند(هچ، ۱۹۹۷). از آن جایی که کنایه وضعیت های عاطفی و ذهنی متناقض را در بر می گیرد می تواند واقعیت های متناقض دیگری را نیز تقویت کند، برای مثال به طور هم زمان مدعی و مراقب بودن . به علاوه برخی راهبردهای سازگاری عاطفی ممکن است در افراد اضطراب ایجاد کند، اما کنایه ممکن است به افراد کمک کند تا این گونه عواطف منفی را به صورت یک چشم انداز در آورند(وایلنت، ۱۹۹۸) زیرا مزاح و شوخی فاصله ای را با عواطف منفی ایجاد می کند(کلنتر، ۱۹۹۵). توانایی نشان داد حس شوخ طبعی و سعه نظر نسبت به یک فرد همچنین جزئی از مفهوم خود ارزیابی صحیح گلمن (۱۹۹۸) است که به شدت با هوش عاطفی پیوند یافته است. به طور خلاصه دیدگاه کنایه ای افراد را قادر می سازد تا بهتر بتوانند به مدیریت نیاز های متناقض شغل شان بپردازند(وربیکی و دیگران،۲۰۰۴). ۷- نقش هنجارهای فردی[۹۰] : کارمندان هنگامی که در حضور ارباب رجوع به عواطف خود می پردازند باید مطابق با هنجارهای سازمان و هنجارهای فردی شان عمل کنند. آن چنان که سارنی (۱۹۹۹) بیان می کند: شایستگی عاطفی رشد یافته فرض را بر این می گذارد که ویژگی اخلاقی و ارزش های اخلاقی عمیقا بر پاسخ های عاطفی فرد به گونه ای که تمامیت فردی را بهبود می بخشد تاثیر می گذارد. گلمن(۱۹۸۸) بیان می دارد که حفظ و نگهداری استانداردهای صداقت و امانت عامل تعیین کننده قابلیت اعتماد و از این رو یکی از پیامد های هوش عاطفی است و هوی (۱۹۹۹) اهمیت صداقت، انصاف، عدالت و احترام را برای تقویت فرایند های تغییر در سازمان ها تأیید می نماید. روی هم رفته شایستگی عاطفی مربوط به یافتن تعادلی بین خود( و آن چه که فرد احساس و بیان می کند) و محیط ( یعنی این که چگونه محیط اجتماعی محدودیت ها و فشارهایی را اعمال می کند و فرد می پذیرد و به وی پاسخ می دهد) است( سارنی ۱۹۹۹). غالبا افراد وسوسه می شوند که در رفتار های غیر اخلاقی خواه به واسطه خود فریبی ایجاد شده باشد یا فشار های وارده مربوط به انتظاراتت عملکردی، اوامر سرپرستان یا درخواست های ارباب رجوع درگیر شوند. چنان چه افراد بخواهند تمامیت خود را در سازمان حفظ کرده و در عین حال به انتظارات موجود پاسخ دهند می بایست چنین تقاضاهایی را با قواعد رفتاری خود تطبیق دهند(وربیکی و دیگران، ۲۰۰۴)افرادی که شایستگی عاطفی بالایی دارند هفت قابلیت عاطفی فوق الاشاره را بهتر با هم ترکیب می نمایند. ۲-۱-۴-۵-مدل سارانی سارانی بیان می کند که ” روابط ما با دیگران بر عواطف واحساستمان تاثیر می گذارد و عواطف و احساساتمان نیز متقابلا بر ورابطمان با دیگران اثر می گذارد” (دافی، ۲۰۰۶). این عمل متقابل و تعامل بین بافت فردی و اجتماعی است که آن چه را که سارانی ” تجربه ناپذیری” یا ” جدایی ناپذیری” رشد عاطفی و اجتماعی می نامد را رائه می کند. بدین معنا که رشد عاطفی به تعامل اجتماعی وابسته است از آن جایی که افراد چیز هایی را از محیط برای یادگیری قواعد عاطفی گرفته و متقابلا آن ها را در رفتار های به رسمیت شناخته شده از لحاظ اجتماعی نشان می دهند( دافی، ۲۰۰۶) سارانی هشت مورد از مهارت های شایستگی عاطفی که شش مورد آن با تحقیقات تجربی تایید شده و دو مورد آن نتیجه کار و مشاهدات فردی وی است برمی شمرد. به طور خلاصه این مهارت های شایستگی عاطفی عبارت انداز(دافی ، ۲۰۰۶) ۱٫ آگاهی نسبت به حالات عاطفی خود. ۲٫ توانایی تشخیص عواطف و احساسات دیگران بر اساس نشانه های موقعیتی و بیانی در درون بافت فرهنگی. ۳٫ توانایی استفاده از واژگان عاطفی و اصطلاحات بیانی که به طور معمول در فرهنگ ( یا خرده فرهنگ ) فرد وجود دارد…. برای دستیابی به نمایشنامه های فرهنگی که عواطف و احساسات را با نقش های اجتماعی پیوند می دهد؛ توانایی همدلی و همدردی کردن با دیگران.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
لذت: حالتی از احساس است که میزان تمایل فرد نسبت به شادی، لذت، خوشی و رضایت با یک موقعیت خرید ویژه را شرح میدهد Adelar & et al ,2003, 256)). انگیختگی: حالتی است که با احساس هیجان، شور و تشویق، تحریک و هوشیاری همراه است (Ibid). نفوذ: به اندازه یا وسعتی که فرد احساس میکند که یک شرایط بخصوص را تحت کنترل دارد یا احساس میکند که در آن شرایط ویژه آزادی عمل با او میباشد (Ibid). محرکهای خرید لذت جویانه: عواملی هستند که باعث ایجاد حس لذتجویی در مشتری میشوند این عوامل شامل نیاز به تازگی، نیاز به کنش متقابل اجتماعی و سرگرمی هستند در جایی دیگر این عوامل شامل نیاز به تازگی، تنوع و شگفتی (غافلگیر شدن) شناسایی شدهاند (Hausman, 2000,412). عامل هیجان: به عنوان اندازهای که فرد تصور میکند که عامل هیجان به عنوان عاملی برای خرید تفننی است و هنگام خرید فرد احساس میکند که خرید مهمی را انجام نداده است علاوه بر این هیجان یک احساس درک شده همزمانی عامل است که باعث تحریک و بیداری میشود (Rook, 1987, 196).
 روش تحقیق ۳-۱- مقدمه هدف تمام علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظور آگاهی از مسائل و مشکلات دنیای اجتماعی، روش های علمی، تغییرات قابل ملاحظهای پیدا کردهاند. این روندها و حرکتها سبب شده است که برای بررسی رشتههای مختلف بشری، از روش علمی استفاده شود (ایران نژاد پاریزی، ۱۳۷۸، ۹). از جمله ویژگیهای مطالعه علمی که هدفش حقیقتیابی است استفاده از یک روش تحقیق مناسب میباشد و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است (خاکی، ۱۳۷۹، ۱۴۳-۱۴۲). ۳-۲- روش تحقیق به طور کلی روشهای تحقیق در علوم رفتاری را میتوان با توجه به دو ملاک تقسیم کرد. الف) هدف تحقیق (بنیادی، کاربردی و توسعهای) ب) نحوه گردآوری دادهها (آزمایشی و توصیفی) بر این اساس تحقیق حاضر از نظر هدف و غایت کاربردی و از لحاظ روش تحقیق از نوع توصیفی – پیمایشی است (حافظ نیا، ۱۳۷۷). ۳-۳- متغیرهای تحقیق در یک تحقیق برای پاسخ دادن به سئوالهای تحقیق و یا آزمون فرضیهها، تشخیص متغیرها امری ضروری است. در این تحقیق متغیرهای مستقل تحقیق عبارتند از: محیط فروشگاه، حالت روحی ـ روانی، ویژگیهای فردی مشتری و متغیر وابسته عبارت است از: خرید تفننی ۳-۴- روش های جمع آوری اطلاعات مهمترین روش های گردآوری اطلاعات در این تحقیق بدین شرح است:
-
- مطالعات کتابخانهای: در این قسمت جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات تحقیق موضوع، از منابع کتابخانهای، مقالات، کتابهای مورد نیاز و نیز از اینترنت استفاده شده است.
-
- تحقیقات میدانی: در این قسمت به منظور جمع آوری دادهها و اطلاعات برای تجزیه و تحلیل از پرسشنامه استفاده گردیده است.
پرسشنامه مذکور شامل ۲ بخش عمده میباشد:
-
- نامه همراه: در این قسمت هدف از گردآوری دادهها بوسیله پرسشنامه و ضرورت همکاری پاسخدهنده در عرضه دادههای مورد نیاز، بیان شده است. برای این منظور بر با ارزش بودن دادههای حاصل از پرسشنامه تأکید گردیده تا پاسخدهنده به طور مناسب پاسخ سئوالها را عرضه کند.
-
- سئوالهای (گویهها) پرسشنامه: این بخش از پرسشنامه شامل ۲ قسمت است:
الف) سئوالات عمومی: در سئوالات عمومی سعی شده است که اطلاعات کلی و جمعیت شناختی در رابطه با پاسخدهندگان جمع آوری گردد این بخش شامل ۴ سئوال میباشد. ب) سئوالات تخصصی: این بخش شامل ۳۶ سئوال است. در طراحی این قسمت سعی گردیده است که پرسشنامه تا حد ممکن کوتاه بوده و به آسانی قابل فهم باشد، و از ارائه سئوالهای منفی پرهیز شود. برای طراحی این بخش از طیف پنج گزینهای لیکرت استفاده گردیده است که یکی از رایجترین مقیاسهای اندازهگیری به شمار میرود. شکل کلی و امتیاز بندی این طیف به صورت ذیل میباشد: شکل کلی: کاملا مخالفم – مخالفم – تا حدودی – موافقم – کاملا موافقم امتیاز بندی: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ برای این منظور براساس متغیرهای مورد بررسی ۳۶ سوال پنج گزینهای تدوین شده است که در جدول ذیل تقسیمبندی سئوالات براساس متغیرها ارائه گردیده است. جدول ۳-۱- ترکیب سئوالات پرسشنامه
| متغیرهای مورد بررسی |
شماره سئوالات در پرسشنامه |
جمع سئوالات |
| خرید تفننی |
۱ تا ۳ |
۳ |
| محیط فروشگاه |
۴ تا ۱۱ |
۸ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تقسیمبندی بالا نیز توسط افراد متعددی انجام شد، برخی از جامعه شناسان مجازات، اخلاقیات و شیوه های قومی را از انواع هنجارها بهحساب میآورند (جادسون، ۱۹۹۷) . برخی نیز شیوه های قومی، رسوم اخلاقی و قوانین را از انواع هنجارها دانسته و معتقدند این سه الگوی هنجاری توسط درجه مشروعیت از یکدیگر متفاوتاند. شیوه های قومی: الگوهایی هستند که در زندگی روزمره و کنشهای متقابل انسانی وجود دارند. آنها اموری را که انواع اجتماعی صحیح و پذیرفتهشده هستند، شامل میشود و بهطور غیررسمی حمایت میشوند. آداب غذا خوردن، نحوه لباس پوشیدن از آن جملهاند. این امور بر اساس سنتها شکلگرفتهاند و سطحی و گذرا نیستند و کمتر تغییر مییابند، البته این شیوه های قومی توسط پاداشهایی مانند تمجید کردن، تجویز کردن، موردپذیرش قرار میگیرند و با مجازاتی مانند تمسخر، بدگویی موجب عدم پذیرش میشوند و موقعیت اجتماعی را تثبیت میکنند. رسوم اخلاقی: شامل قواعد اساسی، تماسها و برخوردهایی است که توسط جامعه اعمال میشود. آنها از شیوه های قومی قویتر هستند و مجازات و ضمانت اجرایی آنها بیشتر از شیوه های قومی است و با احساسات جامعه درگیرند. این امور توسط ارزشهای مسلط در جامعه حمایت میشوند و مشخصکننده درستی و اشتباهات کنشهای اخلاقی و ضداجتماعی تفکرات و احساسات هستند (واگو، ۱۳۷۳: ۲۵ و ۲۴). بهعبارتدیگر هنجارهایی که بیشترین اهمیت را داشته و بدون هیچ پرسشی اطاعت میشوند، درصورتیکه افراد از انجام آنها تخطی کرده با تنبیه شدید مواجه میشوند را اخلاقیات میگویند (جادسون، ۱۹۹۷: ۷۸). یا تعدادی از هنجارهایی که با احساسات قوی درست یا غلط بودن مرتبط هستند، تخطی از این هنجارها (اخلاق) نهتنها نتیجهاش تنبیه قانونی است بلکه نتایج آن در مجازات غیررسمی میتواند طرد از گروه، دوری کردن از شخص خاص یا سرزنش باشد (برینکروف و همکاران، ۱۹۹۷: ۶۷). قوانین: مقرراتی که توسط اقتدار دولت به اجرا درآمده و جنبه التزامی داشته را قانون میگویند. در خیلی از مواقع اخلاق مهم جامعه بهصورت قانون درمیآیند (همان). بهعبارتدیگر قوانین، هنجارهایی با مشخصات خاص خود هستند. آنها مکتوب و دارای سازمانهایی مانند پلیس، قضات، وکلا و نهادهای مشخص مانند دادگاه هستند که همگی ضمانت اجرای آن را بر عهدهدارند و میزان مجازات و تنبیه ناشی از عدم اطاعت در قوانین بهطور خاص مشخصشدهاند (واگو، ۱۳۷۳: ۲۵). هنجارها را میتوان ازنظر درونی و بیرونی بودن نیز تقسیمبندی کرد. هنجارهای درونی[۲۲]: هنجارهایی هستند که ما آنها را درونی کردهایم و کسی به ما دربارهی آن قاعده، دستوری نمیدهد و ما خودبهخود، بدون احساس اجبار بیرونی، از درون، خود را موظف به پیروی از آن میدانیم و با میل خود آنها را رعایت میکنیم. اینگونه هنجارها که قسمت اعظم زندگی خصوصی و اجتماعی ما را در برمیگیرند، عموماً (بالأخص در کشورهای جهان سوم) ازنظر میزان آگاهی و رسمی بودن در حد کم تا متوسط هستند (رفیعپور، ۱۳۸۷: ۲۱۹). مراسم ازدواج با قواعدی چون آینه و شمعدان، انگشتر، مهریه، جشن، محل جشن، تعداد افراد مدعو، جهیزیه و … از این نوع هنجارها هستند. نکته بسیار مهم این است که بااینکه بیشتر این هنجارهای درونی در هیچ جا نوشتهنشدهاند و مجازات رسمی و مشخص نیز برای آن وجود ندارد، افراد خود را بسیار ملزم به پیروی از آنها میدانند، زیرا اگرچه مجازات آنها غیررسمی است (بهطور پوزخند، تمسخر، انگشتنما، طرد و منزوی شدن). اما تأثیر این مجازات عموماً قویتر از حتی مجازات رسمی سنگین و گاه حتی قویتر از اعدام است (همان، ۲۲۰ و ۲۱۹).
 هنجارهای بیرونی: آن هنجارهایی هستند که از بیرون (یعنی نه بهطور خودجوش از بین مردم)، بلکه از جانب یک قدرت مافوق برای اعضاء جامعه بهصورت نوشته، در قالب قوانین و آئیننامهها تعیین میشوند، بدون آنکه اعضاء جامعه هم در تعیین آن هنجارها مشارکت جمعی داشته باشند (همان، ۲۲۱). هنجارهای پایدار و ناپایدار یک طبقهبندی دیگر از هنجارها یعنی پایداری[۲۳] حائز اهمیت است. ازنظر زمانی، برخی هنجارهای عمری طولانی دارند، تا جائیکه عمر آنها از عمر انسانها و یا حتی چندین نسل بیشتر است و برخی دیگر بسیار کوتاه و زودگذرند (همان، ۲۲۴). از سوی دیگر هنجار در نوع رفتار فردی قابلمشاهده است، اولی شامل عکسالعملهای فردی و شامل التزام (تعهد) به رفتار کردن بر طبق هنجارهاست که به دنبال آن صورتهایی از احساسات، تصمیمگیریها و رفتارها پدید میآید. دومی شامل افراد (بهعنوان توبیخ و تشویق) و شامل یک دید توافقی که دیگران مجبورند بر اساس هنجارها رفتار کنند که در پی آن صورتهایی از احساسات تصمیمات و رفتارها پدید میآیند (اوپ و جاسو[۲۴]، ۱۹۹۷: ۹۴۷). اوپ و جاسو برای هنجارها چهار جنبه قائل هستند: قطبی بودن[۲۵]: یعنی آیا یک هنجار تجویزشده[۲۶] است و منع شده[۲۷] یا نباید و یا دوقطبی[۲۸] شرط پذیر[۲۹]: آیا یک هنجار در همه موارد پایدار و بدون تغییر است؟ شدت [۳۰]: درجه الزامی بودن وفاق[۳۱]: یعنی تعداد افراد پیرویکننده (همان) ۳-۲- دیدگاه و نظریات مختلف هنجارها (ادبیات موضوعی) پیش از پرداختن به تئوریهای هنجارها، منشأ هنجارها را بیان میکنیم. الستر (۱۹۸۹)، کلمن (۱۹۹۰) نفع مشترک و عدم تعین انسانهای معقول در خلال زمان را موجب پیدایش قواعد اجتماعی میدانند. در مقابل لاکوود (۱۹۵۶)، مکمرتوری (۱۹۷۸)، نظریههای تضاد، بهویژه ماتریالیسم تاریخی مارکس، تمایل دارند تا منشأ قواعد اجتماعی را در زور و سلطهی اجتماعی ببیند. در کنار دو پاسخ عمده، اودن (۱۹۹۶)، هورن (۲۰۰۱)، کلور و همکاران (۲۰۰۵)، لالر و همکاران (۲۰۰۸)، رادفیلدرالز (۲۰۰۹)، پاسخهای دیگری را میتوان در نظریههای مختلف، مانند نظریهی مبادلهی اجتماعی، نظریهی پدیدارشناسی، نظریه روششناسی قومی، نظریه هویت اجتماعی ردیابی نمود (چلبی، ۱۳۹۳: ۷۳). ۳-۲-۱-کارکردگرایان در میان انواع تحلیلهای موجود در جامعهشناسی، تحلیل کارکردی جایگاه و اهمیت ویژهای دارد، و همواره موردتوجه بسیاری از جامعه شناسان بزرگ بوده است. کارکردگرایی بهعنوان یک شاخه از تحلیلهای علوم اجتماعی به جهتگیری نظری و روش شناسانهای اطلاق میشود که در آن پیامدهای پدیده های تجربی معین کانون تحلیل قرار میگیرند. اصطلاح کارکردگرایی به مجموعه رهیافتهای مختلفی اطلاق میشود که وجه مشترک همهی آنها توجه به روابط یک بخش از جامعه با بخش دیگر یا شاید با کل جامعه است. تحلیل کارکردی نتیجه تلاش برای استفاده از مفاهیم و اندیشه های زیستشناسی در تحلیلهای اجتماعی است. پیشگامان این منطق روششناختی امیل دورکیم در فرانسه و هربرت اسپنسر در بریتانیا بودند (آوتویت و باتامور، ۱۳۹۲؛ سیدمن، ۱۳۹۲؛ توسلی، ۱۳۸۹؛ گیدنز، ۱۳۸۶). این تحلیل بعدها از سوی پارسونز بسط داده شد و از سوی مرتون جرح و تعدیل شد (آوتویت و باتامور، ۱۳۹۲؛ ریتزر، ۱۳۸۶). ۳-۲-۱-۱- دورکیم رعایت هنجارها ازنظر دورکیم تحت تأثیر وجدان صورت میگیرد (گی روشه، ۱۳۶۷: ۵۶). وجدان جمعی با این واقعیت که ضرورتاً همیشه ملزم کننده و مجبور کننده است مشخص میشود و برای آنکه به یک جامعه تعلق داشته باشیم هر نوع جامعهای که باشد باید در برابر حالات جمعی عمل، تفکر و احساس جامعه سر فرود آوریم و آن را قبول و بدان عمل کنیم. بدون شک این فشار وجدان جمعی مجموعاً بهوسیله افراد جامعه محسوس نیست. این افراد وجدان جمعی را جذب کردهاند و اصولاً به وسیله تعلیم و تربیتی که اخذ نمودهاند آنها این وجدان را از آن خودکردهاند و این وجدان، وجدان اخلاقی خاص ایشان شده است. درنتیجه صورت بیرونی و فشار دهنده وجدان جمعی برای افراد یک جامعه محسوس نیست زیرا وجدان باوجودآنکه بیرون از افراد است، در ضمن در باطن هریک از آنها وجود دارد و فشاری که وارد میآورد جای خود را به عادت، وجدان اخلاقی که در هر یک از اشخاص رشد یافته است، میدهد (همان، ۲۶ - ۲۵). فرد ازآنجاکه در پارهای مواقع هنجارها را درونی کرده است فشار بر خود احساس نمیکند. بهطورکلی فرایند اجتماعی شدن همان جذب هنجارهای محیط پیرامون خود است. درواقع منظور از اجتماعی شدن، کیفیت فراگیری و جذب مدلهای جامعه است از سوی اعضا یک جمع و قرار دادن آن مدلها در مقررات زندگی شخصی خود … نتیجه روند اجتماعی شدن آن است که مدلهای فرهنگی که در جامعه وجود دارند در اشخاصی که عضو جامعه میباشند، نیز به وجود آیند (همان، ۵۶). بدین ترتیب، هنجارها دارای نیروی فوقالعاده و غیرقابلتصور هستند که به قول دورکیم بر فرد و اراده فردی تحمیل میگردند و انسانها اگر بتوانند در مقابل هر نیرویی مقاومت کنند، مقاومتشان در مقابل این نیروهای هنجاری کمتر است. این نیرو و فشار را درایتزل بهپیروی از دورکیم «فشار هنجاری» مینامد (رفیعپور، ۱۳۸۷: ۱۹۷). فشارهای هنجاری همیشه فقط بهصورت اجبار نیست، بلکه عمدتاً بدون وقوف با یک میل درونی نیز آمیخته است (همان، ۱۹۹). ۳-۲-۱-۲- فیرکانت فیرکانت دو نوع ارتباط بین انسانها تشخیص میدهد: رابطه معنوی خصوصی (روابطی که در اجتماع به وجود میآید) و روابط منطقی حسابشده (روابطی که در جامعه به وجود میآید). در این ارتباطات هنجارهایی حاکم است و فقط در گروه است که هنجارها به تکالیف و اصول معنا پیدا میکنند و رشد مییابند … و گروه مهمترین عامل رشد شخصیت فرد بهحساب میآید … هر فرد برای سایر اعضای گروه زمانی اهمیت دارد که فعالیتش در جهت و در رابطه با گروه باشد (باوم، ۱۳۶۷: ۷۳). فیرکانت با توجه به اینکه هدف گروه را ادامه بقاء و تقویت صیانت خویش میداند، معتقد است که فردگرایی حاکم یارای مقابله با فشارهایی را که گروه ها بر (اجتماع) بر افراد تحمیل میکند، ندارد (همان). ۳-۲-۱-۳- پارسونز نظام عمل از دیدگاه پارسونز مفهوم نظام در کانون بحث پارسونز قرار دارد و نظریه عمل پارسونز به نحوه عملکرد ساخت و پیوستگی جوامع میپردازد که شامل چهار نظام است: ۱- نظام فرهنگی ۲- نظام اجتماعی ۳- نظام شخصیتی ۴- ارگانیسم رفتار. نظام فرهنگی: که در غالب آن واحد اصلی تحلیل معنی و نظام سمبلیک است …پارسونز در این سطح بر ارزشهای مشترک تأکید دارد. نظام اجتماعی: واحد اصلی این نظام کنش متقابل نقشهاست. نظام اجتماعی ازنظر پارسونز شامل تعدادی عملکننده میشود که با یکدیگر در حال کنش در شرایطی هستند که حداقل دارای محیطی است که عملکنندگان در آن بهمنظور به حداکثر رساندن رضامندی خود در وضعیت مشابه باهم ارتباط برقرار میکنند. این ارتباط از طریق یک نظام ساختیافته فرهنگی و نمادی مشترک تعریف و برقرار میشود (ممتاز، ۱۳۷۲؛ تنهایی، ۱۳۸۷؛ ادیبی و انصاری، ۱۳۸۳؛ محمدی اصل، ۱۳۸۵). در زبان پارسونزی، کنش اجتماعی متقابل در یک پیوند وابستگی مضاعف عمل میکند. حاصل آنچه من انجام میدهم به دو چیز بستگی دارد، یکی آن چیزی است که من قصد دارم انجام بدهم و دیگر آن چیزی است که شما میخواهید تا من انجام بدهم. آنچه شما انجام میدهید نیز به همینسان تنظیم میشود. اکنون برای اینکه ما باهم باشیم، من باید آنچه را شما از من میخواهید انجام بدهم، اگر این شرایط فراهم شود آن موقع هر یک از ما در کنشهایمان جویای پاداش از دو منبع هستیم. باکاری که انجام میدهیم خواستار احترام شخصی و ارضاء درونی و جلب رضایت بیرونی شخص دیگر هستیم. کنش متقابل اجتماعی هم انعکاسی از درون و هم از بیرون است. از جهت درونی، کنش مزبور در فرایندهای فرهنگی است که در شخصیت ظاهر میشود. پارسونز اغلب این فرایندها را تحت عنوان «تمایلات نیاز» موردبحث قرار میدهد، درحالیکه منظور او آن انگیزه فردی است که تحت عنوان تأثیر فرهنگ قرار دارد. از جهت بیرون، کنش متقابل اجتماعی توسط مردم دیگر پاداش داده میشود (اسکیدمور، ۱۳۷۵: ۱۸۹). نظام شخصیت: واحد اصلی تحلیل در این نظام فرد عملکننده است (ممتاز، ۱۳۷۲). در نمونه عمومی نظام شخصیت با دستیابی به هدف ملازم است. شخصیت عبارت از سازمان ذهنی اکتسابی فرد است. اشخاص کاملاً بر مبنای اهدافی که ریشه در چارهاندیشیهای شخصیشان دارد عمل نمیکنند بلکه اهداف و وسایلی که با آن مواجه هستند، عمدتاً تحت تأثیر آن مناسبات اجتماعی است که مردم در آن مشارکت دارند (اسکیدمور، ۱۳۷۵: ۱۸۴). ازنظر پارسونز افراد ارزشها را از نظام فرهنگی فراگرفته و هنجارها و انتظارات نقش را از نظام اجتماعی میآموزند. هویت فرد از نظام شخصیتی سرچشمه میگیرد و ابزار بیولوژیکی آن ارگانیسم رفتاری است (ممتاز، ۱۳۷۲). اشخاص جامعهپذیر شده از هنجارها تبعیت میکنند، زیرا هنجارها ارضاء کننده هستند و نیز به این دلیل که سایر اشخاص به رفتار مناسب پاداش میدهند … به نظر میرسد کسانی که این پاداشها را به او میدهند از انگیزه و امیال صحیح برخوردند و دارای نظام شخصیتی نسبتاً سازمانیافته و مناسب هستند و به همین دلیل ترتیب شخصی که از پاداشهای مشروعی برخوردار میشود، مورد تائید و دفاع قرار میگیرد (اسکیدمور، ۱۳۷۵: ۱۸۶). بنابراین نظام اجتماعی یعنی صحنهای که در آن نقش اتفاق میافتد، بهنظام شخصیت و نظام فرهنگی در قالب یک نظام اجتماعی کلی که همه آنها را در بردارد وحدت میبخشد (همان، ۱۸۲). چهارچوب عمل از دیدگاه پارسونز اساس نظریه تام اجتماعی پارسونز را نظریه عمومی وی درباره عمل اجتماعی تشکیل میدهد … (همان، ۸). ازنظر پارسونز چهارچوب عمل شامل عملکننده – هدف – شرایط و معیارهای هنجاری (ساخت هنجاری) و ابزار است. در اینجا چهارچوب عمل از یک عملکننده شروع میشود که میتواند یک فرد یا مجموعهای از افراد باشد. پارسونز معتقد است که عملکننده دارای انگیزهای است که انرژی خود را صرف دستیابی به یک هدف نماید که هدف توسط نظام فرهنگی تعریفشده است (ممتاز، ۱۳۷۲). مثلاً عملکننده (فرد) قصد ازدواج دارد، عمل (ازدواج) در شرایطی واقع میشود که راههایی برای رسیدن به هدف و موانعی برای رسیدن به آن وجود دارد، (شرایط) اما نکته مهم این است که تمام عوامل بالا تحت تأثیر معیارهای هنجاری در نظام اجتماعی قرار دارند. هنجارهای ازدواج میتوانند مهریه، جهیزیه، جشن عروسی و .. با شرایط تعیینشده باشند. اما بهطورقطع عملکننده باید قواعد بازی را رعایت کند. نحوه رفتار و انتظارات هنجاری باید توسط عملکننده پاسخ مناسب داده باشد و بنابراین هنجارها در کانون توجه پارسونز هستند (همان). پارسونز در دیدگاه سیستمی خود برای هر یک از چهار خرده نظام کنش، از ارگانیسم رفتاری، نظام شخصیتی، نظام اجتماعی و نظام فرهنگی چهار کارکرد مجزا قائل است. سازگاری کارکرد ارگانیسم رفتاری است که کسب امکانات کافی از محیط و سپس توزیع آنها در سرتاسر نظام را ایفا میکند. حصول هدف (کارکرد نظام شخصیتی)، بر مسئله برقرار کردن اولویتها در میان هدفهای نظام و بسیج منابع نظام برای حصول به آنها دلالت دارد. یگانگی (کارکرد نظام اجتماعی) به شکل هماهنگ کردن و حفظ روابط پایدار میان واحدهای نام اطلاق میشود و پایداری (کارکرد نظام فرهنگی) با حفظ الگوهای نهادی ارتباط دارد (ترنر، ۱۹۷۷: ۵۹). مخفف این چهار کارکرد تحت عنوان AG IL پارسونز است که پارسونز با بهره گرفتن از همین منحنی به تبیین جامعهپذیری و مراحل مختلف رشد شخصیت میپردازد. جدول ۳- ۱: خرده نظام اجتماعی پارسونز
حصول هدف G |
سازگاری A |
یگانگی I |
پایداری L |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدل برگرفته از مقاله: Tsu-Wei Yu & Feng-Cheng Tung,2013 ۱-۶ تعاریف عملیاتی متغیر ها و واژه های کلیدی بازاریابی رابطه مند: مفهوم بازاریابی رابطه مند برای اولین بار توسط (Berry 1983) در یک مطالعه بازاریابی در صنایع خدماتی،ارائه شد.بازاریابی رابطه مند بر اهمیت،ایجاد،نگهداری و افزایش رابطه با مشتریان و خریداران تأکید دارد.
 بازاریابی رابطه مند موفق،به خلق مشتریان وفاداروایجاد بازاریابی دهان به دهان کمک می کند و همچنین هزینه رشد مشتریان جدید را کاهش می دهد. (Whyatt and Koschek2010) Webster ( 1994) در سالهای اخیر با افزایش رقابت در صنعت بیمه عمر،مشتریان مهمترین منابع استراتژیک شرکت ها شده اند.نگهداری روابط بلند مدت با مشتریان و افزایش رضایت مشتریان و همچنین وفاداری مشتریان منجر به سودآوری شرکت ها می شود(Sweeney and Soutar2011).)کاتلر )چنین استنتاج کرد که شرکت ها باید از معامله گرایی کوتاه مدت به سمت ایجاد رابطه بلند مدت حرکت کنند. Crosby et al( 1990) بیان می کند که کیفیت رابطه نقش مهمی بر اثرگذاری بر مشتری ایفا می کند.طبق بسیاری از مطالعات (Shani and Chalasani(1992(Jones and Sasser( 1995، روابط با کیفیت خوب به این معناست که مشتریان از طریق دستیابی به یک حس مداوم از رضایت ،قادر به اعتماد و اطمینان به فروشنده می شوند.مطالعات دیگر درباره رابطه بین کیفیت رابطه و وفاداری مشتری نیز نشان می دهد هنگامی که مشتریان از استمرار و کیفیت خدمت بهتر آگاه هستند با تمایل بیشتری رابطه بلند مدت با شرکت را حفظ می کنندو حس بهتری از کارکنان می یابند (Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung,2013). مشتری تنها منبع سودآوری شرکتها در زمان حال و آینده است.ولی، به هر حال یک مشتری خوب که سودمندی بیشتری را ایجاد می کند همیشه امکان دارد که از دست برود، زیرا رقابت بر سر دستیابی به مشتریان خوب شدید است. شرکت ها باید به حفظ و نگهداری مشتریان فعلی و ایجاد رابطه بلند مدت وسوداور با آنها تأکید نمایند. دیدگاه اصلی حفظ مشتریان این است که باید با عرضه ارزش برتر به مشتری، رضایت وی را(پیوسته) تأمین کرد. فلیپ کاتلر بازاریابی رابطه مند را این گونه تعریف می کندبازاریابی رابطه مند عبارتست از ایجاد، حفظ و تقویت رابطه قوی با مشتریان و سایر گروهای ذینفع. به طور کلی ، گمسون عنوان کرده است:"ارتباطات به دو طرف نیاز دارد که با یکدیگر در تماس هستند.” به عنوان مثال،اساس و پایه ارتباطات بازاریابی بین ارائه دهنده(خدمت) و یک مشتری است. گرونوس ، معتقد است زمانی یک ارتباط توسعه میابد که با همه مشتریان یا در نهایت با مهمترین مشتریان تماس بر قرار شود و تعاملات رابطه مند باشند.بازاریابی رابطه مند مستلزم ایجاد، حفظ وارتقاء ودر صورت ضرورت خاتمه ارتباط با مشتریان است، به طوریکه اهداف هر دو طرف در گیر در رابطه تأمین شود. بنابراین شرکت ها، جهت ایجاد یک رابطه ، میبایست فرآیندهای ارتباطی و تعاملی مورد نیاز را به وجود آورند. بازاریابی رابطه مند، هم استراتژی های دفاعی و هم تهاجمی را در بر می گیرد.بازاریابی تهاجمی به جذب مشتریان جدیدی می پردازد که شامل جذب مشتریان بالقوه یا ترغیب و جذب مشتریان رقیب می شود. در مقابل بازاریابی تدافعی به دفاع از سهم بازار و حفاظت از مشتریان ارزنده می پردازد.به عبارت دیگر ،استراتژی های دفاعی در تلاش اند تا مشتریان کنونی را حفظ و کسب وکار بیشتری را با آنها ترتیب دهند. پیوند های مالی: Berry and Parasuraman1991 ادعا می کنند که پیوند های مالی توسط شرکت ها برای ارائه مشوق های قیمت برای تشویق مشتریان برای خرید محصولات یا خدمات آنها ارائه می شود.آنها همچنین بیان می کنند که استراتژی قیمت آمیخته بازار یابی ،کمک می کنند که مشتریان تصادفی به مشتریان مداوم و منظم تبدیل شوند.همزمان مشتریان می توانند محصولات شرکت ها را شناسایی کرده و احساس قوی تری از اعتماد و تعهد به شرکت مربوطه نسبت به شرکت های دیگر داشته باشند.پیوند های مالی عمدتاً با بهره گرفتن از مشوق های قیمت،مشتریان را برای خرید کالا و خدمات تشویق می کنند.برای حفظ وفاداری مشتری،محصولاتی ارزانتر یا هدیه های رایگان،به مشتریان بلند مدت ارائه می دهند.به هر حال ایجاد مزیت رقابتی در شرکت ها با این چنین اقداماتی اغلب کوتاه مدت است چرا که این منافع مالی می تواند توسط رقبا تقلید شود و هیچ گونه تمایزی را به طور دائم برای شرکت بوجود نخواهد آورد ( Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung,2013). پیوند های اجتماعی: Wilson1995 ادعا می کند که پیوند های اجتماعی،روابط میان فردی بین خریداران و فروشندگان را نشان می دهد.وقتی یک رابطه قوی میان فردی بین دو طرف وجود دارد در نتیجه تعهد برای نگهداری رابطه ،بالاتر می رود.وقتی انتخاب برای برقراری ارتباط از طریق روابط اجتماعی وجود داشته باشد،شرکت ها با احتمال بیشتری به مراقبت و حفظ مشتریان به عنوان دوستانی که سعی می کنند به خواسته های خاص خود برسند،می پردازد.وقتی مشتریان آگاه باشند که به عنوان دوست قلمداد می شوند،آنها با تمایل بیشتری به شرکت ها فرصت خدمت می دهند بنابراین شانس روابط آینده افزایش میابد. Gadde and Snehota2000 اشاره می کنند که وقتی بین دو شریک تجاری رابطه نزدیک تری وجود داشته باشد آنها با احتمال بیشتری به هم وابسته اند و بر رضایت،تعهد و اعتماد هم اثر می گذارند. Wilson and Mummalaneni1986 بیان می کنند که زمانی که روابط قوی تر است وپیوند های اجتماعی بین اعضای روابط تجاری موجود باشد،تعهد به حفظ رابطه راافزایش می دهد. Smith1998 متوجه شد که وقتی شرکت ها خدمت شخصی ارائه می دهند ویا به ایجاد پیوند های اجتماعی با مشتریان از طریق ارائه خدمت شخصی می پردازند،اثر مثبتی بر کیفیت رابطه می تواند مشاهده شود.پیوند های اجتماعی اشاره به ایجاد روابط بلند مدت با مشتریان از طریق شبکه های اجتماعی و بین فردی دارد.در این دیدگاه به مشتریان با خواسته های متفاوت توجه شخصی می شود.در مقایسه با پیوند های مالی که بر پایه انگیزه های قیمت بنا شده اند پیوند های اجتماعی به شرکت ها اجازه می دهد که مزیت رقابتی بزرگتری را تجربه کنند که برای جایگزین شدن سختتر و همچنین در افزایش نرخ حفظ مشتری مفید است. ( Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung,2013). پیوند های ساختاری: Han &Etal 1993 بیان کردند که در شرایط پیچیده خرید غالب شرکت ها با پیوند های ساختاری قوی توانایی ارائه بهتر و متعدد خدمات سفارشی را دارند که یک ارزش اضافی ایجاد می کند. Rodrigues, Wilson2002;Lin&Etal 2003) (تصدیق کردند که پیوند های اجتماعی یک اثر مثبت بر اعتماد ،رضایت وتعهد دارد،که اساس کیفیت رابطه را شکل می دهد. Lin &Etal 2003 در مطالعاتش در صنعت بانک دریافت که باپایه گذاری معاملات روابط بلند مدت با مشتریان ، پیوند های مالی واجتماعی واستراتژیهای پیوند های ساختاری همه روی اعتماد،رضایت و تعهد اثر مثبت دارند. Hsieh &Etal 2005 با مطالعه بر خریداران آنلاین به بررسی این پرداخت که فروشندگان حراج آنلاین ممکن است تعهد مشتری را با استفاده ازاستراتژی های پیوندی افزایش دهند. (Kumar &Etal 1995)بیان کردپیوند های ساختاری هنگامی بدست می آید که شرکت ها به ارائه خدمات سفارشی و نوآورانه به مشتریان بلند مدت تأکید دارد . (۲۰۱۳ , Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung). کیفیت خدمت: Siddiqui and Sharma (2010 )خدمت دارای ویژگی های لمس نشدنی،تجزیه نشدنی،تنوع و نابود شدنی می باشد. بنابراین اندازه گیری خدمات در برابر استانداردهای خاص مشکل است.با این حال کیفیت خدمت در واقع حاصل مقایسه بین توقع مشتری و آنچه که در واقع تجربه کرده است می باشد.Parasuraman 1985 ادعا می کند که کیفیت خدمت،اندازه گیری درک ذهنی مشتریان است که از خدمات دریافت کرده اند.بیشتر و به طور خاص Parasuraman 1988 کیفیت خدمت را به عنوان ارزیابی از برتری کلی شرکت بیان کرد.در حال حاضر رایج ترین مدل اتخاذ شده برای اندازه گیری کیفیت خدمت مدلSERVQUAL)) است که توسط parasuraman (1988) توسعه یافته است.که شامل پنج بعد ملموسیت،قابلیت اطمینان ،پاسخگویی،تضین و همدلی می باشد. Brandy and Cronin(2001) روش های تحقیق کیفی برای جمع اوری ارزیابی خدمات در هشت صنعت با پرسنل مختلف اتخاذ کردند:یعنی پارک ها،رستوران ها،مراکز مراقبت های پزشکی،آرایشگاه ها،اتو شویی ها و عکاسی ها .نتایج تحقیقات نشان می دهد که کیفیت خدمت چند وجهی است که به طور عمده در سه بعد کیفیت تعامل،محیط فیزیکی و خدمات اضافی بنا شده است. ۱-کیفیت تعامل به رابطه متقابل بین مشتریان و بیمه گران بر می گردد. ۲-محیط فیزیکی به محیط نرم افزارو سخت افزار سفارش شده توسط بیمه گذاران بر می گردد. ۳-سرویس های اضافی به اطلاعات مالی و بیمه ارائه شده توسط بیمه گر بر می گردد (Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung,2013). ( (Siddiqui and Sharma,2010بیان کردخدمت دارای ویژگی های لمس نشدنی،تجزیه نشدنی،متنوع و نابود شدنی می باشد. بنابراین اندازه گیری خدمات در برابر استانداردهای خاص مشکل است.با این حال کیفیت خدمت در واقع حاصل مقایسه بین توقع مشتری و آنچه که در واقع تجربه کرده است می باشد.Parasuraman & Etal 1985 ادعا می کند که کیفیت خدمت،اندازه گیری درک ذهنی مشتریان است که از خدمات دریافت کرده اند.بیشتر و به طور خاص Parasuraman &Etal 1988 کیفیت خدمت را به عنوان ارزیابی از برتری کلی شرکت بیان کرد (۲۰۱۳ , Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung). کیفیت رابطه: Crosby& Etal 1990 در تحقیقات صنعت بیمه عمر امریکا نوشته است که کیفیت رابطه،ارزیابی کلی از قدرت رابطه بین فروشندگان بیمه عمر با مشتریان می باشد و این ارزیابی ،خواسته ها و انتظارات هر دو طرف را به هم مرتبط می سازد،مطالعه آنها همچنین نشان می دهد که توانایی حرفه ای فروشندگان بیمه عمر یک اثر مثبت بر کیفیت خدمت می گذارد. این نشان می دهد که وقتی فروشندگان دارای سطح بالایی از تخصص و تجربه هستند،مشتریان احساس اعتماد به نفس بیشتری در باره کیفیت خدمات ارائه شده،می یابند. اطمینان درک شده توسط مشتریان یک تأثیر مثبت بر کیفیت رابطه می گذارد. Henning,Thurau 1997 همچنین بیان می کند که پایه و اساس هر رابطه تجاری بر معامله خدمت یا محصول است وآگاهی از کیفیت کلی (شامل محصولات و خدمات) فاکتور اساسی در کیفیت رابطه است.بر اساس مطالعات فوق یک رابطه بین کیفیت خدمت و کیفیت رابطه وجود دارد.به خصوص هر چه مشتریان از کیفیت خدمت شرکت ها راضی تر باشند،آنها ارزیابی بهتری از کیفیت رابطه دارند.کیفیت رابطه به عنوان حدی از نگهداری روابط خوب بین بیمه گران و مشتریان،تعریف می شود. Smith 1998 and Swan1999,Morgan and Hunt1994 جزئیات را به صورت زیر بیان کردند: ۱-اعتماد،اشاره به وجود اعتماد به نفس مشتری در عملیات بیمه گران عمر برای افزایش سود های بلند مدت مشتریان در معاملات دارد. ۲-رضایت، به وجود رضایت مشتری از محیط سخت افزاری و نرم افزاری که توسط بیمه گران عمر به مشتریان ارائه می شود بر می گردد. ۳-تعهد ،اشاره دارد به حالت تکمیل موارد وعده داده شده توسط بیمه گران عمر به مشتریان. ( Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung,2013). اعتماد: اعتماد یک عامل بسیار مهم در ایجاد ارتباط قوی با مشتری وکسب سهم بازار می باشدUrban ۲۰۰۰)). Reichheld and Schefter(2000)بیان کردند تعهد باید قبل از کسب وفاداری به وجود آید(۲۰۱۳ , Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung). رضایت: )Garbarino and Johnson1999 (رضایت به خشنودی اشاره دارد و آن ارزیابی انباشته بر پایه خرید محصول یا خدمت یا تجربه مرتبط با مصرف می باشد. رضایت مصرف کننده به عنوان ارزیابی مطلوب ذهنی شخص از تجربه مصرف کننده از مصرف یک محصول(خدمت)بیان می شود. (Hallowell,1996)به طور ادراکی رضایت نتیجه تجربه خریدی است که مصرف کننده یا مشتری پاداش و ارزش های حاصل از مصرف کالا را با نتیجه مورد انتظارش مقایسه می کند. ( (Tsu-Wei Yu &Feng-Cheng Tung2013.رضایت مشتری عامل اصلی موفقیت در بسیاری از سازمان هاست و در تحقیقات متعدد به رابطه رضایت مشتری با ارتباط دهان به دهان،وفاداری،تکرار خرید و افزایش سود آوری سازمان ها اشاره شده است.(Fernandez-Gonzalez and Prado,2007,500). تعهد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|